بحث:حضرت فاطمه در تاریخ اسلامی

Page contents not supported in other languages.
از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Jaafari (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۴ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۳۷ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

مقدمه

حضرت فاطمه(س) آخرین فرزند رسول الله(ص) از خدیجه(س) است و تنها فرزندی است که پس از رحلت پدر بزرگوارش در قید حیات بود، اما پس از تحمل مصایب بسیار در سوم جمادی الثانی سال یازدهم هجری از دنیا رحلت فرمود.

تولد

در زادروز فاطمه(س) اختلاف است. از سال پنجم پیش از بعثت تا سال پنجم بعد از بعثت رسول الله(ص) گفته‌اند. عموم نویسندگان سیره و مورخان اهل سنت و جماعت، تولد آن حضرت را پنج سال پیش از بعثت ذکر کرده و عموماً نوشته‌اند: «آن سالی بود که قریش خانه کعبه را می‌ساختند»[۱]. اما بیشتر مورخان و محدثان شیعه، پس از بعثت را نقل کرده‌اند: کلینی و ابن شهر آشوب سال پنجم بعد از بعثت را تصریح کرده‌اند، شیخ طوسی و یعقوبی سال اول بعثت و شیخ مفید و سید بن طاووس سال دوم بعثت را نقل کرده‌اند[۲]. آنچه امروز در کشور ایران و دیگر کشورهای شیعه‌نشین به نام روز میلاد حضرت فاطمه(س) شهرت دارد، بیستم جمادی الثانی سال پنجم پس از بعثت می‌باشد، یعنی قول کلینی و مورخان هم‌عقیده با اوست.

اما با چنین اختلاف در نقل روایات، پذیرفتن سندی و رها کردن سند دیگر، بسیار دشوار است. در اینکه او در چه روز و در چه سالی متولد شد، چندان مهم نیست. آنچه اهمیت دارد این است که او که بود؟ چگونه تربیت شد؟ چگونه زیست؟ چه اثری در محیط خود و پس از خود نهاد؟ او که نمونه کامل زن تربیت شده و برخوردار از اخلاق عالی است و با تولدش که تولد انسان کامل و نمونه اعلای هستی و علت غایی آفرینش است، میلادش برای همه هستی ارزش پیدا می‌کند. آنچه در زندگی این بانو اهمیت دارد پارسایی، پرهیزگاری، بردباری، فضیلت، ایمان به خدا، ترس از پروردگار و دیگر خصلت‌های عالی انسانی است. این حقیقتی است که پیروان همه مذاهب اسلامی بدان اعتراف دارند. برای همین است که در عموم کتب شیعه و کتاب‌های معتبر اهل سنت و جماعت فصلی جداگانه در فضیلت دختر پیامبر اکرم(ص) دیده می‌شود.[۳]

نامگذاری

رسول الله(ص) دخترش را فاطمه نامید. فاطمه وصفی از مصدر فطم است. فطم در لغت عرب به معنی بریدن، قطع کردن و جدا شدن آمده است. این صیغه فاعلی معنای مفعولی می‌دهد به معنی بریده و جدا شده است. فاطمه از چه چیز جدا شده است؟ در کتاب‌های شیعه و سنی روایتی می‌بینیم که پیامبر اکرم(ص) فرمود: «إِنَّهَا فُطِمَتْ هِيَ وَ شِيعَتُهَا مِنَ النَّارِ»[۴] او را فاطمه نامیدم چون او و شیعیانش از آتش دوزخ بریده شده‌اند. شیخ صدوق در علل الشرایع از امام باقر(ع) روایت می‌کند: «لَمَّا وُلِدَتْ فَاطِمَةُ(س) أَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى مَلَكٍ فَأَنْطَقَ بِهِ لِسَانَ مُحَمَّدٍ فَسَمَّاهَا فَاطِمَةَ ثُمَّ قَالَ إِنِّي فَطَمْتُكِ بِالْعِلْمِ وَ فَطَمْتُكِ عَنِ الطَّمْثِ»؛ هنگامی که دختر پیامبر متولد شد، خدای عزوجل به یکی از فرشتگان وحی نمود تا کلمه فاطمه را بر زبان پیامبر جاری کند؛ لذا رسول خدا(ص) نام این دختر را فاطمه نهاد و به او فرمود: من تو را با علم و دانش همراه و از پلیدی پاک نمودم.

