سیره تربیتی معصوم
سیره تربیتی و خانوادگی معصومین(ع)
همانگونه که گفته شد، سیره تربیتی معصومین(ع) رفتارهایی هستند که در ارتباط با دیگران انجام شده و جنبه درسآموزی و الگودهی به مخاطبان دارند. رفتارهای تربیتی پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) ممکن است در ارتباط با خانواده یا در ارتباط با افرادی غیر از خانواده باشد. از این رو در این نوشتار، به سیره تربیتی آن بزرگواران در ارتباط با هر یک از اعضای خانواده و بستگان و زیردستان پرداخته میشود.
تشکیل خانواده
گرایش به ازدواج و تشکیل خانواده ریشه در فطرت آدمی دارد و اسلام نیز با رعایت برخی شرایط، آن را تأیید کرده است. گرایش به ازدواج از منظر اسلام، قبل از هر چیز پاسخ به خواست فطری و ذاتی انسان است؛ زیرا خداوند ساختمان بدن انسان را به گونهای آفریده است که با رسیدن به مرحله رشد و بلوغ، خود به خود به جنس مخالف تمایل مییابد و برای تشکیل زندگی مشترک تلاش میکند. این امر دلیل فطری بودن ازدواج است، نه تحمیلی بودن آن از ناحیه عادت، ضرورت زندگی و یا عامل دیگر[۱]. نهاد خانواده، همواره در طول تاریخ وجود داشته و از آغاز زندگی بشر تا کنون، زمین هیچگاه خالی از خانواده نبوده است. امروزه نیز نظام خانواده در سراسر دنیا برقرار است و همه اقوام و گروهها به نوعی از آن برخوردارند. چگونگی شکلگیری خانواده و مراحل پدید آمدن آن در میان اقوام و طوایف مختلف تفاوت دارد؛ چراکه فرهنگ، آداب و رسوم در نحوه خواستگاری و برگزاری مراسم عروسی نقش اساسی دارد و طبیعی است که رسم و رسوم ازدواج در برخی از فرهنگها، نسبت به جای دیگر متفاوت است. وجود خانواده در طول تاریخ و حضور آن در تمام نقاط دنیا، بهترین گواه بر فطری بودن نهاد خانواده است[۲].[۳].
همسرگزینی
مهمترین اصل در زندگی هر انسان، انتخاب همسر مناسب و شایسته است تا در دنیا و آخرت همکار و همراه او باشد. همه آرزو دارند که فرد با کفایتی شریک زندگی آنان گردد و در فراز و نشیبهای زندگی یار و مددکار باشد. قرآن کریم نیز بر این موضوع تأکید کرده و از مسلمانان خواسته است تا آنجا که میتوانند، فرزندانشان را زودتر سروسامان دهند و برای تشکیل خانواده آنان، اقدام نمایند: ﴿وَأَنْكِحُوا الْأَيَامَى مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ﴾[۴]. شاید ذکر واژه ﴿الصَّالِحِينَ﴾ و ﴿عِبَاد﴾ به این نکته اشاره دارد که همسر باید شایستگیهای لازم را داشته و بیش از هر چیز، بنده و مطیع خدا باشد. سیره معصومین(ع) نیز اینگونه بوده است که در امر ازدواج، همواره به ایمان همسر توصیه میکردند، نه به زیبایی و شکل ظاهری وی. حتی اگر پدر برای ازدواج دخترش با معصوم(ع) مشورت میکرد، او را به انتخاب داماد مؤمن سفارش میفرمودند. در روایتی آمده است: علی بن اسباط به حضرت جواد(ع) نوشت که من برای دخترانم کسی را که (در ایمان و اخلاق) مانند خودم باشد، نیافتهام. حضرت در جواب نوشت: آن مطلبی، که درباره دخترانت نوشته بودی، دریافتم. خدا تو را رحمت کند، تا این حد دقت لازم نیست؛ زیرا پیامبر(ص) فرمود: «إِذَا جَاءَكُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ دِينَهُ وَ خُلُقَهُ فَزَوِّجُوهُ»[۵]؛ «اگر خواستگاری آمد که دین و اخلاق او مورد پسند شما بود، قبولش کنید و به او دختر بدهید».
