←پرسشهای وابسته
| خط ۷۹: | خط ۷۹: | ||
برخی جامعهشناسان نیز در توصیف ارزشها بر آنند که ارزشها تعهدات ما هستند، آنها تصویری از آنچه خوب است و آنچه خوب نیست را بازتاب میدهند. ارزشها معیارهایی هستند که افراد درباره کنشهای خود و کنشهای دیگران با مقایسه با آنها [[قضاوت]] میکنند. آنها به ما میگویند که [[مردم]] چه هدفهایی را باید جستوجو کنند، چه چیزی لازم است و چه چیزی [[ممنوع]] است، چه چیزی شرافتمندانه و چه چیزی شرمآور است، چه چیزی [[زیبا]] و چه چیزی [[زشت]] است<ref>جوئل شارون، ده پرسش از دیدگاه جامعهشناسی، ص۱۹۴.</ref>. | برخی جامعهشناسان نیز در توصیف ارزشها بر آنند که ارزشها تعهدات ما هستند، آنها تصویری از آنچه خوب است و آنچه خوب نیست را بازتاب میدهند. ارزشها معیارهایی هستند که افراد درباره کنشهای خود و کنشهای دیگران با مقایسه با آنها [[قضاوت]] میکنند. آنها به ما میگویند که [[مردم]] چه هدفهایی را باید جستوجو کنند، چه چیزی لازم است و چه چیزی [[ممنوع]] است، چه چیزی شرافتمندانه و چه چیزی شرمآور است، چه چیزی [[زیبا]] و چه چیزی [[زشت]] است<ref>جوئل شارون، ده پرسش از دیدگاه جامعهشناسی، ص۱۹۴.</ref>. | ||
گفتنی است ارزشها به ویژه ارزشهای غایی غالباً در هالهای از ابهام مفهومی و مصداقی، گستره و عمق معنایی، ظرفیت بالای تفسیرپذیری، مصداقیابی متعدد و متنوع، تعین نایابی و غالباً دستنیافتنی متبلور میشوند.<ref>[[سید حسین شرفالدین|شرفالدین، سید حسین]]، [[ارزشهای اجتماعی از منظر قرآن کریم (کتاب)|ارزشهای اجتماعی از منظر قرآن کریم]]، ص ۲۶.</ref> | گفتنی است ارزشها به ویژه ارزشهای غایی غالباً در هالهای از ابهام مفهومی و مصداقی، گستره و عمق معنایی، ظرفیت بالای تفسیرپذیری، مصداقیابی متعدد و متنوع، تعین نایابی و غالباً دستنیافتنی متبلور میشوند.<ref>[[سید حسین شرفالدین|شرفالدین، سید حسین]]، [[ارزشهای اجتماعی از منظر قرآن کریم (کتاب)|ارزشهای اجتماعی از منظر قرآن کریم]]، ص ۲۶.</ref> | ||
==تعریف ارزش== | |||
واژه “ارزش” در [[زبان فارسی]] اسم مصدر ارزیدن و [[ارج]] گزاردن است که به معانی مختلفی به کار میرود. اهم این معانی عبارتند از: بها، ارز، قیمت، ارج، [[قدر]]، [[برازندگی]]، [[شایستگی]]، زیبندگی، قابلیت، [[استحقاق]]، اعتبار یک [[سند]] یا متاع و پولی که در سند نوشته شده است<ref>ر.ک: فرهنگ دهخدا و معین، ذیل واژه.</ref>. | |||
تتبع در موارد استعمال واژه “ارزش” چنین نشان میدهد که این واژه در شاخهها و قلمروهای مختلف، کاربردهای متعدد داشته و در معانی مختلفی به کار رفته است. این کاربرد متنوع و مختلف زمینه اختلافنظر در خصوص مشترک لفظی (فقدان وجه جامع مشترک میان موارد اطلاق) یا مشترک [[معنوی]] بودن (وجود وجه جامع میان موارد کاربرد) این واژه را در میان [[اهل]] نظر فراهم ساخته است. | |||
