آیه ابتلا: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۹: خط ۹:
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">


*متن آیه: {{متن قرآن|وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ }}<ref>  و (یاد کن) آنگاه را  که پروردگار ابراهیم، او را با کلماتی  آزمود و او آنها را به انجام رسانید؛ فرمود: من تو را پیشوای مردم می‌گمارم. (ابراهیم) گفت: و از فرزندانم (چه کس را)؟ فرمود: پیمان من به ستمکاران نمی‌رسد؛ سوره بقره، آیه: ۱۲۴.</ref>'''
متن آیه: {{متن قرآن|وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ }}<ref>  و (یاد کن) آنگاه را  که پروردگار ابراهیم، او را با کلماتی  آزمود و او آنها را به انجام رسانید؛ فرمود: من تو را پیشوای مردم می‌گمارم. (ابراهیم) گفت: و از فرزندانم (چه کس را)؟ فرمود: پیمان من به ستمکاران نمی‌رسد؛ سوره بقره، آیه: ۱۲۴.</ref>
 
==[[امام]] به چه معناست و چه جایگاهی را برای [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} [[اثبات]] می‌کند؟==
*[[امام]] در لغت معنای کسی است که از او [[پیروی]] می‌شود و یا طریق و راه است<ref>مجمع البحرین، ج۶، ص۱۰.</ref>. هر کس یا چیزی که در [[کارها]] به او [[اقتدا]] شود<ref>معجم مقائیس اللغة، ص۴۸، {{عربی|الامام کل من اقتدی به و قدم فی الأمور}}، لسان العرب، ج۱، ص۱۵۷ {{عربی|الامام کل من ائتمَّ به قوم}}.</ref>. [[رهبری عمومی]] (ریاسة‌العامه) و [[رهبری]] [[مسلمانان]] (رئاسة‌المسلمین) نیز، دو معنایی است که برخی لغت‌شناسان گفته‌اند <ref>اقرب الموارد، ج۱، ص۱۹؛ فؤائدالمعجم الوسیط، ج۱، ص۲۷.</ref>.
*[[راغب]] [[امام]] را به معنای [[انسانی]] که به او در قول یا فعل [[اقتدا]] می‌شود، آورده است؛ خواه این [[اقتدا]] بر [[حق]] باشد یا بر [[باطل]]. او جمع [[امام]] را "[[ائمه]]" دانسته است. از نگاه او، لغت [[امامت در قرآن]] بار ارزشی خاصی ندارد؛ زیرا هم بر [[ائمه]] [[ایمان]] و هم بر [[ائمه کفر]] اطلاق شده است.
*{{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ نَافِلَةً وَكُلًّا جَعَلْنَا صَالِحِينَ * وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءَ الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ}}<ref>«و اسحاق را و افزون بر آن (نوه‌اش) یعقوب را به او بخشیدیم و همه را (مردمی) شایسته کردیم * و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری می‌کردند و به آنها انجام کارهای نیک و برپا داشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آنان پرستندگان ما بودند» سوره انبیاء، آیه ۷۲-۷۳.</ref>.
*{{متن قرآن|وَإِنْ نَكَثُوا أَيْمَانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُوا فِي دِينِكُمْ فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَا أَيْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنْتَهُونَ}}<ref>«و اگر پیمانشان را پس از بستن بشکنند و به دینتان طعنه زنند با پیشگامان کفر که به هیچ پیمانی پایبند نیستند کارزار کنید باشد که باز ایستند» سوره توبه، آیه ۱۲.</ref>.
*تا اینجا معنای لغوی [[امام]] روشن شد. در ادامه بخش دوّم سؤال را بررسی می‌کنیم:
*در اینکه واژه {{متن قرآن|إِمَامًا}} در [[آیه]] [[شریف]] چه جایگاهی را برای [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} [[اثبات]] می‌کند، چند دیدگاه است:
