الف باب در حدیث

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Bahmani (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۱۷ اکتبر ۲۰۲۱، ساعت ۱۳:۳۳ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

این مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل الف باب (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

مقدمه

روایات مشهور به الف باب از روایات پرتعدادی‌ است‌ که‌ بیان‌گر یکی از منابع و مجاری علوم ائمه(ع) است. برخلاف سایر مجاری علوم‌ اهل‌ بیت(ع) که‌ طرح و تبیین آن بیشتر در زمان امام باقر(ع) و به صورت گسترده‌تر در زمان امام‌ صادق(ع) رخ نمایانده است، روایات الف باب در موارد متعددی از زبان امیرالمؤمنین(ع) و برخی از صحابه پیامبر و تعدادی از همسران ایشان بیان و یا نقل شده است، هر‌ چند‌ تبیین حقایق و جزییاتی از آن در دوره امام صادق(ع) پدیدار شده است[۱].

در این روایات با اشاره‌ به‌ دعوت‌ پیامبر اکرم(ص) از امیرالمؤمنین(ع)، به انتقال دانشی از پیامبر به امیرالمؤمنین(ع) در ساعات‌ پایانی‌ عمر‌ حضرت اشاره شده و از تعلیم هزار باب علم که از هر یک هزار باب‌ دانش باز می‌شود بحث شده است. امام صادق(ع) می‌‌فرماید: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صفِی مَرَضِهِ الَّذِی تُوُفِّیَ فِیهِ ادْعُوا لِی خَلِیلِی- فَأَرْسَلَتَا إِلَی أَبَوَیْهِمَا فَلَمَّا نَظَرَ إِلَیْهِمَا رَسُولُ اللَّهِ صأَعْرَضَ عَنْهُمَا ثُمَّ قَالَ ادْعُوا لِی خَلِیلِی فَأُرْسِلَ إِلَی عَلِیٍّ فَلَمَّا نَظَرَ إِلَیْهِ أَکَبَّ عَلَیْهِ یُحَدِّثُهُ فَلَمَّا خَرَجَ لَقِیَاهُ فَقَالا لَهُ مَا حَدَّثَکَ خَلِیلُکَ فَقَالَ حَدَّثَنِی أَلْفَ بَابٍ یَفْتَحُ کُلُّ بَابٍ أَلْفَ بَابٍ»[۲].[۳]

روایات "الف باب"

