بنی کلاب بن عامر: تفاوت میان نسخهها
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۸: | خط ۱۸: | ||
علاوه بر نجد و [[شام]]، از [[عراق]] و شهرهای معروف آن [[کوفه]]<ref>ر.ک: هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۱۹ و ۳۲۲؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۳۶۳؛ ابن حبان، الثقات، ج۴، ص۳۶۱؛ ج۷، ص۱۶۴؛ ج۹، ص۳۸.</ref> و [[بصره]]<ref>ر.ک: هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۳۲؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۴۷۵؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۳، ص: ۱۲۲. نیز ر.ک: بلاذری، فتوح البلدان، ص۳۴۳.</ref> و نیز صحرای [[سماوه]]<ref>ر.ک: سمعانی، الانساب، ج۱۱، ص۱۸۴.</ref> و [[الأنبار]]<ref>ر.ک: سمعانی، الانساب، ج۱۱، ص۱۸۴.</ref> نیز، به عنوان منازل برخی از [[مردم]] این طایفه نام برده شده است. بنی عاصم -از [[طوایف]] بنی ربیعة بن کلاب بن ربیعه- از جمله ساکنان کلابی بصره بودند که از وجود مسجدی اختصاصی در این [[شهر]] برای این [[قوم]]، میتوان دریافت که آنان در این شهر از جمعیت قابل توجهی برخوردار بودند<ref>بلاذری، فتوح البلدان، ص۳۴۳.</ref>. ضمن این که از [[بحرین]] [قدیم]<ref>مسعودی، التنبیه و الاشراف، ص۳۴۰.</ref>، [[خراسان]]<ref>هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۳۰.</ref>، و ابرشهر معروف آن، [[نیشابور]]<ref>سمعانی، الانساب، ج۱۱، ص۱۸۴.</ref>، الفَیّوم [[مصر]]<ref>مقریزی، البیان و الاعراب عما بارض مصر من الاعراب، ج۱، ص۱۸.</ref> و بِلبیس در کرانههای شرقی مصر<ref>مقریزی، البیان و الاعراب عما بارض مصر من الاعراب، ج۱، ص۴۰. این شهر در ده فرسخی فسطاط در مسیر شام قرار داشته است. (یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۴۷۹)</ref> و نیز [[سرزمین روم]]<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۸۳.</ref> هم از دیگر مناطقی گزارش شده که پذیرای جمعی از [[مردم]] [[بنی کلاب]] بود. مقریزی از مناطق بینابینی [[عقبه]] [[کبیره]] و اسکندریه به عنوان [[مساکن]] جمعی از مردم بنی کلاب از [[طایفه]] بنی مقدم -که متشکل از دو تیره تُرکیه و [[اولاد]] [[فاید بن مقدم]] و [[سلام]] از [[فرزندان]] [[لبید بن علی بن هبة بن جعفر بن کلاب]] بودند،- نام برده است<ref>مقریزی، البیان و الاعراب عما بارض مصر من الاعراب، ج۱، ص۴۳-۴۴.</ref>. [[اندلس]] هم از دیگر مساکن دوران [[اسلامی]] این [[قوم]] به شمار آمده است<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۸۷؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۵، ص۴۹۱؛ ابن خلدون، تاریخ، ج۲، ص۳۷۲. به گزارش ابن حزم، جمعی از فرزندان صَمِیل بن حاتم در لخشَبَلِ شوادر در ناحیه جیان ساکن بودند. (ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۸۷)</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | علاوه بر نجد و [[شام]]، از [[عراق]] و شهرهای معروف آن [[کوفه]]<ref>ر.ک: هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۱۹ و ۳۲۲؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۳۶۳؛ ابن حبان، الثقات، ج۴، ص۳۶۱؛ ج۷، ص۱۶۴؛ ج۹، ص۳۸.</ref> و [[بصره]]<ref>ر.ک: هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۳۲؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۴۷۵؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۳، ص: ۱۲۲. نیز ر.ک: بلاذری، فتوح البلدان، ص۳۴۳.</ref> و نیز صحرای [[سماوه]]<ref>ر.ک: سمعانی، الانساب، ج۱۱، ص۱۸۴.</ref> و [[الأنبار]]<ref>ر.ک: سمعانی، الانساب، ج۱۱، ص۱۸۴.</ref> نیز، به عنوان منازل برخی از [[مردم]] این طایفه نام برده شده است. بنی عاصم -از [[طوایف]] بنی ربیعة بن کلاب بن ربیعه- از جمله ساکنان کلابی بصره بودند که از وجود مسجدی اختصاصی در این [[شهر]] برای این [[قوم]]، میتوان دریافت که آنان در این شهر از جمعیت قابل توجهی برخوردار بودند<ref>بلاذری، فتوح البلدان، ص۳۴۳.</ref>. ضمن این که از [[بحرین]] [قدیم]<ref>مسعودی، التنبیه و الاشراف، ص۳۴۰.</ref>، [[خراسان]]<ref>هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۳۰.</ref>، و ابرشهر معروف آن، [[نیشابور]]<ref>سمعانی، الانساب، ج۱۱، ص۱۸۴.</ref>، الفَیّوم [[مصر]]<ref>مقریزی، البیان و الاعراب عما بارض مصر من الاعراب، ج۱، ص۱۸.</ref> و بِلبیس در کرانههای شرقی مصر<ref>مقریزی، البیان و الاعراب عما بارض مصر من الاعراب، ج۱، ص۴۰. این شهر در ده فرسخی فسطاط در مسیر شام قرار داشته است. (یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۴۷۹)</ref> و نیز [[سرزمین روم]]<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۸۳.</ref> هم از دیگر مناطقی گزارش شده که پذیرای جمعی از [[مردم]] [[بنی کلاب]] بود. مقریزی از مناطق بینابینی [[عقبه]] [[کبیره]] و اسکندریه به عنوان [[مساکن]] جمعی از مردم بنی کلاب از [[طایفه]] بنی مقدم -که متشکل از دو تیره تُرکیه و [[اولاد]] [[فاید بن مقدم]] و [[سلام]] از [[فرزندان]] [[لبید بن علی بن هبة بن جعفر بن کلاب]] بودند،- نام برده است<ref>مقریزی، البیان و الاعراب عما بارض مصر من الاعراب، ج۱، ص۴۳-۴۴.</ref>. [[اندلس]] هم از دیگر مساکن دوران [[اسلامی]] این [[قوم]] به شمار آمده است<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۸۷؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۵، ص۴۹۱؛ ابن خلدون، تاریخ، ج۲، ص۳۷۲. به گزارش ابن حزم، جمعی از فرزندان صَمِیل بن حاتم در لخشَبَلِ شوادر در ناحیه جیان ساکن بودند. (ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۸۷)</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | ||
==تاریخ جاهلی بنی کلاب== | |||
بنی کلاب نیز بمانند دیگر شعب [[قبیله]] بزرگ [[هوازن]]، در [[دوران جاهلی]] به مقتضای [[منافع اجتماعی]] و [[سیاسی]] خود تعاملاتی را با دیگر اقشار مردم از [[طوایف]] و [[قبایل]] گوناگون از جمله، [[غطفان]]، [[تمیم]]، [[کنانه]] و [[بنی ضبه]] [[تجربه]] کرده بودند. تاریخ جاهلی این قبیله نیز بمانند غالب قبایل دیگر شبه جزیره، بیشتر به [[نبرد]] و جنگهای خونین با دیگر [[اقوام عرب]] گذشت؛ چندان که منابع از چالشها و ستیزههای طولانی آنان با [[بنو تمیم]] و غطفان و دیگر قبایل [[عرب جاهلی]] گزارشها به ثبت رساندهاند. از مهمترین و مشهورترین این زد و خوردهای جاهلی میتوان به نبردهای متعدد آنان با [[قبیله غطفان]] که از شمال با بنی کلاب و دیگر [[قبایل هوازن]] هم [[مرز]] بود اشاره کرد. از جمله این ستیزهها، «[[یوم]] مَنعِج» است<ref>ابن اثیر، الکامل، ج١، ص۵۵۶؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۶، ص۴؛ ابوعبیده معمر بن مثنی، ایام العرب قبل الاسلام، ج۱، ص۴۵۷. حموی «یوم منعج» را از ایام یربوع بن حنظله از بنی تمیم و بنی کلاب برشمرده است. (یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۲۱۳)</ref>. [[یوم]] النفراوات<ref>ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۶، ص۵-۶؛ جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۱۰، ص۳۱.</ref>، یوم بطن [[عاقل]] و کشته شدن [[خالد بن جعفر]] -[[رییس]] [[هوازن]]- توسط [[حارث بن ظالم]]<ref>ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۶، ص۷؛ السویدی، سبائک الذهب فی معرفة قبائل العرب، ص١١۴.</ref>، «یوم الرَقَم»<ref>ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۶، ص۲۶؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۸۴؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج١، ص۶۴٢ - ۶۴٣.</ref>، «یوم النباه (النباءه -النتأه)» و تلاش [[بنی عامر]] جهت [[انتقام]] یوم الرقم<ref>ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۶، ص۲۶؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج١، ص۶۴۶.</ref>، «یوم القرنتین»<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۰۳؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۳۳۱؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۸۸۸.</ref>، و «یوم ساحوق» که با [[شکست]] سنگین بنی عامر و طوایفش و کشته شدن بسیاری از آنان همراه بود<ref>عبدالله البکری، معجم ما استعجم، ج۱، ص۲۲۶؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج١، ص۶۴۴.</ref>، هم، از دیگر جنگهای معروف این [[قبیله]] با [[غطفان]] است<ref>عباس بن غالب بجران العصیمی، «قبیلة هوازن نسبها ودورها السیاسی والإجتماعی حتی نهایة العصر الاموی»، ص۸۷-۹۶.</ref>. | |||
