امانت در حدیث: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۲۸: | خط ۲۸: | ||
#{{متن حدیث|لَا أَمَانَةَ لِمَنْ لَا دِينَ لَهُ}}: امانتی نیست برای کسی که [[دیندار]] نیست. | #{{متن حدیث|لَا أَمَانَةَ لِمَنْ لَا دِينَ لَهُ}}: امانتی نیست برای کسی که [[دیندار]] نیست. | ||
#{{متن حدیث|أَدِّ الْأَمَانَةَ إِلَى مَنِ ائْتَمَنَكَ، وَ لَا تَخُنْ مَنْ خَانَكَ}}: امانت را به کسی که تو را [[امین]] دانسته بازگردان، و به کسی که به تو خیانت کرده، خیانت مکن.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۲۱۳.</ref> | #{{متن حدیث|أَدِّ الْأَمَانَةَ إِلَى مَنِ ائْتَمَنَكَ، وَ لَا تَخُنْ مَنْ خَانَكَ}}: امانت را به کسی که تو را [[امین]] دانسته بازگردان، و به کسی که به تو خیانت کرده، خیانت مکن.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۲۱۳.</ref> | ||
== امانت در ولایت و امامت از منظر عقل و نقل == | == امانت در ولایت و امامت از منظر عقل و نقل == | ||
نسخهٔ ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۳، ساعت ۱۱:۲۷
کلمات قصار پیرامون امانت
در غررالحکم و دررالکلم در “باب الأمانة”، سخنانی به اقتصار از مولای موحدان، امیر مؤمنان، علی (ع)، بیان شده است که در اینجا تنها به برخی از آنها اشاره میشود:
- «الْأَمَانَةُ تُؤَدِّي إِلَى الصِّدْقِ»: امانتداری، به راستگویی منجر میشود.
- «الْأَمَانَةُ صِيَانَةٌ»: امانتداری، حفظ و نگهبانی است (یعنی امانت باید حفظ شود و فاشکردن آن خیانت خواهد بود).
- «آفَةُ الْأَمَانَةِ الْخِيَانَةُ»: آفت امانتداری، خیانتکردن است.
- «أَفْضَلُ الْأَمَانَةِ الْوَفَاءُ بِالْعَهْدِ»: افزونترین امانتداری، وفا کردن به عهد است.
- «رَأْسُ الْإِسْلَامِ الْأَمَانَةُ»: در رأس اسلام (ایمان)، امانتداری است.
- «الْأَمَانَةُ إِيمَانٌ الْبَشَاشَةُ إِحْسَانٌ»: امانتداری، ایمان است؛ خوشرویی احسان.
- «الْأَمَانَةُ فَوْزٌ لِمَنْ رَعَاهَا»: امانتداری، رستگاری است برای کسی که آن را مراعات کند.
- «إِذَا اؤْتُمِنْتَ فَلَا تَخُنْ»: هنگامیکه امانتی به تو سپرده شد، خیانت مکن.
- «إِذَا ائْتَمَنْتَ فَلَا تَسْتَخِنْ»: هنگامی که امانتی را سپردی، پس نسبت خیانت مده.
- «عَلَيْكَ بِالْأَمَانَةِ فَإِنَّهَا أَفْضَلُ دِيَانَةٍ»: بر تو باد به امانتداری، زیرا این کار، برترین دیانت است.
- «فَسَادُ الْأَمَانَةِ طَاعَةُ الْخِيَانَةِ»: فساد امانتداری، فرمانبرداری از خیانت است.
- «فَازَ مَنْ تَجَلْبَبَ الْوَفَاءَ وَ ادَّرَعَ الْأَمَانَةَ»: به پیروزی رسیده، کسی که وفاداری را پیراهن، و امانت را زره نموده است.
- «كُلُّ شَيْءٍ لَا يَحْسُنُ نَشْرُهُ أَمَانَةٌ وَ إِنْ لَمْ يُسْتَكْتَمْ»: هر چیزی که نشرش نیکو نباشد، امانت خواهد بود، هر چند که پنهانداشتن آن طلب نشده باشد.
- «مَنْ لَا أَمَانَةَ لَهُ لَا إِيمَانَ لَهُ»: هر که هیچ امانتدار نباشد، ایمانی برای او نخواهد بود.
