توحید در ربوبیت در قرآن

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقدمه

ربوبیت، پروراندن و پیش بردن گام به گام شیء به سوی کمال است[۱] و بدون سلطه تکوینی و مالکیت حقیقی که در خالقیت ریشه دارند تحقق نمی‌یابد، از این رو کسی "رَبّ" موجودات است که آفریننده و مالک حقیقی و حاکم بر آنهاست و او جز خدای خالق، مالک و حاکم نیست[۲].[۳]

برخی مشرکان از جمله مشرکان شبه جزیره عربستان[۴] و عصر حضرت ابراهیم[۵] به توحید در خالقیت معتقد، اما در مسئله تدبیر و اداره جهان به خدایان متعدد باور داشتند، به این معنی که خدای آفریدگار جهان بعد از آفرینش جهان اداره و تدبیر امور آن را به خدایان متعدد واگذار نموده است و خدا خود در اداره آن هیچ تأثیر و نقشی ندارد؛ لذا مشرکان حاجات و نیازهای خودشان را نه از الله آفریدگار جهان، بلکه از خدایان خاص طلب می‌‌کرده‌اند که آن خدایان از جنس فرشتگان[۶]، جن، ارواح، ماه و ستارگان[۷] می‌‌بودند.

برخی آیات با نام و عنوان «رب» به توحید ربوبی دلالت می‌‌کنند؛ مانند:

  1. ﴿إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ[۸]؛
  2. ﴿يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ[۹].

این دو آیه رب مردم را الله ذکر می‌کند، اما آیات دیگر الله را رب جهان و آسمان و زمین:

  1. ﴿الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ[۱۰]؛
  2. ﴿فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَرَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعَالَمِينَ[۱۱]؛
  3. ﴿قُلْ مَنْ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ قُلِ اللَّهُ[۱۲].

بعض دیگر آیات به بیان مصادیق ربوبیت خدا بر جزئیات می‌‌پردازد، آیاتی وجود دارد که رزق[۱۳]، احیاء و اماته[۱۴]، نجات از آلام و مضرات و ناراحتی‌ها را به خداوند نسبت می‌دهد[۱۵]. ﴿قُلْ مَنْ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ أَمَّنْ يَمْلِكُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَمَنْ يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَيُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَمَنْ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ فَسَيَقُولُونَ اللَّهُ فَقُلْ أَفَلَا تَتَّقُونَ[۱۶].[۱۷]

قرآن کریم و ربوبیت خداوند

قرآن کریم، نظر به همین حقیقت، ربوبیت را به خالقیت پیوند داده و پروردگار انسان‌ها را خالق آنها خوانده است: ﴿يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُواْ رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ[۱۸] و بدین‌سان با حدّ وسط قرار دادن خالقیت انحصاری خدا، بر توحید ربوبی او استدلال کرده است، چنان که در آیه ۵۴ سوره اعراف با اشاره به وحدت خالق، بر وحدت تدبیر تأکید کرده است: ﴿أَلاَ لَهُ الْخَلْقُ وَالأَمْرُ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ[۱۹]؛ زیرا ﴿لَهُ الْخَلْقُ به توحید در خالقیت و ﴿لَهُ الأَمْرُ به توحید در تدبیر اشاره دارد که نوعی حاکمیت است[۲۰].

در بیانی دیگر، بدون واسطه قرار دادن خالقیت می‌‌توان استدلال کرد که ربوبیت نحوه‌ای از خالقیت است؛ زیرا ربّ کسی است که با اعطای کمال به چیزی، آن را می‌پروراند و اعطای کمال، امری وجودی و نوعی خلق است، پس بازگشت ربوبیت به خالقیت است و توحید خالقیت مستلزم توحید ربوبیت است، چنان که در آیه ۳ سوه یونس آمده است: ﴿إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُدَبِّرُ الأَمْرَ مَا مِن شَفِيعٍ إِلاَّ مِن بَعْدِ إِذْنِهِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ أَفَلاَ تَذَكَّرُونَ[۲۱].[۲۲].

خداوند در آیه ۳۶ سوره جاثیه با تکرار کلمه ﴿رَبِّ و اضافه آن به ﴿السَّمَاوَاتِ، ﴿الأَرْضِ و ﴿الْعَالَمِينَ بر ربوبیت عام و شامل الهی نسبت به آسمان‌ها و زمین و عوالم گذشته و آینده و همه موجودات اعم از مجرد و مادّی تأکید کرده است[۲۳]﴿فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَرَبِّ الأَرْضِ رَبِّ الْعَالَمِينَ[۲۴] و در آیه ۱۶۴ سوره بقره تصریح می‌کند که در آفرینش آسمان‌ها و زمین، آمد و شد شب و روز، جریان کشتی‌ها در دریا به سود انسان‌ها، احیای زمین و جنبندگان زمینی با آب باران و جابه جایی بادها و ابرهای مسخّر میان آسمان و زمین نشانه‌هایی است بر وحدانیت خدای مدبّر آنها[۲۵]: ﴿إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَالْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِمَا يَنفَعُ النَّاسَ وَمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاء مِن مَّاء فَأَحْيَا بِهِ الأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَبَثَّ فِيهَا مِن كُلِّ دَابَّةٍ وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخَّرِ بَيْنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ[۲۶]؛ همچنین در آیه‌های ۱۶۲ - ۱۶۴ سوره انعام به پیامبر(ص) فرمان می‌دهد تا به مشرکان بگوید که نماز، عبادات، زندگی و مرگ من برای خدایی است که پروردگار عالمیان است و شریکی برای او در ربوبیت نیست: ﴿قُلْ إِنَّ صَلاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ لاَ شَرِيكَ لَهُ وَبِذَلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ قُلْ أَغَيْرَ اللَّهِ أَبْغِي رَبًّا وَهُوَ رَبُّ كُلِّ شَيْءٍ وَلاَ تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ إِلاَّ عَلَيْهَا وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى ثُمَّ إِلَى رَبِّكُم مَّرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ[۲۷] و تصریح کند: آیا غیر از خدا پروردگاری بجویم، در حالی که او پروردگار همه چیز است: ﴿قُلْ أَغَيْرَ اللَّهِ أَبْغِي رَبًّا وَهُوَ رَبُّ كُلِّ شَيْءٍ.

استدلال موجود در این آیه را به دو وجه می‌توان تقریر کرد:

  1. مشرکان "بت‌پرستان، ستاره‌پرستان، دوگانه‌پرستان و کسانی که مسیح را پسر خدا و فرشتگان را دختران او می‌دانند" اقرار دارند که خدا آفریننده همه چیز است و از طرفی عقل هیچ‌گاه نمی‌پذیرد مربوب، مخلوق و عبد، شریک رب، خالق و مولا باشد، بنابراین، اعتقاد به ربوبیت غیر خدا باطل است[۲۸].
  2. موجود یا واجب است یا ممکن و از طرفی واجب، یگانه و بی‌شریک است، بنابراین ماسوای واجب تعالی ممکن است و ممکن بدون تکیه بر واجب نمی‌تواند خالق و رب چیزی باشد، پس خداست که پروردگار همه چیز است و غیر او لیاقت ربوبیت ندارد[۲۹].

