پرش به محتوا

جزیرة العرب: تفاوت میان نسخه‌ها

۴٬۰۳۱ بایت حذف‌شده ،  ‏۹ اکتبر ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۷: خط ۷:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
جزيرة العرب، شبه جزیره بزرگی است، واقع در منتهی‌الیه جنوب غربی [[آسیا]] که از سه طرف در حصار آب قرار دارد؛ از [[غرب]] به دریای سرخ که حدّ فاصل جزیرة العرب و قارّه [[آفریقا]] است؛ از جنوب به اقیانوس [[هند]] و از [[شرق]] به [[دریای عمان]] و [[خلیج فارس]]. تنها از شمال با [[کویت]]، [[عراق]] و [[شامات]] [[ارتباط]] زمینی دارد. به سبب جریان رودها، از جمله [[فرات]] در قسمت شمالی آن ـ که شبه جزیره را تقریباً به صورت جزیره در آورده است ـ اکثر جغرافی نویسان و [[مورخان]] آنجا را جزیرة العرب نامیده‌‏اند.
جزیرةالعرب سرزمینی خشک است که به آن شبه [[جزیره عربستان]] نیز می‌گویند. به آن شبه جزیره گویند زیرا از سه سوی در حصار آب قرار گرفته است. از غرب دریای سرخ که حد فاصل جزیرةالعرب و قاره آفریقاست؛ جنوب آن اقیانوس هند و در شرق، دریای عمان و خلیج فارس قرار گرفته است که جزیرةالعرب را از [[ایران]] جدا می‌سازد. تنها در قسمت شمالی با کویت و [[عراق]] و [[شامات]] پیوند زمینی دارد. دریاهایی که این شبه جزیره را محاصره کرده‌اند عبارت‌اند از:
# دریای سرخ یا قلزم (بحر احمر) در [[مغرب]]
# دریای [[عرب]] در جنوب
# خلیج عدن در جنوب
# دریای عمان در شرق
# خلیج فارس در شرق
# دریای مدیترانه در شمال غرب. جزیرة العرب، شکلی مربع مستطیل با اضلاع نامتساوی دارد و مجموع مساحت آن به بیش از سه میلیون کیلومتر مربع می‌رسد<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه مکرمه و مدینه منوره، اصغر قائدان، نشر مشعر، چاپ سوم، ۱۳۷۷، ص۲۵.</ref>.


جزیرة العرب از نظر جغرافیایی به پنج بخش تقسیم می‏‌شود: [[حجاز]] (بخشی از ساحل شرقی دریای سرخ با شهرهایی چون [[مکّه]]، [[مدینه]]، جدّه و [[طائف]][[تهامه]] (واقع در جنوب حجاز)، [[نجد]] (واقع در [[شرق]] حجاز)، عروض (واقع در ناحیه شرقی شبه جزیره) و [[یمن]] (واقع در قسمت جنوبی شبه جزیره). امروزه بخش بزرگی از شبه جزیرة العرب را [[کشور]] "عربستان سعودی" تشکیل می‏‌دهد. کشورهای "یمن"، "کویت"، "امارات متحده عربی"، "قطر" و "عمان" از دیگر سرزمین‌های تشکیل دهنده آن هستند<ref>معجم البلدان، ج۲، ص۱۳۷</ref>.<ref>[[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (کتاب)|فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت]] ج۳، ص۸۳-۸۴.</ref>
کشورهای تشکیل دهنده شبه جزیره عبارت‌اند از: [[عربستان سعودی]]، [[یمن]]، قطر، امارات، [[بحرین]]، عمان، کویت و [[اردن]].
 
جزیرةالعرب از جهت جغرافیایی به چند بخش تقسیم می‌شود:
# [[حجاز]]؛ سواحل شرقی دریای سرخ و طبعاً شامل بخشی از ناحیه غربی جزیرةالعرب است.
# تهامه؛ آن بخش از جزیرةالعرب است که در جنوب حجاز قرار دارد.
# نجد؛ قسمت میانی جزیرةالعرب از شمال به جنوب است که در شرق حجاز قرار دارد.
# عروض؛ بخش وسیعی از جزیرةالعرب را که در ناحیه شرقی آن قرار دارد، اصطلاحاً عروض می‌نامند. مهم‌ترین شهرهای منطقه شرقی، شهرهای [[احساء]] و [[قطیف]] است که مرکز [[شیعیان]] [[عربستان]] می‌باشد. در حاشیه شرقی و جنوب شرقی جزیره، کشورهای قطر، به را بحرین و عمان قرار دارند.
# یمن؛ شامل نواحی جنوبی جزیرةالعرب است که به دو قسمت یمن جنوبی و یمن شمالی تقسیم گردیده و در حال حاضر یک [[کشور]] به حساب می‌آید.
# حضرموت؛ ناحیه وسیعی در شرق عدن و در کناره دریا است که صحرای [[احقاف]] در مجاورت آن بوده است.
بدین ترتیب، جزیرةالعرب افزون بر آنکه از لحاظ جغرافیایی به مناطق مختلف می‌شود، به لحاظ [[سیاسی]] مشتمل بر چندین واحد مستقل سیاسی است. امروزه گسترده‌ترین و مهم‌ترین بخش [[جزیرةالعرب]] را [[کشور]] [[عربستان سعودی]] تشکیل می‌دهد.