*برخی [[امامت]] را به معنای [[امامت]] بر [[جهان]] دانسته‌اند<ref>تفسیر طبری، ج۱، ص۶۱۰.</ref>. برخی [[امامت]] در این [[آیه]] را به [[نبوت]] و [[پیامبری]] [[تفسیر]] کرده‌اند<ref>مفاتیح الغیب، ج۲، ص۳۶. قال [[أهل]] التحقیق: المراد من الإمام هاهنا النبی و یدل علیه وجوه. أحدها: أن قوله: للناس إماما یدل [[علی]] أنه تعالی جعله إماما لکل [[الناس]] و الذی یکون کذلک لا بد وأن یکون رسولا من عند [[الله]] مستقلاً بالشرع لأنه لو کان تبعاً لرسول آخر لکان مأموماً لذلک الرسول لا إماماً له، فحینئذ یبطل العموم.
و ثانیها: أن اللفظ یدل [[علی]] أنه إمام فی کل شیء و الذی یکون کذلک لا بد و أن یکون نبیاً. و ثالثها: أن الأنبیاء{{عم}} أئمة من حیث یجب [[علی]] الخلق اتباعهم، قال [[الله]] تعالی: {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا}} و الخلفاء أیضاً أئمة لأنهم رتبوا فی المحل الذی یجب [[علی]] [[الناس]] اتباعهم و قبول قولهم و أحکامهم و القضاة فی الفقهاء أیضاً أئمة لهذا المعنی، و الذی یصلی بالناس یسمی أیضاً إماماً لأن من دخل فی صلاته لزمه الائتمام به.</ref>.
*برخی دیگر، براین باورند که مقصود از [[امامت]]، [[سرپرستی]] و [[حق اطاعت]] است، که [[خدا]] به [[ابراهیم]]{{ع}} پس از [[نبوت]] و [[رسالت]] داده<ref>سبحانی، جعفر (۱۴۲۵ق)، منشور جاوید، ج۵، ص۲۵۳.</ref>. بعضی [[مقام امامت]] در [[آیه]] را [[الگو]] و [[اسوه]] بودن همه جانبه و تمام عیار [[ابراهیم]]{{ع}} دانسته‌اند<ref>منشور جاوید، ج۵، ص۲۳۴ -۲۳۷.</ref> و همچنین [[علامه طباطبائی]]، [[امامت]] را دستیابی به [[مقام]] [[هدایت باطنی]] [[تفسیر]] نموده‌اند<ref>المیزان، ج۱، ص۲۷۲ - ۲۷۳؛ تفسیر نمونه، ج۱، ص۴۳۸.</ref>.
*در میان دیدگاه‌های یاد شده، نگاه مرحوم [[علامه طباطبایی]] از [[قوت]] بیشتری برخوردار بوده و مؤید به ادلّه بیشتری است.
*[[هدایت باطنی]] از سنخ [[راهنمایی]] و [[ارائه طریق]] نبوده، از مقوله ایصال به مطلوب و رساندن به مقصود است. چنین [[هدایتگری]] در گرو برخورداری از [[کمال وجودی]] و [[مقام معنوی]] ویژه‌ای است که پس از مجاهدت‌های بسیار به دست می‌آید.
*[[امام]]، با امری ملکوتی که در [[اختیار]] دارد، [[هدایت]] می‌کند، پس [[امامت]] از نگاه [[باطن]]، [[باطن]]، [[ولایتی]] است که [[امام]] در [[اعمال]] [[مردم]] دارد و هدایتش چون [[هدایت]] [[انبیا]] و [[رسولان]] رسولان و [[مؤمنان]]، فقط [[راهنمایی]] از راه [[نصیحت]] و [[موعظه]] [[حسنه]] و آدرس دادن نیست، نیست، بلکه [[هدایت]] [[امام]]، [[دست]] [[خلق]] گرفتن و به راه [[حق]] رساندن است<ref>ر.ک: المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۲۶۷ ب به بعد.</ref>.
*[[شهید مطهری]] می‌نویسد: دقیق‌ترین کلمه‌ای که بر کلمه "[[امامت]]" منطبق می‌شود، کلمه "[[رهبری]]" است. فرق [[نبوّت]] و [[امامت]] در این است که [[نبوّت]]، [[راهنمایی]] و [[امامت]]، [[رهبری]] است. [[نبوّت]]، [[ابلاغ]]، [[اخبار]]، اطّلاع دادن، [[اتمام حجّت]] و [[راهنمایی]] است. [[راهنما]] چه می‌کند؟ راه را نشان میدهد. وظیفه‌اش بیش از این نیست که راه را نشان دهد، ولی [[بشر]] علاوه بر [[راهنمایی]] به [[رهبری]] نیاز دارد؛ یعنی [[نیازمند]] است به افراد یا گروه و دستگاهی که قوا و نیروهای وی را [[بسیج]] کنند، حرکت دهند، سامان و سازمان بخشند. [[نبوّت]]، [[راهنمایی]] است و یک [[منصب]] است، امّا [[امامت]]، [[رهبری]] است و [[منصب]] دیگری است. [[پیغمبران]] بزرگ، هم [[نبی]] و هم [[امام]] هستند. [[پیغمبران]] کوچک فقط [[نبی]] بودند و [[امام]] نبودند، رهنما بودند، ولی [[رهبر]] نبودند، اما [[پیغمبران]] بزرگ هر دو [[منصب]] و هر دو [[شأن]] را داشته‌اند، هم [[شأن]] [[راهنمایی]] و هم [[شأن]] [[رهبری]]، [[ابراهیم]]، [[موسی]]، [[عیسی]] هر کدام رهنما و رهبرند. [[خاتم الانبیاء]] "رهنمای [[رهبر]]" است. [[قرآن مجید]] بر این اصل بسیار تکیه می‌کند و در [[معارف]] [[شیعه]]، این اصل [[قرآنی]]، جای [[شایسته]] خود را دارد<ref>مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج۳، ص۳۱۸.</ref>.
