فرزندان امام کاظم
این مقاله هماکنون در دست ویرایش است.
این برچسب در تاریخ 17 اردیبهشت ۱۴۰۵ توسط کاربر:Bahmani برای جلوگیری از تعارض ویرایشی اینجا گذاشته شده است. اگر بیش از پنج روز از آخرین ویرایش مقاله میگذرد میتوانید برچسب را بردارید. در غیر این صورت، شکیبایی کرده و تغییری در مقاله ایجاد نکنید. |
مقدمه
به فرزندان و اولاد امامان دوازده گانه شیعیان، «امامزاده» اطلاق میگردد. در میان امامان معصوم (ع)، بعد از امام علی (ع)، امام موسی کاظم (ع) با ۳۷ فرزند بیشترین اولاد را داشتهاند. در باب کثرت فرزندان امام کاظم (ع) میتوان احتمال داد که پس از قتل و عام و کشتارهای فراوان سادات علوی و بنی الحسن در زمان بنی امیه به وسیله حاکمان، سیاست ازدیاد نسل نوادگان پیامبر (ص) و امامزادگان (ع)، از سوی امام کاظم (ع) دنبال شده باشد و کثرت فرزندان امام هفتم (ع) میتواند قرینهای بر این احتمال به شمار آید.
بسیاری از امامزادگان دانشورانی بزرگ و مجاهادانی سترگ و زاهد بودند، که رسالت تبلیغ دین و آموزش حقایق مکتب احیاگر اسلام را بر دوش داشتند. برخی از آنان برای رساندن پیام ایمان در روستاهای دور افتاده و بر فراز کوهها و در دل کویرها، زندگی را مخفیانه و مظلومانه سپری کردند.
یعقوبی مینویسد: برای موسی بن جعفر(ع)، هجده پسر و بیست و سه دختر بود. پسران عبارت بودند از: علی الرضا(ع)، زید، ابراهیم، هارون، حسن، حسین، عبدالله، اسماعیل، عبیدالله، محمد، احمد، جعفر، اسحاق، عباس، حمزه، قاسم، فضل و سلیمان[۱]. بنا به نقل ابن طلحه شافعی، امام کاظم(ع) سی و هشت فرزند از دختر و پسر داشت که بیست تن از آنان پسر بودند: علی الرضا(ع)، زید، ابراهیم، عقیل، هارون، حسن، حسین، عبدالله، اسماعیل، عبیدالله، محمد، احمد، جعفر، یحیی، اسحاق، عباس، حمزه، عبدالرحمن، قاسم، جعفرالاصغر[۲]. شیخ مفید مینویسد: حضرت موسی بن جعفر(ع) سی و هفت فرزند پسر و دختر داشت: علی بن موسی الرضا(ع)، ابراهیم، عباس، قاسم که مادرشان کنیز بود. اسماعیل، جعفر، هارون و حسن مادر آنان کنیز دیگری بود، احمد، محمد، حمزه مادرشان کنیزی به نام اماحمد بود. عبدالله، اسحاق، عبیدالله، زید، حسن، فضل، حسین، سلیمان، فاطمه کبری، فاطمه صغری، رقیه، حکیمه، امابیها، رقیه صغری، امجعفر، لبابه، زینب، خدیجه، علیه، آمنه، حسنه، بریهه، عایشه، امسلمه، میمونه و امکلثوم که مادرشان کنیزهای مختلفی بوده است[۳]. سبط ابن جوزی مینویسد: سیرهنویسان میگویند: وی بیست پسر و بیست دختر داشت: امام علی بن موسی(ع)، زید (زید النار)، ابراهیم، عقیل، هارون، حسن، عبدالله، عبیدالله، اسماعیل، احمد، جعفر، یحیی، اسحاق، عباس، حمزه، عبدالرحمن، قاسم، جعفر اصغر، محمد[۴].