آنان نبردهایی چون: «یوم شعب جَبَله» (۵۷ سال پیش از [[اسلام]])<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۲، ص۱۷۲-۱۷۳؛ ابو عبیده، النقائض، ج٢، ص۸۲-۹۵؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۶، ص۸-۱۰؛ ابن اثیر الکامل، ج١، ص۵٨٣-۵۸۵.</ref>، «یوم ذی نَجَب»<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۲، ص۱۲۳؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۶، ص۸-۱۰؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج١، ص۵٩۵-۵٩۶.</ref>، «یوم الرَّغام»<ref>أبو عبیده، النقائض، ج١، ص٢٩۴-٢٩۵؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۱۴۷.</ref> و «[[یوم رحرحان]]»<ref>ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۶، ص۸-۹؛ جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۱۰، ص۳۱.</ref> را با [[همسایه]] شرقی خود [[بنی تمیم]]، به راه انداختند و با [[بنی محارب بن خصفة بن قیس بن عیلان]] در «[[جنگ]] شواحط» رو در رو شدند<ref>ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۶، ص۲۷.</ref>. آنان همچنین نبردهایی را با [[بنی اسد بن خزیمه]] داشتند<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۱، ص۱۷۵-۱۷۷؛ ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۵، ص۲۴۱؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۹۲۵. در توصیف یکی از این جنگها چنین آمده است: در دوران جاهلی بنی اسد بن خزیمه بر بنی ابوبکر بن کلاب حمله بردند و در این حمله برثن بن ابی ربیعة بن عبد بهدست ابن ضبّاء بن کلب کشته شد. بنی اسد، بنی کلاب را به تربة وادی ای در نزدیکی مکه راندند. کعب بن ابی ربیعه برادر برثن پس از آگاهی از این امر، بنی کلاب را به یاریطلبید. بنی کلاب به یاریاش شتافتند و از بنی بکر تنها بنی عبد بن ابوبکر -همطایفهای او- حاضر شدند. آنها بر ابن ضباء قاتل برثن دست یافتند و او را دستبسته به ابی ربیعة بن کعب یا به نقلی به ربیعة بن عمرو بن عبد سپردند. او ابن ضباء را مورد ضرب و شتم قرار داد تا حدی که گمان کرد که او کشته شد. پس بند او گشود و او را رها کرد. ابن ضباء با اندک رمقی که داشت خود را به قوم خود رساند. اندکی بعد جمعی از مردم بنی جعفر بن کلاب که به مجاورت قبیله او آمده بودند و در کنار آنها ساکن شده بودند، او را در پناه خود گرفتند و گفتند: بنی کلاب فکر کردهاند که از تو انتقام گرفتهاند و حال آنکه تو زندهای. تا این که پس از گذشت یک سال، گروهی دیگر از بنی کلاب از طوایف بنی جعفر و بنی عبدالله بن کلاب در پاییندست تربة ساکن شدند. در این زمان کعب بن ابی ربیعه -برادر برثن- مالک بن ربیعة بن عبدالله بن ابوبکر بن کلاب را که داماد بنی جعفر بود نزد خود خواند و از او خواست تا وی را به ابن ضباء برساند. ابن ضباء و به نقلی جدار بن عامر بن کعب بن کلاب، کعب را تا اقامتگاه ابن ضباء راهنمایی کرد و کعب هم در فرصتی مناسب نیزهای بر ابن ضباء زد و او را هلاک کرد و به قومش ملحق شد. بنی جعفر پس از اطلاع یافتن از قتل او، اجتماع کردند. در این هنگام مالک بن ربیعة بن عبدالله نزدشان رفت و گفت که کعب انتقام کشته خود را گرفت و حاضر است دیه او را که چهل شتر است را میپردازد. او سپس پسرش را رهن این کار قرار داد. کار بالا گرفت و عوف بن احوص بن جعفر که در آن زمان به جنگ رفته بود، چون خبر قتل ابن ضباء را شنید به موطن خود بازگشت و ربیعة بن کعب را دستگیر کرد. مالک بن ربیعه از بنی جعفر خواست تا از میان دریافت دیه -که وعدهاش را داده بود- و انتقام از ربیعة بن کعب یکی را برگزینند و آنها هم دیه را پذیرفتند و ربعه را رها کردند.</ref> که از مهمترین آنها میتوان از جنگهای «[[یوم]] النسار»<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۸۴.</ref> و «یوم ذی علق»<ref>هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۱۸؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۸۵؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۴۱.</ref> یاد کرد. [[بنی ضبه]] هم که در شمار [[قبایل]] [[خندف]] و از [[فرزندان]] [[ضبه بن اد]] -عموزادههای [[بنی تمیم]]- بودند<ref>ابن حزم، جمهرة أنساب العرب، ص۴٨٠.</ref>، و از جانب شمال شرق با [[بنی کلاب]] و دیگر [[قبایل هوازن]]، [[همسایه]] بودند هم، از دیگر قبایلی بودند که برخوردهایی را با [[قبیله هوازن]] در [[دوران جاهلی]] [[تجربه]] کردند. «یوم دارة مأسَل»<ref>ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۶، ص۴۳.عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۲، ص۶۶۱.</ref>، «یوم [[قارب]]»<ref>عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۲، ص۶۶۱.</ref>، «یوم غول»<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۲۲۰؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۲، ص۶۶۱.</ref>، و «[[یوم السُلان]]» از جمله جنگهای مشهوری است که [[مورخان]] وقوع آن را بین [[هوازن]] از یک سو و بین بنی ضبة بن ادّ، [[رباب]]، [[تمیم]] و نیز [[نعمان بن منذر]] -[[حاکم حیره]]- از طرف دیگر، گزارش کردهاند<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۳۹-۶۴۰؛ جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۱۰، ص۲۳-۲۴. یاقوت حموی این جنگ را بین بنی ضبه و بنی عامر دانسته است. (یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۲۳۵)</ref>. | |||
بنی کلاب -در کنار دیگر قبایل قبایل هوازن- با [[بنی کنانه]] نیز ارتباط وثیقی داشتند. [[قبیله کنانه]] یکی از [[قبایل مضر]] بود که بین آنها و قبیله هوازن -به ویژه بین ثقیف- چه از نظر [[ازدواج]] و چه از نظر مجاورت در منازل، پیوندهای محکمی وجود داشت، اما این امر مانع از بروز تنش در ارتباط بین آنها به ویژه در فصول برگزاری [[بازار]] [[عکاظ]] در منطقه نشد. درگیریهایی که در این فصول بین آنها رخ داد، در [[تاریخ]] به «[[جنگ فجار]]» معروف شده است. از مجموعه [[جنگهای فجار]] در سه [[جنگ]]: [[فجار]] [[بدر بن مشعر]]<ref>ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۶، ص۸۸-۸۹؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۵۸۹؛ أبو الفرج اصفهانی، الاغانی، ج۲۲، ص۳۰۷.</ref>، [[فجار المرأه]]<ref>ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۶، ص۹۰؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج١، ص۵٨٨-۵٨٩؛ أبو الفرج اصفهانی، الاغانی، ج۲۲، ص۳۰۸.</ref> و [[فجار القرد]]<ref>ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۶، ص۹۰-۹۱؛ أبو الفرج اصفهانی، الاغانی، ج۲۲، ص۳۰۸.</ref>، [[بنی کنانه]] و [[قبایل هوازن]] -از جمله [[فرزندان]] کلاب به ربیعه- طرفهای دعوا قرار گرفتند که با زد و خوردهای مختصری کار به اتمام رسید. [[یوم الشمطه]]<ref>أبو الفرج اصفهانی، الاغانی، ج۲۲، ص۳۱۴ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۶، ص۱۰۶. نیز بنگرید: ابن حبیب، المنمق، ص۱۸۲.</ref>، [[یوم العبلاء]]<ref>ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۶، ص۱۰۶. نیز بنگرید: ابن حبیب، المنمق، ص۱۸۲؛ أبو الفرج اصفهانی، الاغانی، ج۲۲، ص۳۱۴.</ref>، [[یوم الشرب]]<ref>أبو الفرج اصفهانی، الاغانی، ج۲۲، ص۳۱۴؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۶، ص۱۰۷.</ref> و [[یوم الحریره]]<ref>أبو الفرج اصفهانی، الاغانی، ج۲۲، ص۳۱۴؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۶، ص۱۰۸.</ref> هم از دیگر [[جنگها]] و [[منازعات]] معروف قبایل هوازن -از جمله [[بنی کلاب]]- با [[کنانه]] است. | |||
[[روابط خصمانه]] بنی کلاب و دیگر [[طوایف]] [[هوازن]] با [[قبیله]] [[بنی حارث بن کعب]] -از فروعات [[قبیله مذحج]]- هم از دیگر [[اخبار]] تعاملات این [[قوم]] با [[قبایل]] همجوار در [[دوران جاهلی]] برشمرده شده است. منازل [[مذحج]] در بخش جنوبی [[سرزمین]] [[بنی عامر]] قرار داشت و بنی عامر و طوایفش حملات مکرر و بسیاری را به این قبیله انجام میدادند. تلاش مذحج برای دفع این حملات منجر به جنگ بزرگی به نام «فَیف الریح» گردید<ref>أبو عبیده، النقائض، ج۱، ص۳۳۷ - ۳۳۸؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۳، ص۲۵۳؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۳۲-۶۳۴. نیز ر.ک: یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۲۸۵.</ref>. بنی کلاب همراه با قبیله [[مادری]] خود [[بنی عامر بن صعصعه]] و هوازن نبردهای دیگری هم با دیگر قبایل همجوار خود داشتند که در برخی منابع بدان اشاره شده است<ref>من باب نمونه ر.ک: ابوالفرج اصفهانی، اغانی، ج۱۵، ص۲۴۱؛ ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۷، ص۴۱۴؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۲، ص۷۰۹.</ref>. | |||