*[[علامه]] برای [[اثبات]] این نظریه به دسته‌ای از [[آیات قرآن]] استناد کرده است:
#آیاتی که پس از اشاره به [[مقام امامت]] [[پیامبران]] از [[هدایت‌گری]] آنان سخن گفته است:
##{{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ نَافِلَةً وَكُلًّا جَعَلْنَا صَالِحِينَ * وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءَ الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ}}<ref>«و اسحاق را و افزون بر آن (نوه‌اش) یعقوب را به او بخشیدیم و همه را (مردمی) شایسته کردیم * و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری می‌کردند و به آنها انجام کارهای نیک و برپا داشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آنان پرستندگان ما بودند» سوره انبیاء، آیه ۷۲-۷۳.</ref>.
##{{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ فَلَا تَكُنْ فِي مِرْيَةٍ مِنْ لِقَائِهِ وَجَعَلْنَاهُ هُدًى لِبَنِي إِسْرَائِيلَ * وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُونَ}}<ref>«و به راستی ما به موسی کتاب (آسمانی) دادیم- بنابراین در لقای او (با خداوند) تردیدی مکن- و ما آن (کتاب) را رهنمودی برای بنی اسرائیل قرار دادیم * و چون شکیب ورزیدند و به آیات ما یقین داشتند برخی از آنان را پیشوایانی گماردیم که به فرمان ما (مردم را) رهنمایی می‌کردند» سوره سجده، آیه ۲۳-۲۴.</ref>.
#آیاتی که [[امر الهی]] را [[تبیین]] کرده است:
##{{متن قرآن|إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ * فَسُبْحَانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ}}<ref>«فرمان او جز این نیست که چون چیزی را بخواهد بدو می‌گوید: باش! بی‌درنگ خواهد بود * پس پاکا آنکه فرمانفرمایی هر چیز در دست اوست و به سوی او بازگردانده می‌شوید» سوره یس، آیه ۸۲-۸۳.</ref>.
##{{متن قرآن|وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ}}<ref>«و فرمان ما یک کلمه بیش نیست مانند یک چشم بر هم زدن» سوره قمر، آیه ۵۰.</ref>.
#آیاتی که بیان می‌کند، [[معرفت]] کامل و [[یقین]] [[ناب]] در گرو آن است که [[انسان]] از ظاهر [[جهان]] گذشته، [[ملکوت]] و [[باطن]] اشیا را ببیند؛ چنان‌که درباره [[ابراهیم]]{{ع}} فرموده است: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ}}<ref>«و این‌گونه ما گستره آسمان‌ها و زمین را به ابراهیم می‌نمایانیم و (چنین می‌کنیم) تا از باورداران گردد» سوره انعام، آیه ۷۵.</ref>.
*از مجموع این [[آیات]]، نکات زیر به دست می‌آید:
#[[امامت]] با [[هدایت]] ملکوتی ملازمه دارد؛ یعنی [[هدایت]]، [[وصف]] ویژه [[امامت]] و معرف آن است، پس [[امامت]] بی‌هدایت، و [[هدایت]] بی‌امامت نخواهد بود. [[هدایت]] یاد شده به امر خاص [[الهی]] تحق می‌یابد.
#رسیدن به [[مقام امامت]] و [[هدایت‌گری]] به امر خاص [[الهی]]، از رهگذر دو چیز به‌دست می‌آید: [[صبر]] در [[راه خدا]] و [[یقین]] به [[آیات الهی]]، و چون [[صبر]] به صورت مطلق آمده است، هر نوع [[شکیبایی]] در [[راه خدا]] و [[تحمل سختی‌ها]] و [[استواری]] در [[آزمون‌های الهی]] را در برمی‌گیرد. این [[صبر]]، نتیجه [[معرفت]] کامل و [[یقین]] به [[آیات الهی]] است.
