آیه علم الکتاب از دیدگاه اهل سنت
این مقاله هماکنون در دست ویرایش است.
این برچسب در تاریخ 4 آذر 1404 توسط کاربر:فرقانی برای جلوگیری از تعارض ویرایشی اینجا گذاشته شده است. اگر بیش از پنج روز از آخرین ویرایش مقاله میگذرد میتوانید برچسب را بردارید. در غیر این صورت، شکیبایی کرده و تغییری در مقاله ایجاد نکنید. |
آیه علم الکتاب ﴿وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ﴾[۱] از جمله آیات امامت امیرالمومنین (ع) است. در این آیه سخن کافران، خطاب به رسول خدا(ص) نقل شده است آن هنگام که پیامبری آن حضرت را انکار کردند و خداوند متعال در ادامه آیه، شهادت دادن خود بر نبوت پیامبر(ص) و شهادت دادن فرد یا افرادی که دارای علم کتاب هستند را برای اثبات پیامبری او کافی دانسته است. روایات اهلبیت(ع) این آیه را شاهدی بر برترین فضیلت امام علی(ع) دانستهاند در احادیث شیعه، مراد از علم به کتاب را علم به کتب آسمانی و علوم پیامبران و اسم اعظم دانسته شده. با این حال اهل سنت دیدگاه دیگری در این خصوص دارند
مقدمه
آیه ۴۳ سوره رعد مکی است و در احتجاج با منکرین رسالت پیامبر اکرم (ص) نازل شده است. اثبات امر رسالت برای کفار مستلزم برهان است؛ ولی خداوند به جای ارائه معجزه یا آیتی از این دست، به موضوعی فراتر اشاره نموده و این برهان را در قالب اعلان شهادت بیان فرموده است. بر این اساس، مبنای برهان بر پایه شهادت خداوند بر رسالت پیامبرش (ص) شکل گرفته است. مسلماً شهادت الهی در ردیف شهادتهای عادی نیست که در آن احتمال صدق و کذب برود؛ بلکه خبر از حاقّ واقع میدهد؛ چنان که شهادت به توحید در آیه ۱۸ آل عمران نیز به همین گونه بیان شده است.[۲].
شأن نزول آیه
غالب اهل سنت بر اساس روایاتی نزول این آیه را در شأن امام علی (ع) دانستهاند. با این حال شماری از مفسران اهل سنت تلاش کردهاند با ارائه دیدگاههای دیگر در بیان مصداق ﴿من عنده علم الکتاب﴾، شأن نزولهای دیگری را برای آیه مورد بحث ذکر کنند. از جمله گفتهاند این آیه در مصادیق ذیل نازل شده:
- همه مؤمنان
- عالمان یهود و نصارا (علمای اهل کتاب)
- خداوند تبارک و تعالی
- عبدالله بن سلام یهودی
- ابن یامین (بنیامین)
- جبرئیل است.
- جن
- ورقة بن نوفل است.
- ابوبکر
- سلمان فارسی [۳].