از دید قایلان به اشتراک معنوی، وجه جامع یا عنصر مشترک در همه موارد کاربرد آن اعم از [[اخلاقی]]، [[حقوقی]]، [[اقتصادی]]، [[اجتماعی]]، [[هنری]] و امثال آن چیزی است که از آن به “مطلوبیت”<ref>esirable.</ref> تعبیر میشود. قبول این عنصر مشترک، امکان دستیابی و ارائه تعریفی عام و جامع را میسر میسازد؛ از اینرو، انواع ارزش بهرغم اشتراک در عنصر مطلوبیت و قابلیت سنجش و مقایسه، در قیود و خصوصیاتی که به تناسب مورد بدان [[مقید]] شدهاند؛ از یکدیگر تمایز مییابند. گفتنی است مطلوبیت نیز بر متغیرهای ذاتی مختلفی همچون [[لذت]]، [[سعادت]]، برآورنده خواست، نمایانگر ترجیح و غیر آن مبتنی است<ref>آمار تیارسن، مطلوبیت مفاهیم و واژهشناسی در اخلاق و اقتصاد، ص۶۲.</ref>. | |||
در یک بررسی تفصیلی و مقایسهای، موارد مختلف کاربرد “ارزش” به معنای مطلوبیت را میتوان در قالب فهرست زیر دستهبندی نمود: | |||
ارزش گاه مرادف با مطلق مطلوبیت و به معنای [[ملایمت]] و تناسب چیزی یا عملی با یکی از [[خواستهها]] و تمنیات [[انسان]] است. این کاربرد تقریباً عامترین معنای ارزش است [ارزش = هر امر مطبوع، مناسب یا مفید برای انسان]. | |||
معنای دوم ارزش، مفید بودن یا مطلوبیت ابزاری است و بر همه اشیا و افعالی که وسیله رسیدن به مطلوب اصلی هستند، اطلاق میشود. | |||
معنای سوم ارزش، مطلوبیت ذاتی و اصیل است و تنها شامل اموری میگردد که ذاتاً و اصالتاً مورد رغبت و توجه [[انسان]] قرار میگیرند. | |||
معنای چهارم ارزش، مطلوبیت نسبی و اضافی است که در [[مقام]] مقایسه و سنجش به کار میرود. به هنگام مقایسه دوجیز یا دو عمل، در صورتی که مطلوبیت یکی با ارجاع به ملاکهای خاص، بیشتر از دیگری و [[وانهادن]] یکی برای رسیدن به دیگری صحیح و موجه باشد یا به عبارتی، [[گزینش]] یکی از آن دو به جهانی مطلوبتر تشخیص داده شود؛ در این صورت شق [[برگزیده]] بالنسبه [[ارزشمند]] خواهد بود. | |||
معنای پنجم ارزش، مطلوبیت فعل اختیاری از جهت تأمین [[مصلحت]] و [[منفعت]] برای [[جامعه]] است. (این معنای از ارزش در [[علم حقوق]] کاربرد دارد)؛ | |||
معنای ششم ارزش، مطلوبیت فعل اختیاری از جهت داشتن نتیجهها و پیامدهای مثبت، [[معنوی]] و متعالی در [[روح]] و روان فرد است. (این معنای از ارزش در [[علم اخلاق]] کاربرد دارد)<ref>دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، درآمدی بر حقوق اسلامی، ص۱۷۶-۱۷۷.</ref>. در حوزههای [[هنری]] و زیباشناختی نیز ارزش بیشتر به معنای امر ملایم با طبع و همخوان با مطالبات [[روحی]] و کششهای [[نفسانی]] یا متناسب با جاذبههای [[فطری]] به کار میرود. | |||
