فقه: تفاوت میان نسخهها
(←منابع) |
|||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
{{اصلی|فقه در لغت}} | {{اصلی|فقه در لغت}} | ||
فقه معانی مختلفی دارد: “فطانت و زیرکی”<ref>ابنفارس، معجم مقاییس اللغة، ج۴، ص۴۴۲.</ref>، “بریدن و گشودن”<ref>{{عربی|الفقه حقیقة: الشق و الفتح، والفقیه: العالم الذی یشق الاحکام و یفتش عن حقائقها، و یفتح ما استغلق منها}}، زمخشری، الفائق فی غریب الحدیث، ج۳، ص۴۵.</ref>، “رسیدن از دانشی آشکار به دانشی پنهان”<ref>{{عربی|الفقه التوصل الی علم غائب بعلم شاهد}}، اصفهانی، المفردات، ص۳۸۴.</ref> و “علم و [[آگاهی]] دقیق و عمیق به چیزی و فهم و [[درک]] آن”<ref>ابنمنظور، لسان العرب، ج۱۳، ص۵۲۲؛ اصفهانی، المفردات، ص۳۸۴؛ مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، ج۹، ص۱۲۴.</ref>. بنابراین، فقه معنا و مفهومی اخص از [[علم]] و [[دانش]] دارد. از نظر برخی از لغتشناسان به دلیل [[فضیلت]] و [[برتری]] [[دین]]، بر “علم و آگاهی و درک دین” اطلاق میشود<ref>ابن سیده، المحکم والمحیط الاعظم، ج۴، ص۱۲۸.</ref>. از برخی لغتشناسان هم نقل شده که آن را به معنای “بصیرت در امر دین” دانستهاند، نه فقط علم و آگاهی صِرف<ref>ر.ک: طریحی، مجمع البحرین، ج۶، ص۳۵۵.</ref>.<ref>[[سید جواد ورعی|ورعی، سید جواد]]، [[درسنامه فقه سیاسی (کتاب)|درسنامه فقه سیاسی]]، ص۳.</ref> | فقه معانی مختلفی دارد: “فطانت و زیرکی”<ref>ابنفارس، معجم مقاییس اللغة، ج۴، ص۴۴۲.</ref>، “بریدن و گشودن”<ref>{{عربی|الفقه حقیقة: الشق و الفتح، والفقیه: العالم الذی یشق الاحکام و یفتش عن حقائقها، و یفتح ما استغلق منها}}، زمخشری، الفائق فی غریب الحدیث، ج۳، ص۴۵.</ref>، “رسیدن از دانشی آشکار به دانشی پنهان”<ref>{{عربی|الفقه التوصل الی علم غائب بعلم شاهد}}، اصفهانی، المفردات، ص۳۸۴.</ref> و “علم و [[آگاهی]] دقیق و عمیق به چیزی و فهم و [[درک]] آن”<ref>ابنمنظور، لسان العرب، ج۱۳، ص۵۲۲؛ اصفهانی، المفردات، ص۳۸۴؛ مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، ج۹، ص۱۲۴.</ref>. بنابراین، فقه معنا و مفهومی اخص از [[علم]] و [[دانش]] دارد. از نظر برخی از لغتشناسان به دلیل [[فضیلت]] و [[برتری]] [[دین]]، بر “علم و آگاهی و درک دین” اطلاق میشود<ref>ابن سیده، المحکم والمحیط الاعظم، ج۴، ص۱۲۸.</ref>. از برخی لغتشناسان هم نقل شده که آن را به معنای “بصیرت در امر دین” دانستهاند، نه فقط علم و آگاهی صِرف<ref>ر.ک: طریحی، مجمع البحرین، ج۶، ص۳۵۵.</ref>.<ref>[[سید جواد ورعی|ورعی، سید جواد]]، [[درسنامه فقه سیاسی (کتاب)|درسنامه فقه سیاسی]]، ص۳.</ref> | ||
== فقه در قرآن == | |||
{{اصلی|فقه در قرآن}} | |||
در [[قرآن مجید]] مشتقات واژه فقه در معنای فهم و درک دقیق و عمیق به کار رفته است؛ برای نمونه، [[قوم شعیب]] به او گفتند: {{متن قرآن|يَا شُعَيْبُ مَا نَفْقَهُ كَثِيرًا مِمَّا تَقُولُ}}<ref>«گفتند: ای شعیب! ما بسیاری از آنچه را که میگویی درنمییابیم» سوره هود، آیه ۹۱.</ref>. با آنکه شعیب با قومش به زبان آنان سخن میگفت؛ اما آنان اظهار میداشتند که سخن او را نمیفهمند. مقصودشان این بود که به [[درستی]] عمق و ژرفای سخن او را درک نمیکنند. | |||
در آیهای دیگر [[خدای متعال]] [[مؤمنان]] را مورد خطاب و [[عتاب]] قرار داده، میفرماید: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ}}<ref>«و مؤمنان نباید همگی رهسپار (جهاد یا آموختن دانش) شوند؛ اما چرا از هر گروه ایشان دستهای رهسپار نمیگردند تا دین آگاه شوند و چون نزد قوم خود باز آمدند آنها را بیم دهند باشد که بپرهیزند» سوره توبه، آیه ۱۲۲.</ref>. در این [[آیه]] هم [[مؤمنان]] را به آشنایی عمیق و دقیق با [[معارف دین]] [[تشویق]] میکند ([[تفقّه]] در [[دین]])، وگرنه [[مؤمنان]] آشنایی اجمالی و سطحی با [[دین]] داشتند. | |||