سپس امام باقر(ع) فرمود: «وَ اللَّهِ لَقَدْ فَطَمَهَا اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بِالْعِلْمِ وَ عَنِ الطَّمْثِ بِالْمِيثَاقِ»؛ به خدا سوگند که حق تعالی فاطمه(س) را در روز عهد و میثاق (عالم ذر) با علم قرین و از پلیدی‌ها برکنار نمود[۵]. شبیه این روایت را شیخ هاشم در مصباح الانوار نقل نموده است. بیان: «&& فطمتک بالعلم أی أرضعتک بالعلم حتی استغنیت و فطمت أو قطعتک عن الجهل بسبب العلم أو جعلت فطامک من اللبن مقرونا بالعلم کنایة عن کونها فی بدو فطرتها عالمة بالعلوم الربانیة &&» یعنی از هنگام شیرخوارگی تو را با علم و دانش قرین و همراه می‌دارم تا غنی شوی؛ و یا اینکه جهل را از تو دور می‌دارم تا علم جایگزین آن شود و این کلام کنایه از آن است که فاطمه(س) از بدو تولدش عالم به علوم ربانی بوده است[۶]. پیامبر اکرم(ص) خطاب به فاطمه(س) فرمود: «شَقَّ اللَّهُ لَكِ يَا فَاطِمَةُ اسْماً مِنْ أَسْمَائِهِ فَهُوَ الْفَاطِرُ وَ أَنْتِ فَاطِمَةُ [وَ شِبْهِهِ]»[۷] خداوند برای تو نامی را که از نام‌های خود مشتق گردیده قرار داده؛ زیرا نام او فاطر است و نام تو فاطمه و این نام به آن شبیه می‌باشد.

فتال نیشابوری ضمن حدیثی از امام صادق(ع) آورده است که «فُطِمَتْ مِنَ الشَّرِّ» چون از بدی‌ها بریده شد، او را فاطمه نامیده‌اند. آن حضرت در ادامه حدیث فرمودند: «لَوْ لَا أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ(ع) تَزَوَّجَهَا لَمَا كَانَ لَهَا كُفْؤٌ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ آدَمُ فَمَنْ دُونَهُ»[۸] اگر امیرالمؤمنین علی(ع) نبود که با فاطمه(س) ازدواج کند، از زمان حضرت آدم تا روز قیامت، در روی زمین کسی یافت نمی‌شد که شایستگی همسری با آن حضرت را داشته باشد. در این حدیث وجه تسمیه فاطمه(س) تنهایی او و نداشتن کفو و همتاست و اگر امام علی(ع) نبود، برای او کفوی وجود نداشت. و فرمود: «سُمِّيَتْ فَاطِمَةَ لِأَنَّهَا فُطِمَتْ عَنِ الطَّمْثِ»[۹] برای آن دختر پیامبر اکرم(ص) را فاطمه(س) نامیدند که او از پلیدی‌ها پاک شده است.

