شهادت امام هادی: تفاوت میان نسخهها
(←منابع) برچسبها: برگرداندهشده پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: برگرداندهشده |
||
| خط ۴۶: | خط ۴۶: | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:IM010507.jpg|22px]] پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش دوم ج۲ (کتاب)|'''تاریخ اسلام بخش دوم ج۲''']] | # [[پرونده:IM010507.jpg|22px]] پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش دوم ج۲ (کتاب)|'''تاریخ اسلام بخش دوم ج۲''']] | ||
# [[پرونده:IM010717.jpg|22px]] [[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت امام هادی (کتاب)|'''مظلومیت امام هادی''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||
نسخهٔ ۲۰ ژوئیهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۳:۱۶
تاریخ شهادت امام(ع)
درباره سال شهادت امام هادی(ع)، به جز یکی دو نقل متفاوت در منابع شیعه و اهل سنت، قریب به اتفاق منابع، سال ۲۵۴ق را سال شهادت آن حضرت دانستهاند، اما در روز، ماه و سبب شهادت آن حضرت اختلاف است و روز دوشنبه سوم رجب[۱] یا سوم رجب (بدون اشاره به روز آن)[۲] شهرت دارد[۳].[۴]
دلایل و شواهد شهادت امام(ع)
درباره رحلت یا شهادت ایشان نیز در منابع شیعه و اهل اتفاق نظر نیست. بیشتر منابع شیعه، رحلت آن حضرت را با شهادت مطرح کردهاند[۵]. در منابع اهل سنت نیز درباره شهادت امام هادی(ع) سه نظر وجود دارد: برخی گفتهاند امام رحلت کرده است[۶]؛ اما برخی دیگر رحلت امام هادی(ع) را قطعی ندانسته و با کلماتی همچون قيل يا يقال انه مات مسموماً به شهادت آن حضرت اشاره کردهاند[۷]؛ و گروه سوم با قاطعیت معتقدند معتز، امام هادی(ع) را مسموم کرد و به شهادت رساند و حتی واژه «شهادت» را به کار بردهاند[۸]. افزون بر استفاده از واژه شهادت، بر دشمنی کسانی که آن حضرت را به شهادت رساندهاند، تأکید کرده و گفتهاند: الشهيد بكيد الاعداء[۹]؛ «شهید به وسیله نیرنگ دشمنان».
علاوه بر این تصریحات، شواهد و قرائن بسیاری نیز شهادت آن حضرت را تأیید میکنند که عبارتاند از: ۱. کوتاهی عمر امام بیآنکه هیچ نوع بیماری و مشکل جسمانی درباره ایشان گزارش شده باشد؛ ۲. احضار امام از مدینه به سامرّا[۱۰]؛ ۳. کنترل شدید نسبت به ارتباط ایشان با شیعیان و بازدیدهای گاه و بیگاه و تفتیش منزل ایشان[۱۱] و نیز احضار شبانه به مجلس متوکّل[۱۲]؛ ۴. حبس امام هادی(ع) و دستور به قتل ایشان در زمان متوکّل که با کشته شدن خود متوکّل این اقدام عملی نشد[۱۳]. این موارد نشان میدهد حکومت عباسی به دنبال کنترل و تحت فشار قرار دادن آن حضرت بوده است و تنها شهادت آن حضرت میتوانست به یکباره حکومت را به مقصود خود برساند[۱۴].