  1. در حدیثی ابوبصیر می‌‌گوید:[۹] «دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) فَقُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنِّي أَسْأَلُكَ عَنْ مَسْأَلَةٍ هَاهُنَا أَحَدٌ يَسْمَعُ كَلَامِي‏ قَالَ: فَرَفَعَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع) سِتْراً بَيْنَهُ‏ وَ بَيْنَ‏ بَيْتٍ‏ آخَرَ فَاطَّلَعَ فِيهِ ثُمَّ قَالَ: يَا أَبَا مُحَمَّدٍ سَلْ عَمَّا بَدَا لَكَ قَالَ: قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ شِيعَتَكَ يَتَحَدَّثُونَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) عَلَّمَ عَلِيّاً(ع) بَاباً يُفْتَحُ لَهُ مِنْهُ أَلْفُ بَابٍ قَالَ: فَقَالَ: يَا أَبَا مُحَمَّدٍ عَلَّمَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) عَلِيّاً(ع) أَلْفَ بَابٍ يُفْتَحُ مِنْ كُلِّ بَابٍ أَلْفُ بَابٍ قَالَ: قُلْتُ هَذَا وَ اللَّهِ الْعِلْم..»..[۱۰]
  2. امیرالمؤمنین(ع) هم فرمودند:[۱۱] «اِنَّ رَسُولَ اللهِ(ص) عَلَّمَنى اَلْفَ بَاب مِنَ الْحَلاَلِ وَ الْحَرَامِ وَ مِمَّا کَانَ وَ مِمَّا یَکُونُ اِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ، کُلُّ بَاب مِنْهَا یَفْتَحُ اَلْفَ باب فَذلِکَ اَلْفَ اَلْفَ باب حتّی عَلِمْتُ ما کانَ وَ ما یکونُ اِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ وَ عَلِمْتُ عِلْمَ الْمَنایا وَ الْبَلایا وَ فَصْلَ الْخِطابِ»[۱۲]
  3. یونس بن رباط نقل می‌کند:[۱۳] همراه کامل تمار در محضر امام صادق(ع) بودیم که کامل تمار خواستار عرضه روایتی شد که آن را شنیده است، وی عرضه می‌کند، شنیده‌ام پیامبر در مریضی پایان عمر در روز وفاتشان هزار باب دانش را به امام علی(ع) حدیث نمود که هر بابی گشاینده هزار باب بوده است، حضرت با تأیید این گفتار، دانش منتشر شده از ائمه برای شیعیانشان را تا آن دوره یک یا دو باب از آن هزار باب علم معرفی می‌نماید. این روایت علاوه بر دلالت بر شهرت یافتن این مسئله در عصر امام صادق(ع) دلالت می‌نماید دانش انتقالی از امامان(ع) به پیروانشان از منبع دانش انتقالی از پیامبر به امام علی(ع) تغذیه می‌شود.[۱۴]
  4. مؤید دیگر این گفتار پاسخ امام کاظم(ع) به چگونگی آگاهی و دانش ائمه است، در حالی که پس از پیامبر نبی دیگر نبوده است و اهل بیت(ع) نیز درجه نبوت نداشته‌اند؟ حضرت با اشاره به آیۀ: «لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ»[۱۵] می‌فرماید: «آنچه را پیامبر به امر الهی برای دیگران به زبان نیاورد، ما را مخصوص به آن فرمود. از این رو از میان اصحاب خود تنها با علی به نجوا می‌نشست و پس از نزول آیۀ «وَتَعِيَهَا أُذُنٌ وَاعِيَةٌ»[۱۶] پیامبر(ص) خطاب به اصحابشان فرمود: «از خدا خواسته‌ام آن را گوش تو قرار دهد». آنگاه حضرت، گفتار امام علی(ع) در مسجد کوفه «عَلَّمَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) عَلِیّاً أَلْفَ بَابٍ یَفْتَحُ کُلُّ بَابٍ أَلْفَ بَاب» را، از مکنون سرّ و امور اختصاص یافته به حضرت می‌داند که پس از ایشان تنها امامان(ع) آن را به ارث برده‌اند[۱۷].[۱۸]
  5. عبدالله بن عمر[۱۹] نیز در گزارش خود از لحظات پایانی عمر پیامبر(ص)، به مسئله خلوت حضرت با امیرالمؤمنین(ع) اشاره و مسئلۀ الف باب را مطرح و آنگاه نقل می‌کند، وقتی از حضرت پرسیده شد آیا آنچه را دریافت نمودی حفظ نمودی، ایشان در جواب با تأیید آن، به عمق این ادراک با عبارت "و عقلته" اشاره می‌فرماید.[۲۰]

ویژگی دانش الف باب

روایت الف باب که هنگام رحلت پیامبر اکرم(ص) به امیرالمؤمنین(ع) تعلیم داده شده، بیانگر این است که در این زمان کوتاه، هر باب از هزار باب اول‌، اصل یا مطلب جامع و کاملی را در بر می‌گیرد؛ به گونه‌ای‌ که‌ از‌ آن، هزار باب دیگر از علم می‌جوشد و علوم انتقالی همراه با تفصیل آن نبوده است. به بیان دیگر، لُب و جامع اصول[۲۱] و سر شاخۀ علومی متعدد در اختیار امام علی(ع) قرار گرفته است؛ عناوین و موضوعاتی که هر یک، دارای فروعات گسترده‌ای است و هر‌ فرع‌ از فروعات آن شامل فروعات متعدد دیگری است[۲۲]. این سخن با علوم مختلف کاملاً امکان پذیر است؛ چراکه مهم‌ترین‌ امر‌ در هر علمی، صادق بودن و حقیقت داشتن گزاره و موضوع ریشه‌ای آن و ترتب صحیح مطالب و عناوین بعدی بر آن است، از همین رو، در روایات، تعبیر مفتاح مطرح‌ شده‌ است‌. امیرالمؤمنین(ع) در این زمینه می‌ فرماید‌: "همانا در سینه من علم فشرده‌ای هست که رسول خدا به من آموخته‌ است‌. اگر‌ نگاهبانانی بیابم که به شایستگی از آن مخافظت کنند و همان‌گونه‌ که از من شنیده‌اند روایت کنند، بعض آن را به وی می‌سپارم که با همان اندک، علم زیادی‌ یاد‌ می‌گیرد‌. همانا علم کلید هر بابی است و هر بابی هزار باب دیگر‌ می‌گشاید"[۲۳].

