عقل: تفاوت میان نسخهها
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-]] {{پایان}} {{پایان}} == منابع == {{منابع}} +]] {{پایان مدخلهای وابسته}} == منابع == {{منابع}})) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۳۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۶ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{ | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = شناخت | |||
| عنوان مدخل = | |||
| مداخل مرتبط = [[عقل در لغت]] - [[عقل در قرآن]] - [[عقل در حدیث]] - [[عقل در نهج البلاغه]] - [[عقل در کلام اسلامی]] - [[عقل در فلسفه اسلامی]] - [[عقل در اخلاق اسلامی]] - [[عقل در معارف مهدویت]] - [[عقل در فقه سیاسی]] - [[عقل در معارف دعا و زیارات]] - [[عقل در معارف و سیره علوی]] - [[عقل در معارف و سیره سجادی]] - [[عقل در معارف و سیره حسینی]] - [[عقل در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] | |||
| پرسش مرتبط = | |||
}} | |||
'''عقل''' به معنای بازداشتن و نگهداری | '''عقل'''، واژهای عربی است به معنای بازداشتن و نگهداری. قوۀ مدركه [[انسان]] را نیز عقل میگویند زیرا صاحب خود را از افتادن به ورطههای هلاکت [[حفظ]] میکند. در تعابیر [[دینی]] و [[روایات]] از عقل به رسول باطنی یا حجت باطنی (در کنار رسول ظاهری) یاد شده است. در فرهنگ قرآن وجه تمایز [[انسان]] از حیوان به عقل و [[تعقل]] او دانسته شده است. عقل از نگاه فقهای شیعه یکی از منابع [[استنباط احکام شرعی]] در کنار [[قرآن]]، [[سنت]] و [[اجماع]] و غیر آن است. | ||
==معناشناسی== | == معناشناسی == | ||
عقل در لغت به | {{اصلی|عقل در لغت}} | ||
عقل، واژهای عربی است از ریشه «ع ق ل» که از حیث مفهوم به «عقال» وابسته است<ref>الف. {{عربی|عَقَلْتُ الْبَعِيرَ عَقْلًا: شددت يده بالعِقال}}؛ فراهیدی، [[خلیل بن احمد]]، کتاب العین، ج۲، ص۱۲۵۳. | |||
ب. {{عربی|رجُلٌ عَاقِلٌ: مَأْخوذٌ من عَقَلْتُ البَعيرَ إذا جَمَعْتَ قَوَائِمَهُ}}؛ ابن منظور، لسان العرب، ج۹، ص۳۲۶. | |||
ج. {{متن حدیث|فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ {{صل}} إِنَّ الْعَقْلَ عِقَالٌ مِنَ الْجَهْلِ}}؛ حرانی، ابو محمد حسن، تحف العقول، ص۱۵.</ref> و عقال عبارت از بندی است که به وسیله آن، زانوی شتر [[سرکش]] را میبندند تا طغیانگریاش را مهار کنند<ref>خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج۱، ص۱۵۹: {{عربی|عقلت البعیر عقلا شددت یده بالعقال أی الرباط}}؛ همچنین ر.ک: صاحب بن عباد، المحیط فی اللغه، ج۱، ص۱۷۲؛ احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغه، ج۴، ص۷۲؛ احمد بن محمد فیومی، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی، ج۲، ص۴۲۲؛ محمد مرتضی حسینی زبیدی، تاج العروس من جواهر القاموس، ج۱۵، ص۵۰۴.</ref>. این واژه، همچنین بر یکی از قوای [[نفس انسان]] اطلاق شده که فهم و یادگیری به آن وابسته است<ref>حسین بن محمد راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، تحقیق صفوان عدنان داوودی، ص۵۷۷: {{متن حدیث|العَقْلُ يقالُ للقُوَّةِ المُتَهَيِّئَةِ لقُبُول العِلْمِ}}؛ همچنین ر.ک: احمد بن محمد فیومی، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی، ج۲، ص۴۲۳؛ محمد مرتضی حسینی زبیدی، تاج العروس من جواهر القاموس، ج۱۵، ص۵۰۴.</ref>. گویا وجه این تطبیق آن است که این قوه و [[علم]] حاصل از آن، باعث جلوگیری [[انسان]] از افتادن در پرتگاه [[جهل و نادانی]] میشود<ref>محمد بن مکرمین منظور، لسان العرب، ج۱۱، ص۴۵۸: {{عربی|و سمی العقل عقلا لأنه یعقل صاحبه عن النورط فی المهالک، أی یحبسه}}؛ همچنین ر.ک: محمد مرتضی حسینی زبیدی، تاج العروس من جواهر القاموس، ج۱۵، ص۵۰۴.</ref>. عقل غرایز و [[امیال]] سرکش را مهار میکند و زانوی [[غضب]] و [[شهوت]] سرکش را میبندد<ref>جوادی آملی، عبدالله، مراحل اخلاق در قرآن، ص۷۰.</ref>. از این رو، این کلمه در اصل به معنای امساک و استمساک<ref>{{عربی|أصل الْعَقْلِ: الإمساك و الاستمساك}}؛ راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۵۷۸.</ref> یا [[عقد]] و امساک است<ref>اسماعیل بن حماد جوهری، الصحاح- تاج اللغة وصحاح العربیة، تحقیق و تصحیح احمد عبدالغفور عطار، ج۵، ص۱۷۹۹: العقل الحجر والنهی؛ همچنین ر.ک: صاحب بن عباد، المحیط فی اللغه، ج۱، ص۱۷۲؛ احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغه، ج۴، ص۶۹؛ ابن منظور، لسان العرب، ج۱۱، ص۴۵۸؛ محمد مرتضی حسینی زبیدی، تاج العروس من جواهر القاموس، ج۱۵، ص۵۰۴.</ref>.<ref>[[احمد دیلمی|دیلمی، احمد]]، [[مبانی و نظام اخلاق (مقاله)| مقاله «مبانی و نظام اخلاق»]]، [[دانشنامه امام علی ج۴ (کتاب)| دانشنامه امام علی ج۴]]، ص ۱۶۷؛ [[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲ (کتاب)| ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲]]، ص ۱۹۴؛ [[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]]، ص ۸۹؛ [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[عقل و معرفت عقلی (مقاله)|مقاله «عقل و معرفت عقلی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]]، ص ۱۲؛ [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص۶۸؛ [[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱ (کتاب)|اخلاق الاهی، ج۱]]، ص۱۶۵-۱۶۶.</ref> | |||
در | == عقل، رسول باطنی == | ||
در تعابیر [[دینی]] و [[روایات]] از عقل به رسول باطنی یا حجت باطنی (در کنار رسول ظاهری) یاد شده است. [[امام صادق]] {{ع}} در تعریفی که از عقل ارائه میدهد از [[حقیقت]] آن پرده برمیدارد. عقل همان [[نور]] و نیروی درونی است که [[خداپرستان]]، [[خدا]] را بهواسطه آن میپرستند و میشناسند. طبق این تعریف، عقل نوری است از درون [[انسان]] که مبنای [[شناخت]] و [[پرستش]] [[خداوند]] است، یعنی شناختی بر پایه [[فطرت]] [[آدمی]]. بر این اساس، عقل، [[حجت]] میان [[خدا]] و [[بندگان]] است. از اینرو رجوع به عقل در مسائل گوناگون و بهکارگیری و استنتاج از آن امری اساسی و بنیادین است و [[مکتب اسلام]] [[آدمی]] را از ترک عقل و گوش ندادن به ندای درونی آن بهشدت برحذر میدارد<ref>[[سید حسین دینپرور|دینپرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)| دانشنامه نهج البلاغه ج۲]]، ص ۵۶۷.</ref>. | |||
== مفهوم عقل در [[قرآن]] == | |||
==مفهوم عقل در [[قرآن]]== | |||
{{اصلی|عقل در قرآن}} | {{اصلی|عقل در قرآن}} | ||
گستره مسئله عقل در قرآن، بسیار فراتر از آن است که در کتابهای لغت و یا مباحث [[عقلی]] و یا [[اخلاقی]] مطرح شده؛ زیرا: | گستره مسئله عقل در قرآن، بسیار فراتر از آن است که در کتابهای لغت و یا مباحث [[عقلی]] و یا [[اخلاقی]] مطرح شده؛ زیرا: | ||
