توحید در نهج البلاغه

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقدمه

توحید از ریشه «وحد» به‌معنای یکی گرفتن است. توحید ریشه در فطرت انسان‌ها دارد. اعتقاد یا رفتار غیرتوحیدی نشانه انحراف از فطرت و ناشی از عوامل روانی، محیطی، جغرافیایی، تاریخی و غیره است. توحید به‌معنای تأکید بر یکتایی خدا و نفی هرگونه شرک، اصلی‌ترین پیام ادیان آسمانی است. مرحله کمال تصدیق خداوند نیز، بی‌همتا دانستن اوست. اساس دین، شناخت خداوند است و کمال شناخت او، تصدیق به وجود او، و کمال تصدیق به وجود او، یکتا و یگانه دانستن اوست[۱].

امام علی(ع) در نهج البلاغه ابعاد مختلف توحید را مورد نظر قرار داده‌اند و آن را به زبان‌های مختلف بیان کرده‌اند. این ابعاد عبارت‌اند از:

  1. حقیقت توحید: همان‌گونه که اشاره شد، توحید به‌معنای تصدیق به یگانگی خداوند است. به کسی موحد گفته می‌شود که هرگونه شرکی را انکار کند. خداوند موجودی یگانه است و هرگز شریک و مانندی ندارد. امام علی(ع) فرمود: هرچه را واحد نامند اندک و تنهاست، جز او که یگانه است و بر همگان فرمانروا[۲]. و نیز فرمود: (خداوند) یکتا نه از روی شمار[۳]. تعبیر به «احد» (به‌معنای یکتا) ما را به قله توحید رهنمون می‌سازد. احد، موجود یگانه‌ای است که از هرگونه ترکیب منزه است. منظور از این کلام نفی مشابهت خداوند به آفریدگان در همه موارد، از جمله جسم، جنس، نوع و اشکال و مقادیر و رنگ و... است.
  2. کمال توحید: از دیدگاه امام علی(ع) توحید کمالی دارد که هرکسی به آن کمال نمی‌رسد. ایشان می‌فرماید: درست باور داشتن او یگانه انگاشتن اوست و یگانه انگاشتن، او را به سزا اطاعت کردن و به‌سزا اطاعت کردن او، صفت‌ها را از او زدودن[۴]. و نیز می‌فرماید: در واقع حضرت صفات ثبوتیه خداوند را بیان می‌فرماید که درک آن صفات در ذات ربوبی برای انسان‌ها امری محال است. از این‌رو کمال توحید در آن است که صفات ثبوتیه را در بالاترین حد بدانیم و خداوند را از هرگونه صفتی که محدود و جدای از ذات اوست، منزه بدانیم.
  3. برهان توحید: خداوند شریک ندارد؛ زیرا اگر شریکی برای او باشد، باید همانند خداوند آثار وجودی خود را ظاهر کند. این آثار وجودی را امام علی(ع) در سه فراز بیان فرموده است: ارسال رسولان، پادشاهی و تدبیر مُلک هستی و افعال حکیمانه و صفات[۵]. امام علی(ع) برای اثبات وجود خداوند به خود وجود و نشانه‌های آن، که از هر چیزی آشکارتر است، استناد می‌کند. از بیانات امام معلوم می‌شود که مرتبه خداوند در یگانگی، همان مرتبه احدیت است که با هیچ ترکیبی سازگار نیست و آن، مرحله واجب الوجود است، یعنی هستی مطلقی که از دایره پدیده‌ها خارج است و خود، علت ایجاد همه پدیده‌های هستی. چنین موجودی غنی علی‌الاطلاق نام دارد و غنی علی‌الاطلاق در ذات، صفات و افعال، موجودی یگانه است.
  4. پیامدهای توحید: نظام توحیدی ما را مکلّف می‌کند که نه فقط در عبادات خویش تنها او را پرستش کنیم، بلکه در اطاعت هم تنها از او اطاعت کنیم و از هر اطاعتی جز اطاعت او بپرهیزیم. نظام توحیدی از ما تقوا می‌طلبد؛ تقوایی که محصول شناخت ذات خداوند است. امام علی(ع) فرمود: بترسید از خدایی که شما را از موعظت خود بهره‌مند ساخت و با فرستادن پیامبرانش پند داد و با نعمت خود، رشته منت بر گردنتان انداخت. پس خود را با پرستش او خوار دارید و حق اطاعتش را بگزارید[۶].[۷]

