حج در فقه اسلامی: تفاوت میان نسخهها
(←منابع) |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۷۶: | خط ۷۶: | ||
== [[حجّ]] الاسباب == | == [[حجّ]] الاسباب == | ||
حجی است که به یکی از اسباب همچون [[نذر]]، [[عهد]]، [[یمین]] و غیر اینها بر کسی [[واجب]] گردد. حجی که به واسطه نذر واجب شود، حج بالعهد و حج بالنذر گویند. حجی که به واسطه قسم و [[سوگند]] واجب شود را حج بالیمین گویند<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۶۶.</ref>. | حجی است که به یکی از اسباب همچون [[نذر]]، [[عهد]]، [[یمین]] و غیر اینها بر کسی [[واجب]] گردد. حجی که به واسطه نذر واجب شود، حج بالعهد و حج بالنذر گویند. حجی که به واسطه قسم و [[سوگند]] واجب شود را حج بالیمین گویند<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۶۶.</ref>. | ||
== [[حج]] بَذلی == | |||
حجی است که با پولی که دیگری بخشیده است به جای آورند و کفایت از [[حجة الاسلام]] میکند. گیرنده اگر پس از این خودش مستطیع شد دیگر حجی بر او [[واجب]] نخواهد شد. و اگر [[مالی]] برای خصوص حج بخشیده شود واجب است قبول کردن (برای کسی که حجة الاسلام نکرده) و [[دین]]، مانع از [[وجوب]] حج بذلی نیست (مگر آنکه حال باشد و مانع از ادای آن گردد) و در حج بذلی رجوع به کفایت شرط نیست<ref>مناسک حج، مسأله ۵۳.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۶۹.</ref> | |||
== حج بلدی == | |||
مقابل حج میقاتی است. حجی است نیابتی و [[نایب]] از [[شهر]] میّت، به قصد [[حج]] حرکت میکند<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۶۹.</ref>. | |||
== حج پیاده == | |||
حج رفتن با پای پیاده از قدیم معمول و مرسوم بوده است. بسیاری از [[امامان]] ما این [[سفر]] [[معنوی]] را با پای پیاده رفتهاند: | |||
# [[حضرت آدم]]{{ع}} هفتاد بار پیاده به حج رفت<ref>بحار الانوار، مجلسی، ج۱۰، ص۷۵.</ref>. | |||
# هرگاه [[امام مجتبی]]{{ع}} به حج میرفت پیاده و گاه با پای برهنه میرفت<ref>بحار الانوار، مجلسی، ج۴۳، ص۳۳.</ref>. | |||
# [[امام رضا]]{{ع}} بیست سفر پیاده حج نمودند<ref>بحار الانوار، مجلسی، ج۴۳، ص۳۳.</ref>. | |||
# [[امام صادق]]{{ع}} بیست و پنج بار پیاده حج نمودند<ref>بحار، ج۴۳، ص۳۳۹.</ref>. | |||
# [[امام حسین]]{{ع}} نیز بیست و پنج سفر پیاده به حج رفت<ref>بحار، ج۴۴، ص۱۹۲.</ref>. | |||
# [[امام سجاد]]{{ع}} پیاده حج کرد و بیست [[روز]] مسافت میان [[مدینه]] و [[مکه]] را طی کرد<ref>بحار، ج۴۶، ص۷۶.</ref>. | |||
[[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: هر که [[خانه خدا]] را پیاده حج کند، [[خداوند]] هفت هزار [[حسنه]] از [[حسنات]] [[حرم]] در [[نامه]] عملش ثبت نماید، عرض شد یا [[رسول الله]]، حسنات حرم چگونه است؟ فرمود: هر حسنه با هزار حسنه برابر است<ref>بحار، ج۹۹، ص۱۰۵.</ref>. | |||
از امام صادق{{ع}} سؤال شد: آیا حج سواره [[افضل]] است یا پیاده؟ حضرت فرمودند: حج سواره افضل است؛ زیرا [[پیامبر]]{{صل}} سواره حج به جا آوردند. [[سیف بن تمار]] میگوید: محضر [[مبارک]] امام صادق{{ع}} عرض کردم: ما پیاده به حج میرویم و خبری از شما به گوش ما رسیده، میخواهم رأی مبارک خود را بفرمایید؟ حضرت فرمودند: [[مردم]]، هم سواره و هم پیاده به حج میروند. گفتم: کدام یک نزد شما محبوبتر است که ما همان را انجام دهیم؟ حضرت فرمودند: اگر سواره به حج بروید، نزد من مطلوبتر است؛ زیرا سواره رفتن، شما را در [[عبادت]] و [[دعا]] تقویت میکند. | |||
[[ابوبصیر]] میگوید: از امام صادق{{ع}} پرسیدم: [[فضیلت]] پیاده به حج رفتن بیشتر است یا سواره رفتن؟ فرمودند: اگر شخص توانگر است و به این جهت که [[نفقه]] و [[هزینه]] کمتری صرف کند، پیاده به حج برود، البته سواره رفتن در [[حق]] وی افضل است<ref>فصلنامه میقات حج، ش۵۸، ص۷۰.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۶۹.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
نسخهٔ ۸ دسامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۲:۳۰
مقدمه
حج: آهنگ خانه خدا کردن برای به جا آوردن مناسک ویژه در موسم خاص[۱].
