بحث:حضرت داوود در قرآن

Page contents not supported in other languages.
از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

پیروزی داوود بر جالوت

آیه ۲۵۲ از سوره بقره حاکی از آن است که حضرت داود، جالوت فلسطینی را کشت و خداوند به او پادشاهی ارزانی داشت و از آنچه می‌خواست وی را آگاه گردانید.

راجع به قصه جنگ طالوت با جالوت و کشته شدن جالوت به دست داوود در گفتار سی و چهارم ضمن گفتگو از جالوت بحث شده است. در عهدین، داوود از سبط یهودا است. در قاموس کتاب مقدس، داوود به معنی محبوب ضبط شده. به موجب تورات و قصص اسلامی داوود که کوچک‌ترین پسر یسا «ایشاء» بود به شبانی روزگار می‌گذاشت و جثه او با جنگ آوری مناسب نبود اما غیرت و شهامت فوق العاده داشت و چون به قصد رسانیدن آذوقه به برادران خویش به اردو آمد و مبارز خواهی جالوت فلسطینی را بشنید، برای جنگ با او پیش قدم شد و با فلاخن خود، او را از پای درآورد.

به موجب مندرجات تورات، شائول که در قرآن مجید به نام طالوت نامیده شده با داوود بد دل شد، لکن داوود به معارضه او بر نخاست تا پس از شائول به سلطنت اسرائیل رسید.[۱]

مقام داوود

به موجب آیه ۱۶۱ از سوره نساء و آیه ۵۷ از سورۀ بنی اسرائیل به حضرت داوود کتاب زبور داده شده است. یهودیان داوود را پیغمبر نمی‌دانند و او را صاحب کتاب نمی‌شناسند بلکه در نظر ایشان داوود و سلیمان دومین و سومین پادشاهان اسرائیل هستند. تورات، نبی زمان داوود را «اناتان» معرفی می‌کند.

بنا بر عقیده یهود و نصاری مزامیر با زبور تماما از آن داوود نیست ولی اکثر آنها سرودهائی است که داوود سروده است.

در قاموس کتاب مقدس راجع به مزامیر یا زبور نوشته شده که در برخی از آنها نبوت‌هائی موجود است و هر مسیحی که آنها را بخواند می‌داند که الهامی هستند. بنابر مفاد این بیان به نبوت داوود و الهامی بودن زبور اقرار ضمنی شده است.

قرآن مجید حضرت داوود را در جمله رسل شمرده ولی به نبوت وی تصریح نکرده است. در آیه ۱۰۵ از سوره انبیاء آیه‌ای از زبور نقل شده ﴿وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ[۲] از منطوق ضمنی می‌‌توان آسمانی بودن کتاب زبور را استفاده کرد و در مقاله زبور از این مقوله بیشتر بحث خواهد شد همچنین در آیه ۱۶۱ از سوره نساء ﴿وَآتَيْنَا دَاوُودَ زَبُورًا[۳] تصریح شده که "زبور من عندالله" است.[۴]

مزایای داوود

به موجب آیه ۷۹ از سوره انبیاء کوه‌ها و پرندگان مسخر داوود بودند بعضی از مفسرین گفته‌اند که کوه‌ها با او حرکت می‌کردند، لکن از فعل یسبحن که در سوره صآیه ۱۷ مسطور است و از عبارت ﴿يَا جِبَالُ أَوِّبِي[۵] که در سورۀ سبا آیه ۱۰ مندرج است معلوم می‌گردد که مقصود قرآن مجید از ﴿وَسَخَّرْنَا مَعَ دَاوُودَ الْجِبَالَ يُسَبِّحْنَ وَالطَّيْرَ[۶].

آن بوده که کوه‌ها، آواز و ترنمات او را منعکس می‌ساختند و پرندگان با او هم آواز می‌شدند. تورات وی را مغنی شیرین بنی اسرائیل خوانده است و بعضی نوشته‌اند که داوود پیش از آنکه به جنگ جالوت برود، مغنی شائول بوده است.

بنا به نقل قاموس کتاب مقدس زبور را از آن جهت مزامیر نامیده‌اند که هماهنگی بانی سروده می‌شده است.