بنا به نقل طبرسی، حضرت موسی بن جعفر(ع) سی و هشت فرزند از دختر و پسر داشتند: حضرت رضا(ع)، ابراهیم، عباس، قاسم، احمد، محمد، حمزه، اسماعیل، جعفر، هارون، حسن عبدالله، اسحاق، عبیدالله، زید، فضل، سلیمان، فاطمه کبری، فاطمه صغری، رقیه، حکیمه، امابیها، رقیه صغری، کلثم، امجعفر، لبابه، زینب، خدیجه، علیه، آمنه، حسنه، بریهه، عایشه، امسلمه، میمونه و امکلثوم[۵]. ابونصر بخاری گوید: موسی بن جعفر(ع) هجده پسر و بیست و دو دختر داشت که گروهی از آنان اعقاب و اولاد دارند. احمد بن عیسی نسابه گفته است: پانزده تن از فرزندان آن حضرت دارای اعقاب هستند. عمری نسابه گوید: بدون شک سیزده تن از آنان دارای فرزند بودهاند. او گوید: از فرزندان موسی بن جعفر(ع) که دارای اولاد و احفاد هستند و همه علمای نسب در آن اتفاق دارند عبارتاند از: امام علی بن موسی(ع)، ابراهیم اصغر، عباس، اسماعیل، محمد، عبدالله عبیدالله، جعفر، اسحاق و حمزه[۶].
ابنصباغ مالکی فرزندان امام موسی بن جعفر(ع) را شصت تن میداند: سی و هفت دختر و بیست و سه پسر، اما نام همه آنها را ذکر نمیکند و مینویسد: پنج نفر آنها بدون اختلاف از دنیا رفتند و فرزندی نداشتند به نامهای عبدالرحمان، عقیل، قاسم، یحیی و داوود و سه نفر آنها دارای دختر شدند و فرزند پسر نداشتند: سلیمان، فضل و احمد پنج نفر در بازماندگان آنها اختلاف است: حسین، ابراهیم، اکبر، هارون، زید و حسن و ده نفر بدون اختلاف دارای فرزند پسر بودند: علی الرضا(ع)، ابراهیم اصغر، عباس، اسماعیل، محمد، اسحاق، حمزه، عبدالله، عبیدالله و جعفر[۷]. علی بن عیسی اربلی تعداد پسران را بیست نفر و دختران را هجده نفر میداند. پسران: علی(ع)، ابراهیم، عباس، قاسم، عبدالله، اسحاق، عبیدالله، زید، حسن، اسماعیل، جعفر، هارون، حسین، احمد محمد و حمزه، یحیی، عقیل، عبدالرحمان و عمر[۸].
ابن شهرآشوب اولاد موسی بن جعفر(ع) را سی نفر میداند، اگرچه مینویسد: بعضی سی و هفت نفر نیز گفتهاند. پسرانش هجده نفر به نامهای علی بن موسی الرضا(ع) امام هشتم، ابراهیم، عباس، قاسم، عبدالله، اسحاق، عبیدالله، زید حسن، فضل، اسماعیل، جعفر، هارون، حسن، احمد، محمد، حمزه، یحیی، عقیل و عبدالرحمان از کنیزان مختلف. ایشان همچنین مینویسد: کسانی که از خود نسلی باقی گذاردند، ده نفرند که عبارتاند از: حضرت رضا(ع)، ابراهیم، عباس، اسماعیل، محمد، عبدالله، حسن، جعفر، اسحاق و حمزه[۹]. ابن شدقم گوید: موسی بن جعفر(ع) چهارده پسر داشت: حسن، حسین، زید (زید النار)، عبدالله، عبیدالله، عباس، حمزه، جعفر، هارون، اسحاق، اسماعیل، محمد عابد، ابراهیم و امام علی الرضا(ع) و همگان اولاد و اعقاب دارند[۱۰]. سید جعفر آل بحرالعلوم مینویسد: حضرت موسی بن جعفر(ع) دارای سی و هفت فرزند بود، اما بعضی سی و نه نفر نیز نوشتهاند: پسرانش عبارتاند از علی بن موسی الرضا(ع)، ابراهیم، عباس، قاسم و اسماعیل که دارای زیارتگاه بزرگی در تویسرکان ایران است، جعفر، هارون، حسن، احمد، محمد، حمزه، عبدالله، اسحاق، عبیدالله، زید، فضل که قبرش در بهبهان معروف است و زیارت میشود معروف به شاه فضل، حسین، سلیمان از کنیزان مختلف[۱۱].[۱۲]
در این مقال با گوشهای از زندگانی برخی از فرزندان ذکور امام موسی بن جعفر (ع) آشنا میشویم.