این بیان با روایاتی که به ازدیاد علم امام و یا تحدیث روزانه و ارتباط همه روزۀ ملائکه‌ با‌ ایشان‌ تصریح دارند نیز سازگارتر است. از همین رو، ابوبصیر وقتی از شیوع‌ عقیده‌ به‌ مجاری علمی به‌ نام‌ الف باب در میان شیعیان با امام صادق(ع) سخن می‌گوید، ایشان عقیدۀ وی‌ را‌ تأیید می‌کند و آن‌گاه که ابوبصیر‌ از‌ سر تعجب‌ یا‌ کنجکاوی‌ می‌پرسد: «هذا و الله العلم!»، امام در‌ پاسخ‌ می‌فرماید: «انه لعـلم و ما هو بذلک...» و در پایان این حدیث طولانی «ما‌ یحدث‌ باللیل و النهار، الامر من بعد الامر‌ و الشیء بعد الشیء الی‌ یوم‌ القیامة»[۲۴] را ـ که در برگیرندۀ‌ تصحیح‌ عقیده راوی و توجه او به گستره علم امام است ـ به عنوان علم معرفی‌ می‌نماید. مقایسه این تعبیر با روایاتی‌ که‌ سایر‌ محتوای علم امام‌ را‌ تبیین ‌می‌کنند، تبیین عبارت «انه‌ لعلم و ما هو بذلک» را روشن می‌نماید؛ چراکه علم ائمه مجموعه‌ای است که‌ مجاری‌ و سرچشمه‌های آن شامل جفر، جامعه، الف‌ باب‌، روح القدس‌، عمود‌ نور‌، الهام و تحدیث و غیره اسـت‌ و در کنار یکدیگر متکامل می‌شوند.

با‌ کمک‌ مجموعه احادیث مطرح در علم امام و سرچشمه آن می‌توان گفت، علم انتقال یافته به امام در‌ قالب‌ الف باب، نمی‌تواند شامل تمام تفصیلات و جزئیات‌ باشد‌[۲۵].