از استدلال‌های قرآن بر توحید ربوبی استدلالی است که شقوقی دارد که در دو آیه به آنها اشاره شده است: ﴿لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلاَّ اللَّهُ لَفَسَدَتَا فَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ[۳۰]، ﴿مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِن وَلَدٍ وَمَا كَانَ مَعَهُ مِنْ إِلَهٍ إِذًا لَّذَهَبَ كُلُّ إِلَهٍ بِمَا خَلَقَ وَلَعَلا بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ[۳۱] با توجه به دو آیه یاد شده که از ﴿رَبِّ به ﴿إِلَهٍ تعبیر کرده‌اند، اگر ربّ و مدبّر عالم متعدّد باشد، یا هر یک از آنها مستقلاّنه مدبّر کل عالم یا بخشی از آن است یا یکی از آنها برتری یافته و بر بقیه حاکم است. صورت نخست با توجه به تعدّد مدبّر و اختلاف ذاتی آنها مستلزم تعدّد تدبیر و در نتیجه بروز فساد در عالم است که عبارت ﴿لَفَسَدَتَا در آیه نخست به آن اشاره کرده است. صورت دوم مقتضی انقطاع و عدم انسجام مجموعه هستی است و این خلاف مشهود است و عبارت ﴿إِذًا لَّذَهَبَ كُلُّ إِلَهٍ بِمَا خَلَقَ در آیه دوم بدان اشاره دارد. صورت سوم موجب این است که ربّ حقیقی یکی باشد و بقیه تحت حکم او درآیند که عبارت ﴿لَعَلا بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ در همین آیه اشاره به آن است[۳۲]. این استدلال که در آثار کلامی و تفسیری به صورت‌های گوناگون تقریر شده[۳۳]، به برهان "تمانع" یا "تغالب"[۳۴] شهرت یافته است.

برخی مفسران ذیل آیه ۱۰۲ سوره انعام برهان توحید إله "رب" را به سه وجه تقریر کرده‌اند:

  1. در آفرینش و تدبیر عالم وجود یک صانع کافی است که به همه معلومات عالم و بر تمام مقدورات قادر است و اگر در کنار او صانع و إله دیگری باشد، نمی‌توان آن را به حدّی محدود ساخت، از این رو یا باید به وجود خدایان نامتناهی تن داد که باطل است یا به تعداد معینی بسنده کرد که این نیز باطل است؛ زیرا هیچ عددی نسبت به سایر اعداد اولویت ندارد، بنابراین چاره‌ای نیست جز آنکه به توحید إله عالم اقرار کرد.
  2. اگر با وجود إله "ربّ" قادر و عالم مطلق، إله دیگری فرض شود، یا در تدبیر موجودات عالم دخالت دارد یا ندارد. اگر دخالت دارد، فعل او مانع فعل و مقدور إله اوّل و در نهایت مستلزم عجز وی است و اگر دخالت ندارد، وجود او ناقص و معطّل است و برای إله بودن صلاحیت ندارد.
  3. اگر با وجود إله و ربّی که در صفات إلهیت کامل است، إله دیگری موجود باشد، یا در اتصاف به جمیع صفات کمال با إله اوّل شریک است یا نیست. در صورت دوم ناقص است و شایسته الهیت نیست و در صورت نخست باید به وسیله امری از إله اوّل ممتاز باشد که این امر یا از صفات کمال است یا نیست. صورت اوّل مستلزم آن است که إله دوم در تمام صفات کمال با إله اوّل شریک نباشد و این خلاف فرض است و صورت دوم موجب این است که إله دوم به صفتی که از اوصاف کمال نیست متّصف باشد و این نقص است و با إله بودن سازگار نیست[۳۵].

توحید إله "رب" را می‌توان از آیاتی چون ﴿تَبَارَكَ الَّذِي بِيَدِهِ الْمُلْكُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ[۳۶] نیز دریافت که بر مطلق بودن قدرت خداوند نسبت به همه اشیا تأکید دارند؛ بدین تقریر: اگر با خداوند که بر همه چیز قادر است، إله و ربّ دیگری فرض شود، در صورتی که او بر ایجاد چیزی قادر نباشد، برای إله بودن لیاقت ندارد و چنانچه قادر باشد، از آنجا که بر مقدور او عنوان ﴿شَيْءٍ صادق است و نیز خداوند بر هر شیئی قادر است، باید آن مقدور در دایره قدرت هر دو إله قرار گیرد و این محال است؛ زیرا فرض استقلال هر یک از دو إله، مستلزم این است که مقدور مفروض در عین نیاز به هر دو از هر دو بی‌نیاز باشد[۳۷].

در احادیث نیز به توحید ربوبی توجّه شده است؛ از جمله از امام صادق(ع) نقل کرده‌اند: همین که مخلوقات را منظّم و فلک "مجموعه سیارات و ثوابت" را جاری و شب و روز و خورشید و ماه را در حال آمد و شد و همه را متلائم با یکدیگر درمی‌یابیم بی‌آنکه در تدبیر و اداره آنها فساد و نقصی باشد، دلیل است بر اینکه مدبّر همه موجودات یک حقیقت است[۳۸].

همان حضرت در پاسخ به هشام که از دلیل توحید "ربوبی" پرسید، با اشاره به آیه ۲۲ سوره انبیاء﴿قَالُوا يَا مُوسَى إِنَّ فِيهَا قَوْمًا جَبَّارِينَ وَإِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا حَتَّىَ يَخْرُجُواْ مِنْهَا فَإِن يَخْرُجُواْ مِنْهَا فَإِنَّا دَاخِلُونَ[۳۹]، یکپارچگی و پیوستگی تدبیر و بی‌نقص بودن صنع را دلیل بر وحدت ربّ و اله عالم دانست[۴۰]، از این رو عالمان مسلمان معمولاً برای اثبات توحید ربوبی بر وحدت و یکپارچگی نظام عالم تکیه کرده‌اند[۴۱].

