بنی‌قضاعه در معارف و سیره علوی

تعاملات قضاعه با دولت علوی(ع)

بعد از قتل عثمان، جمعی از اصحاب پیامبر(ص) ضمن گرد آمدن در مسجد رسول خدا(ص)، به ذکر فضایل امیرالمؤمنین(ع) در میان مردم پرداخته، سابقه و قرابت آن حضرت را با رسول‏خدا(ص) یادآور شدند[۱]. ابوالهیثم بن تیّهان بلوی یکی از این اصحاب بود. وی ضمن سخنانی، با یادآوری سابقه و موقعیت خود نزد پیامبر(ص)، از مردم خواست از او پیروی کنند و حکومت را به کسی که از ایشان در اسلام مقدّم‌تر و سزاوارتر به رسول خدا(ص) می‌باشد، (یعنی امام علی(ع)) بازگردانند تا شاید خداوند بواسطه او میان شان الفت ایجاد نموده، خونهای شان را حفظ کند[۲]. با تلاش‌های ابوالهیثم و دیگر اصحاب گرانقدر رسول خدا(ص)، سرانجام، مردم به امام علی(ع) روی آوردند و خواهان بیعت با آن حضرت شدند. با پذیرش امر خلافت از سوی حضرت، عمار و ابوالهیثم بن تیهان بر اساس طاعت خدا و سنت رسول(ص) از مردم برای امام علی(ع) بیعت ‌گرفتند[۳]. ابوالهیثم پس از بیعت با امیرالمؤمنین(ع)، از همراهان حضرت در حکومت ایشان گردید و علی(ع) را در امور حکومت -از جمله جنگ‌های آن امام همام(ع)،- همراهی نمود. در همین راستا، او در نبرد جمل حضور یافت. وی پیش از آغاز این جنگ، زمانی که افرادی همچون طلحه و زبیر و جمعی از بنی امیه، زمزمه مخالفت با علی(ع) را آغاز کرده بودند، همراه با عده‌ای دیگر، نزد امام(ع) رفتند و ضمن با خبر ساختن ایشان از توطئه قریب الوقوع آنان، خواستار اقدام عملی آن حضرت در برابر تحرکات آنها شدند[۴]. آنان به این مقدار هم بسنده نکردند و در حمایت از امیرالمؤمنین(ع)، به محاجه با گروه مخالف برخاستند[۵]. نقل است هنگامی که امیرالمؤمنین(ع) از حرکت طلحه و زبیر و عایشه به سوی بصره آگاه شد، اعلام شور همگانی کرد. پس از جمع شدن مردم در مسجد، حضرت به سخنرانی پرداخت. پس از سخنرانیِ امام علی(ع)، ابوالهیثم بن تیهان به سخن ایستاد و گفت: «ای امیرمؤمنان! حسد قریش بر تو دو گونه است: بزرگان آنها، به سبب سابقه در فضل و برتری و بلندی در رتبه، به تو حسد ورزیدند؛ و اشرار آنها با تو حسد ورزیدند؛ حسدی که خداوند به جهت آن، اعمال آنها را حبط و باطل کرد و بار گناه آنها را سنگین نمود و راضی نشدند که با تو برابر باشند، بلکه تصمیم گرفتند بر تو پیشی بگیرند. پس هدفِ مسابقه از آنها دور شد و آخرین حدّ مسابقه، آنها را ساقط ساخت و به هدف نرسیدند و تو سزاوارترین قرشی به قریش هستی. پیامبرشان را در هنگامی که زنده بود یاری کردی و پس از درگذشتش حقوق او را ادا نمودی. به خدا سوگند! آنها ستم نکردند مگر بر خودشان و حال آنکه ما انصار تو و جزء یاران تو می‌باشیم. پس ما را هر کجا که می‌خواهی، حرکت ده!» آنگاه با سرودن شعری به تجلیل از شخصیت والای حضرت پرداخت و در آن بر وصایت علی(ع) تصریح نمود. امیرالمؤمنین(ع) نیز او را ستود و از وی قدردانی کرد[۶]. با حرکت سپاه امیرالمؤمنین(ع) به سوی بصره، ابوالهیثم بن تیّهان در کنار خزیمة بن ثابت انصاری و برخی دیگر از بزرگان صحابه، از جمله اصحاب بزرگ پیامبر(ص) بودند که به دعوت امیرالمؤمنین(ع) لبیک گفتند و همراه با ایشان در جنگ جمل حضور یافتند[۷]. او در جنگ جمل اشعاری در حمایت و تمجید از امیرالمؤمنین(ع) سرود[۸]. پس از پایان این جنگ، ابو الهیثم بر پیگیری و برخورد امام علی(ع) با طلحه و زبیر و عایشه تأکید کرد[۹].

