صلح امام حسن مجتبی در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی
صلح تحمیلی با معاویه
امیرالمؤمنین(ع) پس از جنگ صفین و جریان حکمیت، پس از آنکه معاویة بن ابی سفیان گروههایی را برای تجاوز به عراق و یمن اعزام کرد[۱]، سپاهی را برای جنگ با معاویه آماده کرده بود، اما ایشان پیش از حرکت به شهادت رسید. پس از بیعت مردم با امام حسن(ع)، آن حضرت وقتی باخبر شد معاویه به سوی عراق در حرکت است، سپاهی که پدر ایشان سازماندهی کرده بود را بسیج کرد[۲] و برای مقابله با معاویه آماده جنگ شد[۳]. منطقه «مسکن» عراق آوردگاه دو سپاه بود[۴]. معاویه پیش از آغاز جنگ پیشنهاد صلح را مطرح و همزمان اقدام به فریب دادن سپاه امام حسن(ع) کرد. مغیرة بن شعبه و عبدالله بن عامر از سوی معاویه برای گفتگو به اردوگاه امام حسن(ع) آمدند. پس از خروج آنان از میان سپاه، عوامل معاویه در میان مردم شایع کردند که حسن بن علی(ع) گرایش به صلح دارد[۵]. به نقل برخی از منابع، معاویه صفحهای سفید و مهرشده برای حضرت فرستاد تا هر شرطی که میخواهد در آن بنویسد[۶]. با وجود وفاداری بزرگانی چون قیس بن سعد و حجر بن عدی[۷]، عدهای از فرماندهان عافیت مطلب به امام حسن(ع) خیانت کردند[۸]، از جمله عبید الله بن عباس که پس از دیدار با عبدالرحمن بن سمره، نماینده معاویه شبانه خود را با تعدادی دیگر از افراد، تسلیم سپاه معاویه کرد و اقدام وی زمینه از هم پاشیدن دیگر نیروها را فراهم کرد[۹].
امام حسن(ع) که شرایط را برای جنگ نامساعد دید، با مردم سخن گفت و با اشاره به تغییر روحیه آنان ابراز کرد آنان در وقت رفتن به جنگ صفین، دینشان مقدم بر دنیاشان بود؛ ولی امروز دنیای آنان مقدم بر دینشان است و پیشنهاد کرد در صورت آماده بودن آنان برای نبرد پیشنهاد معاویه را رد میکند و خواهد جنگید و در صورت مخالفت با جنگ، صلح را خواهد پذیرفت که مردم با شعار الْبَقِيَّةَ الْبَقِيَّةَ درخواست پذیرش صلح کردند[۱۰]. در این جریان گروهی از خوارج همراه با سپاه حضرت به خیمه ایشان هجوم بردند و آن را غارت کردند و یکی از خوارج، امام حسن(ع) را با خنجر زخمی کرد[۱۱]. در مجموع بیرغبتی و سستی مردم در جنگ با سپاه شام، حفظ نخبگان شیعی و حضور خوارج در سپاه امام حسن(ع)[۱۲] و استفاده معاویه از زر، زور و تزویر، ضعف بینش عمومی سپاهیان امام حسن(ع) و آمیخته شدن ایمان به انگیزههای مادی[۱۳] از علتهای پذیرش صلح تحمیلی بود.
امام خمینی نیز حیلهگری و خیانت برخی از همراهان امام حسن(ع) را از علتهای صلح تحمیلی دانسته است[۱۴]، تا جایی که برخی از سپاهیان در برابر آن حضرت ایستادند و برخی حتی به آزار و اذیت ایشان روی آوردند و به غارت خیمه امام(ع) پرداختند و با دشمن ارتباط برقرار و توطئههای زیادی را علیه ایشان طراحی و برنامهریزی کردند[۱۵]. ایشان ادامه تفکر خوارج و مقدسان نهروان را که برای علی(ع) آن همه مشکل درست کردند، از موجبات صلح تحمیلی امام حسن(ع) خوانده و افزوده است که در صورت آگاهی و استقامت یاران، امام حسن(ع) گرفتار آن مصائب نمیشد و قضایای کربلا پیش نمیآمد[۱۶].
