نسخهای که میبینید نسخهای قدیمی از صفحهاست که توسط Admin(بحث | مشارکتها) در تاریخ ۲۲ ژوئیهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۷:۴۹ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوتهای عمدهای با نسخهٔ فعلی بدارد.
نسخهٔ ویرایششده در تاریخ ۲۲ ژوئیهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۷:۴۹ توسط Admin(بحث | مشارکتها)
در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل بصره (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
مقدمه
یکی از شهرهای مهم و بزرگ و بندری عراق در کنار اروند رود (شط العرب) و نزدیک خرمشهر است و دارای کشتزارها و نخلستانهای بسیار[۱] معنای لغوی بصره، زمین سخت، سنگلاخ و پر سنگریزه است. نام قدیمی آن منطقه، خریبه، تدمر و مؤتفکه بوده است. به کوفه و بصره، عراقین هم میگفتند. بصره در سال ۱۴ هجری، در زمان عمر بن خطاب بنا شد. بنای آن شش ماه قبل از کوفه بود. مدتی هم پایتخت امویان شد. لقبهای قبة الاسلام و خزانة العرب هم به آن دادهاند.
علی در زمان خلافت خویش با شورشیان بصره جنگید و آن درگیری به جنگ جمل شهرت یافت. در نهج البلاغه، در موارد متعددی امیر المؤمنین از بصره و مردم آن مذمت کرده است، از جمله: "لَعَنَكِ اللَّهُ يَا أَنْتَنَ الْأَرْضِ تُرَاباً وَ أَسْرَعَهَا خَرَاباً وَ أَشَدَّهَا عَذَاباً فِيكِ الدَّاءُ الدَّوِيُّ قِيلَ مَا هُوَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ قَالَ كَلَامُ الْقَدَرِ الَّذِي فِيهِ الْفِرْيَةُ عَلَى اللَّهِ وَ بُغْضُنَا أَهْلَ الْبَيْتِ وَ فِيهِ سَخَطُ اللَّهِ وَ سَخَطُ نَبِيِّهِ (ص) وَ كَذِبُهُمْ عَلَيْنَا أَهْلَ الْبَيْتِ وَ اسْتِحْلَالُهُمُ الْكَذِبَ عَلَيْنَا"[۲] که نشاندهنده تفکرات انحرافی و موضعگیریهای مخالف با اهل بیت است. بصره در آغاز مرکز طرفداران عثمان بود، ولی پس از خلافتعلی مرکز تشیع شد، اما همچنان کسانی در آنجا نسبت به آل علی، عناد داشتند. امام صادق در حدیثی فرموده است: پس از کشته شدن حسین بن علی همه چیزو همه کس بر آن حضرت گریست، مگر سه چیز: بصره، دمشق و آل حکم بن عاص[۳] واین کلامعلی معروف است که به ابن عباس، والی آن حضرت بر بصره، نوشت: "َ اعْلَمْ أَنَّ الْبَصْرَةَ مَهْبِطُ إِبْلِيسَ وَ مَغْرِسُ الْفِتَنِ "[۴] بدان که بصره، فرودگاه شیطان و کشتارگاه فتنههاست.
از شهرهای معروف، دومین شهر و بندر منحصربهفرد عراق است و آن را قبّة الاسلام، خزانة العرب و رعناء میخواندهاند. در خبر آمده که هیچ شهری نیست، جز اینکه هنگام ظهورمهدی (ع) گروهی از آن به حضرت بپیوندند، جز بصره که حتی یک نفر از آن شهر، با حضرت نباشد[۹]. در روایاتآخر الزمان از حضرت امیر (ع) روایت شده که: "بصره، برای ویرانی از همه جا نزدیکتر، خاکش از همهجا سختتر، در معرض عذاب الهی از همهجا بیشتر است. ای مردم بصره! و ای ساکنان آبادیهای اطراف بصره! آگاه باشید که روز سخت و بلای دردناکی از آب در انتظار شماست، من میدانم که این آب از کدام منطقه شما بیرون خواهد زد، پیش از آن نیز فاجعههای سختی بر شما خواهد رسید که علم آن از شما پنهان شده و بر ما عطا شده است... ای اهل بصره! اخلاقتان پیچیده، آئینتان منافقانه، آبتان تلخ، خاک کشورتان از هر خاکی گندیدهتر و از آسمان دورتر است، نُه دهم شرّ در شهر شماست... گویی با چشم خود میبینم که شهر شما را آب گرفته است. از ساختمانهای شهر جز گنبد مسجدتان دیده نمیشود که همانند سینه مرغی در اقیانوس بیکران شناور به نظر میرسد. هنگامی که دیدند کوخهای بصره تبدیل به کاخ شده و باغهای اطراف آن تبدیل به قصر شده، بدانند که عمر بصره به پایان رسیده، دیگر بصرهای وجود نخواهد داشت"[۱۰]. در روایتی آمده است که قائمظهور نمیکند جز اینکه دو نامه خوانده شود: یکی در بصره، دیگری در کوفه. که در هردو نامه، از علی بن ابی طالب (ع) اظهار برائت میشود[۱۱]. در روایت دیگری آمده است: "بصره، خسف میشود و ویران میگردد و وحشت شدیدی بر سراسر عراق حکمفرما میشود که احدی آسایش و آرامش نمییابد"[۱۲][۱۳].