سیره فرهنگی امام سجاد
امام سجاد(ع) در فروپاشی ارزشهای اخلاقی
حدود سالهای۸۰ و ۹۰ (ه. ق) هر وقت خلیفه اموی در شام دلش تنگ میشد و هوس غنا میکرد و خواننده و نوازنده برجستهای میخواست، کسی را از مدینه یا مکه که مرکز خوانندهها و نوزاندههای معروف و مغنّیها و خنیاگران برجسته بود برای او میبردند. بدترین و هرزهسراترین شعرا در مکه و مدینه بودند، مهبط وحی الهی و زادگاه اسلام مرکز فحشا و فساد شده بود. خوب است ما این حقایق تلخ را درباره مکه و مدینه بدانیم، در مکه شاعری بود به نام عمرو بن ابی ربیعه، یکی از شعرای عریانگو و بیپرده و هرزه، البته در اوج قدرت و هنر شعری. داستانهای او و این که این قبیل شعرا چه میکردند یک فصل غمباری دارد، شعر: بدالي منها معصم حين جمرت *** و كفّ خضيب زينت بنبان والله ما ادري و اين كنت داريا *** بسبع رمين الجمر ام بثمان
راوی میگوید: وقتی این عمرو بن ابی ربیعه مُرد، در مدینه عزای عمومی شد و در کوچههای مدینه مردم میگریستند. هر جا میرفتی مجموعهای از جوانان نشسته بودند و بر مرگ عمرو بن ابی ربیعه تأسف میخوردند. کنیزکی را دیدم که دنبال کاری میرود و همینطور اشک میریزد و گریه و زاری میکند تا رسید به جمعی از جوانان، گفتند: چرا اینقدر گریه میکنی؟ گفت: بخاطر اینکه این مرد از دنیا رفت! یکی گفت: غصه مخور شاعر دیگری در مکه هست به نام حارث بن خالد مخزومی او هم مثل عمرو بن ابی ربیعه شعر میگوید و یکی از شعرهای او را خواند. وقتی کنیزک این شعر را شنید، اشکهای خود را پاک کرد و گفت: الحمد لله الذي لم يخل حرمه «خدا را شکر که حرمش را خالی نگذاشت»[۱]. ابوالفرج اصفهانی در کتاب الاغانی مینویسد: بزرگترین خوانندهها، نوازندهها، عیاشها و عشرتکدهها یا از مکه بودند یا از مدینه که هرگاه خلیفه اموی در شام دلش تنگ میشد و هوس غنا میکرد و خواننده و نوازنده برجستهای میخواست کسی را از مکه یا مدینه که مرکز مغنیهای برجسته بود، برای او میبردند[۲].
در باب انحرافات اخلاقی حکام اموی در عصر امام سجاد(ع) آمده است: كانت تقام في يثرب حفلات الغنا و الرقص و ربما كانت مختلطة بين النساء و الرجال و لم توضع بينهما ستر «در مدینه محافل غنا و رقص برپا میشد و چه بسیار این پایکوبیها مختلط بودند و زن و مرد قاطی هم و بین آنها پرده نمیانداختند»[۳].
هدف از این پردهدری و بیحرمتی در مدینه منوره این بود که قلب رسول الله را نشانه گرفته بودند، آنها بنا داشتند در مقابل نبوت و وحی بایستند و حریمشکنی کنند تا این حرمتشکنی در نسلهای بعد نهادینه شود[۴].
اقدامات مؤثر امام در فرهنگسازی
تقیّه با لسان دعا
تقیّه کتمان حقایق نیست، بلکه بیان حقایق است با شگردی که از آسیب به دور باشد. در خفقان حاکمیت مروانیان، امام سجاد(ع) به حکم امامت باید در تنویر افکار و افشای حقایق نقش ایفا کند و از طرف دیگر امکان تحقق و نهضت و قیام کاملاً منتفی است و مردم اغفال شده سر سفره خلفا میلولند و قلیل متدینین خون دل میخورند. امام برای روشن کردن افکار امت اسلامی روش ابتکاری نوینی را در پیش گرفت، یعنی در قالب دعا حقایق را بیان میکرد.