در مجموع در حدود این [[جزیره]] [[اختلاف]] شده است، بعضی محدوده جغرافیایی سرزمین عرب را سرزمین‌های بین [[دریای سرخ]] و [[خلیج فارس]] و [[اقیانوس هند]] و [[بادیه]] [[شام]] گفته‌اند و برخی دیگر، ضمن بر شمردن این حدود، قائل به امتداد این حد از جانب شمال، از [[شرق]] تا [[فرات]] و از جانب [[غرب]] تا [[نهر اردن]] شده‌اند که با این وصف، [[بلاد شام]] شرقی مانند: بلقا و [[حوران]] و آنچه در شمال شرقی [[دمشق]] قرار دارد هم در محدوده جغرافیایی جزیرة العرب قرار می‌‌گیرد. نویسندگان امروزی از شبه [[جزیره عربستان]] و [[عراق]] و کل بلاد شام با نام «[[بلاد العرب]]» یاد می‌‌کنند و چنانچه بخواهند [[عرب‌های آفریقا]] را بر آن اضافه کنند، بدان «[[العالم العربی]]» می‌‌گویند<ref>[[عاتق بن غیث بلادی|بلادی، عاتق بن غیث]]، [[معجم المعالم الجغرافیة فی السیرة النبویة (کتاب)|معجم المعالم الجغرافیة فی السیرة النبویة]] ص۲۷.</ref>.
بیشتر قسمت این شبه جزیره را صحرا و کویرهای خشک و سوزان تشکیل می‌دهند که نه تنها قابل سکونت نیستند بلکه اغلب دست‌یابی و گذر از آنها نیز محال و ناممکن است. زمین‌شناسان، [[عربستان]] را دنباله صحرای بزرگ [[آفریقا]] می‌دانند که به وسیله [[رود نیل]] و دریای سرخ جدا شده است.


بنابر قول مشهور، [[سکونت]] [[کفّار]] در جزیرة العرب جایز نیست<ref>جواهر الكلام، ج۲۱، ص۲۸۹ ـ ۲۹۱</ref>. در اینکه مراد از جزیرة العرب چیست، [[اختلاف]] است. برخی، آن را خصوص حجاز دانسته‌‏اند<ref>المبسوط، ج۲، ص۴۷؛ تحرير الاحكام، ج۲، ص۲۱۲؛ تذكرة الفقهاء، ج۹، ص۳۳۴ ـ ۳۳۵</ref>؛ لکن برخی دیگر، اعم از آن دانسته و سکونت کفّار را در تمامی جزیرة العرب جایز ندانسته‏‌اند<ref>الدروس الشرعية، ج۲، ص۳۹؛ جامع المقاصد، ج۳، ص۴۶۵؛ غاية المراد، ج۱، ص۴۹۸.</ref>.<ref>[[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (کتاب)|فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت]] ج۳، ص۸۳-۸۴.</ref>
صحراهای جزیرةالعرب عبارت‌اند از: بادیة [[الشام]]، صحرای نفود، صحرای الدّهناء، الرُّبعُ الخالی و صحرای [[احقاف]].


==جزیرةالعرب==
جزیرةالعرب از هزاره اول قبل از میلاد مسیح به سه قسمت عمده تقسیم می‌شده است:
سرزمینی خشک است که به آن شبه [[جزیره عربستان]] نیز می‌گویند.
# عربستان سعید، یکی از متمدن‌ترین قسمت‌های سه‌گانه بوده که از هزاره اول قبل از میلاد دارای [[تمدن]] با شکوهی بوده است. عربستان سعید در منتهی الیه جنوب شبه جزیره قرار داشته و دارای موقعیتی به شکل مثلث است. در این قسمت دولت‌های [[مَعینیان]]، قَتَبان، سَبا، حضرموت، [[حمیریان]] و [[حبشیان]] یکی پس از دیگری به [[حکومت]] رسیده و [[آخرین دولت]] آن مقارن [[ظهور اسلام]]، «دیلمیان» دست نشانده دولت ساسانی [[ایران]] بودند که اولین [[حاکم]] آن «و هرز دیلمی» و آخرین آن «بازان» است. پس از نامه‌ای که [[رسول خدا]]{{صل}} برای بازان نوشت، وی و [[ایرانیان]] ساکن در این منطقه همگی [[مسلمان]] شدند. آنان نقش به سزایی در دفع [[فتنه]] «[[اسود عنسی]]» [[پیامبر دروغین]] داشتند.
به آن شبه جزیره گویند زیرا از سه سوی در حصار آب قرار گرفته است. از غرب [[دریای سرخ]] که حد فاصل جزیرةالعرب و [[قاره]] آفریقاست؛ جنوب آن [[اقیانوس هند]] و در شرق، [[دریای عمان]] و [[خلیج فارس]] قرار گرفته است که جزیرةالعرب را از [[ایران]] جدا می‌سازد. تنها در قسمت شمالی با [[کویت]] و [[عراق]] و [[شامات]] پیوند زمینی دارد. دریاهایی که این شبه جزیره را محاصره کرده‌اند عبارتند از:
# عربستان صخره‌ای؛ چون کاخ‌ها و خانه‌های [[مردم]] این منطقه در [[دل]] [[کوه]] حفاری شده آن را عربستان سنگی نامیده‌‌اند. در قرن نهم قبل از میلاد، حد شمالی آن تا [[دمشق]] می‌رسیده است.
# دریای سرخ یا [[قلزم]] ([[بحر احمر]]) در [[مغرب]]
# عربستان صحرایی؛ حدود آن بیابان‌های وسیع حد فاصل میان [[عراق]] و [[شام]] یعنی همان «بادیة الشام» بوده است. رودخانه «[[فرات]]» مرز شرقی آن، مرزهای «عربستان سعید» مرز جنوبی آن بوده و در سمت شمال غربی و غرب، به «عربستان صخره‌ای» متصل می‌شده است. دولت‌های غساسنه و لَخَمیان در این مناطق [[حکومت]] می‌کرده‌اند که هنگام ظهور اسلام و انجام فتوحات در شمال شبه جزیره، منقرض و بسیاری از [[مردم]] آن به اسلام گراییدند<ref>تاریخ و آثار اسلامی، مکه مکرمه و مدینه منوره، اصغر قائدان، مشعر، چاپ سوم، ۱۳۷۷، ص۳۰.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۰۳؛ [[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۳ (کتاب)|فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۳]]، ص۸۳-۸۴؛ [[عاتق بن غیث بلادی|بلادی، عاتق بن غیث]]، [[معجم المعالم الجغرافیة فی السیرة النبویة (کتاب)|معجم المعالم الجغرافیة فی السیرة النبویة]] ص۲۷.</ref>
#دریای [[عرب]] در جنوب
# [[خلیج عدن]] در جنوب
# دریای عمان در شرق
#خلیج فارس در شرق
# [[دریای مدیترانه]] در شمال غرب. [[جزیرة العرب]]، شکلی مربع مستطیل با اضلاع نامتساوی دارد و مجموع مساحت آن به بیش از سه میلیون کیلومتر مربع می‌رسد<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه مکرمه و مدینه منوره، اصغر قائدان، نشر مشعر، چاپ سوم، ۱۳۷۷، ص۲۵.</ref>.


کشورهای تشکیل دهنده شبه جزیره عبارتند از: [[عربستان سعودی]]، [[یمن]]، قطر، امارات، [[بحرین]]، عمان، کویت و [[اردن]].
== بلاد العرب ==
جزیرةالعرب از جهت جغرافیایی به چند بخش تقسیم می‌شود:
همان جزیرةالعرب است. نامی است که [[عرب]] از همان اوائل [[ظهور اسلام]]، [[سرزمین]] مسکونی خویش را بدان می‌خواند<ref>فرهنگ اصطلاحات حج، حریری، ص۳۲.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۱۹۹.</ref>
# [[حجاز]]؛ سواحل شرقی دریای سرخ و طبعاً شامل بخشی از ناحیه [[غربی]] جزیرةالعرب است.
#تهامه؛ آن بخش از جزیرةالعرب است که در جنوب حجاز قرار دارد.
#نجد؛ قسمت میانی جزیرةالعرب از شمال به جنوب است که در شرق حجاز قرار دارد.
#عروض؛ بخش وسیعی از جزیرةالعرب را که در ناحیه شرقی آن قرار دارد، اصطلاحاً عروض می‌نامند. مهم‌ترین شهرهای منطقه شرقی، شهرهای [[احساء]] و [[قطیف]] است که مرکز [[شیعیان]] [[عربستان]] می‌باشد. در حاشیه شرقی و جنوب شرقی جزیره، کشورهای قطر، به را بحرین و عمان قرار دارند.
# یمن؛ شامل نواحی جنوبی جزیرةالعرب است که به دو قسمت یمن جنوبی و یمن شمالی تقسیم گردیده و در [[حال]] حاضر یک [[کشور]] به [[حساب]] می‌آید.
#حضرموت؛ ناحیه وسیعی در شرق عدن و در کناره دریا است که صحرای [[احقاف]] در مجاورت آن بوده است.
بدین ترتیب، جزیرةالعرب افزون بر آنکه از لحاظ جغرافیایی به مناطق مختلف می‌شود، به لحاظ [[سیاسی]] مشتمل بر چندین واحد مستقل سیاسی است. امروزه گسترده‌ترین و مهم‌ترین بخش [[جزیرةالعرب]] را [[کشور]] [[عربستان سعودی]] تشکیل می‌دهد.


بیشتر قسمت این شبه جزیره را صحرا و کویرهای خشک و سوزان تشکیل می‌دهند که نه تنها قابل سکونت نیستند بلکه اغلب دست‌یابی و گذر از آنها نیز محال و ناممکن است. زمین‌شناسان، [[عربستان]] را دنباله صحرای بزرگ [[آفریقا]] می‌دانند که به وسیله [[رود نیل]] و [[دریای سرخ]] جدا شده است.
== [[دین]] در [[جزیرةالعرب]] ==
صحراهای جزیرةالعرب عبارتند از: بادیة [[الشام]]، صحرای نفود، صحرای الدّهناء، الرُّبعُ الخالی و صحرای [[احقاف]].
پیش از ظهور اسلام، در هر یک از گوشه‌های جزیرةالعرب، نوعی [[پرستش]] و [[دینی]] خاص رواج داشته است. انواع [[پرسش]] و یا [[ادیان]] نسبتاً مطرح از ابتدا تا مقارن [[ظهور اسلام]] در این شبه جزیره عبارت بوده‌اند از:
جزیرةالعرب از هزاره اول قبل از [[میلاد مسیح]] به سه قسمت عمده تقسیم می‌شده است:
# عربستان سعید، یکی از متمدن‌ترین قسمت‌های سه‌گانه بوده که از هزاره اول قبل از میلاد دارای [[تمدن]] با شکوهی بوده است. عربستان سعید در منتهی الیه جنوب شبه جزیره قرار داشته و دارای موقعیتی به شکل مثلث است. در این قسمت دولت‌های [[مَعینیان]]، قَتَبان، سَبا، حضرموت، [[حمیریان]] و [[حبشیان]] یکی پس از دیگری به [[حکومت]] رسیده و [[آخرین دولت]] آن مقارن [[ظهور اسلام]]، «[[دیلمیان]]» دست نشانده [[دولت ساسانی]] [[ایران]] بودند که اولین [[حاکم]] آن «و هرز دیلمی» و آخرین آن «بازان» است. پس از نامه‌ای که [[رسول خدا]]{{صل}} برای بازان نوشت، وی و [[ایرانیان]] ساکن در این منطقه همگی [[مسلمان]] شدند. آنان نقش به سزایی در دفع [[فتنه]] «[[اسود عنسی]]» [[پیامبر دروغین]] داشتند.
# عربستان صخره‌ای؛ چون کاخ‌ها و خانه‌های [[مردم]] این منطقه در [[دل]] [[کوه]] حفاری شده آن را عربستان سنگی نامیده‌‌اند. در [[قرن نهم]] قبل از میلاد، حد شمالی آن تا [[دمشق]] می‌رسیده است.
# عربستان صحرایی؛ حدود آن بیابان‌های وسیع حد فاصل میان [[عراق]] و [[شام]] یعنی همان «بادیة الشام» بوده است. رودخانه «[[فرات]]» [[مرز]] شرقی آن، مرزهای «عربستان سعید» مرز جنوبی آن بوده و در سمت شمال [[غربی]] و غرب، به «عربستان صخره‌ای» متصل می‌شده است. دولت‌های [[غساسنه]] و لَخَمیان در این مناطق [[حکومت]] می‌کرده‌اند که [[هنگام ظهور اسلام]] و انجام [[فتوحات]] در شمال شبه جزیره، منقرض و بسیاری از [[مردم]] آن به اسلام‌گراییدند<ref>تاریخ و آثار اسلامی، مکه مکرمه و مدینه منوره، اصغر قائدان، مشعر، چاپ سوم، ۱۳۷۷، ص۳۰.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۰۳.</ref>


==بلاد العرب==
۱. '''پرستش [[ارواح]] و مظاهر طبیعت''': در جزیرةالعرب نمادهای طبیعت و ارواح مورد پرستش قرار می‌گرفته اند: «ستاره‌پرستی، آفتاب‌پرستی»، پرستش ماه و [[زهره]] در میان [[اعراب]] جنوبی مرسوم بوده است. آنان ماه را به منزله «پدر»، شمس را به منزله «مادر» و زهره را به منزله «پسر» مورد پرستش قرار می‌دادند. زهره را «عثتر» و ماه را «ورخ» می‌خواندند و گاو را رمز ماه قرار داده بودند.
همان جزیرةالعرب است. نامی است که [[عرب]] از همان اوائل [[ظهور اسلام]]، [[سرزمین]] مسکونی خویش را بدان می‌خواند<ref>فرهنگ اصطلاحات حج، حریری، ص۳۲.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۱۹۹.</ref>


==[[دین]] در [[جزیرةالعرب]]==
[[اعتقاد]] به «[[روح]]، [[جن]]، [[ملائکه]] و غول» از مظاهر پرستش ارواح و اجسام در میان آنان است. در [[قرآن کریم]] نیز به پرستش فرشتگان و ملائکه به عنوان «[[دختران]] [[خدا]]»<ref>زخرف / ۱۸ و ۱۹.</ref> و نیز پرستش «جن» در میان ایشان اشاره شده است<ref>سبا / ۳۹ و ۴۰.</ref>. بنابراین تعدد خدایان و [[شرک]] در جزیرةالعرب رواج کاملی داشته است.
[[پیش از ظهور اسلام]]، در هر یک از گوشه‌های جزیرةالعرب، نوعی [[پرستش]] و [[دینی]] خاص رواج داشته است. انواع [[پرسش]] و یا [[ادیان]] نسبتاً مطرح از ابتدا تا مقارن [[ظهور اسلام]] در این شبه جزیره عبارت بوده‌اند از:


۱. '''پرستش [[ارواح]] و مظاهر [[طبیعت]]''': در جزیرةالعرب نمادهای طبیعت و ارواح مورد پرستش قرار می‌گرفته اند: «ستاره‌پرستی، آفتاب‌پرستی»، [[پرستش ماه]] و [[زهره]] در میان [[اعراب]] جنوبی مرسوم بوده است. آنان ماه را به منزله «پدر»، [[شمس]] را به منزله «مادر» و زهره را به منزله «پسر» مورد پرستش قرار می‌دادند. زهره را «عثتر» و ماه را «ورخ» می‌خواندند و گاو را رمز ماه قرار داده بودند.
۲. '''[[یهود]]''': در مورد ورود «یهود» به جزیرةالعرب [[اختلافات]] فراوانی است. [[یهودیان]] ببیشتر در [[حجاز]] یعنی شهرهای «یثرب، تیماء، [[خیبر]]» و نیز در [[یمن]] [[زندگی]] می‌کردند. تعدادی از [[مردم]] «[[حیره]]» و «[[غسان]]» نیز به این دین گرویده بودند. شایان یادآوری است یهودیان یادشده از آرامیان و عربان نو [[یهودی]] بوده‌اند از [[نژاد]] [[اسرائیل]] فرزند ابراهیم{{ع}}.
[[اعتقاد]] به «[[روح]]، [[جن]]، [[ملائکه]] و غول» از مظاهر پرستش ارواح و اجسام در میان آنان است. در [[قرآن کریم]] نیز به [[پرستش فرشتگان]] و ملائکه به عنوان «[[دختران]] [[خدا]]»<ref>زخرف / ۱۸ و ۱۹.</ref> و نیز پرستش «جن» در میان ایشان اشاره شده است<ref>سبا / ۳۹ و ۴۰.</ref>. بنابراین تعدد [[خدایان]] و [[شرک]] در جزیرةالعرب رواج کاملی داشته است.


۲. '''[[یهود]]''': در مورد ورود «یهود» به جزیرةالعرب [[اختلافات]] فراوانی است. [[یهودیان]] ببیشتر در [[حجاز]] یعنی شهرهای «یثرب، [[تیماء]]، [[خیبر]]» و نیز در [[یمن]] [[زندگی]] می‌کردند. تعدادی از [[مردم]] «[[حیره]]» و «[[غسان]]» نیز به این دین گرویده بودند. شایان یادآوری است یهودیان یادشده از آرامیان و [[عربان]] نو [[یهودی]] بوده‌اند از [[نژاد]] [[اسرائیل]] فرزند ابراهیم{{ع}}.
یهودیان یثرب تا مقارن ظهور اسلام از [[قدرت]] قابل توجهی برخوردار بودند، ولی پس از آنکه [[قبایل]] مختلف آنان علیه [[رسول خدا]]{{صل}} [[توطئه]] کرده و [[پیمان‌شکنی]] کردند، از [[مدینه]] [[اخراج]] و یا به [[قتل]] رسیدند. بقایای یهودیان نیز در دوران [[خلیفه دوم]] به کلی از [[عربستان]] اخراج شدند. گفتنی است که یهودیان نیز [[کعبه]] و [[حرم]] را بزرگ و [[محترم]] می‌داشتند.
یهودیان یثرب تا مقارن ظهور اسلام از [[قدرت]] قابل توجهی برخوردار بودند، ولی پس از آنکه [[قبایل]] مختلف آنان علیه [[رسول خدا]]{{صل}} [[توطئه]] کرده و [[پیمان‌شکنی]] کردند، از [[مدینه]] [[اخراج]] و یا به [[قتل]] رسیدند. بقایای یهودیان نیز در دوران [[خلیفه دوم]] به کلی از [[عربستان]] اخراج شدند. گفتنی است که یهودیان نیز [[کعبه]] و [[حرم]] را بزرگ و [[محترم]] می‌داشتند.


۳. '''[[مسیحیت]]''': [[امپراتوری روم]] همواره در پی [[فرصت]] بود تا بر بخشی از مناطق شبه جزیره که از لحاظ استراتژیکی و سوق‌الجیشی برای مقابله با [[دولت]] [[ساسانیان]] دارای اهمیت فراوانی بود، از طریق اقدام نظامی و یا [[فرهنگی]] [[تسلط]] یابد و چون بسیاری از [[اقدامات نظامی]] او به نتیجه نرسید، کوشید تا از طریق اشاعه [[مسیحیت]]، جای پایی در این مناطق باز کند.
۳. '''[[مسیحیت]]''': [[امپراتوری روم]] همواره در پی فرصت بود تا بر بخشی از مناطق شبه جزیره که از لحاظ استراتژیکی و سوق‌الجیشی برای مقابله با [[دولت]] ساسانیان دارای اهمیت فراوانی بود، از طریق اقدام نظامی و یا [[فرهنگی]] [[تسلط]] یابد و چون بسیاری از اقدامات نظامی او به نتیجه نرسید، کوشید تا از طریق اشاعه [[مسیحیت]]، جای پایی در این مناطق باز کند.
اولین گام را [[امپراتوری روم]] «کنستانتین» برداشت و در سال ۳۵۶ میلادی هیأتی [[مسیحی]] به [[ریاست]] «تئوفیلیوس» به سوی جنوب [[جزیرةالعرب]] یعنی [[یمن]] اعزام داشت. این هیأت، کلیساهایی در «عدن» ([[سرزمین]] [[حمیریان]]) ساخت که معروف آنها «[[کعبه]] [[نجران]]» بود. [[مردم]] نجران در سال ۵۰۰ میلادی به وسیله «فیلمون قدیس» با مسیحیت آشنا شدند. این منطقه پس از چندی از مهم‌ترین پایگاه‌های مسیحیت شده و [[هنگام ظهور اسلام]]، [[پیامبر]]{{صل}} [[مسیحیان]] این مرکز را به «[[مباهله]]» [[دعوت]] فرمود ولی آنان نپذیرفته و پرداخت [[جزیه]] را پذیرا شدند.
 
بعضی معتقدند ابتدا [[دین]] [[مسیح]] میان [[اعراب]] ساکن [[شام]] و [[عراق]] رواج یافته و سپس به داخل شبه جزیره و نیز یمن [[نفوذ]] کرده است. از مراکز دیگر مسیحیت در جزیرةالعرب [[شهر]] «[[حیره]]» بود که حتی بعضی از [[پادشاهان]] [[عرب]] این منطقه نیز به آن گرویده بودند. در شهرهای «رُصافه، [[دومة الجندل]]، [[تیماء]] و اُبُلَّه» نیز مسیحیان می‌زیسته‌اند. البته هنگام ظهور اسلام معدود مسیحیانی نیز در [[مکه]] [[زندگی]] می‌کرده‌اند. پادشاهان [[حبشی]] جنوب نیز عمدتاً مسیحی بودند که [[ابرهه]] نیز از جمله آنان بود.
اولین گام را [[امپراتوری روم]] «کنستانتین» برداشت و در سال ۳۵۶ میلادی هیأتی [[مسیحی]] به [[ریاست]] «تئوفیلیوس» به سوی جنوب [[جزیرةالعرب]] یعنی [[یمن]] اعزام داشت. این هیأت، کلیساهایی در «عدن» ([[سرزمین]] [[حمیریان]]) ساخت که معروف آنها «[[کعبه]] [[نجران]]» بود. [[مردم]] نجران در سال ۵۰۰ میلادی به وسیله «فیلمون قدیس» با مسیحیت آشنا شدند. این منطقه پس از چندی از مهم‌ترین پایگاه‌های مسیحیت شده و هنگام ظهور اسلام، [[پیامبر]]{{صل}} [[مسیحیان]] این مرکز را به «[[مباهله]]» [[دعوت]] فرمود ولی آنان نپذیرفته و پرداخت [[جزیه]] را پذیرا شدند.
 
بعضی معتقدند ابتدا [[دین]] [[مسیح]] میان [[اعراب]] ساکن [[شام]] و [[عراق]] رواج یافته و سپس به داخل شبه جزیره و نیز یمن نفوذ کرده است. از مراکز دیگر مسیحیت در جزیرةالعرب [[شهر]] «[[حیره]]» بود که حتی بعضی از [[پادشاهان]] [[عرب]] این منطقه نیز به آن گرویده بودند. در شهرهای «رُصافه، [[دومة الجندل]]، تیماء و اُبُلَّه» نیز مسیحیان می‌زیسته‌اند. البته هنگام ظهور اسلام معدود مسیحیانی نیز در [[مکه]] [[زندگی]] می‌کرده‌اند. پادشاهان [[حبشی]] جنوب نیز عمدتاً مسیحی بودند که [[ابرهه]] نیز از جمله آنان بود.
 
۴. '''زرتشتی‌گری''': در شبه جزیره اقلیتی، پیرو «[[دین زرتشت]]» بوده‌اند که میان اعراب به دین «[[مجوس]]» اشتهار داشته است. البته بیشتر [[زرتشتیان]] ساکن در شبه جزیره، ایرانیانی بودند که در «یمن، عمانو [[بحرین]]» [[سکونت]] داشته‌اند. همچنین گرایش‌هایی به «مانویت» در بعضی اعراب [[قریش]] وجود داشته و در مناطق حیره نیز به سبب نزدیکی به [[ایران]]، زرتشتی‌گری رواج داشته است.


۴. '''زرتشتی‌گری''': در شبه جزیره اقلیتی، پیرو «[[دین زرتشت]]» بوده‌اند که میان اعراب به دین «[[مجوس]]» اشتهار داشته است. البته بیشتر [[زرتشتیان]] ساکن در شبه جزیره، ایرانیانی بودند که در «یمن، عمانو [[بحرین]]» [[سکونت]] داشته‌اند. همچنین گرایش‌هایی به «[[مانویت]]» در بعضی اعراب [[قریش]] وجود داشته و در مناطق حیره نیز به سبب نزدیکی به [[ایران]]، زرتشتی‌گری رواج داشته است.
۵. '''حنفا''': تاکنون «[[حنیف]]» به عنوان دین مطرح نبوده و در مجموع کسانی را که پیرو [[دین ابراهیم]]{{ع}} بوده‌اند «حنیف یا [[حنفاء]]» خوانده‌اند. پایه‌های این [[اعتقاد]] بر [[یکتاپرستی]] و [[نفی شرک]] [[استوار]] بوده است. [[خداوند]] در [[قرآن کریم]]، [[دین ابراهیم]]{{ع}} را این گونه وصف می‌کند: {{متن قرآن|مَا كَانَ إِبْرَاهِيمُ يَهُودِيًّا وَلَا نَصْرَانِيًّا وَلَكِنْ كَانَ حَنِيفًا مُسْلِمًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref>«ابراهیم نه یهودی بود و نه مسیحی ولی درست‌آیینی فرمانبردار بود و از مشرکان نبود» سوره آل عمران، آیه ۶۷.</ref>.


۵. '''[[حنفا]]''': تاکنون «[[حنیف]]» به عنوان دین مطرح نبوده و در مجموع کسانی را که پیرو [[دین ابراهیم]]{{ع}} بوده‌اند «حنیف یا [[حنفاء]]» خوانده‌اند. پایه‌های این [[اعتقاد]] بر [[یکتاپرستی]] و [[نفی شرک]] [[استوار]] بوده است. [[خداوند]] در [[قرآن کریم]]، [[دین ابراهیم]]{{ع}} را این گونه وصف می‌کند: {{متن قرآن|مَا كَانَ إِبْرَاهِيمُ يَهُودِيًّا وَلَا نَصْرَانِيًّا وَلَكِنْ كَانَ حَنِيفًا مُسْلِمًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref>«ابراهیم نه یهودی بود و نه مسیحی ولی درست‌آیینی فرمانبردار بود و از مشرکان نبود» سوره آل عمران، آیه ۶۷.</ref>.
[[پیروان]] این [[اعتقاد]] در [[جزیرةالعرب]]، بسیار محدود بوده‌اند. آنان با [[تعقل]] و [[رأی]] و نظر خود، از [[پرستش]] [[بت‌ها]] و سایر [[خدایان]] خودداری کرده، [[اعتکاف]] می‌کرده‌اند. برای بت‌ها [[قربانی]] نکرده و از گوشت آنان نمی‌خورده‌اند. از عادات بد [[جاهلی]] به دور بوده و به نکوهش [[بت‌پرستان]] می‌پرداخته‌اند؛ [[حج]] را همانند عصر ابراهیم{{ع}} انجام می‌دادند. آبا و [[اجداد رسول خدا]]{{صل}} همگی بر این [[دین]] بوده‌اند. مقارن [[ظهور اسلام]] نام چند تن از [[حنفاء]] از جمله «قُسّ بن ساعده، [[زید بن عمرو]] بن فُضیل، اُمیة بن ابی صَلت» در منابع آمده است.
[[پیروان]] این [[اعتقاد]] در [[جزیرةالعرب]]، بسیار محدود بوده‌اند. آنان با [[تعقل]] و [[رأی]] و نظر خود، از [[پرستش]] [[بت‌ها]] و سایر [[خدایان]] خودداری کرده، [[اعتکاف]] می‌کرده‌اند. برای بت‌ها [[قربانی]] نکرده و از گوشت آنان نمی‌خورده‌اند. از [[عادات]] بد [[جاهلی]] به دور بوده و به [[نکوهش]] [[بت‌پرستان]] می‌پرداخته‌اند؛ [[حج]] را همانند عصر ابراهیم{{ع}} انجام می‌دادند. آبا و [[اجداد رسول خدا]]{{صل}} همگی بر این [[دین]] بوده‌اند. مقارن [[ظهور اسلام]] نام چند تن از [[حنفاء]] از جمله «قُسّ بن ساعده، [[زید بن عمرو]] بن فُضیل، اُمیة بن ابی صَلت» در منابع آمده است.


۶. '''[[بت‌پرستی]]''': از [[زمان]] [[بنای کعبه]] به دست [[حضرت ابراهیم]]{{ع}}، در جزیرةالعرب، [[آیین توحیدی]] و [[دین حنیف]] رواجی افته و [[حضرت اسماعیل]]{{ع}} نیز آن را تداوم بخشیده‌اند. [[مردم]] آن عصر [[تقدس]] و [[احترام]] ویژه‌ای نسبت به [[کعبه]] قایل بوده و هنگامی که کسانی از آنان به [[سفر]] رفته و یا [[مهاجرت]] می‌کردند، قطعه‌ای از سنگ‌های کعبه یا [[حرم]] را همراه خود برده و به آن [[تبرک]] می‌جستند. آنان در هر مکانی که ساکن می‌شدند آن قطعه از سنگ را برای [[بزرگداشت]] کعبه نزد خود [[حفظ]] کرده و [[محترم]] می‌داشتند. دیری نپایید که این سنگ‌ها را تراشیده و به اشکال و [[صور]] مختلفی درآوردند. به این صورت بت‌پرستی در شبه جزیره رواج یافت. آغاز بت‌پرستی را باید از زمان [[تسلط]] [[قبیله]] «[[خزاعه]]» بر [[مکه]] و [[تبعید]] «جُرهمیان» دانست<ref>ابن هشام، سیرة النبویه، ج۱، ص۷۷؛ آنان از فرزندان «جرهم بن قحطان» بوده‌اند که از جنوب شبه جزیره به این مکان آمده و به آنان «قحطانیان» یا اعراب «عاربه» گفته می‌شد.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۴۹۳.</ref>
۶. '''[[بت‌پرستی]]''': از [[زمان]] بنای کعبه به دست [[حضرت ابراهیم]]{{ع}}، در جزیرةالعرب، [[آیین توحیدی]] و [[دین حنیف]] رواجی افته و [[حضرت اسماعیل]]{{ع}} نیز آن را تداوم بخشیده‌اند. [[مردم]] آن عصر [[تقدس]] و [[احترام]] ویژه‌ای نسبت به [[کعبه]] قایل بوده و هنگامی که کسانی از آنان به [[سفر]] رفته و یا [[مهاجرت]] می‌کردند، قطعه‌ای از سنگ‌های کعبه یا [[حرم]] را همراه خود برده و به آن [[تبرک]] می‌جستند. آنان در هر مکانی که ساکن می‌شدند آن قطعه از سنگ را برای [[بزرگداشت]] کعبه نزد خود [[حفظ]] کرده و [[محترم]] می‌داشتند. دیری نپایید که این سنگ‌ها را تراشیده و به اشکال و صور مختلفی درآوردند. به این صورت بت‌پرستی در شبه جزیره رواج یافت. آغاز بت‌پرستی را باید از زمان [[تسلط]] [[قبیله]] «[[خزاعه]]» بر [[مکه]] و [[تبعید]] «جُرهمیان» دانست<ref>ابن هشام، سیرة النبویه، ج۱، ص۷۷؛ آنان از فرزندان «جرهم بن قحطان» بوده‌اند که از جنوب شبه جزیره به این مکان آمده و به آنان «قحطانیان» یا اعراب «عاربه» گفته می‌شد.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۴۹۳.</ref>


==رُبُع الخالی==
== رُبُع الخالی ==
نام یکی از بیابان‌های جزیرةالعرب است. در قسمت جنوب شرقی شبه جزیره، کویر وسیعی به نام «الربع الخالی» وجود دارد که تمام قسمت جنوب و جنوب شرقی [[عربستان]] به استثنای سواحل عمان را فرا گرفته است. وسعت این صحرا به پانصد هزار کیلومتر مربع می‌رسد و از بزرگ‌ترین صحراهای شنی [[جهان]] است<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه و مدینه منوره، اصغر قائدان، ص۲۹.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۵۰۸.</ref>
نام یکی از بیابان‌های جزیرةالعرب است. در قسمت جنوب شرقی شبه جزیره، کویر وسیعی به نام «الربع الخالی» وجود دارد که تمام قسمت جنوب و جنوب شرقی [[عربستان]] به استثنای سواحل عمان را فرا گرفته است. وسعت این صحرا به پانصد هزار کیلومتر مربع می‌رسد و از بزرگ‌ترین صحراهای شنی [[جهان]] است<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه و مدینه منوره، اصغر قائدان، ص۲۹.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۵۰۸.</ref>


==صحرای [[احقاف]]==
== صحرای [[احقاف]] ==
یکی از بیابان‌های جزیرةالعرب است به صحراهای واقع در شمال شرقی «حضرموت» در شرق [[یمن]] و «دهنای جنوبی» گفته می‌شود. می‌گویند حادثه [[تاریخی]] که در [[سوره احقاف]] از آن یاد شده [[هلاکت]] [[قوم عاد]] در این منطقه رخ داده است. همچنین گفته‌اند: [[قبر پیامبر]] آنان [[حضرت هود]] نیز در این مکان است<ref>یاقوت حموی، ج۱، ص۱۱۶.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۶۱۲.</ref>
یکی از بیابان‌های جزیرةالعرب است به صحراهای واقع در شمال شرقی «حضرموت» در شرق [[یمن]] و «دهنای جنوبی» گفته می‌شود. می‌گویند حادثه [[تاریخی]] که در [[سوره احقاف]] از آن یاد شده هلاکت [[قوم عاد]] در این منطقه رخ داده است. همچنین گفته‌اند: [[قبر پیامبر]] آنان [[حضرت هود]] نیز در این مکان است<ref>یاقوت حموی، ج۱، ص۱۱۶.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۶۱۲.</ref>


==صحرای دَهناء==
== صحرای دَهناء ==
نام یکی از صحاری جزیرةالعرب است. این صحرا از شمال شرقی به جنوب شرقی [[عربستان]] امتداد دارد و در شمال «حضرموت» میان «الرُّبع الخالی و نَفُود» واقع و به صحرای سرخ نیز معروف است؛ کویری بی‌کران و چندان سخت و صعب العبور که پای هیچ کس به آن نرسیده و حتی [[صحرانشینان]] نیز از پیمودن آن عاجزند. این منطقه وسیع در عرض دارای هفت [[کوه]] بزرگ شنی و رملی است. «[[دهناء]]» بین «نجد، [[کویت]] و [[احساء]]» واقع شده که از شمال [[غربی]] به سمت جنوب شرقی امتداد یافته است<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه مکرمه و مدینه منوره، اصغر قائدان، ص۲۹.</ref>. الدّهناء به معنای فلات یا مکانی که همه آن رمل و شن باشد، گفته شده است<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه مکرمه و مدینه منوره، اصغر قائدان، پاورقی، ص۲۹.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۶۱۲.</ref>
نام یکی از صحاری جزیرةالعرب است. این صحرا از شمال شرقی به جنوب شرقی [[عربستان]] امتداد دارد و در شمال «حضرموت» میان «الرُّبع الخالی و نَفُود» واقع و به صحرای سرخ نیز معروف است؛ کویری بی‌کران و چندان سخت و صعب العبور که پای هیچ کس به آن نرسیده و حتی صحرانشینان نیز از پیمودن آن عاجزند. این منطقه وسیع در عرض دارای هفت [[کوه]] بزرگ شنی و رملی است. «دهناء» بین «نجد، کویت و احساء» واقع شده که از شمال غربی به سمت جنوب شرقی امتداد یافته است<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه مکرمه و مدینه منوره، اصغر قائدان، ص۲۹.</ref>. الدّهناء به معنای فلات یا مکانی که همه آن رمل و شن باشد، گفته شده است<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه مکرمه و مدینه منوره، اصغر قائدان، پاورقی، ص۲۹.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۶۱۲.</ref>


==صحرای نَفود==
== صحرای نَفود ==
یکی از صحراهای جزیرةالعرب است. «نفود» صحرایی است وسیع با شن‌های نرم و سرخ که وسعت آن به هفتاد هزار کیلومتر مربع می‌رسد. این صحرا میان «جوف، [[جبل]] شَمَّر و نجد» قرار دارد. منطقه مذکور پر از توده‌های بزرگ ریگ و شن بوده و میان آنها دره‌های عمیقی است که هیچ‌گاه آب به اعماق آن نمی‌رسد<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه مکرمه و مدینه منوره، اصغر قائدان، ص۲۸.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۶۱۲.</ref>
یکی از صحراهای جزیرةالعرب است. «نفود» صحرایی است وسیع با شن‌های نرم و سرخ که وسعت آن به هفتاد هزار کیلومتر مربع می‌رسد. این صحرا میان «جوف، [[جبل]] شَمَّر و نجد» قرار دارد. منطقه مذکور پر از توده‌های بزرگ ریگ و شن بوده و میان آنها دره‌های عمیقی است که هیچ‌گاه آب به اعماق آن نمی‌رسد<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه مکرمه و مدینه منوره، اصغر قائدان، ص۲۸.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۶۱۲.</ref>


۱۲۹٬۵۶۲

ویرایش