و فرمود: «إِنَّمَا سُمِّيَتْ فَاطِمَةُ لِأَنَّ الْخَلْقَ فُطِمُوا عَنْ مَعْرِفَتِهَا»[۱۰] فاطمه نامیده شده، چون مردم از شناختن او عاجزند. امام کاظم(ع) علت نام نهادن آن حضرت به فاطمه را اراده خداوند می‌داند که خلافت و امامت در ذریه آن حضرت استقرار یابد و طمع دیگران در خلافت قطع گردد. ایشان می‌فرمایند: «وَ أَنَّهُمْ يَطْمَعُونَ فِي وِرَاثَةِ هَذَا الْأَمْرِ مِنْ قِبَلِهِ فَلَمَّا وُلِدَتْ فَاطِمَةُ سَمَّاهَا اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فَاطِمَةَ لِمَا أَخْرَجَ مِنْهَا وَ جَعَلَ فِي وُلْدِهَا فَفَطَمَهُمْ عَمَّا طَمِعُوا فَبِهَذَا سُمِّيَتْ فَاطِمَةُ فَاطِمَةَ لِأَنَّهَا فَطَمَتْ طَمَعَهُمْ وَ مَعْنَى فَطَمَتْ قَطَعَتْ»[۱۱] موقعی که دختر رسول خدا(ص) متولد شد، او را فاطمه نامید و امر خلافت و وصایت را برای فرزندان او قرار داد و بدین وسیله دست سایرین را از آن کوتاه نمود؛ زیرا فاطمه به معنی کوتاه کردن و قطع دست طمع دیگران است. پس در اینجا «فطمت» به معنای «قطعت» است[۱۲]. امام صادق(ع) در ذیل آیه شریفه ﴿إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ[۱۳] فرمودند: مقصود از «لیله» فاطمه(س) و مقصود از قدر خداوند است، هرکس فاطمه را بدان‌گونه که سزاوار و شایان معرفت است، بشناسد «لیلة القدر» را درک کرده و از آن جهت فاطمه، فاطمه نامیده شده که مردم از شناخت او بریده و دور نگه داشته شده‌اند[۱۴]. همچنین آن حضرت از ماسوی الله بریده شده و به الله پیوند خورده است. فاطمه مستغرق در ذات حضرت دوست است.[۱۵]

القاب

فاطمه(س) دارای القاب بیشماری است: زهرا، صدیقه، طاهره، راضیه، مرضیه، معصومه، بتول، کوثر، حصان، حوراء انسیه، محدثه، حانیه، عذراء، مبارکه و لقب‌های دیگر. در این میان لقب زهرا از شهرت بیشتری برخوردار است و گاه با نام او همراه می‌آید، فاطمة الزهراء. زهرا در لغت به معنی درخشنده و روشن است. این لقب از هر جهت برازنده فاطمه است. از آن روزی که خود را شناخت و وظیفه خود را تعهد کرد، تا امروز و برای همیشه چون گوهری بر تارک تربیت اسلامی می‌درخشد[۱۶]. پیامبر اکرم(ص) درباره آن حضرت فرمود: «فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي وَ هِيَ نُورُ عَيْنِي وَ ثَمَرَةُ فُؤَادِي وَ رُوحِيَ الَّتِي بَيْنَ جَنْبَيَّ وَ هِيَ الْحَوْرَاءُ الْإِنْسِيَّةُ لِأَنَّهَا كَانَتْ إِذَا قَامَتْ فِي مِحْرَابِهَا زَهَرَ نُورُهَا لِأَهْلِ السَّمَاءِ كَمَا يَزْهَرُ نُورُ الْكَوَاكِبِ لِأَهْلِ الْأَرْضِ»[۱۷] دخترم فاطمه پاره تن و نور چشم و میوه دل و روح من است، او حوریه‌ای است به صورت انسان، آن هنگام که در محراب عبادت در برابر خدا می‌ایستاد، نور وی برای ملائکه و فرشتگان آسمان می‌درخشید، همان‌گونه که نور ستارگان برای اهل زمین درخشندگی دارد.