از این سخنان به خوبی استفاده می‌شود که الحان خوش داوود از قدیم در نزد یهود معروف بوده و قرآن مجید هم بدان اشاره فرموده و از راه اخبار و احادیث در ادبیات عرب و ایرانیان منعکس گردیده است. مخصوصا عرفا که با سماع سازگار بودند برای تحلیل موسیقی بدان احادیث استناد کرده‌اند و درباره لحن خوش داوود داستان‌ها سرائیده‌اند من‌جمله در کتاب کشف المحجوب مسطور است که هفتصد دوشیزه و دوازده هزار مرد از شنیدن آواز داوود جان تسلیم کردند.[۷]

صنعت داوود

بنا بر آیه ۸۰ از سوره انبیاء و آیه ۱۲ از سوره سبا خداوند، آهن را برای داوود نرم ساخت و به او صنعت زره‌سازی آموخت تا لشکریان را در جنگ از گزند محفوظ دارد.

در تفسیر صافی مسطور است که خداوند به داوود این صنعت را آموخت تا از بیت المال بی‌نیاز گردد.

وی روزانه یک درع می‌ساخت و به هزار درم می‌فروخت.

بنا بر مسطورات تورات، پوشیدن زره در بنی اسرائیل قبل از داوود معمول بوده و تورات از زره‌سازی داوود سخنی نگفته است، ولی شک نیست که وی در فنون جنگی مهارت و ابداعی داشته و مهارت و ابداع خود را در ساختن ساز و برگ جنگی بکار برده است. شاید پیش از داوود زره را از برنج یا کتان می‌ساختند (از تورات هم دلائلی که این نظر را اثبات کند به دست می‌آید) و حضرت داوود از آهن زره ساختند یا اینکه در شکل آن ابداعی به وجود آورده و مطابق اصول فنی بدین کار دست زده باشد چنانکه جملة ﴿وَقَدِّرْ فِي السَّرْدِ[۸] اشاره به نوعی ابداع است.

قرآن مجید از زره‌های ساخته دست داوود به نام لبوس و سابقات یاد کرده است و از این عناوین می‌‌توان نتیجه گرفت که زره‌های حضرت داوود سرا پای مرد جنگی را می‌پوشانیده است. [۹]

داستان گوسفندان

آیه ۷۸ از سوره انبیاء حکم داوود و سلیمان را درباره گوسفندانی که شبانه مزرعه یا تاکستانی را چریده بودند حکایت می‌کند ﴿وَدَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ إِذْ يَحْكُمَانِ فِي الْحَرْثِ إِذْ نَفَشَتْ فِيهِ غَنَمُ الْقَوْمِ وَكُنَّا لِحُكْمِهِمْ شَاهِدِينَ * فَفَهَّمْنَاهَا سُلَيْمَانَ وَكُلًّا آتَيْنَا حُكْمًا وَعِلْمًا[۱۰]

این قصه در تورات فعلی مسطور نیست و اصل داستان چنین است که حضرت داود، سلیمان را در زمان کودکی با خود به محضر قضا میآورد و به وی عملا آیین داوری می‌آموخت. روزی داوری پیش داوود آوردند که گله شبانی مزرعه یا تاکستان دیگری را چریده است. حضرت داوود حکم داد که گوسفندان مدعی علیه به مالکیت دادخواه درآید. سلیمان که کودک بود عرضه داشت که باید در حکم تعدیل شود، گوسفندان به تصرف صاحب زمین و زمین به تصرف صاحب گوسفندان داده شود تا آنگاه که زراعت دوباره به همان حالت که بوده بازگردد و در این مدت صاحب زمین از نتاج گوسفندان استفاده کند و چون زراعت به حالت اول درآید هر یک مال خود را مسترد دارد.

بعضی گفته‌اند: حکم سلیمان بدین منوال بوده است که اگر گوسفندان، ریشه مورا خورده باشند، در ملک صاحب زمین باید درآیند و اگر شاخه یا محصول را چریده باشند، نتاج یک سال با پشم و شیر آنها به صاحب زمین تعلق گیرد.

در تبیان راجع به اینکه آیا حکم داوود و داوری سلیمان از روی اجتهاد یا از روی وحی بوده است بحثی شده است و صاحب تبیان قول ابوعلی جبائی را پذیرفته است که وی در این زمینه قائل به وحی است و معتقد است که به حضرت سلیمان وحی تازه‌ای رسید و حکمی را که از پیشتر به حضرت داوود الهام شده بود نسخ کرد.