#اولاً، [[انسان]] در | # اولاً، [[انسان]] در فرهنگ قرآن، [[خلیفه الهی]] و دارای مقام جامع در مقایسه با سایر [[مخلوقات]] است. او از یک سو، میتواند در سیرکمالی، تا عالیترین مراتب [[قرب الهی]] را طی کند و ملقب به خطابهایی چنین ارجمند گردد که {{متن قرآن|وَاصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسِي}}<ref>«و تو را برای خویشتن پروراندم» سوره طه، آیه ۴۱.</ref>، {{متن قرآن|ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى * فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى}}<ref>«سپس نزدیک شد و فروتر آمد * آنگاه (میان او و پیامبر) به اندازه دو کمان یا نزدیکتر رسید» سوره نجم، آیه ۸-۹.</ref>. او از سوی دیگر، امکان [[دنائت]] و [[پستی]] تا پایینترین مراتب حیوانی و حتی جمادی را دارد؛ چنانکه قرآن میفرماید: {{متن قرآن|أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا}}<ref>«آیا گمان میکنی که بیشتر آنان میشنوند یا خرد میورزند؟ آنها جز همگون چارپایان نیستند بلکه گمراهترند» سوره فرقان، آیه ۴۴.</ref>، {{متن قرآن|ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ فَهِيَ كَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَإِنَّ مِنَ الْحِجَارَةِ لَمَا يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهَارُ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا يَشَّقَّقُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ الْمَاءُ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ}}<ref>«باز از پس آن، دلهایتان به سختیگرایید چونان سنگها بلکه سختتر زیرا بیگمان از برخی سنگها جویبارها فرا میجوشد و برخی میشکافد و از آن آب بیرون میزند و برخی از بیم خداوند فرو میغلتد و خداوند از آنچه انجام میدهید غافل نیست» سوره بقره، آیه ۷۴.</ref>. | ||
#ثانیاً، [[انسان]] در همه مراتب، دارای | # ثانیاً، [[انسان]] در همه مراتب، دارای قوه تشخیص خیر و شر و [[تدبیر امور]] خود است. از همین رو، گستره مصادیق عقل ـ با [[حفظ]] معنای لغوی آن ـ در انسان بسیار وسیع است. ولی در فرهنگ قرآن، چون اصل در [[فطرت انسانی]]، توجه به [[توحید]] و [[فضائل]] [[الهی]] است، عقل در [[قرآن]] به مرتبه کمال [[نفسانی]] انسان اطلاق شده که [[قدرت]] بر تشخیص [[حق و باطل]] و [[صلاح]] و [[فساد]] را بر اساس معیارهای الهی دارد؛ چنان که [[امام صادق]] {{ع}} درباره آن میفرمایند: {{متن حدیث|الْعَقْلُ مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحْمَنُ وَ اكْتُسِبَ بِهِ الْجِنَانُ، قِيلَ: فَمَا الَّذِي كَانَ فِي مُعَاوِيَةَ؟ قَالَ {{ع}}: تِلْكَ النَّكْرَاءُ، تِلْكَ الشَّيْطَنَةُ، وَ هِيَ شَبِيهَةٌ بِالْعَقْلِ وَ لَيْسَتْ بِالْعَقْلِ}}<ref>هدایة الأمة إلی أحکام الأئمة {{عم}}، ج۱، ص۴.</ref>. | ||
بنابراین، عقل در قرآن، به مرتبه عالی نفس [[انسانی]] اطلاق شده که به واسطه [[تربیت]] [[علمی]] و عملی تحت [[هدایت]] ولیّالله، [[استعداد]] [[سیر]] تا عالیترین مراتب [[کمال انسانی]] را دارد<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۲ ص ۱۹۷-۲۰۴.</ref>. | بنابراین، عقل در قرآن، به مرتبه عالی نفس [[انسانی]] اطلاق شده که به واسطه [[تربیت]] [[علمی]] و عملی تحت [[هدایت]] ولیّالله، [[استعداد]] [[سیر]] تا عالیترین مراتب [[کمال انسانی]] را دارد<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۲ ص ۱۹۷-۲۰۴.</ref>. | ||
==اهتمام قرآن به تعقل== | == اهتمام قرآن به تعقل == | ||
اهتمام به تعقّل و بها دادن به عقل در | اهتمام به تعقّل و بها دادن به عقل در فرهنگ قرآن تا به آنجاست که [[خداوند]] وجه تمایز [[انسان]] از حیوان را به [[تعقل]] [[توحیدی]] او بیان میدارد و میفرماید: {{متن قرآن|وَمَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِمَا لَا يَسْمَعُ إِلَّا دُعَاءً وَنِدَاءً صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لَا يَعْقِلُونَ}}<ref>«و داستان کافران، چون داستان کسی است که حیوانی را بانگ میکند که جز فراخواندن و آوایی نمیشنود؛ (اینان) کرند، لالند، نابینایند، از اینرو خرد نمیورزند» سوره بقره، آیه ۱۷۱.</ref>. | ||
[[قرآن کریم]]، کسانی را که در [[زندگی]] از عقل [[الهی]] و تعقّل در [[امور معنوی]] بیبهره هستند، به بدترین جنبندگان | [[قرآن کریم]]، کسانی را که در [[زندگی]] از عقل [[الهی]] و تعقّل در [[امور معنوی]] بیبهره هستند، به بدترین جنبندگان تشبیه مینماید و میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ}}<ref>«بدترین جنبندگان نزد خداوند ناشنوایانی گنگند که خرد نمیورزند» سوره انفال، آیه ۲۲.</ref>. | ||
در [[آیات]] مختلف قرآن، به تعقّل و [[تدبّر]] در [[آیات آفاقی]]، انفسی و یا [[امور دینی]] توصیه شده است: {{متن قرآن|لَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ كِتَابًا فِيهِ ذِكْرُكُمْ أَفَلَا تَعْقِلُونَ}}<ref>«بیگمان کتابی برای شما فرستادهایم که یادکرد شما در آن است، آیا خرد نمیورزید؟» سوره انبیاء، آیه ۱۰.</ref>. | در [[آیات]] مختلف قرآن، به تعقّل و [[تدبّر]] در [[آیات آفاقی]]، انفسی و یا [[امور دینی]] توصیه شده است: {{متن قرآن|لَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ كِتَابًا فِيهِ ذِكْرُكُمْ أَفَلَا تَعْقِلُونَ}}<ref>«بیگمان کتابی برای شما فرستادهایم که یادکرد شما در آن است، آیا خرد نمیورزید؟» سوره انبیاء، آیه ۱۰.</ref>. | ||
خلاصه آنکه، در | خلاصه آنکه، در فرهنگ دینی، عقل به معنای قوه تمییز [[حق]] از [[باطل]] است و کسی که چنین قوهای را به کار نمیاندازد، در مرتبه حیوانات، بلکه پستتراز آنهاست: {{متن قرآن|وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ}}<ref>«و بیگمان بسیاری از پریان و آدمیان را برای دوزخ آفریدهایم؛ (زیرا) دلهایی دارند که با آن درنمییابند و دیدگانی که با آن نمینگرند و گوشهایی که با آن نمیشنوند؛ آنان چون چارپایانند بلکه گمراهترند؛ آنانند که ناآگاهند» سوره اعراف، آیه ۱۷۹.</ref>.<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲ (کتاب)| ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲]]، ص ۱۹۷-۲۰۴.</ref> | ||
== عقل در روایات == | |||
{{اصلی|عقل در حدیث}} | |||
در روایاتی که از [[پیشوایان معصوم]] {{ع}} به دست ما رسیده است، غالباً نیروی عقل به وسیله ویژگیها، [[خواص]] و اغراض و فواید آن تعریف شده است: | |||