علاوه بر ابوالهیثم، قضاعیان دیگری هم در این جنگ پا به رکاب امیرالمؤمنین(ع) بودند که عبید بن تیهان –برادر ابوالهیثم-[۱۰] و ابوبرده هانی بن نیار[۱۱] از جمله معاریف و مشاهیر ایشان بود. امام علی(ع) برای قضاعیان و مهری‌های –از قبایل بزرگ قضاعی- سپاه خود، رایتی اختصاص داد و آنان را همراه با کنده و حضرموت، تحت فرماندهی حجر بن عدی کندی قرار داد[۱۲]. این در حالی است که گزارشاتی هم از حضور جماعتی از مردم قضاعه در جناح مقابل و در سپاه ناکثین در دست است. این گروه که به فرماندهی رعبی جرمی در این جنگ شرکت جسته بودند[۱۳]، در این پیکار متحمل تلفاتی شدند که از جمله ایشان می‌توان به نام معبد بن مقداد بن عمرو اشاره کرد[۱۴].

جنگ صفین را هم، از دیگر مشاهد بنی قضاعه در دوران حکومت امام علی(ع) گفته‌اند. در این جنگ -که جمع زیادی از قضاعیان، در هر دو سوی میدان حضور داشتند- قضاعیان سپاه امیرالمؤمنین علی(ع) به فرماندهی عدی بن حاتم طایی علیه معاویه و اذنابش به صف شدند[۱۵]. از چهره‌های شاخص و برجسته این سپاه می‌توان از ابوالهیثم بن تیهان بلوی و برادرش عبید و نیز ابوبرده هانی بن نیار[۱۶] نام برد. ابوالهیثم در این روز با پرداختن به آرایش صفوف لشکریان عراق، آنها را به جنگ تشویق می‌کرد[۱۷]. ابن ابی الحدید (م. ۶۵۶ هجری) به نقل از نصر بن مزاحم منقری (م. ۲۱۲ هجری) در این باره می‌نویسد: «ابوالهیثم در حالی که صف‌های عراقیان را می‌آراست، می‌‌گفت: ای مردم عراق! میان شما و پیروزی در این جهان و بهشت در آن جهان، فاصله‌ای جز ساعتی از یک روز نیست. گام‌هایتان را حرکت دهید و صف‌هایتان را منظم نمایید و جمجمه‌های خود را به پروردگارتان عاریه دهید و از پروردگارتان یاری بطلبید و با دشمن خدا و دشمن خود جهاد کنید و آنها را بکشید. -خداوند آنها را بکشد و نابود سازد؛- و صبر کنید به درستی که زمین از آن خداست به هر کسی از بندگانش بخواهد می‌دهد و عاقبت از آن پرهیزگاران است»[۱۸] با آغاز پیکار، ابوالهیثم از خود رشادت و شجاعت‌های بسیار نشان داد. در یکی از مواقف این جنگ، زمانی که مالک اشتر با تشویق امام علی(ع)، حمله بزرگی را با همراهی هفده هزار سپاهی ترتیب داد، او نیز همراه آنان به صف سپاهیان شام یورش برد و صف‌های آنها را در هم شکست. امیرالمؤمنین(ع) خطاب به یاران خود نهیب زدند و فرمود: «در انتظار چه هستید اگر اراده بهشت دارید؟» ابوالهیثم بن تیّهان به سپاه معاویه یورش آورد و در حالی که رجز می‌خواند، جنگید تا به شهادت رسید[۱۹]. علی(ع) بر پیکر او نماز خواند و در همان جا دفنش کرد[۲۰]. ابوالهیثم از مقربان بارگاه امیرالمؤمنین(ع) بود و شهادتش ضایعه‌ای بزرگ و مصیبتی جانکاه برای حضرتش محسوب می‌شد. چندان که امام علی(ع) در اوج تنهایی و در تنگنای سستی همراهانش، زمانی که با سوز و گداز، یاران استوار گامِ از دست رفته‌اش را یاد کرده است، از مالک بن تیهان نیز نام برده و بر نبودش تأسف خورده است: «أَينَ إِخْوَانِي الَّذِينَ رَكبُوا الطَّرِيقَ وَ مَضَوْا عَلَي الْحَقِّ؟ أَينَ عَمَّارٌ وَ أَينَ ابْنُ التَّيهَانِ وَ أَينَ ذُو الشَّهَادَتَينِ»؛ کجایند برادرانم که در خطّ خدا حرکت کردند و تا آخرین لحظۀ حیات، مسیر حق را رها نکردند. کجاست عمار؟ کجاست ابن تیهان؟ کجاست ذو الشّهادتین؟»[۲۱]

