طلا در قرآن: تفاوت میان نسخهها
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد) | |||
| خط ۳: | خط ۳: | ||
| موضوع مرتبط = طلا | | موضوع مرتبط = طلا | ||
| عنوان مدخل = [[طلا]] | | عنوان مدخل = [[طلا]] | ||
| مداخل مرتبط = [[طلا در قرآن]] - [[طلا در حدیث]] - [[طلا در | | مداخل مرتبط = [[طلا در قرآن]] - [[طلا در حدیث]] - [[طلا در فقه اقتصادی]] | ||
| پرسش مرتبط = طلا (پرسش) | | پرسش مرتبط = طلا (پرسش) | ||
}} | }} | ||
| خط ۳۰: | خط ۳۰: | ||
# [[مشرکان]] و [[مخالفان]] [[دعوت]] [[توحید]] با بهانهجوئی و بر اساس [[نظام ارزشی]] اشرا فی خود میگفتند به فرض که قبول کنیم [[رسول خدا]] میتواند [[انسان]] باشد، ولی آخر چرا یک [[انسان]] تهی دست و فاقد [[مال]] و ثروت؟ چرا گنجی از [[آسمان]] برای او انداخته نمیشود {{متن قرآن|أَوْ يُلْقَى إِلَيْهِ كَنْزٌ}} و یا لااقل چرا [[باغی]] ندارد که از آن بخورد و امرار معاش کند؟ {{متن قرآن|أَوْ تَكُونُ لَهُ جَنَّةٌ يَأْكُلُ مِنْهَا}}؛ | # [[مشرکان]] و [[مخالفان]] [[دعوت]] [[توحید]] با بهانهجوئی و بر اساس [[نظام ارزشی]] اشرا فی خود میگفتند به فرض که قبول کنیم [[رسول خدا]] میتواند [[انسان]] باشد، ولی آخر چرا یک [[انسان]] تهی دست و فاقد [[مال]] و ثروت؟ چرا گنجی از [[آسمان]] برای او انداخته نمیشود {{متن قرآن|أَوْ يُلْقَى إِلَيْهِ كَنْزٌ}} و یا لااقل چرا [[باغی]] ندارد که از آن بخورد و امرار معاش کند؟ {{متن قرآن|أَوْ تَكُونُ لَهُ جَنَّةٌ يَأْكُلُ مِنْهَا}}؛ | ||
# از [[پیامبر]] میخواستند که با هیئت اشرافی ظاهر شود و لذا میگفتند پس چرا بر او دستبندهایی زرّین آویخته نشده؟ {{متن قرآن|فَلَوْلَا أُلْقِيَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ...}} یا با او فرشتگانی همراه نیامدهاند. {{متن قرآن|أَوْ جَاءَ مَعَهُ الْمَلَائِكَةُ مُقْتَرِنِينَ}} روشن است که [[پیامبر]] برای [[هدایت]] [[معنوی]] آمده است و با [[زر و زیور]] و [[زندگی]] اشرافی تناسب ندارد<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۲، ص ۹۸.</ref>. | # از [[پیامبر]] میخواستند که با هیئت اشرافی ظاهر شود و لذا میگفتند پس چرا بر او دستبندهایی زرّین آویخته نشده؟ {{متن قرآن|فَلَوْلَا أُلْقِيَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ...}} یا با او فرشتگانی همراه نیامدهاند. {{متن قرآن|أَوْ جَاءَ مَعَهُ الْمَلَائِكَةُ مُقْتَرِنِينَ}} روشن است که [[پیامبر]] برای [[هدایت]] [[معنوی]] آمده است و با [[زر و زیور]] و [[زندگی]] اشرافی تناسب ندارد<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۲، ص ۹۸.</ref>. | ||
==فلزی گرانبها و مورد استفاده در [[تزیین]] و [[معاملات]]== | |||
طلا فلزی زردرنگ، کمیاب، گرانبها، نسبتاً نرم و قابلیت آن برای ورق شدن بیش از دیگر فلزات است<ref>فرهنگ سخن، ج ۵، ص۴۸۹۰؛ فرهنگ عمید، ج ۲، ص۱۶۷۲، «طلا».</ref>. این واژه، [[عربی]] و از ریشه «ط - ل - ی » و از معانی اصلی آن مالیدن و کشیدن چیزی (مانند روغن و رنگ) بر چیزی است<ref>معجم مقاییس اللغه، ج ۳، ص۴۱۶، «طلی».</ref>. برخی آن را معرَّب واژه [[هندی]] «تله» میدانند که «تا» در آن به سبب ورود به [[زبان عربی]] به «طا» تبدیل شده و معادل آن در اصطلاح [[فارسی]] «زر» است، ولی در [[زبان عرب]] به معنای فلز یادشده نمیآید، بلکه از آن به «ذَهَب» یاد میشود<ref>لغت نامه، ج ۱۰، ص۱۵۴۸۷، «طلا».</ref>. ذهب، هم به معنای نیکویی و [[زیبایی]] آمده و به گفتهای کاربرد آن در طلا از همین معناست، هم به معنای رفتن<ref>معجم مقاییس اللغه، ج ۲، ص۳۶۲، «ذهب».</ref> و هر گاه به صورت اسم باشد به معنای طلاست<ref>نک: مجمع البیان، ج ۲، ص۷۹۲؛ المکنز العربی المعاصر، ص۴۷، «ذهب».</ref>. البته برخی بر این باورند که ذهب از لغت [[عبری]] «زاهاب» گرفته شده و با معنای دیگر آن در عربی (رفتن و پشت کردن از نقطهای معین)، تناسب دارد؛ زیرا طلا نیز در دست کسی نمیماند و بیشتر به شکل سکه در معاملات جابهجا میشود<ref>التحقیق، ج ۳، ص۳۶۶، «ذهب».</ref>. طلا از دیرباز مورد توجه [[بشر]]، به ویژه از جهت کاربرد تزیینی آن بوده است. واژگان «زُخرُف» ([[زینت]]، طلا)<ref>العین، ج ۴، ص۳۳۹؛ معجم مقاییس اللغه، ج ۳، ص۵۵، «زخرف».</ref> «حُلِیّ» ([[زیور]])<ref>نک: العین، ج ۳، ص۲۹۶؛ مفردات، ص۲۵۴، «حلی».</ref>، «زینت» (حسن ظاهری)<ref>التحقیق، ج ۴، ص۳۹۶، «زین».</ref>، «دینار» (مقدار کمی طلا)<ref>منهج الصادقین، ج ۲، ص۲۵۴.</ref> و «قنطار» (مقدار فراوانی طلا)<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۷۱۲؛ نیز نک: تفسیر قمی، ج ۱، ص۹۷.</ref> از واژگان مرتبط با طلایند. | |||
در [[قرآن کریم]] به مناسبتهایی به برخی از کاربردهای طلا با الفاظ صریح یا به اشاره پرداخته شده و در ۸ [[آیه]] با لفظ «ذَهَب» از آن یاد شده است. شماری از [[آیات]] یادشده درباره علاقه [[انسان]] به طلا و کاربردهای [[دنیوی]] آناند<ref>{{متن قرآن|زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ ٱلشَّهَوَٰتِ مِنَ ٱلنِّسَآءِ وَٱلْبَنِينَ وَٱلْقَنَـٰطِيرِ ٱلْمُقَنطَرَةِ مِنَ ٱلذَّهَبِ وَٱلْفِضَّةِ وَٱلْخَيْلِ ٱلْمُسَوَّمَةِ وَٱلْأَنْعَـٰمِ وَٱلْحَرْثِ ذَٰلِكَ مَتَـٰعُ ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا وَٱللَّهُ عِندَهُۥ حُسْنُ ٱلْمَـَٔابِ}}«[[دوستداری]] خواستنیها از [[زنان]] و [[فرزندان]] و داراییهای فراوان انباشته از زر و سیم و اسبهای نشاندار و [[چارپایان]] و کشتزاران، برای [[مردم]] [[آراستگی]] یافته است؛ اینها [[سرمایه]] [[زندگی]] نزدیکتر (در این [[جهان]]) است و [[خداوند]] است که نکوفرجامی، (تنها) نزد او است» [[سوره]] [[عمران]]، [[آیه]] ۱۴ {{متن قرآن|فَلَوْلَآ أُلْقِىَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌۭ مِّن ذَهَبٍ أَوْ جَآءَ مَعَهُ ٱلْمَلَـٰٓئِكَةُ مُقْتَرِنِينَ}}«پس چرا دستبندهایی زرّین برای او فرو نیفکندهاند یا [[فرشتگان]]، دوشادوش با او نیامدهاند؟» [[سوره زخرف]]، آیه ۵۳.</ref> و پارهای به وسایل طلایی [[بهشتیان]]<ref>{{متن قرآن|إِنَّ ٱللَّهَ يُدْخِلُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ جَنَّـٰتٍۢ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَـٰرُ يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍۢ وَلُؤْلُؤًۭا وَلِبَاسُهُمْ فِيهَا حَرِيرٌۭ}}«به یقین خداوند کسانی را که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند به بوستانهایی درمیآورد که از بن آنها جویبارها جاری است، در آنجا به دستبندهایی زرّین و مروارید نشان آراسته میگردند و تنپوش آنان در آنجا پرند است» سوره حج، آیه ۲۳. {{متن قرآن|جَنَّـٰتُ عَدْنٍۢ يَدْخُلُونَهَا يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍۢ وَلُؤْلُؤًۭا وَلِبَاسُهُمْ فِيهَا حَرِيرٌۭ}}«بهشتهایی جاودان که بدان درآیند و آنجا به دستبندهایی زرّین و (زیورهایی از) مروارید آراسته گردند و تنپوششان در آن پرند است» سوره فاطر، آیه ۳۳. {{متن قرآن|يُطَافُ عَلَيْهِم بِصِحَافٍۢ مِّن ذَهَبٍۢ وَأَكْوَابٍۢ وَفِيهَا مَا تَشْتَهِيهِ ٱلْأَنفُسُ وَتَلَذُّ ٱلْأَعْيُنُ وَأَنتُمْ فِيهَا خَـٰلِدُونَ}}«بر گرد آنان قدح های زرین و جام هایی را به گردش درمیآورند و در آنجا آنچه دلها بخواهد و چشمها لذّت برد فراهم است و شما در آن جاودانید» سوره زخرف، آیه ۷۱.</ref> و شماری به [[احکام]] طلا<ref>{{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِنَّ كَثِيرًۭا مِّنَ ٱلْأَحْبَارِ وَٱلرُّهْبَانِ لَيَأْكُلُونَ أَمْوَٰلَ ٱلنَّاسِ بِٱلْبَـٰطِلِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَٱلَّذِينَ يَكْنِزُونَ ٱلذَّهَبَ وَٱلْفِضَّةَ وَلَا يُنفِقُونَهَا فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍۢ}}«ای [[مؤمنان]]! بسیاری از [[دانشوران]] [[دینی]] ([[اهل کتاب]]) و [[راهبان]]، داراییهای [[مردم]] را به نادرستی میخورند و (مردم را) از راه [[خداوند]] باز میدارند؛ (ایشان) و آنان را که زر و سیم را میانبارند و آن را در راه خداوند نمیبخشند به عذابی دردناک نوید ده!» [[سوره توبه]]، [[آیه]] ۳۴. {{متن قرآن|وَقُل لِّلْمُؤْمِنَـٰتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَـٰرِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَىٰ جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ ءَابَآئِهِنَّ أَوْ ءَابَآءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَآئِهِنَّ أَوْ أَبْنَآءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَٰنِهِنَّ أَوْ بَنِىٓ إِخْوَٰنِهِنَّ أَوْ بَنِىٓ أَخَوَٰتِهِنَّ أَوْ نِسَآئِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَـٰنُهُنَّ أَوِ ٱلتَّـٰبِعِينَ غَيْرِ أُو۟لِى ٱلْإِرْبَةِ مِنَ ٱلرِّجَالِ أَوِ ٱلطِّفْلِ ٱلَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا۟ عَلَىٰ عَوْرَٰتِ ٱلنِّسَآءِ وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوٓا۟ إِلَى ٱللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَ ٱلْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}«و به [[زنان]] [[مؤمن]] بگو دیدگان (از نگاه [[حرام]]) فرو دارند و [[پاکدامنی]] ورزند و [[زیور]] خود را آشکار نگردانند مگر آنچه از آن، که خود پیداست و باید روسریهایشان را بر گریبان خویش افکنند و زیور خود را آشکار نگردانند جز بر شوهرانشان یا پدرانشان یا [[پدران]] شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان (هم [[آیین]]) شان یا کنیزهاشان یا مردان وابستهای که نیاز (به [[زن]]) ندارند یا کودکانی که از شرمگاههای زنان [[آگاهی]] ندارند و چنان پا نکوبند که آنچه از زیورشان پوشیده میدارند آشکار گردد و همگان ای مؤمنان! به درگاه خداوند [[توبه]] کنید، باشد که [[رستگار]] گردید» [[سوره نور]]، آیه ۳۱.</ref> اشاره دارند.<ref>[[علیجان کریمی|کریمی]] و [[سید کمال الدین میرمحمدی|میرمحمدی]]، [[طلا (مقاله)|مقاله «طلا»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۹۵.</ref> | |||
== علاقه [[انسان]] به [[طلا]]== | |||
استفاده انسان از وسایل زینتی (مانند طلا) به [[حب نفس]] بازمیگردد<ref>التحقیق، ج ۴، ص۳۲۹، «زین».</ref>. بر اساس [[آیه]] ۱۴ [[سوره]] آلعمران<ref>{{متن قرآن|زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ ٱلشَّهَوَٰتِ مِنَ ٱلنِّسَآءِ وَٱلْبَنِينَ وَٱلْقَنَـٰطِيرِ ٱلْمُقَنطَرَةِ مِنَ ٱلذَّهَبِ وَٱلْفِضَّةِ وَٱلْخَيْلِ ٱلْمُسَوَّمَةِ وَٱلْأَنْعَـٰمِ وَٱلْحَرْثِ ذَٰلِكَ مَتَـٰعُ ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا وَٱللَّهُ عِندَهُۥ حُسْنُ ٱلْمَـَٔابِ}}«[[دوستداری]] خواستنیها از [[زنان]] و [[فرزندان]] و داراییهای فراوان انباشته از زر و سیم و اسبهای نشاندار و [[چارپایان]] و کشتزاران، برای [[مردم]] [[آراستگی]] یافته است؛ اینها [[سرمایه]] [[زندگی]] نزدیکتر (در این [[جهان]]) است و [[خداوند]] است که نکوفرجامی، (تنها) نزد او است» سوره [[عمران]]، آیه ۱۴.</ref> علاقه به زنان، فرزندان، [[اموال]] فراوان و نیز طلا و [[نقره]] برای مردم، [[زینت]] داده شده است:{{متن قرآن|زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاءِ وَالْبَنِينَ وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ}}<ref>«دوستداری خواستنیها از زنان و فرزندان و داراییهای فراوان انباشته از زر و سیم و اسبهای نشاندار و چارپایان و کشتزاران، برای مردم آراستگی یافته است؛ اینها سرمایه زندگی نزدیکتر (در این جهان) است و خداوند است که نکوفرجامی، (تنها) نزد او است» سوره آل عمران، آیه ۱۴.</ref>. به نظر برخی این علاقه غریزی است<ref>روح المعانی، ج ۲، ص۹۶؛ المیزان، ج ۳، ص۹۵روح المعانی، ج ۲، ص۹۶؛ المیزان، ج ۳، ص۹۵.</ref>. در آیه یادشده و آیاتی دیگر<ref>{{متن قرآن|زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا۟ ٱلْحَيَوٰةُ ٱلدُّنْيَا وَيَسْخَرُونَ مِنَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَٱلَّذِينَ ٱتَّقَوْا۟ فَوْقَهُمْ يَوْمَ ٱلْقِيَـٰمَةِ وَٱللَّهُ يَرْزُقُ مَن يَشَآءُ بِغَيْرِ حِسَابٍۢ}}«زندگانی این جهان برای کافران آراسته شده است و (آنان) مؤمنان را به ریشخند میگیرند اما پرهیزگاران در روز رستخیز از آنان فراترند و خداوند به هر کس بخواهد بیشمار روزی میرساند» سوره بقره، آیه ۲۱۲. {{متن قرآن|أَوَمَن كَانَ مَيْتًۭا فَأَحْيَيْنَـٰهُ وَجَعَلْنَا لَهُۥ نُورًۭا يَمْشِى بِهِۦ فِى ٱلنَّاسِ كَمَن مَّثَلُهُۥ فِى ٱلظُّلُمَـٰتِ لَيْسَ بِخَارِجٍۢ مِّنْهَا كَذَٰلِكَ زُيِّنَ لِلْكَـٰفِرِينَ مَا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ}}«و آیا (داستان) آن کس که (به دل) مرده بود و زندهاش کردیم و برای او فروغی پدید آوردیم که با آن در میان مردم راه میرود، چون داستان کسی است در تیرگیها که از آنها بیرون آمدنی نیست؟ بدینگونه آنچه کافران میکردند، در نظرشان آراسته شده است» سوره انعام، آیه ۱۲۲.</ref>[[تزیین]] [[دنیا]] و زیورآلات مانند طلا و [[نقره]] برای [[مردم]]، با فعل مجهول «زُیّنَ» آمده و از این رو در باره خاستگاه و عامل علاقه [[انسان]] به زیورآلات [[اختلاف]] است<ref>نک: كنز الدقائق، ج ۳، ص۵۰.</ref>: برخی خدای متعالی را تزیین کننده آن در نظر انسان دانستهاند؛ زیرا او [[شهوت]] و متعلقات آن را [[آفریده]] و از لذتی که در دستیابی به آن متعلقات پدید میآید باخبر بوده است<ref>التبیان، ج ۲، ص۴۱۱؛ التفسیر الكبیر، ج ۷، ص۲۰۸؛ نیز نک: روض الجنان، ج ۴، ص۲۰۵.</ref>؛ اما به گفته برخی [[مفسران]]، تزیینکننده دنیا و زیورآلات، [[شیطان]] است<ref>مجمعالبیان، ج ۲، ص۵۴۱، ۷۱۱؛ المیزان، ج ۳، ص۹۷ ـ ۹۸.</ref> و این [[عقیده]] با شیوه بیان<ref>المیزان، ج ۳، ص۹۷ ـ ۹۸.</ref> و نیز [[حکمت الهی]] تناسب بیشتری دارد<ref>المیزان، ج ۳، ص۹۶.</ref>. البته تزیینهای شیطان را نیز میتوان از این رو که [[خدا]] تنها مبدأ [[آفرینش]] است به او نسبت داد. | |||