علاوه بر [[مخاصمه]] با دیگر قبایل، [[ستیزه]] درون قبیلگی [[بنی کلاب]] با یکدیگر و نیز دیگر [[طوایف]] مختلف بنیعامر هم، از دیگر مواقع [[تاریخ]] [[جاهلی]] این [[قوم]] است که باید بدان پرداخت. این [[اختلافات]] در [[عصر جاهلی]]، جنگهایی را رقم زد که ایام: «[[یوم]] الفتاة» -[[روز]] [[غلبه]] طوایف [[بنیعامر]] بر [[بنیخالد بن جعفر بن کلاب]]-<ref>عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۳۲۸.</ref>، «یوم هرامیت»<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۳۹۶؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۲، ص۶۶۰؛ جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۸، ص۱۱۳.</ref> و «یوم حرابیب»<ref>عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۱۹۵.</ref> هر دو میان بنیضباب و بنیجعفر بن کلاب و [[نبرد]] [[فرزندان]] [[رؤاس بن کلاب]] با [[بنی عقیل بن حبیب]] -که سالها پس از [[هجرت]] [[نبی مکرم اسلام]]{{صل}} به [[مدینه]] انجام گرفت-<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۲۹؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۵، ص۹۰.</ref> از جمله آن است. | |||
[[روابط اجتماعی]] بنی کلاب در ایام [[جاهلیت]] محدود به [[جنگ]] نبود. [[احلاف]] و پیمانهای میان قبیلگی، بخشی از برنامههای هر [[قبیله]] در [[حفظ]] [[بقاء]] و صیانت از [[منافع]] خود بود. از جمله احلاف و پیمانهای شناخته شده جاهلی بنی کلاب و دیگر طوایف [[بنی عامر بن صعصعه]] با قبایل همجوار میتوان به [[پیمانهای نظامی]] ایشان با [[بنی عبس]] در یوم شعب جبله<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۵۸۳.</ref>، [[یوم رحرحان]]<ref>ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۶، ص۱۰.</ref> و یوم النباءه<ref>ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۶، ص۲۶.</ref>، [[همپیمانی]] با [[پادشاه]] کنده در ذی نجب<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۵۹۵.</ref>[[اتحاد]] با [[بنی تمیم]] در یوم نسار<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۱۸.</ref>، همپیمانی با [[بنی ضبه]] پس از پایان گرفتن جنگ داحس و غبراء<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۵۸۱.</ref> و اتحاد با [[بنی قیس]] در نبرد با [[تمیمیها]]<ref>ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۶، ص۴۱.</ref> و در جنگ [[فجار براض]]<ref>ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۶، ص۱۰۵.</ref> اشاره کرد. آنان همچنین، در کنار ستیزههای [[جاهلی]] خود با [[قبایل]] مختلف، روابط خوبی با برخی [[همسایگان]] خود به ویژه [[قبیله قریش]] داشتند. ازدواجهای فراوانی که بین این دو [[طایفه]] -که در بالاترین سطوح انجام میگرفت- نشان از [[استحکام]] این رابطه در پیش و پس از [[اسلام]] دارد. از جمله این ازدواجهای جاهلی که در واقع کارکردی مشابه پیمانهای میان قبیلگی داشتند و پشتوانهای برای استحکام روابط فیما بین [[قبائل]]، محسوب میشدند، میتوان از پیوندهای سببی دختر [[کلاب بن ربیعه]] با [[شمخ بن محارب بن فهر]]<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۱، ص۶۱.</ref>، [[ازدواج]] تعجز یا نعجه بنت عبید بن رؤاس با [[عبد شمس بن عبدمناف بن قصی]]<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۱ و ج۴، ص۱۳۵؛ مصعب زبیری، نسب قریش، ص۹۷.</ref> و [[پیمان]] [[زناشویی]] [[فاطمه بنت عبدشمس بن عبدمناف]] با جعفر بن کلاب<ref>هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۱۵؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۸۴.</ref> یاد کرد<ref>ضمن این که از مهمترین این ازدواجها میتوان از پیوند جاهلی مجد بنت تمیم بن غالب بن فهر با ربیعة بن عامر بن صعصعه -مادر کلاب و کعب و کلیب و عامر و... فرزندان ربیعه- اشاره کرد. از همین روی، برخی منابع فرزندان او را به جهت همین انتساب، داخل در حمس کردند. (هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۱۳-۳۱۴)</ref>. پیوندهای نسبی این دو [[قوم]] در دوران پس از اسلام نیز کماکان تداوم یافت که ازدواج [[رسول خدا]]{{صل}} با یک تن از [[زنان]] [[بنی کلاب]] به نام عالیه بنت [[ظبیان]] بن عمرو کلابیه از آن جمله است<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۹۳؛ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۸۵؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۶۱۱.</ref>. ایشان همچنین با زنی به نام [[کلابیه]]-که به نقلی، نامش [[فاطمه بنت ضحاک بن سفیان کلابی]] و به نقلی دیگر [[عمره بنت یزید بن عبید]] بن رواس و برخی نام او را عالیه بنت ظبیان بن عمرو و بعضی [[سنا دختر سفیان بن عوف]] و بعضی هم او را با اسامی دیگر خواندهاند-<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۱۲؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۶۱۱؛ تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع، ج۶، ص۹۸.</ref>، پیمان زناشویی بست اما پیش از این که کار به ازدواج بکشد، بواسطه [[استعاذه]] این [[زن]] از [[پیامبر]]{{صل}}، به جدایی منجر شد. برخی نیز عالیه و کلابیه را یک نفر دانستند که در اسامی آنها [[اختلاف]] شده است<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۱۲؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۶۱۱؛ حاکم نیشابوری، مستدرک، ج۴، ص۳۵.</ref>. پیمانهای زناشویی: [[ام البنین]] دختر [[حزام بن خالد]] با امیرالمؤمنین علی{{ع}}<ref>مصعب زبیری، نسب قریش، ص۴۳؛ مسعودی، التنبیه و الاشراف، ص۲۵۸؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۸۷.</ref>، [[ام الحسن بنت کعب بن عبدالله کلابیه]] با [[عبدالله بن جعفر]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، خامسه۲، ص۶.</ref>، ام حبان [[فاطمه بنت عبدالله بن عامر]] با [[حسن بن حسن بن علی]]{{ع}} -جد [[شهید فخ]]-<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۴۴۳.</ref>، [[عبدالله بن حسن بن حسن بن علی]]{{ع}} با [[امامه دختر عصمت بن عبدالله بن حنظله]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۴۴۰.</ref>، ام البنین دختر ثغر (عمرو) بن هصار با [[عقیل بن ابوطالب]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۳۱. نیز ر.ک: مصعب زبیری، نسب قریش، ص۸۴.</ref>، ازدواج فارعه دختر [[مسلم بن زراره]] با [[محمد بن منذر بن زبیر بن عوام]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۳۶۲.</ref>، [[مطلب بن عبدالله بن مطلب مخزومی]] با ام قاسم دختر [[وهب بن بشر بن عامر]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۳۳۱.</ref>، [[رافع بن خدیج بن رافع]] با لبنی دختر [[قرة بن علقمة بن علاثه کلابی]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۱۹۷.</ref>، [[سعید بن عاص بن سعید قریشی]] با سه تن از [[بانوان]] کلابی: [[ام حبیب]] دختر [[بجیر بن عامر]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۲۳.</ref>، [[ام سلمه]] دختر [[حبیب بن بجیر بن عامر]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۲۲.</ref> و دختر [[سلمة بن قیس بن علاثه]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۲۲.</ref>، و نیز ازدواج [[یحیی بن سعید بن عاص بن سعید]] با [[ام سلمه بنت حلیس بن حبیب کلابی]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۱۸۴.</ref>، [[عمرو بن سعید بن عاص قریشی]] با [[عایشه]] دختر [[مطیع بن ذی اللحیه کلابی]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۱۸۴.</ref>، [[عبدالعزیز بن مروان بن حکم]] با [[لیلی]] دختر [[سهل بن حنظله]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۱۸۳؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۸، ص۶۵؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۸۵.</ref>، [[مغیرة بن عبدالرحمن بن حارث قریشی]] با ام یزید بنت اشعث<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۱۶۲.</ref> و قطیّة دختر [[بشر بن عامر]] با [[مروان بن حکم]]<ref>هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۱۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۲۶؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۸۶.</ref> هم از دیگر پیوندهای سببی به ثبت رسیده این [[قوم]] با [[قبیله قریش]] در دوران [[اسلامی]] است. | |||