مردی نزد رسول خدا(ص) آمد و درباره ازدواج، با ایشان مشورت کرد. حضرت فرمود: ازدواج کن، ولی بر تو باد که با زن دیندار ازدواج کنی. اگر چنین کردی، ازدواجت با برکت خواهد بود[۶]. طبق این روایت، پیامبر اکرم(ص) در یک مشاوره خصوصی ضمن تشویق به ازدواج توصیه میکند که با زنی مؤمن وصلت کند تا پیوندی با برکت داشته باشد. روشن است که زندگی با انسان متدین، از نظر تربیتی آثار ارزشمندی در زندگی دارد. تأثیر معاشرت همسر بر شوهر و نقش تربیتی او نسبت به فرزندان و زیردستان و حتی بر بستگان و همسایگان غیر قابل انکار است. پیامبر(ص) همگان را سفارش میکنند: «عَلَيْكُمْ بِذَاتِ الدِّينِ»[۷]؛ «بر شما باد به انتخاب همسر با ایمان». بر این اساس، ایمان از معیارهای اصلی در انتخاب همسر است و هیچ ملاکی به اهمیت آن نیست؛ زیرا ایمان به خداوند، نیرویی قوی در درون آدمی است که حتی خود انسان هم توجهی به آن ندارد. اگر این نیرو به جنبش درآید، مظهر تحولات عظیم و اقدامات چشمگیر در زندگی انسان خواهد شد، ایمان، تنها یک اندیشه و اعتقاد باطنی بدون آثار بیرونی نیست؛ بلکه گوهر ایمان چنان نیرومند و اثربخش است که تمام وجود انسان را در گفتار و رفتار به رنگ و بوی خود در میآورد و در اعمال او تجلی مییابد؛ مانند چراغی پرنور در اطاق که نور از تمام پنجرههای آن به بیرون نفوذ میکند و هر کس از کنار آن اطاق عبور کند به خوبی میفهمد که در اطاق، چراغ پرنوری روشن است. وقتی چراغ ایمان در قلب یک مرد یا زن روشن شد، نور آن در رفتار او منعکس میشود و هرکس با وی برخورد کند، آثار ایمان را در رفتار و گفتارش مشاهده میکند. بر عکس، زنان و مردان بیایمان یا ضعیف الایمان، قبل از هر چیز عزت و آبروی خودشان را از بین میبرند و فرزندانی که در دامن آنان پرورش مییابند نیز غالباً رفتار آنها را فرا میگیرند.
۱. شیوه همسرگزینی: از کارهای ضروری قبل از ازدواج برقراری ارتباط با خانواده همسر است. این کار با روشهای مختلفی قابل اجرا میباشد. مناسبترین شیوه، خواستگاری است که خانواده داماد را با خانواده عروس آشنا میکند. افزون بر آشنایی دو خانواده در مراسم خواستگاری، پیامدهای منفی شیوههای دیگر ازدواج، نظیر برقراری ارتباط خیابانی یا آشنایی در مدرسه و دانشگاه بدون اطلاع خانواده را در پی ندارد. خواستگاری، شیوه معصومین(ع) در ازدواج بوده است. امام صادق(ع) درباره ازدواج رسول خدا(ص) با خدیجه(س) فرمود: وقتی پیامبر(ص) تصمیم گرفت با خدیجه ازدواج کند، ابوطالب با گروهی از قریش نزد عموی خدیجه «ورقة بن نوفل» رفتند و از خدیجه خواستگاری کردند[۸]. بنابر روایتی، ابوطالب پس از خواستگاری و توافق طرفین، خطبه عقد پیامبر(ص) و خدیجه(س) را خواند[۹]. و به روایتی دیگر، خدیجه عقد خویش را جاری کرد و مهر را در مال خودش قرار داد[۱۰]. طبق نقلی دیگر، زنی به نام «نفیسه بنت منیه» به پیشنهاد خدیجه، ازدواج با محمد(ص) را مطرح کرد و سپس ابوطالب از خدیجه خواستگاری کرد و ازدواج آن دو انجام گرفت[۱۱]. همچنین ازدواج پیامبر(ص) با امحبیبه با خواستگاری نجاشی صورت گرفت[۱۲] و ازدواج آن حضرت با دیگر زنانش نیز با خواستگاری، اهدای کنیز، خرید و آزادسازی کنیز و سپس عقد با وی انجام شده است[۱۳].