حکم
حج از ارکان اسلام است و بر هر مکلّفی در طول عمر با دارا بودن شرایط آن، یک بار واجب میشود. به حج واجب به اصل شرع ـ و نه با نذر و مانند آن ـ از این جهت که از ارکان دین است «حَجّة الاسلام» گویند[۲].
وجوب حج فوری است؛ بدین معنا که در نخستین سال استطاعت باید انجام گیرد و در صورت عدم امکان، در سال بعد به جا آورده میشود و تأخیر آن از سال استطاعت بدون عذر، گناه کبیره است[۳].
حج گاه با نذر، عهد، قسم، بطلان حج پیشین و اجیر شدن جهت نیابت، واجب میشود. بدون فراهم آمدن یکی از اسباب وجوب، گزاردن حج مستحب است؛ چنان که تکرار آن در هر سال و نیز به حج بردن خانواده استحباب دارد[۴].
چنانچه به جا آوردن حج پس از وجوب آن، نیازمند مقدماتی از قبیل سفر و فراهم کردن اسباب آن باشد، مبادرت به آنها واجب است[۵].[۶]
فضیلت حج
حج از بزرگترین شعائر آیین مقدس اسلام و ارزشمندترین عمل موجب تقرّب به خدای متعال است و در روایات، برتر از روزه و جهاد، بلکه هر عبادتی جز نماز شمرده شده است[۷]. در مناسک حج اسرار و فواید بیشماری نهفته است. در روایتی از امام صادق (ع) آمده است: «حج گزار مهمان خدا است؛ اگر بخواهد به او عطا میکند و اگر بخواهد اجابتش مینماید و اگر حاجی شفاعت کسی را نزد او نماید میپذیرد و اگر از خواستن ساکت شود، خود آغاز به عطا میکند»[۸]. در روایتی دیگر از آن حضرت آمده است: «آن گاه که حاجیان در منی استقرار مییابند، منادی از جانب خدا ندا میدهد: اگر خواستار خوشنودی من هستید، من راضی شدم»[۹].[۱۰]
شرایط وجوب
عقل، بلوغ[۱۱]، حرّیت[۱۲] و استطاعت[۱۳]، شرایط وجوب حجاند. بنابر این، حج بر دیوانه، نابالغ، برده و غیر مستطیع واجب نیست؛ بلکه این افراد اگر هم حج بگزارند، کفایت از حجة الاسلام نمیکند[۱۴]. البته اگر کودک ممیّز یا دیوانه در اثنای حج مستحبی بالغ و عاقل گردد و وقوف به مشعر را پس از بلوغ یا عقل درک کند، بنابر مشهور از حجة الإسلام کفایت میکند. در این صورت در وجوب تجدید نیّت احرام برای حجة الاسلام، اختلاف است[۱۵].
بر کسی که به اندازه گزاردن حج مال دارد، لکن به همان اندازه هم بدهی حالّ دارد، حج واجب نمیشود[۱۶]. برخی گفتهاند: تفاوتی بین حالّ و مدّتدار بودن بدهی نیست و در هر دو صورت وجوب حج ساقط است[۱۷].
