پرش به محتوا

یوسف بن عمر ثقفی: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
خط ۸: خط ۸:


==مقدمه==
==مقدمه==
[[هشام بن عبدالملک]]، پس از [[عزل]] [[خالد بن عبدالله]]، [[یوسف بن عمر]] را که [[والی]] [[یمن]] بود به [[حکومت]] [[عراق]] ([[بصره]] و [[کوفه]]) و [[مشرق]] عالم [[اسلام]] گمارد<ref>نک: تاریخ طبری، ج۵، ص۴۶۹.</ref>. در [[زمان]] وی بود که [[زید بن علی بن الحسین]]{{ع}} [[قیام]] کرد.<ref>[[محمد حسین رجبی دوانی|رجبی دوانی، محمد حسین]]، [[کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی (کتاب)|کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی]] ص ۴۰۸.</ref>
[[هشام بن عبدالملک]]، پس از [[عزل]] [[خالد بن عبدالله]]، [[یوسف بن عمر]] را که [[والی یمن]] بود به [[حکومت]] [[عراق]] ([[بصره]] و [[کوفه]]) و [[مشرق]] عالم [[اسلام]] گمارد<ref>نک: تاریخ طبری، ج۵، ص۴۶۹.</ref>. در [[زمان]] وی بود که [[زید بن علی بن الحسین]]{{ع}} [[قیام]] کرد.<ref>[[محمد حسین رجبی دوانی|رجبی دوانی، محمد حسین]]، [[کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی (کتاب)|کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی]] ص ۴۰۸.</ref>


فرمانروای [[مستبد]] و سفاک و [[سنگدل]] عصر [[اموی]]. وی از سال ۱۰۶ از سوی [[هشام بن عبدالملک]] به [[حکومت]] [[یمن]] [[منصوب]] شد، سپس در سال ۱۲۱ [[حکومت عراق]] و [[خراسان]] نیز به او واگذار گردید و او پسرش صلت را به [[جانشینی]] خود در یمن باقی گذارد و خود به [[کوفه]] که مقر حکومت عراق بود، رفت. وی [[خالد بن عبدالله]] قسری [[حاکم]] پیشین [[عراق]] و خراسان را بگرفت و با [[شکنجه]] بسیار کشت و در [[اداره امور]] قلمرو خود شیوه [[حجاج بن یوسف]] را در پیش گرفت. یوسف بیش از پنج سال در [[مقام]] [[حاکم خراسان]] و عراق باقی بود تا آنکه [[یزید بن ولید]] در سال ۱۲۶ او را [[عزل]] کرد و در [[دمشق]] به [[زندان]] افکند و [[یزید بن خالد قسری]] کسانی را [[مأمور]] کرد تا یوسف را به [[قصاص]] [[خون]] پدرش در داخل زندان کشتند، وی با وجود [[مقامات]] بالایی که داشت به [[حماقت]] و [[ابلهی]] شهره و ضرب‌المثل بود و او را احمق می‌خواندند<ref>اعلام، ج ۸، ص۲۴۳؛ المنجد، ص۷۵۵.</ref>.<ref>[[سید غلام رضا تهامی|تهامی، سید غلام رضا]]، [[فرهنگ اعلام تاریخ اسلام ج۲ (کتاب)|فرهنگ اعلام تاریخ اسلام]]، ج۲، ص ۲۱۵۳.</ref>
فرمانروای [[مستبد]] و سفاک و [[سنگدل]] عصر [[اموی]]. وی از سال ۱۰۶ از سوی [[هشام بن عبدالملک]] به [[حکومت]] [[یمن]] [[منصوب]] شد، سپس در سال ۱۲۱ [[حکومت عراق]] و [[خراسان]] نیز به او واگذار گردید و او پسرش صلت را به [[جانشینی]] خود در یمن باقی گذارد و خود به [[کوفه]] که مقر حکومت عراق بود، رفت. وی [[خالد بن عبدالله]] قسری [[حاکم]] پیشین [[عراق]] و خراسان را بگرفت و با [[شکنجه]] بسیار کشت و در [[اداره امور]] قلمرو خود شیوه [[حجاج بن یوسف]] را در پیش گرفت. یوسف بیش از پنج سال در [[مقام]] [[حاکم خراسان]] و عراق باقی بود تا آنکه [[یزید بن ولید]] در سال ۱۲۶ او را [[عزل]] کرد و در [[دمشق]] به [[زندان]] افکند و [[یزید بن خالد قسری]] کسانی را [[مأمور]] کرد تا یوسف را به [[قصاص]] [[خون]] پدرش در داخل زندان کشتند، وی با وجود [[مقامات]] بالایی که داشت به [[حماقت]] و [[ابلهی]] شهره و ضرب‌المثل بود و او را احمق می‌خواندند<ref>اعلام، ج ۸، ص۲۴۳؛ المنجد، ص۷۵۵.</ref>.<ref>[[سید غلام رضا تهامی|تهامی، سید غلام رضا]]، [[فرهنگ اعلام تاریخ اسلام ج۲ (کتاب)|فرهنگ اعلام تاریخ اسلام]]، ج۲، ص ۲۱۵۳.</ref>
۲۲۴٬۸۹۸

ویرایش