بازتاب شهادت امام(ع)
پس از شهادت امام هادی(ع)، پیش از آنکه پیکر مطهر آن حضرت را برای تشییع ببرند، امام عسکری(ع) بر ایشان نماز خواند[۱۵]، سپس ایشان را برای تشییع بردند و از جانب حکومت نیز، احمد بن متوکل (یعنی معتمد عباسی، برادر معتز)، بر آن حضرت نماز خواند[۱۶]. چون پیکر مطهر امام هادی(ع) را از منزل بیرون بردند و در خیابان ابواحمد بر آن حضرت نماز خواندند، مردم اجتماع کردند و جمعیتشان بسیار شد و صدا به گریه و ناله بلند کردند[۱۷]. از این رو، حکومت احساس خطر کرد و ادامه تشییع را به صلاح ندانست و آن حضرت را برگرداند و در خانه خودش که آن را از دلیل بن یعقوب نصرانی[۱۸] خریده بود[۱۹] به خاک سپردند[۲۰]. آن حضرت به هنگام شهادت ۴۱ سال و ۷ ماه داشت[۲۱].[۲۲]
مرقد مطهر و زیارت امام(ع)
مرقد مطهر امام هادی(ع) که امام حسن عسکری(ع) را نیز در آنجا به خاک سپردند، در پادگانهای نظامی قرار داشت و مردم از پنجرهای که به سمت خیابان باز شده بود آنان را زیارت میکردند. پس از آن ناصرالدوله حمدانی شیعی در اینجا بنای مرقد را ساخت و به سال ۳۳۳ق اطراف سامرّا را دیوار کشید. سپس در سال ۳۳۷ق معزالدوله گنبد و صحنی برای حرم ساخت و حوض و سردابی در آن تعبیه کرد و ضریحی از چوب پیرامون قبر برافراشت. پس از وی، به سالهای ۴۴۵ق، ۴۹۵ق، ۷۳۲ق و ۷۴۰ق تعمیرات و تغییراتی در این حرم به وجود آمد و سرانجام به سال ۱۱۰۶ در زمان سلطان حسین و به سال ۱۱۵۶ در زمان نادرشاه چهار صندوق و ضریحی از فولاد ساخته شد و کاشیکاریهایی در حرم انجام شد. در زمان امیرکبیر به سال ۱۲۸۵ نیز طلاکاری گنبد و برخی از تزئینات و آینهکاریها انجام گرفت تا آنکه در سال ۱۳۷۵ق هنرمندان اصفهانی ضریح زیبایی از طلا و نقره ساختند و روی چهار قبر مطهر نصب شد[۲۳].
بر اساس روایتی، زید شحّام از امام صادق(ع) پرسید زیارت هریک از شما امامان چقدر ثواب دارد؟ فرمود مانند آن است که رسول خدا(ص) را زیارت کرده است[۲۴]. از این رو، مرقد مطهر امام هادی(ع) مورد توجه همگان، به ویژه شیعیان قرار داشته و دارد و شاید امام هادی(ع) خود نیز ویژگی مرقد مطهر خود را پیشبینی میکردند که چون در زمان حیات ایشان از آن حضرت خواستند تا دعایی اختصاصی را بیاموزد، با اشاره به اینکه دعای ذیل را بسیار میخواند، آن را تعلیم فرمود و توصیه کرد که این دعا کنار مرقدش خوانده شود: «يَا عُدَّتِي عِنْدَ الْعُدَدِ، وَ يَا رَجَائِي وَ الْمُعْتَمَدُ، وَ يَا كَهْفِي وَ السَّنَدُ، وَ يَا وَاحِدُ يَا أَحَدُ، وَ يَا قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ، أَسْأَلُكَ اللَّهُمَّ بِحَقِّ مَنْ خَلَقْتَهُ مِنْ خَلْقِكَ وَ لَمْ تَجْعَلْ فِي خَلْقِكَ مِثْلَهُمْ أَحَداً، أَنْ تُصَلِّي عَلَيْهِمْ، وَ تَفْعَلَ بِي كَيْتَ وَ كَيْتَ»[۲۵]؛ «ای سرمایه و ذخیره من نزد ذخیرهها، و ای امید و پناهگاه و تکیهگاه من، ای خدای یگانه! تو را به حق کسانی میخوانم که هیچکس را همانند آنان قرار ندادی، و از تو میخواهم بر آنان درود بفرستی و با من چنین و چنان کنی (به جای کیت و کیت خواستههای خود را بگوید)»[۲۶].
شهادتش به دست معتز
خلفای جور و حکام خودکامه عباسی چشم دیدن حضرت هادی(ع) را نداشتند. امام با شش تن از خلفای عباسی به نامهای:
تقریباً همه آنها تصمیم به قتل حضرت داشتند و در تدارک خاموش کردن نور الهی بودند، ولی به لحاظ مسائل سیاسی که در زمانشان رخ میداد مجال این جنایت هولناک را نداشتند. در بین این خلفا شاید پلیدتر از متوکل نتوان پیدا کرد. متوکل با آن پرونده سیاه و مبتذلش که در صفحات قبل بحث شد روزی تصمیم به قتل امام هادی(ع) گرفت ولی دعای حضرت او را از ورطه قتل نجات داد.