#[[امر الهی]]، همان جنبه ملکوتی اشیاست و هر موجودی از جنبه ملکوتی و [[باطنی]] وجود خود با [[خداوند]] [[ارتباط]] دارد. از این‌رو، [[امام]] باید از [[اصحاب]] [[یقین]] باشد؛ یعنی [[ملکوت]] عالم را ببیند و در پرتو چنین [[معرفتی]] میتواند از راه [[باطن]] قلب‌های مستعد، در آنان [[نفوذ]] کرده، به سوی [[خدا]] [[هدایت]] کند. بر این پایه، حرکت [[انسان‌ها]] به سوی [[خدا]] و وصول آنان به کمال مطلوب از راه تأثیر درونی و [[معنوی]] [[امام]] تحقق می‌یابد؛ چنان‌که در [[حیات]] ظاهری نیز [[امام]] راه [[سعادت]] را به [[بشر]] نشان می‌دهد. از این‌رو، [[هدایتگری]] [[امام]] دو جنبه ظاهری و [[باطنی]] دارد<ref>المیزان، ج۱، ص۲۷۲ - ۲۷۳.</ref>.
#قلمرو و [[گستره امامت]] [[امام]]، از حیث جمعیتی، همه [[مردم]] را در بر می‌گیرد، چه رسد به [[مؤمنان]] و [[مسلمانان]]. این مهم در [[آیه]] [[مبارک]]: {{متن قرآن|وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}} از واژه {{متن قرآن|لِلنَّاسِ}} به دست می‌آید.
#[[گستره امامت]] [[امام]]، از حیث فضای جغرافیایی [[زمین]] را در بر می‌گیرد. این ویژگی، از کاربرد واژه {{متن قرآن|فِي الْأَرْضِ}} که در [[آیه]]: {{متن قرآن|وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ}}<ref>«و برآنیم که بر آنان که در زمین ناتوان شمرده شده‌اند منّت گذاریم و آنان را پیشوا گردانیم و آنان را وارثان (روی زمین) کنیم» سوره قصص، آیه ۵.</ref> دانسته می‌شود.
#[[گستره امامت]] [[امام]]، فراتر از گستره [[نبوت]] [[نبی]] است. بر پایه [[آیه]]: {{متن قرآن|وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا}} از یک‌سو، [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} پس از [[ابتلائات]] متعدد همچون [[ذبح]] [[حضرت اسماعیل]]{{ع}} و در سن [[پیری]] به [[مقام امامت]] رسیده و از سویی دیگر، پیش از [[فرزند]] [[دار]] شدن، [[نبی]] و [[رسول]] بوده‌اند؛ از این‌رو، [[جعل]] [[مقام امامت]] برای [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} در سن [[پیری]] و پس از [[مقام]] [[نبوّت]] و [[رسالت]] بوده است. [[امام رضا]]{{ع}} می‌فرماید: {{متن حدیث|إِنَّ الْإِمَامَةَ خَصَّ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهَا إِبْرَاهِيمَ الْخَلِيلَ{{ع}} بَعْدَ النُّبُوَّةِ وَ الْخُلَّةِ مَرْتَبَةً ثَالِثَةً وَ فَضِيلَةً شَرَّفَهُ بِهَا وَ أَشَادَ بِهَا ذِكْرَهُ فَقَالَ {{متن قرآن|وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا}} }}.
#[[جایگاه امامت]] از حیث فردی و [[اجتماعی]]، جایگاهی [[اجتماعی]] است. مضاف بودن واژه [[امام]]، [[گواه]] این [[باور]] است. واژه [[امام]]، مفهومی دارای اضافه است و با مفهوم [[مأموم]] معنا می‌یابد؛ از این‌رو، [[امام]] برای [[جامعه انسانی]]، [[امام]] است: {{متن قرآن|إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا}}.
#[[امامت]] به [[جعل الهی]] است و فقط خدای متعالی [[حق]] [[مشروعیت‌بخشی]] به [[امام]] [[جامعه اسلامی]] را دارد: {{متن قرآن|إِنِّي جَاعِلُكَ}}، {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ}}، {{متن قرآن|وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ}}.
#[[امامت]] [[عهد الهی]] است و به [[ظالمان]] نمی‌رسد: {{متن قرآن|لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}}<ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[ولایت و امامت در قرآن (کتاب)|ولایت و امامت در قرآن]]، ص:۱۳۲-۱۳۸.</ref>.
 