مفهوم ارزش از حیث گستره معنا و دایره شمول نیز دو کاربرد یا دو معنای [[عام و خاص]] دارد: در معنای خاص، صرفاً امور خوب، صحیح، [[زیبا]]، مطلوب و مطبوع را شامل میشود و در کاربرد عام مفاهیم متقابل و نیز امور فاقد ارزش را نیز در بر میگیرد. مضمون این کاربرد عام را میتوان با استفاده از یک بیان نموداری به صورت زیر ترسیم نمود: اموری که در سویه مثبت (طرف راست بردار) جای میگیرند، “ارزشها” و متقابلاً اموری که در سویه منفی (طرف چپ بردار) واقع میشوند، “ضد ارزشها” یا دارای ارزش منفی خواهند بود و اموری که در نقطه مبدأ یا مرکز بردار قرار میگیرند، اموری فاقد ارزش مثبت و منفی یا “ارزشهای خنثی” خوانده میشوند<ref>illiam K. Frankena; Value and Valuation, In The Encyclopedia of Philosophy; ۲۲۹..</ref>؛ البته واژه “ارزش” در کاربرد متعارف فارسیزبانان، عمدتاً به ارزش مثبت و مطلوب انصراف دارد؛ و اطلاق آن بر ارزش منفی، [[ضد ارزش]] یا ارزش [[نکوهیده]] از باب استطراد و شبیهسازی است. | |||
قطبهای دوگانه ارزشی (ارزشهای مثبت و منفی) در تعاملهای روزمره غالباً با واژههای متقابلی همچون خوب و بد، [[حسن و قبح]]، [[خیر و شر]]، مطلوب و نامطلوب، [[واجب]] و [[حرام]]، معروف و منکر، [[زشت]] و [[زیبا]] و... که به عنوان محمول در گزارههای ارزشی به کار میروند، اظهار میشوند. | |||
نظامهای ارزشی موجود در [[جوامع]] و فرهنگهای مختلف – به رغم اشتراکهای [[زیاد]]- انطباق کاملی با یکدیگر ندارند. برخی [[مردم]] شناسان، [[فرهنگها]] و عناصر درونی آنها از جمله [[نظام]] [[ارزشها]] را در هر [[جامعه]] منحصربه فرد و بی نظیر تلقی کرده و هر [[فرهنگ]] را از این حیث تافته جدا بافته انگاشتهاند. چنین ادعایی اگر چه مبالغهآمیز و خلاف واقع، به نظر میرسد، اما از منظر جامعهشناختی، تفاوت آشکار میان نظامهای ارزشی موجود در جوامع مختلف، [[بدیهی]] و انکارناپذیر است. تفاوت در خاستگاه و منشأ، موقعیت ساختاری در [[سلسله]] مراتب ارزشها، متعلقات و مصداقها، ابزاری یا غاییبودن، [[هدفها]] و غایتها، حساسیتهای فردی و [[اجتماعی]] معطوف به آنها، ملاکهای مرجح به هنگام وقوع تزاحم میان آنها، [[ضمانت اجرا]]، نرخ ماندگاری و تغییرپذیری؛ بارزترین تفاوتهایی است که در مقایسه نظامهای ارزشی با یکدیگر رخ مینماید. محتمل است که روند [[جهانی شدن]] و کوچک شدن تدریجی [[جهان]]، رفتهرفته به کاهش تمایزها و افزایش [[قرابت]] جوامع، فرهنگها و نظامهای ارزشی به یکدیگر منجر شود. برای اختصار از ذکر انبوه تعریفهای ماهوی و کارکردی ارائه شده از ارزش، اجتناب میشود<ref>برای آگاهی بیشتر از حوزه مفهومی ارزش، گستره معنایی، موارد کاربرد آن، ر.ک: Jan W. Van Deth Elinor Scarbrough; The Impact of values; pp. ۲۱-۱۷. داوود فرامرزی، نظریه ساختاری مدمور ارزشهای شوارتز، ص۱۱۱ و ۱۱۵؛ سیدمحمدرضا جمشیدی، ارزش و ارزششناسی، ص۳۹۱؛ منوچهر محسنی، بررسی نگرشها، رفتارها و آگاهیهای اجتماعی و فرهنگی مردم تهران، ص۱۹؛ گی روشه، کنش اجتماعی، ص۷۶؛ ژان ون دث، چیستی ارزش، ص۱۱۵؛ آلن بیرو، فرهنگ علوم اجتماعی، ص۳۸۶.</ref>.<ref>[[سید حسین شرفالدین|شرفالدین، سید حسین]]، [[ارزشهای اجتماعی از منظر قرآن کریم (کتاب)|ارزشهای اجتماعی از منظر قرآن کریم]]، ص ۲۸.</ref> | |||
== پرسشهای وابسته == | == پرسشهای وابسته == | ||