دعا به دو شکل قابل تصور است: ۱-دعا، یعنی ارتباط شخصی با پروردگار برقرار کردن، راز و نیاز و نجوای دل از یک انسان منزوی و گوشهنشین که به دنبال صفای دل میباشد و از پشت دیوار خانهاش غافل و بیخبر است. امواج فتنههای اخلاقی و سیاسی جامعه را رها کرده به تنهایی به خدا پناه برده، از دردهای اجتماعی فاصله گرفته به فکر نجات آخرت خویش است. ادعیه وارده را میخواند، نمازهای اول وقت را ممارست دارد و چون عابد زاهدی از خلق بریده به خالق پیوسته است.
دعایی که از خلق جدا نیست، بلکه نیازهایش از پروردگار، نیازهای جامعه است، دعای او هدایت و نورانیت فکر جمعی است. خود را از مردم جدا نکرده بلکه جامعه را در دعای خود جمع کرده است. دعا فقط برای شب اول قبرش نیست، دعا برای توحیدی زیستن و توحیدی مردن و قطع دست هر کسی است که توحیدی عمل نمیکند. دردهای جامعه در مضامین دعایش گنجانیده است و راه حل مشکلات سیاسی و اجتماعی آن عصر در دعایش به وضوح مشاهده میشود. رفع آفتهای سر راه هدایت و کمال و تعالی مردم را که همان طواغیت باشند از خداوند مسئلت دارد.
امام سجاد(ع) اینگونه دعا میکرد، بعضی از دعاهایش سیاسی است و به مردم بینشی میدهد که از حکومتهای ظالم فاصله گیرند و آخرت خود را فدای دنیا و رفاه آنها نکنند، بعضی از دعاهایش اعتقادی است و به هر حال جهتگیری و محوریت هدایت مردم به طور کاربردی در دعاهای حضرت مشهود است[۵].
جدا کردن مردم از حکومت
یکی از اهداف بلندی که امام سجاد(ع) در برابر پنج طاغوت معاصر خود دنبال میکرد، فاصله دادن مردم از بدنه حکومت بود. جدایی مردم از خلافت یعنی اعراض از فکر و فرهنگ و آلودگیهایی بود که حکومت برای مردم اندیشیده بود. همسویی مردم با حکومتهای جور آثار زیانبار و آفات فردی و اجتماعی زیادی مترتب بود. مردم اگر سر سفره رنگین خلیفه مینشستند، لقمه حرام آنها را استحاله فرهنگی میکرد و نمکپرورده بار میآورد و چون امام میخواست این مردم همیشه روحیه عصیان و اعتراض به نظام حاکم را داشته باشند و انحرافات آنها از مبنای خلافت رسول اکرم در چشم مردم مشهود باشد و لذا در سفارشاتش اینگونه تعلیم میفرمود که مردم خود را به خلیفه نفروشند. امام سجاد(ع) فرمود: آیا آزادمردی نیست که این باقیمانده غذایی را که در لابلای دندانها مانده است برای اهلش رها کند؟ یعنی دنیا؛ چراکه جان شما قیمتی جز بهشت ندارد. پس آن را به غیر از بهشت نفروشید[۶].
امام در سفارشات اخلاقی سیاسی خود به اصحاب اینگونه ارشاد میکند که «اعْلَمُوا عِبَادَ اللَّهِ أَنَّ أَهْلَ الشِّرْكِ لَا تُنْصَبُ لَهُمُ الْمَوَازِينُ وَ لَا تُنْشَرُ لَهُمُ الدَّوَاوِينُ وَ إِنَّمَا يُحْشَرُونَ إِلى جَهَنَّمَ زُمَراً وَ إِنَّمَا تُنْصَبُ الْمَوَازِينُ وَ تُنْشَرُ الدَّوَاوِينُ لِأَهْلِ الْإِسْلَامِ فَاتَّقُوا اللَّهَ»[۷] «بندگان خدا بدانید برای مشرکان نه ترازویی در قیامت نصب میکنند و نه نامه عملی است. آنها بیحساب گروهگروه به دوزخ وارد میشوند، شما تقوی پیشه کنید. بعد میفرماید: «وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى لَمْ يُحِبَّ زَهْرَةَ الدُّنْيَا لِأَحَدٍ مِنْ أَوْلِيَائِهِ وَ لَمْ يُرَغِّبْهُمْ فِيهَا وَ فِي عَاجِلِ زَهْرَتِهَا وَ ظَاهِرِ بَهْجَتِهَا فَإِنَّم خَلَقَ الدُّنْيَا وَ خَلَقَ أَهْلَهَا لِيَبْلُوَهُمْ فِيهَا أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا لِآخِرَتِهِ وَ ايْمُ اللَّهِ لَقَدْ ضُرِبَتْ لَكُمْ فِيهِ الْأَمْثَالُ وَ صُرِفَتِ الْآيَاتُ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ» «و بدانید که خداوند شکوفایی دنیا را برای احدی از دوستانش دوست ندارد و آنها را به دنیا و به شکوفایی نقد و خرمی آن تشویق نکرده و همانا دنیا را و بندگانش را آفریده تا آنها را بیازماید که کدام برای آخرت خوشکردارترند و به خدا سوگند من در این باره برای شماها مثلها زدم و آیاتی برای خردمندان آوردم.
چرا امام گرایشات دنیا را طرح مینماید و به شدت از این حقیقت دفاع میکند که دنیا را خدا برای مؤمن آفرید ولی مؤمن را برای دنیا نیافرید؟ چرا اینگونه حقیقتی را تشویق میکند که از دلبستگی به دنیا و لذات آنی و کمعمرش بپرهیزید، خدا برای دوستانش دنیا را نخواسته است؟ چرا بیان این حقیقت را اصرار دارد که اولاً: اهل دنیا به دنیا دلخوشند شما به دنیا دلخوش نباشید. ثانیاً: دنیا برای اهل دنیا، امتحان و آزمایش است، در عبور از دنیا اگر عمل صالحی برای آخرت ذخیره کردی سرافراز از این امتحان برآمدهای و اگر برای آخرتت توشۀ عمل صالحی برنداشتی، مردود این آزمایش خواهی بود.
امام اصحابش را به موضوع دنیا و تعلقات آن و آزمایش و عمل صالح و توشه آخرت ارشاد میکند، به دلیل این است که فضای مسموم جامعه عصر اموی و مروانی متأثر از دنیاگرایی و غرق در تجملات و امتحانات زشتی است که آنها پس میدهند. امام سجاد(ع) میخواهد افرادی را که خلفا به خود متمایل کردهاند و چند جرعه لذت دنیا را به مذاقشان خوش جلوه دادهاند، الگوی دنیاگرایی برای شیعیان ولایت نباشند. امام میخواهد تعلقات دنیا را بکوبد؛ یعنی مصادیق بارز آن را در جامعه آن روز که خلفا و اطرافیان و اغفال شدگان اوست معرفی کند و بکوبد و از مدار اثرگذاری در زندگی شیعه خارج کند.
بعد میفرماید: «وَ ازْهَدُوا فِيمَا زَهَّدَكُمُ اللَّهُ فِيهِ مِنْ عَاجِلِ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا» و زهد ورزید در دنیایی که خداوند در آن شما را بیرغبت خواسته که زندگی نقد دنیاست. زهدی را که امام سجاد(ع) اشاره میکند و دوستانش را به آن دعوت مینماید فقط زهد مصطلح نیست، بلکه زهد و کنارهگیری از دنیایی است که مصداقش عبدالملک مروان و فرزندان او در دایره خلافت غاصبانه و تمامی دنیاطلبانی هستند که دور سفره او نشسته و شکمبارگی میکنند و به ثناگویی ظالم مشغولند. بعد در ادامه همین سخن به آیات قرآن مجید اشاره میفرماید: «وَ لَا تَرْكَنُوا إِلَى الدُّنْيَا فَإِنَّ اللَّهَ قَالَ لِمُحَمَّدٍ(ص) ﴿وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ﴾[۸] وَ لَا تَرْكَنُوا إِلَى هَذِهِ الدُّنْيَا وَ مَا فِيهَا رُكُونَ مَنِ اتَّخَذَهَا دَارَ قَرَارٍ وَ مَنْزِلَ اسْتِيطَانٍ»[۹]؛ «به دنیا تکیه نکنید زیرا خداوند به پیامبرش محمد(ص) فرمود: ﴿وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ...﴾ «تکیه نکنید به آنها که ستمکارند که آتش شما را میگیرد. تکیه نکنید به این دنیا و هر چه در آن است مانند تکیه کردن کسی که آن را خانه دائمی و وطن ثابت خود قرار داده؛ زیرا دنیا خانه کوچ و منزل گذر میباشد و خانه عمل است».
امام رکون و اعتماد به دنیا را تکیه به ستمگران دنیاطلبی میداند که شکم را سیر میکنند ولی آخرت را تباه میسازند. امام شیعیان را به سرمایهگذاری بر آخرت دعوت کرده، از دنیا به عنوان پلی برای رسیدن به نجات و فلاح آخرت استفاده کرده و دنیا را به عنوان دار عاجله حیات زودگذر نگاه میکند. زمینگیر شدن به دنیا را پست و ناروا در جهت کمال دانسته است ولی خلفای عیاش و خوشگذران مردم را دور خود جمع کردهاند و برای تأمین دنیای خود دیدگاه دنیایی و لذتجویی به آنها القا کردهاند، گویی دنیا سرای دائمی است و اقامت در دنیا همیشگی است.
امام سجاد(ع) در ردّ این دیدگاه خلفای اموی میفرماید: اعتماد به این ستمگران دنیاخواه یعنی آتش، یعنی تباهی آخرت و زهد سیاسی که امام معرفی میکند؛ یعنی فاصله گرفتن از انعامها و عطایا و هدایا و شکمبارگیهای حاکمان جور که دین و آخرت مردم را به اندکی میخرند و مردم را روانه دوزخ میکنند. امام به یارانش فرمود: «كَفَانَا اللَّهُ وَ إِيَّاكُمْ كَيْدَ الظَّالِمِينَ وَ بَغْيَ الْحَاسِدِينَ وَ بَطْشَ الْجَبَّارِينَ أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَا يَفْتِنَنَّكُمُ الطَّوَاغِيتُ وَ أَتْبَاعُهُمْ مِنْ أَهْلِ الرَّغْبَةِ فِي الدُّنْيَا الْمَائِلُونَ إِلَيْهَا الْمَفْتُونُونَ بِهَا الْمُقْبِلُونَ عَلَيْهَا وَ عَلَى حُطَامِهَا الْهَامِدِ وَ هَشِيمِهَا الْبَائِدِ غَداً»[۱۰] «خداوند توطئه ستمکاران و تجاوز حسودان و سختگیری زورگویان را از ما و شما کفایت کند. ای مؤمنان مبادا طاغوتها شما را فریب دهند و پیروانشان آن دنیاپرستان و دنیاگرایان و دنیافریفتگان و آنان که به آن کالاهای پوسیده و نشخوارش دل دادهاند شما را از حق بازگردانند[۱۱].
ترویج فرهنگ ولایتمحوری
یکی از مهمترین مضامین سیاسی اعتقادی که امام سجاد(ع) در صحیفه سجادیه آموزش میدهد، طرح مسئله امامت است. امامت به صورت یک مفهوم بلند شیعی که علاوه بر داشتن جنبه حقیقت برای خلافت و رهبری ائمه اطهار، نفی خلافت غاصبان را هم از یوم السقیفه تا خلفای اموی و عباسی در بر دارد. امام سجاد(ع) در فرامین سیاسی خود به القای این حقیقت میپردازد که خلافت را خداوند در بیت امامت مستقر کرده و بر پرچم غدیر، خلافت و امامت منضم و مدغم میباشند و در بسیاری از فقرات ادعیه صحیفه سجادیه جملات را با صلوات بر پیامبر اکرم(ص) و آل او آغاز میکند، نمایانگر اثبات خلافت حقه الهیه و نفی ولایت حاکمان جور میباشد.
امام در یکی از فقرات دعایش میفرماید: «وَ صَلِّ عَلَى خِيَرَتِكَ اللَّهُمَ مِنْ خَلْقِكَ: مُحَمَّدٍ وَ عِتْرَتِهِ الصِّفْوَةِ مِنْ بَرِيَّتِكَ الطَّاهِرِينَ، وَ اجْعَلْنَا لَهُمْ سَامِعِينَ وَ مُطِيعِينَ كَمَا أَمَرْتَ»[۱۲] «اللَّهُمَّ وَ اجْعَلْنِي مِنْ أَهْلِ التَّوْحِيدِ وَ الْإِيمَانِ بِكَ، وَ التَّصْدِيقِ بِرَسُولِكَ، وَ الْأَئِمَّةِ الَّذِينَ حَتَمْتَ طَاعَتَهُمْ» «خدایا درود بفرست بر بهترین خلقت محمد و عترت برگزیده او از میان بندگانت و ما را همانگونه که دستور دادهای، مطیع آنان قرار ده. خدایا مرا در شمار موحدان و مؤمنان و باورداران به پیامبر و امامان، کسانی که اطاعتشان را واجب کردهای قرار ده». «اللَّهُمَّ إِنَّكَ أَيَّدْتَ دِينَكَ فِي كُلِّ أَوَانٍ بِإِمَامٍ أَقَمْتَهُ عَلَماً لِعِبَادِكَ، وَ مَنَاراً فِي بِلَادِكَ بَعْدَ أَنْ وَصَلْتَ حَبْلَهُ بِحَبْلِكَ، وَ جَعَلْتَهُ الذَّرِيعَةَ إِلَى رِضْوَانِكَ، وَ افْتَرَضْتَ طَاعَتَهُ، وَ حَذَّرْتَ مَعْصِيَتَهُ، وَ أَمَرْتَ بِامْتِثَالِ أَوَامِرِهِ، وَ الِانْتِهَاءِ عِنْدَ نَهْيِهِ، وَ أَلَّا يَتَقَدَّمَهُ مُتَقَدِّمٌ، وَ لَا يَتَأَخَّرَ عَنْهُ مُتَأَخِّرٌ فَهُوَ عِصْمَةُ اللَّائِذِينَ، وَ كَهْفُ الْمُؤْمِنِينَ وَ عُرْوَةُ الْمُتَمَسِّكِينَ، وَ بَهَاءُ الْعَالَمِينَ»[۱۳] «خدایا تو دین خود را در هر زمان به امامی تأیید کردی و او را چون علم برای بندگانت برافراشتی و چون شاخص نور افکنی در شهرهای خود به پا داشتی، پس از آنکه ریسمان او را به ریسمان خود پیوستی و او را وسیله تحصیل خشنودی خویش گردانیدی و اطاعت او را واجب فرمودی و از نافرمانی او ترسانیدی و به فرمانبری او ترغیب نمودی و پرهیز از مناهی او را لازم شمردی، مبادا هیچ کس از او پیش افتد یا از او واپس ماند. او را حافظ پناهندگان و سنگر مؤمنان و دستاویز نجاتجویان و فروغ مردم جهان قرار دادی.
امام سجاد(ع) ریشه تمام مفاسد اجتماعی و انحرافات اعتقادی جامعه را در انحراف از رهبری و خلافت امت اسلامی میداند. چرا امام مجتبی مجبور به آتشبس شد و معاویه یکهتاز میدان سیاست گردید؟ چرا امت اسلامی جهت شهادت سبط پیامبر بسیج شدند و با لب تشنه کنار فرات خود و فرزندان و اصحابش را سر بریدند؟ چرا علویون و اولاد فاطمه زهرا(س) سالها در سیاهچالهای زندان و شکنجه و تبعید میپوسیدند؟ جواب همه آنها این است که چون خلافت را از دست صالحان امت (ائمه دین) غصب کردند و به دست ناپاکان عیّاش اموی و مروانی دادند و امام این حقیقت را به وضوح بیان میکند.
امام سجاد(ع) برای معرفی الگوهای حق در جامعه به مردم اینگونه ارشاد میکند: «فَقَدِّمُوا أَمْرَ اللَّهِ وَ طَاعَتَهُ وَ طَاعَةَ مَنْ أَوْجَبَ اللَّهُ طَاعَتَهُ بَيْنَ يَدَيِ الْأُمُورِ كُلِّهَا وَ لَا تُقَدِّمُوا الْأُمُورَ الْوَارِدَةَ عَلَيْكُمْ مِنْ طَاعَةِ الطَّوَاغِيتِ وَ فِتْنَةِ زَهْرَةِ الدُّنْيَا بَيْنَ يَدَيْ أَمْرِ اللَّهِ وَ طَاعَتِهِ وَ طَاعَةِ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ»[۱۴].
«شما اطاعت خدا و طاعت هر کس را که خدا واجب کرده بر همه چیز مقدم دارید و کارهایی که به شما پیشنهاد میشود از اطاعت طاغوتها و حکام جور و فریفته شدن به مظاهر دنیا بر امر و اطاعت خدا و طاعت صاحب الامر خود مقدم ندارید. ای مردم اطاعت خدا و اطاعت ائمه دین را که خداوند واجب کرده تبعیت از آنها را بر همه چیز مقدّم بدارید حتی بر اوامر حکام جور. امام به صراحت بیان میفرماید: زیر بیرق ستمگرانی مثل عبدالملک مروان نباشید و اطاعت او را بر اطاعت خدا و ائمه معصومین که واجب الاطاعهاند مقدم ندارید. آنها دنیایند و ما آخرت، آنها لذتی کوتاه عمر دارند ولی اطاعت از ما لذتی دائمی در آخرت.
امام در تبیین فرهنگ ولایتمحوری با استفاده از معبر مرگ و سؤالاتی که در بدو ورود به عالم قیامت از انسان میپرسند، أمهات اعتقادی را مطرح میکند و در آخر به مسئله امامت به عنوان یک اصل اساسی اشاره میفرماید. امام به اصحابش فرمود: «أَلَا وَ إِنَّ أَوَّلَ مَا يَسْأَلَانِكَ عَنْ رَبِّكَ الَّذِي كُنْتَ تَعْبُدُهُ وَ عَنْ نَبِيِّكَ الَّذِي أُرْسِلَ إِلَيْكَ و عَنْ دِينِكَ الَّذِي كُنْتَ تَدِينُ بِهِ وَ عَنْ كِتَابِكَ الَّذِي كُنْتَ تَتْلُوهُ وَ عَنْ إِمَامِكَ الَّذِي كُنْتَ تَتَوَلَّاهُ»[۱۵] «آگاه باش اولین چیزی که از تو سؤال میکنند، از خدای توست که او را عبادت میکنی (انگیزه شناخت خدا و فهمیدن توحید را امام در ذهنها بیدار میکند) و از پیامبری که به سوی تو فرستاده شده سؤال میکنند، (انگیزه شناخت نبوت را حضرت در ذهنها بیدار میکند) و از دینت سؤال میکنند و از کتابی که تو آن را تلاوت میکنی سؤال میکنند و از آن امامی که تو ولایت آن را داری سؤال میکنند».
مسئله امامت را که امام طرح میکند، در فرهنگ امام سجاد(ع) امامت؛ یعنی حکومت صالحان و منتخبین الهی که شایستگی ایجاد حاکمیت الهی را دارند، طرح مسئله امامت یعنی با ولایت غیر صالحان و امامت نار سازگار نبودن و عدم تسلیمپذیری در برابر آنها.
وقتی امام سجاد(ع) میفرماید: تو را در قبر از امامت سؤال میکنند؛ یعنی به تو میگویند که تو امام درستی انتخاب کرده بودی؟ آن کسی که بر تو حکومت میکرد و رهبری جامعهات به دست او بود آیا او به راستی امام بود؟ آیا همان کسی بود که خدا به امامتش راضی بود؟ امام با طرح این مطلب مردم را نسبت به این مسئله حساس میکند به این وسیله امامت را که آن روز دستگاه بنیامیه مایل نبود به کلی از آن صحبتی شود در ذهنها زنده میکند[۱۶].
فردسازی با رعایت اصول مخفیکاری
حادثه کربلا رعبی عمومی در دل مردم ایجاد کرد و فرهنگسازی خلفا اکثریت مردم را به مدلهای حکومتی باطل جهت میداد. طبیعتاً فاصله گرفتن مردم از فرهنگ امامت هدفی جدی بود که مروانیان دنبال میکردند و تقریباً تحقق یافته بود. امام سجاد(ع) در یک چنین عصر خفقانی به فردسازی و تربیت نفوس مستعده عنایت کرد، با توجه به رعایت اصول مخفیکاری و استتار، افراد را به حقایق آشنا میکرد و هر وقت خلفا متوجه تربیتشدگان مکتب امام سجاد(ع) میشدند، آنها زندگی مخفی را در پیش میگرفتند و بعضی از اصحاب سرّ امام که حقایق ظریف امامت را از شهد شیرین کلام معصوم گرفته بودند، به ایران هجرت کردند، بعضی به خراسان و کرمان و سیستان و فارس و هندوستان رفتند.
در اواخر بنیامیه سراسر قسمت سیستان بلوچستان محب اهل بیتاند، شخصی از خراسان خدمت]] [[امام صادق(ع) مشرف میشود و میگوید: یابن رسول الله شما پانصد هزار نفر شمشیرزن در خراسان دارید (البته مثل هارون مکی تنورنشین نیستند) این جمله نشان دهنده حجم وسیع فردسازی امام سجاد(ع) پس از حادثه کربلاست که افراد را میساخته و در ضرورتها برای اینکه توسط مروانیان دستگیر نشوند وادار به هجرت کرده و به دنبال هجرت به ایران، توانستهاند مروج فکر اهل بیت(ع) باشند. البته امام باقر(ع) هم همین سیاست را قویاً تعقیب کرده است[۱۷].
جستارهای وابسته
- سبک زندگی امام سجاد
- سیره اخلاقی امام سجاد
- سیره عبادی امام سجاد
- سیره خانوادگی امام سجاد
- سیره تربیتی امام سجاد
- سیره اجتماعی امام سجاد
- سیره علمی امام سجاد
- سیره تبلیغی امام سجاد
- سیره سیاسی امام سجاد
- سیره اقتصادی امام سجاد
- سیره فرهنگی امام سجاد
- سیره مدیریتی امام سجاد
- سیره نظامی امام سجاد
- سیره قضایی امام سجاد
منابع
پانویس
- ↑ پیشوای صادق از آیة الله خامنهای، ص۱۸.
- ↑ الاغانی، ج۳، ص۱۴۸.
- ↑ الاغانی، ج۸، ص۲۳۴.
- ↑ راجی، علی، مظلومیت امام سجاد، ص ۱۱۳.
- ↑ راجی، علی، مظلومیت امام سجاد، ص ۱۱۵.
- ↑ «أَ وَ لَا حُرٌّ يَدَعُ هَذِهِ اللُّمَاظَةَ لِأَهْلِهَا يَعْنِي الدُّنْيَا فَلَيْسَ لِأَنْفُسِكُمْ ثَمَنٌ إِلَّا الْجَنَّةُ فَلَا تَبِيعُوهَا بِغَيْرِهَا». بحار الأنوار، ج۷۵، ص۲۹۶.
- ↑ تحف العقول، ص۲۵۶.
- ↑ «و به ستمگران مگرایید که آتش (دوزخ) به شما رسد» سوره هود، آیه ۱۱۳.
- ↑ تحف العقول، ص۲۴۹.
- ↑ تحف العقول، ص۲۵۷؛ روضه کافی، ص۱۵؛ امالی، شیخ مفید، ص۲۰۰.
- ↑ راجی، علی، مظلومیت امام سجاد، ص ۱۱۶.
- ↑ صحیفه سجادیه، دعای۳۴.
- ↑ الصحیفة السجادیة، ص۲۱۸.
- ↑ تحف العقول، ص۲۵۹.
- ↑ تحف العقول، ص۲۵۴.
- ↑ راجی، علی، مظلومیت امام سجاد، ص ۱۱۹.
- ↑ راجی، علی، مظلومیت امام سجاد، ص ۱۲۱.