 
 


*از این [[آیه]] چند نکته به دست می‌آید:
*از این [[آیه]] چند نکته به دست می‌آید:

نسخهٔ ‏۲۶ ژوئن ۲۰۲۰، ساعت ۱۰:۲۲

متن این جستار آزمایشی و غیرنهایی است. برای اطلاع از اهداف و چشم انداز این دانشنامه به صفحه آشنایی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت مراجعه کنید.
این مدخل از زیرشاخه‌های بحث آیات امامت امام علی و آیات فضائل امام علی است. "آیه امامت" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل آیه امامت (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

متن آیه: ﴿وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ [۱]

امام به چه معناست و چه جایگاهی را برای حضرت ابراهیم(ع) اثبات می‌کند؟

  1. آیاتی که پس از اشاره به مقام امامت پیامبران از هدایت‌گری آنان سخن گفته است:
    1. ﴿وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ نَافِلَةً وَكُلًّا جَعَلْنَا صَالِحِينَ * وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءَ الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ[۱۴].
    2. ﴿وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ فَلَا تَكُنْ فِي مِرْيَةٍ مِنْ لِقَائِهِ وَجَعَلْنَاهُ هُدًى لِبَنِي إِسْرَائِيلَ * وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُونَ[۱۵].
  2. آیاتی که امر الهی را تبیین کرده است:
    1. ﴿إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ * فَسُبْحَانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ[۱۶].
    2. ﴿وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ[۱۷].
  3. آیاتی که بیان می‌کند، معرفت کامل و یقین ناب در گرو آن است که انسان از ظاهر جهان گذشته، ملکوت و باطن اشیا را ببیند؛ چنان‌که درباره ابراهیم(ع) فرموده است: ﴿وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ[۱۸].
  • از مجموع این آیات، نکات زیر به دست می‌آید:
  1. امامت با هدایت ملکوتی ملازمه دارد؛ یعنی هدایت، وصف ویژه امامت و معرف آن است، پس امامت بی‌هدایت، و هدایت بی‌امامت نخواهد بود. هدایت یاد شده به امر خاص الهی تحق می‌یابد.
  2. رسیدن به مقام امامت و هدایت‌گری به امر خاص الهی، از رهگذر دو چیز به‌دست می‌آید: صبر در راه خدا و یقین به آیات الهی، و چون صبر به صورت مطلق آمده است، هر نوع شکیبایی در راه خدا و تحمل سختی‌ها و استواری در آزمون‌های الهی را در برمی‌گیرد. این صبر، نتیجه معرفت کامل و یقین به آیات الهی است.
  3. امر الهی، همان جنبه ملکوتی اشیاست و هر موجودی از جنبه ملکوتی و باطنی وجود خود با خداوند ارتباط دارد. از این‌رو، امام باید از اصحاب یقین باشد؛ یعنی ملکوت عالم را ببیند و در پرتو چنین معرفتی میتواند از راه باطن قلب‌های مستعد، در آنان نفوذ کرده، به سوی خدا هدایت کند. بر این پایه، حرکت انسان‌ها به سوی خدا و وصول آنان به کمال مطلوب از راه تأثیر درونی و معنوی امام تحقق می‌یابد؛ چنان‌که در حیات ظاهری نیز امام راه سعادت را به بشر نشان می‌دهد. از این‌رو، هدایتگری امام دو جنبه ظاهری و باطنی دارد[۱۹].
  4. قلمرو و گستره امامت امام، از حیث جمعیتی، همه مردم را در بر می‌گیرد، چه رسد به مؤمنان و مسلمانان. این مهم در آیه مبارک: ﴿وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ از واژه ﴿لِلنَّاسِ به دست می‌آید.
  5. گستره امامت امام، از حیث فضای جغرافیایی زمین را در بر می‌گیرد. این ویژگی، از کاربرد واژه ﴿فِي الْأَرْضِ که در آیه: ﴿وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ[۲۰] دانسته می‌شود.
  6. گستره امامت امام، فراتر از گستره نبوت نبی است. بر پایه آیه: ﴿وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا از یک‌سو، حضرت ابراهیم(ع) پس از ابتلائات متعدد همچون ذبح حضرت اسماعیل(ع) و در سن پیری به مقام امامت رسیده و از سویی دیگر، پیش از فرزند دار شدن، نبی و رسول بوده‌اند؛ از این‌رو، جعل مقام امامت برای حضرت ابراهیم(ع) در سن پیری و پس از مقام نبوّت و رسالت بوده است. امام رضا(ع) می‌فرماید: «إِنَّ الْإِمَامَةَ خَصَّ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهَا إِبْرَاهِيمَ الْخَلِيلَ(ع) بَعْدَ النُّبُوَّةِ وَ الْخُلَّةِ مَرْتَبَةً ثَالِثَةً وَ فَضِيلَةً شَرَّفَهُ بِهَا وَ أَشَادَ بِهَا ذِكْرَهُ فَقَالَ ﴿وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا ».
  7. جایگاه امامت از حیث فردی و اجتماعی، جایگاهی اجتماعی است. مضاف بودن واژه امام، گواه این باور است. واژه امام، مفهومی دارای اضافه است و با مفهوم مأموم معنا می‌یابد؛ از این‌رو، امام برای جامعه انسانی، امام است: ﴿إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا.
  8. امامت به جعل الهی است و فقط خدای متعالی حق مشروعیت‌بخشی به امام جامعه اسلامی را دارد: ﴿إِنِّي جَاعِلُكَ، ﴿وَجَعَلْنَاهُمْ، ﴿وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ.
  9. امامت عهد الهی است و به ظالمان نمی‌رسد: ﴿لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ[۲۱].