در منابع و روایات شیعی نیز، ابو الهیثم در کنار صحابه‌ای مانند عمار، سلمان، مقداد، ابوذر و حذیفة بن یمان، به عنوان مؤمنانی یاد شده‌اند که ولایتشان لازم شمرده شده؛ همانگونه که برائت از مخالفان سفارش شده است[۲۲]. امام صادق(ع) در روایتی، آنگاه که شرایع دین را برمی‌شمرند و بر لزوم بیزاری از همه قاتلان اهل بیت(ع) و وجوب ولایت و دوستی مؤمنانی که پس از پیامبر(ص) تغییر نکرده و دین خود را تبدیل ننموده‌اند، تأکید می‌ورزند، از ابوالهیثم بن تیهان، در کنار اصحاب بزرگی چون سلمان فارسی، ابوذر غفاری، مقداد بن اسود کندی، عمّار بن یاسر، خزیمة بن ثابت ذی شهادتین و... به عنوان یکی از این رجال نام برده‌اند[۲۳]. ابوالهیثم را همچنین در شمار راویان حدیث غدیر گفته‌اند[۲۴]. علامه امینی (ره) در کتاب ذی قیمت «الغدیر» به نقل از منابع اهل سنت، او را از راویان حدیث غدیر برشمرده، آورده است که آن هنگام که علی(ع) در این باره از مردم گواهی خواست، ابو الهیثم بر آن گواهی داد[۲۵]. وی همچنین، بنا بر نقل برخی منابع، همراه با عمار بن یاسر، مسئولیت بیت المال آن امام همام(ع) را بر عهده داشت[۲۶].-[۲۷]

علاوه بر ابوالهیثم، برادرش عبید بن تیهان -از اصحاب بدری پیامبر(ص)- هم، در جنگ‌های حضرت شرکت داشت[۲۸] و در کنار برادرش در صفّین به شهادت رسید[۲۹]. از دیگر شهدای بزرگ قضاعی در پیکار صفین می‌توان از یزید بن واصل مهری[۳۰]، مطاع بن مطلب قینی[۳۱]، جلهمة بن هلال کلبی[۳۲]، مهاجر بن حنظله جهنی[۳۳]، مالک بن ذات کلبی[۳۴] و صالح بن شعیب قینی[۳۵] نام برد. گزارشاتی هم از حضور برخی کلبیان از جمله سائب، عبید و عبدالرحمن فرزندان بشر بن عمرو کلبی در جمل و صفین در همراهی با امیرالمؤمنین(ع)[۳۶] و شهادت سائب در صفین در دست است[۳۷].

اما در آن سوی میدان و در سپاه معاویة بن ابی‌سفیان، فرماندهی قضاعی‌های حاضر در سپاه را -که زمل بن عمرو بن مغیره[۳۸] و حمل بن سعدانه کلبی[۳۹] از چهره‌های شاخص و برجسته آن بودند- نعمان بن جبله قضاعی بر عهده داشت[۴۰]. زمل بن عمرو و حمل بن سعدانه از اصحاب و وفود کنندگان بر پیامبر(ص) به شمار می‌رفتند. پس از پذیرش اسلام، حضرت برای هر یک از آنها پرچمی بست که با همین پرچم‌ها، همراه با معاویه علیه جانشین بحق رسول خدا(ص) در صفین شرکت کردند[۴۱]. در این نبرد، قضاعیان شام پرچمی مختص به خود داشتند که این امر گویای حضور قابل توجه آنان در این جنگ است. قضاعی‌های شام در یکی از مواقف جنگ صفین، حمله ای وسیع علیه سپاه امیرالمؤمنین(ع) آغاز کردند که تا شب ادامه یافت. با پایمردی مالک بن اشتر و سعید بن قیس و قبایل تحت امرشان مذحج و همدان، این حمله ناکام ماند و جمع زیادی از قضاعی‌های مهاجم به همراه فرمانده شان نعمان بن جبله کشته شدند[۴۲]. از عقبة بن عامر بن عبس جهنی هم به عنوان یکی دیگر از رجال معروف قضاعی سپاه معاویه در پیکار صفین یاد شده است[۴۳]. ضمن این که حضور زمل بن عمرو عذری به عنوان شاهد معاویه در امر حکمیت نیز از دیگر اخبار قضاعیان شام در این جنگ گزارش شده است[۴۴]. از دیگر وقایع قابل تأمل در باب واقعه جنگ صفین، کناره‌گیری برخی چهره‌های مشهور قضاعی همچون اسامة بن زید کلبی از این جنگ است[۴۵]. علاوه بر اسامه، کلبیان ساکن دُومةِ الجندل نیز از دو طرف جنگ کناره گرفتند و ضمن عدم همراهی با امام علی(ع)، از معاویه نیز حمایتی به عمل نیاوردند[۴۶]؛ برای همین در جریان حادثه حکمیت، دومة الجندل محلی برای گفتگوهای صلح بین این دو گروه متخاصم شد.