درباره ازدواج امام علی(ع) با فاطمه زهرا(س) نیز نقل شده است که امام علی(ع) به پیشنهاد افرادی مانند سعد بن معاذ، برای خواستگاری حضرت فاطمه(س) به خانه پیامبر(ص) آمد و از وی خواستگاری کرد. پیامبر(ص) پس از مشورت با حضرت فاطمه(س) رضایت وی را به امام علی(ع) ابلاغ نمود[۱۴]. ازدواج امام علی(ع) با فاطمه کلابیه، معروف به «ام البنین»، دختر «حزام» نیز از طریق خواستگاری بوده است. در روایت آمده است که امیرالمؤمنین(ع) پس از شهادت حضرت زهرا(س) به برادرش عقیل که انساب عرب را خوب میدانست و از احوال خانوادگی آنها آگاه بود، فرمود: میخواهم زنی برایم خواستگاری نمایی که از خاندانی شجاع باشد تا فرزند شجاعی برایم به دنیا آورد. عقیل، فاطمه کلابیه را به ایشان معرفی کرد و از او خواستگاری نمود و گفت: در بین عرب، خاندانی شجاعتر از خانواده وی سراغ ندارم[۱۵]. ازدواج به شیوه سنتی و همراه با خواستگاری، آثار تربیتی فراوانی به دنبال دارد که برخی از آنها عبارتند از: حفظ شخصیت عروس و داماد، حفظ آبروی خانواده عروس، تحکیم روابط خانوادگی بستگان عروس و داماد، استحکام روابط زناشویی، مصونیت همسران از عیبجویی و سرزنش دیگری که هر کدام در تقویت روابط خانوادگی تأثیر فراوانی دارند.
۲. مهریه سبک: از حقوق زن بر شوهر که پس از ازدواج بر عهده مرد است، مهریه میباشد. مهر در آیات و روایات اهل بیت(ع) به عنوان رکن مهم ازدواج ذکر شده است که سیره معصومین(ع) نیز آن را تأیید میکند. مهر، از حقوق مالی است که با رضایت زن و شوهر هنگام عقد تعیین میگردد؛ گرچه مقدار مهر میزان معینی ندارد و بسته به توافق زن و شوهر بستگی دارد، ولی آنچه در سیره معصومین(ع) آمده است، تشویق به مهر سبک است. پیامبر(ص) فرمود: «أَفْضَلُ نِسَاءِ أُمَّتِي أَصْبَحُهُنَّ وَجْهاً، وَ أَقَلُّهُنَّ مَهْراً»[۱۶]؛ «بهترین زنان امت من، زنی است که زیباییاش بیشتر و مهرش کمتر باشد». حضرت خدیجه(س) بر خلاف انتظار جامعه عرب جاهلی، در ازواج با پیامبر(ص) مَهر را خود بر عهده گرفت و آن را در مال خویش قرار داد. هرچند این کار برای بستگان خدیجه(س) سنگین بود، ولی چارهای جز پذیرش آن نداشتند؛ چراکه خدیجه(س) خود پیشنهاد کرد و ابوطالب هم دیگران را که در جلسه عقد حضور داشتند، گواه بر آن گرفت[۱۷]. همچنین مهر فاطمه زهرا(س) نیز در ازدواج با امام علی(ع) بسیار اندک بود[۱۸].
مهر زنان میتواند از امور مادی یا معنوی باشد. همانگونه که طلا، نقره، زمین و خانه را میتوان مهر زن قرار داد، امور معنوی و ارزشی مانند زیارت نیابتی، تلاوت قرآن و یا تعلیم قرآن را نیز به عنوان مهر زن تعیین کرد. در روایتی نقل شده است که پیامبر(ص) مهر زن یکی از صحابه را تعلیم قرآن قرار داد. همچنین امام باقر(ع) فرمود: زنی خدمت رسول خدا(ص) رسید و عرض کرد که مرا شوهر دهید. حضرت به اصحاب فرمود: چه کسی حاضر است با او ازدواج کند؟ مردی برخاست و گفت: من. فرمود: مهرش چه میدهی؟ عرض کرد: هیچ ندارم. فرمود: بدون مهر نمیشود. باز حضرت پیشنهاد را تکرار کرد و کسی غیر از آن مرد پاسخ نداد تا مرتبه سوم که پیامبر(ص) به آن مرد فرمود: چیزی از قرآن میدانی؟ گفت: آری. فرمود: این زن را در مقابل تعلیم هر مقدار از قرآن که خود میدانی، به عقد تو در میآورم[۱۹].