مصداق شناسی
مصداق ﴿من عنده﴾ و ﴿الکتاب﴾
در اینکه مراد از کتاب چیست و ﴿مَنْ عِنْدَهُ﴾ چه کسی میباشد، چند احتمال وجود دارد که در اینجا مهمترین آنها از نظر اهل سنت را بررسی مینماییم:
دیدگاه اول: همه مومنان
مراد از «مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الکتاب»، همه مؤمنان هستند:
افراد زیر قائل به این دیدگاه هستند:
- محمد بن عبدالله معروف به قاضی ابوبکر بن العربی: او همه مؤمنان را مصداق ﴿مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتابِ﴾ بر میشمرد. وی در شأن نزول این آیه چهار قول از بزرگان اهل سنت را ذکر کرده و مینویسد: علما در اینکه مصداق کسی که تمام کتاب نزد اوست کیست،اختلاف کردهاند برخی معتقدند مراد آن دسته از پیروان یهود و نصاری هستند که به اسلام گرایش پیدا کردهاند، برخی مصداق آن را عبدالله بن سلام میدانند، برخی مصداقش را علی بن ابیطالب دانسته و دسته چهارم معتقدند مصداق آن، همه مؤمنان هستند. [۴]. او پس ذکر این اقوال چهارگانه، پس از انکار فضیلت و برتری حضرت امیر(ع) بر دیگران، سه دیدگاه نخست را تضعیف کرده و معتقد است که همه مؤمنان مصداق آیه هستند؛ گویا از دید او تمام مؤمنان از تمام ابعاد و وجوه اعجاز قرآن آگاهی دارند و جزو راسخان در علمند که تأویل متشابهات قرآن را میدانند!.[۵] ابن عربی برای سخن خود ابتدا احتمالات دیگر را باطل میکند و مینویسد: [۶] «اما کسانی که میگویند منظور از ﴿من عنده علم الکتاب﴾ یهودیانی هستند که ایمان آوردهاند مانند، ابن سلام و ابن یامین و مسیحیانی که ایمان آوردهاند مانند سلمان و تمیم داری، پس معنای ﴿من عنده علم الکتاب﴾ نزد قائلین به این دیدگاه، علم به تورات و انجیل است». سپس وی در مورد امیرالمؤمنین(ع) میگوید: [۷] «کسانی که میگویند مراد علی بن ابی طالب(ع) است بنا بر دو وجه گفتهاند: یا اینکه او اعلم مؤمنان است در حالی که چنین نیست و ابوبکر و عمر و عثمان داناتر از او بودهاند و یا به خاطر قول نبی(ص) است که فرمود من شهر علمم و دروازه آن علی(ع) است. این حدیث نیز باطل است چون پیامبر اکرم {صل}} شهر علم است و دروازههای آن اصحاب ایشان هستند». او بعد از رد تمامی این سخنان، قول منتخب خود را چنین مینویسد: [۸]«اما کسانی که میگویند مراد از ﴿من عنده علم الکتاب﴾ تمامی مؤمنان است، این سخن حق است؛ زیرا همه مؤمنان کتاب قرآن را میشناسند و وجه اعجاز آن را درک میکنند و به پیامبر اکرم(ص) شهادت به صدق دادهاند».
- شیخ اسماعیل حقی (م ۱۱۲۷ﻫ): او در تفسیر روح البیان ذیل آیه شریفه، مراد از شهادت الهی را، آشکار نمودن معجزات رسول الله(ص) که دال بر صداقت او است میداند و در ادامه میگوید: وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتابِ و هو الذي علمه اللّه القرآن و علمه البیان و اراه آیات القرآن و معجزاته فبذلك علم حقیه رسالته و شهد بها و هم المؤمنون فالمراد بالکتاب القرآن او نیز مانند ابن عربی تمام مؤمنین را آگاه به حقیقت رسالت و زوایای قرآن میپندارد. این نکته قابل تامل است که کسانی که مؤمنین را مصداق آیه شریفه برمی شمرند به گونهای عبدالله بن سلام را داخل در همین مؤمنین میدانند، حقی میگوید: و عن عبد الله بن سلام ان هذه الآیة نزلت في فالمراد به التوراة فان عبد الله بن سلام و أصحابه وجدوا نعته(ع) في کتابهم فشهدوا بحقیة رسالته وکانت شهادتهم ایضا قاطعة لقول الخصوم. [۹].[۱۰]
دیدگاه دوم: اهل کتاب
عموم مفسران اهل سنت، مصداق آیه ﴿مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ﴾ را عالمان یهود و نصارا دانستهاند. از جمله:
