شناخت دین: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-==جستارهای وابسته== {{فهرست اثر}} {{ستون-شروع|5}} +== جستارهای وابسته == {{مدخل‌های وابسته}}))
جز (جایگزینی متن - 'صعود' به 'صعود')
خط ۲۵: خط ۲۵:
*وجود [[معصومین]] {{عم}}، همچون میزانی برای اعمال و ملاکی برای [[هدایت]] [[انسان]] است، زیرا [[انسان]] [[اسیر]] در دنیای ضلمانی نیازمند [[نور]] [[هدایت]] است و [[خداوند متعال]] کتاب خویش و وجود [[معصوم]] را همچون [[نور]] [[هدایت]] باری [[انسان‌ها]] قرار داده است و او [[مأموریت]] دارد تا [[انسان‌ها]] را [[هدایت]] و جامعه‌ای آرمانی ایجاد کند.[[ اهل بیت پیامبر]] اکرم {{صل}} [[مفسر]] [[قرآن]] و بیان کننده [[علوم قرآنی]] هستند. [[خداوند متعال]] در [[حدیث معراج]] از وجود [[پیامبر اکرم]] {{صل}} با عنوان [[نور]] خود در میان [[بندگان]] یاد می‌کند و [[جانشینان پیامبر]] اکرم {{صل}} نیز همانند وجود ایشان، همان نقش را دارند. به‌همین [[دلیل]] در [[تفکر شیعی]]، [[جهان]] نمی‌تواند خالی از وجود [[معصوم]] باشد، زیرا [[هدایت الهی]] محملی می‌خواهد تا [[واسطه فیض]] بین او و [[بندگان]] شود. [[امیر مؤمنان]] {{ع}} در [[نهج البلاغه]] می‌فرماید: [[آل محمد]] {{صل}} "[[زندگی]] [[علم]] و [[دانش]]" و "[[مرگ]] [[نادانی]]" هستند<ref>{{متن حدیث|هُمْ عَيْشُ الْعِلْمِ وَ مَوْتُ الْجَهْلِ}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۲۳۹</ref>. [[هدایت]] [[معصومین]] نوری است که [[آدمیان]] را از [[ظلمت]] طبیعت خارج می‌کند و راه [[هدایت]] و [[سعادت]] و [[رستگاری]] را به آنان نشان می‌دهد<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 513.</ref>.
*وجود [[معصومین]] {{عم}}، همچون میزانی برای اعمال و ملاکی برای [[هدایت]] [[انسان]] است، زیرا [[انسان]] [[اسیر]] در دنیای ضلمانی نیازمند [[نور]] [[هدایت]] است و [[خداوند متعال]] کتاب خویش و وجود [[معصوم]] را همچون [[نور]] [[هدایت]] باری [[انسان‌ها]] قرار داده است و او [[مأموریت]] دارد تا [[انسان‌ها]] را [[هدایت]] و جامعه‌ای آرمانی ایجاد کند.[[ اهل بیت پیامبر]] اکرم {{صل}} [[مفسر]] [[قرآن]] و بیان کننده [[علوم قرآنی]] هستند. [[خداوند متعال]] در [[حدیث معراج]] از وجود [[پیامبر اکرم]] {{صل}} با عنوان [[نور]] خود در میان [[بندگان]] یاد می‌کند و [[جانشینان پیامبر]] اکرم {{صل}} نیز همانند وجود ایشان، همان نقش را دارند. به‌همین [[دلیل]] در [[تفکر شیعی]]، [[جهان]] نمی‌تواند خالی از وجود [[معصوم]] باشد، زیرا [[هدایت الهی]] محملی می‌خواهد تا [[واسطه فیض]] بین او و [[بندگان]] شود. [[امیر مؤمنان]] {{ع}} در [[نهج البلاغه]] می‌فرماید: [[آل محمد]] {{صل}} "[[زندگی]] [[علم]] و [[دانش]]" و "[[مرگ]] [[نادانی]]" هستند<ref>{{متن حدیث|هُمْ عَيْشُ الْعِلْمِ وَ مَوْتُ الْجَهْلِ}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۲۳۹</ref>. [[هدایت]] [[معصومین]] نوری است که [[آدمیان]] را از [[ظلمت]] طبیعت خارج می‌کند و راه [[هدایت]] و [[سعادت]] و [[رستگاری]] را به آنان نشان می‌دهد<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 513.</ref>.
*از این‌جا مشخص می‌شود که چرا باید به [[کلام]] [[معصومین]] {{عم}} [[دل]] سپرد و [[کلام]] آنان‌را همچون [[چراغ هدایت]] پیش روی قرارداد و با آن [[هدایت]] یافت. باید به ریسمان آنان چنگ زد و برای [[هدایت]] و [[نجات]] به آستان آن بزرگوار [[توسل]] جست و آنان را [[واسطه فیض]] قرار داد. [[خداوند متعال]] در [[قرآن کریم]] وجود [[پیامبر اکرم]] {{صل}} را واسطه [[رحمت]] معرفی می‌کند: و اگر آنان وقتی به خود [[ستم]] کرده بودند، پیش تو می‌آمدند و از [[خدا]] [[آمرزش]] می‌خواستند و [[پیامبر]] [نیز] برای آنان طلب [[آمرزش]] می‌کرد، قطعاً [[خدا]] را توبه‌پذیرِ [[مهربان]] می‌یافتند<ref>{{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَاؤُوكَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللَّهَ تَوَّابًا رَّحِيمًا }}؛ سوره نساء، آیه ۶۴</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 513.</ref>.
*از این‌جا مشخص می‌شود که چرا باید به [[کلام]] [[معصومین]] {{عم}} [[دل]] سپرد و [[کلام]] آنان‌را همچون [[چراغ هدایت]] پیش روی قرارداد و با آن [[هدایت]] یافت. باید به ریسمان آنان چنگ زد و برای [[هدایت]] و [[نجات]] به آستان آن بزرگوار [[توسل]] جست و آنان را [[واسطه فیض]] قرار داد. [[خداوند متعال]] در [[قرآن کریم]] وجود [[پیامبر اکرم]] {{صل}} را واسطه [[رحمت]] معرفی می‌کند: و اگر آنان وقتی به خود [[ستم]] کرده بودند، پیش تو می‌آمدند و از [[خدا]] [[آمرزش]] می‌خواستند و [[پیامبر]] [نیز] برای آنان طلب [[آمرزش]] می‌کرد، قطعاً [[خدا]] را توبه‌پذیرِ [[مهربان]] می‌یافتند<ref>{{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَاؤُوكَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللَّهَ تَوَّابًا رَّحِيمًا }}؛ سوره نساء، آیه ۶۴</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 513.</ref>.
*[[امامان معصوم]] {{عم}} [[پیشوایان]] دین‌اند و شناخت دین تنها از طریق آنان میسر خواهد شد. [[مردمان]] می‌توانند با مراجعه و [[الگو]] قرار دادن آنان، راه [[هدایت]] و [[سعادت]] را بیابند. [[امام رضا]] {{ع}} از قول [[پیامبر اکرم]] [[روایت]] می‌کند: [[امامان]] پس از من [[فرزندان]] [[حسین]] {{ع}} هستند. هر کس از آن‌ها [[اطاعت]] کند، [[اطاعت خدا]] کرده است و هر کس بر آن‌ها [[عصیان]] کند، [[عصیان]] [[خدا]] کرده است. آنان ریسمان محکم و وسیله خلق به‌سوی [[خدای عزوجل]] هستند. تنها راه [[صعود]] به طریق الی [[الله]] گوش [[جان]] سپردن به [[کلام]] و [[سیره]] [[امامان]] و عمل کردن به فرامین آنان است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 513.</ref>.
*[[امامان معصوم]] {{عم}} [[پیشوایان]] دین‌اند و شناخت دین تنها از طریق آنان میسر خواهد شد. [[مردمان]] می‌توانند با مراجعه و [[الگو]] قرار دادن آنان، راه [[هدایت]] و [[سعادت]] را بیابند. [[امام رضا]] {{ع}} از قول [[پیامبر اکرم]] [[روایت]] می‌کند: [[امامان]] پس از من [[فرزندان]] [[حسین]] {{ع}} هستند. هر کس از آن‌ها [[اطاعت]] کند، [[اطاعت خدا]] کرده است و هر کس بر آن‌ها [[عصیان]] کند، [[عصیان]] [[خدا]] کرده است. آنان ریسمان محکم و وسیله خلق به‌سوی [[خدای عزوجل]] هستند. تنها راه صعود به طریق الی [[الله]] گوش [[جان]] سپردن به [[کلام]] و [[سیره]] [[امامان]] و عمل کردن به فرامین آنان است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 513.</ref>.
*در نتیجه، [[شناخت]] [[دین]] از طریق به‌کارگیری [[قوه]] عقل که از آن تعبیر به [[رسول باطنی]] شده است و [[تمسک]] به [[سنت]] و [[سیره]] و [[هدایت]] [[ائمه معصومین]] ممکن می‌شود<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 513.</ref>.
*در نتیجه، [[شناخت]] [[دین]] از طریق به‌کارگیری [[قوه]] عقل که از آن تعبیر به [[رسول باطنی]] شده است و [[تمسک]] به [[سنت]] و [[سیره]] و [[هدایت]] [[ائمه معصومین]] ممکن می‌شود<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 513.</ref>.