از دیگر ازدواجهای [[جاهلی]] [[بنی کلاب]] با [[قبایل]] دیگر [[عرب]] میتوان از [[ازدواج]] جعفر بن کلاب با [[خبیه بنت ریاح بن یربوع غنوی]]<ref>هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۱۴؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۸۴.</ref> و ازدواج [[نفیل بن عمرو بن کلاب]] با [[غنی بنت جراء غنوی]]<ref>هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۲۰.</ref> از [[بنی غنی بن اعصر]] -از قبایل [[قیس بن عیلان]]- و نیز ازدواج [[خالد بن جعفر]] با [[بره بنت مرة بن اضبط تمیمی]]<ref>هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۱۷.</ref> و [[عبد بن ابوبکر بن کلاب]] با [[هند بنت عمرو بن جابر]]<ref>هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۲۲.</ref> از [[بنی تمیم]] یاد کرد. ضمن این که ازدواج جعفر بن کلاب با [[ماریه بنت عبدالله بن شیطان]] از [[قبیله نخع]]<ref>هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۱۶.</ref> و پیمانهای [[زناشویی]] [[عمرو بن عبد بن ابوبکر بن کلاب]] با دختری به نام [[بجیله]] از [[قبیله]] [[بنی بجیله]]<ref>هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۲۳.</ref> و [[کعب بن ابوبکر بن کلاب]] با [[هند بنت عمرو بن جابر]] از [[بنی فزاره]]<ref>هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۳۶.</ref> از دیگر ازدواجهای جاهلی این قوم با [[اقوام عرب]] است. بدین ترتیب، [[هوازن]] داییهای بسیاری از مشاهیر [[قریش]]، از جمله [[عباس بن علی بن ابی طالب]]{{ع}}<ref>مادرش را ام البنین دختر حزام بن خالد گفتهاند. (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۴؛ مصعب زبیری، نسب قریش، ص۴۳؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۸۷)</ref>، [[علی بن حسن مثلث]] -پدر [[شهید فخ]]-<ref>مادرش ام حبان فاطمه بنت عبدالله بن عامر بود. (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۴۴۳)</ref>، حبیب و امیة الاکبر [[فرزندان]] [[عبدشمس بن عبدمناف]]<ref>نام مادرشان تعجز یا نعجه بنت عبید بن رؤاس بود. (مصعب زبیری، نسب قریش، ص۹۷؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۱)</ref>، [[بشر]] و عبدالرحمن -فرزندان [[مروان بن حکم]]-<ref>مادرشان قطیّة دختر بشر بن عامر نام داشت. (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۲۶)</ref> و بسیاری دیگر محسوب میشوند<ref>ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۳۱؛ ج۵، ص۲۲، ۲۳، ۲۶، ۱۸۴ و...؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۱، ص۶۱ و....</ref>. کما این که [[قریش]] هم، داییهای برخی از مشاهیر [[بنی کلاب]] همچون [[عوف بن جعفر بن کلاب]]<ref>مادرش فاطمه بنت عبدشمس بن عبدمناف نام داشت. (هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۱۵؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۸۴)</ref> و... به شمار رفتهاند. | |||
بنی کلاب در [[عهد]] [[جاهلی]] از تاثیرگذارترین [[قبایل]] [[بنی عامر بن صعصعه]] و بلکه یک شاخه بالاتر، کل [[قبیله هوازن]] بودند. چندان که نقل است در [[دوران جاهلیت]]، قبیل [[هوازن]] تنها به [[ریاست]] چهار نفر [[اجتماع]] کردند؛ این چهار نفر که [[خالد بن جعفر بن کلاب]]، [[عروة الرحال بن عتیبة بن جعفر]]، [[احوص بن جعفر]] و [[عامر بن مالک جعفر]] نام داشتند، همگی از [[قبیله]] بنی کلاب و از [[طایفه]] بنی جعفر بن کلاب بودند<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۲۵۳-۲۵۴.</ref>. [[ابن حبیب بغدادی]] در بخش دیگر کتاب خود از خالد بن جعفر بن کلاب و احوص بن جعفر به عنوان جراران [[مضر]] یاد کرده که در جنگهای بزرگی همچون [[یوم]] النفراوات و یوم شعب جبله [[قوم]] خود را [[رهبری]] کردند<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۲۴۹.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
نسخهٔ ۲۵ نوامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۱:۱۳
موضوع مرتبط ندارد - مدخل مرتبط ندارد - پرسش مرتبط ندارد
نسب قوم
بنی کلاب در شمار قبایل عدنانی[۱] و از فروعات و شاخههای قبیله بنی عامر بن صعصعهاند که نسب از کلاب بن ربیعة بن عامر بن صعصعة بن معاویة بن بکر بن هوازن بن مسعود بن عکرمة بن حفصة بن قیس بن عیلان میبرند[۲]. کلاب بن ربیعه ده پسر[۳] به اسامی جعفر، معاویه (ضباب)[۴]، ربیعه، عبید (أبو بکر)، عمرو، عامر، رؤاس (رواس)[۵]، أضبط، عبدالله و کعب داشت[۶] که هر یک، بعدها سرشاخههای بزرگ قبیله بنی کلاب بن ربیعه به همین نام یعنی: بنی جعفر بن کلاب[۷]، بنی معاویة بن کلاب (ضباب)[۸]، بنی ربیعة بن کلاب[۹]، بنی ابو بکر (بنی عبید) بن کلاب[۱۰]، بنی عمرو بن کلاب[۱۱]، بنی عامر بن کلاب[۱۲]، بنی رواس بن کلاب[۱۳]، بنی اضبط بن کلاب[۱۴]، بنی عبد الله بن کلاب[۱۵] و بنی کعب بن کلاب[۱۶] قرار گرفتند. ضمن این که از مهمترین زیر شاخههای این قبیله هم میتوان از طوایف بزرگی چون: بنی مالک بن جعفر بن کلاب[۱۷]، بنی أحوص بن جعفر بن کلاب[۱۸]، بنی خالد بن جعفر بن کلاب[۱۹]، بنی عبد بن ابوبکر بن کلاب[۲۰]، بنی کعب بن ابوبکر بن کلاب[۲۱]، بنی عبدالله بن ابوبکر بن کلاب[۲۲]، بنی ربیعه مجنون بن عبدالله[۲۳]، بنی جحش بن کعب بن ابوبکر[۲۴]، بنی أصم بن عامر بن کلاب[۲۵]، بنی کعب بن عامر بن کلاب[۲۶]، بنی طریف بن عامر بن کلاب[۲۷]، بنی عقیل بن عامر بن کلاب[۲۸]، بنی بجیر بن ربیعة بن کلاب[۲۹]، بنی عبید بن ربیعة بن کلاب[۳۰]، بنی نفیل بن ربیعة بن کلاب[۳۱]، بنی وبر بن اضبط بن کلاب[۳۲]، بنی نفیل بن عمرو بن کلاب[۳۳]، بنی بجاد بن رؤاس بن کلاب[۳۴]، بنی بجید بن رؤاس بن کلاب[۳۵]، بنی عبید بن رؤاس بن کلاب[۳۶]، بنی عامر بن کعب بن کلاب[۳۷]، بنی وهب بن کعب بن کلاب[۳۸]، بنی عامر بن عبدالله بن کلاب[۳۹]، بنی عمرو بن عبدالله بن کلاب[۴۰]، بنی الصموت عبدالله بن کلاب[۴۱]، بنی ضبیعة الأغر بن عبدالله[۴۲]، بنی دودان[۴۳]، بنی الوحید بن کعب[۴۴]، بنی طهمان بن عمرو[۴۵]، بنی قرط بن عبید[۴۶]، بنی قریط بن عبد[۴۷] و... یاد کرد. لازم به ذکر است که طایفهای دیگر در قبیله بنی تیم الله -از طوایف بنی بکر بن وائل- با نام مشابه بنی کلاب بن عامر بن مالک وجود دارد[۴۸] که عدم اشتباه و خلط مطالب، دقت دو چندان محققین محترم را میطلبد.[۴۹]
مساکن و منازل بنی کلاب
موطن نخستین بنی کلاب قرقگاه بنی ضریه -در بین مسیر مکه به بصره- ربذه -در اطراف مدینه- فدک و عوالی بود[۵۰]. ضمن این که از «یَمامه»[۵۱] و «تُربه» -در نزدیکی مکه- هم[۵۲]، به عنوان دیگر مناطق مسکونی آنها در شبه جزیره عربستان یاد شده است. أحسن یا معدن الاحسن نیز از قرای معروف بنی کلاب در این منطقه بود. این روستا که بین یمامه و ضریه قرار داشت، از منازل بنی ابوبکر بن کلاب بود و در آن قلعه و معدن طلا قرار داشت[۵۳]. أَصَم که شامل دو منطقه «اصم الجلحاء» و «اصم السمره» میشد[۵۴]، بطن اللُّوی[۵۵]، هَردَه[۵۶]، بنی نفثه[۵۷]، هرکنه[۵۸]، عامة السّی[۵۹]، مَطالی[۶۰]، مَضاجِع[۶۱]، رُقَق[۶۲] و فالق در نجد[۶۳] هم از دیگر سرزمینها و مناطقی بود که به بنی کلاب و طوایفش تعلق داشت. ضمن این که از کوههای آنها نیز میتوان به ارتفاعات أَذُن[۶۴]، ایواز[۶۵]، بَلیح[۶۶]، اخارج[۶۷]، قوائم[۶۸]، راهِض[۶۹]، ثخب -کوهی در نجد که در آن معدن طلا و معدن «جزع» (نوعی عقیق رنگارنگ) استخراج میشد-[۷۰]، ذات السَّواسی[۷۱]، ثُعالِبات[۷۲] و الثُّوَیر[۷۳] و از درههای آنها الرُمَه -بزرگترین وادی سرزمین نجد-[۷۴]، و از آبهایشان به: زَباب[۷۵]، صعصعیّه[۷۶]، خَذیفه (خذیقه)[۷۷]، مُرَیخ[۷۸]، مِذعَر[۷۹]، حرامیه[۸۰]، مدعا (مدعی)[۸۱]، باسره[۸۲]، اَخطَبه[۸۳] أرأَسَه[۸۴]، اُرَیکه[۸۵]، اسوَرَه[۸۶]، أوسَج[۸۷]، بجاده[۸۸]، برقانیه[۸۹]، ثلماء[۹۰]، جَهضَمیه[۹۱]، حَوضاء[۹۲]، شُقَیق[۹۳]، صُعَق[۹۴]، فَیاشل[۹۵]، قُشاره[۹۶] و... اشاره کرد.
ورنر کاسکل (م. ۱۹۷۰ میلادی) در مقاله خود بر این اعتقاد است که بنب کلاب پیش از اسلام به منطقهای در نزدیکی درعیه مهاجرت کردند و در مناطقی که بین درعیه و تربه امتداد داشت، سکونت گزیدند. او در این مقاله، سرزمین بنی کلاب را از شرق با قبایل تمیم و رباب، از شمال شرقی با بنی اسد، از شمال و شمال غربی با بنی غطفان، از جنوب غربی با سلیم و هوازن و از جنوب با ختام و قبایل مختلف یمنی محدود دانسته است[۹۷].