بعضی از مفسرین گفته‌اند: داوری سلیمان، الهی بود و به وسیله این حکم شایستگی خود را برای جانشین حضرت داوود ظاهر ساخت. بنابر مندرجات تورات، در زمان خود حضرت داوود بر سر جانشینی وی میان فرزندانش نزاع بوده است و «ناتان نبی» و زوجه داوود «بت شبع» طرفدار سلیمان بودند و سلیمان را شایسته این مقام می‌دانستند به ناچار برای ابراز شایستگی و لیاقت سلیمان چنانکه در قصه‌های مشابه ملل دیگر دیده می‌شود، می‌بایست از سلیمان استعدادی بروز کند و اثر آن به صورت یک داستان باقی ماند و قرآن مجید به آن داستان که در آن زمان باقی بوده اشاره کرده است. نظیر این داستان در یک سند از اسناد قدیم Ethiopie به نام Kebra nazagt «جلال پادشاهان» موجود است. به موجب این سند یکی از پادشاهان ایرانی به نام بالتازور Baltasor دختر خود را به شاهزاده Adrami می‌دهد و شم قضائی داماد خود را به وسیله ارجاع رسیدگی نزاعی که فیما بین مالک تاکستان و صاحب گوسفندان جریان داشته است آزمایش می‌کند.[۱۱]

آزمایشداوود

سوره(ص) آیات ۱۶ تا ۲۵ مربوط به حضرت داوود است و مفاد آن آیات چنین است: ای پیغمبر بر آنچه می‌گویند صبر کن و بنده ما داوود را که صاحب نعمت و قوت بود به یاد آور. چه او بازگشت کننده بود. ما کوه‌ها را مسخر او ساختیم تا با او هنگام غروب آفتاب و زمان طلوع خورشید تسبیح گویند.

(به عقیده بعضی از مستشرقین آثار آیین مهر پرستی در زمان داوود از این آیه استفاده می‌شود لکن می‌‌توان گفت که طلوع و غروب آفتاب یک امر طبیعی بوده و در هر زمان نظر ملت‌های مختلف را اعم از اینکه خورشید پرست باشند یا نباشند به خود جلب کرده و این دو هنگام برای همه اقوام و ملل، جهت دعا و شکرانه مناسب بوده است) و پرندگان را مسخر ساختیم تا پیش او جمع شوند و همه به سوی او باز گردند. حکومت او را محکم کردیم و به او شم قضا بخشیدیم تا مرافعات ارباب دعاوی را با حکمیت فیصل دهد. آیا از قصه آن دادخواهان آگهی داری که از محراب بالا رفتند و بر او وارد شدند؟

داوود از ایشان ترسان گردید. آنان گفتند که مترس، ما به دادخواهی پیش تو آمده‌ایم و از یکی تعدی و تجاوز بر دیگری شده است. آمده‌ایم تا به عدالت میان ما داوری کنی و جور بر ما نرانی و به راه راست ما را هدایت فرمائی. یکی از ایشان گفت: این برادر من نود و نه میش دارد و مرا یک میش بیش نیست. او از من می‌خواهد که میش خود را به تصرف او دهم و مرا با زبان مغلوب ساخته است و من از عهده زبان او بر نمی‌آیم. داوود گفت: برادرت که خواستار الحاق میش تو به گوسفندان خود می‌باشد به تو ستم کرده معمول چنین شده که شرکاء بر یکدیگر تجاوز می‌کنند مگر آنان که ایمان محکم داشته باشند و کردار‌های شایسته پیش گیرند و این چنین گروه اندکند. داوود دریافت که ما او را آزموده ایم. از پروردگار خود درخواست آمرزش کرد و به سجده افتاد و پوزش خواست. ما این واقعه را بر او بخشیدیم و داوود در نزد ما قربت و بازگشت نیکو یافت. ای داوود ما ترا در روی زمین خلیفه خود قرار داده‌ایم. میان مردم از روی حق داوری کن. پیرو هوای نفس مباش که ترا از راه خدا منحرف خواهد ساخت و آنان که از راه خدا منحرف شوند بر اثر آنکه روز حساب را فراموش کرده‌اند، دچار عذاب سخت خواهند بود.