الف باب علم و آگاهی ویژه

  • علم حاصل از روایت "الف باب"‌، علمی‌ ویـژه و بـرای تـنها وصی و خلیل حضرت رسول(ص) امکان تحقق داشته است؛ لذا در روایات مشاهده می‌شود که پیامبر گـرامی در بـیماری‌ای کـه منجر به رحلتشان شد، وقتی فرمودند: «ادعوا لی خلیلی‌»، و برخی نزدیکان حضرت، افراد مورد نـظر خـود را حاضر نمودند، ایشان از آنها اعراض نموده، روی برگرداندند، اما وقتی حضرت امیرالمؤمنین(ع) حاضر شـدند، جـریان گـفت و گو و تعلیم الف باب صورت پذیرفت‌ و انتقال‌ علوم به جانشین پیامبر تحقق یافت[۲۶]. [۲۷]
  • این امـر نـشان می‌دهد تحمل و محقق شدن این تعلیم و تحدیث برای هر کس مقدور نـبوده اسـت و ایـن گفت و شنود را گفت و گویی عادی‌ و فقط‌ گفتن و شنیدن نباید به شمار آورد، بلکه انتقال علومی لدنـی و الهـی و با خصوصیات معجزگون بوده است. از نشانه‌های این امر، آنکه در برخی از روایات، ویـژگی‌هایی بـرای ایـن‌ گفت‌ و گو فراتر از صحبت نقل شده است؛ مانند‌: قـال علی(ع):[۲۸] «حـدثنی بـالف حـدیث یفتح کل حدیث الف حـدیث حتی عرقت‌ و عرق‌ رسول‌ الله، فسأل علیّ عرقه و سأل علیه عرقی؛ رسول خدا(ص) به من هـزار حـدیث فرمود که‌ هر‌ یک، هزار سـخن را بـاز و روشـن مـی‌نماید، تـا آنکه من و رسـول‌ خـدا‌ عرق‌ کردیم و عرق ایشان بر من و عرق من بر ایشان جاری شد».[۲۹]
  • دیگر آنکه بعد‌ از‌ پایـان‌ پذیـرفتن ایـن انتقال و فراگیری دانش، افرادی از محتوای این گـفت و شـنود سـؤال‌ نـمودند‌، حـضرت امـیر(فرمودند: «حدثنی بالف باب من العلم، یفتح کل باب الی الف باب»[۳۰] این در‌ حالی‌ است که گفت و گوی عادی و خارج از محدوده عصمت در باره چنین‌ امر‌ عظیمی با این ویـژگی‌ها بدون شک به‌ ساعت‌ها‌ بلکه‌ سال‌ها زمان نیاز دارد، و اخذ و دریافت تمام‌ آنها‌ نیز امر ساده و عادی نیست.[۳۱]
  • همچنین در روایات بیان گردیده کسی به‌ چنین‌ علم گسترده‌ای آگاه و عالم نـیست[۳۲] و حضرت‌ امیر‌ می‌فرماید:‌ اجازه اطلاع دادن و بیان آن را‌ به‌ دیگران ندارد و نام آن علم را، سرّ رسول الله می‌نهند:[۳۳] «فلم اکن‌ لأطلعکما‌ علی سر رسول الله»[۳۴] بر این‌ ویژگی در دوره‌های بعد‌، ائمه(ع) استناد‌ و استدلال کرده‌اند. واقـدی می‌‌گوید‌:[۳۵]‌ هشام بن عبدالملک بن مروان در مراسم حج از امام باقر(ع) در حالی‌ که‌ درصدد انکار فضائل ائمه بود‌، می‌پرسد‌: آیا‌ ما و شـما هـمگی‌ فرزندان‌ عبد مناف نیستیم و یـک‌ ن‍َسَب‌ واحد نداریم؟ حضرت با تأیید این مطلب می‌فرماید: اما خداوند بزرگ، مکنون سرّش و خالص علمش‌ را‌ تنها به ما اختصاص داده است‌. هشام‌ می‌گوید: چگونه‌ شما‌ وارث‌ آن امـری شدید که‌ دیگران از آن مـحروم شـدند؛ در حالی که پیامبر برای تمامی مردم مبعوث شده بود‌ و چگونه‌ شما از این علم بهره‌مند شدید‌؛ در‌ حالی‌ که‌ محمد‌ خاتم پیامبران بوده‌ و شما‌ که نبی و پیامبر نیستید؟ حضرت در تبیین این موضوع، آیـات قـرآن را شاهد بر وجود این‌گونه علم‌ دانسته‌ و می‌فرماید‌: از آیۀ «لاَ تُحَرِّکْ بِهِ لِسَانَکَ لِتَعْجَلَ‌ بِهِ»[۳۶] چنین مطلبی را می‌گویم. آنچه پیامبر آشکار فرموده، بـرای همه مردم است، اما‌ آنچه‌ که زبانش را به آن تحریک ننمود، خـداوند امـر فـرمود که آن را تنها به ما اختصاص دهد. از همین رو بود که در میان تمامی صحابی، علی با‌ او‌ نجوا می‌‌نـمود ‌و خـداوند آیه «وَ تَعِیَهَا أُذُنٌ وَاعِیَةٌ»[۳۷]، را نازل کرد. و پیامبر از میان همه اصحابش‌ بـه‌ عـلی فرمود: یا علی، از‌ خدا‌ خواسته‌ام این گوش را، اذن و گوش تو قرار دهد. سپس امام باقر(ع) مـنشأ و ریشه‌های آگاهی امام علی(ع) را مطابق آیات تبیین نموده و می‌فرماید: «از‌ همین‌ رو بود که عـلی(ع)‌ در‌ کوفه فرمود: «علمنی رسـول الله الف بـاب من العلم ینفتح من کل باب الف باب». این همان مکنون علم الهی بود که پیامبر به آن مختص شده بود و پیامبر آن‌ را‌ مخصوص علی قرار داد و همین علم به ما رسیده است و ما آن را به ارث برده‌ایم نه قوم ما».[۳۸]

محتوای الف باب و موضوعات کلی آن

  1. از امـام باقر(ع) نقل‌ شده، وقتی مردی نزد امیرالمؤمنین(ع) حدیث نبوی «انا اقاتل علی التـنزیل و عـلیٌّ یـقاتل علی التاویل؛ کارزار من بر‌ سر‌ تنزیل‌ و علی بر تأویل قرآن است»[۴۱] را که از عـمار یـاسر شنیده‌ بود‌، نقل کرد، حضرت امیر فرمودند:[۴۲] «صدق عمار و رب الكعبة! ان هذه عنده لفـی الف كلمـة تـتبع‌ كل‌ كلمة‌ الف كلمة؛ به خدای کعبه قسم! عمار راست گفت. همانا آن (تأویل‌ قرآن‌) در‌ هزار کلمه نـزد مـن است که از پی هر کلمه‌ای هزار کلمه می‌آید».[۴۳]
  2. حضرت امیر در معرفی تعدادی از افـراد خـائن لشکرشان، با استناد به برخورداری‌ از‌ دانـش الف بـاب به مـعرفی‌ مـاهیت‌ و انـدیشه‌های‌ باطل این گروه‌ پرداخـته‌ است.[۴۴] و....[۴۵]
  • نگاه مجموعی به موارد فوق و مانند آن نشان می‌دهد، انتساب احکام و قضایای ائمه به آبشخور الف باب به عنوان یکی از منابع عـلم خـاص‌ اهل‌ بیت(ع) امری متداول در سیره ایـشان‌ بـه‌ شمار می‌آمده است.[۴۶]
  • از نکات دیگری که روایات به‌ آن‌ اشـاره دارد، آشـکار شدن‌ و ظهور‌ تنها یک باب یا دو باب از آن ابواب برای مردم است.[۴۷] ایـن امـر نیز علاوه بر گستردگی و عظمت‌ این‌ ابواب، نشان‌ از میزان غیر قابل تصور و مقایسه‌ناپذیر بهره‌مندی اهل بیت(ع) از علوم الهی دارد. یونس بن رباط می‌گوید‌ به همراه کامل تمار خدمت امام صادق(ع) رسـیدیم و حـدیث الف باب‌ را‌ بـر‌ حضرت عرضه نمودیم، ایشان صحت آن را تصدیق نمود. سپس من، با اطمینان از صدور حدیث در ‌‌مقام‌ فهم مفاد آن، سـؤال کردم:[۴۸] آیا این ابواب علم برای شیعیان و دوستاران شما‌ آشکار‌ شـده‌ است؟ ایـشان فـرمود: «یک باب یا دو باب آن!» گفتم: فدایت شوم! چرا از هزار هزار‌ باب فضیلت شما تنها یک یا دو بـاب ‌نـقل می‌شود؟ حضرت فرمود: «و ما عسیتُم‌ أن تروُوا من فضلنا‌! ما‌ ترون من فضلنا الا ألفاً غـیر مـعطوفة؛ تـوقع دارید كه شما از فضل ما چه اندازه روایت كنید؟ شما از فضل ما جز یك (حرف) ألف غیر مـتصل (تنها) روایت در دست‌ ندارید. (اشاره به گستردگی فضایل و دانش اهل بیت و انتشار جـزء اندکی از آن میان مردم)».[۴۹]

اندیشه خاتمیت و روایات‌ الف‌ باب‌

  • منشأ و مجرای دانش امام به حلال و حرام الهی، استنباط و اجتهاد شخصی نیست. پیشوایان شیعه با‌ توجه دادن به مبادی معرفتی و لزوم مستند و منقح بـودن احکام و فتاوای صادر شده‌ توسط‌ علما‌، منبع معرفتی و آگاهی خود را مستند به کلمات پیامبر می‌دانند.[۵۰] از این رو، سرچشمه‌ دانـش‌ پیشوایان شـیعه نسبت به احکام را باید در منشأ روشن و تنها مجرای دریافت‌ احکام‌ شـرعی‌، یـعنی رسول خدا جست و جو نمود. این مطلب از آنجا مهم جلوه‌گر می‌شود که با‌ ختم‌ نبوت جـریان نـزول احـکام و شریعت پایان پذیرفته است و از سوی دیگر، امام‌ دارای‌ شان‌ تشریع و تقنین احـکامی جـدید نـیست. با این باور، این سؤال مطرح می‌شود که امام نسبت‌ به‌ پرسش‌های‌ جدید فـقهی و مـسائل جـدید عملی چگونه تعامل می‌‌کند و این پندار را‌ دامن‌ می‌زند که آیا شیعه به مـوضوع خـتم نبوت با نگاهی خدشه انگیز نگاه می‌کند و مکتب تشیّع‌ شؤون‌ پیامبر خاتم را بـه افـرادِ مـعینی پس از ایشان نسبت می‌‌دهد‌. از‌ این رو، متّهم به تزلزل در اعتقاد‌ یقینیِ‌ خاتمیّت‌ است و مفهوم خـاتمیّت در ایـن مکتب مفهومی‌ سست‌ و رقیق شده است. هر چند این سؤال نیازمند بررسی زوایـای گـوناگون آن اسـت‌، اما‌ جنبه‏ای که روایات مطرح کننده‌ الف‌ باب می‌ تواند‌ پاسخ‌گوی‌ این پرسش باشد، دارای اهـمیت اسـت‌؛ زیرا‌ بیان‌گر اعتقاد کامل پیشوایان شیعه به جریان ختم شریعت و بهره‌مندی از پاسـخ‌ ایـن‌ شـبهه است. و از سوی دیگر، نقش‌ این منبع علمی برای‌ ائمه‌ را در فرآیند تبیین خاتمیت‌ و تبیینِ‌ شؤون و وظـایف امـام روشـن می‌نماید. دو کانون اصلی مطرح در روایات شیعی عبارت‌اند از‌: صـحیفه یـا کتاب الجامعه و دانش انتقال یافته با یـادکرد الف بـاب. هـمان گونه که روایات دلالت‌ داشت، یکی از پایـه‌های مـعرفتی دانش‌ الف‌ باب‌، آگاهی‌ یافتن‌ امام به احکام‌ و حلال‌ و حرام الهی با دانـش انـتقال یافته از پیامبر به امام عـلی(ع) اسـت.[۵۱]

نکاتی از روایات "الف باب"

  • روایات الف باب مشتمل بر نکات متعددی است که به برخی از آنها اشاره می‌شود:
  1. از روایات الف باب روشن می‌شود تعلیم پیامبر(ص) به امیرالمؤمنین(ع) تدریجی نبوده بلکه آن حضرت به شکل دفعی و یکباره همه علوم را به امیرمؤمنان(ع) به وراثت آموزش داده است. ایشان در بیماری پایان عمرشان، علی(ع) را فراخواند و در مدت کوتاه هزار حدیث و یا هزار باب و در از دانش را به آن بزرگوار آموخت که هر کدام از آنها خود هزار در را می‌گشاید:[۵۲] «يَفْتَحُ كُلُّ حَدِيثٍ أَلْفَ بَاب»[۵۳]
  2. عدد هزار در این احادیث خواه عدد تعداد باشد یا تکثیر، دلیل بر گسترش فوق‌العاده ابواب علمی است که پیامبر(ص) به حضرت علی(ع) آموخت، و نیز اشاره به آن است که این ابواب مشتمل بر یک سلسله اصول کلی بود که از آنها صدها یا هزاران باب دیگر گشوده می‌شد.[۵۴] روایت اصبغ بن نباته از امیرالمؤمنین(ع) دلالت می‌کند ابواب تعلیمی به آن حضرت، شامل حلال و حرام الهی و آگاهی‌هایی نسبت به گذشته و آینده است.[۵۵] این منبع دانش در کنار کتاب جامعه دو منبع اصلی آگاهی کامل امام از حلال و حرام الهی است.[۵۶] هرچند باید ادعا نمود طبق روایات، تعلیمات پیامبر(ص) به امام علی(ع) منحصر به این امور نبوده بلکه علومی گسترده را شامل می‌شود.[۵۷]
  3. از نکات دیگری که روایات به آن اشاره نموده‌اند، آشکار شدن و ظهور تنها یک باب یا دو باب از آن ابواب است.[۵۸] این امر نیز دلیلی است بر گستردگی و عظمت این ابواب است.[۵۹] ابن عباس که راوی روایت "ألف باب" در چند مورد است،[۶۰] خود در عظمت این دانش و عجز نسبت به درک و فهم آن می‌گوید: «سمعت من علی حدیثاً لم أدر ما وجهه و لم أنکره، سمعته یقول: ان رسول الله(ص) أسر إلیّ فی مرضه فعلّمنی مفتاح ألف باب من العلم یفتح کل باب ألف باب».[۶۱]
  4. درباره اینکه ابواب مترتب بر هر بابی از هزار باب چگونه محقق شده است، چهار دیدگاه مشهور از قدما مطرح است: الف) توسط خود پیامبر اکرم(ص)؛ ب) با تفکر و جستجوی حضرت علی(ع)؛ ج) با تفکر و جستجوی حضرت علی(ع)؛ د) شیوه حکم نمودن را به صورت اجمالی تعلیم داده است[۶۲].[۶۳]

نتیجه‌

پرسش‌های وابسته

جستارهای وابسته

منبع‌شناسی جامع الف باب

منابع

پانویس

  1. ر.ک: شاکر، محمد تقی، پژوهشی در روایات الف باب، مجلۀ علوم حدیث، ش ۶۶، ص۱۵۸.
  2. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۱، ص۲۹۶.
  3. ر.ک: شاکر، محمد تقی، بهرامی، علی رضا، واکاوی نگاه فریقین به احادیث هزار درب دانش، مجلۀ تحقیقات علوم قرآن و حدیث، ش ۱۲، ص۱۳۵؛ محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۶۰۵.
  4. مجلسی، محمد تقی، روضة المتقین، ج 1، ص 186
  5. حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج 1، ص 572
  6. شاکر، محمد تقی، بهرامی، علیرضا، واکاوی نگاه فریقین به احادیث هزار درب دانش، مجلۀ تحقیقات علوم قرآن و حدیث، ش 12، ص 139
  7. صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ج 1، ص 304
  8. شاکر، محمد تقی، بهرامی، علیرضا، واکاوی نگاه فریقین به احادیث هزار درب دانش، مجلۀ تحقیقات علوم قرآن و حدیث، ش 12، ص139
  9. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 1، ص 239
  10. ر.ک. مظفر، محمد حسین، پژوهشی در باب علم امام، ص 79 ـ 82؛ عرفانی، محمد نظیر، بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین، ص 181؛ غلامی، اصغر، آفاق علم امام در الکافی، وبگاه بیان معرفت
  11. ر.ک. ینابیع المودة، ص ۸۸، اصول کافی، ج ۱، ص ۲۹۶ بحارالانوار، ج 40، ص 130
  12. ر.ک. مکارم، ناصر، پیام قرآن، ج 7، ص 242؛ ضیاء آبادی، سید محمد، تفسیر سورۀ ابراهیم، ص 249 ـ 253؛ مصباح یزدی، محمد تقی، آموزش عقاید، ص 322؛ مطهری، منصف علی، علم ائمه از نظر عقل و نقل، ص 64
  13. فیض کاشانی، الوافی، ج ۲، ص ۳۲۲ ـ ۳۲۴
  14. ر.ک. شاکر، محمد تقی، بهرامی، علیرضا، واکاوی نگاه فریقین به احادیث هزار درب دانش، تحقیقات علوم قرآن و حدیث، ش 26، ص 142
  15. سورۀ قیامت، آیۀ 16
  16. سوره حاقه، آیه۱۲
  17. فیض کاشانی، الوافی، ج ۳، ص ۷۷۵ ـ ۷۷۶
  18. ر.ک. شاکر، محمد تقی، بهرامی، علیرضا، واکاوی نگاه فریقین به احادیث هزار درب دانش، تحقیقات علوم قرآن و حدیث، ش 26، ص 142
  19. ابن بابویه، محمد بن علی، خصال، ج ۲، ص ۶۴۳، ح ۲۳
  20. ر.ک. شاکر، محمد تقی، بهرامی، علیرضا، واکاوی نگاه فریقین به احادیث هزار درب دانش، تحقیقات علوم قرآن و حدیث، ش 26، ص 142
  21. مؤید این گفتار روایاتی است که در آن راوی از بهره‌مندی عامه از دانش‌ پیامبر سؤال‌ می‌کند و پیشوایان شیعه با تأیید کلی آن، به این تفاوت توجه می‌دهند که اصول‌ و مبانی‌ و فصل الخطاب دانش در نزد ایشان است و آنچه نزد دیگران است پراکنده و جزئی‌ از‌ دانش‌ پیامبر است؛ به عنوان نمونه، حضرت می‌فرماید: «عندنا‌ اهل البیت اصول العـلم و عـراه و ضیائه و اواخیه»؛ ر.ک: بصائر الدرجات، باب نوزدهم، ص۳۶۳ و ۳۶۴؛ الاختصاص، ص۳۰۸.
  22. شیخ صدوق، محمد بن علی، الخصال، ج۱، ص۱۲۱‌، ح۱۱۳‌.
  23. «إِنَّ فِی صَدْرِی هَذَا لَعِلْماً جَمّاً عَلَّمَنِیهِ رَسُولُ اللَّهِ صلَوْ أَجِدُ لَهُ حَفَظَةً یَرْعَوْنَهُ حَقَّ رِعَایَتِهِ وَ یَرْوُونَهُ عَنِّی کَمَا یَسْمَعُونَهُ مِنِّی إِذاً أَوْدَعْتُهُمْ بَعْضَهُ فَیَعْلَمُ بِهِ کَثِیراً مِنَ الْعِلْمِ إِنَّ الْعِلْمَ مِفْتَاحُ کُلِّ بَابٍ وَ کُلُّ بَابٍ یَفْتَحُ أَلْفَ بَابٍ»؛ بصائر الدرجات، ص۳۰۵، ح ۱۲؛ خصال، ج ۲، ص۶۴۶، ح ۲۹.
  24. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۱، ص۲۳۸.
  25. شاکر، محمد تقی، پژوهشی در روایات الف باب، مجلۀ علوم حدیث، ش ۶۶، ص۱۶۴ ـ ۱۶۶.
  26. کافی، ج 1، ص 296 و 297؛ بصائر الدرجات، ص 313، ح 1 و ح 2 و ح 3؛ خصال، ج 2، ص 643، ح 21؛ ج 2، ص 652 و 649 و 647
  27. شاکر، محمدتقی، پژوهشی در روایات الف باب، مجلۀ علوم حدیث، ش 66، ص 167
  28. خصال، ج 2، ص 643، ح 21؛ بصائر الدرجات، ص 313، ح 1 و 2
  29. شاکر، محمدتقی، پژوهشی در روایات الف باب، مجلۀ علوم حدیث، ش 66، ص 168
  30. کافی، ج 8، ص 146؛ بصائر الدرجات، ص 313، ح 1، 2 و ح 3؛ بصائر الدرجات، ص 304، ح 8؛ خصال، ج 2، ص 643، ح 21؛ خصال، ج 2، ص 647
  31. شاکر، محمدتقی، پژوهشی در روایات الف باب، مجلۀ علوم حدیث، ش 66، ص 168
  32. خصال، ج 2، ص 648، ح 37
  33. بصائر الدرجات، ص 308، ح 6
  34. شاکر، محمدتقی، پژوهشی در روایات الف باب، مجلۀ علوم حدیث، ش 66، ص 168
  35. دلائل الامامة، ص 105 و 104
  36. سورۀ قیامت، آیۀ 16
  37. سورۀ حاقه، آیۀ 12
  38. شاکر، محمدتقی، پژوهشی در روایات الف باب، مجلۀ علوم حدیث، ش 66، ص 168
  39. خصال، ج 2، ص 647، ح 30
  40. شاکر، محمدتقی، پژوهشی در روایات الف باب، مجلۀ علوم حدیث، ش 66، ص 169
  41. بصائرالدرجات، ج 1، ص 309
  42. خصال، ج 2، ص 650
  43. شاکر، محمدتقی، پژوهشی در روایات الف باب، مجلۀ علوم حدیث، ش 66، ص 170
  44. الخـرائج و الجـرائح، ج 2، ص 746؛ خصال، ج 644، ح 26؛ بصائر الدرجات، ص 306، ح 15
  45. ر.ک. بصائر الدرجات، ص 358، ح 14؛ کتاب سلیم، ج 2، ص 801، ح 30
  46. شاکر، محمدتقی، پژوهشی در روایات الف باب، مجلۀ علوم حدیث، ش 66، ص 171
  47. خصال، ج 2، ص 650، ح 42، ج 2، ص645، ح 25
  48. خصال، ج 2، ص 648، ح 37
  49. شاکر، محمدتقی، پژوهشی در روایات الف باب، مجلۀ علوم حدیث، ش 66، ص 172
  50. به عنوان نمونه ر. ک: الاختصاص‌، ص 313‌
  51. شاکر، محمدتقی، پژوهشی در روایات الف باب، مجلۀ علوم حدیث، ش 66، ص 172
  52. صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ج 1، ص 313
  53. ر.ک. طباطبایی، سید محمد حسین، در محضر علامه طباطبایی، مرکز اطلاع رسانی غدیر؛ نجارزادگان، فتح الله، شاکر، محمد تقی، محمدی احمدآبادی، حسن، ظاهر و باطن قرآن و مبادی آگاهی امام از آن، فصلنامه معارف قرآنی، ش 14، ص 48
  54. ر.ک. ضیاء آبادی، سید محمد، تفسیر سورۀ ابراهیم، ص 249 ـ 253
  55. ابن‌بابویه، محمد بن علی، الأمالی، ج ۲، ص ۶۴۷
  56. ر.ک. نجارزادگان، فتح الله، شاکر، محمد تقی، محمدی احمدآبادی، حسن، ظاهر و باطن قرآن و مبادی آگاهی امام از آن، فصلنامه معارف قرآنی، ش 14، ص 48
  57. ر.ک. شاکر، محمد تقی، منابع علم امام در قرآن، فصلنامه امامت پژوهی، ش 6، ص 175 ـ 177
  58. ابن بابویه، همان، ص۶۴۵ و ۶۵۰؛ صفار، همان، ۳۰۷ و ۳۰۸
  59. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱، ص ۲۹۷
  60. نباطی، صراط المستقيم، ج۲، ص۱۵۱
  61. سلیم بن قیس، كتاب سليم بن قيس، ص۸۰۱
  62. نباطی، صراط المستقيم، ج ۳، ص ۲۰۹
  63. ر.ک. شاکر، محمد تقی، منابع علم امام در قرآن، فصلنامه امامت پژوهی، ش 6، ص 175 ـ 177
  64. شاکر، محمدتقی، پژوهشی در روایات الف باب، مجلۀ علوم حدیث، ش 66، ص 179