نسخهٔ ‏۱۴ دسامبر ۲۰۲۱، ساعت ۱۰:۳۷

مدخل‌های وابسته به این بحث:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل شناخت دین (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

مقدمه

روش شناخت دین

عقل

کارشناسان دین

شناخت راویان احادیث

  1. منافقی که تظاهر به اسلام و ایمان می‌کند، اما در دل از هیچ گناهی شرم ندارد و بر پیامبر به عمد دروغ می‌بندد[۹].
  2. برخی افراد مطلبی را شنیده‌اند، ولی درست به خاطر نسپرده‌اند. آن‌ها بر مبنای پندار خویش حدیثی نقل می‌کنند که بخشی از آن با واقعیت مطابقت ندارد[۱۰].
  3. کسانی در موقعیتی خاص حدیثی از پیامبر شنیده‌اند، اما خبر از حکم بعدی پیامبر در زمان برطرف شدن آن موقعیت خاص ندارند. از منسوخ خبر دارند، ولی از ناسخ آن بی‌خبرند[۱۱].
  4. امانت‌داران راستینی که آنچه از پیامبر شنیده‌اند به‌درستی به خاطر می‌سپارند و حقیقت کلام را درست بیان می‌کنند[۱۲].

خصوصیات کارشناسان دین

پرسش‌های وابسته

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص 511.
  2. دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص 511.
  3. نهج البلاغه، نامه ۳۱
  4. «لَيْسَتِ الرَّوِيَّةُ كَالْمُعَايَنَةِ مَعَ الْإِبْصَارِ، فَقَدْ تَكْذِبُ الْعُيُونُ أَهْلَهَا، وَ لَا يَغُشُّ الْعَقْلُ مَنِ اسْتَنْصَحَهُ»؛ نهج البلاغه، حکمت ۲۷۳
  5. دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص 511.
  6. دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص 511.
  7. دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص 511-512.
  8. دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص 512.
  9. دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص 512.
  10. دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص 512.
  11. دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص 512.
  12. دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص 512.
  13. دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص 512.
  14. «لَا يُقَاسُ بِآلِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه وآله) مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ أَحَدٌ وَ لَا يُسَوَّى بِهِمْ مَنْ جَرَتْ نِعْمَتُهُمْ عَلَيْهِ أَبَداً، هُمْ أَسَاسُ الدِّينِ وَ عِمَادُ الْيَقِينِ، إِلَيْهِمْ يَفِي‏ءُ الْغَالِي وَ بِهِمْ يُلْحَقُ التَّالِي وَ لَهُمْ خَصَائِصُ حَقِّ الْوِلَايَةِ وَ فِيهِمُ الْوَصِيَّةُ وَ الْوِرَاثَةُ. الْآنَ إِذْ رَجَعَ الْحَقُّ إِلَى أَهْلِهِ وَ نُقِلَ إِلَى مُنْتَقَلِهِ»؛ نهج البلاغه، خطبه ۲
  15. دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص 512.
  16. «هُمْ عَيْشُ الْعِلْمِ وَ مَوْتُ الْجَهْلِ»؛ نهج البلاغه، خطبه ۲۳۹
  17. دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص 513.
  18. ﴿وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَاؤُوكَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللَّهَ تَوَّابًا رَّحِيمًا ؛ سوره نساء، آیه ۶۴
  19. دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص 513.
  20. دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص 513.
  21. دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص 513.