به گفته برخی مفسران، [[آیه]]{{متن قرآن|أَوَمَن يُنَشَّؤُا۟ فِى ٱلْحِلْيَةِ وَهُوَ فِى ٱلْخِصَامِ غَيْرُ مُبِينٍۢ}}<ref>«و آیا آن کس که در زیور پرورش مییابد و در چالش ناتوان است (شایسته فرزندی خداوند است)؟» سوره زخرف، آیه ۱۸.</ref> به علاقه شدید [[زنان]] به زینتآلاتاشاره دارد<ref>المیزان، ج ۱۸ ص۹۰؛ المنیر، ج ۲۵، ص۱۳۲.</ref>؛ با این توضیح که [[مشرکان]] از یک سو از شنیدن خبر ولادت دختر به شدت ناراحت میشدند<ref>{{متن قرآن|وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُم بِمَا ضَرَبَ لِلرَّحْمَـٰنِ مَثَلًۭا ظَلَّ وَجْهُهُۥ مُسْوَدًّۭا وَهُوَ كَظِيمٌ}}«و چون یکی از ایشان را به آنچه برای (خداوند) بخشنده مثل میزند نوید بخشند، (و گویند دختردار شدهای) چهرهاش سیاه میگردد و اندوهگین میشود» سوره زخرف، آیه ۱۷.</ref> و از سوی دیگر [[فرشتگان]] را [[دختران]] [[خدا]] میپنداشتند<ref>{{متن قرآن|وَجَعَلُوا۟ ٱلْمَلَـٰٓئِكَةَ ٱلَّذِينَ هُمْ عِبَـٰدُ ٱلرَّحْمَـٰنِ إِنَـٰثًا أَشَهِدُوا۟ خَلْقَهُمْ سَتُكْتَبُ شَهَـٰدَتُهُمْ وَيُسْـَٔلُونَ}}«و فرشتگان را که بندگان (خداوند) بخشندهاند مادینه پنداشتهاند، آیا در آفرینش آنان گواه بودهاند؟ زودا که گواهی آنان نوشته شود و آنان بازخواست گردند» سوره زخرف، آیه ۱۹.</ref>. [[قرآن]] با آنها چنین [[احتجاج]] کرده که چگونه شما موجودی مانند [[زن]] را که در لابهلای زینتها پرورش مییابد و به گونه غریزی به زیورآلات علاقه بیشتری دارد، [[فرزند خدا]] میخوانید؟ به نظر برخی، مراد از «کسی که در [[زینت]] پرورش یافته» در [[آیه]] ۱۸ [[سوره]] زخرف<ref>{{متن قرآن|أَوَمَن يُنَشَّؤُا۟ فِى ٱلْحِلْيَةِ وَهُوَ فِى ٱلْخِصَامِ غَيْرُ مُبِينٍۢ}}«و آیا آن کس که در [[زیور]] پرورش مییابد و در چالش [[ناتوان]] است (شایسته [[فرزندی]] [[خداوند]] است)؟» سوره درزخرف، آیه ۱۸.</ref>، بتهایی است که از طلا و [[نقره]] ساخته میشده است؛ یعنی آیا شما [[مشرکان]] بتهایی را [[شریک]] [[خدا]] دانستید که با [[زر و زیور]] ساخته شدهاند و توان [[سخن گفتن]] ندارند<ref>جامع البیان، ج ۲۵، ص۳۵؛ فتح القدیر، ج ۴، ص۶۲۹.</ref>.<ref>[[علیجان کریمی|کریمی]] و [[سید کمال الدین میرمحمدی|میرمحمدی]]، [[طلا (مقاله)|مقاله «طلا»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۹۶.</ref> | |||
== [[ارزشمندی]] [[طلا]]== | |||
در [[قرآن کریم]] برخی کاربردهای طلا بیان شده که نشان دهنده ارزشمندی آناند. به نمونههایی اشاره میشود: | |||
#در نظر [[مشرکان مکه]] داشتن طلا ملاک بزرگی و [[ارزش]] بود، از این رو به [[رسول اکرم]]{{صل}} گفتند به تو [[ایمان]] نمیآوریم، مگر آنکه خانهای از طلا داشته باشی<ref>جامع البیان، ج ۱۵، ص۱۰۹؛ التبیان، ج ۶، ص۵۲۰؛ الكشاف، ج ۲، ص۶۹۳.</ref>:{{متن قرآن|أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌۭ مِّن زُخْرُفٍ...}}<ref>«یا خانهای زرّین داشته باشی یا به آسمان فرا روی و فرا رفتنت را (هم) هرگز باور نخواهیم داشت مگر نوشتهای برای ما فرو فرستی که آن را بخوانیم؛ بگو: پاکا که پروردگار من است، مگر من جز بشری پیام آورم؟» سوره اسرا، آیه ۹۳.</ref> | |||
#برای نشان دادن حتمیت [[عذاب]] کسانی که در حال [[کفر]] از [[دنیا]] رفتهاند، گفته شده که از هیچ یک از آنان فدیهای برای درآمدن به [[بهشت]] پذیرفته نمیشود، هر چند گنجینهای به اندازۀ گستره [[زمین]] و آکنده از طلا باشد:{{متن قرآن|إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ وَمَاتُوا۟ وَهُمْ كُفَّارٌۭ فَلَن يُقْبَلَ مِنْ أَحَدِهِم مِّلْءُ ٱلْأَرْضِ ذَهَبًۭا وَلَوِ ٱفْتَدَىٰ بِهِ أُو۟لَـٰٓئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌۭ وَمَا لَهُم مِّن نَّـٰصِرِينَ}}<ref>«کسانی که کافر شدند و در کفر مردند و گر همچند زمین زر به بازخرید خویش دهند از آنان پذیرفته نیست؛ آنها عذابی دردناک (در پیش) دارند و یاوری نخواهند داشت» سوره عمران، آیه ۹۱.</ref> طلا به ارزشمندترین [[اموال]] در [[دنیا]] اشاره دارد<ref>مقتنیات الدرر، ج ۲، ص۲۳۲.</ref>. | |||
#[[قرآن کریم]] در [[مقام]] [[داوری]] میان [[اهل کتاب]] و [[ستایش]] از گروهی و [[نکوهش]] گروهی دیگر، بازگرداندن طلای امانتی را ملاک قرار داده و گفته است برخی از آنان [[امانت]] را هرچند فراوان و [[ارزشمند]] و به اندازه قِنطار (مقدار فراوانی طلا)<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۷۱۲؛ نیز نک: تفسیر قمی، ج ۱، ص۹۷.</ref> باشد، به صاحبش بازمیگردانند، برخلاف دستهای دیگر که [[امانتداری]] آنان حتی به اندازه یک دینار از طلا<ref>منهج الصادقین، ج ۲، ص۲۵۴.</ref> هم نیست:{{متن قرآن|وَمِنْ أَهْلِ ٱلْكِتَـٰبِ مَنْ إِن تَأْمَنْهُ بِقِنطَارٍۢ يُؤَدِّهِۦٓ إِلَيْكَ وَمِنْهُم مَّنْ إِن تَأْمَنْهُ بِدِينَارٍۢ لَّا يُؤَدِّهِۦٓ إِلَيْكَ...}}<ref>«و از اهل کتاب کسی هست که اگر دارایی فراوانی بدو بسپاری به تو باز پس میدهد و از ایشان کسی نیز هست که چون دیناری بدو بسپاری به تو باز نخواهد داد مگر آنکه پیوسته بر سرش ایستاده باشی؛ این بدان روی است که آنان میگویند: درباره بیسوادان راهی (برای بازخواست) بر ما نیست و بر خداوند دروغ میبندند با آنکه خود میدانند» سوره آلعمران، آیه ۷۵.</ref>. در مقدار قنطار [[اختلاف]] است<ref>روض الجنان، ج ۴، ص۲۰۷؛روح المعانی، ج ۲، ص۹۷.</ref>: مطابق روایتی بهاندازهای است که پوست گاوی از طلا پر شود<ref>نور الثقلین، ج ۱، ص۳۲۰؛ نیز نک: تفسیر قمی، ج ۱، ص۹۷؛ مجمع البیان، ج ۲، ص۷۱۲.</ref> و بهگفتهای ۱۰۰ رطل (۴۰ درهم) <ref>لسان العرب، ج ۱۱، ص۲۸۶، «رطل».</ref> طلا<ref>روح المعانی، ج ۲، ص۹۷.</ref> و به قولی اشاره به مقدار زیادی طلاست<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۷۱۲؛ نیز نک: تفسیر قمی، ج ۱، ص۹۷.</ref>. برخی نیز آن را به [[مال]] یا عدد فراوان [[تفسیر]] کردهاند<ref>نک: مجمع البیان، ج ۲، ص۷۱۲؛ ج ۳، ص۴۲؛ روح البیان، ج ۲، ص۵۱؛ التفسیر الوسیط، ج ۲، ص۱۴۸.</ref>. سخن از دینار در [[آیه]] یادشده از آن روست که در دوره اول [[اسلام]]، دینار از پولهای رایج و معادل ۱۸ نخود (مثقال [[شرعی]]) و سه ربع مثقال صیرفی بوده و از طلا ساخته میشد. برخی دینار را مُعَرّب «دِنّار» [[رومی]] و نام سکههایی از طلا به وزن ۷۲ دانه جو متوسط دانستهاند<ref>التحریر و التنویر، ج ۳، ص۱۳۲.</ref>. در آن [[زمان]] کمترین نقدینه مورد اعتنا در میان [[مردم]]، دینار بود<ref>تفسیر روشن، ج ۴، ص۲۸۱.</ref>. | |||
#پس از آشکار شدن [[معجزات]] گوناگون [[موسی]]{{ع}} و [[ناتوانی]] [[فرعون]] و [[فرعونیان]] از [[رویارویی]] با آن حضرت، فرعون با [[تفاخر]] به [[فرمانروایی]] خود بر [[مصر]]، نبودن دستبند طلا بر دستان موسی و همراه نبودن [[فرشتگان]] با او را بهانه کرد:{{متن قرآن|فَلَوْلَآ أُلْقِىَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌۭ مِّن ذَهَبٍ أَوْ جَآءَ مَعَهُ ٱلْمَلَـٰٓئِكَةُ مُقْتَرِنِينَ}}<ref>«پس چرا دستبندهایی زرّین برای او فرو نیفکندهاند یا فرشتگان، دوشادوش با او نیامدهاند؟» [[سوره زخرف]]، [[آیه]] ۵۳.</ref>. «اَسْوِرَه» معرّب «دستواره» در [[زبان فارسی]]<ref>مفردات، ص۴۳۳، «سور».</ref> یا جمع سِوار<ref>التفسیر الكبیر، ج ۲۷، ص۶۳۷؛ التحریر و التنویر، ج ۲۵، ص۲۷۰.</ref>، به معنای دستبند است. از نشانههای [[پادشاهان]] در مصر، یونان و [[ایران]]، بستن دستبندهایی از طلا بود. پندار فرعون از سَرِ [[جهل]] یا تجاهل این بود که [[پیامبر]] نیز مانند [[پادشاه]] باید نشانهای همچون دستبند طلا داشته باشد<ref>التحریر و التنویر، ج ۲۵، ص۲۷۰؛ نیز نک: مجمع البیان، ج ۹، ص۷۸.</ref>. به فرموده [[امیرمؤمنان]]، فرعون این سخن را به قصد [[تعظیم]] طلا و [[تحقیر]] [[لباس]] پشمینه موسی گفت<ref>كنز الدقائق، ج ۱۲، ص۷۶.</ref>. | |||
#[[قارون]] که از [[قوم موسی]] بود<ref>{{متن قرآن|إِنَّ قَـٰرُونَ كَانَ مِن قَوْمِ مُوسَىٰ فَبَغَىٰ عَلَيْهِمْ وَءَاتَيْنَـٰهُ مِنَ ٱلْكُنُوزِ مَآ إِنَّ مَفَاتِحَهُۥ لَتَنُوٓأُ بِٱلْعُصْبَةِ أُو۟لِى ٱلْقُوَّةِ إِذْ قَالَ لَهُۥ قَوْمُهُۥ لَا تَفْرَحْ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ ٱلْفَرِحِينَ}}«بیگمان قارون از قوم موسی بود و در برابر آنان سرکشی کرد و ما بدو از گنجها چندان دادیم که (حمل) مخزن های آن بر گروه نیرومند هم گرانبار میآمد؛ هنگامی که قوم وی بدو گفتند: سرخوشی پیشه مکن که خداوند سرخوشان را دوست نمیدارد» سوره قصص، آیه ۷۶.</ref> با [[زر و زیور]] در میان [[قوم]] خود ظاهر شد. [[دنیاطلبان]] [[آرزو]] کردند همانند او از [[دنیا]] بهرهمند باشند؛ ولی [[عالمان دینی]]، [[ایمان]] و [[پاداش اخروی]] را [[برتر]] دانستند. کسانی که [[زر و زیور]] [[قارون]] [[چشم]] آنان را پر کرده بود، از [[مشاهده]] [[حقایق]] [[غافل]] بودند و از همین رو [[نکوهش]] شدند<ref>{{متن قرآن|فَخَرَجَ عَلَىٰ قَوْمِهِۦ فِى زِينَتِهِۦ قَالَ ٱلَّذِينَ يُرِيدُونَ ٱلْحَيَوٰةَ ٱلدُّنْيَا يَـٰلَيْتَ لَنَا مِثْلَ مَآ أُوتِىَ قَـٰرُونُ إِنَّهُۥ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍۢ * وَقَالَ ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْعِلْمَ وَيْلَكُمْ ثَوَابُ ٱللَّهِ خَيْرٌۭ لِّمَنْ ءَامَنَ وَعَمِلَ صَـٰلِحًۭا وَلَا يُلَقَّىٰهَآ إِلَّا ٱلصَّـٰبِرُونَ}}«آنگاه با زیورهایش در پیش [[قوم]] خویش آشکار شد؛ کسانی که [[زندگی]] این [[جهان]] را میخواستند گفتند: ای کاش ما نیز همانند آنچه به قارون داده شده است میداشتیم، بیگمان او را بهرهای سترگ است * و [[دانشوران]] گفتند: وای بر شما! [[پاداش]] [[خداوند]] برای آن کس که ایمان آورد و کرداری شایسته دارد بهتر است و آن را جز به [[شکیبایان]] فرا نیاموزند» [[سوره قصص]]، [[آیه]] ۷۹-۸۰.</ref>. گفته شده بخشی از زینتهای او مانند زین استر و نیز [[زینت]] مرکبهای کنیزانش از طلا بوده است<ref>كنز الدقائق، ج ۱۰، ص۹۹.</ref>. | |||
#به گفته برخی [[مفسران]]، هدیهای که [[ملکه سبأ]] برای [[آزمودن]] سلیمان{{ع}} فرستاد و در آیه ۳۵ [[سوره نمل]] به آن اشاره شده، مشتمل بر [[غلامان]] و کنیزان با لباسهای زربفت، دستبندها، طوقها و گوشوارههای طلایی و مقدار فراوانی خشت طلا بوده است<ref>تفسیر اثنا عشری، ج ۱۰، ص۴۲.</ref>.<ref>[[علیجان کریمی|کریمی]] و [[سید کمال الدین میرمحمدی|میرمحمدی]]، [[طلا (مقاله)|مقاله «طلا»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۹۶.</ref> | |||
== کارکردهای [[طلا]]== | |||
طلا در دنیا کارکردهایی گوناگون دارد و در [[آخرت]] نیز از وسایل زینتی و مورد استفاده [[بهشتیان]] است که به برخی از آنها اشاره میشود. | |||
===کارکردهای طلا در دنیا=== | |||
====[[تزیین]]==== | |||
از کاربردهای رایج طلا در دورههای [[تاریخی]]، بهرهگیری از آن در تزیین بوده است: | |||
#در آیه ۱۷ [[سوره رعد]] از به دست آوردن [[زیور]] و زینت همانند طلا و [[نقره]] از راه ذوب سنگها و مواد گرانبها سخن به میان آمده است:{{متن قرآن|...وَمِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِى ٱلنَّارِ ٱبْتِغَآءَ حِلْيَةٍ أَوْ مَتَـٰعٍۢ...}}<ref>«از آسمان آبی فرو باراند آنگاه رودهایی -هر یک به گنجایی خویش- روان شد و سیلاب با خویش کفی انبوه فرا آورد و آنچه در آتش میگدازند تا زینتی یا کالایی به دست آورند، (نیز) کفی همانند آن (کف سیلاب) است؛ بدینگونه خداوند درست و نادرست را مثل میزند؛ باری، کف، کنار میرود اما آنچه مردم را سودمند افتد در زمین باز میماند؛ بدینگونه خداوند مثل میزند» سوره رعد، آیه ۱۷.</ref>. [[مفسران]]{{متن قرآن|ٱبْتِغَآءَ حِلْيَةٍ}} (بهدست آوردن [[زیور]] و [[زینت]]) را به طلا و [[نقره]] مثال زدهاند<ref>مجمع البیان، ج ۶، ص۴۴۱؛ المیزان، ج ۱۱، ص۳۳۶؛ الوجیز فی تفسیر الكتاب العزیز، ص۳۲۹.</ref>. | |||
#گزارشهای [[تاریخی]] از [[قوم بنیاسرائیل]] نیز بیانگر [[دلبستگی]] شدید آنان به زیورآلات برای [[تزیین]] است<ref>قاموس كتاب مقدس، ص۴۵۴.</ref>. در میان این [[قوم]] سنگها و فلزهای قیمتی کاربردهای متعدّد [[دینی]] داشتند. [[آراستن]] [[بتها]]<ref>قاموس كتاب مقدس، ص۸۸۶.</ref> و [[لباس]] [[کاهنان]] با سنگهای تزیینی و قیمتی گوناگون<ref>قاموس كتاب مقدس، ص۴۴۱.</ref> از این دست است. | |||
#در [[آیات]] ۳۳ – ۳۵ [[سوره زخرف]]، بهگونهای دیگر به کارکرد زینتی طلا و دیگر زیورآلات اشاره شده و [[خدا]] فرموده است اگر [[بیم]] آن نبود که همه [[مردم]] یکپارچه [[کافر]] شوند، سقف خانههای [[کافران]]، نردبانها، درها و نیز تختهایی را که بر آن تکیه میکنند از نقره میساختیم و افزون بر آن برای خانههایشان زیوری در نهایت [[زیبایی]] قرار میدادیم:{{متن قرآن|وَلَوْلَآ أَن يَكُونَ ٱلنَّاسُ أُمَّةًۭ وَٰحِدَةًۭ لَّجَعَلْنَا لِمَن يَكْفُرُ بِٱلرَّحْمَـٰنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفًۭا مِّن فِضَّةٍۢ وَمَعَارِجَ عَلَيْهَا يَظْهَرُونَ * وَلِبُيُوتِهِمْ أَبْوَٰبًۭا وَسُرُرًا عَلَيْهَا يَتَّكِـُٔونَ * وَزُخْرُفًۭا...}}<ref>«و اگر نه این بود که مردم (در تمایل به کفر) امّتی واحد میشدند بیگمان برای خانههای کسانی که به (خداوند) بخشنده کفر میورزند بامهایی سیمین و نردبانهایی که از آنها فرا روند قرار میدادیم * و برای خانههایشان درهایی میساختیم و تختهایی مینهادیم که بر آن پشت دهند * و زیورهایی و همه اینها چیزی جز برخورداری زندگانی این جهان نیست و جهان واپسین نزد پروردگارت از آن پرهیزگاران است» سوره زخرف، آیه ۳۳-۳۵.</ref>؛ ولی بلافاصله هشدار میدهد که همه اینها جز متاع ناپایدار [[دنیا]] نیست و نزد [[پروردگار]]، [[آخرت]] از آنِ [[پرهیزگاران]] است:{{متن قرآن|وَإِن كُلُّ ذَٰلِكَ لَمَّا مَتَـٰعُ ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا وَٱلْـَٔاخِرَةُ عِندَ رَبِّكَ لِلْمُتَّقِينَ}}<ref>«و زیورهایی و همه اینها چیزی جز برخورداری زندگانی این جهان نیست و جهان واپسین نزد پروردگارت از آن پرهیزگاران است» سوره زخرف، آیه۳۵.</ref>. برخی [[مفسران]]، [[زخرف]] در [[آیه]] یاد شده را به [[طلا]] [[تفسیر]] کردهاند<ref>تفسیر سمر قندی، ج ۳، ص۲۵۷؛ البحر المحیط، ج ۹، ص۳۷۲؛ البحر المدید، ج ۵، ص۲۴۷.</ref>. | |||
#در آیه ۳۱ [[سوره]] نور<ref>{{متن قرآن|وَقُل لِّلْمُؤْمِنَـٰتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَـٰرِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَىٰ جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ ءَابَآئِهِنَّ أَوْ ءَابَآءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَآئِهِنَّ أَوْ أَبْنَآءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَٰنِهِنَّ أَوْ بَنِىٓ إِخْوَٰنِهِنَّ أَوْ بَنِىٓ أَخَوَٰتِهِنَّ أَوْ نِسَآئِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَـٰنُهُنَّ أَوِ ٱلتَّـٰبِعِينَ غَيْرِ أُو۟لِى ٱلْإِرْبَةِ مِنَ ٱلرِّجَالِ أَوِ ٱلطِّفْلِ ٱلَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا۟ عَلَىٰ عَوْرَٰتِ ٱلنِّسَآءِ وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوٓا۟ إِلَى ٱللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَ ٱلْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}«و به [[زنان]] [[مؤمن]] بگو دیدگان (از نگاه [[حرام]]) فرو دارند و [[پاکدامنی]] ورزند و [[زیور]] خود را آشکار نگردانند مگر آنچه از آن، که خود پیداست و باید روسریهایشان را بر گریبان خویش افکنند و زیور خود را آشکار نگردانند جز بر شوهرانشان یا پدرانشان یا [[پدران]] شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان (هم [[آیین]]) شان یا کنیزهاشان یا مردان وابستهای که نیاز (به [[زن]]) ندارند یا کودکانی که از شرمگاههای زنان [[آگاهی]] ندارند و چنان پا نکوبند که آنچه از زیورشان پوشیده میدارند آشکار گردد و همگان ای [[مؤمنان]]! به درگاه [[خداوند]] [[توبه]] کنید، باشد که [[رستگار]] گردید» [[سوره نور]]، آیه ۳۱.</ref><ref>الکشاف، ج ۳، ص۲۳۰؛ تفسیر بغوی، ج ۳، ص۴۰۳؛ نیز نک: التفسیر الکبیر، ج ۲۳، ص۳۶۴.</ref> و [[آیه]] ۱۸ [[سوره زخرف]]<ref>{{متن قرآن|أَوَمَن يُنَشَّؤُا۟ فِى ٱلْحِلْيَةِ وَهُوَ فِى ٱلْخِصَامِ غَيْرُ مُبِينٍۢ}}«و آیا آن کس که در زیور پرورش مییابد و در چالش ناتوان است (شایسته فرزندی خداوند است)؟» سوره زخرف، آیه ۱۸.</ref> به استفاده [[زنان]] از طلا برای [[تزیین]] اشاره شده است. (=> همین مقاله، [[احکام]] طلا) | |||
#در [[قصه]] [[موسی و خضر]] آمده است که [[خضر]] دیواری را تعمیر کرد که زیر آن گنجی پنهان شده بود:{{متن قرآن|...وَكَانَ تَحْتَهُۥ كَنزٌۭ لَّهُمَا...}}<ref>«و امّا آن دیوار، از آن دو نوجوان یتیم در آن شهر بود و زیر آن گنجی از آن آن دو و پدرشان مردی شایسته بود، بنابراین پروردگارت از سر بخشایش خویش اراده فرمود که آنان به برومندی خود برسند و گنجشان را بیرون کشند و من آن کارها را از پیش خویش نکردم، این بود معنی آنچه بر آن شکیبایی نتوانستی کرد» سوره کهف، آیه ۸۲.</ref>. بنا به روایتی [[لوح]] زرینی بوده که مواعظی در باره یاد [[معاد]] و [[قضا و قدر الهی]] بر آن نوشته شده بود<ref>البرهان، ج ۳، ص۶۴۷.</ref>.<ref>[[علیجان کریمی|کریمی]] و [[سید کمال الدین میرمحمدی|میرمحمدی]]، [[طلا (مقاله)|مقاله «طلا»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۹۸.</ref> | |||
====استفاده از [[طلا]] (سکه) در [[معاملات]]==== | |||
از کارکردهای طلا در طول [[تاریخ]]، استفاده از آن به عنوان [[پول]] و سکه در معاملات بوده است. در آیه ۷۵ [[سوره]] آلعمران<ref>{{متن قرآن|وَمِنْ أَهْلِ ٱلْكِتَـٰبِ مَنْ إِن تَأْمَنْهُ بِقِنطَارٍۢ يُؤَدِّهِۦٓ إِلَيْكَ وَمِنْهُم مَّنْ إِن تَأْمَنْهُ بِدِينَارٍۢ لَّا يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ إِلَّا مَا دُمْتَ عَلَيْهِ قَآئِمًۭا ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا۟ لَيْسَ عَلَيْنَا فِى ٱلْأُمِّيِّـۧنَ سَبِيلٌۭ وَيَقُولُونَ عَلَى ٱللَّهِ ٱلْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ}}«و از [[اهل کتاب]] کسی هست که اگر [[دارایی]] فراوانی بدو بسپاری به تو باز پس میدهد و از ایشان کسی نیز هست که چون دیناری بدو بسپاری به تو باز نخواهد داد مگر آنکه پیوسته بر سرش ایستاده باشی؛ این بدان روی است که آنان میگویند: درباره بیسوادان راهی (برای بازخواست) بر ما نیست و بر [[خداوند]] [[دروغ]] میبندند با آنکه خود میدانند» [[سوره آلعمران]]، [[آیه]] ۷۵.</ref> در [[مقام]] [[نکوهش]] گروهی از [[اهل کتاب]] گفته شده اگر دیناری به [[امانت]] نزد آنان گذاشته شود، [[امانتدار]] آن نخواهند بود. دینار و درهم جدای از اینکه دو واحد وزنی شمرده میشدند، در مورد سکههای طلا و [[نقره]] به کار میرفتند<ref>نک: مفردات، ص۳۱۲، «درهم»؛ مجمع البحرین، ج ۳، ص۳۰۴، «دنر»؛ ج ۶، ص۶۱.</ref>.<ref>[[علیجان کریمی|کریمی]] و [[سید کمال الدین میرمحمدی|میرمحمدی]]، [[طلا (مقاله)|مقاله «طلا»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۹۹.</ref> | |||
====ساختن ظرف==== | |||
زمانی که [[برادران یوسف]] آذوقه و وسایل سفرشان به [[فرمان]] یوسف در [[مصر]] آماده شد، جام آبخوری (سِقایه) [[پادشاه]] را که همان پیمانه شاهی (صُواع) نیز بود در بار (رَحْل) برادرش [[بنیامین]] قرار دادند. سپس نداکنندهای از [[کارگزاران]] یوسف به آنان گفت شما دزد هستید<ref>{{متن قرآن|قَالُوا۟ نَفْقِدُ صُوَاعَ ٱلْمَلِكِ وَلِمَن جَآءَ بِهِۦ حِمْلُ بَعِيرٍۢ وَأَنَا۠ بِهِۦ زَعِيمٌۭ}}«گفتند: پیمانه (زرّین) شاه را گم کردهایم و (یوسف گفت) هر که آن را بیاورد یک بار شتر (جایزه) خواهد داشت و من بدین (وعده) ضامنم» سوره یوسف، آیه ۷۲.</ref>. گفته شده ظرف یاد شده از جنس طلا بوده است<ref>جامع البیان، ج ۱۳، ص۱۲؛ زاد المسیر، ج ۲، ص۴۵۷؛ کنز الدقائق، ج ۶، ص۳۴۱.</ref>.<ref>[[علیجان کریمی|کریمی]] و [[سید کمال الدین میرمحمدی|میرمحمدی]]، [[طلا (مقاله)|مقاله «طلا»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۹۹.</ref> | |||
====[[بت سازی]]==== | |||
پس از رفتن [[حضرت موسی]]{{ع}} به [[میقات]]، [[قوم]] او از زیورهای خود، مجسمه گوسالهای از جنس طلا<ref>التبیان، ج ۴، ص۵۴۴؛ مقتنیات الدرر، ج ۵، ص۲۲.</ref> و نقره<ref>مقتنیات الدرر، ج ۵، ص۲۲.</ref> ساختند که صدای گوساله هم میداد:{{متن قرآن|وَٱتَّخَذَ قَوْمُ مُوسَىٰ مِنۢ بَعْدِهِۦ مِنْ حُلِيِّهِمْ عِجْلًۭا جَسَدًۭا لَّهُۥ خُوَارٌ...}}<ref>«و [[قوم موسی]] در نبود او، از زیورهای (زراندود) خود گوسالهای ساختند، پیکری که بانگی داشت، آیا ندیدند که با آنان سخن نمیگوید و راهی به آنان نمینماید؟ آن را (به [[پرستش]]) گرفتند و [[ستمکار]] بودند» [[سوره اعراف]]، [[آیه]] ۱۴۸.</ref> در [[تورات]] نیز گزارش شده که با جمعآوری گوشوارههای طلا از میان [[بنیاسرائیل]]، تندیس گوساله ساخته شد<ref>التحریر و التنویر، ج ۸، ص۲۹۲.</ref>. سازنده اصلی گوساله، [[سامری]] بود و نسبت ساختن آن به قوم موسی به سبب [[همکاری]] آنان با اوست<ref>المیزان، ج ۱۴، ص۱۹۲؛ نک: التحریر و التنویر، ج ۸، ص۲۹۲.</ref>. سامری پس از رفتن [[موسی]] به میقات با ساختن مجسمه زرین گوساله و [[دعوت]] بنیاسرائیل به پرستش آن، باعث [[گمراهی]] آنان شد<ref>نک: جامع البیان، ج۱۶، ص۱۴۹؛ تفسیر ثعلبى، ج ۶، ص۲۵۷؛ التبیان، ج ۷، ص۱۹۶.</ref>:{{متن قرآن|وَلَـٰكِنَّا حُمِّلْنَآ أَوْزَارًۭا مِّن زِينَةِ ٱلْقَوْمِ فَقَذَفْنَـٰهَا فَكَذَٰلِكَ أَلْقَى ٱلسَّامِرِىُّ * فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلًۭا جَسَدًۭا لَّهُۥ خُوَارٌۭ فَقَالُوا۟ هَـٰذَآ إِلَـٰهُكُمْ وَإِلَـٰهُ مُوسَىٰ فَنَسِىَ}}<ref>«گفتند: ما در وعده تو به خودی خود خلاف نورزیدیم بلکه بارهایی (گران) از زیورهای قوم (فرعون) بر دوش ما نهاده شد (ه بود) که (در آتش) انداختیم آنگاه سامری (نیز) این چنین (طرح) افکند * آنگاه گوسالهای برای آنان برآورد، پیکری (بیروح) که بانگ گاو داشت و گفتند: این خدای شما و خدای موسی است که از یاد برده است» سوره طه، آیه ۸۷-۸۸.</ref>. آنان توجه نکردند گوسالهای که میپرستند از [[سخن گفتن]] و [[راهنمایی]] آنان، [[ناتوان]] است<ref>{{متن قرآن|وَٱتَّخَذَ قَوْمُ مُوسَىٰ مِنۢ بَعْدِهِۦ مِنْ حُلِيِّهِمْ عِجْلًۭا جَسَدًۭا لَّهُۥ خُوَارٌ أَلَمْ يَرَوْا۟ أَنَّهُۥ لَا يُكَلِّمُهُمْ وَلَا يَهْدِيهِمْ سَبِيلًا ٱتَّخَذُوهُ وَكَانُوا۟ ظَـٰلِمِينَ}}«و قوم موسی در نبود او، از زیورهای (زراندود) خود گوسالهای ساختند، پیکری که بانگی داشت، آیا ندیدند که با آنان سخن نمیگوید و راهی به آنان نمینماید؟ آن را (به پرستش) گرفتند و ستمکار بودند» سوره اعراف، آیه ۱۴۸. {{متن قرآن|أَفَلَا يَرَوْنَ أَلَّا يَرْجِعُ إِلَيْهِمْ قَوْلًۭا وَلَا يَمْلِكُ لَهُمْ ضَرًّۭا وَلَا نَفْعًۭا}}«آیا نمیدیدند که (آن گوساله) به آنان پاسخی نمیدهد و هیچ زیان و سودی برای آنان در بر ندارد؟» سوره طه، آیه ۸۹.</ref>.<ref>[[علیجان کریمی|کریمی]] و [[سید کمال الدین میرمحمدی|میرمحمدی]]، [[طلا (مقاله)|مقاله «طلا»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۹۹.</ref> | |||
====گنجینه کردن [[اموال]] ==== | |||
از روشهای کهن [[حفظ اموال]]، تبدیل آن به طلا و [[نقره]] و مخفی کردن آن زیر [[زمین]] به صورت گنج بوده است، چنانکه در [[قصه]] [[موسی و خضر]] آمده است که [[خضر]] دیواری را تعمیر کرد که زیر آن گنجی پنهان شده بود:{{متن قرآن|وَكَانَ تَحْتَهُۥ كَنزٌۭ لَّهُمَا}}<ref>«و امّا آن دیوار، از آن دو نوجوان یتیم در آن شهر بود و زیر آن گنجی از آن آن دو و پدرشان مردی شایسته بود، بنابراین پروردگارت از سر بخشایش خویش اراده فرمود که آنان به برومندی خود برسند و گنجشان را بیرون کشند و من آن کارها را از پیش خویش نکردم، این بود معنی آنچه بر آن شکیبایی نتوانستی کرد» سوره کهف، آیه ۸۲.</ref>. بنا به روایتی، مراد از آن [[لوح]] زرینی بوده که مواعظی در باره یاد [[معاد]] و [[قضا و قدر الهی]] بر آن نوشته شده بود<ref>البرهان، ج ۳، ص۶۴۷؛ نیز نک: جامع البیان، ج۱۶، ص۵.</ref>. [[آیه]] ۳۴ [[سوره توبه]]<ref>{{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِنَّ كَثِيرًۭا مِّنَ ٱلْأَحْبَارِ وَٱلرُّهْبَانِ لَيَأْكُلُونَ أَمْوَٰلَ ٱلنَّاسِ بِٱلْبَـٰطِلِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَٱلَّذِينَ يَكْنِزُونَ ٱلذَّهَبَ وَٱلْفِضَّةَ وَلَا يُنفِقُونَهَا فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍۢ}}«ای مؤمنان! بسیاری از دانشوران دینی (اهل کتاب) و راهبان، داراییهای مردم را به نادرستی میخورند و (مردم را) از راه خداوند باز میدارند؛ (ایشان) و آنان را که زر و سیم را میانبارند و آن را در راه خداوند نمیبخشند به عذابی دردناک نوید ده!» سوره توبه، آیه ۳۴.</ref> زراندوزانی را [[نکوهش]] کرده است که طلا و [[نقره]] را به صورت گنج در آورده و در [[راه خدا]] [[انفاق]] نمیکنند. برخی [[مفسران]] تعبیر {{متن قرآن|ٱلذَّهَبَ وَٱلْفِضَّةَ}} در آیه یادشده را اشاره به دینار و درهم دانستهاند<ref>نک: جامع البیان، ج ۱۰، ص۸۳؛ نک: مجمع البیان، ج ۵، ص۴۰.</ref>.<ref>[[علیجان کریمی|کریمی]] و [[سید کمال الدین میرمحمدی|میرمحمدی]]، [[طلا (مقاله)|مقاله «طلا»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۰۰.</ref> | |||
===کارکردهای طلا در [[بهشت]]=== | |||
مؤمنانی که کارهای شایسته کردهاند، پس از ورود به بهشت با دستبندهایی از طلا و گردنبندهایی از مروارید آراسته میشوند:{{متن قرآن|إِنَّ ٱللَّهَ يُدْخِلُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ جَنَّـٰتٍۢ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَـٰرُ يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍۢ وَلُؤْلُؤًۭا وَلِبَاسُهُمْ فِيهَا حَرِيرٌۭ}}<ref>«به [[یقین]] [[خداوند]] کسانی را که [[ایمان]] آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند به بوستانهایی درمیآورد که از بن آنها جویبارها جاری است، در آنجا به دستبندهایی زرّین و مروارید نشان آراسته میگردند و تنپوش آنان در آنجا پرند است» [[سوره حج]]، آیه ۲۳.</ref>؛ همچنین به [[پرهیزگاران]] با [[اکرام]] و [[احترام]] گفته میشود وارد بهشت شوید و افزون بر [[وعده]] [[آرامش]] و [[شادمانی]]، [[بشارت]] بهرهمندی از نعمتهای بهشت به آنها داده میشود و [[خادمان]] [[بهشتی]] با ظرفهای بزرگی که از جنس طلایند از آنان [[پذیرایی]] میکنند:{{متن قرآن|يُطَافُ عَلَيْهِم بِصِحَافٍۢ مِّن ذَهَبٍۢ...}}<ref>«بر گرد آنان قدح های زرین و جام هایی را به گردش درمیآورند و در آنجا آنچه دلها بخواهد و چشمها لذّت برد فراهم است و شما در آن جاودانید» سوره زخرف، آیه ۷۱.</ref>؛ همچنین بر پایه روایتی که در [[تفسیر آیه]] ۲۰ [[سوره زمر]]<ref>{{متن قرآن|لَـٰكِنِ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوْا۟ رَبَّهُمْ لَهُمْ غُرَفٌۭ مِّن فَوْقِهَا غُرَفٌۭ مَّبْنِيَّةٌۭ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَـٰرُ وَعْدَ ٱللَّهِ لَا يُخْلِفُ ٱللَّهُ ٱلْمِيعَادَ}}«اما آنان که از پروردگارشان پروا کردند غرفههایی خواهند داشت که بر فراز آنها غرفههایی دیگر ساختهاند، از بن آنها جویبارها روان است؛ بنابر وعده خداوند، خداوند در وعده خلاف نمیورزد» سوره زمر، آیه ۲۰.</ref> وارد شده، سقف غرفههای [[پرهیزگاران]] و [[اولیای خدا]] از طلاست<ref>کنز الدقائق، ج ۱۱، ص۲۹۳.</ref>، چنانکه از جمله پاداشهای [[بندگان]] [[برگزیده خدا]]، استفاده از دستبندهای زرین است<ref>التحریر و التنویر، ج ۲۲، ص۱۶۷.</ref>:{{متن قرآن|جَنَّـٰتُ عَدْنٍۢ يَدْخُلُونَهَا يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍۢ}}<ref>«بهشتهایی جاودان که بدان درآیند و آنجا به دستبندهایی زرّین و (زیورهایی از) مروارید آراسته گردند و تنپوششان در آن پرند است» سوره فاطر، آیه ۳۳.</ref>. در روایتی [[نبوی]] در تفسیر آیه یادشده از آراسته شدن [[مؤمن]] هنگام ورود به جایگاه خود در [[بهشت]] با انواع لباسهای زربفت و زیورآلاتی از طلا و [[نقره]] [[و]] مانند آن سخن رفته است<ref>نور الثقلین، ج ۴، ص۳۶۶.</ref>.<ref>[[علیجان کریمی|کریمی]] و [[سید کمال الدین میرمحمدی|میرمحمدی]]، [[طلا (مقاله)|مقاله «طلا»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۰۰.</ref> | |||
==[[احکام]] طلا== | |||