امام حسن(ع) برای مصالح اسلام و مسلمانان شرایطی را در پیمان صلح گنجانید[۱۷]؛ از جمله شرایط آن بود که معاویه بر اساس کتاب خدا، سنت پیامبر(ص) و روش خلفای اولیه رفتار کند و کسی را برای جانشینی خود معین نکند و شیعیان و اصحاب علی(ع) بر جان و مال خود و خانواده خود ایمن باشند و معاویه علیه آن حضرت و برادرش حسین(ع) و دیگر اهل بیت(ع) هیچ دسیسهای به کار نبرد و به آنان آزاری نرساند[۱۸] و همچنین معاویه خود را «امیرالمؤمنین» نخواند[۱۹]؛ ولی معاویه به هیچ یک از پیمانهای خود وفادار نماند[۲۰] و چنان که امام خمینی با توجه به منابع تاریخی[۲۱] یادآور شده است، معاویه پس از قرارداد صلح در کوفه بر منبر رفت و همه پیمانهایی را که در صلح با امام حسن(ع) متعهد شده بود، زیر پا گذاشت[۲۲]. در عین حال ایشان یادآور شده است این صلح، با همه تلخیهای آن ثمربخش و مثبت بود و امام حسن(ع) با رفتار حساب شده و پذیرش صلح، معاویه را رسوا ساخت و به همان میزان که قیام و شهادت امام حسین(ع) در رسوا ساختن بنی امیه و یزید مؤثر بود، صلح امام حسن(ع) نیز در رسوایی معاویه نقش داشت[۲۳].[۲۴]
الگوی جنگ و صلح
امام خمینی تأکید کرده است که علمای بزرگ وظیفه دارند در مبارزه با فساد و ستم، راه ائمه(ع) از جمله امام حسن(ع) را دنبال کنند[۲۵]. ایشان در دوران جنگ تحمیلی عراق علیه ایران (۱۳۵۹ - ۱۳۶۷) با بیان دشواریهای برخاسته از جنگ، به مردم سفارش کرد از زندگی امیرالمؤمنین(ع) و امام مجتبی(ع) عبرت بگیرند و در راه خدا مقاومت کنند[۲۶]. اگر برخی مدعیان اسلام در زمان امام علی(ع) از آن حضرت جانبداری میکردند، چه بسا آن صلح تحمیلی در زمان امام حسن(ع) و کشتن و اسارت خاندان پیامبر(ص) در زمان امام حسین(ع) پیش نمیآمد[۲۷]. ایشان با اشاره به شهادت محمدعلی رجایی رئیس جمهور و محمدرضا باهنر نخست وزیر به دست سازمان مجاهدین خلق در هشتم شهریوره ۱۳۶ اعلام کرد که شهدای صدر اسلام مانند علی بن ابی طالب(ع) و حسن بن علی(ع) و دیگر ائمه(ع) برتر از شهدای زمان کنونی بودند و آنان عمر خود را برای حفاظت از اسلام به کار بردند و همه چنین وظیفهای دارند[۲۸]. ایشان مقاومتها و خدمتهای امام حسن(ع) به اسلام را الگوی مردم ایران شمرده و یادآور شده است آن حضرت با خدمت بزرگ خود دولت ستمگر اموی را رسوا ساخت و اسلام را زنده کرد[۲۹].