- «مَنِ اسْتَهَانَ بِالْأَمَانَةِ وَقَعَ فِي الْخِيَانَةِ»: هر که امانت را سهل شمارد (و نسبت به آن بیتفاوت باشد)، در خیانت قرار خواهد گرفت.
- «مَنْ عَمِلَ بِالْأَمَانَةِ فَقَدْ أَكْمَلَ الدِّيَانَةَ»: هر که به امانت عمل کند، در حقیقت دیانت را کامل گردانیده است.
- «مِنْ أَحْسَنِ الْأَمَانَةِ رَعْيُ الذِّمَمِ»: از بهترین امانتداریها، رعایتکردن عهد و پیمانهاست.
- «لَا إِيمَانَ لِمَنْ لَا أَمَانَةَ لَهُ»: ایمانی نیست برای کسی که امانتدار نیست.
- «لَا أَمَانَةَ لِمَنْ لَا دِينَ لَهُ»: امانتی نیست برای کسی که دیندار نیست.
- «أَدِّ الْأَمَانَةَ إِلَى مَنِ ائْتَمَنَكَ، وَ لَا تَخُنْ مَنْ خَانَكَ»: امانت را به کسی که تو را امین دانسته بازگردان، و به کسی که به تو خیانت کرده، خیانت مکن.[۱]
امانت در ولایت و امامت از منظر عقل و نقل
در روایات عامه و خاصه، برای امانت مصادیق گوناگونی ذکر شده که طی مباحث آتی به اهمّ آنها اشاره میکنیم
مدارک عامّه
در مدارک عامّه، اشارهای به اینکه منظور از امانت، مقام ولایت اهل بیت (ع) میباشد نشده است. ولی از لوازم برخی از روایات میتوان چنین معنایی را استفاده کرد که ذیلاً به برخی اشاره میشود:
- امانت به معنی اطاعت از اوامر و نواهی پروردگار است[۲]. این مطلب در روایات عامی به تفصیل ذکر شده و به نماز، روزه، غسل و سایر احکام و اوامر الهی تعمیم داده شده است.
«عَنْ زَیْدِ بْنِ أَسْلَمْ رَضِیَ اللهُ عَنْهُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ (ص): الأَمانَةُ ثَلاثٌ: الصَّلاةُ وَالصِّيامُ وَالغُسلُ مِنَ الجَنابَةِ[»[۳].
- برخی دیگر، امانت را دین الهی به طور مطلق - اعم از اعتقادات و احکام - دانستهاند. این قول اعمّ از قبلی است. «أَخْرَجَ عَبْدُ بْنُ حُمَیْدٍ وَ ابْنُ جَرِیرٍعَنْ قَتَادَة رَضِیَ اللّهُ عَنْهُ: ﴿إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ﴾ قَالَ: یَعْنِی بِهِ الدِّینَ وَ الْفَرَائِضَ وَ الْحُدُودَ»[۴]. توضیح: با توجه به سیاق آیه امانت، روشن میگردد که امتثال همه احتمالات فوقالذکر زمانی به درستی انجام میگیرد که تحت رهبری مقام ولایت باشد؛ و الا چگونه ممکن است که خداوند امر به تقیّد به دین و فهم احکام الهی از قرآن نموده باشد، ولی راه فهم دین و پیچیدگیهای استنباط احکام دینی را از قرآن بیان نفرموده باشد. بنابراین، اگر مراد از امانت، دین الهی و یا احکام دینی باشد، بنابر هر معنای از دین، نیازمندی امت به مقام عصمت در همه زمانها اثبات میگردد.[۵]
دین؛ یعنی مجموعه همه احکام الهی
عمل به احکام دینی باید از مبنای محکمی برخوردار باشد؛ و الا بنا بر برهان لطف، چون مکلّفین یقین دارند که بنا بر آیه امانت، موظف به حمل امانت در قالب احکام دینی هستند، باید احکامی را امتثال نمایند که یقین داشته باشند که با امتثال آنها رضایت مولای خود را به جا آوردهاند و به تعبیر روایات عامی، از عهده حمل امانت بر آمده باشند. چنین اطمینانی زمانی حاصل میشود که فردی راسخ در قرآن و مؤید به علوم الهی، احکام دینی را از قرآن استنباط و بیان نماید. بدیهی است که مصداق چنین فردی تنها در امامان معصوم بعد از وجود مبارک رسول خدا (ص) تحقق مییابد.[۶]