فرزندان پسر
امام رضا علیهالسلام
ابراهیم
آن زمان که امام رضا (ع) در مرو به سر میبردند، هر از چند گاهی نامههایی را برای خانواده خویش به سوی مدینه گسیل میداشتند که در یکی از این نامهها، از ظلم و ستم مأمون مطالبی را برای خانواده نوشتند و گویا از باب دلتنگی و استمداد از دیگر برادران، ایشان را به خراسان دعوت نمودند. به محض وصول نامه، ده الی دوازده هزار نفر از فرزندان بنی هاشم آماده حرکت شده و چون در جمع خود سرداری برای فرماندهی نداشتند قرار بر این شد که تعدادی به زیارت قبر مطهر حضرت رسول اکرم (ص) مشرف شوند و بر قبر حضرت سلام کنند و هر کس که جواب سلام شنید او، به عنوان سردار و فرمانده منصوب شود و چون تنها «آقا سید ابراهیم» جواب سلامش را شنید، ایشان به عنوان سردار لشکر انتخاب و رهسپار خراسان شدند و از این تاریخ به بعد به «ابراهیم ابو جواب» معروف شد.
با رسیدن کاروان به شهر ری، سربازان مأمون، به کاروان حملهور شدند و برای اینکه مانع ورود آنها به خراسان شوند، عدهای را به شهادت رساند و گروهی از سادات نیز به مناطق مختلف متفرق شده، که باز مورد تعقیب مأموران قرار گرفتند. آقا سید ابراهیم در حالیکه به سمت شمال ایران در حرکت بودند، توسط مأموران مأمون به شهادت رسیدند و سر ایشان را از بدن جدا کردند. افراد محلی این سر مبارک را در محلی دفن کردند. و آن محل را به «مشهد سر» نامگذاری کردند که بعدها به دلیل وجود سر مبارک همین امامزاده، آنجا محل سکونت عاشقان و ارادتمندان به اهل بیت (ع) گردید و با توسعه شهر، به «بابلسر» معروف گردید و آستانه و مقبره آقا سید ابراهیم ابو جواب در قسمت جنوب شرقی بابلسر قرار گرفت[۱۳].
احمد
احمد بن موسی، مشهور به «شاهچراغ»، فرزند امام کاظم (ع) و برادر امام رضا (ع) جایگاه ویژهای در بین فرزندان امام کاظم (ع) داشته و دارای جلالت قدر و صاحب ورع و زهد بوده است. "ام احمد" مادر او نیز از داناترین، پرهیزگارترین و گرامیترین زنان امام موسی بن جعفر(ع) بود. پس از شهادت امام کاظم (ع) احمد بن موسی نقش مهمی در بیعت مردم با امام رضا (ع) داشت. پس از شهادت امام رضا (ع) احمد بن موسی به همراه عدهای از بنیهاشم به سوی مرو حرکت کرد، لکن در شیراز مورد هجوم حاکم آنجا قرار گرفته و به شهادت رسید و پس از چند قرن، جسد ایشان پیدا شده و قبهای بر روی آن ساخته شد[۱۴].
اسحاق
سید جلال
سید جلال الدین اشرف بن موسی الکاظم در سال ۱۸۰ هجری قمری، در مدینه چشم به جهان گشود. پدر بزرگوارش حضرت موسی کاظم(ع) و مادر پاکدامن و والا مقامش نجمه است و ظاهرا کوچکترین فرزند از فرزندان امام هفتم(ع) به شمار میروند. لقب اشرف را از عموی جد پدرش عمر الاشرف ابن امام زین العابدین(ع) اتخاذ نموده است. اما در حقیقت اشرف، نشانه برتری و شایستگی او نسبت به سایر برادران و ملاک تمیز او از سایر جلال الدینها در میان علویان محسوب میشود. ایشان سه ساله بودند که پدر بزرگوارش را از دست داد و به مدد و همت برادرش حضرت رضا(ع) در زادگاهش پرورش یافت و در سایه تربیت او مراتب فضل و کمال را طی کرد. در سال ۲۰۳ قمری، خبر شهادت امام رضا(ع) به ایشان رسید و در این زمان سادات و بزرگان و شیعیان برای عرض تسلیت خدمت وی رسیدند و برای اولین بار در آن مجلس مسأله نهضت و مقابله با حاکم ستمگر زمان مأمون عباسی مطرح شد و لذا سید اشرف در سال ۲۰۴ قمری، وقتی که مأمون از مرو عازم بغداد شد، آن شهر را ترک کرد و به ایران مهاجرت نمود و همانند اغلب سادات و علویان به نقاط امن ایران پناهنده شد و به صورت مخفیانه مشغول ترویج و تبلیغ شریعت محمدی و علوی گردید و مقدمات کار نهضت و قیام را فراهم میساخت[۱۵]. وی در سال ۲۰۶ هجری قمری، با جنگهایی مختلف وارد گیلان شد و در حدود ۲۰ سال در آن سامان حکومت داشته است.
بنا به نقل مشهور، امامزاده سید جلال الدین اشرف(ع) در ۱۴ رمضان سال ۲۲۳ یا ۲۳۰ هجری قمری، به دست عاملان عباسی به شهادت رسید. «شیخ مفید الدین» که مردی پارسا بود، طبق وصیت، پیکر مبارک حضرت را غسل داده و آن را در تابوت گذارده و به کمک اهالی تا کنار رودخانه خروشان سفید رود تشیع و آنگاه تابوت را در آب سفید رود رها کرد. پیکر پاک آن رهبر مجاهد بعد از گذشت حدود ۱۰۰ کیلومتر در حوالی لاهیجان و در «قریه اکیم» به ساحل رسید و توسط عدهای از مردم از آب گرفته و در همان کنار ساحل بدون هیچ گونه تشریفاتی به خاک سپرده شد. بعدها رودخانه تغییر مسیر داده و هم اکنون فاصله حرم آن حضرت تا رودخانه سفید رود حدود ۴ کیلومتر است[۱۶].
حسین
حسین بن موسی کاظم(ع) از جمله امام زادگانی است که مورخان او را از فرزندان بلافصل امام کاظم(ع) دانستهاند و به گفته ایشان، از مقام بلندی برخوردار بوده است. از امام جواد(ع) سؤال شد: «کدامیک از عموهایتان نسبت به شما بهتر رفتار کردند؟ فرمودند: عمویم حسین». در این باره حضرت امام رضا(ع) فرمودند: «به خدا سوگند، فرزندم جواد درست گفته است؛ زیرا حسین نسبت به او خوشرفتارترین افراد بود».
از حالات و زندگینامه امامزاده حسین(ع) در کتابهای انساب و تراجم موجود ذکر چندانی نشده و اطلاعاتی کافی در دست نیست. ظاهرا ایشان از آخرین فرزندان موسی بن جعفر(ع) بوده و دوران کودکی و نوجوانی وی مصادف با ایام حکومت ننگین هارون الرشید و تاخت و تازهای او بوده است.
براساس شواهد، سیاست تند و خصمانه امویان و بعد از آن عباسیان به گونهای بود که قلع و قمع و نابودی اهل بیت پیامبر(ص) و برانداختن نام و نشان و آثارشان را سرلوحه کارهای خود قرار داده بودند، امامزاده حسین بن موسی کاظم(ع) را به شهادت رساندند و پس از تدفین ایشان در طبس، سالیانی دراز، از عمران و آبادی بنای مقبره، جلوگیری کردند، ولی ارادتمندان آن حضرت مخفیانه به زیارتش میرفتند تا اینکه در اوایل قرن پنجم بنای اولیه بارگاه این امامزاده ساخته شد[۱۷].[۱۸]
حمزه
زید
عبدالله
علی
محمد
قاسم
اسماعیل
جعفر
حسن
عباس
عبیدالله
هارون
سلیمان
عبدالرحمن
عقیل
فضل
یحیی
داوود
فرزندان دختر
- فاطمه کبری
- حکیمه
- آمنه
- خدیجه
- زینب
- عَلیِّه
- میمونه
- امامه
- امجعفر
- امسلمه
- امعبدالله
- امقاسم
- امکلثوم
- امفروه
- اسماء
- بُرَیهه
- بُرَیهه
- رقیه
- عایشه
- کلثوم
- لبابه
- محموده
- اسما کبری
- اسماء صغری
- امابیها
- امکلثوم صغری
- امکلثوم کبری
- امکلثوم وسطی
- امینة الصغری
- امینة الکبری
- حلیمه
- خدیجه کبری
- رمله
- زینب صغری
- زینب کبری
- عباسه
- عطفه
- فاطمه
- فاطمه اخری
- فاطمه وسطی
- قسیمه
امامزاده سید حسین بن موسی (ع)
حسین بن موسی کاظم (ع) از جمله امام زادگانی است که مورخان او را از فرزندان بلافصل امام کاظم (ع) دانستهاند و به گفته ایشان، از مقام بلندی برخوردار بوده است. از امام جواد (ع) سؤال شد: «کدامیک از عموهایتان نسبت به شما بهتر رفتار کردند؟ فرمودند: عمویم حسین». در این باره حضرت امام رضا (ع) فرمودند: «به خدا سوگند، فرزندم جواد درست گفته است؛ زیرا حسین نسبت به او خوشرفتارترین افراد بود».
از حالات و زندگینامه امامزاده حسین (ع) در کتابهای انساب و تراجم موجود ذکر چندانی نشده و اطلاعاتی کافی در دست نیست، اما بر پایه تحلیلی که از رونوشت نامه منسوب به امام ابوالحسن الرضا (ع) به عمل آمده، تاریخ ولادت این امامزاده، اواخر قرن دوم یعنی حدود سال ۱۷۸ هجری قمری بوده است. نامه یادشده، متنی است که امام رضا (ع) آن را در شأن برادرش حسین بن موسی (ع) به والی طبس نوشتهاند، و تاریخ نگارش آن و محاسبه سن امام زاده حسین در هنگام مفقود شدن که در متن به آن اشاره شده و مدت زمانی که متواری بوده و مخفیانه به سر برده است، تاریخ ولادت ایشان را روشن میسازد. ظاهرا ایشان از آخرین فرزندان موسی بن جعفر (ع) بوده و دوران کودکی و نوجوانی وی مصادف با ایام حکومت ننگین هارون الرشید و تاخت و تازهای او بوده است.
در اواخر قرن دوم هجری که فرزندان علی (ع) و شیعیان، سخت تحت تعقیب عمال عباسی بودند، حسین بن موسی (ع)، با آنکه نوجوانی بیش نبود، از ظلم و ستم خلفا امان نداشت، و همراه دیگر فرزندان موسی بن جعفر (ع) مدتها متواری بود و پنهان میزیست. وقتی که امام رضا (ع)، اطلاع یافتند حسین به جانب خراسان (طبس) آمده، برای آگاه کردن «عامر بن زروامهر» (والی طبس که مورد اعتماد آن حضرت بود)، نامهای به شرح ذیل برای وی نوشتند، تا او را از ورود آن امامزاده آگاه سازند و مراقب باشد تا گزندی به وی نرسد[۱۹]:
«بسم الله الرحمن الرحیم؛ از علی بن موسی بن جعفر الرضا (ع) به عامر بن زروامهر مرزبان طبسین، سلام بر تو. همانا ستایش میکنم خدای را، آنکه غیر از او خدایی نیست. پروردگارا! از تو میخواهم که بر محمد(ص)، بنده و پیامبرت درود فرستی. ستایش، خدای یکتایی را سزاست که از همه جهانیان بینیاز و همه به او نیازمندند. خدای توانایی که از همه برتر است و بر آنچه که بخواهد تواناست. خدایی که هر که از او باری بخواهد او را یاری میدهد و هر که به او پناه برد او را پناه دهد. حاکم همه حاکمان و