۳. ولیمه عروسی: ولیمه دادن در چند مورد مستحب است که در روایات معصومین(ع) بدان تأکید شدهاند[۲۰]. یکی از آن موارد، عروسی است. ولیمه دادن در عروسی، مستحب است و در سیره پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) فراوان وجود داشته است. در روایت آمده که پیامبر(ص) در ازدواج با همسرانش ولیمه داده است. امام صادق(ع) فرمود: إن رسول الله(ص) حين تزوج ميمونة بنت الحرث أو لم عليها و أطعم الناس الحيس[۲۱]؛ پیامبر(ص) برای عروسی همسرش «میمونه»، دختر «حرث»، سور داد و غذا عبارت بود از «حیس»[۲۲].
حضرت رضا(ع) فرمود: «إِنَّ النَّجَاشِيَّ لَمَّا خَطَبَ لِرَسُولِ اللَّهِ(ص) أُمَّ حَبِيبَةَ آمِنَةَ بِنْتَ أَبِي سُفْيَانَ فَزَوَّجَهُ دَعَا بِطَعَامٍ وَ قَالَ إِنَّ مِنْ سُنَنِ الْمُرْسَلِينَ الْإِطْعَامَ عِنْدَ التَّزْوِيجِ»[۲۳]؛ «وقتی نجاشی (پادشاه حبشه)، آمنه، دختر ابیسفیان را برای پیامبر(ص) خواستگاری کرد و به عقد او درآورد، از جانب حضرت ولیمهای داد و گفت: سور ازدواج، سنت پیامبران است». در عروسی امام علی(ع) و حضرت فاطمه(س) نیز، پیامبر(ص) به امام علی(ع) دستور داد ولیمهای تهیه کند و از مردم پذیرایی نماید. مرحوم علامه مجلسی در بحارالانوار روایات زیادی در این باره آورده است. در یکی از این روایات آمده است: چون زمان عروسی فاطمه(س) فرا رسید، پیامبر(ص) غذا و حلوا درست کرد و به علی(ع) فرمود: مردم را دعوت کن. علی(ع) گفت: من به سوی مردم رفتم و گفتم که ولیمه را بپذیرید، آنها پذیرفتند[۲۴]. همچنین روایت شده که پیامبر(ص) فرمود: یا علی! به احترام همسرت غذای زیادی تهیه کن. گوشت و نانش از ما، خرما و روغنش از تو. علی(ع) گفت: من خرما و روغن خریدم. پیغمبر آستین بالا زد، خرما را در روغن خرد کرد و به هم زد تا به صورت غذای «حیس» در آمد. آنگاه قوچی فرستاد که سر بریدند و نان زیادی پختند. سپس پیامبر(ص) فرمود: یا علی! هر که را خواهی، دعوت کن. من نیز به مسجد رفتم و فریاد زدم که دعوت ولیمه فاطمه را بپذیرید[۲۵]. امام باقر(ع) از پدر و ایشان از پدرانش به نقل از رسول خدا(ص) روایت کرده است که پیامبر(ص) فرمود: «الْوَلِيمَةُ أَوَّلَ يَوْمٍ حَقٌّ وَ الثَّانِيَ مَعْرُوفٌ وَ مَا كَانَ بَعْدَ ذَلِكَ فَهُوَ رِيَاءٌ وَ سُمْعَةٌ»[۲۶]؛ «ولیمه روز اول، حق، روز دوم، معروف و آنچه پس از آن باشد، ریا و خودنمایی است». بنابراین، طبق سیره پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) ولیمه عروسی هم باید ساده و بدون اسراف و زیادهروی باشد و هم کمهزینه باشد. افزون بر اینها، نباید از غذاهای معمول مردم بیشتر باشد؛ بلکه باید در مکانهای ساده برگزار گردد و از همه مردم چه فقیر و چه غنی دعوت شود، نه از افراد خاص.[۲۷].
منابع
پانویس
- ↑ ترجمه المیزان، ج۴، ص۴۹۳.
- ↑ ترجمه المیزان، ج۴، ص۴۹۳.
- ↑ احسانی، محمد، سیره اخلاقی و تربیتی معصومین، ص ۱۲۷.