دین؛ یعنی مجموعه اعتقاد و عمل به توحید
اگر مراد از دین، کلمه توحید و عمل به لوازم آن در اعتقاد و عمل باشد -چنانکه روایات شیعه نیز به آن اشاره نموده- روشن است که حقیقت توحید را تنها عباد مخلَص درک میکنند و تنها آنان هستند که اجازه توصیف خداوند را دارند و بقیّه باید شاگردی آنان را نمایند: ﴿سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ * إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ﴾[۷]. و اگر مراد از دین، مجموعه اعتقادات و احکام و اخلاق باشد، این همان معنای فطرت توحیدی است که خداوند انسان را براساس آن خلق کرد. همین فطرت توحیدی است که در اولیای الهی (ع) ظهور تامّ و تمام یافت و لذا خداوند آنان را خلیفه و مظهر اسمای حسنای خود قرار داد؛ چنانکه در روایات، وجود مبارک امیرالمؤمنین (ع) آیت عظمای الهی بیان شده است: «عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (ع) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَى ﴿عَمَّ يَتَسَاءَلُونَ * عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ﴾[۸] فَقَالَ كَانَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ (ع) يَقُولُ لِأَصْحَابِهِ أَنَا وَ اللَّهِ النَّبَأُ الْعَظِيمُ الَّذِي اخْتَلَفَ فِيَ جَمِيعُ الْأُمَمِ بِأَلْسِنَتِهَا وَ اللَّهِ مَا لِلَّهِ نَبَأٌ أَعْظَمُ مِنِّي وَ لَا لِلَّهِ آيَةٌ أَعْظَمُ مِنِّي»[۹][۱۰]
امانت؛ به معنای مطلق اطاعت از تکالیف الهی
این نظریه اغلب مفسّرین عامّه و برخی از شیعه است[۱۱]. آنان با بیانهای گوناگون، مراد از امانت را تکالیف الهی و یا اطاعت از تکالیف دانستهاند. برای بررسی این احتمال میتوان به سیاق آیه نیز رجوع کرد. بدین ترتیب، مراد از امانت، اطاعتی است که به همراه ولایت از مؤمن سر زند؛ زیرا در آیه بعد ملاک تفکیک مشرک و منافق از مؤمن، حمل امانت بیان شده است؛ در حالی که منافق و مؤمن در انجام ظواهر دینی و تکالیف الهی مشترکند و تفاوت آنها در عدم برخورداری عبادات دو گروه اول از روح ولایت است. همان طور که طیّ براهین دیگر اشاره شد، این ظاهر اعمال عبادی نیست که به محضر پروردگار عرضه میشود؛ بلکه تقوی[۱۲] یا کلمه طیّب -که همان اعتقاد پاک است - عرضه میگردد. چنین اعتقادی در پرتو بهرهمندی از تعالیم مقام ولیّ معصوم و امتثال از امام برحق حاصل میگردد. اعتقاد و عمل عبادی و طاعتی که از غیر طریق ولایت به محضر حق عرضه شود، مقبول نیست: «عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (ع) يَقُولُ كُلُّ مَنْ دَانَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بِعِبَادَةٍ يُجْهِدُ فِيهَا نَفْسَهُ وَ لَا إِمَامَ لَهُ مِنَ اللَّهِ فَسَعْيُهُ غَيْرُ مَقْبُولٍ وَ هُوَ ضَالٌّ مُتَحَيِّرٌ وَ اللَّهُ شَانِئٌ لِأَعْمَالِهِ»[۱۳][۱۴]۷
- منظور از امانت، امانت مصطلح در میان مردم به طور مطلق است و مراد آیه، اهتمام به اهمیت امانت است که باید در هر صورت به صاحبش بازگردد[۱۵].
