اثبات ضرورت نبوت در کلام اسلامی
ضرورت نبوت به معنای ضروری بودنِ وجودِ پیامبر از طرف خدا برای تعالیم همۀ شؤون حیات بشر اعم از زندگی دنیوی و اخروی است و این ضرورت با دلایل عقلی مانند برهان لطف، برهان حکمت و هدایت قابل اثبات است.
ضرورت نبوت
ضرورت نبوت به معنای ضروری بودنِ وجودِ پیامآور از طرف خدا و واسطۀ بین انسان و خداست و این ضرورت نیازمند دلیل است. ضرورت نبوت و بعثت پیامبران با دلایل عقلی و نقلی مورد تأکید قرار گرفته است.
دلایل عقلی ضرورت نبوت
برخی از دلایل عقلی ضرورت نبوت عبارتاند از:
- برهان لطف: لطف در اصطلاح متکلمان عبارت است از فعلی که مکلف به سبب آن با اختیار خویش طاعت را انجام میدهد و معصیت را ترک میکند و اگر آن فعل انسان را به طاعت نزدیک کند، لطف مقرب و اگر فراهم آورنده و تحصیل کنندۀ تکلیف باشد، لطف محصل است. انبیا با بیان زشتی و زیبایی افعال و احوال قیامت، بندگان را با حفظ اختیار به اطاعت خدا نزدیک و از معصیت او دور میسازند؛ لذا بعثت انبیا لطفی است که عقلاً بر خداوند واجب است و لطف، صفت خداوند است که با ایجاد انگیزه در مکلف باعث انجام یافتن تکلیف میشود. شرایط وجوب لطف عبارت است از: اولاً، قدرت بر انجام دادن تکلیف، وابسته به آن لطف نباشد، چون قدرت از شرایط تکلیف است و ثانیاً، به اجبار مکلف منتهی نشود؛ چون اختیار نیز از شرایط تکلیف است، پس بعثت پیامبران برای بیان احکامی که تأکید بر احکام عقلی است، لطف محسوب میشود ولی برای بیان احکامی که عقل به صورت مستقل توان درک آنها را ندارد، مصداق لطف به شمار نمیآید و بعثت پیامبران از باب حکمت الهی، ضرورت پیدا میکند[۱].
- برهان حکمت: هدف از آفرینش انسان رسیدن به کمال از راه انجام دادن افعال اختیاری است؛ لذا مسیر زندگی بشر، دو سویه قرار داده شده تا زمینۀ انتخاب و گزینش برای وی فراهم شود و طبعاً یک راه آن هم به سوی شقاوت و عذاب خواهد بود که بالتّبع و نه بالاصاله مورد ارادۀ الهی واقع میشود و برای رسیدن به کمال نیز شناختهای عقلی و حسی برای تشخیص راه کمال کافی نیست، پس راهی دیگر برای رسیدن به تکامل لازم است و آن وحی و بعثت پیامبران است[۲].
- برهان هدایت: براساس برهان هدایت علاوه بر نظم و هماهنگی موجود در جهان خلقت در هر موجودی، نوعی جاذبه وجود دارد که زندگی آن را به مقصد معلوم هدایت میکند و این هدایت از وجود غرض و هدف در خلقت هر موجودی خبر میدهد و هدایت هر چیزی مناسب با تجهیزات و استعدادهای وجود اوست و چون انسان موجودی است که همچون صدف، گوهری گرانقدر را در خود جای داده است، پس هدایتی میطلبد که با اختیار او تناسب داشته و او را به سعادت ابدی برساند؛ زیرا به دلیل خطاپذیری عقل انسان برای تشخیص اعتقادات درست از نادرست به کسی برتر از خود نیازمند است. بنابراین خداوند موضوع فرستادن انبیا که مهمترین نقش را در تکامل انسان در جنبههای مادی و معنوی دارند، نادیده نگرفته است[۳].[۴]
- زندگی اجتماعی: انسانها به گونه ای خلق شدهاند که به زندگی اجتماعی نیازمندند، ولی از اجرای قوانین به دلیل غریزۀ خودخواهی و جلب منافع از حفظ جامعه ناتوانند؛ زیرا تنها خداوند متعال به تمام حقیقت انسان و اسرار و رمزهای آفرینش او آگاه است[۵]، بنابراین باید انسانی باشد که به مرتبه ای از کمال رسیده باشد تا مورد وحی الهی واقع شود و به معجزات، توانا و به جهت پیوستگی با خدا، دانای اسرار باشد و راه سعادت در دنیا و آخرت را به بشر نشان دهد[۶].