ابوسعید سهل بن زیاد گفت: روزی که در خانه ابوالعباس فضل بن احمد بن اسرائیل کاتب بودیم صحبت میکرد سخن به حضرت هادی رسید. گفت: من جریانی را برایت نقل میکنم که پدرم برای من نقل کرده. پدرم گفت: من کاتب معتز بودم با او وارد خانهای شدم دیدم متوکل روی تخت نشسته معتز سلام کرده ایستاد! من هم پشت سر او ایستادم، قبلاً هر وقت معتز وارد میشد، متوکل به او احترام میگذاشت و دستور نشستن میداد ولی آن روز معتز مدتی سر پا ایستاد، مرتب پاهای خود را جابجا میکرد و متوکل اجازه نشستن نمیداد. دیدم چهره متوکل پیوسته تغییر میکند و رو به طرف فتح بن خاقان کرده گفت: همین است کسی که دربارهاش آن حرفها را میزنی، این سخن را مرتب تکرار میکرد. فتح بن خاقان نیز او را تسکین میداد، میگفت: این حرفها دروغ است ولی متوکل بیشتر خشمگین میشد و میگفت به خدا این ظاهرساز کافر را خواهم کشت که ادعای دروغ میکند و بر سلطنت من خرده میگیرد. در این موقع دستور داد چهار نفر از اهالی خزر برایم حاضر کن! مأموران حاضر شدند. به هر کدام شمشیری داد به آنها دستور داد وقتی حضرت هادی وارد شد با شمشیر به او حمله کنند. با خود میگفت به خدا قسم پس از کشتن بدنش را آتش میزنم. من پشت سر معتز ایستاده بودم. در پناه پرده! در همین موقع حضرت ابوالحسن امام هادی وارد شد، مأمورین پیش او دویده گفتند: آمد! من دیدم امام در موقع آمدن لبهایش به دعایی تکان میخورد و هیچ ناراحتی و وحشتی ندارد تا متوکل چشمش به امام افتاد خود را از تخت به زیر انداخت و خود را به آن حضرت رساند. دست و پیشانی امام را بوسید در حالی که شمشیر در دست داشت میگفت: آقا یابن رسول الله ای بهترین خلق خدا پسر عمو و مولایم یا اباالحسن. امام(ع) میفرمود: چه شده؟ مرا ببخش از این جریان! متوکل گفت: آقا چه چیز موجب تشریف فرمایی شما در این موقع گردیده؟ فرمود: پیکی از طرف شما آمده و گفت: متوکل شما را میخواهد!
متوکل گفت: دروغ گفته زنازاده تشریف ببرید آقا بعد روی به حاضرین نموده گفت: فتح و تو عبیدالله همچنین شما معتز از آقا و مولای خود مشایعت کنید. تا چشم چهار نفر اهالی خزر به آن حضرت افتاد به سجده افتادند. پس از رفتن امام، متوکل آن چهار نفر را خواست و از مترجم تقاضا کرد گفتار آنها را ترجمه کند. آنگاه پرسید: برای چه دستوری که دادم اجرا نکردید؟ گفتند: از ترس زیرا دیدیم اطراف ایشان را صد نفر شمشیرزن گرفته که میترسیدیم به آنها نگاه کنیم. این وحشت موجب انجام ندادن دستور شد. در این موقع رو به طرف فتح بن خاقان کرده گفت: این هم دوست تو، بعد به صورت فتح خندید او هم به صورت متوکل لبخندی زد. گفت: خدا را سپاس که چهره او را درخشان نمود و حجتش را نورانی کرد[۲۷]. قبلاً اشاره شد که معتز جوانی خام و بیاعتقاد نسبت به تمامی ارزشها بود او در سن ۱۸ سالگی توسط ترکها به خلافت رسید، معتز نسبت به امام هادی(ع) چون پدرش متوکل کینهای قلبی را در دل داشت و چون خیلی جوان بود از تعقل و تدبر و دوراندیشی به دور بود؛ لذا نقشه پدرانش را مبنی بر شهادت حضرت هادی(ع) به اجرا درآورد. اصح نقل تاریخ این است که امام توسط معتز به شهادت رسیده است «گرچه اعیان الشیعه مینویسد: معتمد عباسی امام هادی(ع) را شهید کرده ولی مسعودی معتقد است به دست معتز به شهادت رسیده» کینه معتز نسبت به امام هادی(ع) آنچنان بود که در کتاب دلایل به نقل از علامه اربلی مینویسد: پس از آنکه امام هادی(ع) را مسموم نمودند، تمام اموال و موجودی آن حضرت را به غارت بردند و امام عسکری(ع) را خبر نمودند، امام امر کرد درها را بستند و دربان را که از طرف بنیعباس بوده خواست و یک یک آنچه را برده بودند مطالبه فرمود تا همه را بازآوردند و هیچ چیز از اثاثیه لازم تلف نشد[۲۸].
امام عسکری(ع) در شهادت پدر بزرگوارش یخه چاک کرد. وقتی به او اعتراض شد که چرا؟ فرمود: موسی وقتی برادرش هارون فوت کرد یخه پاره کرد، امام سجاد هم در مجلس شام بر منبر یخه پاره کرد. پس از شهادت امام هادی(ع) معتز برادرش ابواحمد را مأمور کرد تا بر جنازه امام نماز بخواند، وقتی که جمعیت زیادی گرد آمدند غلامی از حرم و اندرون خانه خارج شد و پس از مدتی امام حسن عسکری(ع) با سر برهنه و جامه چاکزده از اندرون وارد صحن خانه شدند، ناگاه تمام جمعیت به احترام آن حضرت بیاختیار از جا برخاستند و فرزندان خلیفه برای عرض تسلیت نزدیک آمده و تسلیت عرض کردند و پس از آنها سایر مردم آمدند، آن حضرت نزدیک درب اندرون بر زمین قرار گرفتند و تا مدتی که ایشان نشسته بودند ابدأ صدایی و گفتگویی شنیده نمیشد و از آن جمعیت زیاد جز صدای عطسه و سرفه به گوش نمیرسید. بعداً جنازه مقدس امام هادی(ع) تشییع شد و در خانه خود حضرت دفن نمودند. امام هادی(ع) این منزل را از دلیل بن یعقوب نصرانی خریداری نمود و در همان منزل رحلت فرمود و در همانجا در وسط خانه مدفون شد. امام هادی(ع) فقط یک زن کنیزی داشتند «به نام سمانه»، زن نکاح نداشته و اولادش سه پسر و یک دختر بوده.[۲۹]
منابع
پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، تاریخ اسلام بخش دوم ج۲
راجی، علی، مظلومیت امام هادی
پانویس
- ↑ طوسی، مصباح المتهجد، ص۸۱۹.
- ↑ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابیطالب، ج۴، ص۴۰۱.
- ↑ برای اطلاع بیشتر، ر.ک: یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۵۰۳؛ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابیطالب، ج۴، ص۴۰۱؛ اربلی، کشف الغمه، ج۲، ص۳۷۵؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱۲، ص۵۷؛ سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص، ص۳۲۳.
- ↑ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، تاریخ اسلام بخش دوم ج۲، ص۲۱۱.
- ↑ صدوق، الاعتقادات، ص۹۸؛ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابیطالب، ج۴، ص۴۰۱؛ کفعمی، المصباح، ص۶۹۲.
- ↑ صفدی، الوافی بالوفیات، ج۲۲، ص۴۹.
- ↑ مسعودی، مروج الذهب، ج۴، ص۸۶؛ سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص، ص۳۲۴؛ شبلنجی، نورالابصار، ص۳۳۷.
- ↑ ر.ک: ابن صباغ، الفصول المهمة، ص۲۸۳؛ فضل بن روزبهان، وسیلة الخادم الی المخدوم، ص۲۶۱.
- ↑ ابن صباغ، الفصول المهمة، ص۲۸۳؛ فضل بن روزبهان، وسیلة الخادم الی المخدوم، ص۲۶۱.
- ↑ مفید، الإرشاد، ج۲، ص۳۱۰.
- ↑ سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص، ص۳۲۲.
- ↑ ابن خلکان، وفیات الاعیان، ج۳، ص۲۷۲.
- ↑ ابن حمزه طوسی، الثاقب فی المناقب، ص۵۳۶؛ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۴، ص۴۰۷.
- ↑ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، تاریخ اسلام بخش دوم ج۲، ص۲۱۱.
- ↑ منسوب به: مسعودی، اثبات الوصیه، ص۲۴۳؛ قمی، الانوار البهیه، ص۲۹۹.
- ↑ مسعودی، مروج الذهب، ج۴، ص۱۸۳.
- ↑ یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۵۰۳.
- ↑ وی کاتب بغا الشرابی (از کارگزاران حکومت عباسی) بود (ر.ک: یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۱۴۳).
- ↑ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱۲، ص۵۷.
- ↑ ابن طولون، الائمه الاثنی عشر، ص۱۰۹.
- ↑ مفید، المقنعه، ص۴۸۴. البته با توجه به اختلاف نظر درباره زمان ولادت آن حضرت، مدت عمر ایشان نیز با اختلاف نقل شده است.
- ↑ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، تاریخ اسلام بخش دوم ج۲، ص۲۱۲.
- ↑ قائدان، عتبات عالیات عراق، ص۱۹۸ – ۲۰۴.
- ↑ کلینی، الکافی، ج۴، ص۵۷۹.
- ↑ طوسی، امالی، ص۲۸۶.
- ↑ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، تاریخ اسلام بخش دوم ج۲، ص۲۱۳.
- ↑ بحارالانوار، ج۵۰، ص۱۹۷.
- ↑ کشف الغمه، ج۳، ص۲۹۴.
- ↑ راجی، علی، مظلومیت امام هادی، ص ۹۸.