توضیح: این مطلب در برخی روایات اهل بیت (ع) نیز آمده است؛ چنانکه مرحوم علامه مجلسی در باب وجوب ادای امانات، ضمن بیان اهمیت امانت و ضرورت رسانیدن آن به صاحبش، اشاره به این آیه شریفه مینماید و روایتی از امام صادق (ع) میآورد که امام (ع) با استشهاد به آیه، بر ضرورت ادای امانت تأکید فرمودهاند: «سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- ﴿إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ...﴾ الْآيَةَ مَا الَّذِي عَرَضَ عَلَيْهِنَّ وَ مَا الَّذِي حَمَلَ الْإِنْسَانُ وَ مَا كَانَ هُوَ قَالَ فَقَالَ عَرَضَ عَلَيْهِنَّ الْأَمَانَةَ بَيْنَ النَّاسِ وَ ذَلِكَ حِينَ خَلَقَ الْخَلْقَ». جواب احتمال سوم آنکه: اگر مراد از آیه مطلق امانت باشد و همه امانتها را دربرگیرد، دلیلی بر عدم حمل آن توسط سایر موجودات نبود؛ زیرا همه ذوات و کمالات ذوات موجودات، امانتهای الهی است و در این جهت تفاوتی میان انسان و غیرانسان وجود ندارد. اگر مراد امانت خاصّی باشد، با تحلیلی که ضمن استدلال اشاره شد معلوم میشود که منظور امانتی است که اولاً، به جوهره انسانی باز میگردد؛ ثانیاً، امری است که با دین گره خورده است؛ ثالثاً، ممیّز میان مشرک و منافق با مؤمن است و رابعاً، این امانت تنها ملاک عنایت و رحمت رحیمیّه پروردگار به انسان است و گویی بدون حمل آن، هیچ عملی در نزد خداوند پذیرفته نیست. پس چنین امانتی نمیتواند جزمقام ولایتاللّهی امر دیگری باشد.
مدارک شیعه
در مدارک شیعه، امانت به امور مختلفی معنا شده؛ از قبیل توحید، دین، عمل به اسلام، عقل، علم، تکالیف الهی و امور دیگر[۱۶] که به اهمّ این موارد ذیل مدارک عامّه اشاره شد. ولی روح و جوهره همه این موارد، در نهایت به مقام ولایت باز میگردد؛ زیرا در فرهنگ اهل بیت (ع)، عقل و اسلام و اعتقادات توحیدی و سایر امور مقدّس و معنوی، اگر تحت هدایت و ولایت ولیّ معصوم و منصوب از طرف پروردگار (خواه نبی و یا وصیّ نبی) نباشد، ارزشی ندارد؛ تا به آنجا که در حدیثی معروف میان عامّه و خاصّه، آمده است که: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): مَنْ مَاتَ وَ لَا يَعْرِفُ إِمَامَهُ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً». روایت شده که حارث بن مغیره از امام صادق (ع) درباره این حدیث نبوی پرسید: «جَاهِلِيَّةً جَهْلَاءَ أَوْ جَاهِلِيَّةً لَا يَعْرِفُ إِمَامَهُ».
یعنی آیا مراد از جاهلیّت در این بیان نبوی (ص)، در محدوده جهل به امام است و یا جاهلیّتی است که مثل زمان کفر مرده است و درنتیجه، هیچ عملی از او مقبول نیست؟ وامام (ع) پاسخ میدهند: «جَاهِلِيَّةَ كُفْرٍ وَ نِفَاقٍ وَ ضَلَالٍ»[۱۷]. در این میان، نصوص فراوانی وجود دارد که اشاره به معنای اصلی امانت، یعنی مقام امامت و ولایت اهل بیت عصمت و طهارت (ع) نموده است: «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- ﴿إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ...﴾ قَالَ هِيَ وَلَايَةُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (ع)»[۱۸]
توضیح: مرحوم علیّ بن ابراهیم قمّی، سیاق آیه امانت را در راستای معنای امامت معنا میکند. به این ترتیب که خداوند در آیات قبل، توصیه به تقوا و گفتار صحیح و بر اساس اصول عقلایی و به دور از اعوجاج و تشابه امر مینماید و میفرماید: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا﴾[۱۹]. گفتار محکم و صحیح، از اعتقاد درست به توحید و لوازم آن برمی آید و چنین امری درسایه اطاعت از خدا و رسول (ص) است: ﴿يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِيمًا﴾[۲۰].