شیخ صدوق در علل الشرایع به نقل از جابر جعفی روایت می‌کند که گفت: به امام صادق(ع) گفتم: چرا حضرت فاطمه(س)، زهرا نامیده می‌شود؟ امام فرمود: «لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَهَا مِنْ نُورِ عَظَمَتِهِ فَلَمَّا أَشْرَقَتْ أَضَاءَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ بِنُورِهَا وَ غَشِيَتْ أَبْصَارُ الْمَلَائِكَةِ وَ خَرَّتِ الْمَلَائِكَةُ لِلَّهِ سَاجِدِينَ وَ قَالُوا إِلَهَنَا وَ سَيِّدَنَا مَا لِهَذَا النُّورِ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِمْ هَذَا نُورٌ مِنْ نُورِي وَ أَسْكَنْتُهُ فِي سَمَائِي خَلَقْتُهُ مِنْ عَظَمَتِي أُخْرِجُهُ مِنْ صُلْبِ نَبِيٍّ مِنْ أَنْبِيَائِي أُفَضِّلُهُ عَلَى جَمِيعِ الْأَنْبِيَاءِ وَ أُخْرِجُ مِنْ ذَلِكَ النُّورِ أَئِمَّةً يَقُومُونَ بِأَمْرِي يَهْدُونَ إِلَى حَقِّي وَ أَجْعَلُهُمْ خُلَفَائِي فِي أَرْضِي بَعْدَ انْقِضَاءِ وَحْيِي»[۱۸] زیرا خداوند متعال او را از نور با عظمت خود آفرید، هنگامی که نورش درخشیدن گرفت آسمان‌ها و زمین به نور او روشن شدند و چشمان ملائکه خیره ماند، پس سجده نموده و از خدای سبحان پرسیدند: خدایا! این چه نوری است؟ خداوند فرمود: این شعبه‌ای از نور من است که آن را آفریده‌ام و از صلب یکی از پیامبرانم که او را بر سایر پیامبران برتری داده‌ام، خارج می‌نمایم و از این نور رهبران و امامانی به وجود می‌آیند که پس از انقطاع وحی، مردم را به سوی حق هدایت می‌نمایند. ابوهاشم جعفری گوید: از امام حسن عسکری(ع) پرسیدم: چرا حضرت فاطمه(س) را زهرا نامیدند؟ فرمود: «كَانَ وَجْهُهَا يَزْهَرُ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ(ع) مِنْ أَوَّلِ النَّهَارِ كَالشَّمْسِ الضَّاحِيَةِ وَ عِنْدَ الزَّوَالَ كَالْقَمَرِ الْمُنِيرِ وَ عِنْدَ غُرُوبِ الشَّمْسِ كَالْكَوْكَبِ الدُّرِّيِّ» زیرا چهره او برای امیرالمؤمنین(ع) در اول روز مانند آفتاب روشن و به هنگام زوال مانند ماه درخشان و به هنگام غروب آفتاب مانند ستاره می‌درخشید[۱۹].

فاطمه(س)، صدیقه است. صدیقه، مبالغه در راستگویی است، یعنی بسیار راستگو و همیشه مداوم راستگویی و تصدیق هر آنچه که حق و ثابت است. او عادتی در گفتار جز راستگویی ندارد و ملازم با شکرگزاری و شرافت همیشگی است؛ اما صدیقه فقط به معنای راستگویی نیست، بلکه به کسی گفته می‌شود که بتواند صحنه و صفحه دلش را به گونه‌ای آماده کند که مخاطب حضرت دوست باشد[۲۰]. و امام کاظم(ع) فرمود: همانا فاطمه(س)، صدیقه و شهیده است[۲۱]. و فرمود: «وَ هِيَ الصِّدِّيقَةُ الْكُبْرَى وَ عَلَى مَعْرِفَتِهَا دَارَتِ الْقُرُونُ الْأُولَى»[۲۲] و او صدیقه کبری است. پیشینیان نیز با او آشنا بوده‌اند. او طاهره است پاک و منزه، یعنی ذاتاً پاک و پاکیزه است و کسی نمی‌تواند او را لمس کند، مگر اینکه ذات او پاک و پاکیزه باشد[۲۳].