  • از این آیه چند نکته به دست می‌آید:
  1. اینکه مقام امامت غیر از مقام نبوّت است.
  2. اینکه مقام امامت برتر از مقام نبوّت است. زیرا ابراهیم(ع) قبل از اینکه به امامت منصوب شود مقام‌های عبودیّت، نبوّت، رسالت و خلّت را به دست آورده بود[۲۲].
  3. امامت انتصابی و به وسیله جعل الهی است و مردم در تعیین و نصب امام نقشی ندارند؛ چون خداوند می‌فرماید: "من تو را امام قرار دادم ﴿إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا و عهد من به ظالمین نمی‌رسد ﴿لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ".
  4. امام باید در تمام دوران عمر معصوم باشد؛ زیرا گناهکار به قول قرآن ظالم است و عهد الهی (امامت) به ظالم نمی‌رسد؛ چنان که امام نباید هیچ‌گاه در طول عمر شرک ورزیده باشد؛ زیرا شرک ظلم بسی بزرگ است.
  5. اینکه این آیه، امامت ابراهیم(ع) و بعضی فرزندانش را اثبات می‌کند و بر حسب روایات، پیامبر اسلام(ص) از ابتدای رسالت، امام بود.
  6. مردم نیازمند امام هستند و این از مهم‌ترین نیازهای مردم محسوب می‌شود؛ چون اگر مردم چنین نیازی نداشتند جعل امام از سوی خداوند لغو و عبث بود و خدای حکیم محال است کار عبث کند[۲۳].