امام خمینی از سوی دیگر، برای دلداری به آن عده از فرماندهان دفاع مقدس که از نرسیدن به همه اهداف خود در جنگ تحمیلی از جمله در عملیات بدر در اسفند ۱۳۶۳، در هورالهویزه[۳۰] ناراحت بودند، به آنان توصیه کرد صبر پیشه کنند و با اشاره به سیره ائمه(ع) از جمله امام حسن(ع) و امام حسین(ع) یادآور شد ائمه معصوم(ع) نیز گاه در رسیدن به مقاصد خود موفق نبودند؛ اما کار برای خدا شکست ندارد[۳۱]. از سوی دیگر، در اوج دفاع مردم ایران علیه متجاوزان بعثی، برخی به امام خمینی سفارش میکردند با رژیم متجاوز عراق صلح کند؛ ولی ایشان این سازش را به مصلحت نمیدید و پیشنهاد صلح با صدام حسین را مانند صلح امام حسن(ع)، صلحی تحمیلی از جانب مقدسان میدانست و معتقد بود چنانکه معاویه برسر پیمان خود با امام حسن(ع) نماند[۳۲]، صدام حسین نیز بر عهد خود وفادار نخواهد ماند و پاره کردن قرارداد صلح ایران با عراق معروف به «قرارداد الجزایر» به وسیله او را شاهد آن شمرد[۳۳]. با این حال، ایشان در سال ۱۳۶۷ با پدید آمدن شرایط ناگوار در جنگ تحمیلی، قطعنامه ۵۹۸ و آتش بس را پذیرفت و تلخی این اقدام در کام خود را همانند تلخی نوشیدن جام زهر شمرد. ایشان پس از پذیرش قطعنامه با اشاره به صلح پیامبر(ص) با مشرکان قریش در حدیبیه[۳۴] خاطرنشان کرد پیامبر(ص) و ائمه معصوم(ع) نیز مأمور به انجام تکلیف بودند، نه به نتیجه، و پذیرش صلح نیز به معنای عقبنشینی از مواضع اصولی نیست[۳۵].
امام حسن(ع) پس از صلح با وجود درخواست عدهای از شیعیان برای اقامت در کوفه به مدینه بازگشت[۳۶] و سفرهایی نیز به مکه[۳۷] و شام[۳۸] داشت. جایگاه اجتماعی و مرجعیت علمی ایشان سبب شده بود که صبح و عصر در مسجد پیامبر(ص) مینشست و با مردم گفتگو میکرد[۳۹] و به پرسشهای آنان پاسخ میداد[۴۰].
امام حسن(ع) که برادر خود امام حسین(ع) را به عنوان امام پس از خود معرفی کرده بود[۴۱]، بنا به مشهور، در ۲۸ صفر سال ۵۰ ق[۴۲]یا در صفر ۴۹ ق[۴۳] با توطئه و تحریک معاویه به دست همسر خود به شهادت رسید[۴۴]و مردم مدینه بر شهادت وی گریستند[۴۵]. امام حسن(ع) سفارش کرده بود وی را نزد جدش پیامبر اکرم(ص) به خاک بسپارند که بنیامیه به رهبری مروان بن حکم و به گزارشی به دستور عایشه، ام المؤمنین از آن جلوگیری کردند[۴۶] و به گزارش دیگر به رغم اجازه عایشه، مروان و دیگر بنیامیه با پوشیدن سلاح از آن جلوگیری کردند[۴۷]؛ از اینرو ایشان در قبرستان بقیع[۴۸]، در کنار مادربزرگ خود فاطمه بنت اسد در مقبره بنیهاشم به خاک سپرده شد[۴۹].