# [[رسول خدا]] {{صل}} در [[وصیت]] به [[امیرالمؤمنین علی]] {{ع}} میفرماید: "عقل چیزی است که با آن [[بهشت]] به دست آید و [[خشنودی]] خدای [[مهربان]] را جویند"<ref>{{متن حدیث|يَا عَلِيُّ اَلْعَقْلُ مَا اُكْتُسِبَتْ بِهِ اَلْجَنَّةُ وَ طُلِبَ بِهِ رِضَا اَلرَّحْمَنِ}}؛ شیخ صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۳۵۲.</ref>. | |||
# [[امام صادق]] {{ع}} در پاسخ به [[پرسش]] یکی از [[اصحاب]] که پرسید عقل چیست؟ میفرماید: "عقل چیزی است که با آن [[خدا]] را [[بندگی]] کنند و [[بهشت]] به دست آرند"<ref>{{متن حدیث|مَا عُبِدَ بِهِ اَلرَّحْمَنُ وَ اُكْتُسِبَ بِهِ اَلْجِنَانُ}}</ref>. راوی با این جواب [[امام]] به یاد کسانی میافتد که هیچ یک از این دو را نمیکنند و با این حال [[عاقل]] شمرده میشوند؛ بنابراین از [[امام]] سؤال میکند؛ آنچه در [[معاویه]] بود، نامش چیست؟ و [[امام]] فرمود: "آن زیرکی و شیطنت است، شبیه عقل است ولی عقل نیست"<ref>{{متن حدیث|تِلْكَ اَلنَّكْرَاءُ تِلْكَ اَلشَّيْطَنَةُ وَ هِيَ شَبِيهَةٌ بِالْعَقْلِ وَ لَيْسَتْ بِالْعَقْلِ}}؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۱؛ احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج۱، ص۱۹۵؛ علی بن حسین صدوق، معانی الاخبار ص۲۳۹.</ref>.<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱ (کتاب)|اخلاق الاهی، ج۱]]، ص۱۶۶-۱۶۸.</ref> | |||
== نقش و قلمرو [[حکم عقل]] == | |||
عقل از نگاه فقهای شیعه یکی از منابع [[استنباط احکام شرعی]] در کنار [[قرآن]]، [[سنت]] و [[اجماع]] و غیر آن است<ref>محقق حلی، المعتبر فی شرح المختصر، ج۱، ص۲۸؛ علامه حلی، قواعد الاحکام، ج۳، ص۴۲۳؛ شهید اول، ذکری الشیعه، ج۱، ص۵۲.</ref> و مراد از [[دلیل عقلی]]، قضیه و [[حکم عقلی]] است که موجب دستیابی به حکم شرعی میشود<ref>میرزای قمی، القوانین المحکمة فی الاصول، ج۳، ص۷؛ شیخ انصاری، مطارح الانظار، ج۲، ص۳۱۹؛ اصفهانی غروی، نهایة الدرایه، ج۲، ص۷.</ref>؛ البته عقل کاربردهای دیگری هم دارد که نبود مرزبندی مفهومی میان آنها موجب شده در [[عقلی]] که محل [[نزاع]] در [[اصول فقه]] است، ابهام پدید آید<ref>[[ابوالقاسم مقیمی حاجی|مقیمی حاجی]] و [[سیفالله سخائیفر|سخائیفر]]، [[عقل - مقیمی حاجی و سخائیفر (مقاله)| مقاله «عقل»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۷ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۷]]، ص۳۶۱ ـ ۳۶۲.</ref>. | |||
== عقل نظری و عملی == | |||
{{اصلی|عقل نظری|عقل عملی}} | |||
در کتابهای حکمی، عقل را از جهت نوع فعالیت، در یک تقسیمبندی کلی، به عقل نظری و عملی تقسیم میکنند. عقل نظری به قوه مدرکه کلیات در معقولات گفته میشود که با ترتیب قیاسات و [[اقامه برهان]]، امور نظری را [[کشف]] میکند. [[عقل عملی]]، در مسائل ارزشی، از قبیل [[اخلاق]] و [[حقوق]] و مسائل [[اجتماعی]] و [[خانوادگی]] به کار میرود؛ به این ترتیب که با تشخیص امور نافع از مضر و تفکیک [[حق]] از [[باطل]]، (به زعم خود، در نفس ایجاد [[شوق]] و رغبت برای انجام امور نافع و [[نفرت]] از انجام امور مضر در جزئیات مینماید<ref>الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیة الأربعة، ج۹، ص۸۳.</ref>.<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲ (کتاب)| ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲]]، ص ۱۹۶؛ [[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص۵۶۲ ـ ۵۶۴.</ref> | |||
== کاربردهای عقل == | |||
[[عقل انسان]] کارکردهای گوناگونی را پذیراست که گاه خلط میان این کارکردها، موجب [[خطا]] یا [[ضعف]] [[استدلال]] میشود؛ از اینرو شایسته است که مراتب مختلف احکام عقلی را جدا کرد: | |||
# '''ابزار فهم:''' هنگامی که عقل به صورت ابزاری در فهم همه اشیا و قضایا و تبیین و [[تفسیر]] منطقی دیگر منابع و سپس سنجش رابطه آنها با یکدیگر و حل تعارض موجود میان آنها به کار گرفته میشود، عقل ابزاری با مصباحی<ref>جوادی آملی، عبدالله، تسنیم، ج۱، ص۵۸.</ref> یا استنتاجی<ref>شیخ انصاری، مطارح الانظار، ج۲، ص۳۲۴.</ref> خوانده میشود. این نقش عقل را هیچکس حتی اخباریان نمیتوانند [[انکار]] کنند و گریزی از آن نیست، حتی کسی که به زبان آن را انکار میکند، در عمل ناگزیر از آن است؛ زیرا بدون تردید هیچ [[استدلال]] و استنادی به ظواهر [[کتاب و سنت]]، بدون کمک گرفتن از [[قوه عاقله]] سامان نمییابد. | |||
# '''مُدرک [[شارع]] و [[شریعت]]:''' گاه عقل در مرحله مبادی [[احکام]] واقع میشود و نقشی اثباتی ایفا میکند؛ زیرا حجیت [[کتاب و سنت]] و اصل شریعت، باید به [[استدلال]] و [[قناعت]] عقل منتهی شود<ref>صدر، سیدمحمدباقر، بحوث فی علم الاصول، ج۴، ص۱۲۰.</ref>. در حجیت عقل در این نوع مسائل که به مباحث [[اصول دین]] باز میگردد، [[اختلاف]] نظری وجود ندارد<ref>مکارم شیرازی، ناصر، انوار الاصول، ج۲، ص۲۵۸.</ref>. | |||
# '''عقل در [[مقام]] [[امتثال]]:''' عقل گاه در مرحله معلولات [[احکام شرعی]] قرار میگیرد<ref>نایینی، میرزا محمدحسین، اجود التقریرات، ج۲، ص۸۹.</ref> و پس از اثبات حکمی از سوی کتاب و سنت، نقشآفرینی میکند و در [[مقام]] [[امتثال]] به [[لزوم]] عمل به [[اوامر و نواهی]] [[خدا]] [[فرمان]] میدهد<ref>صدر، سیدمحمدباقر، بحوث فی علم الاصول، ج۴، ص۱۲۰.</ref> و [[حاکم]] به حسن [[اطاعت]] و قبح [[عصیان]] مولاست<ref>وحید بهبهانی، محمدباقر، الفوائد الحائریه، ص۳۶۶.</ref> و این از موارد [[عقل عملی]] است. از این عقل میتوان به عنوان عقل پس از [[شرع]]، نام برد؛ یعنی [[حکم]] به اطاعت از آنچه که در شرع الزام به آن ثابت شده است. | |||
# '''عقل در [[مقام]] [[درک]] [[حکم شرعی]]:''' در [[علم اصول فقه]] از درک [[عقل نظری]] و درک ملازمات و رابطههای میان دو یا چند [[حکم]]، بحث میشود<ref>صدر، سیدمحمدباقر، المعالم الجدیده للاصول، ج۱، ص۱۸۲. </ref>، به این صورت که غالباً از یکی از احکام ثابت شده و از راه ملازمه [[عقلی]]، درصدد [[کشف]] حکم شرعی دیگریاند و از آنها به غیرمستقلات عقلی تعبیر میشود<ref>اصفهانی غروی، نهایة الدرایه، ج۲، ص۹؛ مظفر، محمدرضا، اصول الفقه، ج۲، ص۲۶۴ و ۳۰۰؛ امام خمینی، جواهر الاصول، ج۳، ص۱۵- ۱۶.</ref>.<ref>[[ابوالقاسم مقیمی حاجی|مقیمی حاجی]] و [[سیفالله سخائیفر|سخائیفر]]، [[عقل - مقیمی حاجی و سخائیفر (مقاله)| مقاله «عقل»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۷ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۷]]، ص۳۶۴ ـ ۳۶۶.</ref> | |||
== ویژگیهای عقل == | |||
برای عقل چند ویژگی بیان شده است: | |||
# '''[[رسول]] و حجت باطنی:''' عقل مربی [[باطنی]] است و [[انبیا]] و [[مرسلین]]{{عم}} مربی خارجی هستند که [[راهنمایان]] طریق [[سعادت]] میباشند و این دو با هم بوده و هر کدام بدون دیگری راه به مقصد نمیبرد؛ زیرا عقل بشری خود به تنهایی نمیتواند طریق [[هدایت]] و سعادت را [[کشف]] کند و راهی به [[عالم غیب]] و نشئه [[آخرت]] پیدا کند؛ از طرفی هدایت و [[راهنمایی]] [[پیامبران]]{{عم}} بدون هدایت قوه عقل و [[ادراک عقلی]] مؤثر نمیباشد، پس [[حق تعالی]] این دو نوع مربی را عطا کرد تا تمام استعدادهای نهفته در [[نفوس]] [[انسانها]] به فعلیت برسد<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۲۳۷.</ref>. | |||
# '''عامل [[فضیلت]] [[انسان]] بر سایر موجودات:''' [[برتری]] انسان بر سایر موجودات بهرهمندی انسان از عقل است و با همین قوه ممیزه، صاحب [[تکلیف]] جزا و عقاب میشود؛ زیرا [[شناخت]] دار جزا و عقاب به سبب عقل میباشد<ref>امام خمینی، الطلب و الاراده، ص۷۹؛ صحیفه امام، ج۴، ص۱۷۵.</ref>. | |||
# '''[[قدرت]] مقایسه منافع و مضارّ امور:''' [[انسان]] به وسیله عقل [[اختلافها]] و تمایزها را [[درک]] کرده و در مواجهه با موضوعات مختلف با استفاده از [[نور]] عقل، هر یک از اخلاق فاسده و ملکات رذیله که در تصرف [[شیطان]] است را با منافع و مضار هر یک از [[اخلاق نیکو]] و [[فضایل]] و ملکات نفسانی که در تصرف عقلاند، میسنجد<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۸-۱۹.</ref>. | |||
# '''در شمار دلیلهای [[فقهی]] بودن:''' در فقه شیعه، عقل در کنار کتاب، [[سنت]] و [[اجماع]]، از منابع [[استنباط احکام شرعی]] به شمار میآید<ref>امام خمینی، الاستصحاب، ص۶؛ الاجتهاد و التقلید، ص۶۱.</ref>.<ref>[[باقر صاحبی|صاحبی، باقر]]، [[عقل ۲ - صاحبی (مقاله)| مقاله «عقل»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۷ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۷]]، ص۳۸۴.</ref> | |||
== | == آفتهای عقل == | ||
عقل یکی از منابع [[شناخت]] است تا زمانی که در تصرف [[قانون الهی]] و [[شرعی]] باشد؛ اما [[عقلی]] که پشتیبانی [[شرع]] و تعالیم انبیا{{عم}} را نپذیرد، [[استقلال]] ندارد و [[بنده]] [[شهوت]]، [[غضب]] و شیطان خواهد بود<ref>امام خمینی، تقریرات فلسفه، ج۳، ص۳۶۵- ۳۶۶.</ref>. از اینرو برای عقل آفاتی بیان شده است که اگر [[عقل انسان]] گرفتار آنها گردد از [[مسیر حق]] [[منحرف]] شده، قادر به درک حقایق نخواهد بود. این آفتها عبارتانداز: | |||
# '''[[غرور]] و [[خودخواهی]]:''' اگرچه همه [[رذایل نفسانی]] و افکار شیطانی [[دشمن]] عقل است، برخی از آنها از آفات بزرگ عقل به شمار میروند؛ نظیر غرور که [[بیماری]] است که بدون ایجاد درد، قلب و [[روح]] را [[فاسد]] و [[انسان]] را هلاک میکند<ref>امام خمینی، جهاد اکبر، ص۵۱ -۵۲.</ref>. | |||
# '''غضب:''' [[خشم]] و غضب موجب تعطیل شدن قوای [[عقلانی]] [[انسان]] میشود و در این صورت فرد [[خشمگین]] تصمیمات غیرمنطقی و اقدامات غیرعاقلانه انجام میدهد<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۴، ص۳۶۵؛ شرح چهل حدیث، ص۱۳۷.</ref>. همچنین [[غضب]] [[نور]] عقل و [[ایمان]] را خاموش میکند<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۳۶.</ref>. | |||
# '''پرگویی:''' سخنان [[لغو]] و [[بیهوده]] مضر به حال [[روح]] و نفس است و آن را از صفا و [[سلامت]] و [[طمأنینه]] ساقط میکند<ref>امام خمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۳۹۱.</ref>. | |||
# '''[[هوای نفس]]:''' هوای نفس، [[دشمن]] خطرناک عقل است؛ به گونهای که تمام [[انوار]] عقل و ایمان را خاموش میکند<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۶۹.</ref>. | |||
# '''[[بیماری]] مزاج:''' بیماریهای جسمی و مزاجی باعث میشود توجه عقل به بدن و مزاج بیشتر شود و هر قدر این توجه به بدن بیشتر شود، [[ادراکات عقلی]] [[ضعیف]] و کمتر میشود؛ زیرا عقل سالم در بدن سالم است<ref>امام خمینی، تقریرات فلسفه، ج۳، ص۳۰-۳۱.</ref>.<ref>[[باقر صاحبی|صاحبی، باقر]]، [[عقل ۲ - صاحبی (مقاله)| مقاله «عقل»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۷ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۷]]، ص۳۸۵.</ref> | |||
== | == عقل و علم معصوم == | ||
یکی از [[منابع علم]] [[ائمه]]{{عم}}، | {{همچنین|علم معصوم}} | ||
یکی از [[منابع علم]] [[ائمه]] {{عم}}، عقل کاملی است که [[خداوند]] به آنان داده است. در واقع بسیاری از [[حقایق]] [[علمی]] با عقل عادی قابل درک نیست؛ چراکه عقل و [[خرد]] معمولی [[انسان]]، شعاع خاصی را روشن میسازد، [[ولی]] عقل [[ائمه اطهار]] {{عم}} شعاع بسیار گستردهای را روشن میسازد و این امر سبب میشود حقایقی را به دست آورند که از دیگران پنهان است<ref>مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن، ج٧، ص٢١٩. با اندکى دخل و تصرف.</ref>. [[حضرت علی]] {{ع}} در داستان [[لیلة المبیت]] در جواب "[[ابوجهل]]" که آن حضرت را [[سفیه]] خوانده بود فرمود: {{متن حدیث|... بَلِ اللَّهُ تَعَالَی قَدْ أَعْطَانِی مِنَ الْعَقْلِ مَا لَوْ قُسِمَ عَلَی جَمِیعِ حَمْقَاءِ الدُّنْیَا وَ مَجَانِینِهَا- لَصَارُوا بِهِ عُقَلَاء...}}؛... ای ابوجهل [[خدا]] آنقدر به من عقل و خرد بخشیده است که اگر بر جمیع [[نادانان]] و مجنونهای [[دنیا]] تقسیم کنند همه آنها [[عاقل]] خواهند شد...<ref>تفسیر منسوب به امام حسن عسکری {{ع}}، ص۴۶۹.</ref>.<ref>[[سید محمد جعفر سبحانی| سبحانی، سید محمد جعفر]]، [[منابع علم امامان شیعه (کتاب)|منابع علم امامان شیعه]]، ص ١٥٧.</ref> | |||
==عقل در | == عقل در عصر ظهور == | ||
یکی از [[نشانههای آخرالزمان]] کم شدن [[عقول]] [[مردم]] است. البته این کم شدن [[عقول]] به معنای | {{اصلی|عقل در معارف مهدویت}} | ||
یکی از [[نشانههای آخرالزمان]] کم شدن [[عقول]] [[مردم]] است. البته این کم شدن [[عقول]] به معنای جنون و دیوانگی نیست، یعنی [[مردم]] در ظاهر بسیار آراسته و متشخص هستند، اما اثرات عقل که همان [[پرستش]] [[خداوند]] و ترجیح [[آخرت]] است کمرنگ میشود. [[مردم]] سراسیمه به دنبال [[دنیا]] میروند و جز [[دنیاطلبی]] هیچ اندیشهای ندارند. [[رسول خدا]] {{صل}} فرمود: "فتنهای روی خواهد داد که در آن [[عقلها]] برداشته شود، تا جایی که مرد عاقلی را نمیبینید"<ref>ملاحم، ص ۲۳.</ref>. در چنین زمانی [[ظهور حضرت مهدی]] {{ع}} به وقوع خواهد پیوست. حضرت با دست [[الهی]] خود [[عقول]] [[مردم]] را کامل خواهد نمود. یکی از خصوصیات [[زمان ظهور]] کامل شدن [[عقول]] [[مردم]] به [[برکت]] حضرت است. او دست مبارکش را بر سر [[مؤمنین]] مینهد و [[کینه]] و حسدی که از زمان [[قابیل]] در [[دل]] [[بشر]] کاشته شده است از بین خواهد رفت و [[علم]] و [[حکمت]] در میان [[مردم]] رواج مییابد. [[امام باقر]] {{ع}} فرمود: "هرگاه [[حضرت قائم]] {{ع}} [[ظهور]] نماید، [[دست]] مبارکش را بر سر [[بندگان]] نهاده و بدین سبب [[عقول]] [[مردم]] جمع میشود و [[خرد]] آنان کامل میگردد"<ref>{{متن حدیث|إِذَا قَامَ قَائِمُنَا {{ع}}وَضَعَ یَدَهُ عَلَی رُءُوسِ الْعِبَادِ فَجَمَعَ بِهَا عُقُولَهُمْ وَ کَمَلَتْ بِهَا أَحْلَامُهُمْ}}؛ کمال الدین، ج۲، ص۶۷۵.</ref>.<ref>ر.ک: [[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|فرهنگنامه آخرالزمان]]. ص ۴۲۶؛ [[مجتبی تونهای|مجتبی تونهای]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۴۹۸.</ref> | |||
== پرسشهای وابسته == | == پرسشهای وابسته == | ||
| خط ۴۶: | خط ۸۱: | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||
{{ | {{مدخل وابسته}} | ||
* [[حِجْر]] | * [[حِجْر]] | ||
* [[ذهن]] | * [[ذهن]] | ||
| خط ۷۷: | خط ۱۱۲: | ||
* [[کاوشهای عقلی]] | * [[کاوشهای عقلی]] | ||
* [[نقل]] | * [[نقل]] | ||
{{پایان | {{پایان مدخل وابسته}} | ||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۸۳: | خط ۱۱۸: | ||
# [[پرونده:1100246.jpg|22px]] [[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱ (کتاب)|'''اخلاق الاهی ج۱''']] | # [[پرونده:1100246.jpg|22px]] [[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱ (کتاب)|'''اخلاق الاهی ج۱''']] | ||
# [[پرونده:1379150.jpg|22px]] [[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲ (کتاب)|'''ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲''']] | # [[پرونده:1379150.jpg|22px]] [[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲ (کتاب)|'''ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲''']] | ||
# [[پرونده:13681049.jpg|22px]] [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۲''']] | # [[پرونده:13681049.jpg|22px]] [[سید حسین دینپرور|دینپرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۲''']] | ||
# [[پرونده:29873800.jpg|22px]] [[مجتبی تونهای|مجتبی تونهای]]، [[موعودنامه (کتاب)|'''موعودنامه''']] | # [[پرونده:29873800.jpg|22px]] [[مجتبی تونهای|مجتبی تونهای]]، [[موعودنامه (کتاب)|'''موعودنامه''']] | ||
# [[پرونده:13681151.jpg|22px]] [[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|'''فرهنگنامه آخرالزمان''']] | # [[پرونده:13681151.jpg|22px]] [[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|'''فرهنگنامه آخرالزمان''']] | ||
# [[پرونده:1100662.jpg|22px]] [[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|'''فرهنگ مطهر''']] | # [[پرونده:1100662.jpg|22px]] [[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|'''فرهنگ مطهر''']] | ||
# [[پرونده:95220153.jpg|22px]] [[سید محمد جعفر سبحانی|سبحانی، سید محمد جعفر]]، [[منابع علم امامان شیعه (کتاب)|'''منابع علم امامان شیعه''']] | # [[پرونده:95220153.jpg|22px]] [[سید محمد جعفر سبحانی|سبحانی، سید محمد جعفر]]، [[منابع علم امامان شیعه (کتاب)|'''منابع علم امامان شیعه''']] | ||
# [[پرونده:IM009875.jpg|22px]] [[ابوالقاسم مقیمی حاجی|مقیمی حاجی]] و [[سیفالله سخائیفر|سخائیفر]]، [[عقل - مقیمی حاجی و سخائیفر (مقاله)| مقاله «عقل»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۷ (کتاب)|'''دانشنامه امام خمینی ج۷''']] | |||
# [[پرونده:IM009875.jpg|22px]] [[باقر صاحبی|صاحبی، باقر]]، [[عقل ۱ - صاحبی (مقاله)| مقاله «عقل»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۷ (کتاب)|'''دانشنامه امام خمینی ج۷''']] | |||
# [[پرونده:1368102.jpg|22px]] [[احمد دیلمی|دیلمی، احمد]]، [[مبانی و نظام اخلاق (مقاله)| مقاله «مبانی و نظام اخلاق»]]، [[دانشنامه امام علی ج۴ (کتاب)|'''دانشنامه امام علی ج۴''']] | |||
# [[پرونده:1368251.jpg|22px]] [[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|'''ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی''']] | |||
# [[پرونده:136899.jpg|22px]] [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[عقل و معرفت عقلی (مقاله)|مقاله «عقل و معرفت عقلی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه امام علی ج۱''']] | |||
# [[پرونده:IM010856.jpg|22px]] [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|'''قرآن و علم کلام''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||
| خط ۹۵: | خط ۱۳۶: | ||
{{حکمت}} | {{حکمت}} | ||
[[رده: | [[رده:منبع علم معصوم]] | ||
[[رده: | [[رده:منابع معرفت]] | ||
[[رده: | [[رده:منابع استنباط احکام]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۳ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۰:۵۹
عقل، واژهای عربی است به معنای بازداشتن و نگهداری. قوۀ مدركه انسان را نیز عقل میگویند زیرا صاحب خود را از افتادن به ورطههای هلاکت حفظ میکند. در تعابیر دینی و روایات از عقل به رسول باطنی یا حجت باطنی (در کنار رسول ظاهری) یاد شده است. در فرهنگ قرآن وجه تمایز انسان از حیوان به عقل و تعقل او دانسته شده است. عقل از نگاه فقهای شیعه یکی از منابع استنباط احکام شرعی در کنار قرآن، سنت و اجماع و غیر آن است.
معناشناسی
عقل، واژهای عربی است از ریشه «ع ق ل» که از حیث مفهوم به «عقال» وابسته است[۱] و عقال عبارت از بندی است که به وسیله آن، زانوی شتر سرکش را میبندند تا طغیانگریاش را مهار کنند[۲]. این واژه، همچنین بر یکی از قوای نفس انسان اطلاق شده که فهم و یادگیری به آن وابسته است[۳]. گویا وجه این تطبیق آن است که این قوه و علم حاصل از آن، باعث جلوگیری انسان از افتادن در پرتگاه جهل و نادانی میشود[۴]. عقل غرایز و امیال سرکش را مهار میکند و زانوی غضب و شهوت سرکش را میبندد[۵]. از این رو، این کلمه در اصل به معنای امساک و استمساک[۶] یا عقد و امساک است[۷].[۸]
عقل، رسول باطنی
در تعابیر دینی و روایات از عقل به رسول باطنی یا حجت باطنی (در کنار رسول ظاهری) یاد شده است. امام صادق (ع) در تعریفی که از عقل ارائه میدهد از حقیقت آن پرده برمیدارد. عقل همان نور و نیروی درونی است که خداپرستان، خدا را بهواسطه آن میپرستند و میشناسند. طبق این تعریف، عقل نوری است از درون انسان که مبنای شناخت و پرستش خداوند است، یعنی شناختی بر پایه فطرت آدمی. بر این اساس، عقل، حجت میان خدا و بندگان است. از اینرو رجوع به عقل در مسائل گوناگون و بهکارگیری و استنتاج از آن امری اساسی و بنیادین است و مکتب اسلام آدمی را از ترک عقل و گوش ندادن به ندای درونی آن بهشدت برحذر میدارد[۹].
مفهوم عقل در قرآن
گستره مسئله عقل در قرآن، بسیار فراتر از آن است که در کتابهای لغت و یا مباحث عقلی و یا اخلاقی مطرح شده؛ زیرا:
- اولاً، انسان در فرهنگ قرآن، خلیفه الهی و دارای مقام جامع در مقایسه با سایر مخلوقات است. او از یک سو، میتواند در سیرکمالی، تا عالیترین مراتب قرب الهی را طی کند و ملقب به خطابهایی چنین ارجمند گردد که ﴿وَاصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسِي﴾[۱۰]، ﴿ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى * فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى﴾[۱۱]. او از سوی دیگر، امکان دنائت و پستی تا پایینترین مراتب حیوانی و حتی جمادی را دارد؛ چنانکه قرآن میفرماید: ﴿أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا﴾[۱۲]، ﴿ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ فَهِيَ كَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَإِنَّ مِنَ الْحِجَارَةِ لَمَا يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهَارُ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا يَشَّقَّقُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ الْمَاءُ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ﴾[۱۳].
- ثانیاً، انسان در همه مراتب، دارای قوه تشخیص خیر و شر و تدبیر امور خود است. از همین رو، گستره مصادیق عقل ـ با حفظ معنای لغوی آن ـ در انسان بسیار وسیع است. ولی در فرهنگ قرآن، چون اصل در فطرت انسانی، توجه به توحید و فضائل الهی است، عقل در قرآن به مرتبه کمال نفسانی انسان اطلاق شده که قدرت بر تشخیص حق و باطل و صلاح و فساد را بر اساس معیارهای الهی دارد؛ چنان که امام صادق (ع) درباره آن میفرمایند: «الْعَقْلُ مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحْمَنُ وَ اكْتُسِبَ بِهِ الْجِنَانُ، قِيلَ: فَمَا الَّذِي كَانَ فِي مُعَاوِيَةَ؟ قَالَ (ع): تِلْكَ النَّكْرَاءُ، تِلْكَ الشَّيْطَنَةُ، وَ هِيَ شَبِيهَةٌ بِالْعَقْلِ وَ لَيْسَتْ بِالْعَقْلِ»[۱۴].
بنابراین، عقل در قرآن، به مرتبه عالی نفس انسانی اطلاق شده که به واسطه تربیت علمی و عملی تحت هدایت ولیّالله، استعداد سیر تا عالیترین مراتب کمال انسانی را دارد[۱۵].
اهتمام قرآن به تعقل
اهتمام به تعقّل و بها دادن به عقل در فرهنگ قرآن تا به آنجاست که خداوند وجه تمایز انسان از حیوان را به تعقل توحیدی او بیان میدارد و میفرماید: ﴿وَمَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِمَا لَا يَسْمَعُ إِلَّا دُعَاءً وَنِدَاءً صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لَا يَعْقِلُونَ﴾[۱۶].
قرآن کریم، کسانی را که در زندگی از عقل الهی و تعقّل در امور معنوی بیبهره هستند، به بدترین جنبندگان تشبیه مینماید و میفرماید: ﴿إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ﴾[۱۷].
در آیات مختلف قرآن، به تعقّل و تدبّر در آیات آفاقی، انفسی و یا امور دینی توصیه شده است: ﴿لَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ كِتَابًا فِيهِ ذِكْرُكُمْ أَفَلَا تَعْقِلُونَ﴾[۱۸].
خلاصه آنکه، در فرهنگ دینی، عقل به معنای قوه تمییز حق از باطل است و کسی که چنین قوهای را به کار نمیاندازد، در مرتبه حیوانات، بلکه پستتراز آنهاست: ﴿وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ﴾[۱۹].[۲۰]
عقل در روایات
در روایاتی که از پیشوایان معصوم (ع) به دست ما رسیده است، غالباً نیروی عقل به وسیله ویژگیها، خواص و اغراض و فواید آن تعریف شده است:
- رسول خدا (ص) در وصیت به امیرالمؤمنین علی (ع) میفرماید: "عقل چیزی است که با آن بهشت به دست آید و خشنودی خدای مهربان را جویند"[۲۱].
- امام صادق (ع) در پاسخ به پرسش یکی از اصحاب که پرسید عقل چیست؟ میفرماید: "عقل چیزی است که با آن خدا را بندگی کنند و بهشت به دست آرند"[۲۲]. راوی با این جواب امام به یاد کسانی میافتد که هیچ یک از این دو را نمیکنند و با این حال عاقل شمرده میشوند؛ بنابراین از امام سؤال میکند؛ آنچه در معاویه بود، نامش چیست؟ و امام فرمود: "آن زیرکی و شیطنت است، شبیه عقل است ولی عقل نیست"[۲۳].[۲۴]
نقش و قلمرو حکم عقل
عقل از نگاه فقهای شیعه یکی از منابع استنباط احکام شرعی در کنار قرآن، سنت و اجماع و غیر آن است[۲۵] و مراد از دلیل عقلی، قضیه و حکم عقلی است که موجب دستیابی به حکم شرعی میشود[۲۶]؛ البته عقل کاربردهای دیگری هم دارد که نبود مرزبندی مفهومی میان آنها موجب شده در عقلی که محل نزاع در اصول فقه است، ابهام پدید آید[۲۷].
عقل نظری و عملی
در کتابهای حکمی، عقل را از جهت نوع فعالیت، در یک تقسیمبندی کلی، به عقل نظری و عملی تقسیم میکنند. عقل نظری به قوه مدرکه کلیات در معقولات گفته میشود که با ترتیب قیاسات و اقامه برهان، امور نظری را کشف میکند. عقل عملی، در مسائل ارزشی، از قبیل اخلاق و حقوق و مسائل اجتماعی و خانوادگی به کار میرود؛ به این ترتیب که با تشخیص امور نافع از مضر و تفکیک حق از باطل، (به زعم خود، در نفس ایجاد شوق و رغبت برای انجام امور نافع و نفرت از انجام امور مضر در جزئیات مینماید[۲۸].[۲۹]
کاربردهای عقل
عقل انسان کارکردهای گوناگونی را پذیراست که گاه خلط میان این کارکردها، موجب خطا یا ضعف استدلال میشود؛ از اینرو شایسته است که مراتب مختلف احکام عقلی را جدا کرد:
- ابزار فهم: هنگامی که عقل به صورت ابزاری در فهم همه اشیا و قضایا و تبیین و تفسیر منطقی دیگر منابع و سپس سنجش رابطه آنها با یکدیگر و حل تعارض موجود میان آنها به کار گرفته میشود، عقل ابزاری با مصباحی[۳۰] یا استنتاجی[۳۱] خوانده میشود. این نقش عقل را هیچکس حتی اخباریان نمیتوانند انکار کنند و گریزی از آن نیست، حتی کسی که به زبان آن را انکار میکند، در عمل ناگزیر از آن است؛ زیرا بدون تردید هیچ استدلال و استنادی به ظواهر کتاب و سنت، بدون کمک گرفتن از قوه عاقله سامان نمییابد.
- مُدرک شارع و شریعت: گاه عقل در مرحله مبادی احکام واقع میشود و نقشی اثباتی ایفا میکند؛ زیرا حجیت کتاب و سنت و اصل شریعت، باید به استدلال و قناعت عقل منتهی شود[۳۲]. در حجیت عقل در این نوع مسائل که به مباحث اصول دین باز میگردد، اختلاف نظری وجود ندارد[۳۳].
- عقل در مقام امتثال: عقل گاه در مرحله معلولات احکام شرعی قرار میگیرد[۳۴] و پس از اثبات حکمی از سوی کتاب و سنت، نقشآفرینی میکند و در مقام امتثال به لزوم عمل به اوامر و نواهی خدا فرمان میدهد[۳۵] و حاکم به حسن اطاعت و قبح عصیان مولاست[۳۶] و این از موارد عقل عملی است. از این عقل میتوان به عنوان عقل پس از شرع، نام برد؛ یعنی حکم به اطاعت از آنچه که در شرع الزام به آن ثابت شده است.
- عقل در مقام درک حکم شرعی: در علم اصول فقه از درک عقل نظری و درک ملازمات و رابطههای میان دو یا چند حکم، بحث میشود[۳۷]، به این صورت که غالباً از یکی از احکام ثابت شده و از راه ملازمه عقلی، درصدد کشف حکم شرعی دیگریاند و از آنها به غیرمستقلات عقلی تعبیر میشود[۳۸].[۳۹]
ویژگیهای عقل
برای عقل چند ویژگی بیان شده است:
- رسول و حجت باطنی: عقل مربی باطنی است و انبیا و مرسلین(ع) مربی خارجی هستند که راهنمایان طریق سعادت میباشند و این دو با هم بوده و هر کدام بدون دیگری راه به مقصد نمیبرد؛ زیرا عقل بشری خود به تنهایی نمیتواند طریق هدایت و سعادت را کشف کند و راهی به عالم غیب و نشئه آخرت پیدا کند؛ از طرفی هدایت و راهنمایی پیامبران(ع) بدون هدایت قوه عقل و ادراک عقلی مؤثر نمیباشد، پس حق تعالی این دو نوع مربی را عطا کرد تا تمام استعدادهای نهفته در نفوس انسانها به فعلیت برسد[۴۰].
- عامل فضیلت انسان بر سایر موجودات: برتری انسان بر سایر موجودات بهرهمندی انسان از عقل است و با همین قوه ممیزه، صاحب تکلیف جزا و عقاب میشود؛ زیرا شناخت دار جزا و عقاب به سبب عقل میباشد[۴۱].
- قدرت مقایسه منافع و مضارّ امور: انسان به وسیله عقل اختلافها و تمایزها را درک کرده و در مواجهه با موضوعات مختلف با استفاده از نور عقل، هر یک از اخلاق فاسده و ملکات رذیله که در تصرف شیطان است را با منافع و مضار هر یک از اخلاق نیکو و فضایل و ملکات نفسانی که در تصرف عقلاند، میسنجد[۴۲].
- در شمار دلیلهای فقهی بودن: در فقه شیعه، عقل در کنار کتاب، سنت و اجماع، از منابع استنباط احکام شرعی به شمار میآید[۴۳].[۴۴]
آفتهای عقل
عقل یکی از منابع شناخت است تا زمانی که در تصرف قانون الهی و شرعی باشد؛ اما عقلی که پشتیبانی شرع و تعالیم انبیا(ع) را نپذیرد، استقلال ندارد و بنده شهوت، غضب و شیطان خواهد بود[۴۵]. از اینرو برای عقل آفاتی بیان شده است که اگر عقل انسان گرفتار آنها گردد از مسیر حق منحرف شده، قادر به درک حقایق نخواهد بود. این آفتها عبارتانداز:
- غرور و خودخواهی: اگرچه همه رذایل نفسانی و افکار شیطانی دشمن عقل است، برخی از آنها از آفات بزرگ عقل به شمار میروند؛ نظیر غرور که بیماری است که بدون ایجاد درد، قلب و روح را فاسد و انسان را هلاک میکند[۴۶].
- غضب: خشم و غضب موجب تعطیل شدن قوای عقلانی انسان میشود و در این صورت فرد خشمگین تصمیمات غیرمنطقی و اقدامات غیرعاقلانه انجام میدهد[۴۷]. همچنین غضب نور عقل و ایمان را خاموش میکند[۴۸].
- پرگویی: سخنان لغو و بیهوده مضر به حال روح و نفس است و آن را از صفا و سلامت و طمأنینه ساقط میکند[۴۹].
- هوای نفس: هوای نفس، دشمن خطرناک عقل است؛ به گونهای که تمام انوار عقل و ایمان را خاموش میکند[۵۰].
- بیماری مزاج: بیماریهای جسمی و مزاجی باعث میشود توجه عقل به بدن و مزاج بیشتر شود و هر قدر این توجه به بدن بیشتر شود، ادراکات عقلی ضعیف و کمتر میشود؛ زیرا عقل سالم در بدن سالم است[۵۱].[۵۲]
عقل و علم معصوم
یکی از منابع علم ائمه (ع)، عقل کاملی است که خداوند به آنان داده است. در واقع بسیاری از حقایق علمی با عقل عادی قابل درک نیست؛ چراکه عقل و خرد معمولی انسان، شعاع خاصی را روشن میسازد، ولی عقل ائمه اطهار (ع) شعاع بسیار گستردهای را روشن میسازد و این امر سبب میشود حقایقی را به دست آورند که از دیگران پنهان است[۵۳]. حضرت علی (ع) در داستان لیلة المبیت در جواب "ابوجهل" که آن حضرت را سفیه خوانده بود فرمود: «... بَلِ اللَّهُ تَعَالَی قَدْ أَعْطَانِی مِنَ الْعَقْلِ مَا لَوْ قُسِمَ عَلَی جَمِیعِ حَمْقَاءِ الدُّنْیَا وَ مَجَانِینِهَا- لَصَارُوا بِهِ عُقَلَاء...»؛... ای ابوجهل خدا آنقدر به من عقل و خرد بخشیده است که اگر بر جمیع نادانان و مجنونهای دنیا تقسیم کنند همه آنها عاقل خواهند شد...[۵۴].[۵۵]
عقل در عصر ظهور
یکی از نشانههای آخرالزمان کم شدن عقول مردم است. البته این کم شدن عقول به معنای جنون و دیوانگی نیست، یعنی مردم در ظاهر بسیار آراسته و متشخص هستند، اما اثرات عقل که همان پرستش خداوند و ترجیح آخرت است کمرنگ میشود. مردم سراسیمه به دنبال دنیا میروند و جز دنیاطلبی هیچ اندیشهای ندارند. رسول خدا (ص) فرمود: "فتنهای روی خواهد داد که در آن عقلها برداشته شود، تا جایی که مرد عاقلی را نمیبینید"[۵۶]. در چنین زمانی ظهور حضرت مهدی (ع) به وقوع خواهد پیوست. حضرت با دست الهی خود عقول مردم را کامل خواهد نمود. یکی از خصوصیات زمان ظهور کامل شدن عقول مردم به برکت حضرت است. او دست مبارکش را بر سر مؤمنین مینهد و کینه و حسدی که از زمان قابیل در دل بشر کاشته شده است از بین خواهد رفت و علم و حکمت در میان مردم رواج مییابد. امام باقر (ع) فرمود: "هرگاه حضرت قائم (ع) ظهور نماید، دست مبارکش را بر سر بندگان نهاده و بدین سبب عقول مردم جمع میشود و خرد آنان کامل میگردد"[۵۷].[۵۸]
پرسشهای وابسته
جستارهای وابسته
منابع
تهرانی، مجتبی، اخلاق الاهی ج۱
فیاضبخش، محمد تقی و محسنی، فرید، ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲
دینپرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۲
مجتبی تونهای، موعودنامه
حیدرزاده، عباس، فرهنگنامه آخرالزمان
زکریایی، محمد علی، فرهنگ مطهر
سبحانی، سید محمد جعفر، منابع علم امامان شیعه
مقیمی حاجی و سخائیفر، مقاله «عقل»، دانشنامه امام خمینی ج۷
صاحبی، باقر، مقاله «عقل»، دانشنامه امام خمینی ج۷
دیلمی، احمد، مقاله «مبانی و نظام اخلاق»، دانشنامه امام علی ج۴
هاشمی، سید علی، ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی
برنجکار، رضا، مقاله «عقل و معرفت عقلی»، دانشنامه امام علی ج۱
قدردان قراملکی، محمد حسن، قرآن و علم کلام
پانویس
- ↑ الف. عَقَلْتُ الْبَعِيرَ عَقْلًا: شددت يده بالعِقال؛ فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، ج۲، ص۱۲۵۳. ب. رجُلٌ عَاقِلٌ: مَأْخوذٌ من عَقَلْتُ البَعيرَ إذا جَمَعْتَ قَوَائِمَهُ؛ ابن منظور، لسان العرب، ج۹، ص۳۲۶. ج. «فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) إِنَّ الْعَقْلَ عِقَالٌ مِنَ الْجَهْلِ»؛ حرانی، ابو محمد حسن، تحف العقول، ص۱۵.
- ↑ خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج۱، ص۱۵۹: عقلت البعیر عقلا شددت یده بالعقال أی الرباط؛ همچنین ر.ک: صاحب بن عباد، المحیط فی اللغه، ج۱، ص۱۷۲؛ احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغه، ج۴، ص۷۲؛ احمد بن محمد فیومی، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی، ج۲، ص۴۲۲؛ محمد مرتضی حسینی زبیدی، تاج العروس من جواهر القاموس، ج۱۵، ص۵۰۴.
- ↑ حسین بن محمد راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، تحقیق صفوان عدنان داوودی، ص۵۷۷: «العَقْلُ يقالُ للقُوَّةِ المُتَهَيِّئَةِ لقُبُول العِلْمِ»؛ همچنین ر.ک: احمد بن محمد فیومی، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی، ج۲، ص۴۲۳؛ محمد مرتضی حسینی زبیدی، تاج العروس من جواهر القاموس، ج۱۵، ص۵۰۴.
- ↑ محمد بن مکرمین منظور، لسان العرب، ج۱۱، ص۴۵۸: و سمی العقل عقلا لأنه یعقل صاحبه عن النورط فی المهالک، أی یحبسه؛ همچنین ر.ک: محمد مرتضی حسینی زبیدی، تاج العروس من جواهر القاموس، ج۱۵، ص۵۰۴.
- ↑ جوادی آملی، عبدالله، مراحل اخلاق در قرآن، ص۷۰.
- ↑ أصل الْعَقْلِ: الإمساك و الاستمساك؛ راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۵۷۸.
- ↑ اسماعیل بن حماد جوهری، الصحاح- تاج اللغة وصحاح العربیة، تحقیق و تصحیح احمد عبدالغفور عطار، ج۵، ص۱۷۹۹: العقل الحجر والنهی؛ همچنین ر.ک: صاحب بن عباد، المحیط فی اللغه، ج۱، ص۱۷۲؛ احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغه، ج۴، ص۶۹؛ ابن منظور، لسان العرب، ج۱۱، ص۴۵۸؛ محمد مرتضی حسینی زبیدی، تاج العروس من جواهر القاموس، ج۱۵، ص۵۰۴.
- ↑ دیلمی، احمد، مقاله «مبانی و نظام اخلاق»، دانشنامه امام علی ج۴، ص ۱۶۷؛ فیاضبخش، محمد تقی و محسنی، فرید، ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲، ص ۱۹۴؛ هاشمی، سید علی، ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی، ص ۸۹؛ برنجکار، رضا، مقاله «عقل و معرفت عقلی»، دانشنامه امام علی ج۱، ص ۱۲؛ قدردان قراملکی، محمد حسن، قرآن و علم کلام، ص۶۸؛ تهرانی، مجتبی، اخلاق الاهی، ج۱، ص۱۶۵-۱۶۶.
- ↑ دینپرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۲، ص ۵۶۷.
- ↑ «و تو را برای خویشتن پروراندم» سوره طه، آیه ۴۱.
- ↑ «سپس نزدیک شد و فروتر آمد * آنگاه (میان او و پیامبر) به اندازه دو کمان یا نزدیکتر رسید» سوره نجم، آیه ۸-۹.
- ↑ «آیا گمان میکنی که بیشتر آنان میشنوند یا خرد میورزند؟ آنها جز همگون چارپایان نیستند بلکه گمراهترند» سوره فرقان، آیه ۴۴.
- ↑ «باز از پس آن، دلهایتان به سختیگرایید چونان سنگها بلکه سختتر زیرا بیگمان از برخی سنگها جویبارها فرا میجوشد و برخی میشکافد و از آن آب بیرون میزند و برخی از بیم خداوند فرو میغلتد و خداوند از آنچه انجام میدهید غافل نیست» سوره بقره، آیه ۷۴.
- ↑ هدایة الأمة إلی أحکام الأئمة (ع)، ج۱، ص۴.
- ↑ فیاضبخش، محمد تقی و محسنی، فرید، ولایت و امامت از منظر عقل و نقل، ج۲ ص ۱۹۷-۲۰۴.
- ↑ «و داستان کافران، چون داستان کسی است که حیوانی را بانگ میکند که جز فراخواندن و آوایی نمیشنود؛ (اینان) کرند، لالند، نابینایند، از اینرو خرد نمیورزند» سوره بقره، آیه ۱۷۱.
- ↑ «بدترین جنبندگان نزد خداوند ناشنوایانی گنگند که خرد نمیورزند» سوره انفال، آیه ۲۲.
- ↑ «بیگمان کتابی برای شما فرستادهایم که یادکرد شما در آن است، آیا خرد نمیورزید؟» سوره انبیاء، آیه ۱۰.
- ↑ «و بیگمان بسیاری از پریان و آدمیان را برای دوزخ آفریدهایم؛ (زیرا) دلهایی دارند که با آن درنمییابند و دیدگانی که با آن نمینگرند و گوشهایی که با آن نمیشنوند؛ آنان چون چارپایانند بلکه گمراهترند؛ آنانند که ناآگاهند» سوره اعراف، آیه ۱۷۹.
- ↑ فیاضبخش، محمد تقی و محسنی، فرید، ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲، ص ۱۹۷-۲۰۴.
- ↑ «يَا عَلِيُّ اَلْعَقْلُ مَا اُكْتُسِبَتْ بِهِ اَلْجَنَّةُ وَ طُلِبَ بِهِ رِضَا اَلرَّحْمَنِ»؛ شیخ صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۳۵۲.
- ↑ «مَا عُبِدَ بِهِ اَلرَّحْمَنُ وَ اُكْتُسِبَ بِهِ اَلْجِنَانُ»
- ↑ «تِلْكَ اَلنَّكْرَاءُ تِلْكَ اَلشَّيْطَنَةُ وَ هِيَ شَبِيهَةٌ بِالْعَقْلِ وَ لَيْسَتْ بِالْعَقْلِ»؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۱؛ احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج۱، ص۱۹۵؛ علی بن حسین صدوق، معانی الاخبار ص۲۳۹.
- ↑ تهرانی، مجتبی، اخلاق الاهی، ج۱، ص۱۶۶-۱۶۸.
- ↑ محقق حلی، المعتبر فی شرح المختصر، ج۱، ص۲۸؛ علامه حلی، قواعد الاحکام، ج۳، ص۴۲۳؛ شهید اول، ذکری الشیعه، ج۱، ص۵۲.
- ↑ میرزای قمی، القوانین المحکمة فی الاصول، ج۳، ص۷؛ شیخ انصاری، مطارح الانظار، ج۲، ص۳۱۹؛ اصفهانی غروی، نهایة الدرایه، ج۲، ص۷.
- ↑ مقیمی حاجی و سخائیفر، مقاله «عقل»، دانشنامه امام خمینی ج۷، ص۳۶۱ ـ ۳۶۲.
- ↑ الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیة الأربعة، ج۹، ص۸۳.
- ↑ فیاضبخش، محمد تقی و محسنی، فرید، ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲، ص ۱۹۶؛ زکریایی، محمد علی، فرهنگ مطهر، ص۵۶۲ ـ ۵۶۴.
- ↑ جوادی آملی، عبدالله، تسنیم، ج۱، ص۵۸.
- ↑ شیخ انصاری، مطارح الانظار، ج۲، ص۳۲۴.
- ↑ صدر، سیدمحمدباقر، بحوث فی علم الاصول، ج۴، ص۱۲۰.
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر، انوار الاصول، ج۲، ص۲۵۸.
- ↑ نایینی، میرزا محمدحسین، اجود التقریرات، ج۲، ص۸۹.
- ↑ صدر، سیدمحمدباقر، بحوث فی علم الاصول، ج۴، ص۱۲۰.
- ↑ وحید بهبهانی، محمدباقر، الفوائد الحائریه، ص۳۶۶.
- ↑ صدر، سیدمحمدباقر، المعالم الجدیده للاصول، ج۱، ص۱۸۲.
- ↑ اصفهانی غروی، نهایة الدرایه، ج۲، ص۹؛ مظفر، محمدرضا، اصول الفقه، ج۲، ص۲۶۴ و ۳۰۰؛ امام خمینی، جواهر الاصول، ج۳، ص۱۵- ۱۶.
- ↑ مقیمی حاجی و سخائیفر، مقاله «عقل»، دانشنامه امام خمینی ج۷، ص۳۶۴ ـ ۳۶۶.
- ↑ امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۲۳۷.
- ↑ امام خمینی، الطلب و الاراده، ص۷۹؛ صحیفه امام، ج۴، ص۱۷۵.
- ↑ امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۸-۱۹.
- ↑ امام خمینی، الاستصحاب، ص۶؛ الاجتهاد و التقلید، ص۶۱.
- ↑ صاحبی، باقر، مقاله «عقل»، دانشنامه امام خمینی ج۷، ص۳۸۴.
- ↑ امام خمینی، تقریرات فلسفه، ج۳، ص۳۶۵- ۳۶۶.
- ↑ امام خمینی، جهاد اکبر، ص۵۱ -۵۲.
- ↑ امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۴، ص۳۶۵؛ شرح چهل حدیث، ص۱۳۷.
- ↑ امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۳۶.
- ↑ امام خمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۳۹۱.
- ↑ امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۶۹.
- ↑ امام خمینی، تقریرات فلسفه، ج۳، ص۳۰-۳۱.
- ↑ صاحبی، باقر، مقاله «عقل»، دانشنامه امام خمینی ج۷، ص۳۸۵.
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن، ج٧، ص٢١٩. با اندکى دخل و تصرف.
- ↑ تفسیر منسوب به امام حسن عسکری (ع)، ص۴۶۹.
- ↑ سبحانی، سید محمد جعفر، منابع علم امامان شیعه، ص ١٥٧.
- ↑ ملاحم، ص ۲۳.
- ↑ «إِذَا قَامَ قَائِمُنَا (ع)وَضَعَ یَدَهُ عَلَی رُءُوسِ الْعِبَادِ فَجَمَعَ بِهَا عُقُولَهُمْ وَ کَمَلَتْ بِهَا أَحْلَامُهُمْ»؛ کمال الدین، ج۲، ص۶۷۵.
- ↑ ر.ک: حیدرزاده، عباس، فرهنگنامه آخرالزمان. ص ۴۲۶؛ مجتبی تونهای، موعودنامه، ص۴۹۸.