نکته حائز اهمیت آن است که در منطق قرآن و [[احادیث]]، غالباً [[فقیه]] به کسی گفته میشود که به مجموعۀ دین، اعم از معارف [[عقیدتی]] و [[اخلاقی]] و [[فروع دین]] [[آگاهی]] عمیق داشته باشد، نه فقط کسی که آشنایی عمیق به فروع [[احکام]] دارد؛ هرچند در برخی از احادیث، به ویژه در عصر صادقین{{عم}} در این معنای خاص هم استعمال شد. در این دوره که علوم اسلامی شاخههای متعددی پیدا کرد، برخی از شاگردان ایشان در [[مباحث اعتقادی]] و [[کلامی]] و برخی هم در مباحث فرعی و [[احکام شرعی]] [[دین]] صاحبنظر شدند، واژه فقه به صورت گسترده در معنای خاص آن به کار رفت<ref>ابناثیر، النهایة فی غریب الحدیث، ج۳، ص۴۶۵؛ برای آشنایی بیشتر در این زمینه ر.ک: ورعی، اندیشههای فقهی امام خمینی، ص۲-۴.</ref>.<ref>[[سید جواد ورعی|ورعی، سید جواد]]، [[درسنامه فقه سیاسی (کتاب)|درسنامه فقه سیاسی]]، ص۳.</ref> | |||
== جایگاه علم فقه در میان [[علوم]] == | == جایگاه علم فقه در میان [[علوم]] == | ||
نسخهٔ ۷ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۰۹:۰۴
فقه به معنای فهم و فطانت، به معنای فهم عمیق از معارف و آموزههای اسلامی به کار رفته و در اصطلاح فقها عبارت است از علم به احکام شرعی فرعی از ادله تفصیلی آن. احکتم فقهی از چهار منبع قرآن، سنت، عقل و اجماع بهدست میآید. موضوع علم فقه، فعل مکلف است.
معناشناسی
فقه معانی مختلفی دارد: “فطانت و زیرکی”[۱]، “بریدن و گشودن”[۲]، “رسیدن از دانشی آشکار به دانشی پنهان”[۳] و “علم و آگاهی دقیق و عمیق به چیزی و فهم و درک آن”[۴]. بنابراین، فقه معنا و مفهومی اخص از علم و دانش دارد. از نظر برخی از لغتشناسان به دلیل فضیلت و برتری دین، بر “علم و آگاهی و درک دین” اطلاق میشود[۵]. از برخی لغتشناسان هم نقل شده که آن را به معنای “بصیرت در امر دین” دانستهاند، نه فقط علم و آگاهی صِرف[۶].[۷]
فقه در قرآن
در قرآن مجید مشتقات واژه فقه در معنای فهم و درک دقیق و عمیق به کار رفته است؛ برای نمونه، قوم شعیب به او گفتند: ﴿يَا شُعَيْبُ مَا نَفْقَهُ كَثِيرًا مِمَّا تَقُولُ﴾[۸]. با آنکه شعیب با قومش به زبان آنان سخن میگفت؛ اما آنان اظهار میداشتند که سخن او را نمیفهمند. مقصودشان این بود که به درستی عمق و ژرفای سخن او را درک نمیکنند.
در آیهای دیگر خدای متعال مؤمنان را مورد خطاب و عتاب قرار داده، میفرماید: ﴿وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ﴾[۹]. در این آیه هم مؤمنان را به آشنایی عمیق و دقیق با معارف دین تشویق میکند (تفقّه در دین)، وگرنه مؤمنان آشنایی اجمالی و سطحی با دین داشتند.
نکته حائز اهمیت آن است که در منطق قرآن و احادیث، غالباً فقیه به کسی گفته میشود که به مجموعۀ دین، اعم از معارف عقیدتی و اخلاقی و فروع دین آگاهی عمیق داشته باشد، نه فقط کسی که آشنایی عمیق به فروع احکام دارد؛ هرچند در برخی از احادیث، به ویژه در عصر صادقین(ع) در این معنای خاص هم استعمال شد. در این دوره که علوم اسلامی شاخههای متعددی پیدا کرد، برخی از شاگردان ایشان در مباحث اعتقادی و کلامی و برخی هم در مباحث فرعی و احکام شرعی دین صاحبنظر شدند، واژه فقه به صورت گسترده در معنای خاص آن به کار رفت[۱۰].[۱۱]
جایگاه علم فقه در میان علوم
پس از شناخت خداوند و رهبران الهی (پیامبران و جانشینان ایشان)، برترین علم، علم فقه است؛ زیرا سامان دهنده امور مربوط به معاش و معاد انسان است و در پرتو آن کمال نوع بشری و شناخت تمامی اوامر و نواهی الهی که سبب نجات ابدی است، حاصل میشود[۱۲].[۱۳]
اقسام احکام شرعی
احکام شرعی به دو بخش کلی تکلیفی و وضعی تقسیم میشود:
- احکام تکلیفی: عبارت از بایدها و نبایدهای الزامی و غیر الزامی است که به طور مستقیم مرتبط با فعل مکلف است و به پنج نوع واجب، مستحب، حرام، مکروه و مباح تقسیم میگردد.
- احکام وضعی: به طور مستقیم مرتبط با فعل مکلف نیست و بیشتر موضوع حکم تکلیفی قرار میگیرد، مانند: طهارت و نجاست که وصف اعیان خارجی است و یا صحّت و فساد که وصف اعمال عبادی و یا عقود و ایقاعات قرار میگیرد[۱۴].[۱۵]
ویژگیهای فقه شیعه
مذهب فقهی شیعه که بر گرفته از اهل بیت (ع) است از ویژگیها و شاخصههایی برخوردار است که برخی از آنها عبارتاند از:
- تکیه بر بیان شرعی که در کتاب و سنّت به عنوان دو منبع اساسی برای استخراج احکام شرعی در هر موضوع و رخدادی تجلی یافته است. این دو مصدر و منبع غنی پاسخ دهنده و برطرف کننده همه خواستهها و نیازهای فقهی انسان در انواع و اشکال مختلف حیات اوست.
- سنّت زمانی حجّت است که از معصوم؛ یعنی وجود مبارک پیامبر (ص) و ائمّه (ع) صادر شده باشد.
- سنّت باید با قطع و یقین و یا حجّت معتبر شرعی ـ که حجّیت آن با قطع و یقین ثابت شده باشد ـ همچون خبر دادن فرد ثقه و مورد اطمینان، اثبات شود.
- سخن صحابه به صرف صحابی بودن حجّت شرعی نیست، مگر آنکه ثقه بوده و از معصوم (ع) نقل کرده باشد.
- قرآن کریم، نخستین مصدر تشریع احکام الهی است و ظهوراتش حجّت است؛ لکن استناد به ظهورات قرآن جز با کامل کردن بحث و تحقیق در دو مرحله ممکن نیست:
- ظهور دلالت آیات بر احکام شرعی باید احراز شود
- شناخت آیات عام و خاص، ناسخ و منسوخ و محکم و متشابه از راه سنّت[۱۶]
فقه حکومتی
پرسش مستقیم
جستارهای وابسته
منابع
پانویس
- ↑ ابنفارس، معجم مقاییس اللغة، ج۴، ص۴۴۲.
- ↑ الفقه حقیقة: الشق و الفتح، والفقیه: العالم الذی یشق الاحکام و یفتش عن حقائقها، و یفتح ما استغلق منها، زمخشری، الفائق فی غریب الحدیث، ج۳، ص۴۵.
- ↑ الفقه التوصل الی علم غائب بعلم شاهد، اصفهانی، المفردات، ص۳۸۴.
- ↑ ابنمنظور، لسان العرب، ج۱۳، ص۵۲۲؛ اصفهانی، المفردات، ص۳۸۴؛ مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، ج۹، ص۱۲۴.
- ↑ ابن سیده، المحکم والمحیط الاعظم، ج۴، ص۱۲۸.
- ↑ ر.ک: طریحی، مجمع البحرین، ج۶، ص۳۵۵.
- ↑ ورعی، سید جواد، درسنامه فقه سیاسی، ص۳.
- ↑ «گفتند: ای شعیب! ما بسیاری از آنچه را که میگویی درنمییابیم» سوره هود، آیه ۹۱.
- ↑ «و مؤمنان نباید همگی رهسپار (جهاد یا آموختن دانش) شوند؛ اما چرا از هر گروه ایشان دستهای رهسپار نمیگردند تا دین آگاه شوند و چون نزد قوم خود باز آمدند آنها را بیم دهند باشد که بپرهیزند» سوره توبه، آیه ۱۲۲.
- ↑ ابناثیر، النهایة فی غریب الحدیث، ج۳، ص۴۶۵؛ برای آشنایی بیشتر در این زمینه ر.ک: ورعی، اندیشههای فقهی امام خمینی، ص۲-۴.
- ↑ ورعی، سید جواد، درسنامه فقه سیاسی، ص۳.
- ↑ تحریرالاحکام، ج۱، ص:۴۰.
- ↑ ر. ک: هاشمی شاهرودی، سید محمود، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۵، صفحه 723-730.
- ↑ دروس فی اصول فقه الامامیة، ص:۳۹۶ ـ ۳۹۷.
- ↑ ر. ک: هاشمی شاهرودی، سید محمود، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۵، صفحه 723-730.
- ↑ ر. ک: هاشمی شاهرودی، سید محمود، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۵، صفحه 723-730.