امام محمد باقر(ع) فرمود: «إِنَّمَا سُمِّيَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ الطَّاهِرَةَ لِطَهَارَتِهَا مِنْ كُلِّ دَنَسٍ وَ طَهَارَتِهَا مِنْ كُلِّ رَفَثٍ وَ مَا رَأَتْ قَطُّ يَوْماً حُمْرَةً وَ لَا نِفَاساً»[۲۴] فاطمه را طاهره نامیدند؛ زیرا از هر آلودگی و قبح و زشتی پاک بود و فاطمه هرگز خون حیض و نفاس مشاهده نکرد. آیه تطهیر نیز در وصف پاکی اهل‌بیت(ع) از جمله فاطمه(س) نازل شده است، که: ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا[۲۵]. او راضیه است، یعنی به مقام رضا رسیده و راضی به رضای پروردگار است. یکی از معانی راضیه، قانعه است یعنی قناعت‌کننده به خدا از غیر او، چنانچه در مجمع البحرین آمده: && رضیت بالله رباً قنعت به و لم اطلب معه غیره && یعنی قناعت به خداوند کرده‌ام و غیر او را نمی‌طلبم.

فاطمه(س) به آنچه برایش مقدر شده بود از تلخی‌های دنیا، رنج و زحمت، مصایب و دشواری‌های آن، راضی و خشنود به رضای حضرت حق بود. او مرضیه است، یعنی کسی که مورد رضای خداوند قرار گرفته و رضایت او رضایت خداست و حضرت حق از او راضی است، همچنان‌که غضب او، غضب خداوند است. تمام کارهایش در نزد خداوند و رسول خدا(ص) پسندیده است، بنابراین آیات شریفه: ﴿وَكَانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِيًّا[۲۶]، ﴿رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ[۲۷] و ﴿ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً[۲۸] در شأن او نازل شده و از شخصیت والای او سخن گفته است. او معصومه است، یعنی آراسته به مقام والای عصمت است. عصمت در لغت به معنی منع بوده و ملکه عصمت صاحب عصمت را از هرگونه امر ناپسند و ناروا حافظ و مانع و رادع است، حتی صاحب آن نیت گناه هم نمی‌کند؛ غفلت و سهو و نسیان در او راه ندارد، همان‌طور که در قرآن کریم خداوند تبارک و تعالی می‌فرماید: ﴿سَنُقْرِئُكَ فَلَا تَنْسَى[۲۹] حقیقت عصمت آن قوه نوری ملکوتیه است. صاحب عصمت از کودکی و آغاز زندگی همه اقوال و آثار و افعال و احوالش حکم حکیم است.

او بتول است، یعنی کسی که از دنیا منقطع شده و به خدا پیوسته است و پیوند خود را با جهان دیگر استوار کرده باشد و این صفت بدان جهت به فاطمه(س) داده شد که در فضل، دین و حسب از زنان زمانه خود و زنان امت منفرد بود و همتا نداشت. بنابراین چون آن حضرت قاطع علایق دنیا بود او را بتول نامیدند[۳۰]. او کوثر است. کوثر به معنای خیر کثیر است، همچنین به کثیرالنسل هم گفته می‌شود، کما اینکه نسل فاطمه(س) در جهان معادل ندارد. به حوضی در بهشت نیز کوثر گفته می‌شود. نام سوره‌ای در قرآن نیز کوثر است که مربوط به فاطمه(س) است. خداوند می‌فرماید: ﴿إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ[۳۱] ما به تو کوثر دادیم، یعنی خیر بسیار که همانا وجود مقدس فاطمه(س) بود. از این‌رو، نسل پیامبر اکرم(ص) از دخترش فاطمه(س) می‌باشد و در این نسل تا روز قیامت برکت قرار داده است. او حصان است. حصان به زن عفیف و پاکدامن و پارسای شوهردار گفته می‌شود. به معنای درّ و گوهر هم آمده، به معنای پوششی که روی مروارید را می‌پوشاند و حفظش می‌کند، هم می‌باشد. حال فاطمه، حصان است یعنی درّ و گوهر وجود فاطمه(س) در هاله‌ای از عفاف و پارسایی و پرهیزگاری پوشانده شده است. او حوراء انسیه است. حوراء اشاره به بُعد معنوی و انسیه اشاره به جنبه انسانی آن حضرت دارد. یعنی مقام معنوی فاطمه در حدّ کمال در قالب جسمانی کامل قرار گرفته است. رسول الله(ص) فرمود: «إِنَّ فَاطِمَةَ خُلِقَتْ حُورِيَّةً فِي صُورَةِ إِنْسِيَّةٍ»[۳۲] فاطمه حوریه‌ای است که در قالب انسان خلق شده است. و فرمود: «ابْنَتِي فَاطِمَةُ حَوْرَاءُ آدَمَيَّةٌ لَمْ تَحِضْ وَ لَمْ تَطْمُثْ»[۳۳] دخترم فاطمه حوری این جهان از نسل آدم است. او همیشه پاک و پاکیزه است. او محدثه است. «أَيَّتُهَا الْمُحَدَّثَةُ الْعَلِيمَةُ»[۳۴] محدثه به صاحب فراست در نقل حدیث گفته می‌شود و فاطمه(س) صاحب این فراست بود. همچنین به کسی که ملائکه با او سخن می‌گویند و به نوعی محل فرود و مراتبی از وحی قرار گرفته و مکاشفاتی دارد، نیز محدثه گفته می‌شود. جبرئیل بعد از رحلت رسول الله(ص) به خدمتش رسید و صحیفه فاطمیه را به او وحی داد. در این مصحف که هم‌اکنون در دستان مبارک حضرت مهدی(ع) قرار دارد، احکام شرعیه و حلال و حرام وجود ندارد، ولی علوم مربوط به آینده در آن ثبت است. همچنین راجع به اولاد فاطمه(س) می‌باشد[۳۵].

او حانیه است. حانیه به معنی مشفق و مهربان است[۳۶]. عشق و علاقه فاطمه(س) به فرزندانش و تربیت و پرورش آنان نمونه و الگو می‌باشد. او عذراء است. عذراء به معنی بکر و دست‌نخورده است. چه چیز فاطمه بکر باقی ماند؟ اصل انسانیت و فطرت پاک او، همان جلوه‌ای که در قالب انسانی نمود پیدا کرد، کاملاً حفظ شد. هیچ‌گونه آلایش و پیرایشی بر صحنه و صفحه دلش نقش نبست. دل او جای حضرت دوست بود. او مبارکه است. برکت وجود فاطمه(س) و خاندانش تا قیامت پابرجاست. کلمه «برکه» گوید به معنای رشد و زیادتی است. از زجاج نقل شده است که «مبارک» آن چیزی است که از سوی او خیر بسیار به وجود آید[۳۷]. مبارکه مشتق از برکت است یعنی نفع زیاد و آن حضرت مبارکه نامیده و بدان مدح شده زیرا چنان نفعی به انسان می‌رساند که هر که او را دستاویز خود قرار دهد و دست توسل به دامن او زند و راه او را ادامه دهد، در دنیا و آخرت رستگار خواهد شد و نفع بسیار خواهد برد و خیر کثیر شامل حال او می‌شود. او زکیه است یعنی پاکیزه از هرگونه پلیدی ظاهری و باطنی. گفته شده است: && زکی عمله أی طهر عمله و وقره && یعنی عمل وقار و سنگینی او پاک و پاکیزه شد و قول خداوند تعالی که ﴿أَقَتَلْتَ نَفْسًا زَكِيَّةً[۳۸] به معنای پاکیزه از محبت دنیا و شرک و کلیه اخلاق ذمیمه آمده است و حضرت فاطمه(س) به تمام معنی منزه از همه آنها می‌باشد. او سیدة النساء العالمین، سالار بانوان گیتی است. او ممتحنه، آزمایش‌شده بارگاه الهی است. او منصوره، یاری‌شده بارگاه دوست است. این نام حضرت در آسمان‌ها است. او مهدیه، هدایت‌شده است. او ریحانه، گل خوشبوی حضرت حق است.[۳۹]