- ابن مسعود بغوی ذیل آیه شریفه، کسانی از اهل کتاب که مسلمان شدهاند را مصداق آیه معرفی کرده است.[۱۱]
- فخر رازی در تفسیر خود، چهار دیدگاه درباره مصداق آیه کریمه ذکر میکند و در این میان، تنها دیدگاهی را میپذیرد که مصداق آیه را عالمان اهل کتاب دانسته است. [۱۲] وی همچنین ادله کسانی را که عبدالله بن سلام را مصداق آیه محسوب میکردند نیز رد میکند[۱۳]
- شیخ اسماعیل حقی بروسوی [۱۴]
- بیضاوی [۱۵]
- سید محمود آلوسی هم مراد از ﴿مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ﴾ را عبدالله بن سلام مسیحی و امثال او میداند که صفات پیامبر خاتم(ص) را در کتب خود مشاهده کرده بودند. [۱۶] آلوسی در ادامه به بررسی روایات وارده در این زمینه پرداخته[۱۲] و اشکال ابن جبیر را یادآور میشود که میگوید سوره رعد، مکی است و عبدالله بن سلام در مدینه اسلام آورده است. او در پاسخ از این ایراد میگوید: آیه آخر این سوره استثناء بوده و در مدینه نازل شده است. او به منظور تأیید نظر خود، مدعای برخی از دانشمندان اهل سنت مبنی بر اینکه تمام سوره رعد مدنی است را ذکر میکند؛ آنگاه روایاتی از محمد بن حنفیه و امام باقر(ع) را یادآور میشود که بر اساس آنها مراد از آیه شریفه، علی بن ابیطالب(ع) دانسته شده است. آلوسی هرچند حضرت امیر(ع) را دارای علم کامل به قرآن میداند، با سوگند خوردن به جان خود، این دست از روایات را رد میکند![۱۷]
- نصر بن محمد سمرقندی [۱۸] سمرقندی پس از ذکر اشکال عبدالله بن مسعود، آن را با روایتی که منسوب به ابن عباس است، پاسخ میدهد. ابن مسعود میگوید چگونه ممکن است که مراد از آیه شریفه، عبدالله بن سلام باشد و حال آنکه آیه مکی است و ابن سلام در مدینه اسلام آورده است؟! [۱۹]
- ابن کثیر دمشقی نیز مصداق آیه را عالمان اهل کتاب میداند اما نه صِرف عبدالله بن سلام؛ زیرا معتقد است که این آیه شریفه مکی است و مطابق اسناد موجود تاریخی، عبدالله بن سلام در مدینه اسلام آورده بود.سخن او چنین است. [۲۰]
دیدگاه سوم: خدای متعال
عدهای از مفسران و عالمان اهل سنت خداوند را مصداق آیه کریمه می دانند که عبارتند از:
- قاضی بیضاوی: بیضاوی مقصود کفار در آیه شریفه را روسای یهود ذکر می کند، او در ادامه «علم کتاب» را علم قرآن و یا علم تورات و یا علم لوح محفوظ که دارنده آن علم، تنها خداوند متعال است معنا میکند. [۲۱]
- ابوالاسحاق الزجاج (م 311ق): [۲۲] زجاج در تفسیر آیه علم الکتاب میگوید: «کلمه مَن به الله عزّوجل باز میگردد، دلیل آن، قرائت کسی است که ﴿و مِنْ عِنْدِه علم الکتابُ﴾ قرائت کرده است؛ چون سازگارتر است و خداوند علیه خلقش غیر خودش را شاهد نمیگیرد. این تفسیر جایز است؛ زیرا اگر براهین همراه با اعترافِ کسی اقامه گردد که کتابهای پیش از قرآن را خوانده است، امری مؤکد است.}}
- ابوالقاسم ابن جزی الکلبی (م 741ق): ابن جزی نیز ﴿وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الکتابِ﴾ را معطوف به اسم الله دانسته است. [۲۳]
- حسن بصری: زمخشری و فخر رازی این دیدگاه را به حسن بصری نسبت داده اند که وی گفته است: «سوگند به خدا که خداوند در اینجا خودش را قصد کرده است» وعن الحسن: لا والله ما یعنی إلا الله. والمعنی: کفی بالذي یستحق العبادة و بالذي لا یعلم علم ما ف] اللوح إلا هو، شهیداً بیني وبینکم. [۲۴]
نقد این دیدگاه:
- قول به این دیدگاه خلاف مقصود عطف است؛ چون عطف بر مغایرت بین معطوف و معطوف علیه دلالت دارد، در حالی که اگر مقصود ذات خداوند باشد، مغایرتی وجود نخواهد داشت.