پرورشدهنده همه پرورشدهندگان. هیچ موجودی بر وجود مقدسش پیشی نگرفته و هیچ چیز جایگزین او نمیباشد. قلم بر حمد و ثنایش در گردش است. پس در پنهان و آشکار از نافرمانی او بپرهیزید. اما بعد... در میان کارها، برای ما پیشامدی روی داده و من در آن ناحیه بر هیچ کس جز تو اعتماد ندارم و آن این است که فرزندی از فرزندان قریش از عترت پیامبر (ص)، مفقود شده و این موضوع حزن و اندوه مرا سبب گشته است. این فرزند، حسین نام دارد، او نزدیک به بلوغ و در سن کودکان دوازدهساله است. رنگ چهرهاش گندمگون است و در سفیده چشم راستش نقطه قرمزی است، گونههایش برجسته است و موهایش صاف، از زمانی که مفقود شده، نه سال میگذرد. اطلاع یافتم که او قصد آن ناحیه را که دروازه خراسان است، داشته و در آنجا ساکن است. از تو میخواهم که از دوستانت کمک بخواهی و اقدام به یافتن این گمشده کنی و چنانچه او را یافتی، پس از آنکه صفات و نشانههایش برایت مسلّم شد، مرا آگاه سازی. از تو میخواهم که نسبت به او نیکی و مدارا و ملاطفت نمایی تا خداوندی که بر همه ولایت دارد، او را به خانواده بزرگوارش که نگران هستند، برگرداند و از راه بزرگواری، کارهای کوچک و بزرگی را که در آن ناحیه برایت پیش میآید برای من بنویس که ان شاء الله تعالی مرا در انجام آن موفق خواهی یافت و فرمان خدای عز و جل را از یاد مبر که میفرماید: ﴿إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُمْ بِهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ سَمِيعًا بَصِيرًا﴾[۲۰] و سلام و رحمت و برکات خدا بر تو و همه دوستان مسلمانت باد، آنان که فرمان الهی را میشنوند و فرمانبردار خدا و رسولش (ص) هستند».
«مرحوم محمد رضا اظهری» که از نویسندگان اهل طبس بوده مینویسد: «مطلعین محلی مدعیاند که اصل نامه نزد مرحوم «میرزا غلامحسین متولی» که علاوه بر تولیت امامزاده از مردان فاضل طبس بوده و کتابخانه معتبری نیز داشته است، مضبوط بوده که همواره آن را در صندوقی مقفل نزد خود حفظ میکرده است، پس از مرگش، یکی از دوستانش که به قصد شرکت در مراسم عزاداری متولی به طبس رفته، آن را از ورثه گرفته است تا به کتابخانه آستان قدس رضوی تسلیم کند، ولی نه خصوصیات آن در دست است و نه از نامه مزبور در کتابخانه آستانه اثری به دست آمده است. ولی سواد مکتوب در نزد بسیاری از علاقهمندان موجود است.
براساس شواهد، سیاست تند و خصمانه امویان و بعد از آن عباسیان به گونهای بود که قلع و قمع و نابودی اهل بیت پیامبر (ص) و برانداختن نام و نشان و آثارشان را سرلوحه کارهای خود قرار داده بودند، امامزاده حسین بن موسی کاظم (ع) را به شهادت رساندند و پس از تدفین ایشان در طبس، سالیانی دراز، از عمران و آبادی بنای مقبره، جلوگیری کردند، ولی ارادتمندان آن حضرت مخفیانه به زیارتش میرفتند تا اینکه در اوایل قرن پنجم بنای اولیه بارگاه این امامزاده ساخته شد[۲۱].
بنای این حرم در سال ۱۳۵۷ هجری شمسی، بر اثر زلزله طبس تخریب گردید که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، آستان قدس رضوی آن را بازسازی نمود. در سال ۱۳۷۳، طی حکمی از طرف مقام معظم رهبری، تولیت این آستان مبارک به آیت الله واعظ طبسی محول گردید. امروزه حرم مطهر امام زاده حسین بن موسی کاظم (ع) واقع در سه کیلومتری شمال غربی طبس میباشد که به همت والای آستان قدس رضوی، دارای صحن، ایوان و حرم و همچنین ۱۵۰ غرفه، ۱۲ سوئیت پذیرایی، سقاخانه پارکینگ، فرهنگسرا، فضای سبز، پایگاه انتظامی، واحد مخابراتی، دار الشفاء و دیگر امکانات رفاهی، به عنوان میقات الرضا (ع) آماده خدمت رسانی به زائران این بارگاه مقدس میباشد[۲۲].
امامزاده سید شمس الدین محمد بن موسی (ع)
ایشان از جمله افرادی بودند که در کاروان خونخواهان امام رضا (ع)، به همراه سه هزار نفر از امامزادگان و فرزندانشان به سرپرستی احمد بن موسی (ع) (شاه چراغ)، و محمد بن موسی (ع) در سال ۲۰۲ هجری قمری، از مدینه و از راه شیراز به ایران آمدند و در استان فارس (شیراز) گرفتار جنگ با حاکم شیراز شدند[۲۳]. شمس الدین به سمت اصفهان حرکت و به منطقه «عربستان اصفهان»[۲۴] میرسد[۲۵]. او وقتی مطمئن میشود که در این منطقه عشایر عرب ساکن هستند و سادات و شیعیان در «علویجه» مستقرند، تصمیم بر ماندن میگیرد و با معرفی خودش به یکی از شیعیان به نام «حاج طاهر»، میهمان او میشود. وی مدتی در آنجا زندگی میکند تا اینکه در کنار نهر شهر، توسط دشمنان اهل بیت (ع) شناسایی و به شهادت میرسد و به وسیله علویون و میزبانش، حاج طاهر در محل فعلی - بر فراز کوه کوچکی که مشرف به علویجه است - مدفون میشود. به مرور زمان، شیفتگان و شیعیان علوی - با توجه به کراماتی که با توسل به روح پر فتوح او میبینند - بر فراز مرقد مطهرش گنبد و بارگاه مجللی بنا میکنند[۲۶].[۲۷]
امامزاده سید محمد بن موسی الکاظم (ع)
سید محمد بن موسی (ع)، از فرزندان امام کاظم (ع) میباشد که در خاور شهر تفرش در کوهی مدفون است که به مناسبت مزار همین امامزاده، آنجا مشهد نامیده میشود.
مشهد امامزاده محمد (ع)، از بناهای عصر صفویه و آراسته به کاشیکاری، تزئیینات، گچبری و نقاشی همان دوره است. این مزار دارای بقعه، مرقد، صندوق منبت کاری شده، گنبد و چند ایوان و صحن است. به نظر میرسد که بنای گنبد به سال ۹۵۰ هجری قمری آغاز، و به سال ۹۵۶ هجری قمری به پایان رسیده باشد. ولی قسمتی از تزئینات، همزمان بنیان ایوان سر در ورودی صحن در سال ۱۰۵۰ هجری قمری انجام یافته است[۲۸].[۲۹]
امامزاده سید ناصر (ع) و سید یاسر (ع)
در روستای گلستان شهرستان مشهد مقدس، آرامگاه دو تن از فرزندان امام موسی بن جعفر (ع) قرار دارد که به نام امامزاده سید ناصر (ع) و سید یاسر (ع) مشهور است.
نمای دیوار این بنا از جنس آجر و کاشی است و دو در ورودی به داخل بقعه دارد. یکی مستقیما به رواق بزرگی میرود که دو ضریح در آن واقع است و دیگری به کفشداری باز میشود و از آنجا به همان رواق راه دارد. تا چندی پیش، این مزار شهرت گستردهای نداشت و نامی از آنها در میان نبود، این بقعه مسجد محلی کوچکی به شمار میرفت و در آن دو ضریح چوبی سبز رنگ کوچک قرار داشت؛ اما با پی جویی برخی از مؤمنان و پژوهش در اسناد و مدارک، و پرسش از نسبشناسان و یافتن نام این دو برادر در کتاب کنز الانساب، و تحقیقات کافی از ادارات اوقاف و امور خیریه در این خصوص که آیا مزاری برای این دو تن در دیگر نقاط ثبت شده است یا خیر، آشکار شد که این بقعه تنها مزاری است که نام این دو برادر را بر خود دارد؛ بنابر این، برای متولیان بقعه تردیدی در درستی این امر باقی نماند. این گونه بود که این آرامگاه رونق یافت و جماعتی از خیر اندیشان محل، با معرفی مزار و اطلاع رسانی گسترده پیرامون آن، در ترمیم و نوسازی آن کوشیدند.