کنیه

کنیه اسمی است که بر شخص به جهت تعظیم و بزرگ داشتن او اطلاق می‌شود. فاطمه(س) دارای کنیه‌های بی‌شماری است: ام‌الحسن، ام‌الحسین، ام‌الحسنین، ام‌الکتاب، ام‌الائمه، ام‌الفضائل، ام‌ابیها، ام‌المؤمنین، ام‌السبطین، ام‌النورین، ام‌العطیه، ام‌البدربین، ام‌الأسماء، ام‌العلوم، ام‌الاخیار، ام‌الازهار، ام‌الابرار، ام السادة‌النجباء، ام‌الرأفة و... که هر یک گویای یکی از صفا ت برجسته و ویژگی‌های ارزنده و بزرگ او بوده است[۴۰]. ام‌الکتاب نام دیگر سوره فاتحه است و این سوره کوچک دربرگیرنده تمام قرآن است و قرآن کثیر در ام‌الکتاب جمع شده است. حال فاطمه ام‌الکتاب است چون عصاره همه کلمات‌الله که ائمه معصومین(ع) می‌باشند، است. وجود مقدس حضرت فاطمه(س)، اصل و منبع این انوار الهی است. ام‌ابیها نیز نه تنها به علت این است که برای پدرش مادری کرد، بلکه به این جهت است که او ثمره و نتیجه عصاره شخصیت رسول الله(ص) که علت غایی هستی و همه موجودات است. نمونه بهترین‌ها، عصاره و ثمره بهترین‌ها از طریق رسول الله(ص)، وجود مقدس فاطمه(س) را شکل می‌دهد که او هم ام‌ابیها و هم ام‌الائمه است.[۴۱]

منابع

پانویس

  1. ر.ک: الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۱؛ تاریخ طبری، ج۴، ص۱۸۶۹؛ انساب الاشراف، ص۴۰۲؛ الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۳۴۱؛ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۷۵۰؛ مقاتل الطالبیین، ص۴۸.
  2. ر.ک: الکافی، ج۱، ص۴۵۸؛ مصباح المتهجد، ص۵۶۱؛ الارشاد، ج۲، ص۴۵۰؛ اقبال الاعمال، ص۶۲۱؛ مناقب آل ابی طالب، ج۳، ص۳۵۷.
  3. محمدزاده، مرضیه، زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم، ص۱۷۷.
  4. عیون اخبار الرضا، ج۲، ص۴۶؛ امالی طوسی، ج۱، ص۳۰۰؛ بحار الانوار، ج۴۳، ص۱۲، ۱۴.
  5. الکافی، ج۱، ص۴۶۰؛ المحتضر، ص۱۳۸، ۱۳۲؛ کشف الغمه فی معرفة الائمه، ج۲، ص۸۹؛ عوالم العلوم الامام الحسین(ع)، ج۱۱، ص۲۵، ۲۷.
  6. مصباح الانوار، ص۲۲۳.
  7. دلائل الامامه، ص۱۰؛ امالی صدوق، ص۴۷۴؛ علل الشرایع، ج۱، ص۱۷۸؛ الخصال، ج۱، ص۴۱۴؛ کشف الغمه فی معرفة الائمه، ج۱، ص۴۶۳؛ بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۴.
  8. امالی صدوق، ص۴۷۴؛ علل الشرایع، ج۱، ص۱۷۸؛ روضة الواعظین، ج۱، ص۱۴۸؛ دلائل الامامه، ص۱۰؛ کشف الغمه فی معرفة الائمه، ج۲، ص۹۸؛ مصباح الانوار، ص۲۲۳؛ عوالم العلوم الامام الحسین(ع)، ج۱۱، ص۳۲؛ الامامه و التبصره، ص۱۳۳؛ مناقب آل ابی‌طالب، ج۳، ص۳۷۷؛ بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۰.
  9. دلائل الامامه، ص۱۰؛ امالی صدوق، ص۴۷۴؛ علل الشرایع، ج۱، ص۱۷۸؛ الخصال، ج۱، ص۴۱۴؛ کشف الغمه فی معرفة الائمه، ج۱، ص۴۶۳؛ بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۴.
  10. تفسیر فرات، ص۵۸۱.
  11. علل الشرایع، ج۱، ص۱۷۸؛ معانی الاخبار، ج۱، ص۶۴؛ بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۳.
  12. بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۱.
  13. «ما آن (قرآن) را در شب قدر فرو فرستادیم» سوره قدر، آیه ۱.
  14. بحارالانوار، ج۲۶، ص۳۲۶؛ ج۴۳، ص۱۴؛ با اشاره به آیه ۱ سوره قدر.
  15. محمدزاده، مرضیه، زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم، ص۱۷۸.
  16. زندگانی فاطمه زهرا(س)، ص۳۳.
  17. علل الشرایع، ج۱، ص۱۷۸؛ معانی الاخبار، ج۱، ص۶۴؛ بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۲-۱۳.
  18. علل الشرایع، ج۱، ص۱۷۸؛ معانی الاخبار، ج۱، ص۶۴؛ بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۲-۱۳.
  19. مناقب آل ابی‌طالب، ج۳، ص۳۷۸.
  20. الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۷۵۱؛ المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۷۵؛ حلیة الأولیاء و طبقات الاصفیاء، ج۲، ص۴۱؛ ذخائر العقبی، ص۴۴؛ مجمع الزوائد، ج۹، ص۲۰۱؛ بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۰.
  21. بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۵.
  22. بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۵.
  23. امالی صدوق، ص۴۷۴؛ علل الشرائع، ج۱، ص۱۷۸؛ الخصال، ج۲، ص۴۱۴؛ دلائل الامامه، ج۱، ص۱۷۸؛ مصباح الانوار، ص۲۲۲؛ ذخائر العقبی، ص۴۴؛ کشف الغمه فی معرفة الائمه، ج۲، ص۹۸؛ مناقب آل ابی‌طالب، ج۳، ص۳۷۸؛ بشارة المصطفی، ص۲۴۸؛ بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۵.
  24. بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۹.
  25. «جز این نیست که خداوند می‌خواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند» سوره احزاب، آیه ۳۳.
  26. «و نزد پروردگار خویش پسندیده بود» سوره مریم، آیه ۵۵.
  27. «خداوند از آنان خشنود است و آنان از خداوند خشنودند» سوره مائده، آیه ۱۱۹.
  28. «به سوی پروردگارت خرسند و پسندیده بازگرد!» سوره فجر، آیه ۲۸.
  29. «زودا که تو را خواندن (قرآن) آموزیم و دیگر از یاد نمی‌بری» سوره اعلی، آیه ۶.
  30. لغت‌نامه دهخدا، ذیل واژه بتول.
  31. «ما به تو «کوثر» دادیم» سوره کوثر، آیه ۱.
  32. کشف الغمه فی معرفة الائمه، ج۲، ص۷۵.
  33. بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۱.
  34. جنة العاصمه، ص۸۵.
  35. بحارالانوار، ج۴۳، ص۸۰.
  36. مناقب آل ابی‌طالب، ج۳، ص۴۰۶.
  37. لسان العرب، ذیل واژه برک.
  38. «آیا انسانی بی‌گناه کشتی؟» سوره کهف، آیه ۷۴.
  39. محمدزاده، مرضیه، زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم، ص۱۸۰.
  40. مناقب ابن مغازلی، ص۳۴۰؛ اسد الغابه، ج۵، ص۵۲۰؛ المعجم الکبیر، ج۲۲، ص۳۹۷؛ بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۹؛ مناقب آل ابی‌طالب، ج۳، ص۴۰۶؛ کامل الزیارات، ص۲۳۰؛ عیون اخبار الرضا، ج۲، ص۲۶۸؛ مقاتل الطالبیین، ص۵۷؛ مجمع الزوائد، ج۹، ص۲۱۱؛ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۳۸۰.
  41. محمدزاده، مرضیه، زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم، ص۱۸۵.