توحید ربوبی با اعتقاد به وجود فرشتگانی که تدبیر امر موجودات را بر عهده دارند: ﴿فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا[۴۲] در تعارض نیست؛ زیرا معنای توحید ربوبی این نیست که خداوند بدون هیچ واسطه، به طور مستقیم و مباشر امور جهان را تدبیر می‌کند، بلکه بدین معناست که غیر از خدا کسی نیست که مستقلاّنه تدبیر جهان را سامان بخشد و اگر دیگران بهره‌ای از تدبیر دارند، همه به خداوند وابسته و تابع اراده اویند. در حقیقت، آنها وسایطی هستند که خدا از مجرای وجود ایشان امر جهان را تدبیر می‌کند، چنان که برخی با توجه به آیات قرآن کریم از جمله آیات ۱ - ۵ سوره نازعات فرشتگان را وسایطی دانسته‌اند که فوق اسباب مادّی عالم، میان اشیا و ذات مقدّس ربوبی قرار دارند و به اذن او تدبیر امور نشئه دنیا و مراحل بعد را بر عهده دارند. آنها در واقع کارگزاران خداوندند و امر او را اجرا می‌کنند: ﴿وَقَالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمَنُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ بَلْ عِبَادٌ مُّكْرَمُونَ لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَهُم بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ[۴۳] و ﴿يَخَافُونَ رَبَّهُم مِّن فَوْقِهِمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ[۴۴] این مطلب با استناد حوادث به اسباب مباشر و قریبِ مادّی آنها منافاتی ندارد. همان‌گونه که با استناد آنها به سبب نخست و یگانه و ممتازشان ـ یعنی خداوند ـ در تعارض نیست؛ چون سلسله اسباب، طولی است نه عرضی تا تأثیرگذاری مجموع آنها موجب تعارض باشد[۴۵].

قرآن کریم افزون بر اینکه به گونه عام، تدبیر و ربوبیت موجودات عالم را به خداوند نسبت می‌دهد، در آیاتی به صورت جزئی و خاص، اموری را نیز که در تدبیر زندگی همه موجودات زنده، یا زندگی عموم جنبندگان یا خصوص حیات طیبه انسان‌ها دخالت به سزایی دارند، به او نسبت می‌دهد و دخالت مستقلانه غیر را نفی می‌کند؛ مانند آیاتی که هدایت عمومی اشیا را در کنار آفرینش آنها کار خدا می‌دانند: ﴿قَالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطَى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى[۴۶] یا هدایت انسان را حتی از پیامبر(ص) سلب می‌کنند و مشیت حکیمانه خداوند را در آن مؤثّر می‌دانند: ﴿إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَن يَشَاء وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ[۴۷] یا آیاتی که تصریح می‌کنند رزق هر جنبنده‌ای در زمین تنها بر خداست: ﴿وَمَا مِن دَابَّةٍ فِي الأَرْضِ إِلاَّ عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا وَيَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا كُلٌّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ[۴۸] و فقط اوست که رازق است: ﴿إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ[۴۹] و غیر او را نمی‌رسد که بیافریند و از آسمان و زمین روزی دهد: ﴿يَا أَيُّهَا النَّاسُ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ هَلْ مِنْ خَالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ[۵۰]، ﴿قُلْ مَن يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ أَمَّن يَمْلِكُ السَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَمَن يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَيُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَمَن يُدَبِّرُ الأَمْرَ فَسَيَقُولُونَ اللَّهُ فَقُلْ أَفَلاَ تَتَّقُونَ[۵۱]، ﴿قُلْ مَن يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ قُلِ اللَّهُ وَإِنَّا أَوْ إِيَّاكُمْ لَعَلَى هُدًى أَوْ فِي ضَلالٍ مُّبِينٍ[۵۲] یا آیاتی که تأکید می‌کنند جز خدا کسی نیست که به گونه مستقل متکفّل امور ولایت، شفاعت، حمایت و یاری انسان‌ها باشد: ﴿وَمَا أَنتُم بِمُعْجِزِينَ فِي الأَرْضِ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ اللَّهِ مِن وَلِيٍّ وَلا نَصِيرٍ[۵۳]، ﴿اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ مَا لَكُم مِّن دُونِهِ مِن وَلِيٍّ وَلا شَفِيعٍ أَفَلا تَتَذَكَّرُونَ[۵۴]، ﴿وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُواْ إِلَى رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ[۵۵] و بی‌اذن او شفاعت سودی ندارد: ﴿وَلا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ عِندَهُ إِلاَّ لِمَنْ أَذِنَ لَهُ حَتَّى إِذَا فُزِّعَ عَن قُلُوبِهِمْ قَالُوا مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ قَالُوا الْحَقَّ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ[۵۶].[۵۷]

ادله توحید ربوبی

الف) نظم و اتقان جهان: روشن‌ترین دلیل برای اثبات یگانه بودن ربّ و مدیر جهان نظم حاکم و ساری در جهان می‌باشد. قرآن و روایات بر وجود اصل نظم در جهان و استنتاج ناظم آگاه از آن تأکید دارند. نظم با هر دو قسم آن (نظم علّی و معلولی و غائی) علاوه بر ناظم بر وحدت آن نیز دلالت می‌کند؛ چراکه در صورت تعدد ناظم، نظم موجود از هم خواهد گسیخت، روشن است چون با فرض تعدد ناظم و خدا ـ که تعدد نیز معلول اختلاف صفات و ذات خدایان است ـ هر خدا و ناظمی نظم و برنامه خاص و متناسب با ذات خود را ارائه و همه اهتمام خود را در عملی بودن آن مبذول خواهد داشت، در این صورت است که این نظم و برنامه با نظم‌ها و برنامه‌های خدایان دیگر اصطکاک و تعارض پیدا کرده و موجب می‌شود که نظم موجود عالم مختل گردد، اما چون از اول خلقت نظام جهان بر سبک و سیاق خود باقی است، از آن برمی‌‌آید که خداوند و ناظم آن نیز یکی بیش نیست[۵۸].

ب) برهان تمانع[۵۹]: از براهین مثبت توحید ربوبی برهان تمانع است که حاصل آن این است که در صورت وجود دو مدبر برای جهان، آن دو با یکدیگر در اداره جهان به مناقشه و تنازع کشیده می‌شوند و نتیجه آن فساد و اخلال در نظم و نظام عالم است و چون نظم و نظام جهان مختل و فاسد نشده است، از آن وحدت ربّ استنتاج می‌شود. آیه زیر به این برهان دلالت می‌کند: ﴿لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا[۶۰].

آیه فوق به روش قیاس استثنایی و به صورت ملازمه بین مقدم (تعدد خدا) و تالی (فساد جهان) به اثبات توحید ربوبی می‌پردازد، به این صورت که بین تعدد خدا و فساد و فروپاشی نظم جهان رابطه تکوینی و ملازمه وجود دارد؛ چراکه تعدد خدا موجب تعدد و اختلاف نظم و برنامه و در نتیجه اخلال نظم و فساد جهان لازم خواهد آمد، پس بین مقدم و تالی ملازمه وجود دارد، اگر چند خدا بود فساد بر جهان حاکم می‌‌شد، لکن تالی (فساد عالم) محقق نیست، پس مقدم (تعدد خدا) نیز محقق نخواهد بود، نتیجه آن وحدت خدا خواهد بود. در آیه فوق ذیل استدلال (لکن تالی محقق نیست، پس مقدم نیز همین‌طور) به دلیل بداهت آن بیان نشده است؛ اما بطلان تالی (فساد عالم) و اثبات نظم جهان در آیه دیگر مورد تأکید قرار گرفته است[۶۱].

آیه زیر با تذکر فساد و بطلان فرض تعدد خدا به اثبات توحید ربوبی می‌پردازد: ﴿مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِنْ وَلَدٍ وَمَا كَانَ مَعَهُ مِنْ إِلَهٍ إِذًا لَذَهَبَ كُلُّ إِلَهٍ بِمَا خَلَقَ[۶۲].

این آیه شریفه در مقام نفی تعدد خدا به وجود اختلاف و تفاوت دو خدا اشاره می‌کند که لازمه آن اختلاف فعل و خلقت دو خدای متفاوت از یکدیگر است. ادامه آیه فوق به لازمه باطل فرضیه تعدد خدا چنین تصریح می‌‌کند: ﴿مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِنْ وَلَدٍ وَمَا كَانَ مَعَهُ مِنْ إِلَهٍ إِذًا لَذَهَبَ كُلُّ إِلَهٍ بِمَا خَلَقَ وَلَعَلَا بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ[۶۳].

آیه شریف استدلال می‌کند که در صورت تعدد رب و مدبر جهان چه به عنوان فرزند خدا یا به عنوان دیگر، خدایان برای اعمال حاکمیت و برنامه خود در صدد سلطه و غلبه بر خدایان دیگر بر خواهند آمد و رهاورد آن سلطه و پیروزی خدایان قوی بر خدایان ضعیف است، روشن است که خدایان ضعیف و مغلوب نمی‌توانند رب و مدبر جهان باشند، اما اینکه چرا در آیه شریفه سلطه و پیروزی نه یک خدا، بلکه خدایان به صیغه جمع ﴿لَعَلَا بَعْضُهُمْ ذکر شد که ظاهر آن این است که امکان رب و مدبر جهان برای چند خدای عالی و قوی وجود دارد، باید گفت، اولاً ظاهر آیه با صدر آیه متناسب است که در آن از تعدد خدا سخن رفته است و آیه با عطف به این مسئله است که می‌‌فرماید که اگر خدایان متعدد باشد، چنین لازمه فاسدی پیش می‌‌آمد و ثانیاً با تأمل در استدلال خود آیه می‌‌توان آن را به غلبه یک خدا به سایر خدایان تحلیل کرد، به این معنی که حسب فرض اگر چند خدای قوی بر چند خدای ضعیف غلبه کنند، در مرحله بعد چند خدای قوی باقی مانده برای حاکمیت مطلق و برقراری نظم دلخواه خود به نزاع و سلطه بر دیگری مبادرت می‌‌ورزند که نتیجه نهایی آن غلبه خدای واحد به عنوان مدبر و مدیر اصلی جهان بر سایر خدایان مدعی و فرضی است و این همان توحید ربوبی است.

صدرالمتألهین با اشاره به وحدت عالم خاطرنشان می‌‌سازد که الوهیت تام و کامل نمی‌شود مگر با خلق و تدبیر همه عالم چنان که آیه شریفه فوق بر آن دلالت دارد[۶۴].

﴿قُلْ لَوْ كَانَ مَعَهُ آلِهَةٌ كَمَا يَقُولُونَ إِذًا لَابْتَغَوْا إِلَى ذِي الْعَرْشِ سَبِيلًا[۶۵]؛

آیه شریفه فوق در اثبات توحید ربوبی و رد اعتقاد مشرکان از طریق قیاس استثنایی به استدلال پرداخته است. به این صورت که: اگر خدایان متعددی فرض شود، لازمه آن این است آن خدایان ـ بر حسب ذات قدرت‌طلبی و تفوق و سلطنت بر همه امور و به تعبیری مالکیت مطلق و تام الاختیار خودشان ـ در صدد یافتن راهکار عملی برای غلبه بر خداوند آفریدگار «الله» برمی‌‌آمدند[۶۶]، رهاورد آن کشمکش و تمانع خدایان و در نتیجه اختلال در نظم عالم است و چون چنین تالی فاسدی لازم نیامده است، معلوم می‌شود خدایان متعددی اصلاً مطرح نبوده و الله «ذی العرش» یگانه خدای مالک و مدبر جهان است.

از مطالب پیشین روشن می‌شود وجه استدلال به این آیه با وجه استدلال به آیه: ﴿لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا[۶۷]، بر خلاف نظر بعضی[۶۸]، متفاوت است؛ چراکه آیه مورد بحث تعدد خدایان را از طریق تمانع و کشمکش اولیه خدایان با الله نفی می‌کند، اما آیه اخیر ﴿لَوْ كَانَ... از طریق اختلاف خدایان در ذات خود و رجوع آن به اختلاف در تدبیر جهان و در نتیجه فساد عالم به نفی شریک می‌پردازد[۶۹].

ج) عدم انفکاک نظام علمی و اصل تقدیر از ربوبیّت: نظام فعلی جهان تابع نظام علمی خداوند می‌باشد و هر فعل و وجودی که در حال و آینده اتفاق می‌‌افتاد، در نظام مهندسی و به تعبیر قرآنی در تقدیر علمی و پیش ذات الهی موجود بوده است. حوادث جهان با پیروی از نشأه علمیه ذات الهی محقق می‌شود که بر محوریت اصل علیت انجام می‌شود. با توجه به اینکه همه حوادث آینده جهان با علم ازلی الهی پیش‌بینی شده و دقیقاً مطابق آن انجام می‌گیرد، با این مبنا برای نادیده انگاشتن توحید ربوبی مجالی باقی نمی‌ماند[۷۰].

آیات متعدد بر تقدیر اشیاء همراه با خلقت آنها بر توحید ربوبی دلالت می‌کند.

  1. ﴿كُلُّ شَيْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدَارٍ[۷۱]؛
  2. ﴿إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ[۷۲].
  3. ﴿وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ[۷۳].
  4. ﴿وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيرًا[۷۴].

دلالت آیات فوق بر پیش‌بینی نظام فعلی جهان و اتفاق آنها بر حسب تقدیر پیشین الهی دلالت واضح است. علامه طباطبایی در تفسیر آیه اخیر با تکیه بر حاکمیت نظام علیت می‌گوید: آفرینش جهان به طریق اسباب و علیت جریان پیدا می‌کند و آن مستلزم ارتباط اشیاء و پدیده‌ها با یکدیگر است، در ضمن جریان علیت خلق و فعلی صورت می‌‌گیرد و چون حادث شدن پدیده‌ها به علت یا علل پیشین وابسته است، تا به خداوند و نظام علمی آن منتهی شود که به عنوان خالق و آفریدگار همه علل و معلولات مطرح است؛ بنابراین اصل وجود پدیده‌ها و ساختار و نظام تدبیر آنها نیز به خداوند منتهی می‌شود که البته از طریق نظام علیت انجام می‌شود[۷۵].

آیه زیر به صورت شفاف حرکت خورشید و دیگر ستارگان را در مسیر خاص خود، تقدیر خداوند بیان می‌کند: ﴿وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَهَا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ[۷۶].

د) عدم انفکاک خلقت از ربوبیّت: یکی از استدلال‌های اختصاصی قرآن کریم برای اثبات توحید ربوبی اشاره به رابطه و تلازم امر خلقت یک موجود و مسئله تدبیر و اداره آن دارد. منشأ خطای مشرکان مقایسه تدبیر و اداره اعتباری مثل اداره کشور و شهر به تدبیر تکوینی است، در حالی که تأمل در تدبیر تکوینی این نکته را ثابت می‌کند که آن در حقیقت ادامه و استمرار مسئله خلقت و ایجاد اولیه است. از آنجا که وجود ممکن فقر وجودی دارد، در هر آن و لحظه به واجب الوجود متقوم و وابسته است و به عبارتی لازمه بقای وجود ممکن استمرار افاضه الهی است، از آنجا که عنایت الهی نه بر حفظ وجود یک ممکن، بلکه بر حفظ همه عالم تعلق گرفته است؛ لذا چرخه و نظام عالم امکان از جمله عالم ماده را باید به نحوی تدبیر نماید که همه مخلوقات با تدبیر صحیح و علمی به حیات و حرکت رو به مقصود و غایت متناسب خود ادامه دهند و لازمه آن تدبیر جهان توسط خود الله و نه خدایان دیگر است[۷۷]. آیه‌های زیر به این استدلال ناظر است: ﴿وَاتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً لَا يَخْلُقُونَ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ وَلَا يَمْلِكُونَ لِأَنْفُسِهِمْ ضَرًّا وَلَا نَفْعًا وَلَا يَمْلِكُونَ مَوْتًا وَلَا حَيَاةً وَلَا نُشُورًا[۷۸].

این آیه در مقام مذمت و نقد شرکت چنین استدلال می‌کند که مشرکان به خدایانی اعتقاد ورزیده‌اند که آنها توانایی خلق و آفرینش هیچ شیئی را ندارند، بلکه خود آنان مخلوق و آفریده و مربوب هستند؛ همچنین خدایان مشرکان هیچ نوع برخود مالکیت و اختیار ضرر و نفع، مرگ و زندگی و برگشت به آخرت را ندارند.

آیه با شمردن نکات منفی و ضعف خدای مشرکان در صدد القا و اثبات این نکته است که چنین خدایان در خور نام‌گذاری به خدایی نیستند و به قول مولانا شیر بی‌دم و یال که دیده است؟!

آیه دیگر با اشاره به توصیف جن توسط برخی مشرکان به عنوان شرکای الله، در نقد آن به مخلوق بودن جن تأکید می‌کند: ﴿وَجَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكَاءَ الْجِنَّ وَخَلَقَهُمْ[۷۹]. علامه طباطبایی در تفسیر علت عدم شریک بودن جن با خدا، مخلوق بودن آن و در نتیجه عدم جواز شراکت مخلوق با خالق خود در مقام خالقیت بیان می‌‌کند[۸۰].

آیه دیگر بر ملازمه خدا و خالقیت چنین دلالت می‌کند: ﴿إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُبَابًا[۸۱].[۸۲]

آیه فوق هرچند به توحید معبودی ناظر است، لکن ذیل آیه به صورت مطلق در مقام تحلیل آمده و می‌گوید غیر از الله همه خدایان ادعا شده توانایی خلق موجود مانند پشه را ندارند؛ یعنی به همین دلیل نباید مورد پرستش و توجه قرار گیرند؛ چراکه فاقد هرگونه تأثیر و اثرگذاری در جهان خلقت هستند[۸۳].

منابع

پانویس

  1. مفردات، ص۳۳۶، «رب».
  2. تفسیر موضوعی، ج ۲، ص۴۲۶.
  3. رمضانی، حسن، توحید، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹، ص۷۲ - ۱۱۵.
  4. ﴿وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ «و اگر از آنان بپرسی: چه کسی آسمان‌ها و زمین را آفریده است؟ می‌گویند: خداوند» سوره لقمان، آیه ۲۵؛ ﴿وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ خَلَقَهُنَّ الْعَزِيزُ الْعَلِيمُ «و اگر از آنان بپرسی چه کسی آسمان‌ها و زمین را آفریده است خواهند گفت آنها را (خداوند) پیروزمند دانا آفریده است» سوره زخرف، آیه ۹؛ ﴿وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ «و اگر از آنان بپرسی: چه کسی آنان را آفریده است؟ خواهند گفت: خداوند پس چگونه (از حق) بازگردانده می‌شوند؟» سوره زخرف، آیه ۸۷.
  5. ﴿فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَى كَوْكَبًا قَالَ هَذَا رَبِّي... * فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بَازِغًا قَالَ هَذَا رَبِّي «و چون شب بر او چادر افکند ستاره‌ای دید گفت: این پروردگار من است... * آنگاه چون ماه را تابان دید گفت: این پروردگار من است» سوره انعام، آیه ۷۶-۷۷.
  6. ﴿وَجَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكَاءَ الْجِنَّ «و برای خداوند شریک‌هایی از پریان تراشیدند» سوره انعام، آیه ۱۰۰.
  7. ﴿وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ * فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَى كَوْكَبًا قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَا أُحِبُّ الْآفِلِينَ * فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بَازِغًا قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِنْ لَمْ يَهْدِنِي رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ * فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَذَا رَبِّي هَذَا أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ * إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ «و این‌گونه ما گستره آسمان‌ها و زمین را به ابراهیم می‌نمایانیم و (چنین می‌کنیم) تا از باورداران گردد * و چون شب بر او چادر افکند ستاره‌ای دید گفت: این پروردگار من است اما هنگامی که ناپدید شد گفت: ناپدیدشوندگان را دوست نمی‌دارم * آنگاه چون ماه را تابان دید گفت: این پروردگار من است و چون فرو شد گفت: اگر پروردگارم مرا رهنمایی نکند بی‌گمان از گروه گمراهان خواهم بود * هنگامی که خورشید را درخشان دید گفت: این پروردگار من است، این بزرگ‌تر است و چون غروب کرد گفت: ای قوم من! من از آنچه شریک (خداوند) قرار می‌دهید بیزارم * من با درستی آیین روی خویش به سوی کسی آورده‌ام که آسمان‌ها و زمین را آفریده است و من از مشرکان نیستم» سوره انعام، آیه ۷۵-۷۹؛ ﴿وَأَنَّهُ هُوَ رَبُّ الشِّعْرَى «و اوست که پروردگار (ستاره) شعری است» سوره نجم، آیه ۴۹.
  8. «به راستی پروردگارتان همان خداوند است که آسمان‌ها و زمین را در شش روز آفرید» سوره اعراف، آیه ۵۴.
  9. «ای مردم! پروردگارتان را بپرستید که شما و پیشینیانتان را آفرید» سوره بقره، آیه ۲۱.
  10. «سپاس، خداوند، پروردگار جهانیان را» سوره فاتحه، آیه ۲.
  11. «و سپاس خداوند راست، پروردگار آسمان‌ها و پروردگار زمین، پروردگار جهانیان» سوره جاثیه، آیه ۳۶.
  12. «بگو: پروردگار آسمان‌ها و زمین کیست؟ بگو: خداوند» سوره رعد، آیه ۱۶.
  13. ﴿إِنَّمَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْثَانًا وَتَخْلُقُونَ إِفْكًا إِنَّ الَّذِينَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَا يَمْلِكُونَ لَكُمْ رِزْقًا فَابْتَغُوا عِنْدَ اللَّهِ الرِّزْقَ وَاعْبُدُوهُ وَاشْكُرُوا لَهُ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ «تنها بت‌هایی را به جای خداوند می‌پرستید و دروغی فرا می‌بافید؛ بی‌گمان کسانی که به جای خداوند می‌پرستید اختیار روزی شما را ندارند، روزی را نزد خداوند بجویید و او را بپرستید و او را سپاس گزارید که به سوی او باز گردانده می‌شوید» سوره عنکبوت، آیه ۱۷.
  14. ﴿وَإِنَّا لَنَحْنُ نُحْيِي وَنُمِيتُ وَنَحْنُ الْوَارِثُونَ «و بی‌گمان این ماییم که زنده می‌گردانیم و می‌میرانیم و ماییم که باز می‌مانیم» سوره حجر، آیه ۲۳؛ ﴿إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي وَنُمِيتُ وَإِلَيْنَا الْمَصِيرُ «بی‌گمان ماییم که زنده می‌گردانیم و می‌میرانیم و بازگشت (هر چیز) به سوی ماست» سوره ق، آیه ۴۳؛ ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ كَفَرُوا وَقَالُوا لِإِخْوَانِهِمْ إِذَا ضَرَبُوا فِي الْأَرْضِ أَوْ كَانُوا غُزًّى لَوْ كَانُوا عِنْدَنَا مَا مَاتُوا وَمَا قُتِلُوا لِيَجْعَلَ اللَّهُ ذَلِكَ حَسْرَةً فِي قُلُوبِهِمْ وَاللَّهُ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ «ای مؤمنان! مانند کسانی مباشید که کفر پیشه کردند و در مورد همگنان خویش- هنگامی که سفر رفتند یا جهادگر شدند- گفتند: اینان اگر نزد ما می‌ماندند نمی‌مردند یا کشته نمی‌شدند (بگذار چنین بپندارند) تا این (پندار) را خداوند دریغی در دل‌هایشان کند؛ و این خداوند است که زنده می‌گرداند و می‌میراند و خداوند به آنچه انجام می‌دهید بیناست» سوره آل عمران، آیه ۱۵۶.
  15. ﴿قُلْ مَنْ يُنَجِّيكُمْ مِنْ ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ تَدْعُونَهُ تَضَرُّعًا وَخُفْيَةً لَئِنْ أَنْجَانَا مِنْ هَذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ «بگو: چه کس شما را از تاریکناهای خشکی و دریا می‌رهاند؟ در حالی که او را به لابه و در نهان می‌خوانید که اگر از این (ورطه) رهایی‌مان دهد از سپاسگزاران خواهیم بود» سوره انعام، آیه ۶۳؛ ﴿قُلْ أَنَدْعُو مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَنْفَعُنَا وَلَا يَضُرُّنَا وَنُرَدُّ عَلَى أَعْقَابِنَا بَعْدَ إِذْ هَدَانَا اللَّهُ كَالَّذِي اسْتَهْوَتْهُ الشَّيَاطِينُ فِي الْأَرْضِ حَيْرَانَ لَهُ أَصْحَابٌ يَدْعُونَهُ إِلَى الْهُدَى ائْتِنَا قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدَى وَأُمِرْنَا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ «بگو آیا به جای خداوند کسی را (به پرستش) بخوانیم که نه به ما سود می‌رساند و نه زیان می‌زند و پس از آنکه خداوند ما را راهنمایی کرده است به (عقاید) گذشته خود بازگردانده شویم؟ چونان کسی که شیطان‌ها او را در زمین، سرگشته و سرگردان کرده‌اند در حالی که او را همراهانی است که به راهیابی فرا می‌خوانندش که نزد ما بیا؛ بگو: تنها رهنمود خداوند، رهنمود است و فرمان یافته‌ایم که تسلیم پروردگار جهانیان باشیم» سوره انعام، آیه ۷۱؛ ﴿وَيَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَضُرُّهُمْ وَلَا يَنْفَعُهُمْ وَيَقُولُونَ هَؤُلَاءِ شُفَعَاؤُنَا عِنْدَ اللَّهِ قُلْ أَتُنَبِّئُونَ اللَّهَ بِمَا لَا يَعْلَمُ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ «و به جای خداوند چیزی را می‌پرستند که نه زیانی به آنان می‌رساند و نه سودی و می‌گویند اینان میانجی‌های ما نزد خداوندند؛ بگو: آیا خداوند را از چیزی آگاه می‌کنید که خود در آسمان‌ها و زمین سراغ ندارد؟ پاکا و فرابرترا که اوست از شرکی که می‌ورزند» سوره یونس، آیه ۱۸.
  16. «بگو چه کسی از آسمان و زمین به شما روزی می‌رساند یا کیست که بر گوش و دیدگان (شما) چیرگی دارد و چه کسی زنده را از مرده و مرده را از زنده بیرون می‌آورد و چه کسی امر (آفرینش) را کارسازی می‌کند؟ خواهند گفت: خداوند؛ بگو پس آیا پرهیزگاری نمی‌ورزید؟» سوره یونس، آیه ۳۱.
  17. قدردان قراملکی، محمد حسن، قرآن و علم کلام، ص ۲۹۸.
  18. ای مردم! پروردگارتان را بپرستید که شما و پیشینیانتان را آفرید، باشد که پرهیزگاری ورزید؛ سوره بقره، آیه۲۱.
  19. آگاه باشید که آفرینش و فرمان او راست؛ بزرگوار است خداوند پروردگار جهانیان؛ سوره اعراف، آیه۵۴.
  20. الالهیات، ج ۲، ص۶۵.
  21. به راستی پروردگارتان خداوندی است که آسمان‌ها و زمین را در شش روز آفرید سپس بر اورنگ (فرمانفرمایی جهان) استیلا یافت؛ کار (هستی) را کارسازی می‌کند، هیچ میانجی مگر با اذن او (در کار) نیست، این است خداوند پروردگار شما، او را بپرستید! آیا پند نمی‌گیرید؟؛ سوره یونس، آیه۳.
  22. تفسیر موضوعی، ج ۲، ص۴۲۷.
  23. تفسیر موضوعی، ج ۲، ص۴۲۸.
  24. و سپاس خداوند راست، پروردگار آسمان‌ها و پروردگار زمین، پروردگار جهانیان؛ سوره جاثیه، آیه۳۶.
  25. التحریر والتنویر، ج ۲، ص۸۸.
  26. بی‌گمان در آفرینش آسمان‌ها و زمین و در پیاپی آمدن شب و روز و در آن کشتی که برای سود رساندن به مردم در دریا روان است و در آبی که خداوند از آسمان فرو می‌بارد و زمین را پس از مردن، بدان زنده می‌دارد و بر آن هرگونه جنبنده‌ای را می‌پراکند و در گرداندن بادها و ابر فرمانبردار میان آسمان و زمین، برای گروهی که خرد می‌ورزند نشانه‌هاست؛ سوره بقره، آیه۱۶۴.
  27. بگو: بی‌گمان نمازم و نیایشم و زندگیم و مرگم از آن خداوند پروردگار جهانیان است. که او را شریکی نیست و به این فرمان یافته‌ام و من نخستین مسلمانم بگو: آیا جز خداوند پروردگاری بجویم حال آنکه او پروردگار هر چیز است و هیچ کس کاری (زشت) جز به زیان خویش نمی‌کند و هیچ باربرداری بار (گناه) دیگری را بر نمی‌دارد سپس بازگشتتان به سوی پروردگارتان است آنگاه شما را به آنچه در آن اختلاف می‌ورزیدید آگاه می‌گرداند؛ سوره انعام، آیه۱۶۲ - ۱۶۴.
  28. رمضانی، حسن، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۹، ص۷۲ - ۱۱۵.
  29. التفسیر الکبیر، ج۱۴، ص۱۲.
  30. اگر در آن دو (- آسمان و زمین) جز خداوند خدایانی می‌بودند، هر دو تباه می‌شدند پس پاکا که خداوند است- پروردگار اورنگ (فرمانفرمایی جهان)- از آنچه وصف می‌کنند؛ سوره انبیاء، آیه۲۲.
  31. خداوند فرزندی نگزیده است و با وی هیچ خدایی نیست که (اگر می‌بود) در آن صورت هر خدایی آفریده خویش را (با خود) می‌برد و بر یکدیگر برتری می‌جستند؛ پاکا که خداوند است از آنچه وصف می‌کنند؛ سوره مؤمنون، آیه۹۱.
  32. الالهیات، ج ۲، ص۶۷ - ۶۸.
  33. التفسیر الکبیر، ج ۲۲، ص۱۵۰ - ۱۵۳؛ کشف الفوائد، ص۱۹۴ - ۱۹۵؛ المیزان، ج۱۴، ص۲۶۷.
  34. شرح المقاصد، ج ۲، ص۶۳.
  35. التفسیر الکبیر، ج ۱۳، ص۱۲۱.
  36. بزرگوار است آنکه پادشاهی در کف اوست و او بر هر کاری تواناست؛ سوره ملک، آیه۱.
  37. التفسیر الکبیر، ج ۳۰، ص۵۲.
  38. التوحید، صدوق، ص۲۴۴.
  39. گفتند: ای موسی! در آنجا گروهی گردنکش جای دارند و تا آنان از آن بیرون نیایند ما درون آن نخواهیم رفت اما اگر از آنجا بیرون آیند ما درون می‌رویم؛ سوره مائده، آیه۲۲.
  40. التوحید، صدوق، ص۲۵۰.
  41. الالهیات، ج ۲، ص۶۵؛ اسفار، ج ۶، ص۹۴.
  42. آنگاه، به فرشتگان کارگزار؛ سوره نازعات، آیه۵.
  43. و گفتند خداوند بخشنده (از فرشتگان) فرزندی گزیده است؛ پاکا که اوست؛ بلکه (فرشته‌ها تنها) بندگانی ارجمندند؛ در گفتار بر او پیشی نمی‌جویند و آنان به فرمان وی کار می‌کنند؛ سوره انبیاء، آیه۲۶ - ۲۷.
  44. از پروردگارشان که بر آنها چیرگی دارد می‌هراسند و آنچه فرمان می‌یابند بجای می‌آورند؛ سوره نحل، آیه۵۰.
  45. المیزان، ج ۲۰، ص۱۸۳ - ۱۸۴.
  46. گفت: پروردگار ما کسی است که آفرینش هر چیز را به (فراخور) او، ارزانی داشته سپس راهنمایی کرده است؛ سوره طه، آیه۵۰.
  47. بی‌گمان تو هر کس را که دوست داری راهنمایی نمی‌توانی کرد امّا خداوند هر کس را بخواهد راهنمایی می‌کند و او به رهیافتگان داناتر است؛ سوره قصص، آیه۵۶.
  48. و هیچ جنبنده‌ای در زمین نیست مگر که روزی‌اش بر خداوند است و (خداوند) آرامشگاه و ودیعه‌گاه او را می‌داند؛ (این) همه در کتابی روشن (آمده) است؛ سوره هود، آیه۶.
  49. بی‌گمان این خداوند است که بسیار روزی‌بخش توانمند استوار است؛ سوره ذاریات، آیه۵۸.
  50. ای مردم! نعمت خداوند را بر خویش به یاد آورید؛ آیا آفریننده‌ای جز خداوند هست که از آسمان و زمین به شما روزی دهد؟ هیچ خدایی جز او نیست پس چگونه (از حق) باز گردانده می‌شوید؟؛ سوره فاطر، آیه۳.
  51. بگو چه کسی از آسمان و زمین به شما روزی می‌رساند یا کیست که بر گوش و دیدگان (شما) چیرگی دارد و چه کسی زنده را از مرده و مرده را از زنده بیرون می‌آورد و چه کسی امر (آفرینش) را کارسازی می‌کند؟ خواهند گفت: خداوند؛ بگو پس آیا پرهیزگاری نمی‌ورزید؟؛ سوره یونس، آیه۳۱.
  52. بگو: چه کسی از آسمان‌ها و زمین به شما روزی می‌رساند؟ بگو: خداوند و بی‌گمان ما یا شما بر رهنمود یا در گمراهی آشکاریم؛ سوره سبأ، آیه۲۴.
  53. و شما در زمین به ستوه آورنده (ی خداوند) نیستید و در برابر خداوند هیچ یار و یاوری ندارید؛ سوره شوری، آیه۳۱.
  54. خداوند همان است که آسمان‌ها و زمین و آنچه را که میان آنهاست در شش روز آفرید سپس بر اورنگ (فرمانفرمایی جهان) استیلا یافت؛ شما را هیچ دوست و میانجی‌یی جز او نیست؛ آیا پند نمی‌گیرید؟؛ سوره سجده، آیه۴.
  55. و با آن (قرآن) کسانی را که از گرد آورده شدن نزد پروردگارشان می‌هراسند در حالی که جز او، هیچ سرور و میانجی ندارند، بیم بده باشد که پرهیزگاری ورزند؛ سوره انعام، آیه۵۱.
  56. و میانجیگری نزد او سودی ندارد مگر برای آن کس که او به وی اجازه دهد؛ تا چون هراس از دل‌هاشان برخیزد گویند: پروردگارتان چه گفت؟ می‌گویند: حقیقت را و او فرازمند بزرگ است؛ سوره سبأ، آیه۲۳.
  57. رمضانی، حسن، توحید، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹، ص۷۲ - ۱۱۵.
  58. برای توضیح بیشتر ر.ک: عبدالله جوادی آملی، سرچشمه اندیشه، ج۳، ص۵۲۰؛ همو، توحید در قرآن، ص۱۰۴.
  59. تمانع از باب مفاعله به معنای منع و کشمکش دوطرفه است. در فرض وجود دو خدا، هر دو خدا، می‌‌خواهد مانع وجود و فعالیت خدای دیگر گردد، به این مناسبت برهان تمانع نامیده شد.
  60. «اگر در آن دو (-آسمان و زمین) جز خداوند خدایانی می‌بودند، هر دو تباه می‌شدند» سوره انبیاء، آیه ۲۲.
  61. ﴿مَا تَرَى فِي خَلْقِ الرَّحْمَنِ مِنْ تَفَاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَى مِنْ فُطُورٍ «همان که هفت آسمان را تو بر تو آفرید، در آفرینش (خداوند) بخشنده هیچ ناسازواری نمی‌بینی؛ چشم بگردان! آیا هیچ شکاف و رخنه‌ای می‌بینی؟» سوره ملک، آیه ۳؛ برای توضیح بیشتر ر.ک: صدرالمتألهین، اسرار الآیات، ص٧٠؛ همو، اسفار، ج۶، ص۹۹؛ عبدالله جوادی آملی، توحید در قرآن، ص۷۴.
  62. «خداوند فرزندی نگزیده است و با وی هیچ خدایی نیست که (اگر می‌بود) در آن صورت هر خدایی آفریده خویش را (با خود) می‌برد» سوره مؤمنون، آیه ۹۱.
  63. «خداوند فرزندی نگزیده است و با وی هیچ خدایی نیست که (اگر می‌بود) در آن صورت هر خدایی آفریده خویش را (با خود) می‌برد و بر یکدیگر برتری می‌جستند» سوره مؤمنون، آیه ۹۱.
  64. صدرالمتألهین، اسرار الآیات، ص۷۰؛ همو، اسفار، ج۶، ص۱۰۰؛ محمدنعیما طالقانی، منتخباتی از آثار حکمای الهی ایران، ج۳، ص۵۸۴؛ سید محمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۱۵، ص۶۳.
  65. «بگو اگر با او خدایانی می‌بودند چنان که می‌گویند، در آن صورت (آن خدایان) به سوی دارنده اورنگ (فرمانفرمایی جهان) راهی می‌جستند» سوره اسراء، آیه ۴۲.
  66. در آیه شریفه به جای غلبه بر «الله» از عنوان «ذی العرش» - که از صفات خداست- استفاده شده است که آن عنوان چون بر قدرت و سلطنت (عرش) دلالت می‌کند، استدلال آیه و لازمه تعدد خدا، یعنی کشمکش خدایان در رسیدن به قدرت و سلطنت مطلق را به صورت ظریف تبیین می‌کند.
  67. «اگر در آن دو (- آسمان و زمین) جز خداوند خدایانی می‌بودند، هر دو تباه می‌شدند» سوره انبیاء، آیه ۲۲.
  68. ر.ک: محمود بن عبدالله آلوسی، تفسیر روح المعانی، ج۱۵، ص۸۲.
  69. ر.ک: سید محمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۱۳، ص۱۰۷.
  70. البته از اصل تقدیر نباید شبهه جبر توهم شود؛ چراکه اصل اختیار و انجام فعل انسان با قصد و اختیارش با این قالب و هندسه در نظام علمی و قضا و قدر الهی تعبیه شده است و اگر انسان با جبر فعلی را مرتکب شود، مخالف نظام علمی الهی لازم می‌‌آید.
  71. «و هر چیز نزد او اندازه‌ای دارد» سوره رعد، آیه ۸.
  72. «ما هر چیزی را به اندازه‌ای آفریده‌ایم» سوره قمر، آیه ۴۹.
  73. «و هیچ چیز نیست جز آنکه گنجینه‌های آن نزد ماست و ما آن را جز به اندازه معیّن فرو نمی‌فرستیم» سوره حجر، آیه ۲۱.
  74. «و هر چیز را آفرید آنگاه آن را به شایستگی اندازه نهاد» سوره فرقان، آیه ۲.
  75. سید محمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۱۵، ص۱۷۶.
  76. «و خورشید به قرارگاهی که او راست روان است؛ این اندازه‌گیری (خداوند) پیروزمند داناست» سوره یس، آیه ۳۸.
  77. جعفر سبحانی، الالهیات، ج۲، ص۶۴.
  78. «و به جای او خدایانی را برگزیدند که چیزی نمی‌آفرینند و خود آفریده می‌شوند و اختیار هیچ سود و زیانی برای خویش و اختیار مرگ و زندگی و برانگیختنی را ندارند» سوره فرقان، آیه ۳.
  79. «و برای خداوند شریک‌هایی از پریان تراشیدند در حالی که او آنان را آفریده است» سوره انعام، آیه ۱۰۰.
  80. سید محمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۷، ص۳۰۰.
  81. «بی‌گمان کسانی را که به جای خداوند (به پرستش) می‌خوانید هرگز نمی‌توانند مگسی بیافرینند» سوره حج، آیه ۷۳.
  82. ر.ک: عبدالله جوادی آملی، توحید در قرآن، ص۵۲۱.
  83. قدردان قراملکی، محمد حسن، قرآن و علم کلام، ص ۲۹۹.