این بود مفاد آیات ده گانه درباره حضرت داوود که موضوع آزمایش را نیز شامل است. بدون شک میان قصه دادخواهان که یکی نود و نه میش داشته و دیگری فقط مالک یک میش بوده است با قصه‌ای که در باب‌های ۱۱ و ۱۲ از کتاب دوم سموئیل مندرج است رابطه‌ای موجود است جز آنکه اصل قصه همین است که به نحو تلویح و اشاره در قرآن مجید مذکور افتاده است.

باری خلاصه داستان در تورات چنین است: داوود روزی از بام خانه، زوجه اوریا را که بسیار زیبا بود دید و به او عشق ورزید و اوریا در جبهه جنگ بود. داوود به سردار خود پیغام فرستاد که اوریا را در پیش تابوت گذارد و به نزدیک حصار‌های دشمن بفرستد. مقصود از این دستور آن بود که اوریا کشته شود و داوود زوجه او را تصاحب کند (حتی در تورات مسطور است که پیش از مرگ اوریا، داوود با زوجه‌اش هم بستر شد) اوریا از جنگ بازگشت ولی به خانه خود نرفت و دوباره به میدان جنگ بازگشت. سردار، دستورهای داوود را به کار بست و چون نزدیک شدن به حصار دشمن بر خلاف آئین‌های جنگی بود، انجام این دستور به هزیمت لشکر داوود پایان یافت ولی اوریا در این جنگ کشته شد و زوجه‌اش را که بت‌شبع نامیده می‌‌شد داوود به نکاح خود درآورد و سلیمان از او متولد گردید.

خشم خدا بر داوود افروخته شد و ناتان نبی مأمور گردید که نزد داوود برود و او را از افروخته شدن خشم الهی با خبر سازد. ناتان برای داوود مثلی آورد و گفت مردی توانگر صاحب گوسفندان و گاوان بود در همسایگی او مرد بی‌نوائی می‌زیست که فقط یک بره داشت و آن بره در نظر وی همچون کودک او بود. برای مرد توانگر میهمان رسید، وی بره همسایه را گرفت و برای او بکشت. درباره او چگونه حکم خواهی کرد؟ داوود برآشفت و گفت چنین مردی سزاوار کشتن است و اکنون باید چهار بره در عوض به او بدهد. ناتان گفت: آن مرد توئی. سپس قصه او را به او متذکر شده و او را با خبر ساخت که شمشیر از خاندان او دور نخواهد گردید و زنانش به دست دشمن خواهند افتاد. داوود متنبه گردید و خاکسترنشین شد تا یهوه او را مورد عفو و عنایت خود قرار داد ولی از آن پس وقایع ناگوار برای داوود اتفاق افتاد. این بود خلاصه قصه‌ای که با تصرفاتی نقل گردید.

داستان تورات مناسب با مقام داوود نیست. راست است که تورات، داوود را پیغمبر نمی‌داند و او را پادشاهی عادل و کامل می‌شناسد، معهذا بی‌گمان انجام چنین کاری فضیحت آور مناسب شأن پادشاه عادل نیست و در عبارت تورات شبه تناقضی موجود است و شک نیست که در عبارات تورات تصرف شده است؛ زیرا داوود در جواب ناتان می‌گوید: چنین مردی سزاوار کشتن است و آنگاه عوض آن را فقط چهار بره معین می‌کند.

دلایل دیگری نیز موجود است که بر حسب آن دلایل می‌بایست صورت قصه غیر از آن باشد که در تورات فعلی است.

بعضی از ارباب قصص، داستان تورات را شاید از منابع یهودی بسط داده‌اند و مقدمه‌ای بر آن افزوده‌اند و گفته‌اند که روزی حضرت داوود در محراب مشغول عبادت بود. ابلیس به صورت کبوتری به محراب او وارد شد. داوود را منظر آن کبوتر خوش آمد و آن را دنبال کرد. کبوتر به بام گریخت. حضرت داوود برای گرفتن آن بر بام خانه بر آمد و چشمش به زوجه اوریا افتاد که برهنه و مشغول شستشو بود و حضرت داوود به او عاشق گردید.