- ↑ «و بیهمسران (آزاد) و بردگان و کنیزان شایستهتان را همسر دهید» سوره نور، آیه ۳۲.
- ↑ وسائل الشیعه، ج۱۴، باب ۲۸، ح۱.
- ↑ وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۳۰.
- ↑ وسائل الشیعه، ج۱۴، ابواب مقدمات نکاح، ص۳۱.
- ↑ داستان ازدواج معصومین(ع)، ص۳۴؛ اصول کافی، ج۲، ص۱۹.
- ↑ الوفا باحوال المصطفی، ج۱، ص۱۴۵.
- ↑ ازدواج چهارده معصوم(ع)، ص۱۷.
- ↑ الوفا باحوال المصطفی، ج۱، ص۱۴۴.
- ↑ موسوعة أمهات المؤمنین، ص۱۶۰.
- ↑ داستان ازدواج معصومین(ع)، ص۸۸-۴۰.
- ↑ داستان ازدواج معصومین(ع)، ص۹۸.
- ↑ زنان نامدار، ج۲، ص۱۰۱.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج۱۴، ص۲۱۶.
- ↑ بحار الانوار، ج۱۶، ص۷۰.
- ↑ بحار الانوار، ج۴۳، ص۱۱۵ - ۱۱۲.
- ↑ «عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ(ع)، قَالَ: «جَاءَتِ امْرَأَةٌ إِلَى النَّبِيِّ(ص)، فَقَالَتْ: زَوِّجْنِي، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): مَنْ لِهذِهِ؟ فَقَامَ رَجُلٌ، فَقَالَ: أَنَا يَا رَسُولَ اللَّهِ(ص) زَوِّجْنِيهَا، فَقَالَ: مَا تُعْطِيهَا؟ فَقَالَ: مَا لِي شَيْءٌ، فَقَالَ: لَا، قَالَ: فَأَعَادَتْ، فَأَعَادَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) الْكَلَامَ، فَلَمْ يَقُمْ أَحَدٌ غَيْرُ الرَّجُلِ، ثُمَّ أَعَادَتْ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) فِي الْمَرَّةِ الثَّالِثَةِ: أَ تُحْسِنُ مِنَ الْقُرْآنِ شَيْئاً؟ قَالَ: نَعَمْ، فَقَالَ: قَدْ زَوَّجْتُكَهَا عَلى مَا تُحْسِنُ مِنَ الْقُرْآنِ، فَعَلِّمْهَا إِيَّاهُ»؛ (مستدرک الوسائل، ج۱۵، ص۶۱).
- ↑ «مُوسَى بْنُ بَكْرٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ(ع): أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) قَالَ: لَا وَلِيمَةَ إِلَّا فِي خَمْسٍ فِي عُرْسٍ أَوْ خُرْسٍ أَوْ عِذَارٍ أَوْ وِكَارٍ أَوْ رِكَازٍ»؛ «موسی بن بکر از امام کاظم(ع) روایت کرده است که رسول خدا(ص) فرمود: در پنج چیز ولیمه است: عروسی، تولد فرزند، ختنه فرزند، خرید خانه و زیارت خانه خدا». (وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۶۵).
- ↑ بحار الانوار، ج۱۰۳، ص۲۷۷.
- ↑ نوعی غذا که از ترکیب خرما، روغن، کشک مخلوط و گاهی با آرد تهیه میشود. نوعی غذاست مرکب از خورشت، سوب و شوربا یا مخلوطی از خرما و روغن و آرد و... (فرهنگ معاصر، واژه «حس»، ص۴۰۴).
- ↑ دختر ابوسفیان به نام آمنه از مهاجران حبشه بود که شوهرش در آنجا وفات کرد. پیامبر(ص) به نجاشی پیام فرستاد تا او را برای آن حضرت خواستگاری کند و نجاشی به درخواست پیامبر(ص) عمل نمود و آمنه را در حبشه به عقد او درآورد و ولیمه داد (زوجات النبی(ص) و آل البیت(ع)، ص۲۰۷).
- ↑ بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۰۶.
- ↑ بحارالانوار، ج۱۰۳، ص۲۸۷.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج۱۴، ص۱۹۸.
- ↑ احسانی، محمد، سیره اخلاقی و تربیتی معصومین، ص ۱۲۸.