منابع

پانویس

  1. و (یاد کن) آنگاه را که پروردگار ابراهیم، او را با کلماتی آزمود و او آنها را به انجام رسانید؛ فرمود: من تو را پیشوای مردم می‌گمارم. (ابراهیم) گفت: و از فرزندانم (چه کس را)؟ فرمود: پیمان من به ستمکاران نمی‌رسد؛ سوره بقره، آیه: ۱۲۴.
  2. مجمع البحرین، ج۶، ص۱۰.
  3. معجم مقائیس اللغة، ص۴۸، الامام کل من اقتدی به و قدم فی الأمور، لسان العرب، ج۱، ص۱۵۷ الامام کل من ائتمَّ به قوم.
  4. اقرب الموارد، ج۱، ص۱۹؛ فؤائدالمعجم الوسیط، ج۱، ص۲۷.
  5. «و اسحاق را و افزون بر آن (نوه‌اش) یعقوب را به او بخشیدیم و همه را (مردمی) شایسته کردیم * و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری می‌کردند و به آنها انجام کارهای نیک و برپا داشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آنان پرستندگان ما بودند» سوره انبیاء، آیه ۷۲-۷۳.
  6. «و اگر پیمانشان را پس از بستن بشکنند و به دینتان طعنه زنند با پیشگامان کفر که به هیچ پیمانی پایبند نیستند کارزار کنید باشد که باز ایستند» سوره توبه، آیه ۱۲.
  7. تفسیر طبری، ج۱، ص۶۱۰.
  8. مفاتیح الغیب، ج۲، ص۳۶. قال أهل التحقیق: المراد من الإمام هاهنا النبی و یدل علیه وجوه. أحدها: أن قوله: للناس إماما یدل علی أنه تعالی جعله إماما لکل الناس و الذی یکون کذلک لا بد وأن یکون رسولا من عند الله مستقلاً بالشرع لأنه لو کان تبعاً لرسول آخر لکان مأموماً لذلک الرسول لا إماماً له، فحینئذ یبطل العموم. و ثانیها: أن اللفظ یدل علی أنه إمام فی کل شیء و الذی یکون کذلک لا بد و أن یکون نبیاً. و ثالثها: أن الأنبیاء(ع) أئمة من حیث یجب علی الخلق اتباعهم، قال الله تعالی: ﴿وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا و الخلفاء أیضاً أئمة لأنهم رتبوا فی المحل الذی یجب علی الناس اتباعهم و قبول قولهم و أحکامهم و القضاة فی الفقهاء أیضاً أئمة لهذا المعنی، و الذی یصلی بالناس یسمی أیضاً إماماً لأن من دخل فی صلاته لزمه الائتمام به.
  9. سبحانی، جعفر (۱۴۲۵ق)، منشور جاوید، ج۵، ص۲۵۳.
  10. منشور جاوید، ج۵، ص۲۳۴ -۲۳۷.
  11. المیزان، ج۱، ص۲۷۲ - ۲۷۳؛ تفسیر نمونه، ج۱، ص۴۳۸.
  12. ر.ک: المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۲۶۷ ب به بعد.
  13. مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج۳، ص۳۱۸.
  14. «و اسحاق را و افزون بر آن (نوه‌اش) یعقوب را به او بخشیدیم و همه را (مردمی) شایسته کردیم * و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری می‌کردند و به آنها انجام کارهای نیک و برپا داشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آنان پرستندگان ما بودند» سوره انبیاء، آیه ۷۲-۷۳.
  15. «و به راستی ما به موسی کتاب (آسمانی) دادیم- بنابراین در لقای او (با خداوند) تردیدی مکن- و ما آن (کتاب) را رهنمودی برای بنی اسرائیل قرار دادیم * و چون شکیب ورزیدند و به آیات ما یقین داشتند برخی از آنان را پیشوایانی گماردیم که به فرمان ما (مردم را) رهنمایی می‌کردند» سوره سجده، آیه ۲۳-۲۴.
  16. «فرمان او جز این نیست که چون چیزی را بخواهد بدو می‌گوید: باش! بی‌درنگ خواهد بود * پس پاکا آنکه فرمانفرمایی هر چیز در دست اوست و به سوی او بازگردانده می‌شوید» سوره یس، آیه ۸۲-۸۳.
  17. «و فرمان ما یک کلمه بیش نیست مانند یک چشم بر هم زدن» سوره قمر، آیه ۵۰.
  18. «و این‌گونه ما گستره آسمان‌ها و زمین را به ابراهیم می‌نمایانیم و (چنین می‌کنیم) تا از باورداران گردد» سوره انعام، آیه ۷۵.
  19. المیزان، ج۱، ص۲۷۲ - ۲۷۳.
  20. «و برآنیم که بر آنان که در زمین ناتوان شمرده شده‌اند منّت گذاریم و آنان را پیشوا گردانیم و آنان را وارثان (روی زمین) کنیم» سوره قصص، آیه ۵.
  21. مقامی، مهدی، ولایت و امامت در قرآن، ص:۱۳۲-۱۳۸.
  22. اصول کافی، ج۱، ص۲۴۶، باب طبقات انبیاء و ائمه، حدیث ۲ و ۴.
  23. محمدی، رضا، امام‌شناسی، ص:۲۰-۲۱.