اکثر مفسرین مخصوصا مفسرین خاصه، حقا در مقام تبرئه حضرت داوود بر آمده‌اند. بعضی (چنانکه در تفسیر صافی از کتاب عیون الاخبار از حضرت رضا نقل شده است) قصه دادخواهی را از داستان زوجه اوریا جدا کرده‌اند و گفته‌اند استغفار حضرت داوود از آن جهت بود که به شنیدن سخن مدعی اکتفا کرد و پیش از اصغاء سخن مدعی علیه یا مطالبه بینه از مدعی حکم صادر کرد؛ لذا به لحاظ عجله در حکم، مرتکب ترک اولی شد، لکن به زودی اشتباه خویش را دریافت و استغفار کرد.

شیخ احمد مصطفی المراغی عقیده دیگری دارد. به زعم وی حضرت داوود ساعات خود را با برنامه منظم تقسیم فرموده بود و در ساعات معینی به داوری می‌نشست و جز در آن ساعات، ارباب رجوع را نمی‌پذیرفت.

روزی دو تن که قصد قتل او را داشتند خواستند به حضور آیند. قراولان و پاسبانان، ایشان را مانع گردیدند اما این دو تن چون می‌دانستند که حضرت داوود در محراب مشغول عبادت است، از دیوار بالا رفتند و خود را به او رسانیدند حضرت داوود را نخست وحشت گرفت، لکن به زودی رعب و هراس در دل آن دو تن جایگزین شد و چنان وانمودند که به عنوان دادخواهی پیش او آمده‌اند و قصه خود را به نحوی که در قرآن مجید مذکور است بر حضرت داوود عرضه داشتند و آن حضرت نسبت به دعوی ایشان حکم داد و در عین حال متوجه شد که اظهار شکایت، بهانه‌ای بیش نبوده و آن دو تن به قصد قتل او به محراب وارد شده‌اند.

در دلش گذشت که اینان را کیفر کند، لکن به زودی دریافت که انتقام سزاوار شان پیغمبران نیست و از نیت خود استغفار کرد.

در تفسیر صافی حدیثی از حضرت علی نقل شده که حضرت فرموده است هر که قصه آزمایش داوود را چنانکه یهودیان نقل می‌کنند حکایت کند به او صدوهشتاد تازیانه خواهم زد.

در حدیث دیگری که فیض نقل کرده قصه اوریا چنین بوده است: پس از کشته شدن اوریا حضرت داوود زوجه او را به نکاح خود در آورده است و داوود نخستین کسی بوده که در اسرائیلیان با زن شوهر مرده‌ای ازدواج کرده البته چنین ازدواجی ممنوع نبوده اما مرسوم هم نبوده است.

نگارنده با استفاده از فقره ﴿قَالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤَالِ نَعْجَتِكَ إِلَى نِعَاجِهِ[۱۲] و فقره ﴿اصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ[۱۳] چنین تصور می‌کند که حضرت داوود شاید از اوریا خواستار شده که زن خود را طلاق گوید تا پس از انجام تشریفات مقرر در دین یهود او را به ازدواج خود درآورد. یا شاید این فکر در مخیله داوود خطور کرده باشد به هر حال چنین امر مباح شایسته مقام نبوت نبوده و برای تنبیه و آگاه ساختن او مخاصمه‌ای شبیه به واقعه خودش به او مراجعه شده است تا وی متنبه گردد و استغفار کند. شاید پس از آنکه اوریا بر حسب اتفاق در جنگ کشته شده حضرت داوود با زوجه او ازدواج کرده باشد و پس از آن در افواه دو واقعه به هم پیوسته و به صورتی که در کتاب دوم سموئیل نقل شده در آمده باشد و این قصه با قصه زینب زوجه حضرت پیغمبر که قبلا در زوجیت زید بن حارث پسر خوانده آن حضرت بود شباهتی دارد و شاید ﴿اصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ[۱۴] تعریضی به این مشابهت باشد.[۱۵]

فرجام کار داوود

حضرت داوود تقریبا در سال ۱۰۳۳ پیش از میلاد در بیت اللحم متولد گردیده و تقریبا در سال ۹۶۲ قبل از میلاد در سن ۷۱ سالگی وفات یافته و در شهر داوود بر فراز کوه صهیون مدفون شده است.

