مدیریت در معارف و سیره علوی
قلمرو دین در عرصه مدیریت
در این که امام علی(ع) در عرصه «مدیریت» ایراد سخن فرموده و مدیران خود را از روشها، اصول و سفارشهای مدیریتی آگاه ساخته است، تردیدی نیست. پرسش اصلی در این مقال این است که گستره حضور سنت علوی در عرصه مدیریت چقدر است؟ آیا حضرت به تمام زوایای مدیریت، یعنی رهبری، برنامهریزی، نظارت و... پرداخته است؟ پیش از پاسخ به این پرسش، نگارش چند جمله درباره چیستی مدیریت ضرورت دارد.
نظریهپردازان مدیریت، تعریفهای گوناگونی برای دانش مدیریت ارائه کردهاند؛ تعاریفی که از رویکردها و رهیافتهای متفاوت حکایت دارند؛ از جمله:
- مدیریت عبارت است از عملیات برای حصول هدف یا هدفهای از پیش تعیینشده، از طریق هدایت و تلفیق مساعی افراد[۱].
- مدیریت علمی، مجموعهای از قانونها، دستورها و اصول مشخص شناخته شده است که پیامدهای شگفتی به ارمغان میآورد. هدف اصلی مدیریت، به دست آوردن بیشترین نیک فرجامی برای کارفرما، همراه با بیشترین نیک فرجامی برای هر یک از کارگران است[۲]. امروزه شاهد نظریهپردازیهای فراوان در دانش مدیریت هستیم. مکاتب گوناگون کلاسیک و نظریههای جدید مدیریت، زاییده این نظریهها است. مکتب مایولیسم، مکتب روابط انسانی، نظریه ماری پارکر فالت، نظریه چستر بارنارد، نظریه هربت سایمون و نظریه سیستمها[۳] که در اهداف اصلی سازمان، از قبیل رشد تولید، سود بیشتر، بهرهبری حداکثر از ماشین و انسان، ارزش نهادن به انسان و نیازها و روابط انسانی و همسنگ ندانستن انسان با ماشین، با یکدیگر اختلاف دارند، نظامهای مدیریت علمی را متفاوت ساختهاند. با صرف نظر از این اختلافها، مسلم است که مدیریت جدید از ارکان برنامهریزی، تصمیمگیری، سازماندهی، هماهنگی، ارتباطات، انگیزش، رهبری، نظارت، اهداف سازمانی و اخلاق کارگزاران و مدیران شکل گرفته است[۴].
با تتبع در سخنان حضرت علی(ع) در بحث قلمرو دین در عرصه مدیریت، میتوان نکات ذیل را به دست آورد:
- بر اهل فن پوشیده نیست که انسانشناسی و جهانشناسی بر مدیریت تأثیر میگذارد و دانش مدیریت از نظریههای آن علوم، مصرف میکند. با توجه به اینکه در سنت علوی، مباحث انسانشناسی و جهانشناسی بیان شده میتوان از مدیریت علوی سخن به میان آورد.
- سنت علوی مشتمل بر اهداف نهایی، متوسط و ابتدایی است که در تعیین اهداف مدیریت نقش بسزایی دارد.
- اخلاق کارگزاران و ویژگیهای رهبری نیز که از مهمترین ارکان مدیریت است، در سنت علوی یافت میشود و امیرمؤمنان به صورت حداکثری به این مباحث پرداخته است؛ چنانکه از آفات، آسیبها و کاستیهای مدیریت نیز فراوان سخن گفته است.
- سفارش حضرت به سایر اصول و ارکان مدیریت، مانند نظارت، برنامهریزی ارتباطات و کنترل نیز در خطبهها، نامهها و حکمتها بر بالندگی مدیریت علوی افزوده است.
با توجه به مطالب پیشین نباید از این نکته مهم غافل بود که سنت و سیره علوی نافی روشهای علمی در زمینههای برنامهریزی، نظارت، ارتباطات، کنترل سازماندهی و هماهنگی نیست؛ یعنی با روشهای تجربی و عقلانی باید بر تقویت مدیریت علوی افزود. چکیده سخن آنکه، سخنان مولای متقیان از مباحث مدیریت بیگانه نیست؛ چنانکه روشهای دیگر عقلی و تجربی را در این عرصه طرد نمیکند.
بنابراین مدیریت، افزون بر استفاده از روش علمی، نگرش نظاممند و بهکارگیری قواعد و نظریههای علوم گوناگون از جمله فیزیک، روانشناسی، جامعهشناسی، زیستشناسی، اقتصاد و ریاضیات، از مبانی انسانشناسی، جهانشناسی، وظیفهشناسی و هدفشناسی علوی نیز مدد میگیرد.
نظارت در مدیریت
«نظارت»، از ارکان مهم مدیریت علمی است که در تصمیمگیری و رهبری نقش مهمی ایفا میکند. امام علی(ع) در سخنان خود به نظارت فراگیر بر امور کارگزاران تأکید و بر همین اساس، با فرماندار آذربایجان (مصقله بن هبیره)[۵] برخورد میکند و درباره محمد بن ابی بکر، والی مصر، تصمیم به جابهجایی میگیرد[۶]. عمرو بن ابی سلمه، استاندار بحرین و فارس را نیز برای شرکت در جنگ صفین منتقل میکند و نعمان بن عجلان را به جای وی میگمارد[۷]. امام، به زیاد بن ابیه بارها تذکر میدهد[۸] یا کمیل بن زیاد، فرماندار شهر هیت را سرزنش[۹]، و منذر بن جارود را به دلیل خیانت مالی عزل میکند[۱۰]. تمام این رفتارها و تصمیمهای مدیریتی از اصل نظارت علوی سرچشمه گرفته است. تشویق مدیران و کارگزاران لایق و شایسته، مانند تشویق سعد بن مسعود فرماندار مدائن، نیز زاییده اصل نظارت است.
حضرت در نامه خویش به مالک اشتر نیز بر اصول نظارت، تنبیه و تشویق تأکید فراوان دارد[۱۱].
اخلاق مدیران و کارگزاران
علی بن ابی طالب(ع) در سراسر حکومتداری و ولایتمداری خویش، به بیان ویژگیها و اخلاق مدیران و کارگزاران پرداخته است و زمامداران را به این اوصاف سفارش میکند. برای نمونه میتوان به موارد ذیل اشاره کرد: ادای امانت الهی، سازگاری گفتار و کردار، نرم بودن با مردم و بیاعتنایی نکردن، دروغ نگفتن، مهربان و نرمخو و گشادهرو بودن، وفاداری به حقوق مردم و مستمندان، امانت داری، پرهیز از خودبزرگبینی و سرکشی، حفظ جایگاه اصلی عقل، ترس از خدا در اسرار و اعمال پنهانی، اطاعت الهی و عمل کردن مطابق کتاب و سنت، بزرگ شمردن خداوند، رام کردن نفس، خدامحوری و تقواگرایی، رعایت عدل و انصاف، مردمگرایی، تواضع و فروتنی، رعایت تساوی و عدالت رفتاری[۱۲]، شناخت و آگاهی کامل از راه و هدف، ایمان کامل به هدف، محتوا و برنامهریزیها، جلوگیری از اختلاف و افتراق و دعوت به وحدت و انسجام نیروها، صراحت بیان در هدف نهایی و موازین خود، شتاب نکردن و بهره کافی بردن از فرصت، استقامت در هدف و اصول ثابت و نفی هرگونه تسامح، تصمیمگیری و قاطعیت، تحمل شادیها و پیروزیها، عفو و بخشش و پیشگیری از انتقام، تحمل افکار مخالف، حقخواهی و انتقادپذیری، و مشورت کردن با خردمندان[۱۳].
آفات مدیریت
حضرت امیر(ع) افزون بر بیان شرایط مدیریت و ویژگیهای مدیران، به آفات و موانع آن نیز پرداخته و به موانعی چون بدرفتاری، بیتدبیری یا بدتدبیری، زورگویی و اجبار، بیدقتی در کارها، ناتوانی در کار، فاصله گرفتن از کارمندان و کارگران و کارگزاران، خودخواهی و افزونطلبی، پذیرش چاپلوسی مردم از خود و منتگذاری بر مردم، رابطهگرایی به جای قانونمند بودن و شتابزدگی تصریح کرده است[۱۴].
سلوک مدیریتی
در مدیریت علمی، طریقی که مدیر برای نفوذ در کسب اهداف سازمانی به کار میگیرد، سبک رهبری یا مدیریتی نام دارد[۱۵]. این پرسش که چگونه میتوان در دیگران نفوذ کرد، ذهن نظریهپردازان مدیریت را به خود مشغول کرده است و آنان را به پژوهش درباره تخصص و مهارت، قدرت مقام، قدرت شخصی، قدرت تشویق و تنبیه و... پرداختهاند. به طور کلی در مدیریت علمی به دو سبک آمرانه و سبک دموکراتیک اشاره شده است. در سبک آمرانه، بر وظیفه، و در سبک دموکراتیک بر روابط انسانی تأکید میشود[۱۶].
برخی از محققان مدیریت، سبکهای مدیریت و رهبری را به سبک آمرانه محض، سبک دلسوزانه، سبک مشاورهای و سبک روابط انسانی تفصیل دادهاند و تفاوت این سبکها در اعتماد به زیردستان، تصمیمگیری و سیاستگذاری، فرآیند نظارت، ارتباط مدیر با زیردستان و رابطه سازمان رسمی با سازمان غیررسمی دانستهاند[۱۷]. با توجه به سفارشهایی که حضرت علی(ع) درباره عدالتورزی و پرهیز از ستم مدیران، رسیدگی به نیازهای زیردستان، توجه دقیق به اطرافیان مدیر و حاکم، پرهیز از خودپسندی و ثناخوانی، دور ساختن اتهام و بدبینی، مشاورت و مشارکت زیردستان در تصمیمگیری، اصولگرایی، بهرهگیری از وسایل مقدس، حاکمیت قوانین الهی، و شرافت انسان[۱۸] داشته است، میتوان سبک جدیدی از مدیریت را به ایشان نسبت داد؛ یعنی سبک انسانی ـ الهی که در آن، هم کارمندان در تصمیمگیری مشارکت دارند و هم احکام و شریعت الهی حاکم است؛ هم احترام و ارزش نهادن به شرافت انسانی مطرح است و هم قاطعیت و نظارت و تشویق و تنبیه به کار گرفته میشود.
سفارشهای مدیریتی
سفارشهای امام علی(ع) درباره برنامهریزی
- ظرافت و دقت در برنامهریزی بهتر از امکانات است[۱۹].
- آبادانی دولتها به تحقق برنامهریزی و چارهاندیشی آنها است[۲۰].
- امام به مالکاشتر سفارش میکند که در هر روز، کار همان روز را سامان بده؛ زیرا هر روز، کار مخصوص خود را دارد. از شتابزدگی در امور پیش از رسیدن وقت آنها یا غرق شدن در آنها هنگام امکانشان یا لجاجت در آنها هنگامی که پیچیده شدند یا سستی در آنها هنگامی که روشن شدند، بپرهیز؛ پس هر چیزی را در جای خویش بگذار و هر امری را به وقت خود انجام ده[۲۱].
ساحتهای گوناگون مدیریت
امام علی(ع) در خطبهها، نامهها و حکمتهای خویش به برخی مسائل مدیریت سیاسی، مدیریت نظامی، مدیریت اقتصادی، مدیریت دولتی و مدیریت خانواده پرداخته است. در مدیریت سیاسی از شیوههای برخورد با فتنهها[۲۲]، اطلاعرسانی درست سیاسی[۲۳]، حقوق متقابل رهبر و مردم[۲۴] روش جلوگیری از سرپیچی و شورش[۲۵]، آگاهی داده است. در مدیریت نظامی مردم را از تحریکات نظامی سران جنگ جمل آگاه میسازد[۲۶] و عوامل نظامی و روانی و عقیدتی پیروزی در جنگ را به فرزندش محمد بن حنفیه آموزش میدهد[۲۷] و مردم کوفه را از تحریکات نظامی فرماندهان نظامی معاویه آگاه میسازد[۲۸] و درباره نیرنگهای نظامی هشدار میدهد[۲۹].
در مدیریت اقتصادی، به روشهای درست استفاده از بیتالمال[۳۰] و بهره گرفتن از اموال شخصی تذکر میدهد[۳۱]. در مدیریت خانواده به اصولی چون اصل تقسیم کار در خانواده، اصل مشورت، اصل هماهنگی، اصل حفاظت، اصل مسئولیتپذیری، اصل سعه صدر و تحمل مشکلات، اصل فرهنگ حجاب، اصل اعتدال خانوادگی، و اصل مدیریت مرد در خانواده اشاره میکند[۳۲].[۳۳]
منابع
پانویس
- ↑ ر.ک: ایران نژاد پاریزی، مهدی و پرویز ساسان گهر، سازمان مدیریت از تئوری تا عمل، ص۲۰.
- ↑ ونیسلو تیلور، فردریک، اصول مدیریت علمی، ترجمه محمدعلی طوسی، ص۲۳.
- ↑ برای اطلاع بیشتر، ر.ک: ایران نژاد پاریزی، مهدی و پرویز ساسانگهر، سازمان و مدیریت از تئوری تا عمل، فصل دوم و سوم.
- ↑ ر.ک: دسلر، گری، مبانی مدیریت، ترجمه داوود مدنی؛ کونتز، هرولد و دیگران، اصول مدیریت، ترجمه محمدعلی طوسی و دیگران.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۴۴.
- ↑ نهج البلاغه، نامه ۴۲.
- ↑ نهج البلاغه، نامه ۴۲.
- ↑ نهج البلاغه، نامه ۲۰.
- ↑ نهج البلاغه، نامه ۶۱.
- ↑ نهج البلاغه، نامه ۷۱.
- ↑ نهج البلاغه، نامه ۵۳.
- ↑ نهج البلاغه، نامههای ۵۳، ۴۷، ۲۷، ۲۶، ۱۹.
- ↑ ر.ک: معادیخواه، عبدالمجید، فرهنگ آفتاب، مدخل رهبری، ج۵، ص۲۹۰۴-۲۸۴۲؛ حکیمی، محمدرضا، و محمد حکیمی و علی حکیمی، الحیاه، ج۱، ص۳۵۷-۳۵۶؛ ری شهری، محمد، میزان الحکمه، ج۶، ص۳۷۱؛ نهج البلاغه، نامه ۳۳ و ۵؛ حکمت ۱۷۶؛ خطبه ۲۱۶.
- ↑ نهج البلاغه، حکمت ۳۳۹، ۱۸۴؛ نامه ۵۳، ۴۱، ۳۱.
- ↑ رضائیان، علی، اصول مدیریت، ص۲۰۰.
- ↑ رضائیان، علی، اصول مدیریت، ص۲۰۵-۲۰۲.
- ↑ رضائیان، علی، اصول مدیریت، ص۲۰۷.
- ↑ ر.ک: آمدی، عبدالواحد، غرر الحکم، ماده عدل؛ نهج البلاغه، نامه ۵۳، ۴۶، ۲۷؛ خطبه ۲۰۹؛ حکمت ۱۶۴ و ۱۵۳.
- ↑ ری شهری، محمد، میزان الحکمه، ج۶، ص۵۵۱.
- ↑ ری شهری، محمد، میزان الحکمه، ج۶، ص۵۵۱.
- ↑ نهج البلاغه، نامه ۵۳.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۵.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۶.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۳۴.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۳۹.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۱۰.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۱۱.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۲۵۶.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۱۲۴ و ۱۲۱.
- ↑ نهج البلاغه، نامه ۲۴ و ۲۱.
- ↑ نهج البلاغه، نامه ۲۴ و ۲۱.
- ↑ دشتی، محمد، الگوهای رفتاری امام علی و مدیریت، ج۷، ص۹۰-۷۰.
- ↑ خسروپناه، عبدالحسین، مقاله «قلمرو دین»، دانشنامه امام علی ج۳، ص۱۱۷.