جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[اخبات در قرآن]] | پرسش مرتبط = }} | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[اخبات در قرآن]] | پرسش مرتبط = }} | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
دلهای نرم و پر از [[خشوع]] در برابر [[خداوند]]. واژه [[اخبات]] به صورت مصدر در [[قرآن کریم]] نیامده، ولی مشتقات آن به صورت {{متن قرآن|مُخْبِتِينَ}}<ref>«و فروتنان را نوید ده» سوره حج، آیه ۳۴.</ref>، {{متن قرآن|أَخْبَتُوا}}<ref>«و با فروتنی در برابر پروردگارشان آرامش یافتهاند» سوره هود، آیه ۲۳.</ref>، {{متن قرآن|فَتُخْبِتَ}}<ref>«آنگاه دلهای آنها در برابر آن فروتن گردد» سوره حج، آیه ۵۴.</ref>، (مضارع مفرد مؤنث) به کار رفته است. [[خلیل بن احمد]] گفته است: "خَبت" [[زمین]] گسترده و جمع آن "خُبوت" است و "مُخبِت" [[خاضع]] و متضرّع است. ازهری از یک [[اعرابی]] نقل میکند که: "خَبت" به معنای زمینی است آرام و گسترده. ابوعمرو گفته است: "خُبِّت" بیابان سنگلاخ است. دیگران گفتهاند: وادی پاخوردهای است که در آن انواع خارها میروید<ref>تهذیب اللغه، ج۷، ص۱۳۶.</ref>. ابن [[فارس]] میگوید: "خُبت" وادی خالی از [[گیاه]] است<ref>معجم مقاییس اللغه، ج۲، ص۲۳۸.</ref>. [[ابن قتیبه]] گوید: "خُبت" زمین گسترده [[مسطح]] است. | دلهای نرم و پر از [[خشوع]] در برابر [[خداوند]]. واژه [[اخبات]] به صورت مصدر در [[قرآن کریم]] نیامده، ولی مشتقات آن به صورت {{متن قرآن|مُخْبِتِينَ}}<ref>«و فروتنان را نوید ده» سوره حج، آیه ۳۴.</ref>، {{متن قرآن|أَخْبَتُوا}}<ref>«و با فروتنی در برابر پروردگارشان آرامش یافتهاند» سوره هود، آیه ۲۳.</ref>، {{متن قرآن|فَتُخْبِتَ}}<ref>«آنگاه دلهای آنها در برابر آن فروتن گردد» سوره حج، آیه ۵۴.</ref>، (مضارع مفرد مؤنث) به کار رفته است. [[خلیل بن احمد]] گفته است: "خَبت" [[زمین]] گسترده و جمع آن "خُبوت" است و "مُخبِت" [[خاضع]] و متضرّع است. ازهری از یک [[اعرابی]] نقل میکند که: "خَبت" به معنای زمینی است آرام و گسترده. ابوعمرو گفته است: "خُبِّت" بیابان سنگلاخ است. دیگران گفتهاند: وادی پاخوردهای است که در آن انواع خارها میروید<ref>تهذیب اللغه، ج۷، ص۱۳۶.</ref>. ابن [[فارس]] میگوید: "خُبت" وادی خالی از [[گیاه]] است<ref>معجم مقاییس اللغه، ج۲، ص۲۳۸.</ref>. [[ابن قتیبه]] گوید: "خُبت" زمین گسترده [[مسطح]] است. | ||
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
اخبات یکی از اصطلاحات کلیدی [[قرآن]] است که کلمه کانونی میدان معناشناختی واژههای: [[تقوا]]، [[خشیت]]، [[ایمان]]، [[عمل صالح]]، [[اشفاق]]، وَجَل، [[رجا]]، [[طمع]]، [[تسلیم]]، [[خضوع]]، [[خشوع]] و اطمینان میباشد. این میدان معناشناختی مبتنی بر [[معرفت خدا]] و [[رضا]] و تسلیم در برابر اوست. | اخبات یکی از اصطلاحات کلیدی [[قرآن]] است که کلمه کانونی میدان معناشناختی واژههای: [[تقوا]]، [[خشیت]]، [[ایمان]]، [[عمل صالح]]، [[اشفاق]]، وَجَل، [[رجا]]، [[طمع]]، [[تسلیم]]، [[خضوع]]، [[خشوع]] و اطمینان میباشد. این میدان معناشناختی مبتنی بر [[معرفت خدا]] و [[رضا]] و تسلیم در برابر اوست. | ||
در [[سوره هود]] [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَأَخْبَتُوا إِلَى رَبِّهِمْ أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«بیگمان کسانی که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند و با فروتنی در برابر پروردگارشان آرامش یافتهاند | در [[سوره هود]] [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَأَخْبَتُوا إِلَى رَبِّهِمْ أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«بیگمان کسانی که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند و با فروتنی در برابر پروردگارشان آرامش یافتهاند بهشتیند؛ آنان در آن جاودانند» سوره هود، آیه ۲۳.</ref> مخبتان در برابر [[کافران]] و از جمله [[اصحاب]] جاودان [[بهشت]] به شمار رفتهاند و در [[سوره حج]] آیه {{متن قرآن|وَلِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنْسَكًا لِيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَى مَا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ فَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ}}<ref>«و برای هر امتی آیینی نهادهایم تا نام خداوند را بر آنچه از چارپایان روزی آنان کرده است (به هنگام ذبح) یاد کنند پس خدای شما خدایی یگانه است؛ فرمانبردار او باشید و فروتنان را نوید ده» سوره حج، آیه ۳۴.</ref> به مخبتان [[بشارت]] داده شده است. آرای [[مفسران]] در [[تفسیر آیات]] مربوط به اخبات به هم نزدیک است، اما در تعبیرها و برداشت [[آزاد]] آنان از [[آیات]] با توجه به معانی اصلی و مجازی [[اخبات]] و ماقبل وما بعد آیات، اندکی تفاوت وجود دارد. چنان که برخی مقصود از اخبات در آیات {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَأَخْبَتُوا إِلَى رَبِّهِمْ أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«بیگمان کسانی که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند و با فروتنی در برابر پروردگارشان آرامش یافتهاند بهشتیند؛ آنان در آن جاودانند» سوره هود، آیه ۲۳.</ref> و {{متن قرآن|الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَالصَّابِرِينَ عَلَى مَا أَصَابَهُمْ وَالْمُقِيمِي الصَّلَاةِ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ}}<ref>«همان کسان که چون از خداوند یاد شود دلهاشان بیمناک میشود و بر هر چه به آنها رسد شکیبایند و برپادارندگان نمازند و از آنچه روزیشان کردهایم میبخشند» سوره حج، آیه ۳۵.</ref> را [[اطمینان]] به [[خدا]] دانستهاند؛ چنان اطمینانی که به واسطه آن، [[ایمان قلبی]] [[متزلزل]] نشود و [[شک]] و [[زیغ]] در آن راه نیاید، همچون [[زمین]] مطمئنی که آنچه بر آن مستقر شود با [[ثبات]] و بدون [[تزلزل]] آن را نگه دارد<ref>المیزان، ج۱، ص۱۹۳.</ref>. | ||
بعضی اخبات را [[خضوع]] و [[خشوع]] و [[انابه]] مستمر و مداوم با حالتی یکنواخت و یکسان و بدون نقصان در برابر [[خداوند]] و [[عبادت]] [[پروردگار]] و بریدن از غیر او و به سوی او منقطع شدن دانستهاند<ref>مجمع البیان، ج۵، ص۲۳۰.</ref>. گروهی نیز اخبات را به [[تسلیم]] [[قلبی]] مطلق بیچون و چرا و بدون قید و شرط برای خدا [[تفسیر]] کرده و جمله {{متن قرآن|أَخْبَتُوا إِلَى رَبِّهِمْ}}<ref>«و با فروتنی در برابر پروردگارشان آرامش یافتهاند» سوره هود، آیه ۲۳.</ref> را در [[مقام]] بیان تأثیر حالات قلبی و [[معنوی]] در [[پاداش]] [[انسان]] و نیز قبولی [[ایمان]] و عمل دانستهاند. بنابراین، اخبات را شرط کارساز بودن ایمان و عمل و سرانجام ورود و [[خلود]] در [[بهشت]] میدانند<ref>تفسیر راهنما، ج۸، ص۶۱.</ref>. | بعضی اخبات را [[خضوع]] و [[خشوع]] و [[انابه]] مستمر و مداوم با حالتی یکنواخت و یکسان و بدون نقصان در برابر [[خداوند]] و [[عبادت]] [[پروردگار]] و بریدن از غیر او و به سوی او منقطع شدن دانستهاند<ref>مجمع البیان، ج۵، ص۲۳۰.</ref>. گروهی نیز اخبات را به [[تسلیم]] [[قلبی]] مطلق بیچون و چرا و بدون قید و شرط برای خدا [[تفسیر]] کرده و جمله {{متن قرآن|أَخْبَتُوا إِلَى رَبِّهِمْ}}<ref>«و با فروتنی در برابر پروردگارشان آرامش یافتهاند» سوره هود، آیه ۲۳.</ref> را در [[مقام]] بیان تأثیر حالات قلبی و [[معنوی]] در [[پاداش]] [[انسان]] و نیز قبولی [[ایمان]] و عمل دانستهاند. بنابراین، اخبات را شرط کارساز بودن ایمان و عمل و سرانجام ورود و [[خلود]] در [[بهشت]] میدانند<ref>تفسیر راهنما، ج۸، ص۶۱.</ref>. | ||
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
اخبات از نخستین مراحل [[طمأنینه]] دانسته شده که عبارت از ورود سالک به موضع و مقام [[امن]]، [[انس]] و سکون به [[پروردگار]] است، به گونهای که [[عارف]] سالک از برگشت به علایق نفس و [[پریشانی]] احوال و نیز از تردید در قصد و ادامه مسیر به سبب [[انس]] و سکون به پروردگار در [[امان]] میماند. آنگاه برای آن، سه [[درجه]] ذکر کردهاند: | اخبات از نخستین مراحل [[طمأنینه]] دانسته شده که عبارت از ورود سالک به موضع و مقام [[امن]]، [[انس]] و سکون به [[پروردگار]] است، به گونهای که [[عارف]] سالک از برگشت به علایق نفس و [[پریشانی]] احوال و نیز از تردید در قصد و ادامه مسیر به سبب [[انس]] و سکون به پروردگار در [[امان]] میماند. آنگاه برای آن، سه [[درجه]] ذکر کردهاند: | ||
# [[عصمت]] | # [[عصمت]] | ||
#قوت [[اراده]] | # قوت [[اراده]] | ||
# [[بیاعتنایی]] به غیر. | # [[بیاعتنایی]] به غیر. | ||
در مرحله عصمت، [[نور الهی]]، جای [[ظلمت]] [[شهوانی]] را پر میکند به گونهای که ریشه شهوتپرستی و [[غفلت]] از [[دل]] او کنده میشود. در مرحله [[قوّت]] اراده، سالک ارادهاش چنان قوت میگیرد که هیچ علت و سیبی او را در هم نمیشکند و دلش جز به یاد [[حق]] به چیزی مشغول نمیشود و [[زینت]] [[دنیا]] هرگز او را از [[مسیر حق]] [[منحرف]] نمیگرداند و در مرحله بیاعتنایی به غیر، عارف به چنان مرتبتی میرسد که جز [[شهود]] [[حق]] به چیزی توجه نمیکند و به [[خلق]] التفاتی ندارد و به [[مدح]] و ذمّ کسی وقعی نمینهد و [[ستایش]] و [[بدگویی]] کسی او را از جای خویش نمیلغزاند. | در مرحله عصمت، [[نور الهی]]، جای [[ظلمت]] [[شهوانی]] را پر میکند به گونهای که ریشه شهوتپرستی و [[غفلت]] از [[دل]] او کنده میشود. در مرحله [[قوّت]] اراده، سالک ارادهاش چنان قوت میگیرد که هیچ علت و سیبی او را در هم نمیشکند و دلش جز به یاد [[حق]] به چیزی مشغول نمیشود و [[زینت]] [[دنیا]] هرگز او را از [[مسیر حق]] [[منحرف]] نمیگرداند و در مرحله بیاعتنایی به غیر، عارف به چنان مرتبتی میرسد که جز [[شهود]] [[حق]] به چیزی توجه نمیکند و به [[خلق]] التفاتی ندارد و به [[مدح]] و ذمّ کسی وقعی نمینهد و [[ستایش]] و [[بدگویی]] کسی او را از جای خویش نمیلغزاند. | ||