با ظهور اسلام و انجام فتوحات اسلامی در منطقه شام، طوایفی از بنی کلاب، از جمله: بنی ابوبکر، بنی عمرو، بنی عبدالله، بنی معاویه (ضباب) و احتمالاً بنی جعفر، به این منطقه مهاجرت کردند و در منطقه غربی دره فرات شمالی (جزیره فراتیه) در جند قناصرین (منطقه نظامی خالکیذا) مستقر گردیدند[۹۸]. در پی این مهاجرت، که اولین موج بزرگ مهاجرت بنی کلاب به سوریه و شام به شمار رفته است[۹۹]، موج بزرگ دومی از مهاجرت قبایل بنی کلاب هم، -که به احتمال عمده آنان را شاخه بنی عمرو بن کلاب تشکیل میدادند- در طول قرن سوم هجری (قرن نهم میلادی)، از شبه جزیره عربستان به این منطقه صورت گرفت. بدین ترتیب، بنی کلاب در اوایل قرن چهارم هجری (دهم میلادی) خود را به عنوان قبیله غالب در منطقه شمال دشتهای پالمیرا و غرب فرات تثبیت کردند[۱۰۰]. در آن زمان، سومین موج بزرگ مهاجران فرزندان کلاب، که عمدتاً از طایفه بنی ابوبکر بن کلاب بودند، به شمال سوریه انجام گرفت[۱۰۱]؛ ابن عدیم، وقایعنگار قرون وسطایی حلب، این کوچ کلابیها را به سال ۹۳۲ میلادی نسبت میدهد و اظهار میدارد که اعضای قبایل، بیشتر، از قبایل ابوبکر از شاخههای بنی صبایا و بنی ذیبه بودند[۱۰۲]. در نتیجه این هجرت، بنی ابوبکر بن کلاب از حیث جمعیت و تعداد، بر گروه بنی عمرو بن کلاب برتری محسوسی یافتند و توانستند بر اوضاع منطقه مسلط شوند[۱۰۳].[۱۰۴]
علاوه بر نجد و شام، از عراق و شهرهای معروف آن کوفه[۱۰۵] و بصره[۱۰۶] و نیز صحرای سماوه[۱۰۷] و الأنبار[۱۰۸] نیز، به عنوان منازل برخی از مردم این طایفه نام برده شده است. بنی عاصم -از طوایف بنی ربیعة بن کلاب بن ربیعه- از جمله ساکنان کلابی بصره بودند که از وجود مسجدی اختصاصی در این شهر برای این قوم، میتوان دریافت که آنان در این شهر از جمعیت قابل توجهی برخوردار بودند[۱۰۹]. ضمن این که از بحرین [قدیم][۱۱۰]، خراسان[۱۱۱]، و ابرشهر معروف آن، نیشابور[۱۱۲]، الفَیّوم مصر[۱۱۳] و بِلبیس در کرانههای شرقی مصر[۱۱۴] و نیز سرزمین روم[۱۱۵] هم از دیگر مناطقی گزارش شده که پذیرای جمعی از مردم بنی کلاب بود. مقریزی از مناطق بینابینی عقبه کبیره و اسکندریه به عنوان مساکن جمعی از مردم بنی کلاب از طایفه بنی مقدم -که متشکل از دو تیره تُرکیه و اولاد فاید بن مقدم و سلام از فرزندان لبید بن علی بن هبة بن جعفر بن کلاب بودند،- نام برده است[۱۱۶]. اندلس هم از دیگر مساکن دوران اسلامی این قوم به شمار آمده است[۱۱۷].[۱۱۸]
تاریخ جاهلی بنی کلاب
بنی کلاب نیز بمانند دیگر شعب قبیله بزرگ هوازن، در دوران جاهلی به مقتضای منافع اجتماعی و سیاسی خود تعاملاتی را با دیگر اقشار مردم از طوایف و قبایل گوناگون از جمله، غطفان، تمیم، کنانه و بنی ضبه تجربه کرده بودند. تاریخ جاهلی این قبیله نیز بمانند غالب قبایل دیگر شبه جزیره، بیشتر به نبرد و جنگهای خونین با دیگر اقوام عرب گذشت؛ چندان که منابع از چالشها و ستیزههای طولانی آنان با بنو تمیم و غطفان و دیگر قبایل عرب جاهلی گزارشها به ثبت رساندهاند. از مهمترین و مشهورترین این زد و خوردهای جاهلی میتوان به نبردهای متعدد آنان با قبیله غطفان که از شمال با بنی کلاب و دیگر قبایل هوازن هم مرز بود اشاره کرد. از جمله این ستیزهها، «یوم مَنعِج» است[۱۱۹]. یوم النفراوات[۱۲۰]، یوم بطن عاقل و کشته شدن خالد بن جعفر -رییس هوازن- توسط حارث بن ظالم[۱۲۱]، «یوم الرَقَم»[۱۲۲]، «یوم النباه (النباءه -النتأه)» و تلاش بنی عامر جهت انتقام یوم الرقم[۱۲۳]، «یوم القرنتین»[۱۲۴]، و «یوم ساحوق» که با شکست سنگین بنی عامر و طوایفش و کشته شدن بسیاری از آنان همراه بود[۱۲۵]، هم، از دیگر جنگهای معروف این قبیله با غطفان است[۱۲۶].
آنان نبردهایی چون: «یوم شعب جَبَله» (۵۷ سال پیش از اسلام)[۱۲۷]، «یوم ذی نَجَب»[۱۲۸]، «یوم الرَّغام»[۱۲۹] و «یوم رحرحان»[۱۳۰] را با همسایه شرقی خود بنی تمیم، به راه انداختند و با بنی محارب بن خصفة بن قیس بن عیلان در «جنگ شواحط» رو در رو شدند[۱۳۱]. آنان همچنین نبردهایی را با بنی اسد بن خزیمه داشتند[۱۳۲] که از مهمترین آنها میتوان از جنگهای «یوم النسار»[۱۳۳] و «یوم ذی علق»[۱۳۴] یاد کرد. بنی ضبه هم که در شمار قبایل خندف و از فرزندان ضبه بن اد -عموزادههای بنی تمیم- بودند[۱۳۵]، و از جانب شمال شرق با بنی کلاب و دیگر قبایل هوازن، همسایه بودند هم، از دیگر قبایلی بودند که برخوردهایی را با قبیله هوازن در دوران جاهلی تجربه کردند. «یوم دارة مأسَل»[۱۳۶]، «یوم قارب»[۱۳۷]، «یوم غول»[۱۳۸]، و «یوم السُلان» از جمله جنگهای مشهوری است که مورخان وقوع آن را بین هوازن از یک سو و بین بنی ضبة بن ادّ، رباب، تمیم و نیز نعمان بن منذر -حاکم حیره- از طرف دیگر، گزارش کردهاند[۱۳۹].
بنی کلاب -در کنار دیگر قبایل قبایل هوازن- با بنی کنانه نیز ارتباط وثیقی داشتند. قبیله کنانه یکی از قبایل مضر بود که بین آنها و قبیله هوازن -به ویژه بین ثقیف- چه از نظر ازدواج و چه از نظر مجاورت در منازل، پیوندهای محکمی وجود داشت، اما این امر مانع از بروز تنش در ارتباط بین آنها به ویژه در فصول برگزاری بازار عکاظ در منطقه نشد. درگیریهایی که در این فصول بین آنها رخ داد، در تاریخ به «جنگ فجار» معروف شده است. از مجموعه جنگهای فجار در سه جنگ: فجار بدر بن مشعر[۱۴۰]، فجار المرأه[۱۴۱] و فجار القرد[۱۴۲]، بنی کنانه و قبایل هوازن -از جمله فرزندان کلاب به ربیعه- طرفهای دعوا قرار گرفتند که با زد و خوردهای مختصری کار به اتمام رسید. یوم الشمطه[۱۴۳]، یوم العبلاء[۱۴۴]، یوم الشرب[۱۴۵] و یوم الحریره[۱۴۶] هم از دیگر جنگها و منازعات معروف قبایل هوازن -از جمله بنی کلاب- با کنانه است.
روابط خصمانه بنی کلاب و دیگر طوایف هوازن با قبیله بنی حارث بن کعب -از فروعات قبیله مذحج- هم از دیگر اخبار تعاملات این قوم با قبایل همجوار در دوران جاهلی برشمرده شده است. منازل مذحج در بخش جنوبی سرزمین بنی عامر قرار داشت و بنی عامر و طوایفش حملات مکرر و بسیاری را به این قبیله انجام میدادند. تلاش مذحج برای دفع این حملات منجر به جنگ بزرگی به نام «فَیف الریح» گردید[۱۴۷]. بنی کلاب همراه با قبیله مادری خود بنی عامر بن صعصعه و هوازن نبردهای دیگری هم با دیگر قبایل همجوار خود داشتند که در برخی منابع بدان اشاره شده است[۱۴۸].
علاوه بر مخاصمه با دیگر قبایل، ستیزه درون قبیلگی بنی کلاب با یکدیگر و نیز دیگر طوایف مختلف بنیعامر هم، از دیگر مواقع تاریخ جاهلی این قوم است که باید بدان پرداخت. این اختلافات در عصر جاهلی، جنگهایی را رقم زد که ایام: «یوم الفتاة» -روز غلبه طوایف بنیعامر بر بنیخالد بن جعفر بن کلاب-[۱۴۹]، «یوم هرامیت»[۱۵۰] و «یوم حرابیب»[۱۵۱] هر دو میان بنیضباب و بنیجعفر بن کلاب و نبرد فرزندان رؤاس بن کلاب با بنی عقیل بن حبیب -که سالها پس از هجرت نبی مکرم اسلام(ص) به مدینه انجام گرفت-[۱۵۲] از جمله آن است.