اقسام توحید

معنای توحید، یگانه دانستن خداست و همه یکتاپرستان، ذات خدا را یگانه می‌دانند اما در باب صفات و اعمال او چنین نیستند؛ ولی امام(ع) در نهج‌البلاغه، خدا را در ذات، صفات و افعال یگانه می‌داند و باید در عبادت هم او را به یگانگی عبادت کرد. در اینجا برخی از کلمات حضرت را می‌آوریم:

توحید ذاتی

توحید ذاتی به معنای نفی شریک، شبیه و جزء از ذات مقدس ربوبی است و در نگرش شیعی، کمترین رتبه شناخت، اعتراف است به اینکه خدایی جز او نیست، شبیه و مانند ندارد، قدیم و ثابت است و فاقد هیچ کمالی نیست[۸]. از این رو معانی دیگر توحید مانند توحید عددی، تجزیه‌پذیری و... پذیرفته نیست. امام علی(ع) در نفی دیدگاه توحید عددی می‌فرماید: «وَاحِدٌ لَا بِعَدَدٍ»[۹]؛ «یگانه است نه به شماره». یا در مورد دیگری می‌فرماید: «الْأَحَدِ بِلَا تَأْوِيلِ عَدَدٍ»[۱۰]؛ «یگانه است نه به معنای شماره».

واحد عددی که امام آن را از خداوند نفی می‌کند تکثر و تعددپذیر است. توضیح آن‌که «واحد» معانی گوناگونی دارد و مشترک لفظی است. گاه «واحد» به معنای پایه کثرت و شمارش است؛ یعنی پس از گفتن «واحد» شنونده منتظر شمارش افراد مشابه و هم‌سنخ آن است. خداوند مشابه و هم‌سنخ خود ندارد و از این روی حق‌تعالی از متصف شدن به واحدی که پایه شمارش قرار گیرد، منزه است. امام علی(ع) در این عبارت خداوند را «یک» می‌داند اما نه واحدی که پس از آن عدد ۲ و ۳ بیاید، بلکه مدلول «أحد» یعنی در وجود خداوند تالی و ثانی نیست و به هیچ روی کثرت ذهنی و خارجی ندارد و تمام کمالات در آن یگانه موجود است. امام(ع) خدا را یگانه‌ای می‌داند که تجزیه‌ناپذیر است و هرگونه تجزیه و تقسیمی[۱۱] را از ذات مقدس او نفی می‌کند و می‌فرماید: «وَ لَا تَنَالُهُ التَّجْزِئَةُ وَ التَّبْعِيضُ»[۱۲]؛ «نه جزء جزءاش توان کرد و نه پاره پاره‌اش».

و در مورد دیگری می‌فرماید: «نه جزئی دارد که به آن وصفش کنند و نه جوارح دارد و نه اعضاء و عرض و نه توانند بدین وصفش کنند که بگویند غیر از دیگران است و بعض است»[۱۳]. اگر چه خداوند در نگاه علی(ع) یکتاست اما یکتایی او با بزرگی و عظمتش منافاتی ندارد، بلکه یکتایی است که سراسر وجود را در بر گرفته است. وی با جمله‌ای زیبا، یکتایی همراه با عظمت خدا را چنین بیان می‌کند: «كُلُّ مُسَمًّى بِالْوَحْدَةِ غَيْرَهُ قَلِيلٌ»[۱۴]؛ «جز او هر چه را واحد نامند اندک است»[۱۵].