قرض کردن برای حج واجب نیست[۱۸]. اگر هزینه حج را به کسی بذل کنند، با فراهم آمدن دیگر شرایط، حج بر او واجب میگردد[۱۹]؛ لکن بنابر قول برخی، اگر هبه نمایند، قبول آن واجب نیست[۲۰].
در وجوب حج بر زن، همراه داشتن مَحرَم شرط نیست، مگر آنکه حج وی به جهت خوف متوقّف بر آن باشد[۲۱].
کسی که پس از احرام و دخول در حرم بمیرد، ذمّهاش از حج بری میشود[۲۲]. بر کسی که پس از وجوب حج بر او، آن را نگزارده، حج مستقر میگردد و بر او واجب است آن را به جا آورد، هرچند شرایط وجوب از بین برود، و چنانچه در حیاتش حج نگزارد، واجب است پس از مرگش از طرف او حج به جا آورند.
استقرار حج، بنابر مشهور با در اختیار داشتن زمان لازم برای انجام دادن اختیاری مناسک حج و فراهم بودن شرایط وجوب در آن مدت، تحقق مییابد[۲۳]. هزینه حج مستقر از اصل ترکه ـ و نه ثلث آن ـ برداشته میشود[۲۴]. در اینکه باید از طرف او حج بلدی به جا آورند یا حج میقاتی، اختلاف است[۲۵].
شرایط صحّت
مسلمان بودن، مؤمن (دوازده امامی) بودن[۲۶]، مباشرت در اعمال و در خصوص زن، اذن شوهر در حج استحبابی[۲۷]، وقوع احرام در ماههای حج، شرایط صحّت حجاند. در مراد از ماههای حج اقوال مختلف است. شوال، ذیقعده و ذیحجه؛ شوال، ذیقعده و دهه نخست ذیحجه؛ شوال، ذیقعده و نُه روز نخست ذیحجه؛ و شوال، ذیقعده و ذیحجه تا طلوع فجر روز عید قربان از جمله این اقوال است. کسی که میخواهد حج تمتّع به جا آورد، باید عمره آن را در ماههای حج انجام دهد و به جا آوردن عمره تمتع در غیر ماههای حج صحیح نیست؛ چنان که احرام عمره تمتع و نیز احرام حج پس از دهم ذیحجه صحیح نیست؛ حتی به قول کسانی که تمامی ذیحجه را از ماههای حج میدانند[۲۸].
حج هرچند بر کافر واجب است، لکن از او در حال کفر صحیح نیست[۲۹]. بر بطلان عبادات غیر مؤمن ادعای اجماع شده است[۳۰]؛ لکن در صورتی که مستبصر شود، بنابر مشهور لازم نیست حجی را که مطابق مذهب خود انجام داده، در صورت عدم اخلال به رکن آن، اعاده کند[۳۱]؛ هرچند اعاده آن مستحب است[۳۲].