مدت نبوت یا سلطنت او چهل سال بوده در نزدیکی کرند و خانقین به نقل دائرة المعارف اسلامی ملتی هستند که داوود را بر انبیاء دیگر بنی اسرائیل ترجیح می‌دهند و آنها را داودیه می‌نامند.

(در کتب احادیث خبری نقل شده که به موجب آن حضرت آدم چهل سال از عمر خود را به داوود بخشید و بنابراین عمر داوود ۸۰ سال بود. رجوع شود به مقاله آدم) قصه بخشش عمر در کتاب Yalkout Simeoni باب ۴۰ مسطور است منتهی مقدار بخشش ۷۰ سال است و سند هبه به امضای خدا و آدم و فرشته‌ای به نام Metaron رسیده است.[۱۶]

پانویس

  1. خزائلی، محمد، اعلام قرآن، ص302-303.
  2. «و در زبور پس از تورات نگاشته‌ایم که بی‌گمان زمین را بندگان شایسته من به ارث خواهند برد» سوره انبیاء، آیه ۱۰۵.
  3. «ما به تو همان‌گونه وحی فرستادیم که به نوح و پیامبران پس از وی، و به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط و عیسی و ایوب و یونس و هارون و سلیمان وحی فرستادیم و به داوود زبور دادیم» سوره نساء، آیه ۱۶۳.
  4. خزائلی، محمد، اعلام قرآن، ص 303.
  5. «و به راستی به داوود از نزد خود بخششی ارزانی داشتیم؛ ای کوه‌ها و پرندگان با وی همنوا شوید! و آهن را برای او نرم کردیم» سوره سبأ، آیه ۱۰.
  6. «و آن (داوری) را به سلیمان فهماندیم و به هر یک داوری و دانشی دادیم و کوه‌ها و پرنده‌ها را رام کردیم که همراه با داوود نیایش می‌کردند و کننده (ی این کار) بودیم» سوره انبیاء، آیه ۷۹.
  7. خزائلی، محمد، اعلام قرآن، ص303-304.
  8. «(به او گفتیم) که زره‌هایی بباف و در زره‌بافی اندازه بدار؛ و کاری شایسته انجام دهید که من به آنچه انجام می‌دهید بینایم» سوره سبأ، آیه ۱۱.
  9. خزائلی، محمد، اعلام قرآن، ص304-305.
  10. «و داوود و سلیمان را (یاد کن) هنگامی که درباره کشتزاری داوری می‌کردند که گوسفندان آن گروه، شبانه در آن چرا کرده بودند و ما گواه داوری آنان بودیم * و آن (داوری) را به سلیمان فهماندیم و به هر یک داوری و دانشی دادیم و کوه‌ها و پرنده‌ها را رام کردیم که همراه با داوود نیایش می‌کردند و کننده (ی این کار) بودیم» سوره انبیاء، آیه ۷۸-۷۹.
  11. خزائلی، محمد، اعلام قرآن، ص 305-307.
  12. «(داود) گفت: بی‌گمان او با خواستن میش تو برای افزودن به میش‌های خویش، به تو ستم کرده است و بسیاری از همکاران بر یکدیگر ستم روا می‌دارند جز آنان که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند و آنان اندکند؛ و داوود دانست که ما او را آزموده‌ایم و از پروردگار» سوره ص، آیه ۲۴.
  13. «باری، بر آنچه می‌گویند شکیب کن و پیش از برآمدن آفتاب و پیش از فرو رفتن آن پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای! و پاس‌هایی از شب و پیرامون‌های روز را نیز به ستایش پرداز باشد که خشنود گردی» سوره طه، آیه ۱۳۰.
  14. «باری، بر آنچه می‌گویند شکیب کن و پیش از برآمدن آفتاب و پیش از فرو رفتن آن پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای! و پاس‌هایی از شب و پیرامون‌های روز را نیز به ستایش پرداز باشد که خشنود گردی» سوره طه، آیه ۱۳۰.
  15. خزائلی، محمد، اعلام قرآن، ص307-311.
  16. خزائلی، محمد، اعلام قرآن، ص311.

منابع