توحید صفاتی

همان‌گونه که ذات خدا یگانه است، صفات او نیز یکتا و بی‌مانند است. امیرمؤمنان(ع) می‌فرماید: «وَ كُلُّ عَزِيزٍ غَيْرَهُ ذَلِيلٌ، وَ كُلُّ قَوِيٍّ غَيْرَهُ ضَعِيفٌ، وَ كُلُّ مَالِكٍ غَيْرَهُ مَمْلُوكٌ، وَ كُلُّ عَالِمٍ غَيْرَهُ مُتَعَلِّمٌ، وَ كُلُّ قَادِرٍ غَيْرَهُ يَقْدِرُ وَ يَعْجَزُ»[۱۶]؛ «هر عزیزی جز او خوار است و هر نیرومندی جز او ناتوان و بی‌مقدار. هر مالکی جز او بنده است و هر عالمی دانش‌آموزنده، هر توانایی گاه بود که ناتوان است جز او (که توانا در هر حال و زمان است)». متن فوق تمامی اوصاف حق‌تعالی را ویژه او می‌داند و شریکی برای او قابل تصور نمی‌داند و این ترجمانی از آیه قرآن است که ﴿إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا[۱۷] و در واقع اگرچه در جمع مردم افراد عزیز و توانمند و... وجود دارد، اما نمی‌توان عزت و توانایی آنان را با خدا مقایسه کرد و اگر در مقام مقایسه برآییم، بی‌تردید تمامی توانمندان جهان در برابر او ناتوان‌اند و همه دانشمندان عالم در برابر حق، طفلان نوآموزند. چنین باوری به توحید، علم‌ساز است؛ زیرا انسان می‌کوشد بر دانسته‌های خویش بیفزاید و برای بهره‌مندی از دانش ناب، راهی جز راه الله نمی‌پیماید و این نوید قرآنی به همه پارسایان است که: ﴿وَاتَّقُوا اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ[۱۸].[۱۹]

توحید افعالی

مراد از توحید افعالی آن است که در جهان هستی هیچ کاری بدون اذن، اراده و مشیت الهی تحقق نمی‌یابد و البته این سخن با اختیار انسان منافات ندارد؛ زیرا براساس اراده الهی انسان مختار آفریده شده و در نگاه دیگر خداوند علت تمامی علت‌ها و مسبب تمامی اسباب‌هاست؛ چنان‌که سوزندگی آتش در ظاهر از آن آتش است، اما در حقیقت اثر ذات اقدس الهی است. برخی عبارات نهج‌البلاغه، توحید افعالی را می‌رساند، از آن جمله: «اللَّهُمَّ دَاحِيَ الْمَدْحُوَّاتِ وَ دَاعِمَ الْمَسْمُوكَاتِ وَ جَابِلَ الْقُلُوبِ عَلَى فِطْرَتِهَا شَقِيِّهَا وَ سَعِيدِهَا»؛ «بار خدایا، ای گستراننده زمین‌های گسترده، و نگاه‌دارنده آسمان‌های برافراشته و ای آفریننده دل‌ها بر پایه فطرت، چه بدبخت آن و چه خوشبخت آن»[۲۰].

یا در خطبه دیگری می‌فرماید: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي عَلَا بِحَوْلِهِ، وَ دَنَا بِطَوْلِهِ، مَانِحِ كُلِّ غَنِيمَةٍ وَ فَضْلٍ، وَ كَاشِفِ كُلِّ عَظِيمَةٍ وَ أَزْلٍ»[۲۱]؛ «سپاس خدایی را که علو مرتبه‌اش به خاطر قدرت و نزدیکی‌اش به مخلوقات به واسطه عطا و بخشش اوست، بخشنده هر فضل و فایدتی و زداینده هر بلا و سختی است». باور به توحید افعالی یعنی اعتقاد به یکتایی خداوند در آفرینش، تدبیر، روزی رساندن و... و آنان که با دقت به جهان می‌نگرند، یکتایی حق را در برپایی موجودات می‌یابند و هر موجودی جز خدا را معلول می‌شمارند[۲۲]. امام علی(ع) مردمان را به درنگی ژرف‌تر فرا خوانده می‌فرماید: اگر در عوالم اندیشه‌ات به سیر و گشت پردازی و به نهایت رسی، به این امر رهنمون شوی که آفریننده مورچه همان آفریننده نخل خرماست. به سبب دقت‌ها و ظرافت‌هایی که هر چیز را از چیز دیگری، جدا می‌کند و پیچیدگی اختلاف هر موجود زنده با دیگری، یکی درشت و کلان است و یکی نرم و لطیف. یکی سنگین است و یکی سبک. یکی نیرومند است و یکی ناتوان. در آفرینش، همه یکسان‌اند. خلقت آسمان و هوا و بادها و آب یکی است[۲۳].[۲۴]

توحید عبادی

عبادت یعنی خشوع، خضوع و فروتنی در برابر معبود و انسان موحد در مکتب علی(ع) تنها خدا را شایسته پرستش می‌داند و عبادت هیچ کس و هیچ چیز را نمی‌پذیرد. موحد واقعی نه تنها عبادت را به خدا منحصر می‌داند، بلکه اطاعت از قدرت گونه‌های معارض خداوند را شرک می‌شمرد: ﴿وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ[۲۵]. در نهج‌البلاغه هدف نهایی از بعثت پیامبر(ص) توحید عبادی شمرده شده که ثمره آن ترک عبادت و فرمان‌برداری از بتان و شیاطین است: «پس خدا، محمد(ص) را به راستی برانگیخت تا بندگانش را از پرستش بتان برون آرد و به عبادت او وادارد و از پیروی شیطان برهاند و به اطاعت خدا کشاند»[۲۶]. از سویی پیروی گروهی از گروه دیگر اقتضای زندگی جمعی است و در دیدگاه واقع‌نگر علی(ع) نیز چنین اطاعتی پذیرفته است؛ اما تنها در محدوده اطاعت پروردگار و هرگاه پیروی از مخلوق به ارتکاب معصیت خالق بینجامد، چنین اطاعتی پذیرفتنی نیست. امام(ع) می‌فرماید: «فرمان‌برداری مخلوق سزاوار نیست جایی که نافرمانی خدا در آن باشد»[۲۷].[۲۸]

منابع

پانویس

  1. «أَوَّلُ الدِّينِ مَعْرِفَتُهُ وَ كَمَالُ مَعْرِفَتِهِ التَّصْدِيقُ بِهِ وَ كَمَالُ التَّصْدِيقِ بِهِ تَوْحِيدُهُ»؛ نهج البلاغه، خطبه ۱.
  2. «كُلُّ مُسمًّى بِالْوَحْدَةِ غَيْرَهُ قَلِيلٌ وَ كُلُّ عَزِيزٍ غَيْرَهُ ذَلِيلٌ وَ كُلُّ قَوِيٍّ غَيْرَهُ ضَعِيفٌ وَ كُلُّ مَالِكٍ غَيْرَهُ مَمْلُوكٌ وَ كُلُّ عَالِمٍ غَيْرَهُ مُتَعَلِّمٌ وَ كُلُّ قَادِرٍ غَيْرَهُ يَقْدِرُ»؛ نهج البلاغه، خطبه ۶۵.
  3. «الْأَحَدِ بِلَا تَأْوِيلِ عَدَدٍ»؛ نهج البلاغه، خطبه ۱۵۲.
  4. «كَمَالُ التَّصْدِيقِ بِهِ تَوْحِيدُهُ وَ كَمَالُ تَوْحِيدِهِ الْإِخْلَاصُ لَهُ وَ كَمَالُ الْإِخْلَاصِ لَهُ نَفْيُ الصِّفَاتِ عَنْهُ لِشَهَادَةِ كُلِّ صِفَةٍ أَنَّهَا غَيْرُ الْمَوْصُوفِ»؛ نهج البلاغه، خطبه ۱.
  5. «وَ اعْلَمْ يَا بُنَيَّ أَنَّهُ لَوْ كَانَ لِرَبِّكَ شَرِيكٌ لَأَتَتْكَ رُسُلُهُ وَ لَرَأَيْتَ آثَارَ مُلْكِهِ وَ سُلْطَانِهِ وَ لَعَرَفْتَ أَفْعَالَهُ وَ صِفَاتِهِ»؛ نهج البلاغه، نامه ۳۱.
  6. «فَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي نَفَعَكُمْ بِمَوْعِظَتِهِ وَ وَعَظَكُمْ بِرِسَالَتِهِ وَ امْتَنَّ عَلَيْكُمْ بِنِعْمَتِهِ فَعَبِّدُوا أَنْفُسَكُمْ لِعِبَادَتِهِ وَ اخْرُجُوا إِلَيْهِ مِنْ حَقِّ طَاعَتِهِ»؛ نهج البلاغه، خطبه ۱۹۸.
  7. دین‌پرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۱، ص۲۱۸ ـ ۲۲۰.
  8. الکافی، ج۱، ص۱۱۵، باب أدنی المعرفة.
  9. نهج‌البلاغه، خطبه ۱۸۵.
  10. نهج‌البلاغه، خطبه ۱۵۲.
  11. تقسیم، اقسام مختلفی دارد: تقسیم خارجی نظیر تقسیم انسان به بدن و روح، تقسیم عقلی نظیر تقسیم انسان به حیوان و ناطق و تقسیم و همی مانند تقسیم انسان به دو نیمه، تمامی گونه‌های تقسیم از ذات الهی منتفی شمرده شده است. ر.ک: دانش‌نامه امام علی(ع)، ج۲، ص۵۰.
  12. نهج‌البلاغه، خطبه ۸۵.
  13. نهج‌البلاغه، خطبه ۱۷۹.
  14. نهج‌البلاغه، خطبه ۶۵.
  15. غلامعلی، احمد، شناخت‌نامه نهج البلاغه، ص ۱۵۱.
  16. نهج‌البلاغه، خطبه ۶۵.
  17. «بی‌گمان عزّت همه از آن خداوند است» سوره نساء، آیه ۱۳۹.
  18. «و از خداوند پروا کنید؛ و خداوند به شما آموزش می‌دهد» سوره بقره، آیه ۲۸۲.
  19. غلامعلی، احمد، شناخت‌نامه نهج البلاغه، ص ۱۵۳.
  20. نهج‌البلاغه، ترجمه انصاریان، خطبه ۷۲.
  21. نهج‌البلاغه، خطبه ۸۳.
  22. نهج‌البلاغه، خطبه ۱۸۶.
  23. نهج‌البلاغه، خطبه ۱۸۵. برای توضیحات بیشتر ر.ک: تصنیف نهج البلاغة، لبیب بیضون، ص۷۳.
  24. غلامعلی، احمد، شناخت‌نامه نهج البلاغه، ص ۱۵۴.
  25. «و شیطان‌ها بی‌گمان در یاران خویش می‌دمند که با شما چالش ورزند و اگر از آنان فرمانبرداری کنید به یقین مشرک خواهید بود» سوره انعام، آیه ۱۲۱.
  26. نهج‌البلاغه، خطبه ۱۴۷.
  27. نهج‌البلاغه، حکمت ۱۶۵.
  28. غلامعلی، احمد، شناخت‌نامه نهج البلاغه، ص ۱۵۵.