برخی، فرزندان امام حسن(ع) را پانزده تن و برخی شانزده تن ذکر کردهاند[۵۰]. عبدالعظیم حسنی(ع) مدفون در شهر ری از نوادگان ایشان است[۵۱] و امام خمینی به زیارت این امامزاده عظیم الشأن رفته است[۵۲]. بخشی از آثار معنوی به جای مانده از امام حسن(ع) در حوزه عقاید و کلام، اخلاق و ارزشها و احکام دینی و سنت و سیره پیامبر(ص) و امام علی(ع) در مسند الإمام المجتبی(ع)، تألیف عزیزالله عطاردی، موسوعة کلمات الامام الحسن(ع)، پژوهشکده باقرالعلوم و صلح امام حسن(ع) راضی آل یاسین و حیاة الامام الحسن بن علی، باقر شریف قرشی ثبت شده است. قبر آن حضرت در قرنهای بعد دارای بارگاه و خادم و وسایل پذیرایی از زوار گردید[۵۳]؛ اما در سال ۱۳۴۴ق/۱۳۰۵ ش، به دست وهابیان حاکم بر عربستان ویران شد[۵۴]. امام خمینی نفهمی و کجروی را از انگیزههای این جنایت شمرده است[۵۵].[۵۶]
منابع
پانویس
- ↑ ثقفی کوفی، ابراهیم بن محمد، الغارات، ج۲، ص۲۸۸، ۳۰۷ - ۳۰۸، ۳۲۰ و ۳۴۴؛ ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۳۸۳.
- ↑ ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۴۰۳.
- ↑ مسعودی، علی بن حسین، اثبات الوصیه، ص۱۵۸ - ۱۵۹؛ اصفهانی، ابوالفرج، مقاتل الطالبیین، ص۶۹-۷۰؛ مفید، محمد بن محمد، الارشاد، ج۲، ص۱۰، ۱۱.
- ↑ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۱۵۹.
- ↑ یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۲۱۵؛ مفید، محمد بن محمد، الارشاد، ج۲، ص۹.
- ↑ بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۳، ص۴۱.
- ↑ امین، سیدمحسن، اعیان الشیعه، ج۱، ص۵۲۷ و ۵۶۸.
- ↑ مسعودی، علی بن حسین، اثبات الوصیه، ص۱۵۸ - ۱۵۹؛ اصفهانی، ابوالفرج، مقاتل الطالبیین، ص۷۳-۷۴؛ اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمة، ج۲، ص۱۶۲- ۱۶۳.
- ↑ بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۳، ص۳۷ – ۳۸.
- ↑ ابن عساکر، علی بن حسن، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۳، ص۲۶۸؛ ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۴۰۶.
- ↑ اصفهانی، ابوالفرج، مقاتل الطالبیین، ص۷۲؛ مفید، محمد بن محمد، الارشاد، ج۲، ص۱۱-۱۲.
- ↑ احمدی، حمید، حیات و سیره امامان(ع)، امام حسن(ع)، ص۳۷-۳۸.
- ↑ خامنهای، سیدعلی، انسان ۲۵۰ ساله، ص۱۴۴ و۱۶۰.
- ↑ امام خمینی، صحیفه امام، ج۲۰، ص۱۱۹.
- ↑ امام خمینی، صحیفه امام، ج۹، ص۳۰.
- ↑ امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۸، ص۴۱۹.
- ↑ اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمة، ج۲، ص۱۳۸.
- ↑ ابن اعثم کوفی، احمد، الفتوح، ج۴، ص۲۹۰-۲۹۱ و ۲۹۴؛ اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمة، ج۲، ص۱۶۴.
- ↑ صدوق، محمد بن علی، علل الشرایع، ج۱، ص۲۱۲.
- ↑ بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۳، ص۴۸؛ اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمة، ج۲، ص۱۶۴-۱۶۵.
- ↑ ابن ابی الحدید، عبدالحمید، شرح نهج البلاغه، ج۱۶، ص۴۶؛ آل یاسین، راضی، صلح امام حسن(ع)، پرشکوهترین نرمش قهرمانانه تاریخ، ترجمه سیدعلی خامنهای، ص۱۸ و ۳۸۸.
- ↑ امام خمینی، صحیفه امام، ج۲۰، ص۱۱۹.
- ↑ امام خمینی، صحیفه امام، ج۲، ص۳۷۱؛ ج۱۶، ص۸۷.
- ↑ رضوی، سید عباس، مقاله «حسن بن علی»، دانشنامه امام خمینی ج۴، ص۴۳۷.
- ↑ امام خمینی، صحیفه امام، ج۲، ص۳۷۱.
- ↑ امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۵، ص۱۳۵.
- ↑ امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۸، ص۴۰۹.
- ↑ امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۵، ص۱۳۵.
- ↑ امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۶، ص۸۷.
- ↑ درودیان، محمد، آغاز تا پایان، بررسی وقائع سیاسی - نظامی جنگ در زمینهسازی تهاجم عراق تا آتشبس تهران، ص۱۰۲ - ۱۱۶؛ روزنامه اطلاعات، ۷/۱۰/۱۳۹۰ ش، ص۱۱.
- ↑ امام خمینی، صحیفه امام، ج۲۱، ص۶۷۸.
- ↑ امام خمینی، صحیفه امام، ج۲۰، ص۱۱۸- ۱۱۹.
- ↑ امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۸، ص۳۲۲.
- ↑ مفید، محمد بن محمد، الارشاد، ج۱، ص۱۲۱؛ آل یاسین، راضی، صلح امام حسن(ع)، پرشکوهترین نرمش قهرمانانه تاریخ، ترجمه سیدعلی خامنهای، ص۱۷.
- ↑ امام خمینی، صحیفه امام، ج۲۱، ص۲۸۵ – ۲۸۴.
- ↑ ابن ابی الحدید، عبدالحمید، شرح نهج البلاغه، ج۱۶، ص۱۶.
- ↑ ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، ج۸، ص۳۷؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۴۳، ص۳۳۱.
- ↑ ابن شهرآشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب، ج۴، ص۱۸.
- ↑ ابن سعد، ج۱، ص۲۹۷- ۲۹۸؛ بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۳، ص۲۱؛ ابن عساکر، علی بن حسن، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۳، ص۲۴۱.
- ↑ ابن صباغ مالکی، الفصول المهمة، ج۲، ص۷۰۲.
- ↑ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۴۴، ص۱۷۴.
- ↑ مفید، محمد بن محمد، الارشاد، ج۲، ص۱۵؛ ابن شهرآشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب، ج۴، ص۲۹.
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۴۶۱.
- ↑ ابن شهرآشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب، ج۴، ص۴۲؛ ابن صباغ مالکی، الفصول المهمة، ج۲، ص۷۳۶.
- ↑ حاکم نیشابوری، محمد، المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۷۳.
- ↑ اصفهانی، ابوالفرج، مقاتل الطالبیین، ص۸۱-۸۲؛ بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۳، ص۶۲؛ ابن شهرآشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب، ج۴، ص۴۴.
- ↑ اصفهانی، ابوالفرج، مقاتل الطالبیین، ص۸۲-۸۳.
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۳۰۲؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۴۴، ص۱۷۴.
- ↑ مفید، محمد بن محمد، الارشاد، ج۲، ص۱۸-۱۹.
- ↑ مفید، محمد بن محمد، الارشاد، ج۲، ص۲۰؛ طبرسی، فضل بن حسن، إعلام الوری، ج۱، ص۴۱۶.
- ↑ شریف رازی، محمد، اختران فروزان ری و طهران یا تذکرة المقابر فی احوال المفاخر، ص۱۹-۲۰.
- ↑ توکلی بینا، ابوالفضل، دیدار در نوفل لوشاتو؛ خاطرات سیاسی - اجتماعی ابوالفضل توکلی بینا، به کوشش فرامرز شعاع حسینی، ص۲۹۸ -۲۹۹.
- ↑ نجمی، محمد صادق، تاریخ حرم ائمه بقیع(ع) و آثار دیگر در مدینه منوره، ص۸۸-۱۰۱.
- ↑ دخیل، علی محمد علی، ائمّتنا، ج۱، ص۱۰۱.
- ↑ امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۸، ص۱۷۵.
- ↑ رضوی، سید عباس، مقاله «حسن بن علی»، دانشنامه امام خمینی ج۴، ص۴۳۸.