بر یک تابلو و با استناد به همان کتاب کنز الانساب، نام این دو بزرگوار در شمار فرزندان امام موسی بن جعفر (ع) ذکر شده است. در قاب طلایی دیگری که فردی به نام «حاج عباس الخضاری» آن را اهدا کرده، حاکم خوشنویس عراقی برای این دو برادر زیارتنامهای را به خط زیبای ثلث نوشته است. بر روی آینهای که در برابر ضریح قرار دارد، نیز نسب مدفونین در این بقعه به رؤیت زائران رسیده است. دو ضریح که تقریبا مانند هم میباشد، به طراحی «استاد محمود فرشچیان» و سرمایه یکی از شیعیان کویتی به نام «هاشم کمال»، در اصفهان ساخته شد که در سال ۱۳۸۲ بر مرقد این دو امامزاده نصب گردید. این مزار موقوفهای ندارد و همه امور آن از محل کمکها و نذورات مردمی تأمین میشود که از طریق پرداخت حضوری یا غیرحضوری هدایای خود را به این بقعه میدهند[۳۰].
منابع
پانویس
- ↑ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۴۱۵.
- ↑ مطالب السؤول، ص۲۹۳.
- ↑ الارشاد، ج۲، ص۲۴۴.
- ↑ تذکرة الخواص، ص۳۱۴-۳۱۵.
- ↑ اعلام الوری باعلام الهدی، ج۲، ص۳۶.
- ↑ سر السلسلة العلویه، ص۳۶.
- ↑ عمدة الطالب، ص۱۸۵-۱۸۷.
- ↑ کشف الغمه فی معرفة الائمه، ج۳، ص۴۱.
- ↑ مناقب آل ابیطالب، ج۳، ص۴۳۸.
- ↑ زهرة القول، ص۵۸.
- ↑ ر.ک: تحفة العالم، فرزندان امام کاظم(ع).
- ↑ محمدزاده، مرضیه، زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین، ص ۳۰۵.
- ↑ محمدی، حسین، رضانامه ص ۹۵.
- ↑ محمدی، حسین، رضانامه ص ۹۶.
- ↑ سادات متقدمه، گیلان، ص۲۳۹.
- ↑ محمدی، حسین، رضانامه ص۹۹.
- ↑ به نقل از: دائرة المعارف تشیع؛ ستاره پر فروغ آسمان کویر.
- ↑ محمدی، حسین، رضانامه، ص۱۰۱.
- ↑ مکاتیب الامام الرضا (ع)، ص۲۰۹.
- ↑ «خداوند به شما فرمان میدهد که امانتها را به صاحب آنها باز گردانید و چون میان مردم داوری میکنید با دادگری داوری کنید؛ بیگمان خداوند به کاری نیک اندرزتان میدهد؛ به راستی خداوند شنوایی بیناست» سوره نساء، آیه ۵۸.
- ↑ به نقل از: دائرة المعارف تشیع؛ ستاره پر فروغ آسمان کویر.
- ↑ محمدی، حسین، رضانامه ص ۱۰۱.
- ↑ ریاض الانساب، ج۲، ص۱۴۶؛ امامزادگان، ص۲۲.
- ↑ عربستان اصفهان به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم میشده است. عربستان شمالی تا گلپایگان و خوانسار امتداد داشت. عربستان جنوبی از اشن تا علویجه که و از آنجا تا گز و برخوار اصفهان امتداد داشت و این منطقه عرب نشین و محل سکونت سادات علوی در علویجه بود. این بخش در حال حاضر به نام بخش مهردشت معروف است.
- ↑ حیاة الامام موسی بن جعفر (ع)، ج۲، ص۴۳۷.
- ↑ الباب الانساب.
- ↑ محمدی، حسین، رضانامه ص ۱۰۳.
- ↑ سیری کوتاه در تاریخ تفرش و آشتیان، ص۹۵ و ۹۶.
- ↑ محمدی، حسین، رضانامه ص ۱۰۴.
- ↑ محمدی، حسین، رضانامه ص ۱۰۴.
| شجرهنامه امام موسی کاظم | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||