محبت به فرزندان: تفاوت میان نسخهها
(←پانویس) |
(←پانویس) |
||
| خط ۷۸: | خط ۷۸: | ||
[[رده:سیره پیامبر خاتم]] | [[رده:سیره پیامبر خاتم]] | ||
[[رده:تربیت فرزند]] | [[رده:تربیت فرزند]] | ||
[[رده:روشهای تربیتی]] | |||
نسخهٔ ۳ اکتبر ۲۰۲۴، ساعت ۱۱:۵۴
مقدمه
واثله[۱] نقل کرده است که پیامبر خدا (ص) به سوی عثمان بن مظعون رفت و دید که او پسر بچه همراه خود را میبوسد، فرمود: این بچه تو است؟ عرض کرد: آری به خدا، ای رسول خدا، او را دوست دارم! فرمود: آیا بر محبتت نیفزایم؟ عرض کرد: چرا، پدر و مادرم فدایت. فرمود: «إِنَّهُ مَنْ تَرَضَّى صَبِيًّا لَهُ صَغِيرًا مِنْ نَسْلِهِ حَتَّى يَرْضَى تَرَضَّاهُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ حَتَّى يَرْضَى»[۲].
پیامبر اکرم (ص) خود بیش از هرکس به فرزندان و نوههایش محبت میورزید و این محبت را به تمام معنا بروز میداد و در جامعه نشان میداد تا پیروانش دریابند و بیاموزند و چنان رفتار کنند. از ابوهریره نقل شده است که حسن [درحالیکه کودک بود] به سوی پیامبر رفت و رسول خدا (ص) درحالیکه دستهای خود را برای در آغوش کشیدن او باز کرده بود فرمود: «اللَّهُمَّ إِنِّي أُحِبُّهُ فَأَحِبَّهُ وَ أُحِبُّ مَنْ يُحِبُّهُ»[۳].
همچنین عدی بن ثابت[۴] از براء بن عازب[۵] نقل کرده که گفته است پیامبر (ص) را دیدم درحالیکه حسن (ع) را روی دوش خود نشانده بود و میگفت: «اللَّهُمَّ إِنِّي أُحِبُّهُ فَأَحِبَّهُ»[۶].
رفتار پیامبر اکرم (ص) با فرزندان و نوههایش آکنده از محبت بود. ابوهریره گفته است با این دو گوش خود شنیدم و با این دو چشم خود دیدم که رسول خدا (ص) با هر دو دست خود شانههای حسن و حسین را گرفته بود و پاهایشان روی پای رسول خدا (ص) بود و آن حضرت میفرمود: «تَرَقَّ عَيْنَ بَقَّةٍ».[۷]. طفل بالا رفت تا پاهایش را روی سینه رسول خدا (ص) گذاشت. حضرت فرمود: دهانت را باز کن و آن را بوسید؛ و فرمود: خدایا! او را دوست بدار که من دوستش دارم[۸].
از قول ابن عباس نیز نقل شده است که من نزد پیامبر بودم درحالیکه فرزندش ابراهیم بر زانوی چپ او و حسین بر زانوی راست او قرار داشت. پیامبر گاه این و گاه آن را میبوسید[۹].
همچنین از امام باقر (ع) از پدرش و آن حضرت از حسین (ع) نقل کرده است که گفت: من و برادرم بر جدّم رسول خدا (ص) وارد شدیم. پیامبر مرا بر زانوی چپ و برادرم حسن را بر زانوی راست خویش نهاد، سپس ما را بوسید[۱۰].
رفتار محبتآمیز پیامبر با اُمامه، نوهاش هنگام نماز مایه شگفتی است. مادر اُمامه، زینب، دختر رسول خدا (ص) و پدر او ابوالعاص بن ربیع بود. تعداد زیادی از اصحاب نقل کردهاند که شاهد بودند روزی پیامبر درحالیکه اُمامه بر دوش آن حضرت بود نماز گزارد؛ و هرگاه به رکوع میرفت او را بر زمین مینهاد و چون برمیخاست طفل را بر دوش مینهاد و تا پایان نماز همینگونه رفتار کرد[۱۱].[۱۲]
محبت به فرزند و اظهار کردن آن
نیاز کودک به محبت و تأمین آن از سوی والدین، اساس و پایه تربیت را تشکیل میدهد. بررسیهای متعدد درباره کودکان ثابت کرده است که محبت، مهمترین عامل سلامت روح کودک و فقدان آن، موجب ناهنجاریهای روانی است[۱۳]. وظیفه پدر و مادر، تنها تأمین نیازهای اولیه فرزند همچون خوراک و پوشاک نیست، بلکه فراتر از آن، آبیاری کردن مزرعه دلهای آنان با آب حیاتبخش محبت و عطوفت است. از این رو پدر و مادر باید محبت خود به فرزندان را به صورتهای گوناگون آشکار سازند. حضرت علی(ع) که دوران کودکی خود را در دامان پرمهر پیامبر رحمت گذرانده بود؛ میفرماید: شما قرابت مرا با پیامبر و منزلت مخصوصی که نزد آن حضرت داشتم، به خوبی میدانید. کودکی خردسال بودم که رسول خدا(ص) مرا بر دامان خود مینشاند، در آغوشم میگرفت و به سینه خود میچسباند. گاه مرا در بستر خود میخوابانید و از محبت و دوستی، صورت خویش را بر صورت من میسایید[۱۴]. والدین با محبت و توجه به فرزندان، کرامت و عزت نفس را در آنان افزایش میدهند، که این روش، باعث مصونیت فرزندان از انحرافات در آینده میشود. رسول گرامی(ص) با محبت و احترام به حسنین(ع) در دوران کودکی، روحیه اعتماد به نفس را در آن بزرگواران بالا میبرد[۱۵]. احمد بن حنبل به سند خود در مسند از براء بن عازب روایت کرده است: روزی رسول خدا(ص) را مشاهده کردم که حسن بن علی را بر دوش خود نشانده بود و میگفت: «بار خدایا! من او را دوست دارم؛ تو هم او را دوست بدار»[۱۶].
فاطمه(س) نیز در عشقورزی و محبت به کودکان، بهترین اسوه برای زنان است. او که خود از سرچشمه محبت و رحمت نبوی سیراب شده و همواره از طرف رسول خدا(ص) با جملاتی چون «فِدَاهَا أَبُوهَا» و «فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي» خطاب شده بود و با بوسیدنها و در آغوش گرفتنهای پدر آشنا بود، خود در ایفای نقش مادری و عشق و محبت به فرزندان، نمونه بود. حضرت با خطاب مهربانانه، فرزندانش را «يَا قُرَّةَ عَيْنِي»؛ «نور چشمم» و «ثَمَرَةَ فُؤَادِي»؛ «میوه دلم» صدا میکرد و همواره در تربیت فرزند، صبر و شکیبایی داشت[۱۷]. سیره ائمه(ع) نیز بر پایه مهر و محبت استوار است. از این رو برای مهر ورزیدن به فرزند، اهمیت ویژهای قائل بودند و به ابراز آن سفارش کردهاند. از جمله امام صادق(ع) محبت به فرزند را بهترین عمل نزد خداوند معرفی کرده است[۱۸]. جعید همدان، یکی از یاران امام حسین(ع) میگوید: «روزی نزد حسین بن علی(ع) رفتم، در حالی که او دخترش سکینه را بر سینه چسبانده بود و او را نوازش و به او محبت میکرد»[۱۹]. نمونه دیگر از ابراز محبت امام حسین(ع) به فرزندش، در آخرین لحظات زندگی ایشان بود که به خیمه فرزندش، امام سجاد(ع) وارد شد و از فرزندش عیادت کرد و در نهایت مهربانی، او را مورد تفقد قرار داد[۲۰].
امام سجاد(ع) نیز مهر ورزیدن به کودک را در زمره حقوق او شمرده و در این باره فرمودهاند: و اما حق کودک، مهر ورزیدن به او، پرورش و آموزش وی و گذشت و پردهپوشی از خطاهای کودکانه وی و نرمش و کمک کردن به اوست؛ زیرا سبب، توبه، مدارا و تحریک نکردن او و نیز کوتاهترین راه برای رشد اوست[۲۱]. عبیدالله بن عتبه میگوید: «روزی در محضر امام حسین(ع) بودم که فرزندش امام سجاد(ع) وارد شد. امام(ع) او را نزد خود فرا خواند و به سینهاش چسبانید و پیشانیاش را بوسید و گفت: پدرم به فدایت! چقدر خوشبو و زیبایی»[۲۲]. از زکریا بن آدم روایت شده که گفت: من در حضور امام رضا(ع) بودم، امام محمد تقی را که چهار ساله بود نزد آن حضرت آوردند. امام جواد(ع) نشست و سر خود را به طرف آسمان بلند کرد و غرق در فکر شد. امام رضا(ع) فرمود: فدای تو شوم! از آن وقتی که نشستی تاکنون به چه فکر میکنی؟ عرض کرد: به آن ستمی که در حق مادرم زهرا(س) شده! به خدا قسم که من آن دو نفر را خارج میکنم و میسوزانم و خاکسترشان را در دریا خواهم ریخت. امام رضا(ع) آن حضرت را در بغل گرفت، بین دو چشم او را بوسید و فرمود: پدر و مادرم فدای تو! تو شایسته مقام امامتی[۲۳].
محبت والدین به فرزندان امری غریزی و فطری است؛ اما این محبت، زمانی در رشد اخلاقی و تعادل روانی کودک، اثر تربیتی و نقش اساسی خواهد داشت که ابراز شود. بنابراین والدین وظیفه دارند مهر قلبی خود را به فرزندان اظهار کنند. این موضوع، در دوره نوجوانی و جوانی که فرزند ارتباط بیشتری با محیط خارج از خانه پیدا میکند، اهمیتی دوچندان مییابد. در سیره ائمه اطهار(ع) محبت به فرزندان به شیوههای متفاوتی ابراز شده است؛ از جمله: بوسیدن، هدیه دادن و نوازش کردن. در شیوه تربیتی ائمه معصوم(ع)، محبت به فرزندان بر محور تعادل است و از زیادهروی در محبت، نهی شده است[۲۴].[۲۵].
بوسیدن
در باب بوسیدن فرزند، روایات متعددی از معصومان(ع) ذکر شده است؛ از جمله امام صادق(ع) از پیامبر اکرم(ص) نقل فرمودهاند: «بوسیدن فرزند، نیکویی است و پاداش هر نیکویی ده برابر است.»..[۲۶]. رسول خدا(ص) درباره آثار اخروی بوسیدن فرمودهاند: «فرزندان خود را ببوسید؛ زیرا برای هر بوسه، رتبهای است در بهشت که فاصله هر رتبه از یکدیگر پانصد سال است»[۲۷]. مفضل بن عمر میگوید: «بر امام موسی کاظم(ع) وارد شدم، دیدم آن حضرت فرزند خود را بر دامان خود نشانده و میبوسد و زبانش را میمکد و گاه او را بر شانهاش میگذارد و گاه او را در آغوش میگیرد»[۲۸].[۲۹].
هدیه دادن
پیامبر اکرم(ص) فرمودهاند: هر کس وارد بازار شود و تحفه و هدیهای برای خانواده خود بخرد، چون کسی است که صدقهای برای گروهی نیازمند برده باشد و اگر خواست آنچه را که به خانه برده بین آنان تقسیم کند، از دختران شروع کند؛ زیرا هر کس دختر خود را خوشحال کند، همانند آن است که بندهای از اولاد اسماعیل را آزاد کرده باشد و هر کس سبب شادمانی فرزندی شود، مثل آن است که از ترس خدا گریسته باشد و هرکس از خوف خدا اشک بریزد، خداوند او را به بهشتهای پرنعمت خویش داخل میگرداند[۳۰]. در این حدیث ملاحظه میشود که پیامبر اکرم(ص) ضمن سفارش به هدیه دادن و خوشحال ساختن اعضای خانواده، به ویژه فرزندان، به مقدم داشتن دختران بر دیگر فرزندان تأکید میورزند. همچنین امام علی(ع) در این مورد میفرمایند: «اولین هدیهای که هر یک از شما به فرزندان خود میبخشد، نام نیک است، پس بهترین نام را انتخاب کنید»[۳۱]. امام مجتبی(ع) نیز در خصوص هدیه دادن میفرمایند: «کرامت و بزرگواری، آن است که پیش از درخواست کسی، هدیه دهی»[۳۲].[۳۳].
رعایت عدالت بین فرزندان
دین اسلام در همه مسائل، مسلمانان را به عدالت توصیه کرده است: ﴿اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى...﴾[۳۴]. رعایت عدالت با کودکان، یکی از اصول تربیتی اسلام در مورد فرزندان است. یکی از مهمترین وظایف والدین، رعایت عدالت و مساوات در رفتار با فرزندان است؛ زیرا ثمره تبعیض بین فرزندان نه تنها متوجه فرزندان، بلکه دامنگیر والدین نیز خواهد شد و فرزندان را به پدر و مادر بیاعتماد میکند و باعث به وجود آمدن حسادت، کینهتوزی و دشمنی بین فرزندان خواهد شد. اهل بیت(ع) به این اصل مهم تربیتی نیز پایبند بودند. برای مثال، روزی امام حسن(ع) نزد پیامبر(ص) آمد و اظهار تشنگی کرد و از ایشان آب میخواست. رسول خدا(ص) بیدرنگ، ظرفی برداشت و از گوسفندی که داخل منزل بود، مقداری شیر دوشید و به امام حسن(ع) داد. در این هنگام، حسین(ع) خواست تا ظرف شیر را از برادرش بگیرد؛ اما پیامبر(ص) به حمایت از امام حسن(ع) مانع گرفتن شیر شد. فاطمه(س) که شاهد این ماجرا بود، به پیامبر عرض کرد: گویا حسن(ع) برای شما عزیزتر از حسین است. پیامبر(ص) فرمود: نه، هر دو برایم عزیز و محبوباند؛ ولی چون اول حسن(ع) تقاضا کرد، او را مقدم داشتم[۳۵]. فاطمه(س) نیز به هنگام داوری بین فرزندانش این نکته را رعایت میکرد. مسعدة بن صدقه از امام صادق(ع) نقل میکند که امام باقر(ع) فرمودهاند: من به یکی از فرزندانم نیکی میکنم و او را بر زانوی خود مینشانم و زیاد به او محبت میکنم و از او تشکر و قدردانی میکنم؛ در حالی که این همه محبت و نیکی، حق فرزند دیگر من است. این کار را انجام میدهم تا او (فرزند ذیحق) را از حسادتی که ممکن است از ناحیه دیگری (فرزندی که به او محبت میکنم) و برادرانش، مانند برادران یوسف، دامنگیر او شود، حفظ کنم[۳۶].
بنابراین والدین در ابراز محبت به فرزندان خود، باید دستکم در ظاهر، مساوات را رعایت کنند. نعمان بن بشیر از پیامبر اکرم(ص) نقل میکند: «از خدا بترسید و بین فرزندانتان با عدالت رفتار کنید؛ همانگونه که دوست دارید آنان به شما نیکی کنند»[۳۷]. همچنین فرمودهاند: «وقتی هدیهای به فرزندانتان میدهید، مساوات را بین آنان رعایت کنید و اگر من کسی را بر دیگری مقدم میداشتم، هر آینه زنان را مقدم میداشتم»[۳۸]. در سیره علی(ع) نقل شده است که ایشان هر صبح بر سر همه فرزندان و نوادههای خویش به یک میزان دست محبت میکشید[۳۹]. امام صادق(ع) نیز به محبت و خدمت به دخترها سفارش کرده و فرمودهاند: «دختران به منزله حسنهاند و پسران در حکم نعمت؛ خداوند پاداش و جزا را در برابر حسنهها میدهد، اما درباره نعمتها بازخواست خواهد کرد»[۴۰]. اسلام دین تعادل است؛ از این رو پیروان خویش را از هر گونه افراط و تفریط برحذر داشته است و ضمن اینکه در امر تربیت، توجه و محبت به فرزندان را از وظایف اصلی والدین شمرده، به آنها توصیه کرده است که از افراط و تفریط در محبت به فرزندان خود بپرهیزند. امام صادق(ع) در این باره میفرماید: «بدترین پدران، کسانیاند که نیکی به فرزندان، آنان را به افراط بکشاند»[۴۱]؛ زیرا محبت به فرزند زمانی مفید و کارساز خواهد بود که از اعتدال خارج نگردد و به افراط و تفریط کشیده نشود.[۴۲].
وفای به عهد
در فرهنگ قرآنی و نظام اخلاقی اسلام، وفای به عهد اهمیت ویژهای دارد؛ تا جایی که در قرآن کریم از ویژگیهای انسان مؤمن شمرده شده است: ﴿وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ﴾[۴۳] و در آیه دیگر به صراحت، دستور به وفای به عهد میدهد: ﴿وَأَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْئُولًا﴾[۴۴] اسلام با توجه به اهمیتی که برای وفای به عهد قائل است، پدران و مادران را موظف کرده به وعدههایی که به فرزندان خود میدهند، عمل کنند. رسول گرامی(ص) در این باره فرمودهاند: «اگر به کودکانتان وعده دادید، به آن وفا کنید؛ زیرا آنان میپندارند که روزیشان به دست شماست. به راستی خداوند بر هیچ چیز آن چنان خشم نمیگیرد که به خاطر زنان و کودکان»[۴۵]. اولین رهآورد عمل نکردن والدین به وعدههایشان، پیدایش روحیه نفاق و دروغگویی در کودکان است؛ زیرا کودکان بیشتر از رفتار و عملکرد والدین درس میگیرند تا از سخنان آنها. بنابراین احساس میکنند که دروغ گفتن زشت نیست و وفای به عهد و پیمان را ضروری نمیدانند. کلیب صیداوی نقل میکند که امام کاظم(ع) فرمود: هنگامی که به فرزندانتان وعده دادید، وفا کنید؛ همانا کودکان چنان میپندارند که شما به آنها روزی میدهید. خداوند متعال برای هیچ چیزی به اندازه [ضایع کردن حق] زنان و کودکان خشمگین نمیشود[۴۶].[۴۷].
پرسش مستقیم
منابع
پانویس
- ↑ واثلة بن اسقع از اصحاب رسول خدا (ص) است که بخاری و مسلم و ابو داود و ترمذی و نسائی و ابن ماجه از او حدیث نقل کردهاند. او در سال ۸۵ هجری درگذشت. ر.ک: الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۰۵؛ التاریخ الکبیر، ج۸، ص۱۸۷؛ حلیة الاولیاء، ج۲، ج۲، ص۲۱-۲۳؛ الاستیعاب، ج۴، ص۶۰۶-۶۰۷؛ اسد الغابة، ج۴، ص۶۵۲-۶۵۳؛ سیر أعلام النبلاء، ج۳، ص۳۸۳-۳۸۷؛ تهذیب التهذیب، ج۱۱، ص۸۹-۹۰؛ الاصابة، ج۴، ص۵۸۹-۵۹۰.
- ↑ «هرکس کودک خردسالی از نسل خود را خوشحال کند، خداوند در روز قیامت او را خوشحال گرداند». کنز العمال، ج۱۶، ص۵۸۵-۵۸۶؛ میزان الحکمة، ج۱۳، ص۴۷۷-۴۷۸.
- ↑ «خدایا! من او را دوست دارم، تو نیز دوستش بدار و دوستدارانش را هم دوست بدار». أبوبکر عبد الله بن الزبیر الحمیدی، مسند الحمیدی، تحقیق و تعلیق حبیب الرحمن الاعظمی، الطبعة الاولی، دارالکتب العلمیة، بیروت، ۱۴۰۹ ق. ج۲، ص۴۵۱؛ أبو الحسن علی بن الجعد بن عبید الهاشمی، مسند ابن الجعد، روایة و جمع أبیالقاسم عبدالله بن محمد البغوی، مراجعة و تعلیق و فهرسة عامر احمد حیدر، الطبعة الثانیة، دارالکتب العلمیة، بیروت، ۱۴۱۷ ق. ص۲۹۵؛ مسند احمد بن حنبل، ج۲، ص۲۴۹؛ صحیح مسلم، ج۱۵، ص۱۹۲؛ أبو عبد الرحمن احمد بن شعیب النسائی، فضائل الصحابة، الطبعة الاولی، دار الکتب العلمیة، بیروت، ص۱۹؛ السنن الکبری للنسائی، ج۵، ص۴۹؛ صحیح ابن حبان، ج۱۵، ص۴۱۶؛ شرح الأخبار، ج۳، ص۱۰۶؛ السنن الکبری، ج۱۰، ص۲۳۳؛ العمدة، ص۴۰۳، مجمع الزوائد، ج۹، ص۱۷۶.
- ↑ عدی بن ثابت انصاری کوفی از شخصیتهای برجسته و عالمان وارسته و راویان توثیق شده است. او در سال ۱۱۶ هجری درگذشته است. ر.ک: الطبقات الکبری، ج۶، ص۳۰۸-۳۰۹؛ التاریخ الکبیر، ج۷، ص۴۴؛ الجرح و التعدیل، ج۷، ص۴؛ میزان الاعتدال، ج۳، ص۶۱-۶۲؛ لسان المیزان، ج۷، ص۳۰۹؛ تهذیب التهذیب، ج۷، ص۱۴۹-۱۵۰.
- ↑ براء بن عازب انصاری مدنی از صحابه پیامبر است که پدرش نیز از صحابی بود. بخاری و مسلم و ابو داود و ترمذی و نسائی و ابن ماجه از او روایت نقل کردهاند. وی در سال ۷۲ هجری درگذشته است. ر.ک: التاریخ الکبیر، ج۲، ص۱۱۷؛ الجرح و التعدیل، ج۲، ص۳۹۹؛ الاصابة، ج۱، ص۱۴۳؛ اسد الغابة، ج۱، ص۲۰۵-۲۰۶؛ الاصابة، ج۱، ص۱۴۶-۱۴۷؛ تهذیب التهذیب، ج۱، ص۳۷۲-۳۷۳.
- ↑ «خدایا! من او را دوست دارم، تو نیز دوستش بدار». مسند احمد بن حنبل، ج۴، ص۲۸۴؛ مصنف ابن أبی شیبة، ج۷، ص۵۱۴؛ صحیح البخاری، ج۵، ص۹۲؛ الادب المفرد، ص۲۴؛ سنن الترمذی، ج۵، ص۶۲۰؛ المعجم الکبیر، ج۳، ص۳۱؛ السنن الکبری، ج۱۰، ص۲۳۳؛ امالی الطوسی، ص۲۴۹؛ شرح اصول الکافی للمازندرانی، ج۶، ص۱۴۸؛ بحار الانوار، ج۴۳، ص۲۶۴؛ نیل الاوطار، ج۶، ص۱۴۰.
- ↑ چشم کوچولو، بالا برو.
- ↑ مصنف ابن أبی شیبة، ج۷، ص۵۱۴؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۱۳، ص۱۹۴، ج۲۴، ص۴۶۰؛ مناقب ابن شهرآشوب، ج۳، ص۱۵۹؛ بحار الانوار، ج۴۳، ص۲۸۶؛ میزان الحکمة، ج۱۳، ص۴۸۰.
- ↑ تاریخ بغداد، ج۲، ص۲۰۰؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۵۲، ص۳۲۴؛ مناقب ابن شهرآشوب، ج۳، ص۲۳۴؛ بحارالانوار، ج۲۲، ص۱۵۳، ج۴۳، ص۲۶۱.
- ↑ أبوعبدالله الحسین بن حمدان الخُصَیبی، الهدایة الکبری، الطبعة الرابعة، مؤسسة البلاغ، بیروت، ۱۴۱۱ ق. ص۳۷۴؛ أبوجعفر محمد بن علی بن الحسین بن بابویه القمی (الصدوق)، کمال الدین و تمام النعمة، مکتبة الصدوق، طهران، ۱۳۹۵ ق. ص۲۶۹؛ دلائل الامامة، ص۲۳۶-۲۳۷؛ بحار الانوار، ج۲۵، ص۳۵۶، ج۳۶، ص۲۵۵.
- ↑ الطبقات الکبری، ج۸، ص۳۹-۴۰، ۲۳۲-۲۳۳؛ مسند احمد بن حنبل، ج۵، ص۲۹۵؛ سنن النسائی، ج۲، ص۴۵؛ صحیح ابن حبان، ج۳، ص۳۹۴، ج۶، ص۱۰۸؛ المعجم الکبیر، ج۲۲، ص۴۴۰؛ السنن الکبری، ج۱، ص۱۲۷؛ ذخائر العقبی، ص۱۶۱؛ منتهی المطالب، ج۱، ص۳۱۰؛ زین الدین بن علی بن احمد العاملی (الشهید الثانی)، الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة، تحقیق السید محمد کلانتر، الطبعة الثانیة، منشورات جامعة النجف الدینیة، ۱۳۹۸ ق. افست مکتبة الداوری، قم، ۱۴۱۰ ق. ج۱، ص۵۶۴؛ بحارالانوار، ج۸۴، ص۲۸۸؛ الحدائق الناضرة، ج۹، ص۴۰.
- ↑ دلشاد تهرانی، مصطفی، سیره نبوی ج۴، ص ۲۲۲.
- ↑ قائمی، نظام حیات خانواده در اسلام، ص۱۴۴.
- ↑ مسعودی، اثبات الوصیة، ص۲۵۷.
- ↑ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۳، ص۲۸۳ – ۲۸۲؛ ابن طولون، الائمة اثنی عشر، ص۶۶ – ۶۵؛ عاملی، تحلیلی از زندگی سیاسی امام حسن مجتبی(ع)، ص۳۲؛ طبرانی، اخبار الحسن بن علی(ع)، ص۵۰؛ مجلسی، بحارالأنوار، ج۴۳، ص۲۸۶.
- ↑ امین عاملی، سیره معصومان، ج۵، ص۲۱.
- ↑ انصاری زنجانی خوئینی، الموسوعة الکبری عن فاطمة الزهرا(س)، ج۲۱، ص۳۶؛ نیلی پور، فرهنگ فاطمیه، ص۱۸۰.
- ↑ نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۵، ص۱۱۴.
- ↑ پاکنیا، حقوق متقابل والدین و فرزندان، ص۱۸.
- ↑ پاکنیا، حقوق متقابل والدین و فرزندان، ص۱۹.
- ↑ رنجبری حیدرباغی، متن و ترجمه رسالة الحقوق امام سجاد، ص۶۹.
- ↑ خزار رازی، کفایة الأثر فی النص علی الأئمة الاثنی عشر، ص۲۳۴-۲۳۵.
- ↑ مسعودی، اثبات الوصیة، ص۴۰۹.
- ↑ رضی، شرح نهج البلاغه، ص۴۵۵.
- ↑ سلمانی گواری، ابوالفضل، سیره خانوادگی ائمه معصوم، ص ۱۲۵.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۱۹۴.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۲۰۳.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۸، ص۵۵۷.
- ↑ سلمانی گواری، ابوالفضل، سیره خانوادگی ائمه معصوم، ص ۱۲۹.
- ↑ متقی هندی، کنز العمال فی سنن الاقوال و الافعال، ج۱۶، ص۴۴۸.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۱۳۲.
- ↑ ابن شعبه حرانی، تحف العقول من آل الرسول، ص۲۲۵.
- ↑ سلمانی گواری، ابوالفضل، سیره خانوادگی ائمه معصوم، ص ۱۳۰.
- ↑ «دادگری ورزید که به پرهیزگاری نزدیکتر است» سوره مائده، آیه ۸.
- ↑ مجلسی، بحارالأنوار، ج۴۳، ص۲۸۳.
- ↑ نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۵، ص۱۷۲.
- ↑ متقی هندی، کنز العمال فی سنن الاقوال و الافعال، ج۱۶، ص۴۴.
- ↑ متقی هندی، کنز العمال فی سنن الاقوال و الافعال، ج۱۶، ص۴۶.
- ↑ مجلسی، بحارالأنوار، ج۴، ص۹۹.
- ↑ ابن شعبه حرانی، تحف العقول من آل الرسول، ص۲۸۵.
- ↑ یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۳، ص۵۳.
- ↑ سلمانی گواری، ابوالفضل، سیره خانوادگی ائمه معصوم، ص ۱۳۱.
- ↑ «و آنان که سپردههای نزد خویش و پیمان خود را پاس میدارند» سوره مؤمنون، آیه ۸.
- ↑ «و به پیمان وفا کنید که از پیمان خواهند پرسید» سوره اسراء، آیه ۳۴.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۲۰۲.
- ↑ نوری، مستدرک الوسائل، ج۳، ص۵۵۸.
- ↑ سلمانی گواری، ابوالفضل، سیره خانوادگی ائمه معصوم، ص ۱۳۳.