روابط اجتماعی بنی کلاب در ایام جاهلیت محدود به جنگ نبود. احلاف و پیمانهای میان قبیلگی، بخشی از برنامههای هر قبیله در حفظ بقاء و صیانت از منافع خود بود. از جمله احلاف و پیمانهای شناخته شده جاهلی بنی کلاب و دیگر طوایف بنی عامر بن صعصعه با قبایل همجوار میتوان به پیمانهای نظامی ایشان با بنی عبس در یوم شعب جبله[۱۵۳]، یوم رحرحان[۱۵۴] و یوم النباءه[۱۵۵]، همپیمانی با پادشاه کنده در ذی نجب[۱۵۶]اتحاد با بنی تمیم در یوم نسار[۱۵۷]، همپیمانی با بنی ضبه پس از پایان گرفتن جنگ داحس و غبراء[۱۵۸] و اتحاد با بنی قیس در نبرد با تمیمیها[۱۵۹] و در جنگ فجار براض[۱۶۰] اشاره کرد. آنان همچنین، در کنار ستیزههای جاهلی خود با قبایل مختلف، روابط خوبی با برخی همسایگان خود به ویژه قبیله قریش داشتند. ازدواجهای فراوانی که بین این دو طایفه -که در بالاترین سطوح انجام میگرفت- نشان از استحکام این رابطه در پیش و پس از اسلام دارد. از جمله این ازدواجهای جاهلی که در واقع کارکردی مشابه پیمانهای میان قبیلگی داشتند و پشتوانهای برای استحکام روابط فیما بین قبائل، محسوب میشدند، میتوان از پیوندهای سببی دختر کلاب بن ربیعه با شمخ بن محارب بن فهر[۱۶۱]، ازدواج تعجز یا نعجه بنت عبید بن رؤاس با عبد شمس بن عبدمناف بن قصی[۱۶۲] و پیمان زناشویی فاطمه بنت عبدشمس بن عبدمناف با جعفر بن کلاب[۱۶۳] یاد کرد[۱۶۴]. پیوندهای نسبی این دو قوم در دوران پس از اسلام نیز کماکان تداوم یافت که ازدواج رسول خدا(ص) با یک تن از زنان بنی کلاب به نام عالیه بنت ظبیان بن عمرو کلابیه از آن جمله است[۱۶۵]. ایشان همچنین با زنی به نام کلابیه-که به نقلی، نامش فاطمه بنت ضحاک بن سفیان کلابی و به نقلی دیگر عمره بنت یزید بن عبید بن رواس و برخی نام او را عالیه بنت ظبیان بن عمرو و بعضی سنا دختر سفیان بن عوف و بعضی هم او را با اسامی دیگر خواندهاند-[۱۶۶]، پیمان زناشویی بست اما پیش از این که کار به ازدواج بکشد، بواسطه استعاذه این زن از پیامبر(ص)، به جدایی منجر شد. برخی نیز عالیه و کلابیه را یک نفر دانستند که در اسامی آنها اختلاف شده است[۱۶۷]. پیمانهای زناشویی: ام البنین دختر حزام بن خالد با امیرالمؤمنین علی(ع)[۱۶۸]، ام الحسن بنت کعب بن عبدالله کلابیه با عبدالله بن جعفر[۱۶۹]، ام حبان فاطمه بنت عبدالله بن عامر با حسن بن حسن بن علی(ع) -جد شهید فخ-[۱۷۰]، عبدالله بن حسن بن حسن بن علی(ع) با امامه دختر عصمت بن عبدالله بن حنظله[۱۷۱]، ام البنین دختر ثغر (عمرو) بن هصار با عقیل بن ابوطالب[۱۷۲]، ازدواج فارعه دختر مسلم بن زراره با محمد بن منذر بن زبیر بن عوام[۱۷۳]، مطلب بن عبدالله بن مطلب مخزومی با ام قاسم دختر وهب بن بشر بن عامر[۱۷۴]، رافع بن خدیج بن رافع با لبنی دختر قرة بن علقمة بن علاثه کلابی[۱۷۵]، سعید بن عاص بن سعید قریشی با سه تن از بانوان کلابی: ام حبیب دختر بجیر بن عامر[۱۷۶]، ام سلمه دختر حبیب بن بجیر بن عامر[۱۷۷] و دختر سلمة بن قیس بن علاثه[۱۷۸]، و نیز ازدواج یحیی بن سعید بن عاص بن سعید با ام سلمه بنت حلیس بن حبیب کلابی[۱۷۹]، عمرو بن سعید بن عاص قریشی با عایشه دختر مطیع بن ذی اللحیه کلابی[۱۸۰]، عبدالعزیز بن مروان بن حکم با لیلی دختر سهل بن حنظله[۱۸۱]، مغیرة بن عبدالرحمن بن حارث قریشی با ام یزید بنت اشعث[۱۸۲] و قطیّة دختر بشر بن عامر با مروان بن حکم[۱۸۳] هم از دیگر پیوندهای سببی به ثبت رسیده این قوم با قبیله قریش در دوران اسلامی است.
از دیگر ازدواجهای جاهلی بنی کلاب با قبایل دیگر عرب میتوان از ازدواج جعفر بن کلاب با خبیه بنت ریاح بن یربوع غنوی[۱۸۴] و ازدواج نفیل بن عمرو بن کلاب با غنی بنت جراء غنوی[۱۸۵] از بنی غنی بن اعصر -از قبایل قیس بن عیلان- و نیز ازدواج خالد بن جعفر با بره بنت مرة بن اضبط تمیمی[۱۸۶] و عبد بن ابوبکر بن کلاب با هند بنت عمرو بن جابر[۱۸۷] از بنی تمیم یاد کرد. ضمن این که ازدواج جعفر بن کلاب با ماریه بنت عبدالله بن شیطان از قبیله نخع[۱۸۸] و پیمانهای زناشویی عمرو بن عبد بن ابوبکر بن کلاب با دختری به نام بجیله از قبیله بنی بجیله[۱۸۹] و کعب بن ابوبکر بن کلاب با هند بنت عمرو بن جابر از بنی فزاره[۱۹۰] از دیگر ازدواجهای جاهلی این قوم با اقوام عرب است. بدین ترتیب، هوازن داییهای بسیاری از مشاهیر قریش، از جمله عباس بن علی بن ابی طالب(ع)[۱۹۱]، علی بن حسن مثلث -پدر شهید فخ-[۱۹۲]، حبیب و امیة الاکبر فرزندان عبدشمس بن عبدمناف[۱۹۳]، بشر و عبدالرحمن -فرزندان مروان بن حکم-[۱۹۴] و بسیاری دیگر محسوب میشوند[۱۹۵]. کما این که قریش هم، داییهای برخی از مشاهیر بنی کلاب همچون عوف بن جعفر بن کلاب[۱۹۶] و... به شمار رفتهاند. بنی کلاب در عهد جاهلی از تاثیرگذارترین قبایل بنی عامر بن صعصعه و بلکه یک شاخه بالاتر، کل قبیله هوازن بودند. چندان که نقل است در دوران جاهلیت، قبیل هوازن تنها به ریاست چهار نفر اجتماع کردند؛ این چهار نفر که خالد بن جعفر بن کلاب، عروة الرحال بن عتیبة بن جعفر، احوص بن جعفر و عامر بن مالک جعفر نام داشتند، همگی از قبیله بنی کلاب و از طایفه بنی جعفر بن کلاب بودند[۱۹۷]. ابن حبیب بغدادی در بخش دیگر کتاب خود از خالد بن جعفر بن کلاب و احوص بن جعفر به عنوان جراران مضر یاد کرده که در جنگهای بزرگی همچون یوم النفراوات و یوم شعب جبله قوم خود را رهبری کردند[۱۹۸].[۱۹۹]
منابع
حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت
پانویس
- ↑ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۲۲۷؛ عوتبی صحاری، الانساب، ج۱، ص۱۵۷؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۹۸۹.
- ↑ هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۱۳؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۸۲؛ سمعانی، الانساب، ج۱۱، ص۱۸۴؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۳، ص۲۳.
- ↑ هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۱۴؛ ابن قتیبه، المعارف، ص۸۸؛ نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۳۸.
- ↑ «ضَباب» (سمعانی، الانساب، ج۸، ص۳۷۲) و به نقلی «ضِباب» (ابن حبیب بغدادی، مختلف القبائل و مؤتلفها، ص۷۵؛ ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۵، ص۲۱۷-۲۱۸؛ زرکلی، الاعلام، ج۷، ص۲۶۲) نام دیگر معاویة بن کلاب است. او را به جهت فرزندانش: ضب، مضب، حسل و حسیل بدین نام خواندهاند. (ابن حبیب بغدادی، مختلف القبائل و مؤتلفها، ص۷۵؛ ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۵، ص۲۱۷-۲۱۸؛ سمعانی، الانساب، ج۸، ص۳۷۲)
- ↑ رُوَاس مشتق از کلمه «روائس الوادی»، به معنای «قسمت بالادست دره» و یا به معنای «سر بزرگ» است که احتمالاً حارث بن کلاب را به جهت بزرگی سرش بدین نام خواندهاند. (ر.ک: ابن درید، الاشتقاق، ص۲۹۶)
- ↑ نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۳۸. این لیست، مشابه لیست ابن قتیبه (ابن قتیبه، المعارف، ص۸۸) و ابن درید (ابن درید، الاشتقاق، ص۲۹۶) است که با اندک اختلاف، تنها به جای عامر، وحید بن کلاب را به عنوان یکی از فرزندان کلاب بن ربیعه معرفی کردهاند. ابن کلبی هم در فهرستی مشابه، از اضبط و کعب به عنوان شخصی واحد نام برده، در عوض، زید بن کلاب را که نسلی از او باقی نمانده است بر این جمع افزوده است. (هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۱۴) البته او در بخش دیگر کتاب خود، در تشریح اولاد بنی کلاب بن ربیعه از اضبط و کعب با عنوان دو شخصیت جداگانه نام برده است. (ر.ک: هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، صص۳۳۱ و ۳۳۲) ابن حزم هم با ارائه لیستی مشابه با ابن کلبی، تنها نام زید بن کلاب را از فهرست نام فرزندان کلاب بن ربیعه از قلم انداخته است. (ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۸۲)
- ↑ هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۱۴؛ خلیفة بن خیاط، الطبقات، ص۱۱۴؛ ابن درید، الاشتقاق، ص۲۹۶.