بنی قضاعه و طایفه بزرگشان بنی مهره، همراه با قبایل کنده و حضرموت، در جنگ نهروان نیز به یاری امیرالمؤمنین(ع) برخاستند[۴۷]. از جمله این قضاعیانی که یاری گر حضرت در نهروان بودند می‌توان از ابوبرده هانی بن نیار –از اصحاب رسول خدا(ص)-[۴۸] یاد کرد.[۴۹]

منابع

پانویس

  1. یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۲۶؛ اسکافی، نقض العثمانیه، ص۳۶؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۷، ص۳۶؛ مجلسی، بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، ج۳۲، ص۱۶.
  2. شیخ مفید، الجمل، ص۶۵. نیز ر.ک: ابن ابی ‏الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۴، ص۸ و ج۷، ص۳۶. شیخ مفید(ره)، ضمن برشمردن ابوالهیثم بن تیهان در شمار طرفداران خلافت امام علی(ع)، وی را از تشویق کنندگان مردم جهت بیعت با آن حضرت برشمرده، نقل کرده که ابوالهیثم در روز بیعت با امیرالمؤمنین(ع)، به امام علی(ع)گفت: «خلافت اسلامی به فساد کشیده شد و دیدی که عثمان چه کرد و چگونه بر خلاف کتاب و سنت رفتار کرد؛ دستت را بده تا با تو بیعت کنیم تا کار امت اصلاح شود». (شیخ مفید، الجمل، ص۱۲۸.)
  3. شیخ طوسی، الامالی، ص۷۲۷.
  4. شیخ طوسی، الامالی، ص۷۳۰؛ اسکافی، المعیار و الموازنة فی فضائل الإمام أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب(ع)، ص۱۰۹.
  5. شیخ طوسی، الامالی، ص۷۳۰.
  6. ابیات: به درستی که قومی بر تو ستم کردند و تو را باز داشتند و به امور زشت، تو را سرزنش کردند... ای وصی پیامبر(ص)! ما نسبت به حق؛ مانند روشنایی صبح هستیم.»... بخشی از این ابیات سروده شده، است. (شیخ مفید، الامالی، ص۱۵۵.)
  7. محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۴۴۷؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۲۲۱؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۷، ص۲۳۳
  8. که ابیات زیر از جمله آنهاست: به زبیر و طلحه بگو ما کسانی هستیم که شعار ما انصار (یاری کننده رسول خدا(ص)) است. ما آنانیم که قریش آن کافرانِ کارزار، ما را در روز بدر دیده‌اند. ما یاران پیامبرمان و نزدیکان وی بودیم، روح و چشم ما فدای او بود. به درستی که وصی پیامبر، علی(ع) امام ما و ولیّ ما است. آنچه پوشیده بود آشکار و رازها نمودار شد». (ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه ج۱، ص۱۴۳؛ سید علی خان مدنی، الدرجات الرفیعه فی طبقات الشیعه، ص۳۲۲.)
  9. شیخ مفید، الجمل، ص۱۴۵.
  10. قاضی نعمان، شرح الأخبار، ج۲، ص۲۴.
  11. ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۴۴؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۵، ص۳۱؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۸، ص۶۱.
  12. دینوری، الاخبار الطوال، ص۱۴۶
  13. محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۴، ص۵۰۵.
  14. خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۱۱۳؛ بلاذری، انساب الأشراف، ج۳، ص۲۶۴-۲۶۵؛ ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۳، ص۵۳۶.
  15. دینوری، الاخبار الطوال، ص۱۷۲.
  16. ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۴۴؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۵، ص۳۱؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۸، ص۶۱.
  17. خوارزمی، المناقب، ص۲۲۴؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۵، ص۱۸۸.
  18. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه ج۵، ص۱۹۰.
  19. ابن اعثم، الفتوح، ج۳، ص۱۷۷؛ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابیطالب، ج۲، ص۳۶۳؛ مجلسی، بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، ج۳۲، ص۵۸۷.
  20. بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۳۱۹. اقوال در باب زمان رحلت یا شهادت ابوالهیثم بن تیهان بسیار است. ر.ک: ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۳۴۸؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۲۳۹؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۷، ص۳۶۶ و.... ابن سعد از استادش واقدی نقل کرده که وی بر این اعتقاد بود که: «بر ما ثابت شده است که ابوالهیثم بن تیهان در صفین با علی(ع) حضور داشته و در این جنگ به شهادت رسیده است». (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۴۲) ابن ابی الحدید هم در باب اقوالی که درباره درگذشت ابو الهیثم نقل شده می‌نویسد: «صحیح آن است که او صفّین را درک کرده و همراه علی(ع) در آن نبرد شرکت کرده و به شهادت رسیده است». (ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه ج۱۰، ص۱۰۷. نیز ر.ک: مجلسی، بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، ج۳۴، ص۱۳۰)
  21. نهج البلاغه، خطبه ۱۸۲.
  22. شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ج۲، ص۱۲۶. نیز ر.ک: شیخ صدوق، الخصال، ج۲، ص۶۰۸.
  23. شیخ صدوق، الخصال، ص۶۰۸؛ مجلسی، بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، ج۲۲، ص۳۲۵.
  24. ابن عقده، فضائل أمیر المؤمنین(ع)، ص۱۹۶ و ۱۹۸؛ شیخ طوسی، الامالی، ص۷۳۰؛ مجلسی، بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، ج۳۲، ص۲۸.
  25. امینی، الغدیر، ج۱، ص۱۶ و ۱۸۴.
  26. شیخ مفید، الاختصاص، ص۱۵۲.
  27. با نگاهی اجمالی به: داداش‌نژاد، منصور، مقاله «ابوالهیثم بن تیهان اوسی»، دانشنامه سیره نبوی ج۱ و ذاکری، علی اکبر، سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین(ع)، ج۴
  28. قاضی نعمان، شرح الأخبار، ج۲، ص۲۴. بنا بر این قول، آن دسته از منابعی که عبید بن تیهان را از شهدای احد برشمردند(محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۳۰۱؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۱۲۳؛ ابن عبد البر، الدرر، ص۱۵۴.) تضعیف و قول شهادت آن گروهی که عتیک بن تیهان را به عنوان شهید احد معرفی کرده‌اند، (هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۷۹؛ بلاذری، انساب الاشرف، ج۱، ص۳۲۹؛ ابن درید، الاشتقاق، ص۴۴۵) تقویت می‌شود..
  29. ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۳۴۹.
  30. نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین، ص۵۵۶.
  31. نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین، ص۵۵۶.
  32. نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین، ص۵۵۷.
  33. نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین، ص۵۵۷.
  34. نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین، ص۵۵۷.
  35. نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین، ص۵۵۸.
  36. ابن قتیبه، المعارف، ص۵۳۵؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۱۱، ص۶۵۱.
  37. ابن قتیبه، المعارف، ص۵۳۶. برخی از منابع از کشته شدن او در معیت مصعب بن زبیر خبر داده‌اند. (محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۱۱، ص۶۵۱)
  38. هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۷۱۸؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۵۰؛ بلاذری، انساب الأشراف، ج۲، ص۳۱۰.
  39. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۵۲؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۵۳۵.
  40. ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۳، ص۶۹. مسعودی از او با نسبت «نعمان بن جبله تنوخی» یاد کرده، او را پرچمدار تنوخ و بهراء معرفی کرده است. (مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، ص۳۸۴-۳۸۵)
  41. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۵۰ و ۲۵۲.
  42. ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۳، ص۷۱.
  43. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۳۴۵؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۴، ص۴۲۹.
  44. محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۵، ص۵۴؛ بلاذری، انساب الأشراف، ج۲، ص۳۳۵.
  45. ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، ج۱، ص۷۷.
  46. الموسوعه العربیه، مقاله «کلْبُ بْنُ وَبْره»، محمد شفیق البیطار.
  47. ر.ک: دینوری، الاخبار الطوال، ص۱۴۶.
  48. ر.ک. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۴۴؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۵، ص۳۱؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۸، ص۶۱.
  49. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت.