جزیرة العرب: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
(←منابع) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
جزیرةالعرب سرزمینی خشک است که به آن شبه [[جزیره عربستان]] نیز میگویند. به آن شبه جزیره گویند زیرا از سه سوی در حصار آب قرار گرفته است. از غرب دریای سرخ که حد فاصل جزیرةالعرب و قاره آفریقاست؛ جنوب آن اقیانوس هند و در شرق، دریای عمان و خلیج فارس قرار گرفته است که جزیرةالعرب را از [[ایران]] جدا میسازد. تنها در قسمت شمالی با کویت و [[عراق]] و [[شامات]] پیوند زمینی دارد. دریاهایی که این شبه جزیره را محاصره کردهاند عبارتاند از: | |||
# دریای سرخ یا قلزم (بحر احمر) در [[مغرب]] | |||
# دریای [[عرب]] در جنوب | |||
# خلیج عدن در جنوب | |||
# دریای عمان در شرق | |||
# خلیج فارس در شرق | |||
# دریای مدیترانه در شمال غرب. جزیرة العرب، شکلی مربع مستطیل با اضلاع نامتساوی دارد و مجموع مساحت آن به بیش از سه میلیون کیلومتر مربع میرسد<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه مکرمه و مدینه منوره، اصغر قائدان، نشر مشعر، چاپ سوم، ۱۳۷۷، ص۲۵.</ref>. | |||
کشورهای تشکیل دهنده شبه جزیره عبارتاند از: [[عربستان سعودی]]، [[یمن]]، قطر، امارات، [[بحرین]]، عمان، کویت و [[اردن]]. | |||
جزیرةالعرب از جهت جغرافیایی به چند بخش تقسیم میشود: | |||
# [[حجاز]]؛ سواحل شرقی دریای سرخ و طبعاً شامل بخشی از ناحیه غربی جزیرةالعرب است. | |||
# تهامه؛ آن بخش از جزیرةالعرب است که در جنوب حجاز قرار دارد. | |||
# نجد؛ قسمت میانی جزیرةالعرب از شمال به جنوب است که در شرق حجاز قرار دارد. | |||
# عروض؛ بخش وسیعی از جزیرةالعرب را که در ناحیه شرقی آن قرار دارد، اصطلاحاً عروض مینامند. مهمترین شهرهای منطقه شرقی، شهرهای [[احساء]] و [[قطیف]] است که مرکز [[شیعیان]] [[عربستان]] میباشد. در حاشیه شرقی و جنوب شرقی جزیره، کشورهای قطر، به را بحرین و عمان قرار دارند. | |||
# یمن؛ شامل نواحی جنوبی جزیرةالعرب است که به دو قسمت یمن جنوبی و یمن شمالی تقسیم گردیده و در حال حاضر یک [[کشور]] به حساب میآید. | |||
# حضرموت؛ ناحیه وسیعی در شرق عدن و در کناره دریا است که صحرای [[احقاف]] در مجاورت آن بوده است. | |||
بدین ترتیب، جزیرةالعرب افزون بر آنکه از لحاظ جغرافیایی به مناطق مختلف میشود، به لحاظ [[سیاسی]] مشتمل بر چندین واحد مستقل سیاسی است. امروزه گستردهترین و مهمترین بخش [[جزیرةالعرب]] را [[کشور]] [[عربستان سعودی]] تشکیل میدهد. | |||
بیشتر قسمت این شبه جزیره را صحرا و کویرهای خشک و سوزان تشکیل میدهند که نه تنها قابل سکونت نیستند بلکه اغلب دستیابی و گذر از آنها نیز محال و ناممکن است. زمینشناسان، [[عربستان]] را دنباله صحرای بزرگ [[آفریقا]] میدانند که به وسیله [[رود نیل]] و دریای سرخ جدا شده است. | |||
صحراهای جزیرةالعرب عبارتاند از: بادیة [[الشام]]، صحرای نفود، صحرای الدّهناء، الرُّبعُ الخالی و صحرای [[احقاف]]. | |||
جزیرةالعرب از هزاره اول قبل از میلاد مسیح به سه قسمت عمده تقسیم میشده است: | |||
# عربستان سعید، یکی از متمدنترین قسمتهای سهگانه بوده که از هزاره اول قبل از میلاد دارای [[تمدن]] با شکوهی بوده است. عربستان سعید در منتهی الیه جنوب شبه جزیره قرار داشته و دارای موقعیتی به شکل مثلث است. در این قسمت دولتهای [[مَعینیان]]، قَتَبان، سَبا، حضرموت، [[حمیریان]] و [[حبشیان]] یکی پس از دیگری به [[حکومت]] رسیده و [[آخرین دولت]] آن مقارن [[ظهور اسلام]]، «دیلمیان» دست نشانده دولت ساسانی [[ایران]] بودند که اولین [[حاکم]] آن «و هرز دیلمی» و آخرین آن «بازان» است. پس از نامهای که [[رسول خدا]]{{صل}} برای بازان نوشت، وی و [[ایرانیان]] ساکن در این منطقه همگی [[مسلمان]] شدند. آنان نقش به سزایی در دفع [[فتنه]] «[[اسود عنسی]]» [[پیامبر دروغین]] داشتند. | |||
# عربستان صخرهای؛ چون کاخها و خانههای [[مردم]] این منطقه در [[دل]] [[کوه]] حفاری شده آن را عربستان سنگی نامیدهاند. در قرن نهم قبل از میلاد، حد شمالی آن تا [[دمشق]] میرسیده است. | |||
# | # عربستان صحرایی؛ حدود آن بیابانهای وسیع حد فاصل میان [[عراق]] و [[شام]] یعنی همان «بادیة الشام» بوده است. رودخانه «[[فرات]]» مرز شرقی آن، مرزهای «عربستان سعید» مرز جنوبی آن بوده و در سمت شمال غربی و غرب، به «عربستان صخرهای» متصل میشده است. دولتهای غساسنه و لَخَمیان در این مناطق [[حکومت]] میکردهاند که هنگام ظهور اسلام و انجام فتوحات در شمال شبه جزیره، منقرض و بسیاری از [[مردم]] آن به اسلام گراییدند<ref>تاریخ و آثار اسلامی، مکه مکرمه و مدینه منوره، اصغر قائدان، مشعر، چاپ سوم، ۱۳۷۷، ص۳۰.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۰۳؛ [[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۳ (کتاب)|فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۳]]، ص۸۳-۸۴؛ [[عاتق بن غیث بلادی|بلادی، عاتق بن غیث]]، [[معجم المعالم الجغرافیة فی السیرة النبویة (کتاب)|معجم المعالم الجغرافیة فی السیرة النبویة]] ص۲۷.</ref> | ||
# | |||
== بلاد العرب == | |||
همان جزیرةالعرب است. نامی است که [[عرب]] از همان اوائل [[ظهور اسلام]]، [[سرزمین]] مسکونی خویش را بدان میخواند<ref>فرهنگ اصطلاحات حج، حریری، ص۳۲.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۱۹۹.</ref> | |||
== [[دین]] در [[جزیرةالعرب]] == | |||
پیش از ظهور اسلام، در هر یک از گوشههای جزیرةالعرب، نوعی [[پرستش]] و [[دینی]] خاص رواج داشته است. انواع [[پرسش]] و یا [[ادیان]] نسبتاً مطرح از ابتدا تا مقارن [[ظهور اسلام]] در این شبه جزیره عبارت بودهاند از: | |||
۱. '''پرستش [[ارواح]] و مظاهر طبیعت''': در جزیرةالعرب نمادهای طبیعت و ارواح مورد پرستش قرار میگرفته اند: «ستارهپرستی، آفتابپرستی»، پرستش ماه و [[زهره]] در میان [[اعراب]] جنوبی مرسوم بوده است. آنان ماه را به منزله «پدر»، شمس را به منزله «مادر» و زهره را به منزله «پسر» مورد پرستش قرار میدادند. زهره را «عثتر» و ماه را «ورخ» میخواندند و گاو را رمز ماه قرار داده بودند. | |||
[[اعتقاد]] به «[[روح]]، [[جن]]، [[ملائکه]] و غول» از مظاهر پرستش ارواح و اجسام در میان آنان است. در [[قرآن کریم]] نیز به پرستش فرشتگان و ملائکه به عنوان «[[دختران]] [[خدا]]»<ref>زخرف / ۱۸ و ۱۹.</ref> و نیز پرستش «جن» در میان ایشان اشاره شده است<ref>سبا / ۳۹ و ۴۰.</ref>. بنابراین تعدد خدایان و [[شرک]] در جزیرةالعرب رواج کاملی داشته است. | |||
[[ | |||
۲. '''[[یهود]]''': در مورد ورود «یهود» به جزیرةالعرب [[اختلافات]] فراوانی است. [[یهودیان]] ببیشتر در [[حجاز]] یعنی شهرهای «یثرب، تیماء، [[خیبر]]» و نیز در [[یمن]] [[زندگی]] میکردند. تعدادی از [[مردم]] «[[حیره]]» و «[[غسان]]» نیز به این دین گرویده بودند. شایان یادآوری است یهودیان یادشده از آرامیان و عربان نو [[یهودی]] بودهاند از [[نژاد]] [[اسرائیل]] فرزند ابراهیم{{ع}}. | |||
[[ | |||
یهودیان یثرب تا مقارن ظهور اسلام از [[قدرت]] قابل توجهی برخوردار بودند، ولی پس از آنکه [[قبایل]] مختلف آنان علیه [[رسول خدا]]{{صل}} [[توطئه]] کرده و [[پیمانشکنی]] کردند، از [[مدینه]] [[اخراج]] و یا به [[قتل]] رسیدند. بقایای یهودیان نیز در دوران [[خلیفه دوم]] به کلی از [[عربستان]] اخراج شدند. گفتنی است که یهودیان نیز [[کعبه]] و [[حرم]] را بزرگ و [[محترم]] میداشتند. | یهودیان یثرب تا مقارن ظهور اسلام از [[قدرت]] قابل توجهی برخوردار بودند، ولی پس از آنکه [[قبایل]] مختلف آنان علیه [[رسول خدا]]{{صل}} [[توطئه]] کرده و [[پیمانشکنی]] کردند، از [[مدینه]] [[اخراج]] و یا به [[قتل]] رسیدند. بقایای یهودیان نیز در دوران [[خلیفه دوم]] به کلی از [[عربستان]] اخراج شدند. گفتنی است که یهودیان نیز [[کعبه]] و [[حرم]] را بزرگ و [[محترم]] میداشتند. | ||
۳. '''[[مسیحیت]]''': [[امپراتوری روم]] همواره در پی | ۳. '''[[مسیحیت]]''': [[امپراتوری روم]] همواره در پی فرصت بود تا بر بخشی از مناطق شبه جزیره که از لحاظ استراتژیکی و سوقالجیشی برای مقابله با [[دولت]] ساسانیان دارای اهمیت فراوانی بود، از طریق اقدام نظامی و یا [[فرهنگی]] [[تسلط]] یابد و چون بسیاری از اقدامات نظامی او به نتیجه نرسید، کوشید تا از طریق اشاعه [[مسیحیت]]، جای پایی در این مناطق باز کند. | ||
اولین گام را [[امپراتوری روم]] «کنستانتین» برداشت و در سال ۳۵۶ میلادی هیأتی [[مسیحی]] به [[ریاست]] «تئوفیلیوس» به سوی جنوب [[جزیرةالعرب]] یعنی [[یمن]] اعزام داشت. این هیأت، کلیساهایی در «عدن» ([[سرزمین]] [[حمیریان]]) ساخت که معروف آنها «[[کعبه]] [[نجران]]» بود. [[مردم]] نجران در سال ۵۰۰ میلادی به وسیله «فیلمون قدیس» با مسیحیت آشنا شدند. این منطقه پس از چندی از مهمترین پایگاههای مسیحیت شده و | |||
بعضی معتقدند ابتدا [[دین]] [[مسیح]] میان [[اعراب]] ساکن [[شام]] و [[عراق]] رواج یافته و سپس به داخل شبه جزیره و نیز یمن | اولین گام را [[امپراتوری روم]] «کنستانتین» برداشت و در سال ۳۵۶ میلادی هیأتی [[مسیحی]] به [[ریاست]] «تئوفیلیوس» به سوی جنوب [[جزیرةالعرب]] یعنی [[یمن]] اعزام داشت. این هیأت، کلیساهایی در «عدن» ([[سرزمین]] [[حمیریان]]) ساخت که معروف آنها «[[کعبه]] [[نجران]]» بود. [[مردم]] نجران در سال ۵۰۰ میلادی به وسیله «فیلمون قدیس» با مسیحیت آشنا شدند. این منطقه پس از چندی از مهمترین پایگاههای مسیحیت شده و هنگام ظهور اسلام، [[پیامبر]]{{صل}} [[مسیحیان]] این مرکز را به «[[مباهله]]» [[دعوت]] فرمود ولی آنان نپذیرفته و پرداخت [[جزیه]] را پذیرا شدند. | ||
بعضی معتقدند ابتدا [[دین]] [[مسیح]] میان [[اعراب]] ساکن [[شام]] و [[عراق]] رواج یافته و سپس به داخل شبه جزیره و نیز یمن نفوذ کرده است. از مراکز دیگر مسیحیت در جزیرةالعرب [[شهر]] «[[حیره]]» بود که حتی بعضی از [[پادشاهان]] [[عرب]] این منطقه نیز به آن گرویده بودند. در شهرهای «رُصافه، [[دومة الجندل]]، تیماء و اُبُلَّه» نیز مسیحیان میزیستهاند. البته هنگام ظهور اسلام معدود مسیحیانی نیز در [[مکه]] [[زندگی]] میکردهاند. پادشاهان [[حبشی]] جنوب نیز عمدتاً مسیحی بودند که [[ابرهه]] نیز از جمله آنان بود. | |||
۴. '''زرتشتیگری''': در شبه جزیره اقلیتی، پیرو «[[دین زرتشت]]» بودهاند که میان اعراب به دین «[[مجوس]]» اشتهار داشته است. البته بیشتر [[زرتشتیان]] ساکن در شبه جزیره، ایرانیانی بودند که در «یمن، عمانو [[بحرین]]» [[سکونت]] داشتهاند. همچنین گرایشهایی به «مانویت» در بعضی اعراب [[قریش]] وجود داشته و در مناطق حیره نیز به سبب نزدیکی به [[ایران]]، زرتشتیگری رواج داشته است. | |||
۵. '''حنفا''': تاکنون «[[حنیف]]» به عنوان دین مطرح نبوده و در مجموع کسانی را که پیرو [[دین ابراهیم]]{{ع}} بودهاند «حنیف یا [[حنفاء]]» خواندهاند. پایههای این [[اعتقاد]] بر [[یکتاپرستی]] و [[نفی شرک]] [[استوار]] بوده است. [[خداوند]] در [[قرآن کریم]]، [[دین ابراهیم]]{{ع}} را این گونه وصف میکند: {{متن قرآن|مَا كَانَ إِبْرَاهِيمُ يَهُودِيًّا وَلَا نَصْرَانِيًّا وَلَكِنْ كَانَ حَنِيفًا مُسْلِمًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref>«ابراهیم نه یهودی بود و نه مسیحی ولی درستآیینی فرمانبردار بود و از مشرکان نبود» سوره آل عمران، آیه ۶۷.</ref>. | |||
[[پیروان]] این [[اعتقاد]] در [[جزیرةالعرب]]، بسیار محدود بودهاند. آنان با [[تعقل]] و [[رأی]] و نظر خود، از [[پرستش]] [[بتها]] و سایر [[خدایان]] خودداری کرده، [[اعتکاف]] میکردهاند. برای بتها [[قربانی]] نکرده و از گوشت آنان نمیخوردهاند. از عادات بد [[جاهلی]] به دور بوده و به نکوهش [[بتپرستان]] میپرداختهاند؛ [[حج]] را همانند عصر ابراهیم{{ع}} انجام میدادند. آبا و [[اجداد رسول خدا]]{{صل}} همگی بر این [[دین]] بودهاند. مقارن [[ظهور اسلام]] نام چند تن از [[حنفاء]] از جمله «قُسّ بن ساعده، [[زید بن عمرو]] بن فُضیل، اُمیة بن ابی صَلت» در منابع آمده است. | |||
[[پیروان]] این [[اعتقاد]] در [[جزیرةالعرب]]، بسیار محدود بودهاند. آنان با [[تعقل]] و [[رأی]] و نظر خود، از [[پرستش]] [[بتها]] و سایر [[خدایان]] خودداری کرده، [[اعتکاف]] میکردهاند. برای بتها [[قربانی]] نکرده و از گوشت آنان نمیخوردهاند. از | |||
۶. '''[[بتپرستی]]''': از [[زمان]] | ۶. '''[[بتپرستی]]''': از [[زمان]] بنای کعبه به دست [[حضرت ابراهیم]]{{ع}}، در جزیرةالعرب، [[آیین توحیدی]] و [[دین حنیف]] رواجی افته و [[حضرت اسماعیل]]{{ع}} نیز آن را تداوم بخشیدهاند. [[مردم]] آن عصر [[تقدس]] و [[احترام]] ویژهای نسبت به [[کعبه]] قایل بوده و هنگامی که کسانی از آنان به [[سفر]] رفته و یا [[مهاجرت]] میکردند، قطعهای از سنگهای کعبه یا [[حرم]] را همراه خود برده و به آن [[تبرک]] میجستند. آنان در هر مکانی که ساکن میشدند آن قطعه از سنگ را برای [[بزرگداشت]] کعبه نزد خود [[حفظ]] کرده و [[محترم]] میداشتند. دیری نپایید که این سنگها را تراشیده و به اشکال و صور مختلفی درآوردند. به این صورت بتپرستی در شبه جزیره رواج یافت. آغاز بتپرستی را باید از زمان [[تسلط]] [[قبیله]] «[[خزاعه]]» بر [[مکه]] و [[تبعید]] «جُرهمیان» دانست<ref>ابن هشام، سیرة النبویه، ج۱، ص۷۷؛ آنان از فرزندان «جرهم بن قحطان» بودهاند که از جنوب شبه جزیره به این مکان آمده و به آنان «قحطانیان» یا اعراب «عاربه» گفته میشد.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۴۹۳.</ref> | ||
==رُبُع الخالی== | == رُبُع الخالی == | ||
نام یکی از بیابانهای جزیرةالعرب است. در قسمت جنوب شرقی شبه جزیره، کویر وسیعی به نام «الربع الخالی» وجود دارد که تمام قسمت جنوب و جنوب شرقی [[عربستان]] به استثنای سواحل عمان را فرا گرفته است. وسعت این صحرا به پانصد هزار کیلومتر مربع میرسد و از بزرگترین صحراهای شنی [[جهان]] است<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه و مدینه منوره، اصغر قائدان، ص۲۹.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۵۰۸.</ref> | نام یکی از بیابانهای جزیرةالعرب است. در قسمت جنوب شرقی شبه جزیره، کویر وسیعی به نام «الربع الخالی» وجود دارد که تمام قسمت جنوب و جنوب شرقی [[عربستان]] به استثنای سواحل عمان را فرا گرفته است. وسعت این صحرا به پانصد هزار کیلومتر مربع میرسد و از بزرگترین صحراهای شنی [[جهان]] است<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه و مدینه منوره، اصغر قائدان، ص۲۹.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۵۰۸.</ref> | ||
==صحرای [[احقاف]]== | == صحرای [[احقاف]] == | ||
یکی از بیابانهای جزیرةالعرب است به صحراهای واقع در شمال شرقی «حضرموت» در شرق [[یمن]] و «دهنای جنوبی» گفته میشود. میگویند حادثه [[تاریخی]] که در [[سوره احقاف]] از آن یاد شده | یکی از بیابانهای جزیرةالعرب است به صحراهای واقع در شمال شرقی «حضرموت» در شرق [[یمن]] و «دهنای جنوبی» گفته میشود. میگویند حادثه [[تاریخی]] که در [[سوره احقاف]] از آن یاد شده هلاکت [[قوم عاد]] در این منطقه رخ داده است. همچنین گفتهاند: [[قبر پیامبر]] آنان [[حضرت هود]] نیز در این مکان است<ref>یاقوت حموی، ج۱، ص۱۱۶.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۶۱۲.</ref> | ||
==صحرای دَهناء== | == صحرای دَهناء == | ||
نام یکی از صحاری جزیرةالعرب است. این صحرا از شمال شرقی به جنوب شرقی [[عربستان]] امتداد دارد و در شمال «حضرموت» میان «الرُّبع الخالی و نَفُود» واقع و به صحرای سرخ نیز معروف است؛ کویری بیکران و چندان سخت و صعب العبور که پای هیچ کس به آن نرسیده و حتی | نام یکی از صحاری جزیرةالعرب است. این صحرا از شمال شرقی به جنوب شرقی [[عربستان]] امتداد دارد و در شمال «حضرموت» میان «الرُّبع الخالی و نَفُود» واقع و به صحرای سرخ نیز معروف است؛ کویری بیکران و چندان سخت و صعب العبور که پای هیچ کس به آن نرسیده و حتی صحرانشینان نیز از پیمودن آن عاجزند. این منطقه وسیع در عرض دارای هفت [[کوه]] بزرگ شنی و رملی است. «دهناء» بین «نجد، کویت و احساء» واقع شده که از شمال غربی به سمت جنوب شرقی امتداد یافته است<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه مکرمه و مدینه منوره، اصغر قائدان، ص۲۹.</ref>. الدّهناء به معنای فلات یا مکانی که همه آن رمل و شن باشد، گفته شده است<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه مکرمه و مدینه منوره، اصغر قائدان، پاورقی، ص۲۹.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۶۱۲.</ref> | ||
==صحرای نَفود== | == صحرای نَفود == | ||
یکی از صحراهای جزیرةالعرب است. «نفود» صحرایی است وسیع با شنهای نرم و سرخ که وسعت آن به هفتاد هزار کیلومتر مربع میرسد. این صحرا میان «جوف، [[جبل]] شَمَّر و نجد» قرار دارد. منطقه مذکور پر از تودههای بزرگ ریگ و شن بوده و میان آنها درههای عمیقی است که هیچگاه آب به اعماق آن نمیرسد<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه مکرمه و مدینه منوره، اصغر قائدان، ص۲۸.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۶۱۲.</ref> | یکی از صحراهای جزیرةالعرب است. «نفود» صحرایی است وسیع با شنهای نرم و سرخ که وسعت آن به هفتاد هزار کیلومتر مربع میرسد. این صحرا میان «جوف، [[جبل]] شَمَّر و نجد» قرار دارد. منطقه مذکور پر از تودههای بزرگ ریگ و شن بوده و میان آنها درههای عمیقی است که هیچگاه آب به اعماق آن نمیرسد<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه مکرمه و مدینه منوره، اصغر قائدان، ص۲۸.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۶۱۲.</ref> | ||