[[قرآن کریم]] [[زراندوزی]] و [[احتکار]] طلا و نقره و خودداری از [[انفاق]] آن در [[راه خدا]] را به شدت [[نکوهیده]] و [[زراندوزان]] را به عذابی دردناک [[تهدید]] کرده است<ref>زبدة البیان، ص۱۸۰.</ref>:{{متن قرآن|وَٱلَّذِينَ يَكْنِزُونَ ٱلذَّهَبَ وَٱلْفِضَّةَ وَلَا يُنفِقُونَهَا فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍۢ}}<ref>«ای [[مؤمنان]]! بسیاری از [[دانشوران]] [[دینی]] ([[اهل کتاب]]) و [[راهبان]]، داراییهای [[مردم]] را به نادرستی میخورند و (مردم را) از راه [[خداوند]] باز میدارند؛ (ایشان) و آنان را که زر و سیم را میانبارند و آن را در راه خداوند نمیبخشند به عذابی دردناک نوید ده!» [[سوره توبه]]، [[آیه]] ۳۴.</ref>. این آیه در [[حرمت]] گنجینه کردن طلا و نقره ظهور و ضمناً به [[اجمال]] به [[وجوب]] [[زکات]] آنها اشاره دارد<ref>زبدة البیان، ص۱۸۱.</ref>. بر اساس [[روایات]]<ref>الكافی، ج۳، ص۵۰۹.</ref> و [[فقه شیعه]]، زکات در ۹ چیز از جمله طلا و [[نقره]] [[واجب]] است<ref>نک: المقنعه، ص۲۳۴؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص۱۴؛ كنز العرفان، ج ۱، ص۲۲۲.</ref>. [[اهل سنت]] نیز زکات طلا و نقره را واجب میدانند<ref>أحكام القرآن، جصاص، ج۴، ص۳۰۱؛ نک: أحكام القرآن، ابن عربی، ج ۲، ص۹۲۸.</ref>؛ همچنین بر پایه روایات [[شیعی]]، [[خمس]] [[معدن]] [[طلا]] واجب است<ref>الكافی، ج ۱، ص۵۴۴، ۵۴۶.</ref>. بر اساس آیه۳۲ [[سوره اعراف]]<ref>{{متن قرآن|قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ ٱللَّهِ ٱلَّتِىٓ أَخْرَجَ لِعِبَادِهِۦ وَٱلطَّيِّبَـٰتِ مِنَ ٱلرِّزْقِ قُلْ هِىَ لِلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ فِى ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا خَالِصَةًۭ يَوْمَ ٱلْقِيَـٰمَةِ كَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ ٱلْـَٔايَـٰتِ لِقَوْمٍۢ يَعْلَمُونَ}}«بگو: چه کسی زیوری را که خداوند برای بندگانش پدید آورده و (نیز) روزیهای پاکیزه را، حرام کرده است؟ بگو: آن (ها) در زندگی این جهان برای کسانی است که ایمان آوردهاند، در روز رستخیز (نیز) ویژه (ی مؤمنان) است؛ این چنین ما آیات خود را برای گروهی که دانشورند روشن میداریم» سوره اعراف، آیه ۳۲.</ref> استفاده از زینتها و از جمله مهمترین آنها که طلا و جواهرند [[مباح]] است:{{متن قرآن|قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ ٱللَّهِ ٱلَّتِىٓ أَخْرَجَ لِعِبَادِهِۦ...}}. اضافه [[زینت]] به {{متن قرآن|ٱللَّهِ}} در این [[آیه]] برای [[نیکو]] شمردن آن و [[منت نهادن]] [[خداوند]] بر [[بندگان]] است<ref>المنار، ج ۸، ص۳۸۸.</ref> و نشان میدهد زینتهای [[الهی]] چنانچه در جای [[مشروع]] و در راه [[عبادت خدا]] به کار روند، مباحاند و [[اهل]] [[ایمان]] سزاوار بهرهبرداری از این زینتها هستند<ref>المنار، ج ۸، ص۳۹۰.</ref>، چنانکه زینتهای بهدست آمده از دریا (لؤلؤ و مرجان) به عنوان [[نعمت الهی]] و شایسته [[سپاس]] یاد شدهاند<ref>{{متن قرآن|وَهُوَ ٱلَّذِى سَخَّرَ ٱلْبَحْرَ لِتَأْكُلُوا۟ مِنْهُ لَحْمًۭا طَرِيًّۭا وَتَسْتَخْرِجُوا۟ مِنْهُ حِلْيَةًۭ تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى ٱلْفُلْكَ مَوَاخِرَ فِيهِ وَلِتَبْتَغُوا۟ مِن فَضْلِهِۦ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ}}«و اوست که دریا را [[رام]] (شما) کرد تا از آن گوشتیتر و تازه بخورید و از آن زیوری (چون مروارید) بیرون آورید که آن را میپوشید و کشتیها را در آن مینگری که آب شکافاند و (چنین کرد) تا از [[بخشش]] او (روزی خود را) فرا چنگ آورید و باشد که [[سپاس]] گزارید» [[سوره نحل]]، [[آیه]] ۱۴. {{متن قرآن|وَمَا يَسْتَوِى ٱلْبَحْرَانِ هَـٰذَا عَذْبٌۭ فُرَاتٌۭ سَآئِغٌۭ شَرَابُهُۥ وَهَـٰذَا مِلْحٌ أُجَاجٌۭ وَمِن كُلٍّۢ تَأْكُلُونَ لَحْمًۭا طَرِيًّۭا وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْيَةًۭ تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى ٱلْفُلْكَ فِيهِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا۟ مِن فَضْلِهِۦ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ}}«و دو دریا برابر نیستند، این نوشین گواراست که نوشیدنش خوشگوار است و آن [[شور]] تلخ؛ از هر یک گوشتتر و تازه میخورید و زیوری بیرون میکشید که آن را میپوشید و کشتیها را در آن مینگری که آب شکافند تا از بخشش او (روزی خود را) فرا چنگ آورید و باشد که سپاس گزارید» [[سوره فاطر]]، آیه ۱۲.</ref>. در روایتی رویش طلا و دیگر سنگهای قیمتی در [[کوهها]] مصداقی از نعمتهای روییدنی [[خدا]] شمرده شده که در آیه ۱۹ [[سوره حجر]]<ref>{{متن قرآن|وَٱلْأَرْضَ مَدَدْنَـٰهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَٰسِىَ وَأَنۢبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ شَىْءٍۢ مَّوْزُونٍۢ}}«و زمین را گستراندیم و در آن کوههای پابرجا درافکندیم و در آن از هر چیز سنجیدهای رویاندیم» سوره حجر، آیه ۱۹.</ref> آمده است<ref>البرهان، ج ۳، ص۳۳۶؛ كنز الدقائق، ج ۷، ص۱۱۲.</ref>؛ همچنین در آیه ۱۷ [[سوره]] رعد<ref>{{متن قرآن|أَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءًۭ فَسَالَتْ أَوْدِيَةٌۢ بِقَدَرِهَا فَٱحْتَمَلَ ٱلسَّيْلُ زَبَدًۭا رَّابِيًۭا وَمِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِى ٱلنَّارِ ٱبْتِغَآءَ حِلْيَةٍ أَوْ مَتَـٰعٍۢ زَبَدٌۭ مِّثْلُهُۥ كَذَٰلِكَ يَضْرِبُ ٱللَّهُ ٱلْحَقَّ وَٱلْبَـٰطِلَ فَأَمَّا ٱلزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفَآءًۭ وَأَمَّا مَا يَنفَعُ ٱلنَّاسَ فَيَمْكُثُ فِى ٱلْأَرْضِ كَذَٰلِكَ يَضْرِبُ ٱللَّهُ ٱلْأَمْثَالَ}}«از [[آسمان]] آبی فرو باراند آنگاه رودهایی -هر یک به گنجایی خویش- روان شد و سیلاب با خویش کفی انبوه فرا آورد و آنچه در [[آتش]] میگدازند تا زینتی یا کالایی به دست آورند، (نیز) کفی همانند آن (کف سیلاب) است؛ بدینگونه [[خداوند]] درست و نادرست را مثل میزند؛ باری، کف، کنار میرود اما آنچه [[مردم]] را سودمند افتد در [[زمین]] باز میماند؛ بدینگونه [[خداوند]] مثل میزند» [[سوره رعد]]، [[آیه]] ۱۷.</ref> از به دست آوردن [[زیور]] و [[زینت]] از راه ذوب سنگها و مواد گرانبها همانند طلا و [[نقره]] به عنوان [[نعمت الهی]] سخن به میان آمده است:{{متن قرآن|وَمِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِى ٱلنَّارِ ٱبْتِغَآءَ حِلْيَةٍ أَوْ مَتَـٰعٍۢ}}. [[مفسران]]{{متن قرآن|ٱبْتِغَآءَ حِلْيَةٍ}} (بهدست آوردن زیور و زینت)را به طلا و نقره مثال زدهاند<ref>مجمع البیان، ج ۶، ص۴۴۱؛ المیزان، ج ۱۱، ص۳۳۶؛ الوجیز فی تفسیر الكتاب العزیز، ص۳۲۹.</ref>. این [[آیات]] نشان میدهند که مطلق بهرهبرداری از [[طلا]] [[حرام]] نیست و همه زینتها در [[اسلام]] جز آنچه مستثنا و حرام شمردهشده، [[مباح]] به شمار میروند<ref>التفسیر الكبیر، ج ۱۶، ص۳۵-۳۶.</ref>. در [[فقه شیعه]] به تناسب بحث از [[احکام]] [[وضو]] و [[خوردن و آشامیدن]]، از ظروف سخن رفته است. بر مبنای [[روایات]]<ref>الكافی، ج ۶، ص۲۶۷، ۳۸۵.</ref> و فتوای [[فقیهان]]، استفاده از ظروف طلا و نقره برای خوردن و آشامیدن<ref>رساله محشی، ج ۱، ص۴۸۲؛ ج ۲، ص۴۴۴.</ref> و وضو گرفتن برای مردان و [[زنان]] جایز نیست<ref>رساله محشی، ج ۱، ص۱۶۷.</ref>، چنانکه [[سجده]] بر طلا و نقره جایز نیست<ref>الكافی، ج ۳، ص۳۳۲.</ref>. استفاده از ظروف طلا و نقره در [[بهشت]] بر خلاف [[دنیا]] جایز است<ref>نمونه، ج ۱۴، ص۵۷؛ نک: المنیر، ج ۱۷، ص۱۸۵.</ref> و چنانکه در آیه ۳۲ [[سوره اعراف]]<ref>{{متن قرآن|قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ ٱللَّهِ ٱلَّتِىٓ أَخْرَجَ لِعِبَادِهِۦ وَٱلطَّيِّبَـٰتِ مِنَ ٱلرِّزْقِ قُلْ هِىَ لِلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ فِى ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا خَالِصَةًۭ يَوْمَ ٱلْقِيَـٰمَةِ كَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ ٱلْـَٔايَـٰتِ لِقَوْمٍۢ يَعْلَمُونَ}}«بگو: چه کسی زیوری را که خداوند برای بندگانش پدید آورده و (نیز) روزیهای پاکیزه را، حرام کرده است؟ بگو: آن (ها) در زندگی این جهان برای کسانی است که ایمان آوردهاند، در روز رستخیز (نیز) ویژه (ی مؤمنان) است؛ این چنین ما آیات خود را برای گروهی که دانشورند روشن میداریم» سوره اعراف، آیه ۳۲.</ref> به آن اشاره شده، استفاده از این فلز گرانبها در [[آخرت]] به [[مؤمنان]] اختصاص دارد. | |||
استفاده [[زنان]] از طلا و دیگر زیورآلات برای [[تزیین]] جایز است؛ ولی [[آشکار کردن]] آن نزد [[نامحرم]] جایز نیست:{{متن قرآن|وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ...وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ}}<ref>«و به زنان مؤمن بگو دیدگان (از نگاه حرام) فرو دارند و پاکدامنی ورزند و زیور خود را آشکار نگردانند مگر آنچه از آن، که خود پیداست و باید روسریهایشان را بر گریبان خویش افکنند و زیور خود را آشکار نگردانند جز بر شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان (هم آیین) شان یا کنیزهاشان یا مردان وابستهای که نیاز (به زن) ندارند یا کودکانی که از شرمگاههای زنان آگاهی ندارند و چنان پا نکوبند که آنچه از زیورشان پوشیده میدارند آشکار گردد و همگان ای مؤمنان! به درگاه خداوند توبه کنید، باشد که رستگار گردید» سوره نور، آیه ۳۱.</ref> <ref>الكشاف، ج ۳، ص۲۳۰.</ref>. [[زینت]] شامل زیورآلات، مانند [[انگشتر]]، گوشواره، گردنبند و [[خلخال]] (که ممکن است از طلا و [[نقره]] باشند) میشود<ref>الكشاف، ج ۳، ص۲۳۰؛ تفسیر بغوی، ج ۳، ص۴۰۳؛ نیز نک: التفسیر الکبیر، ج ۲۳، ص۳۶۴.</ref>. برخی [[مفسران]] با استناد به [[آیه]] ۱۸ [[سوره زخرف]]<ref>{{متن قرآن|أَوَمَن يُنَشَّؤُا۟ فِى ٱلْحِلْيَةِ وَهُوَ فِى ٱلْخِصَامِ غَيْرُ مُبِينٍۢ}}«و آیا آن کس که در زیور پرورش مییابد و در چالش ناتوان است (شایسته فرزندی خداوند است)؟» سوره زخرف، آیه ۱۸.</ref> که در آن به علاقه شدید [[زن]] به زیورآلات اشاره شده:{{متن قرآن|أَوَمَن يُنَشَّؤُا۟ فِى ٱلْحِلْيَةِ وَهُوَ فِى ٱلْخِصَامِ غَيْرُ مُبِينٍۢ}} استفاده از زینتها از جمله طلا را برای [[زنان]] جایز و برای مردان [[حرام]] دانستهاند<ref>التفسیر الكبیر، ج ۲۷، ص۶۲۴؛ نیز نک: الكشاف، ج ۴، ص۲۴۳؛ المنیر، ج ۲۵، ص۱۳۲.</ref>. این آیه ضمن دلالت بر [[مباح]] بودن تزیین برای زنان، آن را برای مردان مایه [[عیب]] و نقصان میداند<ref>التفسیر الكبیر، ج ۲۷، ص۶۲۴؛ نیز نک: الكشاف، ج ۴، ص۲۴۳.</ref>. برخی با استناد به آیه یادشده بر این باورند که [[زنان]] اغلب از جهت [[عاطفی]] از مردان قویترند و از روشنترین نشانههای [[قدرت]] عاطفی آنان علاقه شدید به [[زر و زیور]] است<ref>المیزان، ج ۱۸، ص۹۰.</ref>. البته برخی این صفت راه صفت غالب [[زنان]] دانستهاند نه همه آنها<ref>نمونه، ج ۲۱، ص۲۸.</ref>. بر اساس [[آیه]] ۲۰ [[سوره]] نساء<ref>{{متن قرآن|وَإِنْ أَرَدتُّمُ ٱسْتِبْدَالَ زَوْجٍۢ مَّكَانَ زَوْجٍۢ وَءَاتَيْتُمْ إِحْدَىٰهُنَّ قِنطَارًۭا فَلَا تَأْخُذُوا۟ مِنْهُ شَيْـًٔا أَتَأْخُذُونَهُۥ بُهْتَـٰنًۭا وَإِثْمًۭا مُّبِينًۭا}}«و اگر بر آن بودید که همسری جایگزین همسری (که دارید) کنید، و به یکی از ایشان [[دارایی]] فراوانی داده بودهاید، چیزی از آن را باز مگیرید، آیا با [[دروغ]] بافتن و گناهی آشکار آن را باز میستانید!» [[سوره نساء]]، آیه ۲۰.</ref> مهریه قرار دادن طلا حتی اگر به اندازه قِنْطار (مقدار فراوان طلا) <ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۷۱۲؛ نیز نک: تفسیر قمی، ج ۱، ص۹۷.</ref> باشد جایز است و اگر کسی خواست [[همسر]] پیشین خود را رها کند و همسری دیگر برگزیند و مهریه همسر پیشین به اندازه قنطار نیز باشد، باید آن را بپردازد<ref>مجمع البیان، ج۳، ص۴۲؛ كنز الدقائق، ج۳، ص۳۶۰.</ref>:{{متن قرآن|وَإِنْ أَرَدْتُمُ اسْتِبْدَالَ زَوْجٍ مَكَانَ زَوْجٍ وَآتَيْتُمْ إِحْدَاهُنَّ قِنْطَارًا فَلَا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَيْئًا}}<ref>«و اگر بر آن بودید که همسری جایگزین همسری (که دارید) کنید، و به یکی از ایشان دارایی فراوانی داده بودهاید، چیزی از آن را باز مگیرید، آیا با دروغ بافتن و گناهی آشکار آن را باز میستانید!» سوره نساء، آیه ۲۰.</ref>.<ref>[[علیجان کریمی|کریمی]] و [[سید کمال الدین میرمحمدی|میرمحمدی]]، [[طلا (مقاله)|مقاله «طلا»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۰۰.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم''']] | # [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم''']] | ||
# [[پرونده:13681050.jpg|22px]] [[علیجان کریمی|کریمی]] و [[سید کمال الدین میرمحمدی|میرمحمدی]]، [[طلا (مقاله)|مقاله «طلا»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||
نسخهٔ کنونی تا ۷ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۴:۳۶
مقدمه
مسئله طلا از آن جهت به پیامبر مربوط شده که به عالمان و مدعیان دنیا گریز اشاره دارد، کسانی که مردم را از هواخواهی و اسیر شدن در دنیا پرهیز میدهند، و خود را در مسیر پیامبران میدانند، یا در آغاز در کنار پیامبران بوده، اما به خاطر طلا اندوزی از پیامبران کناره گرفتند و به جمعآوری طلا روی آوردند.
نگهداری و جمعآوری طلا
- ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ كَثِيرًا مِنَ الْأَحْبَارِ وَالرُّهْبَانِ لَيَأْكُلُونَ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَيَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلَا يُنْفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ﴾[۱].
- ﴿يَوْمَ يُحْمَى عَلَيْهَا فِي نَارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوَى بِهَا جِبَاهُهُمْ وَجُنُوبُهُمْ وَظُهُورُهُمْ هَذَا مَا كَنَزْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ فَذُوقُوا مَا كُنْتُمْ تَكْنِزُونَ﴾[۲].
- ﴿إِنَّ قَارُونَ كَانَ مِنْ قَوْمِ مُوسَى فَبَغَى عَلَيْهِمْ وَآتَيْنَاهُ مِنَ الْكُنُوزِ مَا إِنَّ مَفَاتِحَهُ لَتَنُوءُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ إِذْ قَالَ لَهُ قَوْمُهُ لَا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ * فَخَسَفْنَا بِهِ وَبِدَارِهِ الْأَرْضَ فَمَا كَانَ لَهُ مِنْ فِئَةٍ يَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَمَا كَانَ مِنَ الْمُنْتَصِرِينَ﴾[۳].
نتیجه: در آیات فوق این موضوعات مطرح گردیده است:
- خداوند ثروتاندوزی و گنجینهسازی اموال - طلا ونقره – را مذمت، محکوم و تحریم کرده است و به مسلمانان دستور میدهد که اموال خویش را در راه خدا، و در طریق بهرهگیری بندگان خدا به کار اندازند، و از اندوختن و ذخیره کردن و خارج ساختن آنها از گردش معاملات به شدت بپرهیزند، ﴿وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلَا يُنْفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ اللَّهِ...﴾[۴] در غیر این صورت باید منتظر عذاب دردناکی باشند. ﴿فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ﴾[۵] این عذاب دردناک تنها کیفر شدید روز رستاخیز نیست بلکه مجازاتهای سخت این دنیا را که بر اثر به هم خوردن موازنه اقتصادی و پیدایش اختلافات طبقاتی دامان فقیر و غنی را میگیرد نیز شامل میشود؛
- خداوند بر کیفر ثروتاندوزان و گنجینهسازان سکههای طلا و نقره تاکید میکند و یکی از مجازاتهای اینگونه افراد در جهان دیگر - قیامت - را اینگونه بیان میکند: “روزی فرا خواهد رسید که - این سکّهها - را در آتش سوزان دوزخ داغ و گداخته کرده ﴿يَوْمَ يُحْمَى عَلَيْهَا فِي نَارِ جَهَنَّمَ﴾[۶] و پیشانی ﴿فَتُكْوَى بِهَا جِبَاهُهُمْ﴾[۷] و پهلو و پشتشان ﴿وَجُنُوبُهُمْ وَظُهُورُهُمْ﴾[۸] را با آن داغ میکنند” و در همین حال فرشتگان عذاب به آنها میگویند: این همان چیزی است که برای خودتان اندوختید و به صورت کنز در آوردید ﴿هَذَا مَا كَنَزْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ﴾[۹] و در راه خدا به محرومان انفاق نکردید اکنون بچشید آنچه را برای خود اندوخته بودید ﴿فَذُوقُوا مَا كُنْتُمْ تَكْنِزُونَ﴾[۱۰] و عواقب شوم آن را دریابید. (این آیه بار دیگر بر این حقیقت تأکید میکند که اعمال انسانها از بین نمیروند و همچنان باقی میمانند و همانها هستند که در جهان دیگر برابر انسان مجسم میشوند و مایه سرور و شادی و یا رنج و عذاب او میگردند[۱۱]؛
- قارون که خود از نزدیکان و خویشان موسی پیامبر بود دچار سرمستی و برتریطلبی زراندوزانه گردید و با این که دارای گنجینه بزرگ طلا و نقره بود ﴿إِنَّ قَارُونَ كَانَ مِنْ قَوْمِ مُوسَى فَبَغَى عَلَيْهِمْ وَآتَيْنَاهُ مِنَ الْكُنُوزِ مَا إِنَّ مَفَاتِحَهُ لَتَنُوءُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ...﴾[۱۲] نتیجه این انباشت ثروت و به جریان نیانداختن و انفاق نکردن در راه خدا نابودی و مرگ و فرورفتن درزمین بود ﴿فَخَسَفْنَا بِهِ وَبِدَارِهِ الْأَرْضَ...﴾[۱۳].
آوردن طلا
منظور آن دسته از آیاتی است که کافران شرط ایمان آوردن را داشتن و آوردن طلا به صورت معجزهآسا برای آنان میداند. در این دسته از آیات نشان داده میشود که آنانی که به مخالفت بر میخواستند، در چه مسائلی سیر میکردند و خواستههای آنان از پیامبر چه بوده است.
- ﴿وَقَالُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الْأَرْضِ يَنْبُوعًا * أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِنْ زُخْرُفٍ أَوْ تَرْقَى فِي السَّمَاءِ وَلَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنَا كِتَابًا نَقْرَؤُهُ قُلْ سُبْحَانَ رَبِّي هَلْ كُنْتُ إِلَّا بَشَرًا رَسُولًا﴾[۱۴].
- ﴿فَلَعَلَّكَ تَارِكٌ بَعْضَ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَضَائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَنْ يَقُولُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ أَوْ جَاءَ مَعَهُ مَلَكٌ إِنَّمَا أَنْتَ نَذِيرٌ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ﴾[۱۵].
- ﴿أَوْ يُلْقَى إِلَيْهِ كَنْزٌ أَوْ تَكُونُ لَهُ جَنَّةٌ يَأْكُلُ مِنْهَا وَقَالَ الظَّالِمُونَ إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَسْحُورًا﴾[۱۶].
- ﴿فَلَوْلَا أُلْقِيَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ أَوْ جَاءَ مَعَهُ الْمَلَائِكَةُ مُقْتَرِنِينَ﴾[۱۷].
نتیجه: درآیات فوق این موضوعات مطرح گردیده است:
- از مجموع این آیات استفاده میشود که مخالفان پیامبر در راستای بهانهجوییها به دنبال درخواست معجزههای حسی بودند و چیزهایی طلب میکردند که خود خواهان آن بودند و تصوری که از پیامبر داشتند، شخصیتی دنیایی بود، چنانکه در آیه اول میگویند به تو ایمان نمیآوریم تا برای تو خانهای از طلا[کاری] باشد، ﴿أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِنْ زُخْرُفٍ﴾یا به آسمان بالا روی، ﴿أَوْ تَرْقَى فِي السَّمَاءِ...﴾ و به بالا رفتن تو [هم] اطمینان نخواهیم داشت، تا بر ما کتابی نازل کنی که آن را بخوانیم. ﴿وَلَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنَا كِتَابًا نَقْرَؤُهُ﴾ بگو: پاک است پروردگار من، آیا [من] جز بشری فرستاده هستم؟ ﴿قُلْ سُبْحَانَ رَبِّي هَلْ كُنْتُ إِلَّا بَشَرًا رَسُولًا﴾؛
- به پیامبر هشدار میدهد که مبادا تو برخی از آنچه را که به سویت وحی میشود ترک گویی ﴿فَلَعَلَّكَ تَارِكٌ بَعْضَ مَا يُوحَى إِلَيْكَ...﴾ و سینهات بدان تنگ گردد ﴿وَضَائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ...﴾ که میگویند: (چرا گنجی بر او فرو فرستاده نشده یا فرشتهای با او نیامده است؟) ﴿أَنْ يَقُولُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ أَوْ جَاءَ مَعَهُ مَلَكٌ...﴾ تو فقط هشداردهندهای، ﴿إِنَّمَا أَنْتَ نَذِيرٌ...﴾ و خدا بر هر چیزی نگهبان است. ﴿وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ﴾؛
- مشرکان و مخالفان دعوت توحید با بهانهجوئی و بر اساس نظام ارزشی اشرا فی خود میگفتند به فرض که قبول کنیم رسول خدا میتواند انسان باشد، ولی آخر چرا یک انسان تهی دست و فاقد مال و ثروت؟ چرا گنجی از آسمان برای او انداخته نمیشود ﴿أَوْ يُلْقَى إِلَيْهِ كَنْزٌ﴾ و یا لااقل چرا باغی ندارد که از آن بخورد و امرار معاش کند؟ ﴿أَوْ تَكُونُ لَهُ جَنَّةٌ يَأْكُلُ مِنْهَا﴾؛
- از پیامبر میخواستند که با هیئت اشرافی ظاهر شود و لذا میگفتند پس چرا بر او دستبندهایی زرّین آویخته نشده؟ ﴿فَلَوْلَا أُلْقِيَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ...﴾ یا با او فرشتگانی همراه نیامدهاند. ﴿أَوْ جَاءَ مَعَهُ الْمَلَائِكَةُ مُقْتَرِنِينَ﴾ روشن است که پیامبر برای هدایت معنوی آمده است و با زر و زیور و زندگی اشرافی تناسب ندارد[۱۸].
فلزی گرانبها و مورد استفاده در تزیین و معاملات
طلا فلزی زردرنگ، کمیاب، گرانبها، نسبتاً نرم و قابلیت آن برای ورق شدن بیش از دیگر فلزات است[۱۹]. این واژه، عربی و از ریشه «ط - ل - ی » و از معانی اصلی آن مالیدن و کشیدن چیزی (مانند روغن و رنگ) بر چیزی است[۲۰]. برخی آن را معرَّب واژه هندی «تله» میدانند که «تا» در آن به سبب ورود به زبان عربی به «طا» تبدیل شده و معادل آن در اصطلاح فارسی «زر» است، ولی در زبان عرب به معنای فلز یادشده نمیآید، بلکه از آن به «ذَهَب» یاد میشود[۲۱]. ذهب، هم به معنای نیکویی و زیبایی آمده و به گفتهای کاربرد آن در طلا از همین معناست، هم به معنای رفتن[۲۲] و هر گاه به صورت اسم باشد به معنای طلاست[۲۳]. البته برخی بر این باورند که ذهب از لغت عبری «زاهاب» گرفته شده و با معنای دیگر آن در عربی (رفتن و پشت کردن از نقطهای معین)، تناسب دارد؛ زیرا طلا نیز در دست کسی نمیماند و بیشتر به شکل سکه در معاملات جابهجا میشود[۲۴]. طلا از دیرباز مورد توجه بشر، به ویژه از جهت کاربرد تزیینی آن بوده است. واژگان «زُخرُف» (زینت، طلا)[۲۵] «حُلِیّ» (زیور)[۲۶]، «زینت» (حسن ظاهری)[۲۷]، «دینار» (مقدار کمی طلا)[۲۸] و «قنطار» (مقدار فراوانی طلا)[۲۹] از واژگان مرتبط با طلایند.
در قرآن کریم به مناسبتهایی به برخی از کاربردهای طلا با الفاظ صریح یا به اشاره پرداخته شده و در ۸ آیه با لفظ «ذَهَب» از آن یاد شده است. شماری از آیات یادشده درباره علاقه انسان به طلا و کاربردهای دنیوی آناند[۳۰] و پارهای به وسایل طلایی بهشتیان[۳۱] و شماری به احکام طلا[۳۲] اشاره دارند.[۳۳]
علاقه انسان به طلا
استفاده انسان از وسایل زینتی (مانند طلا) به حب نفس بازمیگردد[۳۴]. بر اساس آیه ۱۴ سوره آلعمران[۳۵] علاقه به زنان، فرزندان، اموال فراوان و نیز طلا و نقره برای مردم، زینت داده شده است:﴿زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاءِ وَالْبَنِينَ وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ﴾[۳۶]. به نظر برخی این علاقه غریزی است[۳۷]. در آیه یادشده و آیاتی دیگر[۳۸]تزیین دنیا و زیورآلات مانند طلا و نقره برای مردم، با فعل مجهول «زُیّنَ» آمده و از این رو در باره خاستگاه و عامل علاقه انسان به زیورآلات اختلاف است[۳۹]: برخی خدای متعالی را تزیین کننده آن در نظر انسان دانستهاند؛ زیرا او شهوت و متعلقات آن را آفریده و از لذتی که در دستیابی به آن متعلقات پدید میآید باخبر بوده است[۴۰]؛ اما به گفته برخی مفسران، تزیینکننده دنیا و زیورآلات، شیطان است[۴۱] و این عقیده با شیوه بیان[۴۲] و نیز حکمت الهی تناسب بیشتری دارد[۴۳]. البته تزیینهای شیطان را نیز میتوان از این رو که خدا تنها مبدأ آفرینش است به او نسبت داد.
به گفته برخی مفسران، آیه﴿أَوَمَن يُنَشَّؤُا۟ فِى ٱلْحِلْيَةِ وَهُوَ فِى ٱلْخِصَامِ غَيْرُ مُبِينٍۢ﴾[۴۴] به علاقه شدید زنان به زینتآلاتاشاره دارد[۴۵]؛ با این توضیح که مشرکان از یک سو از شنیدن خبر ولادت دختر به شدت ناراحت میشدند[۴۶] و از سوی دیگر فرشتگان را دختران خدا میپنداشتند[۴۷]. قرآن با آنها چنین احتجاج کرده که چگونه شما موجودی مانند زن را که در لابهلای زینتها پرورش مییابد و به گونه غریزی به زیورآلات علاقه بیشتری دارد، فرزند خدا میخوانید؟ به نظر برخی، مراد از «کسی که در زینت پرورش یافته» در آیه ۱۸ سوره زخرف[۴۸]، بتهایی است که از طلا و نقره ساخته میشده است؛ یعنی آیا شما مشرکان بتهایی را شریک خدا دانستید که با زر و زیور ساخته شدهاند و توان سخن گفتن ندارند[۴۹].[۵۰]
ارزشمندی طلا
در قرآن کریم برخی کاربردهای طلا بیان شده که نشان دهنده ارزشمندی آناند. به نمونههایی اشاره میشود:
- در نظر مشرکان مکه داشتن طلا ملاک بزرگی و ارزش بود، از این رو به رسول اکرم(ص) گفتند به تو ایمان نمیآوریم، مگر آنکه خانهای از طلا داشته باشی[۵۱]:﴿أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌۭ مِّن زُخْرُفٍ...﴾[۵۲]
- برای نشان دادن حتمیت عذاب کسانی که در حال کفر از دنیا رفتهاند، گفته شده که از هیچ یک از آنان فدیهای برای درآمدن به بهشت پذیرفته نمیشود، هر چند گنجینهای به اندازۀ گستره زمین و آکنده از طلا باشد:﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ وَمَاتُوا۟ وَهُمْ كُفَّارٌۭ فَلَن يُقْبَلَ مِنْ أَحَدِهِم مِّلْءُ ٱلْأَرْضِ ذَهَبًۭا وَلَوِ ٱفْتَدَىٰ بِهِ أُو۟لَـٰٓئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌۭ وَمَا لَهُم مِّن نَّـٰصِرِينَ﴾[۵۳] طلا به ارزشمندترین اموال در دنیا اشاره دارد[۵۴].
- قرآن کریم در مقام داوری میان اهل کتاب و ستایش از گروهی و نکوهش گروهی دیگر، بازگرداندن طلای امانتی را ملاک قرار داده و گفته است برخی از آنان امانت را هرچند فراوان و ارزشمند و به اندازه قِنطار (مقدار فراوانی طلا)[۵۵] باشد، به صاحبش بازمیگردانند، برخلاف دستهای دیگر که امانتداری آنان حتی به اندازه یک دینار از طلا[۵۶] هم نیست:﴿وَمِنْ أَهْلِ ٱلْكِتَـٰبِ مَنْ إِن تَأْمَنْهُ بِقِنطَارٍۢ يُؤَدِّهِۦٓ إِلَيْكَ وَمِنْهُم مَّنْ إِن تَأْمَنْهُ بِدِينَارٍۢ لَّا يُؤَدِّهِۦٓ إِلَيْكَ...﴾[۵۷]. در مقدار قنطار اختلاف است[۵۸]: مطابق روایتی بهاندازهای است که پوست گاوی از طلا پر شود[۵۹] و بهگفتهای ۱۰۰ رطل (۴۰ درهم) [۶۰] طلا[۶۱] و به قولی اشاره به مقدار زیادی طلاست[۶۲]. برخی نیز آن را به مال یا عدد فراوان تفسیر کردهاند[۶۳]. سخن از دینار در آیه یادشده از آن روست که در دوره اول اسلام، دینار از پولهای رایج و معادل ۱۸ نخود (مثقال شرعی) و سه ربع مثقال صیرفی بوده و از طلا ساخته میشد. برخی دینار را مُعَرّب «دِنّار» رومی و نام سکههایی از طلا به وزن ۷۲ دانه جو متوسط دانستهاند[۶۴]. در آن زمان کمترین نقدینه مورد اعتنا در میان مردم، دینار بود[۶۵].
- پس از آشکار شدن معجزات گوناگون موسی(ع) و ناتوانی فرعون و فرعونیان از رویارویی با آن حضرت، فرعون با تفاخر به فرمانروایی خود بر مصر، نبودن دستبند طلا بر دستان موسی و همراه نبودن فرشتگان با او را بهانه کرد:﴿فَلَوْلَآ أُلْقِىَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌۭ مِّن ذَهَبٍ أَوْ جَآءَ مَعَهُ ٱلْمَلَـٰٓئِكَةُ مُقْتَرِنِينَ﴾[۶۶]. «اَسْوِرَه» معرّب «دستواره» در زبان فارسی[۶۷] یا جمع سِوار[۶۸]، به معنای دستبند است. از نشانههای پادشاهان در مصر، یونان و ایران، بستن دستبندهایی از طلا بود. پندار فرعون از سَرِ جهل یا تجاهل این بود که پیامبر نیز مانند پادشاه باید نشانهای همچون دستبند طلا داشته باشد[۶۹]. به فرموده امیرمؤمنان، فرعون این سخن را به قصد تعظیم طلا و تحقیر لباس پشمینه موسی گفت[۷۰].
- قارون که از قوم موسی بود[۷۱] با زر و زیور در میان قوم خود ظاهر شد. دنیاطلبان آرزو کردند همانند او از دنیا بهرهمند باشند؛ ولی عالمان دینی، ایمان و پاداش اخروی را برتر دانستند. کسانی که زر و زیور قارون چشم آنان را پر کرده بود، از مشاهده حقایق غافل بودند و از همین رو نکوهش شدند[۷۲]. گفته شده بخشی از زینتهای او مانند زین استر و نیز زینت مرکبهای کنیزانش از طلا بوده است[۷۳].
- به گفته برخی مفسران، هدیهای که ملکه سبأ برای آزمودن سلیمان(ع) فرستاد و در آیه ۳۵ سوره نمل به آن اشاره شده، مشتمل بر غلامان و کنیزان با لباسهای زربفت، دستبندها، طوقها و گوشوارههای طلایی و مقدار فراوانی خشت طلا بوده است[۷۴].[۷۵]
کارکردهای طلا
طلا در دنیا کارکردهایی گوناگون دارد و در آخرت نیز از وسایل زینتی و مورد استفاده بهشتیان است که به برخی از آنها اشاره میشود.
کارکردهای طلا در دنیا
تزیین
از کاربردهای رایج طلا در دورههای تاریخی، بهرهگیری از آن در تزیین بوده است:
- در آیه ۱۷ سوره رعد از به دست آوردن زیور و زینت همانند طلا و نقره از راه ذوب سنگها و مواد گرانبها سخن به میان آمده است:﴿...وَمِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِى ٱلنَّارِ ٱبْتِغَآءَ حِلْيَةٍ أَوْ مَتَـٰعٍۢ...﴾[۷۶]. مفسران﴿ٱبْتِغَآءَ حِلْيَةٍ﴾ (بهدست آوردن زیور و زینت) را به طلا و نقره مثال زدهاند[۷۷].
- گزارشهای تاریخی از قوم بنیاسرائیل نیز بیانگر دلبستگی شدید آنان به زیورآلات برای تزیین است[۷۸]. در میان این قوم سنگها و فلزهای قیمتی کاربردهای متعدّد دینی داشتند. آراستن بتها[۷۹] و لباس کاهنان با سنگهای تزیینی و قیمتی گوناگون[۸۰] از این دست است.
- در آیات ۳۳ – ۳۵ سوره زخرف، بهگونهای دیگر به کارکرد زینتی طلا و دیگر زیورآلات اشاره شده و خدا فرموده است اگر بیم آن نبود که همه مردم یکپارچه کافر شوند، سقف خانههای کافران، نردبانها، درها و نیز تختهایی را که بر آن تکیه میکنند از نقره میساختیم و افزون بر آن برای خانههایشان زیوری در نهایت زیبایی قرار میدادیم:﴿وَلَوْلَآ أَن يَكُونَ ٱلنَّاسُ أُمَّةًۭ وَٰحِدَةًۭ لَّجَعَلْنَا لِمَن يَكْفُرُ بِٱلرَّحْمَـٰنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفًۭا مِّن فِضَّةٍۢ وَمَعَارِجَ عَلَيْهَا يَظْهَرُونَ * وَلِبُيُوتِهِمْ أَبْوَٰبًۭا وَسُرُرًا عَلَيْهَا يَتَّكِـُٔونَ * وَزُخْرُفًۭا...﴾[۸۱]؛ ولی بلافاصله هشدار میدهد که همه اینها جز متاع ناپایدار دنیا نیست و نزد پروردگار، آخرت از آنِ پرهیزگاران است:﴿وَإِن كُلُّ ذَٰلِكَ لَمَّا مَتَـٰعُ ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا وَٱلْـَٔاخِرَةُ عِندَ رَبِّكَ لِلْمُتَّقِينَ﴾[۸۲]. برخی مفسران، زخرف در آیه یاد شده را به طلا تفسیر کردهاند[۸۳].
- در آیه ۳۱ سوره نور[۸۴][۸۵] و آیه ۱۸ سوره زخرف[۸۶] به استفاده زنان از طلا برای تزیین اشاره شده است. (=> همین مقاله، احکام طلا)
- در قصه موسی و خضر آمده است که خضر دیواری را تعمیر کرد که زیر آن گنجی پنهان شده بود:﴿...وَكَانَ تَحْتَهُۥ كَنزٌۭ لَّهُمَا...﴾[۸۷]. بنا به روایتی لوح زرینی بوده که مواعظی در باره یاد معاد و قضا و قدر الهی بر آن نوشته شده بود[۸۸].[۸۹]
استفاده از طلا (سکه) در معاملات
از کارکردهای طلا در طول تاریخ، استفاده از آن به عنوان پول و سکه در معاملات بوده است. در آیه ۷۵ سوره آلعمران[۹۰] در مقام نکوهش گروهی از اهل کتاب گفته شده اگر دیناری به امانت نزد آنان گذاشته شود، امانتدار آن نخواهند بود. دینار و درهم جدای از اینکه دو واحد وزنی شمرده میشدند، در مورد سکههای طلا و نقره به کار میرفتند[۹۱].[۹۲]
ساختن ظرف
زمانی که برادران یوسف آذوقه و وسایل سفرشان به فرمان یوسف در مصر آماده شد، جام آبخوری (سِقایه) پادشاه را که همان پیمانه شاهی (صُواع) نیز بود در بار (رَحْل) برادرش بنیامین قرار دادند. سپس نداکنندهای از کارگزاران یوسف به آنان گفت شما دزد هستید[۹۳]. گفته شده ظرف یاد شده از جنس طلا بوده است[۹۴].[۹۵]
بت سازی
پس از رفتن حضرت موسی(ع) به میقات، قوم او از زیورهای خود، مجسمه گوسالهای از جنس طلا[۹۶] و نقره[۹۷] ساختند که صدای گوساله هم میداد:﴿وَٱتَّخَذَ قَوْمُ مُوسَىٰ مِنۢ بَعْدِهِۦ مِنْ حُلِيِّهِمْ عِجْلًۭا جَسَدًۭا لَّهُۥ خُوَارٌ...﴾[۹۸] در تورات نیز گزارش شده که با جمعآوری گوشوارههای طلا از میان بنیاسرائیل، تندیس گوساله ساخته شد[۹۹]. سازنده اصلی گوساله، سامری بود و نسبت ساختن آن به قوم موسی به سبب همکاری آنان با اوست[۱۰۰]. سامری پس از رفتن موسی به میقات با ساختن مجسمه زرین گوساله و دعوت بنیاسرائیل به پرستش آن، باعث گمراهی آنان شد[۱۰۱]:﴿وَلَـٰكِنَّا حُمِّلْنَآ أَوْزَارًۭا مِّن زِينَةِ ٱلْقَوْمِ فَقَذَفْنَـٰهَا فَكَذَٰلِكَ أَلْقَى ٱلسَّامِرِىُّ * فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلًۭا جَسَدًۭا لَّهُۥ خُوَارٌۭ فَقَالُوا۟ هَـٰذَآ إِلَـٰهُكُمْ وَإِلَـٰهُ مُوسَىٰ فَنَسِىَ﴾[۱۰۲]. آنان توجه نکردند گوسالهای که میپرستند از سخن گفتن و راهنمایی آنان، ناتوان است[۱۰۳].[۱۰۴]
گنجینه کردن اموال
از روشهای کهن حفظ اموال، تبدیل آن به طلا و نقره و مخفی کردن آن زیر زمین به صورت گنج بوده است، چنانکه در قصه موسی و خضر آمده است که خضر دیواری را تعمیر کرد که زیر آن گنجی پنهان شده بود:﴿وَكَانَ تَحْتَهُۥ كَنزٌۭ لَّهُمَا﴾[۱۰۵]. بنا به روایتی، مراد از آن لوح زرینی بوده که مواعظی در باره یاد معاد و قضا و قدر الهی بر آن نوشته شده بود[۱۰۶]. آیه ۳۴ سوره توبه[۱۰۷] زراندوزانی را نکوهش کرده است که طلا و نقره را به صورت گنج در آورده و در راه خدا انفاق نمیکنند. برخی مفسران تعبیر ﴿ٱلذَّهَبَ وَٱلْفِضَّةَ﴾ در آیه یادشده را اشاره به دینار و درهم دانستهاند[۱۰۸].[۱۰۹]
کارکردهای طلا در بهشت
مؤمنانی که کارهای شایسته کردهاند، پس از ورود به بهشت با دستبندهایی از طلا و گردنبندهایی از مروارید آراسته میشوند:﴿إِنَّ ٱللَّهَ يُدْخِلُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ جَنَّـٰتٍۢ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَـٰرُ يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍۢ وَلُؤْلُؤًۭا وَلِبَاسُهُمْ فِيهَا حَرِيرٌۭ﴾[۱۱۰]؛ همچنین به پرهیزگاران با اکرام و احترام گفته میشود وارد بهشت شوید و افزون بر وعده آرامش و شادمانی، بشارت بهرهمندی از نعمتهای بهشت به آنها داده میشود و خادمان بهشتی با ظرفهای بزرگی که از جنس طلایند از آنان پذیرایی میکنند:﴿يُطَافُ عَلَيْهِم بِصِحَافٍۢ مِّن ذَهَبٍۢ...﴾[۱۱۱]؛ همچنین بر پایه روایتی که در تفسیر آیه ۲۰ سوره زمر[۱۱۲] وارد شده، سقف غرفههای پرهیزگاران و اولیای خدا از طلاست[۱۱۳]، چنانکه از جمله پاداشهای بندگان برگزیده خدا، استفاده از دستبندهای زرین است[۱۱۴]:﴿جَنَّـٰتُ عَدْنٍۢ يَدْخُلُونَهَا يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍۢ﴾[۱۱۵]. در روایتی نبوی در تفسیر آیه یادشده از آراسته شدن مؤمن هنگام ورود به جایگاه خود در بهشت با انواع لباسهای زربفت و زیورآلاتی از طلا و نقره و مانند آن سخن رفته است[۱۱۶].[۱۱۷]
احکام طلا
قرآن کریم زراندوزی و احتکار طلا و نقره و خودداری از انفاق آن در راه خدا را به شدت نکوهیده و زراندوزان را به عذابی دردناک تهدید کرده است[۱۱۸]:﴿وَٱلَّذِينَ يَكْنِزُونَ ٱلذَّهَبَ وَٱلْفِضَّةَ وَلَا يُنفِقُونَهَا فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍۢ﴾[۱۱۹]. این آیه در حرمت گنجینه کردن طلا و نقره ظهور و ضمناً به اجمال به وجوب زکات آنها اشاره دارد[۱۲۰]. بر اساس روایات[۱۲۱] و فقه شیعه، زکات در ۹ چیز از جمله طلا و نقره واجب است[۱۲۲]. اهل سنت نیز زکات طلا و نقره را واجب میدانند[۱۲۳]؛ همچنین بر پایه روایات شیعی، خمس معدن طلا واجب است[۱۲۴]. بر اساس آیه۳۲ سوره اعراف[۱۲۵] استفاده از زینتها و از جمله مهمترین آنها که طلا و جواهرند مباح است:﴿قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ ٱللَّهِ ٱلَّتِىٓ أَخْرَجَ لِعِبَادِهِۦ...﴾. اضافه زینت به ﴿ٱللَّهِ﴾ در این آیه برای نیکو شمردن آن و منت نهادن خداوند بر بندگان است[۱۲۶] و نشان میدهد زینتهای الهی چنانچه در جای مشروع و در راه عبادت خدا به کار روند، مباحاند و اهل ایمان سزاوار بهرهبرداری از این زینتها هستند[۱۲۷]، چنانکه زینتهای بهدست آمده از دریا (لؤلؤ و مرجان) به عنوان نعمت الهی و شایسته سپاس یاد شدهاند[۱۲۸]. در روایتی رویش طلا و دیگر سنگهای قیمتی در کوهها مصداقی از نعمتهای روییدنی خدا شمرده شده که در آیه ۱۹ سوره حجر[۱۲۹] آمده است[۱۳۰]؛ همچنین در آیه ۱۷ سوره رعد[۱۳۱] از به دست آوردن زیور و زینت از راه ذوب سنگها و مواد گرانبها همانند طلا و نقره به عنوان نعمت الهی سخن به میان آمده است:﴿وَمِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِى ٱلنَّارِ ٱبْتِغَآءَ حِلْيَةٍ أَوْ مَتَـٰعٍۢ﴾. مفسران﴿ٱبْتِغَآءَ حِلْيَةٍ﴾ (بهدست آوردن زیور و زینت)را به طلا و نقره مثال زدهاند[۱۳۲]. این آیات نشان میدهند که مطلق بهرهبرداری از طلا حرام نیست و همه زینتها در اسلام جز آنچه مستثنا و حرام شمردهشده، مباح به شمار میروند[۱۳۳]. در فقه شیعه به تناسب بحث از احکام وضو و خوردن و آشامیدن، از ظروف سخن رفته است. بر مبنای روایات[۱۳۴] و فتوای فقیهان، استفاده از ظروف طلا و نقره برای خوردن و آشامیدن[۱۳۵] و وضو گرفتن برای مردان و زنان جایز نیست[۱۳۶]، چنانکه سجده بر طلا و نقره جایز نیست[۱۳۷]. استفاده از ظروف طلا و نقره در بهشت بر خلاف دنیا جایز است[۱۳۸] و چنانکه در آیه ۳۲ سوره اعراف[۱۳۹] به آن اشاره شده، استفاده از این فلز گرانبها در آخرت به مؤمنان اختصاص دارد.
استفاده زنان از طلا و دیگر زیورآلات برای تزیین جایز است؛ ولی آشکار کردن آن نزد نامحرم جایز نیست:﴿وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ...وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ﴾[۱۴۰] [۱۴۱]. زینت شامل زیورآلات، مانند انگشتر، گوشواره، گردنبند و خلخال (که ممکن است از طلا و نقره باشند) میشود[۱۴۲]. برخی مفسران با استناد به آیه ۱۸ سوره زخرف[۱۴۳] که در آن به علاقه شدید زن به زیورآلات اشاره شده:﴿أَوَمَن يُنَشَّؤُا۟ فِى ٱلْحِلْيَةِ وَهُوَ فِى ٱلْخِصَامِ غَيْرُ مُبِينٍۢ﴾ استفاده از زینتها از جمله طلا را برای زنان جایز و برای مردان حرام دانستهاند[۱۴۴]. این آیه ضمن دلالت بر مباح بودن تزیین برای زنان، آن را برای مردان مایه عیب و نقصان میداند[۱۴۵]. برخی با استناد به آیه یادشده بر این باورند که زنان اغلب از جهت عاطفی از مردان قویترند و از روشنترین نشانههای قدرت عاطفی آنان علاقه شدید به زر و زیور است[۱۴۶]. البته برخی این صفت راه صفت غالب زنان دانستهاند نه همه آنها[۱۴۷]. بر اساس آیه ۲۰ سوره نساء[۱۴۸] مهریه قرار دادن طلا حتی اگر به اندازه قِنْطار (مقدار فراوان طلا) [۱۴۹] باشد جایز است و اگر کسی خواست همسر پیشین خود را رها کند و همسری دیگر برگزیند و مهریه همسر پیشین به اندازه قنطار نیز باشد، باید آن را بپردازد[۱۵۰]:﴿وَإِنْ أَرَدْتُمُ اسْتِبْدَالَ زَوْجٍ مَكَانَ زَوْجٍ وَآتَيْتُمْ إِحْدَاهُنَّ قِنْطَارًا فَلَا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَيْئًا﴾[۱۵۱].[۱۵۲]
منابع
پانویس
- ↑ «ای مؤمنان! بسیاری از دانشوران دینی (اهل کتاب) و راهبان، داراییهای مردم را به نادرستی میخورند و (مردم را) از راه خداوند باز میدارند؛ (ایشان) و آنان را که زر و سیم را میانبارند و آن را در راه خداوند نمیبخشند به عذابی دردناک نوید ده!» سوره توبه، آیه ۳۴.
- ↑ «روزی که آن را در آتش دوزخ بگدازند و با آن بر پیشانی و پهلو و پشت آنان داغ نهند (و به ایشان گویند:) این همان چیزی است که برای خود میانباشتید اکنون آنچه را میانباشتید بچشید!» سوره توبه، آیه ۳۵.
- ↑ «بیگمان قارون از قوم موسی بود و در برابر آنان سرکشی کرد و ما بدو از گنجها چندان دادیم که (حمل) مخزنهای آن بر گروه نیرومند هم گرانبار میآمد؛ هنگامی که قوم وی بدو گفتند: سرخوشی پیشه مکن که خداوند سرخوشان را دوست نمیدارد * پس او و خانه او را به زمین فرو بردیم آنگاه هیچ گروهی نداشت که در برابر خداوند یاریش کنند و از کسانی نبود که داد خویش میستانند» سوره قصص، آیه ۷۶ و ۸۱.
- ↑ «و آنان را که زر و سیم را میانبارند و آن را در راه خداوند نمیبخشند» سوره توبه، آیه ۳۴.
- ↑ «به عذابی دردناک نوید ده!» سوره توبه، آیه ۳۴.
- ↑ «روزی که آن را در آتش دوزخ بگدازند» سوره توبه، آیه ۳۵.
- ↑ «و با آن بر پیشانی» سوره توبه، آیه ۳۵.
- ↑ «و پهلو و پشت آنان» سوره توبه، آیه ۳۵.
- ↑ «این همان چیزی است که برای خود میانباشتید» سوره توبه، آیه ۳۵.
- ↑ «اکنون آنچه را میانباشتید بچشید!» سوره توبه، آیه ۳۵.
- ↑ برگزیده تفسیر نمونه، ج۲، ص۲۰۰.
- ↑ «بیگمان قارون از قوم موسی بود و در برابر آنان سرکشی کرد و ما بدو از گنجها چندان دادیم که (حمل) مخزنهای آن بر گروه نیرومند هم گرانبار میآمد» سوره قصص، آیه ۷۶.
- ↑ «پس او و خانه او را به زمین فرو بردیم» سوره قصص، آیه ۸۱.
- ↑ «و گفتند: هرگز به تو ایمان نخواهیم آورد تا برای ما از زمین چشمهای فرا جوشانی * یا خانهای زرّین داشته باشی یا به آسمان فرا روی و فرا رفتنت را (هم) هرگز باور نخواهیم داشت مگر نوشتهای برای ما فرو فرستی که آن را بخوانیم؛ بگو: پاکا که پروردگار من است، مگر من جز بشری پیام آورم؟» سوره اسراء، آیه ۹۰ و ۹۳.
- ↑ «و مبادا تو برخی از آنچه را بر تو وحی شده است کنار نهی و دل از آن تنگ داری از آن رو که میگویند: “چرا بر او گنجی فرو فرستاده نمیشود یا فرشتهای همراه وی نمیآید؟ ” تو، تنها بیمدهندهای و خداوند بر هر چیزی مراقب است» سوره هود، آیه ۱۲.
- ↑ «یا چرا گنجی به سوی او (از آسمان) نمیافکنند یا باغی ندارد که از (بار و بر) آن بخورد؟ و ستمپیشگان گفتند: شما جز از مردی جادوشده پیروی نمیکنید» سوره فرقان، آیه ۸.
- ↑ «پس چرا دستبندهایی زرّین برای او فرو نیفکندهاند یا فرشتگان، دوشادوش با او نیامدهاند؟» سوره زخرف، آیه ۵۳.
- ↑ سعیدیانفر و ایازی، فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم، ج۲، ص ۹۸.
- ↑ فرهنگ سخن، ج ۵، ص۴۸۹۰؛ فرهنگ عمید، ج ۲، ص۱۶۷۲، «طلا».
- ↑ معجم مقاییس اللغه، ج ۳، ص۴۱۶، «طلی».
- ↑ لغت نامه، ج ۱۰، ص۱۵۴۸۷، «طلا».
- ↑ معجم مقاییس اللغه، ج ۲، ص۳۶۲، «ذهب».
- ↑ نک: مجمع البیان، ج ۲، ص۷۹۲؛ المکنز العربی المعاصر، ص۴۷، «ذهب».
- ↑ التحقیق، ج ۳، ص۳۶۶، «ذهب».
- ↑ العین، ج ۴، ص۳۳۹؛ معجم مقاییس اللغه، ج ۳، ص۵۵، «زخرف».
- ↑ نک: العین، ج ۳، ص۲۹۶؛ مفردات، ص۲۵۴، «حلی».
- ↑ التحقیق، ج ۴، ص۳۹۶، «زین».
- ↑ منهج الصادقین، ج ۲، ص۲۵۴.
- ↑ مجمع البیان، ج ۲، ص۷۱۲؛ نیز نک: تفسیر قمی، ج ۱، ص۹۷.
- ↑ ﴿زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ ٱلشَّهَوَٰتِ مِنَ ٱلنِّسَآءِ وَٱلْبَنِينَ وَٱلْقَنَـٰطِيرِ ٱلْمُقَنطَرَةِ مِنَ ٱلذَّهَبِ وَٱلْفِضَّةِ وَٱلْخَيْلِ ٱلْمُسَوَّمَةِ وَٱلْأَنْعَـٰمِ وَٱلْحَرْثِ ذَٰلِكَ مَتَـٰعُ ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا وَٱللَّهُ عِندَهُۥ حُسْنُ ٱلْمَـَٔابِ﴾«دوستداری خواستنیها از زنان و فرزندان و داراییهای فراوان انباشته از زر و سیم و اسبهای نشاندار و چارپایان و کشتزاران، برای مردم آراستگی یافته است؛ اینها سرمایه زندگی نزدیکتر (در این جهان) است و خداوند است که نکوفرجامی، (تنها) نزد او است» سوره عمران، آیه ۱۴ ﴿فَلَوْلَآ أُلْقِىَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌۭ مِّن ذَهَبٍ أَوْ جَآءَ مَعَهُ ٱلْمَلَـٰٓئِكَةُ مُقْتَرِنِينَ﴾«پس چرا دستبندهایی زرّین برای او فرو نیفکندهاند یا فرشتگان، دوشادوش با او نیامدهاند؟» سوره زخرف، آیه ۵۳.
- ↑ ﴿إِنَّ ٱللَّهَ يُدْخِلُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ جَنَّـٰتٍۢ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَـٰرُ يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍۢ وَلُؤْلُؤًۭا وَلِبَاسُهُمْ فِيهَا حَرِيرٌۭ﴾«به یقین خداوند کسانی را که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند به بوستانهایی درمیآورد که از بن آنها جویبارها جاری است، در آنجا به دستبندهایی زرّین و مروارید نشان آراسته میگردند و تنپوش آنان در آنجا پرند است» سوره حج، آیه ۲۳. ﴿جَنَّـٰتُ عَدْنٍۢ يَدْخُلُونَهَا يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍۢ وَلُؤْلُؤًۭا وَلِبَاسُهُمْ فِيهَا حَرِيرٌۭ﴾«بهشتهایی جاودان که بدان درآیند و آنجا به دستبندهایی زرّین و (زیورهایی از) مروارید آراسته گردند و تنپوششان در آن پرند است» سوره فاطر، آیه ۳۳. ﴿يُطَافُ عَلَيْهِم بِصِحَافٍۢ مِّن ذَهَبٍۢ وَأَكْوَابٍۢ وَفِيهَا مَا تَشْتَهِيهِ ٱلْأَنفُسُ وَتَلَذُّ ٱلْأَعْيُنُ وَأَنتُمْ فِيهَا خَـٰلِدُونَ﴾«بر گرد آنان قدح های زرین و جام هایی را به گردش درمیآورند و در آنجا آنچه دلها بخواهد و چشمها لذّت برد فراهم است و شما در آن جاودانید» سوره زخرف، آیه ۷۱.
- ↑ ﴿يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِنَّ كَثِيرًۭا مِّنَ ٱلْأَحْبَارِ وَٱلرُّهْبَانِ لَيَأْكُلُونَ أَمْوَٰلَ ٱلنَّاسِ بِٱلْبَـٰطِلِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَٱلَّذِينَ يَكْنِزُونَ ٱلذَّهَبَ وَٱلْفِضَّةَ وَلَا يُنفِقُونَهَا فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍۢ﴾«ای مؤمنان! بسیاری از دانشوران دینی (اهل کتاب) و راهبان، داراییهای مردم را به نادرستی میخورند و (مردم را) از راه خداوند باز میدارند؛ (ایشان) و آنان را که زر و سیم را میانبارند و آن را در راه خداوند نمیبخشند به عذابی دردناک نوید ده!» سوره توبه، آیه ۳۴. ﴿وَقُل لِّلْمُؤْمِنَـٰتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَـٰرِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَىٰ جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ ءَابَآئِهِنَّ أَوْ ءَابَآءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَآئِهِنَّ أَوْ أَبْنَآءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَٰنِهِنَّ أَوْ بَنِىٓ إِخْوَٰنِهِنَّ أَوْ بَنِىٓ أَخَوَٰتِهِنَّ أَوْ نِسَآئِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَـٰنُهُنَّ أَوِ ٱلتَّـٰبِعِينَ غَيْرِ أُو۟لِى ٱلْإِرْبَةِ مِنَ ٱلرِّجَالِ أَوِ ٱلطِّفْلِ ٱلَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا۟ عَلَىٰ عَوْرَٰتِ ٱلنِّسَآءِ وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوٓا۟ إِلَى ٱللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَ ٱلْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ﴾«و به زنان مؤمن بگو دیدگان (از نگاه حرام) فرو دارند و پاکدامنی ورزند و زیور خود را آشکار نگردانند مگر آنچه از آن، که خود پیداست و باید روسریهایشان را بر گریبان خویش افکنند و زیور خود را آشکار نگردانند جز بر شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان (هم آیین) شان یا کنیزهاشان یا مردان وابستهای که نیاز (به زن) ندارند یا کودکانی که از شرمگاههای زنان آگاهی ندارند و چنان پا نکوبند که آنچه از زیورشان پوشیده میدارند آشکار گردد و همگان ای مؤمنان! به درگاه خداوند توبه کنید، باشد که رستگار گردید» سوره نور، آیه ۳۱.
- ↑ کریمی و میرمحمدی، مقاله «طلا»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۴۹۵.
- ↑ التحقیق، ج ۴، ص۳۲۹، «زین».
- ↑ ﴿زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ ٱلشَّهَوَٰتِ مِنَ ٱلنِّسَآءِ وَٱلْبَنِينَ وَٱلْقَنَـٰطِيرِ ٱلْمُقَنطَرَةِ مِنَ ٱلذَّهَبِ وَٱلْفِضَّةِ وَٱلْخَيْلِ ٱلْمُسَوَّمَةِ وَٱلْأَنْعَـٰمِ وَٱلْحَرْثِ ذَٰلِكَ مَتَـٰعُ ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا وَٱللَّهُ عِندَهُۥ حُسْنُ ٱلْمَـَٔابِ﴾«دوستداری خواستنیها از زنان و فرزندان و داراییهای فراوان انباشته از زر و سیم و اسبهای نشاندار و چارپایان و کشتزاران، برای مردم آراستگی یافته است؛ اینها سرمایه زندگی نزدیکتر (در این جهان) است و خداوند است که نکوفرجامی، (تنها) نزد او است» سوره عمران، آیه ۱۴.
- ↑ «دوستداری خواستنیها از زنان و فرزندان و داراییهای فراوان انباشته از زر و سیم و اسبهای نشاندار و چارپایان و کشتزاران، برای مردم آراستگی یافته است؛ اینها سرمایه زندگی نزدیکتر (در این جهان) است و خداوند است که نکوفرجامی، (تنها) نزد او است» سوره آل عمران، آیه ۱۴.
- ↑ روح المعانی، ج ۲، ص۹۶؛ المیزان، ج ۳، ص۹۵روح المعانی، ج ۲، ص۹۶؛ المیزان، ج ۳، ص۹۵.
- ↑ ﴿زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا۟ ٱلْحَيَوٰةُ ٱلدُّنْيَا وَيَسْخَرُونَ مِنَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَٱلَّذِينَ ٱتَّقَوْا۟ فَوْقَهُمْ يَوْمَ ٱلْقِيَـٰمَةِ وَٱللَّهُ يَرْزُقُ مَن يَشَآءُ بِغَيْرِ حِسَابٍۢ﴾«زندگانی این جهان برای کافران آراسته شده است و (آنان) مؤمنان را به ریشخند میگیرند اما پرهیزگاران در روز رستخیز از آنان فراترند و خداوند به هر کس بخواهد بیشمار روزی میرساند» سوره بقره، آیه ۲۱۲. ﴿أَوَمَن كَانَ مَيْتًۭا فَأَحْيَيْنَـٰهُ وَجَعَلْنَا لَهُۥ نُورًۭا يَمْشِى بِهِۦ فِى ٱلنَّاسِ كَمَن مَّثَلُهُۥ فِى ٱلظُّلُمَـٰتِ لَيْسَ بِخَارِجٍۢ مِّنْهَا كَذَٰلِكَ زُيِّنَ لِلْكَـٰفِرِينَ مَا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ﴾«و آیا (داستان) آن کس که (به دل) مرده بود و زندهاش کردیم و برای او فروغی پدید آوردیم که با آن در میان مردم راه میرود، چون داستان کسی است در تیرگیها که از آنها بیرون آمدنی نیست؟ بدینگونه آنچه کافران میکردند، در نظرشان آراسته شده است» سوره انعام، آیه ۱۲۲.
- ↑ نک: كنز الدقائق، ج ۳، ص۵۰.
- ↑ التبیان، ج ۲، ص۴۱۱؛ التفسیر الكبیر، ج ۷، ص۲۰۸؛ نیز نک: روض الجنان، ج ۴، ص۲۰۵.
- ↑ مجمعالبیان، ج ۲، ص۵۴۱، ۷۱۱؛ المیزان، ج ۳، ص۹۷ ـ ۹۸.
- ↑ المیزان، ج ۳، ص۹۷ ـ ۹۸.
- ↑ المیزان، ج ۳، ص۹۶.
- ↑ «و آیا آن کس که در زیور پرورش مییابد و در چالش ناتوان است (شایسته فرزندی خداوند است)؟» سوره زخرف، آیه ۱۸.
- ↑ المیزان، ج ۱۸ ص۹۰؛ المنیر، ج ۲۵، ص۱۳۲.
- ↑ ﴿وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُم بِمَا ضَرَبَ لِلرَّحْمَـٰنِ مَثَلًۭا ظَلَّ وَجْهُهُۥ مُسْوَدًّۭا وَهُوَ كَظِيمٌ﴾«و چون یکی از ایشان را به آنچه برای (خداوند) بخشنده مثل میزند نوید بخشند، (و گویند دختردار شدهای) چهرهاش سیاه میگردد و اندوهگین میشود» سوره زخرف، آیه ۱۷.
- ↑ ﴿وَجَعَلُوا۟ ٱلْمَلَـٰٓئِكَةَ ٱلَّذِينَ هُمْ عِبَـٰدُ ٱلرَّحْمَـٰنِ إِنَـٰثًا أَشَهِدُوا۟ خَلْقَهُمْ سَتُكْتَبُ شَهَـٰدَتُهُمْ وَيُسْـَٔلُونَ﴾«و فرشتگان را که بندگان (خداوند) بخشندهاند مادینه پنداشتهاند، آیا در آفرینش آنان گواه بودهاند؟ زودا که گواهی آنان نوشته شود و آنان بازخواست گردند» سوره زخرف، آیه ۱۹.
- ↑ ﴿أَوَمَن يُنَشَّؤُا۟ فِى ٱلْحِلْيَةِ وَهُوَ فِى ٱلْخِصَامِ غَيْرُ مُبِينٍۢ﴾«و آیا آن کس که در زیور پرورش مییابد و در چالش ناتوان است (شایسته فرزندی خداوند است)؟» سوره درزخرف، آیه ۱۸.
- ↑ جامع البیان، ج ۲۵، ص۳۵؛ فتح القدیر، ج ۴، ص۶۲۹.
- ↑ کریمی و میرمحمدی، مقاله «طلا»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۴۹۶.
- ↑ جامع البیان، ج ۱۵، ص۱۰۹؛ التبیان، ج ۶، ص۵۲۰؛ الكشاف، ج ۲، ص۶۹۳.
- ↑ «یا خانهای زرّین داشته باشی یا به آسمان فرا روی و فرا رفتنت را (هم) هرگز باور نخواهیم داشت مگر نوشتهای برای ما فرو فرستی که آن را بخوانیم؛ بگو: پاکا که پروردگار من است، مگر من جز بشری پیام آورم؟» سوره اسرا، آیه ۹۳.
- ↑ «کسانی که کافر شدند و در کفر مردند و گر همچند زمین زر به بازخرید خویش دهند از آنان پذیرفته نیست؛ آنها عذابی دردناک (در پیش) دارند و یاوری نخواهند داشت» سوره عمران، آیه ۹۱.
- ↑ مقتنیات الدرر، ج ۲، ص۲۳۲.
- ↑ مجمع البیان، ج ۲، ص۷۱۲؛ نیز نک: تفسیر قمی، ج ۱، ص۹۷.
- ↑ منهج الصادقین، ج ۲، ص۲۵۴.
- ↑ «و از اهل کتاب کسی هست که اگر دارایی فراوانی بدو بسپاری به تو باز پس میدهد و از ایشان کسی نیز هست که چون دیناری بدو بسپاری به تو باز نخواهد داد مگر آنکه پیوسته بر سرش ایستاده باشی؛ این بدان روی است که آنان میگویند: درباره بیسوادان راهی (برای بازخواست) بر ما نیست و بر خداوند دروغ میبندند با آنکه خود میدانند» سوره آلعمران، آیه ۷۵.
- ↑ روض الجنان، ج ۴، ص۲۰۷؛روح المعانی، ج ۲، ص۹۷.
- ↑ نور الثقلین، ج ۱، ص۳۲۰؛ نیز نک: تفسیر قمی، ج ۱، ص۹۷؛ مجمع البیان، ج ۲، ص۷۱۲.
- ↑ لسان العرب، ج ۱۱، ص۲۸۶، «رطل».
- ↑ روح المعانی، ج ۲، ص۹۷.
- ↑ مجمع البیان، ج ۲، ص۷۱۲؛ نیز نک: تفسیر قمی، ج ۱، ص۹۷.
- ↑ نک: مجمع البیان، ج ۲، ص۷۱۲؛ ج ۳، ص۴۲؛ روح البیان، ج ۲، ص۵۱؛ التفسیر الوسیط، ج ۲، ص۱۴۸.
- ↑ التحریر و التنویر، ج ۳، ص۱۳۲.
- ↑ تفسیر روشن، ج ۴، ص۲۸۱.
- ↑ «پس چرا دستبندهایی زرّین برای او فرو نیفکندهاند یا فرشتگان، دوشادوش با او نیامدهاند؟» سوره زخرف، آیه ۵۳.
- ↑ مفردات، ص۴۳۳، «سور».
- ↑ التفسیر الكبیر، ج ۲۷، ص۶۳۷؛ التحریر و التنویر، ج ۲۵، ص۲۷۰.
- ↑ التحریر و التنویر، ج ۲۵، ص۲۷۰؛ نیز نک: مجمع البیان، ج ۹، ص۷۸.
- ↑ كنز الدقائق، ج ۱۲، ص۷۶.
- ↑ ﴿إِنَّ قَـٰرُونَ كَانَ مِن قَوْمِ مُوسَىٰ فَبَغَىٰ عَلَيْهِمْ وَءَاتَيْنَـٰهُ مِنَ ٱلْكُنُوزِ مَآ إِنَّ مَفَاتِحَهُۥ لَتَنُوٓأُ بِٱلْعُصْبَةِ أُو۟لِى ٱلْقُوَّةِ إِذْ قَالَ لَهُۥ قَوْمُهُۥ لَا تَفْرَحْ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ ٱلْفَرِحِينَ﴾«بیگمان قارون از قوم موسی بود و در برابر آنان سرکشی کرد و ما بدو از گنجها چندان دادیم که (حمل) مخزن های آن بر گروه نیرومند هم گرانبار میآمد؛ هنگامی که قوم وی بدو گفتند: سرخوشی پیشه مکن که خداوند سرخوشان را دوست نمیدارد» سوره قصص، آیه ۷۶.
- ↑ ﴿فَخَرَجَ عَلَىٰ قَوْمِهِۦ فِى زِينَتِهِۦ قَالَ ٱلَّذِينَ يُرِيدُونَ ٱلْحَيَوٰةَ ٱلدُّنْيَا يَـٰلَيْتَ لَنَا مِثْلَ مَآ أُوتِىَ قَـٰرُونُ إِنَّهُۥ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍۢ * وَقَالَ ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْعِلْمَ وَيْلَكُمْ ثَوَابُ ٱللَّهِ خَيْرٌۭ لِّمَنْ ءَامَنَ وَعَمِلَ صَـٰلِحًۭا وَلَا يُلَقَّىٰهَآ إِلَّا ٱلصَّـٰبِرُونَ﴾«آنگاه با زیورهایش در پیش قوم خویش آشکار شد؛ کسانی که زندگی این جهان را میخواستند گفتند: ای کاش ما نیز همانند آنچه به قارون داده شده است میداشتیم، بیگمان او را بهرهای سترگ است * و دانشوران گفتند: وای بر شما! پاداش خداوند برای آن کس که ایمان آورد و کرداری شایسته دارد بهتر است و آن را جز به شکیبایان فرا نیاموزند» سوره قصص، آیه ۷۹-۸۰.
- ↑ كنز الدقائق، ج ۱۰، ص۹۹.
- ↑ تفسیر اثنا عشری، ج ۱۰، ص۴۲.
- ↑ کریمی و میرمحمدی، مقاله «طلا»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۴۹۶.
- ↑ «از آسمان آبی فرو باراند آنگاه رودهایی -هر یک به گنجایی خویش- روان شد و سیلاب با خویش کفی انبوه فرا آورد و آنچه در آتش میگدازند تا زینتی یا کالایی به دست آورند، (نیز) کفی همانند آن (کف سیلاب) است؛ بدینگونه خداوند درست و نادرست را مثل میزند؛ باری، کف، کنار میرود اما آنچه مردم را سودمند افتد در زمین باز میماند؛ بدینگونه خداوند مثل میزند» سوره رعد، آیه ۱۷.
- ↑ مجمع البیان، ج ۶، ص۴۴۱؛ المیزان، ج ۱۱، ص۳۳۶؛ الوجیز فی تفسیر الكتاب العزیز، ص۳۲۹.
- ↑ قاموس كتاب مقدس، ص۴۵۴.
- ↑ قاموس كتاب مقدس، ص۸۸۶.
- ↑ قاموس كتاب مقدس، ص۴۴۱.
- ↑ «و اگر نه این بود که مردم (در تمایل به کفر) امّتی واحد میشدند بیگمان برای خانههای کسانی که به (خداوند) بخشنده کفر میورزند بامهایی سیمین و نردبانهایی که از آنها فرا روند قرار میدادیم * و برای خانههایشان درهایی میساختیم و تختهایی مینهادیم که بر آن پشت دهند * و زیورهایی و همه اینها چیزی جز برخورداری زندگانی این جهان نیست و جهان واپسین نزد پروردگارت از آن پرهیزگاران است» سوره زخرف، آیه ۳۳-۳۵.
- ↑ «و زیورهایی و همه اینها چیزی جز برخورداری زندگانی این جهان نیست و جهان واپسین نزد پروردگارت از آن پرهیزگاران است» سوره زخرف، آیه۳۵.
- ↑ تفسیر سمر قندی، ج ۳، ص۲۵۷؛ البحر المحیط، ج ۹، ص۳۷۲؛ البحر المدید، ج ۵، ص۲۴۷.
- ↑ ﴿وَقُل لِّلْمُؤْمِنَـٰتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَـٰرِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَىٰ جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ ءَابَآئِهِنَّ أَوْ ءَابَآءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَآئِهِنَّ أَوْ أَبْنَآءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَٰنِهِنَّ أَوْ بَنِىٓ إِخْوَٰنِهِنَّ أَوْ بَنِىٓ أَخَوَٰتِهِنَّ أَوْ نِسَآئِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَـٰنُهُنَّ أَوِ ٱلتَّـٰبِعِينَ غَيْرِ أُو۟لِى ٱلْإِرْبَةِ مِنَ ٱلرِّجَالِ أَوِ ٱلطِّفْلِ ٱلَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا۟ عَلَىٰ عَوْرَٰتِ ٱلنِّسَآءِ وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوٓا۟ إِلَى ٱللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَ ٱلْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ﴾«و به زنان مؤمن بگو دیدگان (از نگاه حرام) فرو دارند و پاکدامنی ورزند و زیور خود را آشکار نگردانند مگر آنچه از آن، که خود پیداست و باید روسریهایشان را بر گریبان خویش افکنند و زیور خود را آشکار نگردانند جز بر شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان (هم آیین) شان یا کنیزهاشان یا مردان وابستهای که نیاز (به زن) ندارند یا کودکانی که از شرمگاههای زنان آگاهی ندارند و چنان پا نکوبند که آنچه از زیورشان پوشیده میدارند آشکار گردد و همگان ای مؤمنان! به درگاه خداوند توبه کنید، باشد که رستگار گردید» سوره نور، آیه ۳۱.
- ↑ الکشاف، ج ۳، ص۲۳۰؛ تفسیر بغوی، ج ۳، ص۴۰۳؛ نیز نک: التفسیر الکبیر، ج ۲۳، ص۳۶۴.
- ↑ ﴿أَوَمَن يُنَشَّؤُا۟ فِى ٱلْحِلْيَةِ وَهُوَ فِى ٱلْخِصَامِ غَيْرُ مُبِينٍۢ﴾«و آیا آن کس که در زیور پرورش مییابد و در چالش ناتوان است (شایسته فرزندی خداوند است)؟» سوره زخرف، آیه ۱۸.
- ↑ «و امّا آن دیوار، از آن دو نوجوان یتیم در آن شهر بود و زیر آن گنجی از آن آن دو و پدرشان مردی شایسته بود، بنابراین پروردگارت از سر بخشایش خویش اراده فرمود که آنان به برومندی خود برسند و گنجشان را بیرون کشند و من آن کارها را از پیش خویش نکردم، این بود معنی آنچه بر آن شکیبایی نتوانستی کرد» سوره کهف، آیه ۸۲.
- ↑ البرهان، ج ۳، ص۶۴۷.
- ↑ کریمی و میرمحمدی، مقاله «طلا»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۴۹۸.
- ↑ ﴿وَمِنْ أَهْلِ ٱلْكِتَـٰبِ مَنْ إِن تَأْمَنْهُ بِقِنطَارٍۢ يُؤَدِّهِۦٓ إِلَيْكَ وَمِنْهُم مَّنْ إِن تَأْمَنْهُ بِدِينَارٍۢ لَّا يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ إِلَّا مَا دُمْتَ عَلَيْهِ قَآئِمًۭا ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا۟ لَيْسَ عَلَيْنَا فِى ٱلْأُمِّيِّـۧنَ سَبِيلٌۭ وَيَقُولُونَ عَلَى ٱللَّهِ ٱلْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ﴾«و از اهل کتاب کسی هست که اگر دارایی فراوانی بدو بسپاری به تو باز پس میدهد و از ایشان کسی نیز هست که چون دیناری بدو بسپاری به تو باز نخواهد داد مگر آنکه پیوسته بر سرش ایستاده باشی؛ این بدان روی است که آنان میگویند: درباره بیسوادان راهی (برای بازخواست) بر ما نیست و بر خداوند دروغ میبندند با آنکه خود میدانند» سوره آلعمران، آیه ۷۵.
- ↑ نک: مفردات، ص۳۱۲، «درهم»؛ مجمع البحرین، ج ۳، ص۳۰۴، «دنر»؛ ج ۶، ص۶۱.
- ↑ کریمی و میرمحمدی، مقاله «طلا»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۴۹۹.
- ↑ ﴿قَالُوا۟ نَفْقِدُ صُوَاعَ ٱلْمَلِكِ وَلِمَن جَآءَ بِهِۦ حِمْلُ بَعِيرٍۢ وَأَنَا۠ بِهِۦ زَعِيمٌۭ﴾«گفتند: پیمانه (زرّین) شاه را گم کردهایم و (یوسف گفت) هر که آن را بیاورد یک بار شتر (جایزه) خواهد داشت و من بدین (وعده) ضامنم» سوره یوسف، آیه ۷۲.
- ↑ جامع البیان، ج ۱۳، ص۱۲؛ زاد المسیر، ج ۲، ص۴۵۷؛ کنز الدقائق، ج ۶، ص۳۴۱.
- ↑ کریمی و میرمحمدی، مقاله «طلا»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۴۹۹.
- ↑ التبیان، ج ۴، ص۵۴۴؛ مقتنیات الدرر، ج ۵، ص۲۲.
- ↑ مقتنیات الدرر، ج ۵، ص۲۲.
- ↑ «و قوم موسی در نبود او، از زیورهای (زراندود) خود گوسالهای ساختند، پیکری که بانگی داشت، آیا ندیدند که با آنان سخن نمیگوید و راهی به آنان نمینماید؟ آن را (به پرستش) گرفتند و ستمکار بودند» سوره اعراف، آیه ۱۴۸.
- ↑ التحریر و التنویر، ج ۸، ص۲۹۲.
- ↑ المیزان، ج ۱۴، ص۱۹۲؛ نک: التحریر و التنویر، ج ۸، ص۲۹۲.
- ↑ نک: جامع البیان، ج۱۶، ص۱۴۹؛ تفسیر ثعلبى، ج ۶، ص۲۵۷؛ التبیان، ج ۷، ص۱۹۶.
- ↑ «گفتند: ما در وعده تو به خودی خود خلاف نورزیدیم بلکه بارهایی (گران) از زیورهای قوم (فرعون) بر دوش ما نهاده شد (ه بود) که (در آتش) انداختیم آنگاه سامری (نیز) این چنین (طرح) افکند * آنگاه گوسالهای برای آنان برآورد، پیکری (بیروح) که بانگ گاو داشت و گفتند: این خدای شما و خدای موسی است که از یاد برده است» سوره طه، آیه ۸۷-۸۸.
- ↑ ﴿وَٱتَّخَذَ قَوْمُ مُوسَىٰ مِنۢ بَعْدِهِۦ مِنْ حُلِيِّهِمْ عِجْلًۭا جَسَدًۭا لَّهُۥ خُوَارٌ أَلَمْ يَرَوْا۟ أَنَّهُۥ لَا يُكَلِّمُهُمْ وَلَا يَهْدِيهِمْ سَبِيلًا ٱتَّخَذُوهُ وَكَانُوا۟ ظَـٰلِمِينَ﴾«و قوم موسی در نبود او، از زیورهای (زراندود) خود گوسالهای ساختند، پیکری که بانگی داشت، آیا ندیدند که با آنان سخن نمیگوید و راهی به آنان نمینماید؟ آن را (به پرستش) گرفتند و ستمکار بودند» سوره اعراف، آیه ۱۴۸. ﴿أَفَلَا يَرَوْنَ أَلَّا يَرْجِعُ إِلَيْهِمْ قَوْلًۭا وَلَا يَمْلِكُ لَهُمْ ضَرًّۭا وَلَا نَفْعًۭا﴾«آیا نمیدیدند که (آن گوساله) به آنان پاسخی نمیدهد و هیچ زیان و سودی برای آنان در بر ندارد؟» سوره طه، آیه ۸۹.
- ↑ کریمی و میرمحمدی، مقاله «طلا»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۴۹۹.
- ↑ «و امّا آن دیوار، از آن دو نوجوان یتیم در آن شهر بود و زیر آن گنجی از آن آن دو و پدرشان مردی شایسته بود، بنابراین پروردگارت از سر بخشایش خویش اراده فرمود که آنان به برومندی خود برسند و گنجشان را بیرون کشند و من آن کارها را از پیش خویش نکردم، این بود معنی آنچه بر آن شکیبایی نتوانستی کرد» سوره کهف، آیه ۸۲.
- ↑ البرهان، ج ۳، ص۶۴۷؛ نیز نک: جامع البیان، ج۱۶، ص۵.
- ↑ ﴿يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِنَّ كَثِيرًۭا مِّنَ ٱلْأَحْبَارِ وَٱلرُّهْبَانِ لَيَأْكُلُونَ أَمْوَٰلَ ٱلنَّاسِ بِٱلْبَـٰطِلِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَٱلَّذِينَ يَكْنِزُونَ ٱلذَّهَبَ وَٱلْفِضَّةَ وَلَا يُنفِقُونَهَا فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍۢ﴾«ای مؤمنان! بسیاری از دانشوران دینی (اهل کتاب) و راهبان، داراییهای مردم را به نادرستی میخورند و (مردم را) از راه خداوند باز میدارند؛ (ایشان) و آنان را که زر و سیم را میانبارند و آن را در راه خداوند نمیبخشند به عذابی دردناک نوید ده!» سوره توبه، آیه ۳۴.
- ↑ نک: جامع البیان، ج ۱۰، ص۸۳؛ نک: مجمع البیان، ج ۵، ص۴۰.
- ↑ کریمی و میرمحمدی، مقاله «طلا»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۵۰۰.
- ↑ «به یقین خداوند کسانی را که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند به بوستانهایی درمیآورد که از بن آنها جویبارها جاری است، در آنجا به دستبندهایی زرّین و مروارید نشان آراسته میگردند و تنپوش آنان در آنجا پرند است» سوره حج، آیه ۲۳.
- ↑ «بر گرد آنان قدح های زرین و جام هایی را به گردش درمیآورند و در آنجا آنچه دلها بخواهد و چشمها لذّت برد فراهم است و شما در آن جاودانید» سوره زخرف، آیه ۷۱.
- ↑ ﴿لَـٰكِنِ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوْا۟ رَبَّهُمْ لَهُمْ غُرَفٌۭ مِّن فَوْقِهَا غُرَفٌۭ مَّبْنِيَّةٌۭ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَـٰرُ وَعْدَ ٱللَّهِ لَا يُخْلِفُ ٱللَّهُ ٱلْمِيعَادَ﴾«اما آنان که از پروردگارشان پروا کردند غرفههایی خواهند داشت که بر فراز آنها غرفههایی دیگر ساختهاند، از بن آنها جویبارها روان است؛ بنابر وعده خداوند، خداوند در وعده خلاف نمیورزد» سوره زمر، آیه ۲۰.
- ↑ کنز الدقائق، ج ۱۱، ص۲۹۳.
- ↑ التحریر و التنویر، ج ۲۲، ص۱۶۷.
- ↑ «بهشتهایی جاودان که بدان درآیند و آنجا به دستبندهایی زرّین و (زیورهایی از) مروارید آراسته گردند و تنپوششان در آن پرند است» سوره فاطر، آیه ۳۳.
- ↑ نور الثقلین، ج ۴، ص۳۶۶.
- ↑ کریمی و میرمحمدی، مقاله «طلا»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۵۰۰.
- ↑ زبدة البیان، ص۱۸۰.
- ↑ «ای مؤمنان! بسیاری از دانشوران دینی (اهل کتاب) و راهبان، داراییهای مردم را به نادرستی میخورند و (مردم را) از راه خداوند باز میدارند؛ (ایشان) و آنان را که زر و سیم را میانبارند و آن را در راه خداوند نمیبخشند به عذابی دردناک نوید ده!» سوره توبه، آیه ۳۴.
- ↑ زبدة البیان، ص۱۸۱.
- ↑ الكافی، ج۳، ص۵۰۹.
- ↑ نک: المقنعه، ص۲۳۴؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص۱۴؛ كنز العرفان، ج ۱، ص۲۲۲.
- ↑ أحكام القرآن، جصاص، ج۴، ص۳۰۱؛ نک: أحكام القرآن، ابن عربی، ج ۲، ص۹۲۸.
- ↑ الكافی، ج ۱، ص۵۴۴، ۵۴۶.
- ↑ ﴿قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ ٱللَّهِ ٱلَّتِىٓ أَخْرَجَ لِعِبَادِهِۦ وَٱلطَّيِّبَـٰتِ مِنَ ٱلرِّزْقِ قُلْ هِىَ لِلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ فِى ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا خَالِصَةًۭ يَوْمَ ٱلْقِيَـٰمَةِ كَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ ٱلْـَٔايَـٰتِ لِقَوْمٍۢ يَعْلَمُونَ﴾«بگو: چه کسی زیوری را که خداوند برای بندگانش پدید آورده و (نیز) روزیهای پاکیزه را، حرام کرده است؟ بگو: آن (ها) در زندگی این جهان برای کسانی است که ایمان آوردهاند، در روز رستخیز (نیز) ویژه (ی مؤمنان) است؛ این چنین ما آیات خود را برای گروهی که دانشورند روشن میداریم» سوره اعراف، آیه ۳۲.
- ↑ المنار، ج ۸، ص۳۸۸.
- ↑ المنار، ج ۸، ص۳۹۰.
- ↑ ﴿وَهُوَ ٱلَّذِى سَخَّرَ ٱلْبَحْرَ لِتَأْكُلُوا۟ مِنْهُ لَحْمًۭا طَرِيًّۭا وَتَسْتَخْرِجُوا۟ مِنْهُ حِلْيَةًۭ تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى ٱلْفُلْكَ مَوَاخِرَ فِيهِ وَلِتَبْتَغُوا۟ مِن فَضْلِهِۦ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ﴾«و اوست که دریا را رام (شما) کرد تا از آن گوشتیتر و تازه بخورید و از آن زیوری (چون مروارید) بیرون آورید که آن را میپوشید و کشتیها را در آن مینگری که آب شکافاند و (چنین کرد) تا از بخشش او (روزی خود را) فرا چنگ آورید و باشد که سپاس گزارید» سوره نحل، آیه ۱۴. ﴿وَمَا يَسْتَوِى ٱلْبَحْرَانِ هَـٰذَا عَذْبٌۭ فُرَاتٌۭ سَآئِغٌۭ شَرَابُهُۥ وَهَـٰذَا مِلْحٌ أُجَاجٌۭ وَمِن كُلٍّۢ تَأْكُلُونَ لَحْمًۭا طَرِيًّۭا وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْيَةًۭ تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى ٱلْفُلْكَ فِيهِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا۟ مِن فَضْلِهِۦ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ﴾«و دو دریا برابر نیستند، این نوشین گواراست که نوشیدنش خوشگوار است و آن شور تلخ؛ از هر یک گوشتتر و تازه میخورید و زیوری بیرون میکشید که آن را میپوشید و کشتیها را در آن مینگری که آب شکافند تا از بخشش او (روزی خود را) فرا چنگ آورید و باشد که سپاس گزارید» سوره فاطر، آیه ۱۲.
- ↑ ﴿وَٱلْأَرْضَ مَدَدْنَـٰهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَٰسِىَ وَأَنۢبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ شَىْءٍۢ مَّوْزُونٍۢ﴾«و زمین را گستراندیم و در آن کوههای پابرجا درافکندیم و در آن از هر چیز سنجیدهای رویاندیم» سوره حجر، آیه ۱۹.
- ↑ البرهان، ج ۳، ص۳۳۶؛ كنز الدقائق، ج ۷، ص۱۱۲.
- ↑ ﴿أَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءًۭ فَسَالَتْ أَوْدِيَةٌۢ بِقَدَرِهَا فَٱحْتَمَلَ ٱلسَّيْلُ زَبَدًۭا رَّابِيًۭا وَمِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِى ٱلنَّارِ ٱبْتِغَآءَ حِلْيَةٍ أَوْ مَتَـٰعٍۢ زَبَدٌۭ مِّثْلُهُۥ كَذَٰلِكَ يَضْرِبُ ٱللَّهُ ٱلْحَقَّ وَٱلْبَـٰطِلَ فَأَمَّا ٱلزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفَآءًۭ وَأَمَّا مَا يَنفَعُ ٱلنَّاسَ فَيَمْكُثُ فِى ٱلْأَرْضِ كَذَٰلِكَ يَضْرِبُ ٱللَّهُ ٱلْأَمْثَالَ﴾«از آسمان آبی فرو باراند آنگاه رودهایی -هر یک به گنجایی خویش- روان شد و سیلاب با خویش کفی انبوه فرا آورد و آنچه در آتش میگدازند تا زینتی یا کالایی به دست آورند، (نیز) کفی همانند آن (کف سیلاب) است؛ بدینگونه خداوند درست و نادرست را مثل میزند؛ باری، کف، کنار میرود اما آنچه مردم را سودمند افتد در زمین باز میماند؛ بدینگونه خداوند مثل میزند» سوره رعد، آیه ۱۷.
- ↑ مجمع البیان، ج ۶، ص۴۴۱؛ المیزان، ج ۱۱، ص۳۳۶؛ الوجیز فی تفسیر الكتاب العزیز، ص۳۲۹.
- ↑ التفسیر الكبیر، ج ۱۶، ص۳۵-۳۶.
- ↑ الكافی، ج ۶، ص۲۶۷، ۳۸۵.
- ↑ رساله محشی، ج ۱، ص۴۸۲؛ ج ۲، ص۴۴۴.
- ↑ رساله محشی، ج ۱، ص۱۶۷.
- ↑ الكافی، ج ۳، ص۳۳۲.
- ↑ نمونه، ج ۱۴، ص۵۷؛ نک: المنیر، ج ۱۷، ص۱۸۵.
- ↑ ﴿قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ ٱللَّهِ ٱلَّتِىٓ أَخْرَجَ لِعِبَادِهِۦ وَٱلطَّيِّبَـٰتِ مِنَ ٱلرِّزْقِ قُلْ هِىَ لِلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ فِى ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا خَالِصَةًۭ يَوْمَ ٱلْقِيَـٰمَةِ كَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ ٱلْـَٔايَـٰتِ لِقَوْمٍۢ يَعْلَمُونَ﴾«بگو: چه کسی زیوری را که خداوند برای بندگانش پدید آورده و (نیز) روزیهای پاکیزه را، حرام کرده است؟ بگو: آن (ها) در زندگی این جهان برای کسانی است که ایمان آوردهاند، در روز رستخیز (نیز) ویژه (ی مؤمنان) است؛ این چنین ما آیات خود را برای گروهی که دانشورند روشن میداریم» سوره اعراف، آیه ۳۲.
- ↑ «و به زنان مؤمن بگو دیدگان (از نگاه حرام) فرو دارند و پاکدامنی ورزند و زیور خود را آشکار نگردانند مگر آنچه از آن، که خود پیداست و باید روسریهایشان را بر گریبان خویش افکنند و زیور خود را آشکار نگردانند جز بر شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان (هم آیین) شان یا کنیزهاشان یا مردان وابستهای که نیاز (به زن) ندارند یا کودکانی که از شرمگاههای زنان آگاهی ندارند و چنان پا نکوبند که آنچه از زیورشان پوشیده میدارند آشکار گردد و همگان ای مؤمنان! به درگاه خداوند توبه کنید، باشد که رستگار گردید» سوره نور، آیه ۳۱.
- ↑ الكشاف، ج ۳، ص۲۳۰.
- ↑ الكشاف، ج ۳، ص۲۳۰؛ تفسیر بغوی، ج ۳، ص۴۰۳؛ نیز نک: التفسیر الکبیر، ج ۲۳، ص۳۶۴.
- ↑ ﴿أَوَمَن يُنَشَّؤُا۟ فِى ٱلْحِلْيَةِ وَهُوَ فِى ٱلْخِصَامِ غَيْرُ مُبِينٍۢ﴾«و آیا آن کس که در زیور پرورش مییابد و در چالش ناتوان است (شایسته فرزندی خداوند است)؟» سوره زخرف، آیه ۱۸.
- ↑ التفسیر الكبیر، ج ۲۷، ص۶۲۴؛ نیز نک: الكشاف، ج ۴، ص۲۴۳؛ المنیر، ج ۲۵، ص۱۳۲.
- ↑ التفسیر الكبیر، ج ۲۷، ص۶۲۴؛ نیز نک: الكشاف، ج ۴، ص۲۴۳.
- ↑ المیزان، ج ۱۸، ص۹۰.
- ↑ نمونه، ج ۲۱، ص۲۸.
- ↑ ﴿وَإِنْ أَرَدتُّمُ ٱسْتِبْدَالَ زَوْجٍۢ مَّكَانَ زَوْجٍۢ وَءَاتَيْتُمْ إِحْدَىٰهُنَّ قِنطَارًۭا فَلَا تَأْخُذُوا۟ مِنْهُ شَيْـًٔا أَتَأْخُذُونَهُۥ بُهْتَـٰنًۭا وَإِثْمًۭا مُّبِينًۭا﴾«و اگر بر آن بودید که همسری جایگزین همسری (که دارید) کنید، و به یکی از ایشان دارایی فراوانی داده بودهاید، چیزی از آن را باز مگیرید، آیا با دروغ بافتن و گناهی آشکار آن را باز میستانید!» سوره نساء، آیه ۲۰.
- ↑ مجمع البیان، ج ۲، ص۷۱۲؛ نیز نک: تفسیر قمی، ج ۱، ص۹۷.
- ↑ مجمع البیان، ج۳، ص۴۲؛ كنز الدقائق، ج۳، ص۳۶۰.
- ↑ «و اگر بر آن بودید که همسری جایگزین همسری (که دارید) کنید، و به یکی از ایشان دارایی فراوانی داده بودهاید، چیزی از آن را باز مگیرید، آیا با دروغ بافتن و گناهی آشکار آن را باز میستانید!» سوره نساء، آیه ۲۰.
- ↑ کریمی و میرمحمدی، مقاله «طلا»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۵۰۰.