- ↑ هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۲۹؛ ابن حبیب بغدادی، مختلف القبائل و مؤتلفها، ص۷۵؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۶۳.
- ↑ هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۳۲؛ ابن درید، الاشتقاق، ص۲۹۶؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۸۶.
- ↑ هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۲۰؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۸۲؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۳۴۷.
- ↑ هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۲۰؛ خلیفة بن خیاط، الطبقات، ص۱۱۴؛ ابن درید، الاشتقاق، ص۲۹۷.
- ↑ هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۲۰؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۸۲؛ نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۳۹.
- ↑ هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۳۰؛ خلیفة بن خیاط، الطبقات، ص۲۸۸؛ ابن قتیبه، المعارف، ص۸۸.
- ↑ هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۳۱؛ نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۳۹.
- ↑ هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۳۱؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۸۸؛ نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۴۰.
- ↑ هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۳۲؛ نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۴۰.
- ↑ نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۳۸.
- ↑ نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۳۸.
- ↑ نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۳۸.
- ↑ نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۳۹.
- ↑ نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۳۹.
- ↑ نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۳۹.
- ↑ هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۲۸۳؛ ابن خلدون، تاریخ، ج۲، ص۳۷۲؛ نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۳۹.
- ↑ نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۳۹.
- ↑ نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۳۹؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۳۲.
- ↑ نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۳۹.
- ↑ نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۳۹؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۲، ص۶۷۹.
- ↑ نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۳۹.
- ↑ نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۳۹.
- ↑ نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۳۹.
- ↑ هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۳۲؛ ابن درید، الاشتقاق، ص۲۹۷؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۸۶.
- ↑ نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۳۹.
- ↑ خلیفة بن خیاط، الطبقات، ص۱۱۴.
- ↑ نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۴۰؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۶۱.
- ↑ نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۴۰.
- ↑ نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۴۰؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۲، ص۷۴۴.
- ↑ نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۴۰.
- ↑ نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۴۰.
- ↑ نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۴۰.
- ↑ نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۴۰؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۲، ص۸۳۳.
- ↑ نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۴۰؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۲، ص۶۵۱. نیز ر.ک: ابن درید، الاشتقاق، ص۲۹۶؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۱۶۷.
- ↑ نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۴۰؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۲، ص۶۶۴.
- ↑ ابن قتیبه، المعارف، ص۱۱۶.
- ↑ هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۲۸۲؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۸۲؛ ابن خلدون، تاریخ، ج۲، ص۳۷۲.
- ↑ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۲، ص۶۸۵.
- ↑ ابن درید، الاشتقاق، ص۵۱؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۱۵۵؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۹۴۵.
- ↑ ابن درید، الاشتقاق، ص۵۱؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۱۵۵؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۹۵۱.
- ↑ هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۸؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۱۵.
- ↑ حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت.
- ↑ ابن خلدون، تاریخ، ج۲، ص۳۷۲؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۹۸۹. نیز ر.ک: یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۴۵۷.
- ↑ ابن خلدون، تاریخ، ج۶، ص۱۶؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۵، ص۳۴۷.
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۱، ص۱۷۶؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۱۷۶.
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۱۱۲؛ ابن عبد الحق، مراصد الاطلاع علی اسماء الامکنة و البقاع، ج۱، ص۳۷.
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۲۱۲؛ ابن عبد الحق، مراصد الاطلاع علی اسماء الامکنة و البقاع، ج۱، ص۸۸.
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۴۴۹؛ ابن عبد الحق، مراصد الاطلاع علی اسماء الامکنة و البقاع، ج۱، ص۲۰۵.
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۳۹۷؛ ابن عبد الحق، مراصد الاطلاع علی اسماء الامکنة و البقاع، ج۳، ص۱۴۵۵.
- ↑ ابن عبد الحق، مراصد الاطلاع علی اسماء الامکنة و البقاع، ج۱، ص۴۷۶.
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۳۰۲.
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۳۰۲.
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۱۴۷.
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۱۴۵.
- ↑ ابن عبد الحق، مراصد الاطلاع علی اسماء الامکنة و البقاع، ج۲، ص۶۲۵.
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۲۳۲.
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۱۳۲.
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۲۹۴.
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۵۴.
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۱۱۹؛ ابن عبدالحق، مراصد الاطلاع علی اسماء الامکنة و البقاع، ج۱، ص۴۰.
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۴۱۱.
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۲۱.
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۷۵؛ ابن عبد الحق، مراصد الاطلاع علی اسماء الامکنة و البقاع، ج۱، ص۲۹۳؛ زبیدی، تاج العروس، ج۱، ص۳۳۱.
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۲۷۶؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۱۹۵.
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۷۸.
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۸۷.
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج، معجم البلدان، ج۳، ص۷۱-۷۲.
- ↑ ابن عبد الحق، مراصد الاطلاع علی اسماء الامکنة و البقاع، ج۲، ص۶۵۶.
- ↑ ابن عبد الحق، مراصد الاطلاع علی اسماء الامکنة و البقاع، ج۲، ص۸۴۱.
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۳۴۹؛ ابن عبد الحق، مراصد الاطلاع علی اسماء الامکنة و البقاع، ج۱، ص۴۵۵.
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۱۱۷؛ ابن عبد الحق، مراصد الاطلاع علی اسماء الامکنة و البقاع، ج۳، ص۱۲۶۳.
- ↑ ابن عبد الحق، مراصد الاطلاع علی اسماء الامکنة و البقاع، ج۳، ص۱۲۴۸.
- ↑ ابن عبد الحق، مراصد الاطلاع علی اسماء الامکنة و البقاع، ج۱، ص۳۸۹.
- ↑ ابن عبد الحق، مراصد الاطلاع علی اسماء الامکنة و البقاع، ج۳، ص۱۲۴۵؛ سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۴، ص۱۴۲.
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۳۲۲؛ ابن عبد الحق، مراصد الاطلاع علی اسماء الامکنة و البقاع، ج۱، ص۱۵۳.
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۱۲۴.
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۱۳۴.
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۱۶۶.
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۱۹۳.
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۲۸۰.
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۳۳۸.
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۳۸۷.
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۸۳.
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۱۹۴.
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۳۱۹.
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۳۵۶.
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۴۰۸.
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۲۸۱.
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۳۵۰.
- ↑ Caskel، W. (۱۹۶۰). «'Amir b. Sa'sa'a». In Gibb، p. ۱۰۰۵.
- ↑ Suhayl Zakkār، The Emirate of Aleppo، ۱۰۰۴-۱۰۹۴، pp. ۶۷ ،۷۴-۷۵. نیز ر.ک: ابن خلدون، تاریخ، ج۲، ص۳۷۲؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۹۸۹؛ زرکلی، الاعلام، ج۵، ص۲۲۹.
- ↑ Suhayl Zakkār، The Emirate of Aleppo، ۱۰۰۴-۱۰۹۴، p. ۶۷.
- ↑ Kamal Salibi. Syria Under Islam: Empire on Trial، p.۶۷.
- ↑ Suhayl Zakkār، The Emirate of Aleppo، ۱۰۰۴-۱۰۹۴، pp.۷۴-۷۵.
- ↑ Suhayl Zakkār، The Emirate of Aleppo، ۱۰۰۴-۱۰۹۴، pp. ۷۰-۷۱.
- ↑ Suhayl Zakkār، The Emirate of Aleppo، ۱۰۰۴-۱۰۹۴، pp.۷۴-۷۵.
- ↑ با نگاهی به مقاله «بنو کلاب»، پایگاه اینترنتی دار الحکمه.
- ↑ ر.ک: هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۱۹ و ۳۲۲؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۳۶۳؛ ابن حبان، الثقات، ج۴، ص۳۶۱؛ ج۷، ص۱۶۴؛ ج۹، ص۳۸.
- ↑ ر.ک: هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۳۲؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۴۷۵؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۳، ص: ۱۲۲. نیز ر.ک: بلاذری، فتوح البلدان، ص۳۴۳.
- ↑ ر.ک: سمعانی، الانساب، ج۱۱، ص۱۸۴.
- ↑ ر.ک: سمعانی، الانساب، ج۱۱، ص۱۸۴.
- ↑ بلاذری، فتوح البلدان، ص۳۴۳.
- ↑ مسعودی، التنبیه و الاشراف، ص۳۴۰.
- ↑ هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۳۰.
- ↑ سمعانی، الانساب، ج۱۱، ص۱۸۴.
- ↑ مقریزی، البیان و الاعراب عما بارض مصر من الاعراب، ج۱، ص۱۸.
- ↑ مقریزی، البیان و الاعراب عما بارض مصر من الاعراب، ج۱، ص۴۰. این شهر در ده فرسخی فسطاط در مسیر شام قرار داشته است. (یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۴۷۹)
- ↑ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۸۳.
- ↑ مقریزی، البیان و الاعراب عما بارض مصر من الاعراب، ج۱، ص۴۳-۴۴.
- ↑ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۸۷؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۵، ص۴۹۱؛ ابن خلدون، تاریخ، ج۲، ص۳۷۲. به گزارش ابن حزم، جمعی از فرزندان صَمِیل بن حاتم در لخشَبَلِ شوادر در ناحیه جیان ساکن بودند. (ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۸۷)
- ↑ حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت.
- ↑ ابن اثیر، الکامل، ج١، ص۵۵۶؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۶، ص۴؛ ابوعبیده معمر بن مثنی، ایام العرب قبل الاسلام، ج۱، ص۴۵۷. حموی «یوم منعج» را از ایام یربوع بن حنظله از بنی تمیم و بنی کلاب برشمرده است. (یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۲۱۳)
- ↑ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۶، ص۵-۶؛ جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۱۰، ص۳۱.
- ↑ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۶، ص۷؛ السویدی، سبائک الذهب فی معرفة قبائل العرب، ص١١۴.
- ↑ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۶، ص۲۶؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۸۴؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج١، ص۶۴٢ - ۶۴٣.
- ↑ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۶، ص۲۶؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج١، ص۶۴۶.
- ↑ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۰۳؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۳۳۱؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۸۸۸.
- ↑ عبدالله البکری، معجم ما استعجم، ج۱، ص۲۲۶؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج١، ص۶۴۴.
- ↑ عباس بن غالب بجران العصیمی، «قبیلة هوازن نسبها ودورها السیاسی والإجتماعی حتی نهایة العصر الاموی»، ص۸۷-۹۶.
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۲، ص۱۷۲-۱۷۳؛ ابو عبیده، النقائض، ج٢، ص۸۲-۹۵؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۶، ص۸-۱۰؛ ابن اثیر الکامل، ج١، ص۵٨٣-۵۸۵.
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۲، ص۱۲۳؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۶، ص۸-۱۰؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج١، ص۵٩۵-۵٩۶.
- ↑ أبو عبیده، النقائض، ج١، ص٢٩۴-٢٩۵؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۱۴۷.
- ↑ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۶، ص۸-۹؛ جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۱۰، ص۳۱.
- ↑ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۶، ص۲۷.
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۱، ص۱۷۵-۱۷۷؛ ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۵، ص۲۴۱؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۹۲۵. در توصیف یکی از این جنگها چنین آمده است: در دوران جاهلی بنی اسد بن خزیمه بر بنی ابوبکر بن کلاب حمله بردند و در این حمله برثن بن ابی ربیعة بن عبد بهدست ابن ضبّاء بن کلب کشته شد. بنی اسد، بنی کلاب را به تربة وادی ای در نزدیکی مکه راندند. کعب بن ابی ربیعه برادر برثن پس از آگاهی از این امر، بنی کلاب را به یاریطلبید. بنی کلاب به یاریاش شتافتند و از بنی بکر تنها بنی عبد بن ابوبکر -همطایفهای او- حاضر شدند. آنها بر ابن ضباء قاتل برثن دست یافتند و او را دستبسته به ابی ربیعة بن کعب یا به نقلی به ربیعة بن عمرو بن عبد سپردند. او ابن ضباء را مورد ضرب و شتم قرار داد تا حدی که گمان کرد که او کشته شد. پس بند او گشود و او را رها کرد. ابن ضباء با اندک رمقی که داشت خود را به قوم خود رساند. اندکی بعد جمعی از مردم بنی جعفر بن کلاب که به مجاورت قبیله او آمده بودند و در کنار آنها ساکن شده بودند، او را در پناه خود گرفتند و گفتند: بنی کلاب فکر کردهاند که از تو انتقام گرفتهاند و حال آنکه تو زندهای. تا این که پس از گذشت یک سال، گروهی دیگر از بنی کلاب از طوایف بنی جعفر و بنی عبدالله بن کلاب در پاییندست تربة ساکن شدند. در این زمان کعب بن ابی ربیعه -برادر برثن- مالک بن ربیعة بن عبدالله بن ابوبکر بن کلاب را که داماد بنی جعفر بود نزد خود خواند و از او خواست تا وی را به ابن ضباء برساند. ابن ضباء و به نقلی جدار بن عامر بن کعب بن کلاب، کعب را تا اقامتگاه ابن ضباء راهنمایی کرد و کعب هم در فرصتی مناسب نیزهای بر ابن ضباء زد و او را هلاک کرد و به قومش ملحق شد. بنی جعفر پس از اطلاع یافتن از قتل او، اجتماع کردند. در این هنگام مالک بن ربیعة بن عبدالله نزدشان رفت و گفت که کعب انتقام کشته خود را گرفت و حاضر است دیه او را که چهل شتر است را میپردازد. او سپس پسرش را رهن این کار قرار داد. کار بالا گرفت و عوف بن احوص بن جعفر که در آن زمان به جنگ رفته بود، چون خبر قتل ابن ضباء را شنید به موطن خود بازگشت و ربیعة بن کعب را دستگیر کرد. مالک بن ربیعه از بنی جعفر خواست تا از میان دریافت دیه -که وعدهاش را داده بود- و انتقام از ربیعة بن کعب یکی را برگزینند و آنها هم دیه را پذیرفتند و ربعه را رها کردند.
- ↑ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۸۴.
- ↑ هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۱۸؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۸۵؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۴۱.
- ↑ ابن حزم، جمهرة أنساب العرب، ص۴٨٠.
- ↑ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۶، ص۴۳.عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۲، ص۶۶۱.
- ↑ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۲، ص۶۶۱.
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۲۲۰؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۲، ص۶۶۱.
- ↑ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۳۹-۶۴۰؛ جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۱۰، ص۲۳-۲۴. یاقوت حموی این جنگ را بین بنی ضبه و بنی عامر دانسته است. (یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۲۳۵)
- ↑ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۶، ص۸۸-۸۹؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۵۸۹؛ أبو الفرج اصفهانی، الاغانی، ج۲۲، ص۳۰۷.
- ↑ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۶، ص۹۰؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج١، ص۵٨٨-۵٨٩؛ أبو الفرج اصفهانی، الاغانی، ج۲۲، ص۳۰۸.
- ↑ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۶، ص۹۰-۹۱؛ أبو الفرج اصفهانی، الاغانی، ج۲۲، ص۳۰۸.
- ↑ أبو الفرج اصفهانی، الاغانی، ج۲۲، ص۳۱۴ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۶، ص۱۰۶. نیز بنگرید: ابن حبیب، المنمق، ص۱۸۲.
- ↑ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۶، ص۱۰۶. نیز بنگرید: ابن حبیب، المنمق، ص۱۸۲؛ أبو الفرج اصفهانی، الاغانی، ج۲۲، ص۳۱۴.
- ↑ أبو الفرج اصفهانی، الاغانی، ج۲۲، ص۳۱۴؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۶، ص۱۰۷.
- ↑ أبو الفرج اصفهانی، الاغانی، ج۲۲، ص۳۱۴؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۶، ص۱۰۸.
- ↑ أبو عبیده، النقائض، ج۱، ص۳۳۷ - ۳۳۸؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۳، ص۲۵۳؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۳۲-۶۳۴. نیز ر.ک: یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۲۸۵.
- ↑ من باب نمونه ر.ک: ابوالفرج اصفهانی، اغانی، ج۱۵، ص۲۴۱؛ ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۷، ص۴۱۴؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۲، ص۷۰۹.
- ↑ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۳۲۸.
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۳۹۶؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۲، ص۶۶۰؛ جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۸، ص۱۱۳.
- ↑ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۱۹۵.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۲۹؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۵، ص۹۰.
- ↑ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۵۸۳.
- ↑ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۶، ص۱۰.
- ↑ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۶، ص۲۶.
- ↑ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۵۹۵.
- ↑ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۱۸.
- ↑ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۵۸۱.
- ↑ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۶، ص۴۱.
- ↑ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۶، ص۱۰۵.
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۱، ص۶۱.
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۱ و ج۴، ص۱۳۵؛ مصعب زبیری، نسب قریش، ص۹۷.
- ↑ هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۱۵؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۸۴.
- ↑ ضمن این که از مهمترین این ازدواجها میتوان از پیوند جاهلی مجد بنت تمیم بن غالب بن فهر با ربیعة بن عامر بن صعصعه -مادر کلاب و کعب و کلیب و عامر و... فرزندان ربیعه- اشاره کرد. از همین روی، برخی منابع فرزندان او را به جهت همین انتساب، داخل در حمس کردند. (هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۱۳-۳۱۴)
- ↑ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۹۳؛ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۸۵؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۶۱۱.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۱۲؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۶۱۱؛ تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع، ج۶، ص۹۸.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۱۲؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۶۱۱؛ حاکم نیشابوری، مستدرک، ج۴، ص۳۵.
- ↑ مصعب زبیری، نسب قریش، ص۴۳؛ مسعودی، التنبیه و الاشراف، ص۲۵۸؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۸۷.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، خامسه۲، ص۶.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۴۴۳.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۴۴۰.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۳۱. نیز ر.ک: مصعب زبیری، نسب قریش، ص۸۴.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۳۶۲.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۳۳۱.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۱۹۷.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۲۳.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۲۲.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۲۲.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۱۸۴.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۱۸۴.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۱۸۳؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۸، ص۶۵؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۸۵.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۱۶۲.
- ↑ هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۱۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۲۶؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۸۶.
- ↑ هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۱۴؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۸۴.
- ↑ هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۲۰.
- ↑ هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۱۷.
- ↑ هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۲۲.
- ↑ هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۱۶.
- ↑ هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۲۳.
- ↑ هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۳۶.
- ↑ مادرش را ام البنین دختر حزام بن خالد گفتهاند. (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۴؛ مصعب زبیری، نسب قریش، ص۴۳؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۸۷)
- ↑ مادرش ام حبان فاطمه بنت عبدالله بن عامر بود. (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۴۴۳)
- ↑ نام مادرشان تعجز یا نعجه بنت عبید بن رؤاس بود. (مصعب زبیری، نسب قریش، ص۹۷؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۱)
- ↑ مادرشان قطیّة دختر بشر بن عامر نام داشت. (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۲۶)
- ↑ ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۳۱؛ ج۵، ص۲۲، ۲۳، ۲۶، ۱۸۴ و...؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۱، ص۶۱ و....
- ↑ مادرش فاطمه بنت عبدشمس بن عبدمناف نام داشت. (هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۱۵؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۸۴)
- ↑ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۲۵۳-۲۵۴.
- ↑ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۲۴۹.
- ↑ حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت.