سیره سیاسی پیامبر خاتم
این مدخل از زیرشاخههای بحث پیامبر خاتم است. "سیره سیاسی پیامبر خاتم" از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:
سیره سیاسی پیامبر خاتم در قرآن - سیره سیاسی پیامبر خاتم در حدیث - سیره سیاسی پیامبر خاتم در کلام اسلامی - سیره سیاسی پیامبر خاتم در تاریخ اسلام
در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل پیامبر خاتم (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
مقدمه
از مواردی که میتوان به عنوان نمونه از سیرههای سیاسی پیامبر خاتم(ص) نام برد موارد زیر است:
- واجد بودن شرایط رهبری: پیامبر(ص) تمام شرایط رهبری را در حد کمال داشت: حس تشخیص، قاطعیت، عدم تردید و دو دلی، شهامت، اقدام و بیم نداشتن از عواقب احتمالی، پیشبینی و دوراندیشی، تحمل انتقادها، شناخت افراد و تواناییهای آنان و تفویض اختیارات در خور تواناییها، نرمی در مسائل فردی و صلابت در مسائل اصولی، شخصیت دادن به پیروان و به حساب آوردن آنان و پرورش استعدادهای عقلی و عاطفی و عملی آنها، پرهیز از استبداد و میل به اطاعت کورکورانه، تواضع و فروتنی، سادگی، وقار و متانت، علاقه شدید به سازمان و تشکیلات برای شکل دادن و انتظام دادن به نیروهای انسانی. میگفت: "اگر سه نفر با هم مسافرت میکنید، یک نفرتان را بهعنوان رئیس و فرمانده انتخاب کنید". در دستگاه خود در مدینه تشکیلات خاص ترتیب داد؛ از آن جمله جمعی دبیر بهوجود آورد و هر دستهای کار مخصوصی داشتند: برخی کاتب وحی بودند و قرآن را مینوشتند، برخی متصدی نامههای خصوصی بودند، برخی عقود و معاملات مردم را ثبت میکردند، برخی دفاتر صدقات و مالیات را مینوشتند، برخی مسئول عهدنامهها و پیماننامهها بودند. در کتب تواریخ همه اینها ضبط شده است.
- رهبری و مدیریت و مشورت: با اینکه فرمانش میان اصحاب بیدرنگ اجرا میشد و آنها مکرر میگفتند: چون به تو ایمان قاطع داریم، اگر فرمان دهی که خود را در دریا غرق کنیم و یا در آتش بیفکنیم میکنیم، او هرگز به روش مستبدان رفتار نمیکرد. در کارهایی که از طرف خدا دستور نرسیده بود، با اصحاب مشورت میکرد و نظر آنها را محترم میشمرد و از این راه به آنها شخصیت میداد. در بدر مسئله اقدام به جنگ، همچنین تعیین محل اردوگاه و نحوه رفتار با اسرای جنگی را به شور گذاشت. در احد نیز درباره اینکه شهر مدینه را اردوگاه قرار دهند و یا اردو را به خارج ببرند، به مشورت پرداخت. در جنگهای احزاب و تبوک نیز با اصحاب به شور پرداخت.
- ظرفیت شنیدن انتقاد و تنفر از مداحی و چاپلوسی: او گاهی با اعتراض برخی یاران مواجه میشد؛ اما بدون آنکه درشتی کند نظرشان را به آنچه خود تصمیم گرفته بود، جلب و موافق میکرد. از شنیدن مداحی و چاپلوسی بیزار بود، میگفت: «به چهره مداحان و چاپلوسان خاک بپاشید. محکمکاری را دوست داشت. مایل بود کاری که انجام میدهد متقن و محکم باشد تا آنجا که وقتی یار مخلصش سعد بن معاذ از دنیا رفت و او را در قبر نهادند، او با دست خویش سنگها و خشتهای او را جابهجا و محکم کرد و آنگاه گفت: من میدانم که طولی نمیکشد همه اینها خراب میشود، اما خداوند دوست میدارد که هرگاه بندهای کاری انجام میدهد آن را محکم و متقن انجام دهد[۱].
- نظم و انضباط: نظم و انضباط بر کارهایش حکمفرما بود. اوقات خویش را تقسیم میکرد و به این عمل توصیه میکرد. اصحابش تحت تأثیر نفوذ او دقیقاً انضباط را رعایت میکردند. برخی تصمیمات را لازم میشمرد آشکار نکند و نمیکرد، مبادا که دشمن از آن آگاه شود. یارانش تصمیماتش را بدون چون و چرا به کار میبستند؛ مثلاً فرمان میداد آماده باشید، فردا حرکت کنیم؛ همه به طرفی که او فرمان میداد همراهش روانه میشدند، بدون آنکه از مقصد نهایی آگاه باشند و در لحظات آخر آگاه میشدند. گاه به عدهای دستور میداد به طرفی حرکت کنند و نامهای به فرمانده آنها میداد و میگفت: بعد از چند روز که به فلان نقطه رسیدی نامه را باز کن و دستور را اجرا کن. آنها چنین میکردند و پیش از رسیدن به آن نقطه نمیدانستند مقصد نهایی کجاست و برای چه مأموریتی میروند؛ بدین ترتیب دشمن و جاسوسهای دشمن را بیخبر میگذاشت و احیاناً آنها را غافلگیر میکرد[۲].[۳]
جستارهای وابسته
- سیره اخلاقی پیامبر خاتم
- سیره عرفانی پیامبر خاتم
- سیره فردی پیامبر خاتم (سیره شخصی پیامبر خاتم)
- سیره خانوادگی پیامبر خاتم
- سیره اجتماعی پیامبر خاتم
- سیره عبادی پیامبر خاتم (سیره معنوی پیامبر خاتم)
- سیره اقتصادی پیامبر خاتم
- سیره فرهنگی پیامبر خاتم
- سیره علمی پیامبر خاتم
- سیره آموزشی پیامبر خاتم
- سیره تبلیغی پیامبر خاتم
- سیره نگارشی پیامبر خاتم
- سیره تربیتی پیامبر خاتم
- سیره مدیریتی پیامبر خاتم
- سیره سیاسی پیامبر خاتم
- سیره قضایی پیامبر خاتم
- سیره امنیتی پیامبر خاتم (سیره حفاظتی پیامبر خاتم و سیره اطلاعاتی پیامبر خاتم)
- سیره نظامی پیامبر خاتم
منابع
پانویس
- ↑ محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۲۲، ص۱۰۷.
- ↑ مطهری، مرتضی، وحی و نبوت، مجموعه آثار، ج ۲، صص ۲۵۹ و ۲۶۰.
- ↑ پورامینی، محمد باقر، پیامبر اسلام؛ چلچراغ حکمت، صفحه ۴۵ تا ۷۳.