فوز به معنای پیروزی و رسیدن به نعمت و خیر وسلامتی است[۲۱] و توصیف آن در آیه به «عظیم» بیانگر آن است که چنین رستگاری در امور معنوی است؛ و الّا خیرات دنیوی چیزی نیست که خداوند آن را عظیم بداند. تنها فلاح و رستگاری که مقامی بالاتر از آن مفروض نیست، رسیدن به مقام تولّی به ولایت الهی است؛ به گونهای که خداوند همه امور انسان را خود بر عهده گیرد. از همین رو، امام صادق (ع) فوز عظیم را به پذیرش امامت ائمّه (ع) معنا کردهاند؛ زیرا تنها در این صورت است که رستگاری نهایی حاصل میشود: «عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) فِي قَوْلِهِ ﴿وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ﴾[۲۲] فِي وَلَايَةِ عَلِيٍّ وَ الْأَئِمَّةِ (ع) مِنْ بَعْدِهِ ﴿فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِيمًا﴾[۲۳]»[۲۴].
در این سیاق است که خداوند در آیه بعد، درباره عظمت این مقام میفرماید: ﴿إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ...﴾ «عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ خَالِدٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ عَلِيَّ بْنَ مُوسَى الرِّضَا (ع) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ﴿إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهَا﴾[۲۵] فَقَالَ الْأَمَانَةُ الْوَلَايَةُ مَنِ ادَّعَاهَا بِغَيْرِ حَقٍّ فَقَدْ كَفَرَ»[۲۶]. توضیح: ولایت در کلام امام (ع) به معنای ادّعای امامت بر مسلمین و جانشینی پیامبر اکرم (ص) است. کفر نیز در بیان حضرت (ع) جامع شرک و نفاقی است که خداوند در آیه به آن اشاره مینماید.[۲۷]
منابع
پانویس
- ↑ امامی، عبدالنبی، فرهنگ قرآن ج۱، ص ۲۱۳.
- ↑ أنوار التنزیل و أسرار التأویل (ط. دارإحیاء التراث العربي، ۱۴۱۸ ﻫ.ق)، ج۴، ص۲۴۰.
- ↑ الدر المنثور فی التفسیر بالماثور (ط. کتابخانه آیة الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۴ﻫ.ق)، ج۵، ص۲۲۶.
- ↑ الدر المنثور فی التفسیر بالماثور (ط. کتابخانه آیة الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۴ﻫ.ق)، ج۵، ص۲۲۶.
- ↑ فیاضبخش و محسنی، ولایت و امامت از منظر عقل و نقل، ج۵ ص ۴۵۵.
- ↑ فیاضبخش و محسنی، ولایت و امامت از منظر عقل و نقل، ج۵ ص ۴۵۶.
- ↑ «پاکا که خداوند است از آنچه وصف میکنند * مگر بندگان ناب خداوند،» سوره صافات، آیه ۱۵۹-۱۶۰.
- ↑ «از همدیگر از چه میپرسند؟ * از آن خبر سترگ» سوره نبأ، آیه ۱.
- ↑ شواهد التنزیل (ط. وزارة الثقافة و الارشاد الإسلامی، ۱۴۱۱ﻫ.ق)، ج۲، ص۴۱۷.
- ↑ فیاضبخش و محسنی، ولایت و امامت از منظر عقل و نقل، ج۵ ص ۴۵۶.
- ↑ تفسیر الصافی (ط. مکتبة الصدر، ۱۴۱۵ﻫ.ق)، ج۴، ص۲۰۹؛ مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۵۸۵؛ التفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب)، ج۲۵، ص۱۸۷؛ الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیون الأقاویل فی وجوه التأویل (ط. دارالکتاب العربی، ۱۴۰۷ﻫ.ق)، ج۳، ص۵۶۴.
- ↑ خداوند درباره انفاق گوشت قربانی در حج میفرماید: ﴿لَنْ يَنَالَ اللَّهَ لُحُومُهَا وَلَا دِمَاؤُهَا وَلَكِنْ يَنَالُهُ التَّقْوَى مِنْكُمْ﴾ «هرگز گوشت و خون آنها به خداوند نمیرسد اما پرهیزگاری شما (در قربانی کردن آنها) به او میرسد» سوره حج، آیه ۳۷. قاعده کلی در این باره آنست که عمل صالح ظرف اعتقاد پاک است و اصالت با اعتقاد درست است: ﴿إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ﴾ «سخن پاک به سوی او بالا میرود و کردار نیکو آن را فرا میبرد» سوره فاطر، آیه ۱۰.
- ↑ الکافی، ج۱، ص۱۸۳؛ و نیز: «عَنْ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو جَعْفَرٍ (ع) إِنَّمَا يَعْبُدُ اللَّهَ مَنْ يَعْرِفُ اللَّهَ فَأَمَّا مَنْ لَا يَعْرِفُ اللَّهَ فَإِنَّمَا يَعْبُدُهُ هَكَذَا ضَلَالًا قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَمَا مَعْرِفَةُ اللَّهِ قَالَ تَصْدِيقُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ تَصْدِيقُ رَسُولِهِ (ص) وَ مُوَالاةُ عَلِيٍّ (ع) وَ الِائْتِمَامُ بِهِ وَ بِأَئِمَّةِ الْهُدَى (ع) وَ الْبَرَاءَةُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ عَدُوِّهِمْ هَكَذَا يُعْرَفُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ»؛ و همچنین: «الْحُسَيْنُ عَنْ مُعَلًّى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَائِذٍ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أُذَيْنَةَ قَالَ حَدَّثَنَا غَيْرُ وَاحِدٍ عَنْ أَحَدِهِمَا (ع) أَنَّهُ قَالَ: لَا يَكُونُ الْعَبْدُ مُؤْمِناً حَتَّى يَعْرِفَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الْأَئِمَّةَ كُلَّهُمْ وَ إِمَامَ زَمَانِهِ وَ يَرُدَّ إِلَيْهِ وَ يُسَلِّمَ لَهُ ثُمَّ قَالَ كَيْفَ يَعْرِفُ الْآخِرَ وَ هُوَ يَجْهَلُ الْأَوَّلَ» (الکافی، ج۱، ص۱۸۰).
- ↑ فیاضبخش و محسنی، ولایت و امامت از منظر عقل و نقل، ج۵ ص ۴۵۵.
- ↑ البحر المحیط فی التفسیر (ط. دارالفکر، ۱۴۲۰ ﻫ.ق)، ج۸، ص۵۰۹.
- ↑ بحارالأنوار، ج۵، ص۳۱۱، باب ۱۵.
- ↑ وسائل الشیعة (ط. مؤسسة آلالبیت (ع) ۱۴۰۹ﻫ.ق)، ج۲۸، ص۳۵۳.
- ↑ الکافی، ج۱، ص۴۱۳.
- ↑ «ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و سخنی استوار بگویید» سوره احزاب، آیه ۷۰.
- ↑ «تا کردارهایتان را شایسته گرداند و گناهانتان را بیامرزد و هر که از خداوند و فرستاده او فرمان برد بیگمان به رستگاری سترگی رسیده است» سوره احزاب، آیه ۷۱.
- ↑ مفردات ألفاظ القرآن، ص۶۴۷.
- ↑ «و آنان که از خداوند و رسول او فرمانبرداری کنند» سوره نساء، آیه ۱۳.
- ↑ «بیگمان به رستگاری سترگی رسیده است» سوره احزاب، آیه ۷۱.
- ↑ تفسیر القمی (ط. دارالکتاب، ۱۴۰۴ ﻫ.ق)، ج۲، ص۱۹۸.
- ↑ «ما امانت را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه کردیم، از برداشتن آن سر برتافتند و از آن هراسیدند و آدمی آن را برداشت؛ بیگمان او ستمکارهای نادان است» سوره احزاب، آیه ۷۲.
- ↑ عیون أخبار الرضا (ع) (ط. جهان، ۱۳۷۸ﻫ.ق)، ج۱، ص۳۰۶.
- ↑ فیاضبخش و محسنی، ولایت و امامت از منظر عقل و نقل، ج۵ ص ۴۵۹.