- غرض و حکمت از خلقت، معرفت، عبادت و بندگی خداوند بوده است: ﴿وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ﴾[۷]. و این بر تعیین واسطهای بین خلق و خالق وابسته است تا طریق بندگی و عبادت خداوند را به آنها یاد دهد و این امر بدون تعیین واسطه ممکن نیست؛ چراکه خدا در نهایت کمال، و انسان نهایت نقص است خدا خود به این مطلب اشاره کرده است که: ﴿وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْيًا أَوْ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاءُ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ﴾[۸]. چنین واسطهای حتماً باید انسان برگزیدهای به امر خداوند باشد که از جنس بشر است ولی در اوج بندگی خداوند قرار دارد. خدای متعال در قرآن به رسول گرامی اسلام چنین میفرماید: ﴿قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ﴾[۹].[۱۰]
- اینکه انسان اشرف مخلوقات است و و بیهوده آفریده نشده بلکه هیچ تردیدی نیست که مکلف به انجام تکالیف و اوامر و نواهی است و بر خدا لازم است که این تکالیف را به انسان، اعلام و او را آگاه کند؛ زیرا هیچ عقلی مستقلاً و بدون واسطه وحی قادر به درک و تشخصی این تکالیف نیست و همه افراد مکلف هم قابلیت دریافت و تلقی وحی را از جانب خداوند ندارند؛ به همین دلیل بر خداوند لازم است کسانی را به سوی انسانها بفرستد تا این تکالیف را به آنها اعلام کنند[۱۱].
- تزکیه و تنبیه؛ مسلماً غرض از ارسال پیامبران تنها تعلیم نیست، بلکه یکی از اهداف انبیا تزکیه است و خداوند از میان بندگان خود افرادی را که از هر نظر صالح و کامل و ممتاز هستند، برمیگزیند؛ بهطوریکه هستند و مردم را با اعمال و رفتار خود به سوی سعادت و کمال سوق میدهند و روشن است که این هدف به صرف نزول کتب آسمانی و یا نزول آن بر غیر پیامبران مثلاً بر ملائکه و یا افرادی غیر از انسان محقق نمیشد؛ چراکه در این صورت مردم اسوهای در بین خود نمیدیدند تا خود را به آن هدف بالا برسانند و یا اینکه گمان میکردند طهارت و تزکیه مربوط به ملائکه است و آنها قادر نیستند خود را تزکیه کنند[۱۲].
- ارشاد و راهنمایی به مصالح و منافع دنیا و آخرت حاصل نمیشود مگر با ارسال پیامبران و شرایع آنها؛ چراکه درک عقل محدود است و نمیتواند همه مصالح و منافع انسانی را درک کند و تجربیات به دست آمده از بشر نیز همین مطلب را اثبات میکند. همچنین، نیاز انسان فقط در امور مادی محسوس نیست و اینکه معمولاً عالم فرا مادی نیز صرفاً با عقل و حس درک نمیشود و عقل و حس به تنهایی قادر نیست برنامهای را برای سیر انسان به سوی سعادت در دنیا و آخرت ترسیم کند. بنابراین، بعثت و ارسال انبیا ضروری است تا مردم را به سوی مصالح و منافع آنها در دنیا و آخرت راهنمایی کنند[۱۳].
- برای ایجاد اصلاح امور اجتماعی؛ بهطوریکه گاهی برای مقابله با مفاسد اجتماعی و ریشهکن کردن آنها به فرستادگان الهی نیاز هست تا مردم را به سوی اقامه عدل و داد، دعوت و از مظلومان و محرومان دفاع کنند؛ چراکه فقط با نزول کتاب آسمانی و بدون مجاهده و قیام در مقابل مفاسد اجتماعی این کار ممکن نیست و برای اصلاح امور دنیوی نیز بعثت انبیا ضروری است همچنین، طبیعت انسان زندگی اجتماعی است و نوع انسانی در امور معاش و زندگی خود به یکدیگر نیازمند هستند و شکی نیست که هر یک از انسانها به تنهایی نمیتواند همه امور تأمین زندگی خود را از قبیل خوراک، تهیه پوشاک و غیره به دست گیرد، بلکه لازم است هر یک کاری انجام دهند و به همین دلیل است که داد و ستدها و معاملات و امور نکاح و جرم و جزاء شکل میگیرد و در بیشتر اوقات اگر در میان آنها قانون و سنتی نباشد که در وقت نزاع و کشمکش به آنها رجوع کنند این کار موجب درگیری و هرج و مرج میشود و چه با جنگ و خونریزی پدید آید؛ بنابراین لازم است قاعده و قانونی در میان آنها باشد تا در وقت نزاع به آن مراجعه کنند و این قانون باید بر پایه عدل باشد و فرد آگاه به مصالح و مفاسد نوع انسانی آن را وضع کرده باشد و کسی نیست مگر خداوند که شریعت خود را به همراه پیامبران بر مردم نازل کرده است[۱۴].[۱۵]
دیدگاه ابن قبه رازی درباره ضرورت نبوت
ابن قبه رازی بعثت انبیای الهی را واجب و وجوب آن را بر اساس عقل میدانسته است. در این باره گزارش صریحی از ابن قبه رازی در دست نیست؛ ولی او نبوت را به حکمت الهی بازگردانده است؛ به این بیان که خداوند حکیم است و هدف از خلقت سعادت انسانهاست، از سوی دیگر انسان به اتکای عقل نمیتواند به هدایت دست یابد و در هر دورهای نیازمند به انسان کامل است[۱۶]؛ از اینرو ارسال رُسل بر خداوند واجب است[۱۷].
تقریر مرحوم فاضل مقداد و علامه حلّی
ادّله متکلّمین و فلاسفه اسلامی در اثبات ضرورت نبوّت عامّه و نیز وجود امام زنده در همه زمانها، به یک مبنای مشترک باز میگردد که طیّ برهانهای عقلی دیگر این کتاب، با تفصیل بیشتری مورد اشاره قرارگرفته. در اینجا، تنها به بیان دو متکلّم شهیر شیعه، جناب فاضل مقداد و علامه حلّی اشاره میگردد.
تقریر مرحوم فاضل مقداد
فاضل مقداد در اثبات حسن عقلی بعثت انبیاء الهی(ع)، سه دلیل را برمیشمرد. این دلایل، به هدایت عقول انسانی به عالم ملکوت و صفات آن اشاره مینماید: "الأولی: متعاضدة العقل فی أحکامه، کتوحید الله تعالی و قدرته و علمه، فإن تعاضد الأدلة یفید النفس طمأنینة. الثانیة: أن مالایستقل العقل بمعرفة حسنه و قبحه یعرف من النبی. الثالثة: تعریفنا کیفیات الشرع التی لاتهتدی العقول إلیها، و کذا کیفیات شکر المنعم الذی یقضی العقل بوجوبه لابکیفیته"[۱۸].[۱۹]
تقریر علامه حلّی
محقق طوسی، در اثبات ضرورت نبوت عامه مینویسد: "البعثة حسنة لاشتمالها علی فوائد، کمعاضدة العقل فیما یدل علیه و استفاده الحکم فیمالایدل... والإخبار بالعقاب و الثواب، فیحصل اللطف للمکلف"[۲۰].
علامه حلّی در شرح بیان محقق طوسی، بیان مبسوطی در توضیح هریک از فقرات ایشان دارد، که عیناً در اثبات ضرورت امامت عامه نیز به کار میرود؛ از آن جمله میفرماید: "منها (من ادله حس البعثه): أن یعتضاد العقل بالنقل فیما یدل العقل علیه من الأحکام، کوحدة الصانع و غیرها، و أن یستفاد الحکم من البعثة فیما لا یدل العقل علیه، کالشرائع و غیرها من مسائل الأصول. منها: أن أشخاص البشر متفاوتة فی إدراک الکمالات و تحصیل المعارف و اقتناء الفضائل، فبعضهم مستغن عن معاون لقوة نفسه و کمال إدراکه و شدة استعداده للاتصال بالأمور العالیة و بعضهم عاجز عن ذلک بالکلیة و بعضهم متوسط الحال و تتفاوت مراتب الکمال فی هذه المرتبة بحسب قربها من أحد الطرفین و بعدها عن الآخر و فائدة النبی تکمیل الناقص من أشخاص النوع بحسب استعداداتهم المختلفة فی الزیادة و النقصان. منها: أن الأنبیاء(ع) یعرفون الثواب و العقاب علی الطاعة و ترکها، فیحصل للمکلف اللطف ببعثتهم، فتجب بعثتهم لهذه الفوائد"[۲۱].[۲۲]
ضرورت بعثت پیامبران
یکی از پرسشهای مطرح شده درباره پیامبران الهی این است که آیا برانگیخته و فرستاده شدن پیامبران به سوی مردم لازم و واجب بوده یا نه، و اگر لازم و ضروری بوده چه عواملی موجب ضرورت و بایستگی آن شده است.
متکلمان اسلامی درباره وجوب و ضرورت بعثت پیامبراناختلاف نظر دارند: اشاعره، یکی از فرقههای مشهور کلامی اهل سنت، آن را واجب ندانسته، اما فرقه دیگر؛ یعنی معتزله هماهنگ با شیعه آن را واجب دانسته شیعه هم معتقد است که «بعثت پیامبران امری ضروری است و مردم به فرستاده شدن پیامبران به امر الهی نیاز دارند بعثت پیامبران بر خداوند عقلاً واجب است»[۲۳].
جستارهای وابسته
- پیامبر (نبی)
- نبوت در قرآن
- نبوت در حدیث
- نبوت در کلام اسلامی
- نبوت در حکمت اسلامی
- نبوت در عرفان اسلامی
- نبوت در فلسفه دین
- نبوت از دیدگاه بروندینی
- نبوت مطلق
- نبوت مقید
- نبوت خاصه
- نبوت عامه
- نبوت تشريعى
- نبوت تبلیغی
- شؤون نبوت
- کارکردهای نبوت
- تکثر نبوت
- اهداف نبوت
- اثبات نبوت
- مقام نبوت
- درجه نبوت
- فلسفه بعثت
- وجوب بعثت
- نبوت زن
- نبوت مشترکه
- اتصال نبوت ها
- اجتبای نبوت
- ادعای نبوت
- انقطاع نبوت
- آیات نبوت
- احادیث نبوت
- بقای نبوت
- تجدید نبوت
- تعلیم غیبی به غیر نبی
- احکام نبوت
- خصایص نبوت
- ضروریات نبوت
- ضرورت نبوت
- قدم نبوت
- کمال نبوت
- ختم نبوت
- مدعی نبوت
- فعل پیامبر
- ويژگی پیامبر
- مقامهای پیامبر
- نبوت برادران یوسف پیامبر
- معجزه
- وحی
- ولایت
- نبوغ عقلی
منابع
پانویس
- ↑ ر.ک: خسروپناه، عبدالحسین، کلام نوین اسلامی، ص۶۰ ـ ۶۲؛ سعیدی مهر، محمد، آموزش کلام اسلامی ج۲، ص۲۳ ـ ۲۴.
- ↑ ر.ک: مصباح یزدی، محمد تقی آموزش عقاید، ص۷۷؛ خسروپناه، عبدالحسین، کلام نوین اسلامی، ص۶۳ ـ ۶۵.
- ↑ الهیات شفا، ص۵۵۷.
- ↑ ر.ک: خسروپناه، عبدالحسین، کلام نوین اسلامی، ص۸۵ ـ ۸۶؛ فرهنگ شیعه، ص۱۵۹ـ۱۶۱.
- ↑ الهیات شفا، ص۴۴۱ـ۴۴۲؛ النجاة، ص۳۰۸ـ۳۰۳.
- ↑ ر.ک: خسروپناه، عبدالحسین، کلام نوین اسلامی، ص۷۵ ـ ۷۶.
- ↑ «و پریان و آدمیان را نیافریدم جز برای آنکه مرا بپرستند» سوره ذاریات، آیه ۵۶.
- ↑ «و هیچ بشری نسزد که خداوند با او سخن گوید مگر با وحی یا از فراسوی پردهای یا فرستادهای فرستد که به اذن او آنچه میخواهد وحی کند؛ بیگمان او فرازمندی فرزانه است» سوره شوری، آیه ۵۱.
- ↑ «بگو: جز این نیست که من هم بشری چون شمایم» سوره کهف، آیه ۱۱۰.
- ↑ شبر، سید عبدالله، حق الیقین فی معرفة اصول الدین، ص۱۲۱.
- ↑ نراقی، مهدی، انیس الموحدین، ص۷۳.
- ↑ خزاری، محسن، بدایة المعارف الالهیه فی شرح عقاید الامامیه، ص۲۲۶.
- ↑ خزاری، محسن، بدایة المعارف الالهیه فی شرح عقاید الامامیه، ص۲۲۴؛ نراقی، مهدی، انیس الموحدین، ص۷۱.
- ↑ نراقی، مهدی، انیس الموحدین، ص۷۳؛ فیض کاشانی، ملامحسن، علم الیقین فی اصول الدین، ص۳۳۸.
- ↑ فتاحی اردکانی، محسن، مقاله «ضرورت بعثت پیامبران»، فرهنگنامه کلام اسلامی، ص۲۷۸.
- ↑ ر.ک: ابن قبه رازی، المسألة المفردة فی الإمامه، ص۶۱.
- ↑ میرزایی، عباس، ابن قبه رازی، ص۱۳۲.
- ↑ اللوامع الإلهیة فی المباحث الکلامیة، ص۲۴۰.
- ↑ فیاضبخش، محمد تقی و محسنی، فرید، ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲، ص۲۴۶.
- ↑ تجرید الاعتقاد، ص۲۱۱.
- ↑ کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، ص۳۴۶.
- ↑ فیاضبخش، محمد تقی و محسنی، فرید، ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲، ص۲۴۶.
- ↑ مجلسی، محمدباقر، حق الیقین، ص۲۹.