- ابن عطیه می گوید اعتراضی که به این دیدگاه می شود، این است که در آن عطف صفت به موصوف می شود و این جایز نیست و تنها برخی صفات بر برخی دیگر عطف می شوند. فخر رازی نیز می نویسد: [۲۵] «عطف صفت به موصوف خلاف اصل است و صحیح نیست که بگوییم: شَهِدَ بِهَذَا زَیدٌ وَالْفَقِیهُ به این امر زید و فقیه گواهی دادند». و مراد از فقیه خود زید باشد؛ چون این عطف، عطف صفت بر موصوف میباشد و این قبیح است؛ بلکه باید گفت: «شَهِدَ بِهِ زِیدٌ الفقیه؛زید فقیه به این امر شهادت داده است». بنابراین علمای ادب، این امر را قبیح می دانند.
- این امر باعث تکرار می گردد چون در آیه، به لفظ الله و شاهد بودن خداوند اشاره شده است و دیگر نیازی به تکرار آن نیست و این تکرار چه از نظر معنوی و چه از نظر لفظی، بیمعنا و نامعقول است که با فصاحت و بلاغت قرآن نیز ناسازگاری دارد.
- ماتریدی درباره قرائتی از این آیه میگوید: «هرکس با جر قرائت کند ﴿و مِنْ عِنْدِه عِلمُ الکتابِ﴾، تأویلش به این معنا است: علم به این کتاب از جانب خدا آمده است، کتابی که از پیش و پس آن هیچ باطلی سویش نمیآید و نیز در یکی از روایات از پیامبر(ص) روایت شده که ایشان ﴿و مِنْ عِنْدِه عِلمُ الکتابِ﴾ با کسره قرائت میکردند، اما همه قاریان فتحه را بر میگزینند ﴿وَ مَن عِندَه عِلْمُ الکتابِ﴾. ابوعبید گفته است: برخی از آنان ﴿و مِن عِندِهِ عُلِمَ الکتابُ﴾ [با جر میم و دال و رفع عین[ قرائت کردهاند، اما من نمیدانم این [قرائت] از چه کسی است؟ [۲۶]
- این قرائات که شمار اندکی از مفسران بر اساس آن، آیه را تفسیر کردهاند، قرائاتی شاذ و غیر مشهور است و از این جهت بیاعتبار و غیرقابل استناد هستند؛ زیرا اولاً؛ این قرائات در هیچ یک از کتب قرائات هفت گانه و حتی چهارده گانه ذکر نشدهاند. ثانیاً؛ اگر جزء این قرائات هم باشند، در صورتی که قرائات هفت گانه یا چهارده گانه را متواتر بدانیم، میتوانند معتبر شمرده شوند، حال آنکه از نظر برخی دانشمندان، این قرائات هفت گانه یا چهارده گانه به جز یک قرائت، غیر متواتر هستند، چه رسد به قرائاتی غیر از آنها. [۲۷]
دیدگاه چهارم: عبدالله بن سلام
برخی از مفسران اهل سنت تنها یک مصداق یعنی عبدالله بن سلام را برای این آیه ذکر کردهاند.
- محمد بن جریر طبری، نخستین مفسر اهل سنت است که مصداق آیه ﴿مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ﴾ را عبدالله بن سلام دانسته است. او برای اثبات مدعای خود، ده روایت برشمرده است. [۲۸]
- نجم الدین نسفى از دیگر مفسران اهل سنت دراین باره چنین میگوید: ﴿و من عنده علم الکتاب﴾ یعنی آن کسی که علم به تورات نزد اوست، عبدالله بن سلام است. [۲۹].[۳۰].
دیدگاه پنجم: امام علی(ع)
برخی از علمای اهل سنت به استناد روایات موجود و قرائن درون قرآنی، مقصود از فقره ﴿مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ﴾ را امام علی(ع) دانسته و معتقدند که تنها آن حضرت این شأنیت را داراست که آیه مورد بحث، در عظمت و جایگاه رفیع ایشان نازل گردد. حاكم حسكانی در شواهد التنزيل، روایات متعددی را پیرامون آیه مورد بحث نقل کرده که در همگی آنها، مصداق آیه، امام علی(ع) دانسته شده است [۳۱] به عنوان نمونه، از ابن عباس و محمد حنفیه، چنین نقل میکند: «عن ابن عباس في قوله تعالى: ﴿مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ﴾ قال هو علي بن علي طالب. عن ابن الحنفية في قوله تعالى: ﴿مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ﴾ قال: هو علي بن أبي طالب» او روایت دیگری را از حضرت علی بن جعفر(ع) منعکس کرده است که حضرت میفرماید: مراد از ﴿مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ﴾، علی بن ابیطالب و ائمه هدی(ع) است. و نیز برید بن معاویه از امام صادق(ع) نقل میکند که مقصود از اين آيه، ما اهل بیت(ع) هستيم كه اول و افضل ما، بعد از پيامبر اکرم(ص)، امیرالمؤمنین(ع) است.[۳۲] سليمان قندوزی نیز از سعيد خدری در تفسير آيه مورد بحث روايتی را نقل میكند كه بر اساس آن مراد از این آیه، علی(ع) دانسته شده است.[۳۳]
دلالت آیه
دلالت بر صدق دعوی نبوت پیامبر اسلام
از حضرت امیر(ع) در کنار خداوند یاد شده است که بر حقانیت رسالت رسول اکرم (ص) گواهی میدهد و نکته مهمتر اینکه اعلام شده این دو گواهی برای اثبات مدعا کافی است! این آیه از این جهت شبیه آیه 4 سوره تحریم است که از حضرت امیرالمؤمنین (ع) با عنوان «صَالِحُ الْمُؤْمِنِیـنَ» و در کنار نام خداوند و جبرئیل یاد شده که از رسول اکرم (ص) در برابر توطئه دو همسر آن حضرت، حمایت و پشتیبانی میکنند. [۳۴].[۳۵].
پرسشهای وابسته
منابع
پانویس
- ↑ و کافران میگویند: تو فرستاده (خداوند) نیستی؛ بگو: میان من و شما خداوند و کسی که دانش کتاب نزد اوست، گواه بس؛ سوره رعد، آیه ۴۳.
- ↑ فیاضبخش و محسنی، ولایت و امامت از منظر عقل و نقل، ج۵، ص۱۹۹ و ۲۱۹.
- ↑ نصیری،علی و نصیری، محمد حسین، مصداق شناسی آیه ﴿من عنده علم الکتاب﴾، امامت پژوهی، شماره11، ص9-37
- ↑ اختلف فیمن عنده علم الکتاب بعد ذکر قول مجاهد علی أربعة أقوال: الأول: أن المراد به مَن آمن مِن الیهود و النصاری. الثاني: أنه عبدالله بن سلام. الثالث: أنه علي بن أبي طالب. الرابع: المؤمنون کلّهم، محمد بن عبدالله بن ابوبکر ابن عربی، احکام القرآن، ط العلمیة، ج۳، ص۸۶
- ↑ نصیری،علی و نصیری، محمد حسین، مصداق شناسی آیه ﴿من عنده علم الکتاب﴾، امامت پژوهی، شماره11، ص9-37
- ↑ أما من قال: إنهم الذین آمنوا من الیهود کابن سلام و ابن یامین و من النصاری کسلمان و تمیم الداری، فإن المعنی عنده بالکتاب التوراة و الإنجیل محمد بن عبد الله بن ابوبکر ابن عربی، احکام القرآن،ج۳، ص۸۶
- ↑ أما من قال: إنه علي بن أبي طالب فعوّل علی أحد وجهین: إما لأنه عنده أعلم المؤمنین، و لیس کذلک، بل أبوبکر و عمر و عثمان أعلم منه، حسبما بیناه في أصول الدین في ذکر الخلفاء الراشدین، أو لقول النبي(ص): أنا مدینة العلم و علي بابها. و هو حدیث باطل، النبي(ص) مدینه علم و أبوابها أصحابه، و منهم الباب المنفسخ، و منهم المتوسط علی قدر منازلهم في العلوم
- ↑ و أما من قال: إنهم جمیع المؤمنین فصدق، لأنّ کل مؤمن یعلم الکتاب و یدرك وجه إعجازه یشهد للنبي(ص) بالصدق، محمد بن عبدالله بن ابوبکر ابن عربی، احکام القرآن، ط العلمیة، ج۳، ص۸۶
- ↑ إسماعیل حقی الحنفی الخلوتی (المتوفی: ۱۱۲۷ﻫ)، روح البیان، الناشر: دار الفکر – بیروت، ج۳، ص۳۹۱
- ↑ غفوریان حسین، مقاله: بررسی مصداق آیه ﴿وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتاب﴾ از منظر فریقین، مرکز حقایق اسلامی
- ↑ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ يريد مؤمني أهل الكتاب بغوی، حسین بن مسعود، معالم التنزيل في تفسير القرآن، ج۳، ص۲۹
- ↑ القول الثالث: و من عنده علم الكتاب المراد به: الذي حصل عنده علم التوراة و الإنجيل، يعني: أن كل من كان عالما بهذين الكتابين علم اشتمالهما على البشارة بمقدم محمد(ص)، فإذا أنصف ذلك العالم و لم يكذب كان شاهدا على أن محمدا(ص) رسول حق من عندالله تعالى، فخر رازی، محمد بن عمر، مفاتيح الغيب، ج۱۹، ص۵۵
- ↑ القول الأول: أن المراد شهادة أهل الكتاب من الذين آمنوا برسول الله(ص) و هم: عبدالله بن سلام و سلمان الفارسي و تميم الداري. و يروي عن سعيد بن جبير: أنه كان يبطل هذا الوجه و يقول: السورة مكية فلا يجوز أن يراد به ابن سلام و أصحابه، لأنهم آمنوا في المدينة بعد الهجرة. و أجيب عن هذا السؤال بأن قيل: هذه السورة و إن كانت مكية إلا أن هذه الآية مدنية، و أيضا فإثبات النبوة بقول الواحد و الإثنين مع كونهما غير معصومين عن الكذب لا يجوز، و هذا السؤال واقع، بغوی، حسین بن مسعود، معالم التنزيل في تفسير القرآن، ج۳، ص۲۹
- ↑ و عن عبدالله بن سلام: ان هذه الآية نزلت فىّ؛ فالمراد به التوراة. فان عبدالله بن سلام و أصحابه وجدوا نعته عليه السلام فى كتابهم فشهدوا بحقية رسالته بغوی، حسین بن مسعود، معالم التنزيل في تفسير القرآن، ج۳، ص۲۹
- ↑ {{عربی|وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الكتاب، عَلِمَ القرآن و ما ألف عليه من النظم المعجز، أو عَلِمَ التوراة و هو ابن سلام و أضرابه بیضاوی، عبدالله بن عمر، أنوار التنزيل و أسرار التأويل، ج۳، ص۱۹۱
- ↑ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ أي عَلِمَ القرآن و ما عليه من النظم المعجز و قيل: المراد «بالكتاب» التوراة و الإنجيل و المراد بمن عنده علم ذلك الذين أسلموا من أهل الكتابين كعبدالله بن سلام و أضرابه؛ فإنهم يشهدون بنعته عليه الصلاة و السلام في كتابهم و إلى هذا ذهب قتادة، آلوسی، محمود، روح المعاني في تفسير القرآن العظيم، ج۷، ص۱۶۵-۱۶۷
- ↑ آلوسی، محمود، روح المعاني في تفسير القرآن العظيم، ج۷، ص۱۶۵-۱۶۷
- ↑ قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ يقول: كفى باللّه شاهدا بيني و بينكم على مقالتكم وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ يعني: و من آمن من أهل الكتاب مثل عبدالله بن سلام، و أصحابه شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ لأنهم وجدوا نعته و صفته في كتبهم.، همان
- ↑ قال عبدالله بن مسعود: هذه السورة مكية، و عبدالله بن سلام أسلم بعد ذلك بمدة، فكيف يجوز أن يكون المراد به عبدالله بن سلام و روى عن ابن عباس أنه كان يقول: هذه الآية مدنية همان، ص۱۶۷