کسی که حج بر او واجب شده، خود باید انجام دهد و به جا آوردن دیگری از طرف او کفایت نمیکند[۳۳].[۳۴]
حج واجب با نذر
حج با نذر و مانند آن (عهد و قسم) واجب میشود. عقل، بلوغ و حریّت و در زوجه، اذن زوج از شرایط صحّت نذر، عهد و قسم است. برده نیز با اجازه مولا میتواند نذر کند. در این صورت، حج بر او واجب میشود[۳۵].[۳۶]
نیابت در حج
نایب گرفتن در حج استحبابی، خواه برای مرده یا برای زنده مستحب است. نایب گرفتن در حج واجب برای مردهای که حج بر او استقرار یافته، بر ورثه واجب است و نیز بنابر مشهور، برای زندهای که حج بر او استقرار یافته، لکن به دلیل بیماری یا پیری و مانند آن، توانایی جسمی خود را برای همیشه از دست داده، واجب است؛ بلکه بنابر قول برخی، در صورت استطاعت و عدم استقرار نیز، به شرط متمکّن بودن برای نایب گرفتن، حکم چنین است. در اینکه وجوب نیابت اختصاص به حجة الاسلام دارد یا شامل حج واجب با نذر یا به سبب باطل شدن حج پیشین هم میشود، اختلاف است[۳۷].[۳۸]
حج استیجاری
حجی است که به خاطر اجیر شدن بر نایب واجب میشود. حجی است که اجیر از جانب میّت به جا میآورد. اگر مکلف حجی را که بر او واجب بوده انجام نداده باشد، پس از فوت او شخصی را اجیر میکنند تا از جانب وی حج کند. حجة الاسلام از میقات برای میّت کفایت میکند مگر آنکه وصیت به خصوص حج بلدی کرده باشد[۳۹].[۴۰]
اقسام حج
حج بر سه قسم است: حج تمتّع، حج قِران و حج اِفراد. حج تمتّع وظیفه آفاقی است که در فاصله شانزده یا دوازده فرسخی مکّه ـ بنابر اختلاف اقوال در مسئله ـ یا دورتر سکونت دارد[۴۱]. حج قرآن و افراد وظیفه اهالی مکّه و نیز کسانی است که فاصله محلّ سکونت آنان تا مکّه کمتر از مسافت یاد شده است[۴۲].[۴۳]
حج اِفراد
یعنی حج تنها. یکی از اقسام حج است. اینگونه حج بر مسلمانی که اهل مکه است یا فاصله منزل او تا مسجد الحرام کمتر از ۱۶ فرسخ شرعی (۸۸ کیلومتر) بوده باشد واجب است. وظیفه اینگونه حاجیان انجام دوازده عمل است[۴۴].
همچنین اشخاصی که وظیفه آنها حج تمتع بوده ولی به عللی نتوانند به موقع اعمال عمره تمتع را انجام دهند، مثل این که دیر به مکه برسند و یا در احرام عمره تمتع باشند و مریض شوند، و وقوف در عرفات که رکن است وقت آن ضیق باشد، به طوری که اگر عمره را به جا آورند تا آخر روز نهم هم به عرفات نمیرسند، و همچنین خانمهایی که عادت ماهیانه آنها تا آن وقت که همسفریهایشان رهسپار عرفات شوند ادامه داشته باشد، حج تمتع این اشخاص مبدل به حج افراد میشود و احرام آنها نیز مبدل به احرام حج افراد شده، و نباید از احرام بیرون بیایند، بلکه باید نیت حج افراد کرده، بقیه اعمال را انجام دهند و در صورت عدول به حج افراد، به حج افراد، قربانی ساقط میشود[۴۵]. به حج افراد، حج مفرده هم گفته میشود. در وجه تسمیه آن گفتهاند: چون قربانی همراه قاصد حج نمیباشد، یا چون حج از عمره جداست. اعمال حج افراد از روز نهم ذیحجه شروع میشود که تا روز دوازدهم یا سیزدهم ذیحجه به طول میانجامد. گرچه برخی اعمال (مثل دو طواف و سعی) را میتوان تا آخر ذیحجه به تأخیر انداخت، ولی احرام این حج را میتوان از ابتدای ماههای حج یعنی از اول شوال بست[۴۶].
مناسک حج
اعمال و مناسک حج عبارتند از: احرام بستن، وقوف به عرفات، وقوف به مشعر الحرام، رفتن به منی و به جا آوردن اعمال آن در روز عید قربان (رمی، قربانی و حلق یا تقصیر)، طواف زیارت و نماز طواف آن، سعی بین صفا و مروه، طواف نساء و نماز طواف آن،
بیتوته در منی در شبهای یازدهم و دوازدهم و برای برخی سیزدهم و رمی جمرات سه گانه در روزهای یاد شده[۴۷]. قربانی در منی در حج تمتع، واجب و در حج قِران و افراد مستحب است[۴۸]. تفصیل مناسک هریک از اقسام حج در همان قسم آمده است[۴۹].
مستحبات پس از اتمام مناسک
بازگشت به مکّه از منی برای طواف وداع[۵۰]؛ خواندن شش رکعت نماز در مسجد خیف در مدت اقامت در منی[۵۱]؛ فرود آمدن در وادی مُحَصَّب (ابطح) و به پشت دراز کشیدن، هنگام کوچ از منی در روز سیزدهم ذیحجه[۵۲]؛ داخل شدن در کعبه بدون کفش، بهویژه برای کسی که نخستین بار حج میگزارد و غسل و دعا کردن هنگام دخول و نیز خواندن دو رکعت نماز بین دو ستون بر سنگ سرخ، همچنین چهار گوشه بیت، در هر گوشه دو رکعت و سپس خواندن دعای مأثور و استلام ارکان کعبه، بهویژه رکن یمانی[۵۳]؛ طواف کردن برای خویشان و همشهریان[۵۴] و سپس طواف وداع و استلام ارکان و مستجار و دعا کردن به آنچه میخواهد و آمدن نزد چاه زمزم و نوشیدن از آب آن و خواندن دعای مأثور هنگام خارج شدن[۵۵]؛ به سجده افتادن و رو به قبله قرار گرفتن و دعا کردن قبل از ترک مسجد الحرام؛ خروج از مسجد از باب حنّاطین[۵۶]؛ عزم بازگشت به مکّه برای حج در سالهای بعد؛ بنابر تصریح برخی، حضور در محلّ ولادت رسول خدا (ص) و نیز منزل حضرت خدیجه (مولد حضرت زهرا)(ع) و زیارت قبر ایشان در قبرستان حجون؛ رفتن به مسجد اَرْقَم خانه ارقم بن ابی ارقم که رسول خدا (ص) در آغاز دعوت مدتی در آنجا مخفی بود. بعدها در محلّ این خانه مسجدی ساختند که به مسجد خیزران معروف بود. با توسعه مسجد الحرام، این محل هم اکنون ضمیمه مسجد شده است و صعود به غار حِرا و غار ثور[۵۷].[۵۸]
فوت شدن حج
کسی که حجش فوت شده با انجام دادن عمره مفرده از احرام خارج میشود. در اینکه در این صورت لازم است برای عمره نیّت کند یا نیازی نیست، بلکه عمل او به صورت قهری تبدیل به عمره میشود، اختلاف است. در صورت واجب بودن حج بر چنین شخصی، سال دیگر باید آن را به جا آورد. در صورت مستحب بودن، به جا آوردن آن در آینده استحباب دارد[۵۹].
کسی که حجش فوت شده، مستحب است تا پایان ایّام تشریق در منی بماند و اعمال عمره مفرده را پس از این ایّام انجام دهد[۶۰].[۶۱]
محصور و مصدود
کسی که بر اثر بیماری یا ممانعت دشمن از اتمام مناسک حج باز مانده، با انجام دادن اعمالی ویژه از احرام خارج میشود[۶۲].
حجّ الاسباب
حجی است که به یکی از اسباب همچون نذر، عهد، یمین و غیر اینها بر کسی واجب گردد. حجی که به واسطه نذر واجب شود، حج بالعهد و حج بالنذر گویند. حجی که به واسطه قسم و سوگند واجب شود را حج بالیمین گویند[۶۳].
حج بَذلی
حجی است که با پولی که دیگری بخشیده است به جای آورند و کفایت از حجة الاسلام میکند. گیرنده اگر پس از این خودش مستطیع شد دیگر حجی بر او واجب نخواهد شد. و اگر مالی برای خصوص حج بخشیده شود واجب است قبول کردن (برای کسی که حجة الاسلام نکرده) و دین، مانع از وجوب حج بذلی نیست (مگر آنکه حال باشد و مانع از ادای آن گردد) و در حج بذلی رجوع به کفایت شرط نیست[۶۴].[۶۵]
حج بلدی
مقابل حج میقاتی است. حجی است نیابتی و نایب از شهر میّت، به قصد حج حرکت میکند[۶۶].
حج پیاده
حج رفتن با پای پیاده از قدیم معمول و مرسوم بوده است. بسیاری از امامان ما این سفر معنوی را با پای پیاده رفتهاند:
- حضرت آدم(ع) هفتاد بار پیاده به حج رفت[۶۷].
- هرگاه امام مجتبی(ع) به حج میرفت پیاده و گاه با پای برهنه میرفت[۶۸].
- امام رضا(ع) بیست سفر پیاده حج نمودند[۶۹].
- امام صادق(ع) بیست و پنج بار پیاده حج نمودند[۷۰].
- امام حسین(ع) نیز بیست و پنج سفر پیاده به حج رفت[۷۱].
- امام سجاد(ع) پیاده حج کرد و بیست روز مسافت میان مدینه و مکه را طی کرد[۷۲].
رسول خدا(ص) فرمود: هر که خانه خدا را پیاده حج کند، خداوند هفت هزار حسنه از حسنات حرم در نامه عملش ثبت نماید، عرض شد یا رسول الله، حسنات حرم چگونه است؟ فرمود: هر حسنه با هزار حسنه برابر است[۷۳].
از امام صادق(ع) سؤال شد: آیا حج سواره افضل است یا پیاده؟ حضرت فرمودند: حج سواره افضل است؛ زیرا پیامبر(ص) سواره حج به جا آوردند. سیف بن تمار میگوید: محضر مبارک امام صادق(ع) عرض کردم: ما پیاده به حج میرویم و خبری از شما به گوش ما رسیده، میخواهم رأی مبارک خود را بفرمایید؟ حضرت فرمودند: مردم، هم سواره و هم پیاده به حج میروند. گفتم: کدام یک نزد شما محبوبتر است که ما همان را انجام دهیم؟ حضرت فرمودند: اگر سواره به حج بروید، نزد من مطلوبتر است؛ زیرا سواره رفتن، شما را در عبادت و دعا تقویت میکند.
ابوبصیر میگوید: از امام صادق(ع) پرسیدم: فضیلت پیاده به حج رفتن بیشتر است یا سواره رفتن؟ فرمودند: اگر شخص توانگر است و به این جهت که نفقه و هزینه کمتری صرف کند، پیاده به حج برود، البته سواره رفتن در حق وی افضل است[۷۴].[۷۵]
منابع
پانویس
- ↑ جواهر الکلام، ج۱۷، ص ۲۲۰.
- ↑ جواهر الکلام، ج ۱۷، ص ۲۲۰ ـ ۲۲۳.
- ↑ جواهر الکلام، ج ۱۷، ص ۲۲۳ ـ ۲۲۵.
- ↑ جواهر الکلام، ج ۱۷، ص۲۱۶ و ۲۲۸.
- ↑ مهذّب الاحکام، ج ۱۲، ص۱۸.
- ↑ هاشمی شاهرودی، سید محمود، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۳، ص ۲۱۰-۲۱۵.
- ↑ الکافی (کلینی)، ج ۴، ص۲۵۳ ـ ۲۵۴.
- ↑ الکافی (کلینی)، ج ۴، ص۲۵۵.
- ↑ الکافی (کلینی)، ج ۴، ص۲۶۲.
- ↑ هاشمی شاهرودی، سید محمود، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۳، ص ۲۱۰-۲۱۵.
- ↑ جواهر الکلام، ج ۱۷، ص۲۲۹.
- ↑ جواهر الکلام، ج ۱۷، ص۲۴۱.
- ↑ جواهر الکلام، ج ۱۷، ص۲۴۸.
- ↑ جواهر الکلام، ج ۱۷، ص۲۲۹، ۲۴۱، ۲۴۸ و ۲۷۵.
- ↑ جواهر الکلام، ج ۱۷، ص۲۲۹ ـ ۲۳۴.
- ↑ جواهر الکلام، ج ۱۷، ص۲۵۸ ـ ۲۵۹.
- ↑ منتهی المطلب، ج ۱۰، ص۸۰.
- ↑ جواهر الکلام، ج ۱۷، ص۲۶۰.
- ↑ جواهر الکلام، ج ۱۷، ص۲۶۱.
- ↑ جواهر الکلام، ج ۱۷، ص۲۶۸.
- ↑ جواهر الکلام، ج ۱۷، ص۳۳۰ ـ ۳۳۱.
- ↑ جواهر الکلام، ج ۱۷، ص۲۹۵.
- ↑ جواهر الکلام، ج ۱۷، ص۲۹۸ ـ ۳۰۱.
- ↑ جواهر الکلام، ج ۱۷، ص۳۱۴.
- ↑ هاشمی شاهرودی، سید محمود، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۳، ص ۲۱۰-۲۱۵.
- ↑ جواهر الکلام، ج ۱۷، ص۳۰۶.
- ↑ جواهر الکلام، ج ۱۷، ص۳۳۲.
- ↑ الحدائق الناضرة، ج ۱۴، ص۳۵۲ ـ ۳۵۴.
- ↑ جواهر الکلام، ج ۱۷، ص۳۰۱.
- ↑ جواهر الکلام، ج ۱۵، ص۶۳.
- ↑ جواهر الکلام، ج ۱۷، ص۳۰۴.
- ↑ جواهر الکلام، ج ۱۷، ص۳۹۶.
- ↑ جواهر الکلام، ج ۱۷، ص۲۷۵.
- ↑ هاشمی شاهرودی، سید محمود، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۳، ص ۲۱۰-۲۱۵.
- ↑ جواهر الکلام، ج ۱۷، ص۳۳۶ ـ ۳۳۸.
- ↑ هاشمی شاهرودی، سید محمود، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۳، ص ۲۱۰-۲۱۵.
- ↑ العروة الوثقی، ج۴، ص۴۳۴ ـ ۴۳۵.
- ↑ هاشمی شاهرودی، سید محمود، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۳، ص ۲۱۰-۲۱۵.
- ↑ فرهنگ اصطلاحات حج، حریری، ص۵۹.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۳۶۵.
- ↑ جواهر الکلام، ج۱۸، ص۵ ـ ۱۰.
- ↑ جواهر الکلام، ج۱۸، ص۴۴ ـ ۴۷.
- ↑ هاشمی شاهرودی، سید محمود، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۳، ص ۲۱۰-۲۱۵.
- ↑ فرهنگ اصطلاحات حج، حریری، ص۴۵۴.
- ↑ راهنمای حرمین شریفین، ابراهیم غفاری، ص۳۵.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۳۶۵.
- ↑ جواهر الکلام، ج۱۸، ص۱۳۶.
- ↑ جواهر الکلام، ج۱۹، ص۱۱۴ ـ ۱۱۵.
- ↑ هاشمی شاهرودی، سید محمود، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۳، ص ۲۱۰-۲۱۵.
- ↑ جواهر الکلام، ج۲۰، ص۵۳.
- ↑ جواهر الکلام، ج۲۰، ص۵۴.
- ↑ جواهر الکلام، ج۲۰، ص۵۷.
- ↑ جواهر الکلام، ج۲۰، ص۶۰ ـ ۶۵.
- ↑ جواهر الکلام، ج۲۰، ص۶۸.
- ↑ جواهر الکلام، ج۲۰، ص۶۵.
- ↑ جواهر الکلام، ج۲۰، ص۶۶ ـ ۶۷.
- ↑ جواهر الکلام، ج۲۰، ص۶۹.
- ↑ هاشمی شاهرودی، سید محمود، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۳، ص ۲۱۰-۲۱۵.
- ↑ جواهر الکلام، ج ۱۹، ص۸۶ ـ ۸۹.
- ↑ جواهر الکلام، ج ۱۹، ص۹۱.
- ↑ هاشمی شاهرودی، سید محمود، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۳، ص ۲۱۰-۲۱۵.
- ↑ هاشمی شاهرودی، سید محمود، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۳، ص ۲۱۰-۲۱۵.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۳۶۶.
- ↑ مناسک حج، مسأله ۵۳.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۳۶۹.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۳۶۹.
- ↑ بحار الانوار، مجلسی، ج۱۰، ص۷۵.
- ↑ بحار الانوار، مجلسی، ج۴۳، ص۳۳.
- ↑ بحار الانوار، مجلسی، ج۴۳، ص۳۳.
- ↑ بحار، ج۴۳، ص۳۳۹.
- ↑ بحار، ج۴۴، ص۱۹۲.
- ↑ بحار، ج۴۶، ص۷۶.
- ↑ بحار، ج۹۹، ص۱۰۵.
- ↑ فصلنامه میقات حج، ش۵۸، ص۷۰.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۳۶۹.