امام حسین و امام مهدی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(تغییرمسیر از حسین و مهدی)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

متن این جستار آزمایشی است، امید می رود در آینده نه چندان دور آماده شود.

این مدخل مرتبط با مباحث پیرامون امام مهدی(ع) است. "امام مهدی" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل امام مهدی (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

مقدمه

  • این دو امام بزرگوار، ارتباط‍‌ بسیار نزدیکی باهم دارند که به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنیم: مهدی (ع)، فرزند حسین (ع)[۱] و خونخواه اوست[۲]. نخستین کلامش، یاد حسین (ع) است[۳]. شعار او، فریاد خونخواهی حسین (ع) است[۴].
  • در القاب "ثار الله"، "وتر الموتور" و "طرید الشرید" هر دو شریکند[۵]. با فضیلت‌ترین اعمال شب ولادت حضرت مهدی (ع)، زیارت امام حسین (ع) است[۶]. امام حسین (ع) از مکه به کوفه رفت و حضرت مهدی (ع) نیز از مکه به کوفه خواهد رفت و مقرر حکومت خود را در کوفه قرار خواهد داد[۷]. فرشته‌هایی که به یاری امام حسین (ع) آمدند، از یاوران حضرت مهدی (ع) هستند[۸] و امام حسین (ع) در عصر ظهور حضرت مهدی (ع)، نخستین کسی است که رجعت می‌کند[۹]. هر دو امام در هدف مشترکند. امام باقر (ع) می‌فرماید: "هنگامی که قائم قیام کند، هرآینه باطل از بین می‌رود"[۱۰] و هدف امام حسین (ع) نیز در زیارت اربعین آمده است: "خون خود را تقدیم تو کرد، تا انسان‌ها را از نادانی و گمراهی رهایی بخشد"[۱۱].
  • زمانه آن دو در انحراف فکری، فساد اجتماعی، رواج بی‌دینی و بدعت در سطح جهانی، مشابه یکدیگر است. یاران هر دو، از معرفت، محبت و اطاعت نسبت به امام خود برخوردارند[۱۲]. هردو سازش‌ناپذیرند. امام حسین (ع) در ردّ درخواست یزید با بیعت، با قاطعیت می‌گوید: "مِثْلِي لَا يُبَايِعُ مِثْلَهُ‏"[۱۳]. حضرت مهدی (ع) نیز با هیچ‌کس سر سازش ندارد، امام باقر و صادق (ع) می‌فرمایند: "لَيْسَ شَأْنُهُ إِلَّا السَّيْفَ"[۱۴]؛ او فقط‍‌ شمشیر را می‌شناسد و "يَقْتُلُ أَعْدَاءَ اللَّهِ حَتَّى يَرْضَى اللَّهُ"[۱۵]؛ دشمنان خدا را می‌کشد تا خدا راضی گردد. نسبت به شهادت حسین (ع)[۱۶] و غیبت و ظهور حضرت مهدی (ع)[۱۷] پیشگویی شده است. زیارت ناحیه مقدسه، سوگنامه امام زمان (ع) در رثای حسین (ع) است[۱۸]. و اما داستانی از حواله کردن حضرت، شیعیان را به امام حسین (ع)؛ "سرور" که از کودکی گنگ بود و قدرت سخن گفتن نداشت، سیزده یا چهارده ساله بود که پدرش دست او را گرفت و نزد سوّمین سفیر خاصّ‌، جناب حسین بن روح آورد و از او درخواست کرد که از حضرت مهدی (ع) تقاضا کند که خود آن گرامی، شفای زبان او را از خدا بخواهد. جناب حسین بن روح پس از اندکی به آنان گفت: حضرت مهدی (ع) به شما دستور داده است که به مرقد مطهر امام حسین (ع) بروید.
  • آن جوان گنگ را پدرش به همراه عمویش به کربلا آوردند و پس از زیارت مرقد منوّر پیشوای شهیدان، پدر و عمویش او را بنام صدا کردند و گفتند: "سُرور!" که به ناگاه با زبانی فصیح و گشاده گفت: "لبیک!"
  • پدرش گفت: "پسرم! سخن گفتی‌؟"
  • سُرور گفت: "آری! پدر جان!"[۱۹][۲۰].

پرسش‌های وابسته

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

Icon4.png با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. منتخب الاثر، ص ۱۴۰-۱۳۹ و ۲۵۴-۲۶۴.
  2. بحار الانوار، ج ۱۰، ص ۱۵۰.
  3. الزام الناصب، ج ۲، ص ۲۸۲.
  4. نجم الثاقب، ص ۴۶۹.
  5. کمال الدین، ج ۱، ص ۳۱۸؛ مفاتیح الجنان، زیارت صاحب الامر.
  6. مفاتیح الجنان، اعمال شب نیمه شعبان.
  7. بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۲۲۵.
  8. بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۲۸۵.
  9. بحار الانوار، ج ۵۳، ص ۶۲.
  10. کافی، ج ۸، ص ۲۷۸.
  11. مفاتیح الجنان، زیارت اربعین.
  12. بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۰۸ و ۳۸۶.
  13. بحار الانوار، ج ۴۴، ص ۳۲۵.
  14. کمال الدین، ج ۱، ص ۳۳۱.
  15. غیبة طوسی، ص ۳۲.
  16. بحار الانوار، ج ۴۱، ص ۲۹۵.
  17. منتخب الاثر، ص ۶۲۹.
  18. بحار الانوار، ج ۹۸، ص ۲۶۹.
  19. غیبة طوسی، ص ۱۸۸؛ بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۳۲۳.
  20. تونه‌ای، مجتبی، موعودنامه، ص۲۷۹.