- ↑ و قوله: وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ قيل: نزلت في عبدالله بن سلام، قال مجاهد: و هذا القول غريب، لأن هذه الآية مكية، و عبدالله بن سلام إنما أسلم في أول مقدم النبي(ص) المدينة، و الأظهر في هذا ما قاله العوفي عن ابن عباس قال: هم من اليهود و النصارى و الصحيح في هذا أنّ وَ مَنْ عِنْدَهُ اسم جنس يشمل علماء أهل الكتاب الذين يجدون صفة محمد(ص) و نعته في كتبهم المتقدمة من بشارات، ابن کثیر، اسماعیل، تفسير القرآن العظيم، ج۴، ص۴۰۷
- ↑ قُلْ کفی بِاللَّهِ شَهِیداً بَینِي وَ بَینَکمْ فإنه أظهر من الأدل علی رسالتی ما یغني عن شاهد یشهد علیها. وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتابِ علم القرآن و ما ألف علیه من النظم المعجز، أو علم التوراة و هو ابن سلام و أضرابه، أو علم اللوح المحفوظ و هو اللّه تعالی، أي کفی بالذي یستحق العبادة و بالذي لا یعلم ما في اللوح المحفوظ إلا هو شهیدا بیننا فیخزی الکاذب منا، تفسیر البیضاوی، أنوار التنزیل و أسرار التأویل، ج3، ص191
- ↑ و"مَن" یعود علی الله عَزَّ وجَلَّ، و الذی یدل علی أنه راجع إلی اللَّه عزَّ وجلَّ – قراءة من قرأ (ومِنْ عِنْدِه) علمُ الکتابُ، ومن عنده علم الکتاب لأن الأشبه، واللَّهُ أعلم – أن اللَّه لا یسْتَشْهِدُ علی خلقه بغیره. و ذلک التفسیر جائز لأن البراهین إذا قامَتْ مع اعتراف من قرأ الکتب التی أنزلت قبل القرآن فهو أمرٌ مُؤکدٌ. معانی القرآن و إعرابه، ج3، ص152
- ↑ و َمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتابِ معطوف علی اسم الله علی وجه الاستشهاد به……. و یقویه قرائة: و من عنده بمن الجارة و خفض عنده. تفسیر ابن جزی، التسهیل لعلوم التنزیل، ج1، ص407
- ↑ زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج2، ص536
- ↑ وَهَذَا الْقَوْلُ مُشْکلٌ، لِأَنَّ عَطْفَ الصِّفَةِ عَلَی الْمَوْصُوفِ وَإِنْ کانَ جَائِزًا فِی الْجُمْلَةِ إِلَّا أَنَّهُ خِلَافُ الْأَصْلِ. لَا یقَالُ: شَهِدَ بِهَذَا زَیدٌ وَالْفَقِیهُ، بَلْ یقَالُ: شَهِدَ بِهِ زَیدٌ الْفَقِیهُ رازی فخرالدین، مفاتیح الغیب أو التفسیر الکبیر، ج19، ص55
- ↑ تفسیر الماتریدی، تأویلات أهل السنة، ج6، ص357
- ↑ غفوریان حسین، مقاله: بررسی مصداق آیه ﴿وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتاب﴾ از منظر فریقین، مرکز حقایق اسلامی
- ↑ طبری، محمد بن جرير، جامع البيان في تفسير القرآن، ج۱۳، ص۱۱۸ و ۱۱۹
- ↑ نسفی، محمد، تفسير نسفی، ج۱، ص۴۸۱
- ↑ نصیری،علی و نصیری، محمد حسین، مصداقشناسی آیه ﴿من عنده علم الکتاب﴾، امامت پژوهی، شماره۱۱، ص۹-۳۷
- ↑ حسکانی، عبيدالله بن احمد، شواهد التنزيل لقواعد التفضیل، ج۱، ص۴۰۲
- ↑ حسکانی، عبيدالله بن احمد، شواهد التنزيل لقواعد التفضیل، ج۱، ص۴۰۲
- ↑ قندوزی، سلیمان، ينابيع المودة، ج۱، ص۳۰۷.
- ↑ ﴿إِنْ تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا ۖ وَإِنْ تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ ۖ وَالْمَلَائِكَةُ بَعْدَ ذَٰلِكَ ظَهِيرٌ﴾ ، «اگر شما دو زن از کار خود به پیشگاه خدا توبه کنید [خدا توبه شما را می پذیرد]، چون دل شما دو نفر از حق و درستی منحرف شده است، و اگر بر ضدِّ پیامبر به یکدیگر کمک دهید [راه به جایی نخواهید برد]؛ زیرا خدا و جبرئیل و صالح مؤمنان [که علی بن ابی طالب است] یار اویند، و فرشتگان نیز بعد از آنان پشتیبان او خواهند بود.» سوره تحریم، آیه4
- ↑ مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی