طواف در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
(۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۶: خط ۶:
}}
}}


==چرخیدن به دور [[خانه خدا]] با [[احکام]] و آدابی خاص==
طواف به معنای چرخیدن به دور [[خانه خدا]] با [[احکام]] و آدابی خاص.
[[طواف]]: از ریشه «ط – و - ف» و در لغت به معنای چرخیدن<ref>معجم مقاییس اللغه، ج ۳، ص۴۳۲؛ التحقیق، ج ۷، ص۱۴۱، «طوف».</ref> و [[راه رفتن]] به دور چیزی است<ref>مفردات، ص۳۱۱؛ التحقیق، ج ۷، ص۱۴۲، «طوف».</ref>، از همین رو به [[نگهبانان]] دور [[خانه‌ها]] و خدمت‌گزاران اطراف مهمان‌ها «[[طائف]]» گفته شده است<ref>مفردات، ص۳۱۱؛ لسان العرب، ج ۹، ص۲۲۶، «طوف».</ref>. برخی اصل این [[ماده]] را به معنای [[حرکت]] در اطراف چیزی دانسته‌اند؛ اعم از اینکه حرکت یادشده [[معنوی]] یا مادی و نیز [[پسندیده]] یا [[ناپسند]] باشد<ref>التحقیق، ج ۷، ص۱۴۲.</ref>. در اصطلاح [[فقه]] به ۷ دور چرخیدن متوالی دور [[کعبه]] با [[نیت]] و [[قصد قربت]]، طواف گفته می‌شود<ref>معجم المصطلحات، ج ۲، ص۴۴۱؛ فرهنگ فقه، ج ۵، ص۲۱۷، «طواف».</ref>. طواف ۴ قسم دارد: طواف قدوم، طواف [[حج]]، طواف [[نساء]] و طواف [[وداع]]. «طواف قدوم» نخستین طواف [[واجب]] یا [[مستحب]] [[زائر]] پس از ورود به [[مکه]] است<ref>مسالک الافهام، شهید،‌ ج ۲، ص۳۴۳؛ جواهر الکلام، ج ۱۹، ص۳۵۲.</ref> و به آن «طواف تحیّت» نیز گفته شده است<ref>معجم الفاظ الفقه، ص۲۷۳؛ الفقه علی المذاهب الخمسه، ج ۱، ص۲۲۹.</ref>. [[اهل سنت]] از این طواف با عناوین «طواف قادم»، «طواف ورود یا وارد» و «طواف [[لقاء]]» نیز یاد کرده و آن را مستحب می‌دانند<ref> المبسوط، ج ۴، ص۳۵؛ المجموع، ج ۸، ص۱۲؛ المغنی، ج ۳، ص۴۶۹.</ref>. «طواف حج» به طواف خانه خدا پس از [[اعمال]] [[منا]] گفته می‌شود و از این‌رو بدین نام نامیده شده که از ارکان اصلی اعمال حج است که با ترک عمدی آن حج [[باطل]] می‌شود و در صورت ترک [[سهوی]] باید قضای آن به‌جا آورده شود<ref>الفقه علی المذاهب الخمسه، ج ۱، ص۲۲۹؛ معجم الفاظ الفقه، ص۲۷۳.</ref>. به آن «طواف اِفاضه» نیز گفته شده؛ زیرا حجگزار برای آن از منا به مکه [[افاضه]] (کوچ) می‌کند. «طواف [[زیارت]]» نیز نامیده شده، چون حجگزار منا را ترک و با آن، [[خانه]] را [[زیارت]] می‌کند<ref>تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۳۴۷؛ معجم الفاظ الفقه، ص۲۷۳.</ref>. نامگذاری آن به «[[طواف]] صدر» نیز از این‌روست که حجگزار برای انجام دادن آن پس از انجام [[اعمال]] [[منا]] به [[مکه]] باز می‌گردد یا پس از این [[طواف]] به [[وطن]] خود مراجعت می‌کند<ref> معجم المصطلحات، ج ۲، ص۴۴۱؛ فرهنگ فقه، ج ۵، ص۲۲۹-۲۳۰.</ref>. (صدر در لغت به معنای [[رجوع]] ایست)<ref>تاج العروس، ج ۷، ص۸۰، «صدر».</ref> «طواف [[نساء]]» به طواف دوم [[حج]] تمتع، حج قِران، حج اِفراد و [[عمره]] مفرده گفته می‌شود و بدان سبب بدین نام نامیده شده است که با ترک آن، جنس مخالف بر حجگزار یا عمره‌گزار [[حرام]] می‌شود<ref> معجم الفاظ الفقه، ص۲۷۳؛ التهذیب فی مناسک العمرة والحج، ج ۳، ص۲۸۸.</ref>. «طواف [[وداع]]» به آخرین طواف [[مستحب]] حجگزار هنگام وداع [[خانه خدا]] و ترک مکه گفته می‌شود<ref>الفقه علی المذاهب الخمسه، ج ۱، ص۲۲۹؛ معجم الفاظ الفقه، ص۲۷۳.</ref>. در مقابل، بیشتر [[فقهای اهل سنت]] به طوافی که حجگزار پس از [[مناسک]] منا انجام می‌دهد طواف وداع گفته و آن را [[واجب]] شمرده‌اند<ref> المبسوط، ج ۴، ص۲۴؛ المغنی، ج ۳، ص۴۸۶.</ref>. طواف از جهت [[حکم شرعی]] نیز به طواف واجب، مستحب و حرام قسمت شده است<ref> مسالک الافهام، شهید، ج ۲، ص۳۲۸؛ فرهنگ فقه، ج ۵، ص۲۱۷.</ref>. طواف واجب جزئی از مناسک عمره یا حج است<ref> التهذیب فی مناسک العمرة والحج، ج ۳، ص۳۸.</ref> که شامل ۴ طوافِ عمره مفرده، عمره [[تمتع]]، طواف حج و طواف نساء می‌شود، یا طوافی مستقل است که با [[نذر]] و قسم واجب می‌گردد<ref>کتاب الحج، ج ۳، ص۴۶۲.</ref> و طواف مستحب جزء عملی دیگر نیست، بلکه همانند [[نماز]] مستحب، عملی مستقل است<ref>التهذیب فی مناسک العمرة والحج، ج ۳، ص۳۸.</ref> و طواف حرام طواف واجبی است که به گونه قِران (انجام پیاپی دو طواف یا بیشتر، بدون فاصله شدن نماز میان آنها)<ref>المهذب البارع، ج ۲، ص۲۰۶؛ ریاض المسائل، ج ۶، ص۵۴۹.</ref> انجام شود که به نظر مشهور [[فقیهان امامیه]] حرام است<ref> الحدائق، ج ۱۶، ص۱۹۶-۱۹۲؛ مستند الشیعه، ج ۱۲، ص۱۵۲.</ref>. به هر دور کامل چرخیدن به دور [[خانه کعبه]] «شَوْط»<ref>معجم الفاظ الفقه، ص۲۴۹؛ فرهنگ فقه، ج ۵، ص۲۱۷.</ref> و به شخص [[طواف]] کننده «[[طائف]]»<ref>المجموع، ج ۸، ص۳۹؛ جواهر الکلام، ج ۱۹، ص۲۹۸.</ref> و به جای [[طواف]] «مَطاف» گفته می‌شود<ref>معجم الفاظ الفقه، ص۳۹۴؛ معجم المصطلحات، ج ۲، ص۴۴۰.</ref>. [[طواف]] در [[قرآن]] <ref>{{متن قرآن|إِنَّ ٱلصَّفَا وَٱلْمَرْوَةَ مِن شَعَآئِرِ ٱللَّهِ فَمَنْ حَجَّ ٱلْبَيْتَ أَوِ ٱعْتَمَرَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِ أَن يَطَّوَّفَ بِهِمَا وَمَن تَطَوَّعَ خَيْرًۭا فَإِنَّ ٱللَّهَ شَاكِرٌ عَلِيمٌ}}«بی‌گمان [[صفا و مروه]] از نشانه ‌های ([[بندگی]]) [[خداوند]] است پس هر کس [[حج]] [[خانه]] (ی [[کعبه]]) بجای آورد یا [[عمره]] بگزارد بر او گناهی نیست که میان آن دو را بپیماید و هر که خود خواسته کاری [[نیک]] انجام دهد، خداوند [[سپاسگزاری]] داناست» [[سوره بقره]]، [[آیه]] ۱۵۸.</ref> <ref>احکام الفرآن، جصاص، ج ۱، ص۱۱۶؛ فقه القرآن، ج ۱، ص۲۷۴.</ref>. [[روایات]]<ref>الکافی، ج ۴، ص۲۴۹، ۴۲۱، ۴۲۵؛ تهذیب الاحکام، ج ۵، ص۱۲۹، ۱۳۸.</ref> و منابع [[فقه]]<ref>الام، ج ۲، ص۱۷۸-۱۷۹؛ تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۱۱۶.</ref> بر سعی میان صفا و مروه نیز اطلاق شده است؛ ولی مراد از طواف در این مقاله، طواف بر گرد خانه خداست.
==معناشناسی==
«طواف» از ریشه «ط – و - ف» و در لغت به معنای چرخیدن<ref>معجم مقاییس اللغه، ج ۳، ص۴۳۲؛ التحقیق، ج ۷، ص۱۴۱، «طوف».</ref> و [[راه رفتن]] به دور چیزی است<ref>مفردات، ص۳۱۱؛ التحقیق، ج ۷، ص۱۴۲، «طوف».</ref>، از همین رو به [[نگهبانان]] دور [[خانه‌ها]] و خدمت‌گزاران اطراف مهمان‌ها «[[طائف]]» گفته شده است<ref>مفردات، ص۳۱۱؛ لسان العرب، ج ۹، ص۲۲۶، «طوف».</ref>. برخی اصل این [[ماده]] را به معنای [[حرکت]] در اطراف چیزی دانسته‌اند؛ اعم از اینکه حرکت یادشده [[معنوی]] یا مادی و نیز [[پسندیده]] یا [[ناپسند]] باشد<ref>التحقیق، ج ۷، ص۱۴۲.</ref>. در اصطلاح [[فقه]] به ۷ دور چرخیدن متوالی دور [[کعبه]] با [[نیت]] و [[قصد قربت]]، طواف گفته می‌شود<ref>معجم المصطلحات، ج ۲، ص۴۴۱؛ فرهنگ فقه، ج ۵، ص۲۱۷، «طواف».</ref>. طواف ۴ قسم دارد: طواف قدوم، طواف [[حج]]، طواف [[نساء]] و طواف [[وداع]]. «طواف قدوم» نخستین طواف [[واجب]] یا [[مستحب]] [[زائر]] پس از ورود به [[مکه]] است<ref>مسالک الافهام، شهید،‌ ج ۲، ص۳۴۳؛ جواهر الکلام، ج ۱۹، ص۳۵۲.</ref> و به آن «طواف تحیّت» نیز گفته شده است<ref>معجم الفاظ الفقه، ص۲۷۳؛ الفقه علی المذاهب الخمسه، ج ۱، ص۲۲۹.</ref>. [[اهل سنت]] از این طواف با عناوین «طواف قادم»، «طواف ورود یا وارد» و «طواف [[لقاء]]» نیز یاد کرده و آن را مستحب می‌دانند<ref> المبسوط، ج ۴، ص۳۵؛ المجموع، ج ۸، ص۱۲؛ المغنی، ج ۳، ص۴۶۹.</ref>. «طواف حج» به طواف خانه خدا پس از [[اعمال]] [[منا]] گفته می‌شود و از این‌رو بدین نام نامیده شده که از ارکان اصلی اعمال حج است که با ترک عمدی آن حج [[باطل]] می‌شود و در صورت ترک [[سهوی]] باید قضای آن به‌جا آورده شود<ref>الفقه علی المذاهب الخمسه، ج ۱، ص۲۲۹؛ معجم الفاظ الفقه، ص۲۷۳.</ref>. به آن «طواف اِفاضه» نیز گفته شده؛ زیرا حجگزار برای آن از منا به مکه [[افاضه]] (کوچ) می‌کند. «طواف [[زیارت]]» نیز نامیده شده، چون حجگزار منا را ترک و با آن، [[خانه]] را [[زیارت]] می‌کند<ref>تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۳۴۷؛ معجم الفاظ الفقه، ص۲۷۳.</ref>. نامگذاری آن به «[[طواف]] صدر» نیز از این‌روست که حجگزار برای انجام دادن آن پس از انجام [[اعمال]] [[منا]] به [[مکه]] باز می‌گردد یا پس از این [[طواف]] به [[وطن]] خود مراجعت می‌کند<ref> معجم المصطلحات، ج ۲، ص۴۴۱؛ فرهنگ فقه، ج ۵، ص۲۲۹-۲۳۰.</ref>. (صدر در لغت به معنای [[رجوع]] ایست)<ref>تاج العروس، ج ۷، ص۸۰، «صدر».</ref> «طواف [[نساء]]» به طواف دوم [[حج]] تمتع، حج قِران، حج اِفراد و [[عمره]] مفرده گفته می‌شود و بدان سبب بدین نام نامیده شده است که با ترک آن، جنس مخالف بر حجگزار یا عمره‌گزار [[حرام]] می‌شود<ref> معجم الفاظ الفقه، ص۲۷۳؛ التهذیب فی مناسک العمرة والحج، ج ۳، ص۲۸۸.</ref>. «طواف [[وداع]]» به آخرین طواف [[مستحب]] حجگزار هنگام وداع [[خانه خدا]] و ترک مکه گفته می‌شود<ref>الفقه علی المذاهب الخمسه، ج ۱، ص۲۲۹؛ معجم الفاظ الفقه، ص۲۷۳.</ref>. در مقابل، بیشتر [[فقهای اهل سنت]] به طوافی که حجگزار پس از [[مناسک]] منا انجام می‌دهد طواف وداع گفته و آن را [[واجب]] شمرده‌اند<ref> المبسوط، ج ۴، ص۲۴؛ المغنی، ج ۳، ص۴۸۶.</ref>. طواف از جهت [[حکم شرعی]] نیز به طواف واجب، مستحب و حرام قسمت شده است<ref> مسالک الافهام، شهید، ج ۲، ص۳۲۸؛ فرهنگ فقه، ج ۵، ص۲۱۷.</ref>. طواف واجب جزئی از مناسک عمره یا حج است<ref> التهذیب فی مناسک العمرة والحج، ج ۳، ص۳۸.</ref> که شامل ۴ طوافِ عمره مفرده، عمره [[تمتع]]، طواف حج و طواف نساء می‌شود، یا طوافی مستقل است که با [[نذر]] و قسم واجب می‌گردد<ref>کتاب الحج، ج ۳، ص۴۶۲.</ref> و طواف مستحب جزء عملی دیگر نیست، بلکه همانند [[نماز]] مستحب، عملی مستقل است<ref>التهذیب فی مناسک العمرة والحج، ج ۳، ص۳۸.</ref> و طواف حرام طواف واجبی است که به گونه قِران (انجام پیاپی دو طواف یا بیشتر، بدون فاصله شدن نماز میان آنها)<ref>المهذب البارع، ج ۲، ص۲۰۶؛ ریاض المسائل، ج ۶، ص۵۴۹.</ref> انجام شود که به نظر مشهور [[فقیهان امامیه]] حرام است<ref> الحدائق، ج ۱۶، ص۱۹۶-۱۹۲؛ مستند الشیعه، ج ۱۲، ص۱۵۲.</ref>. به هر دور کامل چرخیدن به دور [[خانه کعبه]] «شَوْط»<ref>معجم الفاظ الفقه، ص۲۴۹؛ فرهنگ فقه، ج ۵، ص۲۱۷.</ref> و به شخص [[طواف]] کننده «[[طائف]]»<ref>المجموع، ج ۸، ص۳۹؛ جواهر الکلام، ج ۱۹، ص۲۹۸.</ref> و به جای [[طواف]] «مَطاف» گفته می‌شود<ref>معجم الفاظ الفقه، ص۳۹۴؛ معجم المصطلحات، ج ۲، ص۴۴۰.</ref>. [[طواف]] در [[قرآن]] <ref>{{متن قرآن|إِنَّ ٱلصَّفَا وَٱلْمَرْوَةَ مِن شَعَآئِرِ ٱللَّهِ فَمَنْ حَجَّ ٱلْبَيْتَ أَوِ ٱعْتَمَرَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِ أَن يَطَّوَّفَ بِهِمَا وَمَن تَطَوَّعَ خَيْرًۭا فَإِنَّ ٱللَّهَ شَاكِرٌ عَلِيمٌ}}«بی‌گمان [[صفا و مروه]] از نشانه ‌های ([[بندگی]]) [[خداوند]] است پس هر کس [[حج]] [[خانه]] (ی [[کعبه]]) بجای آورد یا [[عمره]] بگزارد بر او گناهی نیست که میان آن دو را بپیماید و هر که خود خواسته کاری [[نیک]] انجام دهد، خداوند [[سپاسگزاری]] داناست» [[سوره بقره]]، [[آیه]] ۱۵۸.</ref> <ref>احکام الفرآن، جصاص، ج ۱، ص۱۱۶؛ فقه القرآن، ج ۱، ص۲۷۴.</ref>. [[روایات]]<ref>الکافی، ج ۴، ص۲۴۹، ۴۲۱، ۴۲۵؛ تهذیب الاحکام، ج ۵، ص۱۲۹، ۱۳۸.</ref> و منابع [[فقه]]<ref>الام، ج ۲، ص۱۷۸-۱۷۹؛ تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۱۱۶.</ref> بر سعی میان صفا و مروه نیز اطلاق شده است؛ ولی مراد از طواف در این مقاله، طواف بر گرد خانه خداست.


«طواف» و مشتقات آن در [[آیات]] متعددی از قرآن به‌کار رفته‌اند که در برخی آیات، مقصود از آن، طواف به معنای لغوی (چرخیدن) است؛ مانند آیه ۵۸ [[سوره نور]] و نیز آیه ۴۴ [[سوره الرحمن]] و آیه ۱۷سوره واقعه و در یک آیه مراد از آن، سعی (میان صفا و مروه) است<ref>{{متن قرآن|إِنَّ ٱلصَّفَا وَٱلْمَرْوَةَ مِن شَعَآئِرِ ٱللَّهِ فَمَنْ حَجَّ ٱلْبَيْتَ أَوِ ٱعْتَمَرَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِ أَن يَطَّوَّفَ بِهِمَا وَمَن تَطَوَّعَ خَيْرًۭا فَإِنَّ ٱللَّهَ شَاكِرٌ عَلِيمٌ}}«بی‌گمان صفا و مروه از نشانه ‌های (بندگی) خداوند است پس هر کس حج خانه (ی کعبه) بجای آورد یا عمره بگزارد بر او گناهی نیست که میان آن دو را بپیماید و هر که خود خواسته کاری نیک انجام دهد، خداوند سپاسگزاری داناست» سوره بقره، آیه ۱۵۸.</ref> و در آیاتی مراد از آن طواف دور خانه خداست؛ مانند {{متن قرآن|وَطَهِّرْ بَيْتِىَ لِلطَّآئِفِينَ}}<ref>سوره حج، آیه ۲۶.</ref> و {{متن قرآن| وَلْيَطَّوَّفُوا۟ بِٱلْبَيْتِ ٱلْعَتِيقِ}}<ref>سوره حج، آیه ۲۹.</ref>. در آیه‌ای دیگر از [[اعمال]] حج با عنوان «[[مناسک]]» یاد شده است: {{متن قرآن|وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا}}<ref>سوره بقره، آیه ۱۲۸.</ref> که از مصادیق بارز آن [[طواف]] است<ref> جامع البیان، ج ۱، ص۷۶۹؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۳۹۲.</ref>. در آیه‌ای دیگر نیز از [[رجوع]] مکرر [[مردم]] به [[کعبه]] یاد شده است: {{متن قرآن|وَإِذْ جَعَلْنَا ٱلْبَيْتَ مَثَابَةًۭ لِّلنَّاسِ}}<ref>سوره بقره، آیه ۱۲۵.</ref> که برخی «مَثَابَةً» را به طواف [[تفسیر]] کرده‌اند<ref>التفسیر الکبیر، ج ۴، ص۵۱؛ سند العروة الوثقی، ج ۳، ص۳۵۵.</ref>. در آیاتی نیز از منع از [[مسجدالحرام]] یاد شده است:{{متن قرآن|صَدُّوكُمْ عَنِ ٱلْمَسْجِدِ ٱلْحَرَامِ}}<ref>سوره [[مائده]]، [[آیه]] ۲. {{متن قرآن|هُمُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ وَصَدُّوكُمْ عَنِ ٱلْمَسْجِدِ ٱلْحَرَامِ وَٱلْهَدْىَ مَعْكُوفًا أَن يَبْلُغَ مَحِلَّهُۥ وَلَوْلَا رِجَالٌۭ مُّؤْمِنُونَ وَنِسَآءٌۭ مُّؤْمِنَـٰتٌۭ لَّمْ تَعْلَمُوهُمْ أَن تَطَـُٔوهُمْ فَتُصِيبَكُم مِّنْهُم مَّعَرَّةٌۢ بِغَيْرِ عِلْمٍۢ لِّيُدْخِلَ ٱللَّهُ فِى رَحْمَتِهِۦ مَن يَشَآءُ لَوْ تَزَيَّلُوا۟ لَعَذَّبْنَا ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ مِنْهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا}}«آنانند که [[کفر]] ورزیدند و شما را از [[مسجد الحرام]] باز داشتند و نگذاشتند [[قربانی]] بازداشته به [[قربانگاه]] خود برسد و اگر مردان و [[زنان]] مؤمنی که آنان را نمی‌شناسید (در میان آنان) نبودند- که [[بیم]] می‌رود پایمالشان کنید و ندانسته خونبهایی از ایشان به گردن شما افتد- ([[فرمان]] [[حمله]] به [[مکّه]] را می‌دادیم) تا [[خداوند]] هر که را خواهد در [[بخشایش]] خویش درآورد؛ اگر ([[مؤمنان]] و [[کافران]]) از هم جدا می‌بودند، کافران از آنان را عذابی دردناک می‌کردیم» [[سوره فتح]]، آیه ۲۵.</ref> که مقصود، منع از طواف و [[نماز]] در آن است<ref>التفسیر الکبیر، ج ۶، ص۳۵-۳۶؛ فقه القرآن، ج ۱، ص۳۱۸-۳۱۹.</ref>. در این [[آیات]] و مانند آنها از مباحثی مانند طواف در [[شرایع]] پیشین و [[عصر جاهلی]]، طواف در [[اسلام]]، اهمیت طواف و برخی [[احکام فقهی]] طواف یاد شده است.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[طواف (مقاله)|مقاله «طواف»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۷۸.</ref>
«طواف» و مشتقات آن در [[آیات]] متعددی از قرآن به‌کار رفته‌اند که در برخی آیات، مقصود از آن، طواف به معنای لغوی (چرخیدن) است؛ مانند آیه ۵۸ [[سوره نور]] و نیز آیه ۴۴ [[سوره الرحمن]] و آیه ۱۷سوره واقعه و در یک آیه مراد از آن، سعی (میان صفا و مروه) است<ref>{{متن قرآن|إِنَّ ٱلصَّفَا وَٱلْمَرْوَةَ مِن شَعَآئِرِ ٱللَّهِ فَمَنْ حَجَّ ٱلْبَيْتَ أَوِ ٱعْتَمَرَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِ أَن يَطَّوَّفَ بِهِمَا وَمَن تَطَوَّعَ خَيْرًۭا فَإِنَّ ٱللَّهَ شَاكِرٌ عَلِيمٌ}}«بی‌گمان صفا و مروه از نشانه ‌های (بندگی) خداوند است پس هر کس حج خانه (ی کعبه) بجای آورد یا عمره بگزارد بر او گناهی نیست که میان آن دو را بپیماید و هر که خود خواسته کاری نیک انجام دهد، خداوند سپاسگزاری داناست» سوره بقره، آیه ۱۵۸.</ref> و در آیاتی مراد از آن طواف دور خانه خداست؛ مانند {{متن قرآن|وَطَهِّرْ بَيْتِىَ لِلطَّآئِفِينَ}}<ref>سوره حج، آیه ۲۶.</ref> و {{متن قرآن| وَلْيَطَّوَّفُوا۟ بِٱلْبَيْتِ ٱلْعَتِيقِ}}<ref>سوره حج، آیه ۲۹.</ref>. در آیه‌ای دیگر از [[اعمال]] حج با عنوان «[[مناسک]]» یاد شده است: {{متن قرآن|وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا}}<ref>سوره بقره، آیه ۱۲۸.</ref> که از مصادیق بارز آن [[طواف]] است<ref> جامع البیان، ج ۱، ص۷۶۹؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۳۹۲.</ref>. در آیه‌ای دیگر نیز از [[رجوع]] مکرر [[مردم]] به [[کعبه]] یاد شده است: {{متن قرآن|وَإِذْ جَعَلْنَا ٱلْبَيْتَ مَثَابَةًۭ لِّلنَّاسِ}}<ref>سوره بقره، آیه ۱۲۵.</ref> که برخی «مَثَابَةً» را به طواف [[تفسیر]] کرده‌اند<ref>التفسیر الکبیر، ج ۴، ص۵۱؛ سند العروة الوثقی، ج ۳، ص۳۵۵.</ref>. در آیاتی نیز از منع از [[مسجدالحرام]] یاد شده است:{{متن قرآن|صَدُّوكُمْ عَنِ ٱلْمَسْجِدِ ٱلْحَرَامِ}}<ref>سوره [[مائده]]، [[آیه]] ۲. {{متن قرآن|هُمُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ وَصَدُّوكُمْ عَنِ ٱلْمَسْجِدِ ٱلْحَرَامِ وَٱلْهَدْىَ مَعْكُوفًا أَن يَبْلُغَ مَحِلَّهُۥ وَلَوْلَا رِجَالٌۭ مُّؤْمِنُونَ وَنِسَآءٌۭ مُّؤْمِنَـٰتٌۭ لَّمْ تَعْلَمُوهُمْ أَن تَطَـُٔوهُمْ فَتُصِيبَكُم مِّنْهُم مَّعَرَّةٌۢ بِغَيْرِ عِلْمٍۢ لِّيُدْخِلَ ٱللَّهُ فِى رَحْمَتِهِۦ مَن يَشَآءُ لَوْ تَزَيَّلُوا۟ لَعَذَّبْنَا ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ مِنْهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا}}«آنانند که [[کفر]] ورزیدند و شما را از [[مسجد الحرام]] باز داشتند و نگذاشتند [[قربانی]] بازداشته به [[قربانگاه]] خود برسد و اگر مردان و [[زنان]] مؤمنی که آنان را نمی‌شناسید (در میان آنان) نبودند- که [[بیم]] می‌رود پایمالشان کنید و ندانسته خونبهایی از ایشان به گردن شما افتد- ([[فرمان]] [[حمله]] به [[مکّه]] را می‌دادیم) تا [[خداوند]] هر که را خواهد در [[بخشایش]] خویش درآورد؛ اگر ([[مؤمنان]] و [[کافران]]) از هم جدا می‌بودند، کافران از آنان را عذابی دردناک می‌کردیم» [[سوره فتح]]، آیه ۲۵.</ref> که مقصود، منع از طواف و [[نماز]] در آن است<ref>التفسیر الکبیر، ج ۶، ص۳۵-۳۶؛ فقه القرآن، ج ۱، ص۳۱۸-۳۱۹.</ref>. در این [[آیات]] و مانند آنها از مباحثی مانند طواف در [[شرایع]] پیشین و [[عصر جاهلی]]، طواف در [[اسلام]]، اهمیت طواف و برخی [[احکام فقهی]] طواف یاد شده است.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[طواف (مقاله)|مقاله «طواف»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۷۸.</ref>
خط ۱۳: خط ۱۴:
==پیشینه [[طواف]]==
==پیشینه [[طواف]]==
بر پایه برخی [[آیات]] و [[روایات]]، پیشینه طواف [[خانه خدا]] به دوران آغاز [[خلقت]] [[بشر]] و حتی پیش از آن باز می‌گردد. [[قرآن کریم]] در [[آیه]] ۴ [[سوره طور]] از [[سوگند]] به «البیت المعمور» یاد کرده است: «وَالْبَیْتِ الْمَعْمُورِ». در روایات متعدد، البیت المعمور خانه‌ای در [[آسمان]] چهارم<ref>علل الشرایع، ج ۲، ص۴۰۶؛ بحار الانوار، ج ۶، ص۹۷.</ref> یا ششم<ref>الکافی، ج ۴، ص۱۸۷؛ وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص۲۹۷.</ref> یا هفتم<ref>صحیح مسلم، ج ۱، ص۱۰۰-۱۰۱.</ref> دانسته شده است که [[خداوند]] آن را برای طواف [[فرشتگان]] قرار داده است. بر اساس برخی روایات، در هر [[روز]] ۷۰۰۰۰ [[فرشته]] برای طواف بر گرد [[بیت معمور]] وارد آن می‌شوند و این گروه تا [[روز قیامت]] به آن باز نمی‌گردند<ref>صحیح مسلم، ج ۱، ص۱۰۱؛ کنز الدقائق، ج ۱۲، ص۴۴۴.</ref>. در [[احادیث]] تفسیریِ آیات ۳۰ - ۳۳ [[سوره بقره]] نیز آمده است که پس از بنای [[خانه]] یاد شده و طواف فرشتگان بر گرد آن، خداوند به فرشتگان [[فرمان]] داد تا در محاذات بیت معمور خانه‌ای در [[زمین]] بنا نهند تا [[انسان‌ها]] نیز پیرامون آن طواف کنند<ref>مستدرک الوسائل، ج ۹، ص۳۲۵؛ بحار الانوار، ج ۹۶، ص۴۷.</ref>. بر پایه برخی روایات، پس از [[بنای کعبه]] در زمین، [[جبرئیل]] و دیگر [[فرشتگان الهی]] ۲۰۰۰<ref>کنز العمال، ج ۱۴، ص۱۰۶؛ مستدرک الوسائل، ج ۸، ص۱۱.</ref> یا ۳۰۰۰ سال<ref>علل الشرایع، ج ۲، ص۴۰۷؛ وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص۳۳۲.</ref> پیش از [[حضرت آدم]] بر گرد آن طواف کرده‌اند. در [[حدیثی]] دیگر آمده است که در هر روز ۷۰۰۰۰ فرشته به زمین فرود آمده و پس از طواف [[کعبه]] و [[قبر]] [[پیامبر اکرم]] و [[امام حسین]] به آسمان [[عروج]] می‌کنند<ref>وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص۳۷۵؛ مستدرک الوسائل، ج ۱۰، ص۲۱۳.</ref>. پس از تجدید بنای کعبه به دست حضرت آدم، آن حضرت [[نخستین انسان]] بود که با [[تعلیم]] جبرئیل همه [[مناسک حج]] از جمله طواف [[حج]] و طواف [[نساء]] را به‌جای آورد<ref>الکافی، ج ۴، ص۱۹۱؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۲۲۹- ۲۲۶.</ref>؛ همچنین در روایاتی دیگر از انجام ۱۰۰۰ بار [[حج]] و [[عمره]] و [[طواف]] آن [[حضرت]] گرد این [[خانه]] یاد شده است<ref>من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص۲۲۹؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۱۲۸.</ref>. پس از [[حضرت آدم]] دیگر [[پیامبران الهی]] و [[پیروان]] آنان نیز [[طواف]] و دیگر [[مناسک حج]] را به‌جای آوردند: در روایاتی از حجگزاری [[حضرت نوح]] و طواف آن حضرت بر گرد این [[خانه]] یاد شده است<ref>الکافی، ج ۲، ص۱۲۴؛ [[من لایحضره الفقیه]]، ج ۲، ص۲۳۰.</ref>. [[حضرت ابراهیم]] نیز پس از [[بنای کعبه]] از [[خدا]] خواست تا مناسک حج یا مواضع [[اعمال]] آن را برای آن حضرت معرفی کند<ref>تفسیر قرطبی، ج ۲، ص۱۲۸-۱۲۹؛ کنز العرفان، ج ۱، ص۳۳۹.</ref>:{{متن قرآن| وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا}}<ref>سوره بقره، آیه ۱۲۸.</ref>. در پی این درخواست، [[خداوند]] با ارسال [[جبرئیل]] مناسک حج را به ابراهیم آموخت<ref>تفسیر ابن کثیر، ج ۱،‌ ص۱۸۹؛ تقریب القرآن،‌ ج ۱، ص۱۷۸.</ref> و آن حضرت همراه با جبرئیل و فرزندش اسماعیل پس از [[احرام]] و آمدن نزد [[کعبه]] و استلام [[حجرالاسود]]، ۷ دور کعبه را طواف کرده و در پی آن [[نماز]] طواف گزاردند<ref>الکافی، ج ۴، ص۲۰۲؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۲۲۹ -۲۳۰.</ref>. بر پایه نقلی، حضرت ابراهیم و اسماعیل در هر دور از طواف، همه ارکان کعبه را استلام می‌کردند<ref>اخبار مکه، ج ۱، ص۶۶؛ تفسیر قرطبی، ج ۲، ص۱۲۸-۱۲۹.</ref>. در آیاتی دیگر، [[قرآن]] به حضرت ابراهیم و اسماعیل [[فرمان]] داده است تا [[مسجد الحرام]] را برای طواف کنندگان و [[نمازگزاران]] و [[اعتکاف]] کنندگان در آن [[تطهیر]] کنند:{{متن قرآن|وَعَهِدْنَآ إِلَىٰٓ إِبْرَٰهِـۧمَ وَإِسْمَـٰعِيلَ أَن طَهِّرَا بَيْتِىَ لِلطَّآئِفِينَ وَٱلْعَـٰكِفِينَ وَٱلرُّكَّعِ ٱلسُّجُودِ}}<ref>سوره بقره، آیه ۱۲۵.</ref>؛ همچنین در ادامه [[آیه]] یاد شده به آن حضرت فرمان داده شده است<ref>جامع البیان، ج ۱۷، ص۱۸۹؛ مجمع البیان، ج ۷، ص۱۴۵.</ref> تا همه جهانیان را از راه دور و نزدیک به [[حج]] و طواف کعبه فراخوان {{متن قرآن|وَأَذِّن فِى ٱلنَّاسِ بِٱلْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًۭا وَعَلَىٰ كُلِّ ضَامِرٍۢ يَأْتِينَ مِن كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍۢ *...وَلْيَطَّوَّفُوا۟ بِٱلْبَيْتِ ٱلْعَتِيقِ}}<ref> «و در میان مردم به حجّ بانگ بردار تا پیاده و سوار بر هر شتر تکیده‌ای که از هر راه دوری می‌رسند، نزد تو آیند * سپس باید آلایش‌های خود را بپیرایند و نذرهاشان را بجای آورند و خانه دیرین (کعبه) را طواف کنند» سوره حج، آیه۲۷و۲۹.</ref> [[عرب جاهلی]] به [[پیروی]] از [[سنت]] ابراهیمی، [[حج]] می‌گزارد و پیرامون [[کعبه]] [[طواف]] می‌کرد، لیکن آن را به [[خرافات]] و [[اعمال]] [[باطل]] [[آلوده]] بود؛ از جمله برخی از [[قبایل]] آنان با بدن برهنه طواف می‌کردند و این عمل خود را [[فرمان خدا]] می‌شمردند<ref>جامع البیان، ج ۸، ص۲۰۱؛ التبیان، ج ۴، ص۳۸۲.</ref>: {{متن قرآن|وَإِذَا فَعَلُوا۟ فَـٰحِشَةًۭ قَالُوا۟ وَجَدْنَا عَلَيْهَآ ءَابَآءَنَا وَٱللَّهُ أَمَرَنَا بِهَا}}<ref>سوره اعراف، آیه ۲۸.</ref>. به گفته [[مفسران]]، قبایل حُمْس ([[قریش]]، [[کنانه]] و [[جدیله]])<ref>التبیان، ج ۴، ص۳۸۲؛ مجمع البیان، ج ۴، ص۲۳۹.</ref> یا برخی [[قبایل یمن]]<ref>جامع البیان، ج ۸، ص۲۰۱؛ الدر المنثور، ج ۳، ص۷۷.</ref> می‌پنداشتند که حجگزار باید همانند روزی که از مادر زاده شده طواف کند، از این رو در لباسی که شخص در آن [[گناه]] کرده، طواف جایز نیست. در مقابل، بسیاری از مفسران دیگر گفته‌اند در میان [[اعراب جاهلی]] تنها قبایل حمس با [[لباس]] خود طواف می‌کردند و قبایل دیگر در صورت دستیابی به لباس حمس با آن طواف می‌کردند وگرنه با بدن برهنه طواف می‌کردند، از این رو [[زنان]] بدون لباس بیشتر شب‌ها برای طواف می‌رفتند<ref>تفسیر ابن کثیر، ج ۲، ص۲۱۷؛ تفسیر قرطبی، ج ۷، ص۱۸۹.</ref>. برخی برآن‌اند که آنان به این عمل فال [[نیک]] زده و می‌گفتند همان‌گونه که از لباس خود خارج می‌شویم امیدواریم از گناهانمان نیز بیرون رویم<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۴، ص۶۰.</ref>. در [[حدیثی]] از [[امام صادق]] نیز آمده است که اعراب جاهلی پیش از [[اسلام]] به دو گروه [[اهل]] حِلّ و [[اهل حرم]] که منحصر در حمس و قبایل زیرمجموعه آن از جمله قریش بودند قسمت می‌شدند و هریک از اهل حِلّ که با فردی از اهل حرم مراوده داشت، با لباس او طواف می‌کرد و در صورت نداشتن ارتباط با اهل حرم، برهنه طواف می‌کرد؛ از جمله [[عیاض بن حمار]] مجاشعی که [[قاضی]] اهالی [[عکاظ]] بود، با [[رسول خدا]] که [[اهل حرم]] بود مراوده داشت، از این رو هرگاه به [[مکه]] وارد می‌شد، لباس‌های خود را بیرون می‌آورد و با لباس‌های [[رسول خدا]] [[طواف]] می‌کرد<ref> الکافی، ج ۵، ص۱۴۲؛ بحار الانوار، ج ۲۲، ص۲۹.</ref>. در پی افترای یادشدۀ [[اعراب جاهلی]]، [[قرآن]] خطاب به آنان اعلام کرد که [[خداوند]] هیچ‌گاه به [[فحشاء]] [[فرمان]] نداده و ادعای یادشده سخن بدون [[علم]] است:{{متن قرآن|قُلْ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَأْمُرُ بِٱلْفَحْشَآءِ أَتَقُولُونَ عَلَى ٱللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ}}<ref>سوره اعراف، آیه ۲۸.</ref>. سپس در آیاتی دیگر، آنان را به [[پوشیدن لباس]] در هرمسجد، از جمله هنگام [[طواف]] فرمان داد<ref>مجمع البیان، ج ۴، ص۲۴۴؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۴، ص۶۰.</ref>:{{متن قرآن|خُذُوا۟ زِينَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍۢ}}<ref> سوره اعراف، آیه ۳۱.</ref> و آنان را بدان جهت که زینت‌های [[الهی]] و [[لباس]] را بر خود [[حرام]] کرده‌اند [[سرزنش]] کرد<ref>جامع البیان، ج ۹، ص۳۱۸؛ [[اسباب النزول]]، ص۲۲۸-۲۲۹.</ref>: {{متن قرآن|قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ ٱللَّهِ ٱلَّتِىٓ أَخْرَجَ لِعِبَادِهِۦ وَٱلطَّيِّبَـٰتِ مِنَ ٱلرِّزْقِ قُلْ هِىَ لِلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ فِى ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا خَالِصَةًۭ يَوْمَ ٱلْقِيَـٰمَةِ كَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ ٱلْـَٔايَـٰتِ لِقَوْمٍۢ يَعْلَمُونَ}}<ref> «بگو: چه کسی زیوری را که خداوند برای بندگانش پدید آورده و (نیز) روزی‌های پاکیزه را، حرام کرده است؟ بگو: آن (ها) در زندگی این جهان برای کسانی است که ایمان آورده‌اند، در روز رستخیز (نیز) ویژه (ی مؤمنان) است؛ این چنین ما آیات خود را برای گروهی که دانشورند روشن می‌داریم» سوره اعراف، آیه ۳۲.</ref>. در ادامه [[آیه]] یادشده نیز قرآن از [[حرمت]] [[فواحش]] آشکار و پنهان و ادعاهای غیرعالمانه درباره [[خدا]] یاد کرده است: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّىَ ٱلْفَوَٰحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ...وَأَن تَقُولُوا۟ عَلَى ٱللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ}}<ref>«بگو جز این نیست که پروردگارم زشتکاری‌های آشکار و پنهان و گناه و افزونجویی ناروا را حرام کرده است و (نیز) اینکه برای خداوند چیزی را که برهانی بر آن فرو نفرستاده است شریک آورید و اینکه درباره خداوند چیزی بگویید که نمی‌دانید» سوره اعراف، آیه ۳۳.</ref>. برخی [[مفسران]]، فواحش پنهان را [[زنا]] و فواحش آشکار را طواف با بدن برهنه دانسته‌اند و برخی دیگر فواحش آشکار را طواف مردان برهنه در [[روز]] و فواحش پنهان را [[طواف]] [[زنان]] برهنه در شب دانسته‌اند<ref>جامع البیان، ج ۸، ص۲۱؛ مجمع البیان، ج ۴، ص۲۴۷.</ref>. از مصادیق قول به‌غیرعلم در [[آیه]] نیز انتساب جواز [[طواف]] با بدن برهنه به [[خدا]] از سوی [[اعراب جاهلی]] دانسته شده است<ref>زبدة التفاسیر، ج ۲، ص۵۱۶؛ التفسیر الکاشف، ج ۳، ص۳۲۳.</ref>. از دیگر [[انحرافات]] [[عرب جاهلی]] آن بود که در حال طواف [[خانه خدا]] سوت و کف می‌زد<ref>جامع البیان، ج ۹، ص۳۱۸؛ مجمع البیان، ج ۴، ص۴۶۳.</ref>: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ صَلَاتُهُمْ عِندَ ٱلْبَيْتِ إِلَّا مُكَآءًۭ وَتَصْدِيَةًۭ فَذُوقُوا۟ ٱلْعَذَابَ بِمَا كُنتُمْ تَكْفُرُونَ}}<ref>«و نماز آنان نزد خانه (ی کعبه) جز سوت کشیدن و کف زدن نبود پس عذاب را برای کفری که می‌ورزیدید بچشید!» سوره انفال، آیه ۳۵.</ref>. از [[مجاهد]] نقل شده است که [[قریش]] برای معارضه با [[پیامبر]] و استهزای آن حضرت چنین کاری می‌کردند<ref>جامع البیان، ج ۹، ص۳۱۸؛ [[التفسیر الکبیر]]، ج ۱۵، ص۱۶۰.</ref>؛ همچنین آنان بت‌هایی در اطراف [[کعبه]] [[نصب]] کرده بودند و هنگام طواف، در برابر آنها [[سجده]] می‌کردند<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۶، ص۸؛ زبدة التفاسیر، ج ۳، ص۸۷.</ref> که [[قرآن]] این عمل را [[گواهی]] آنان بر [[کفر]] و عملشان را حبط و آنان را شایسته [[عذاب]] شمرد:{{متن قرآن|شَـٰهِدِينَ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِم بِٱلْكُفْرِ أُو۟لَـٰٓئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَـٰلُهُمْ وَفِى ٱلنَّارِ هُمْ خَـٰلِدُونَ}}<ref>سوره توبه، آیه ۱۷.</ref>. [[عقاید]] و [[اعمال]] [[باطل]] اعراب جاهلی درباره [[مناسک حج]] و طواف تا سال نهم یا دهم ادامه داشت، تا اینکه با [[نزول آیات]] آغازین [[سوره]] [[برائت]] در این سال، ضمن [[اعلان بیزاری]] خدا از عقاید و اعمال [[مشرکان]] به آنان ۴ ماه [[فرصت]] داده شد تا آزادانه در [[مکه]] و پیرامون آن حضور داشته باشند<ref>{{متن قرآن|بَرَآءَةٌۭ مِّنَ ٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦٓ إِلَى ٱلَّذِينَ عَـٰهَدتُّم مِّنَ ٱلْمُشْرِكِينَ * فَسِيحُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍۢ وَٱعْلَمُوٓا۟ أَنَّكُمْ غَيْرُ مُعْجِزِى ٱللَّهِ وَأَنَّ ٱللَّهَ مُخْزِى ٱلْكَـٰفِرِينَ}}«(این) بیزاری خداوند و پیامبر اوست از مشرکانی که با آنان پیمان بسته‌اید * چهار ماه در این سرزمین (آزاد) بگردید و بدانید که شما خداوند را به ستوه نمی‌توانید آورد و خداوند رسواگر کافران است» سوره توبه، آیه ۱-۲.</ref>. پس از [[نزول]] این [[آیات]]، [[پیامبر اکرم]] به [[فرمان خدا]] علی را برای [[ابلاغ]] آیات یادشده همراه با پیامی خاص به [[مکه]] فرستاد و به [[مشرکان]] اعلام کرد که از این پس هیچ [[زن]] و مردی نباید با بدن برهنه [[طواف]] کند و هیچ مشرکی نباید وارد [[مسجد الحرام]] شده و در آن طواف کند<ref>جامع البیان، ج ۱۰، ص۸۵-۸۲؛ البرهان، ج ۲، ص۷۳۰.</ref>. اعلام عدم ورود مشرکان به مسجد الحرام و طواف در آن در [[آیه]] ۲۸ [[سوره توبه]] نیز آمده است<ref>نمونه، ج ۷، ص۳۴۸.</ref>: {{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِنَّمَا ٱلْمُشْرِكُونَ نَجَسٌۭ فَلَا يَقْرَبُوا۟ ٱلْمَسْجِدَ ٱلْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ}}<ref>سوره توبه، آیه ۲۸.</ref>. برپایه برخی [[روایات]]، علی [[پیام]] یادشده را [[روز عرفه]] و شب مُزْدَلَفَه و [[روز عید قربان]] و همه ایام تشریق برای [[حجگزاران]] اعلام کرد<ref> وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص۴۰۰-۴۰۱؛ بحار الانوار، ج ۲۱، ص۲۷۳.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[طواف (مقاله)|مقاله «طواف»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۸۰.</ref>
بر پایه برخی [[آیات]] و [[روایات]]، پیشینه طواف [[خانه خدا]] به دوران آغاز [[خلقت]] [[بشر]] و حتی پیش از آن باز می‌گردد. [[قرآن کریم]] در [[آیه]] ۴ [[سوره طور]] از [[سوگند]] به «البیت المعمور» یاد کرده است: «وَالْبَیْتِ الْمَعْمُورِ». در روایات متعدد، البیت المعمور خانه‌ای در [[آسمان]] چهارم<ref>علل الشرایع، ج ۲، ص۴۰۶؛ بحار الانوار، ج ۶، ص۹۷.</ref> یا ششم<ref>الکافی، ج ۴، ص۱۸۷؛ وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص۲۹۷.</ref> یا هفتم<ref>صحیح مسلم، ج ۱، ص۱۰۰-۱۰۱.</ref> دانسته شده است که [[خداوند]] آن را برای طواف [[فرشتگان]] قرار داده است. بر اساس برخی روایات، در هر [[روز]] ۷۰۰۰۰ [[فرشته]] برای طواف بر گرد [[بیت معمور]] وارد آن می‌شوند و این گروه تا [[روز قیامت]] به آن باز نمی‌گردند<ref>صحیح مسلم، ج ۱، ص۱۰۱؛ کنز الدقائق، ج ۱۲، ص۴۴۴.</ref>. در [[احادیث]] تفسیریِ آیات ۳۰ - ۳۳ [[سوره بقره]] نیز آمده است که پس از بنای [[خانه]] یاد شده و طواف فرشتگان بر گرد آن، خداوند به فرشتگان [[فرمان]] داد تا در محاذات بیت معمور خانه‌ای در [[زمین]] بنا نهند تا [[انسان‌ها]] نیز پیرامون آن طواف کنند<ref>مستدرک الوسائل، ج ۹، ص۳۲۵؛ بحار الانوار، ج ۹۶، ص۴۷.</ref>. بر پایه برخی روایات، پس از [[بنای کعبه]] در زمین، [[جبرئیل]] و دیگر [[فرشتگان الهی]] ۲۰۰۰<ref>کنز العمال، ج ۱۴، ص۱۰۶؛ مستدرک الوسائل، ج ۸، ص۱۱.</ref> یا ۳۰۰۰ سال<ref>علل الشرایع، ج ۲، ص۴۰۷؛ وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص۳۳۲.</ref> پیش از [[حضرت آدم]] بر گرد آن طواف کرده‌اند. در [[حدیثی]] دیگر آمده است که در هر روز ۷۰۰۰۰ فرشته به زمین فرود آمده و پس از طواف [[کعبه]] و [[قبر]] [[پیامبر اکرم]] و [[امام حسین]] به آسمان [[عروج]] می‌کنند<ref>وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص۳۷۵؛ مستدرک الوسائل، ج ۱۰، ص۲۱۳.</ref>. پس از تجدید بنای کعبه به دست حضرت آدم، آن حضرت [[نخستین انسان]] بود که با [[تعلیم]] جبرئیل همه [[مناسک حج]] از جمله طواف [[حج]] و طواف [[نساء]] را به‌جای آورد<ref>الکافی، ج ۴، ص۱۹۱؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۲۲۹- ۲۲۶.</ref>؛ همچنین در روایاتی دیگر از انجام ۱۰۰۰ بار [[حج]] و [[عمره]] و [[طواف]] آن [[حضرت]] گرد این [[خانه]] یاد شده است<ref>من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص۲۲۹؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۱۲۸.</ref>. پس از [[حضرت آدم]] دیگر [[پیامبران الهی]] و [[پیروان]] آنان نیز [[طواف]] و دیگر [[مناسک حج]] را به‌جای آوردند: در روایاتی از حجگزاری [[حضرت نوح]] و طواف آن حضرت بر گرد این [[خانه]] یاد شده است<ref>الکافی، ج ۲، ص۱۲۴؛ [[من لایحضره الفقیه]]، ج ۲، ص۲۳۰.</ref>. [[حضرت ابراهیم]] نیز پس از [[بنای کعبه]] از [[خدا]] خواست تا مناسک حج یا مواضع [[اعمال]] آن را برای آن حضرت معرفی کند<ref>تفسیر قرطبی، ج ۲، ص۱۲۸-۱۲۹؛ کنز العرفان، ج ۱، ص۳۳۹.</ref>:{{متن قرآن| وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا}}<ref>سوره بقره، آیه ۱۲۸.</ref>. در پی این درخواست، [[خداوند]] با ارسال [[جبرئیل]] مناسک حج را به ابراهیم آموخت<ref>تفسیر ابن کثیر، ج ۱،‌ ص۱۸۹؛ تقریب القرآن،‌ ج ۱، ص۱۷۸.</ref> و آن حضرت همراه با جبرئیل و فرزندش اسماعیل پس از [[احرام]] و آمدن نزد [[کعبه]] و استلام [[حجرالاسود]]، ۷ دور کعبه را طواف کرده و در پی آن [[نماز]] طواف گزاردند<ref>الکافی، ج ۴، ص۲۰۲؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۲۲۹ -۲۳۰.</ref>. بر پایه نقلی، حضرت ابراهیم و اسماعیل در هر دور از طواف، همه ارکان کعبه را استلام می‌کردند<ref>اخبار مکه، ج ۱، ص۶۶؛ تفسیر قرطبی، ج ۲، ص۱۲۸-۱۲۹.</ref>. در آیاتی دیگر، [[قرآن]] به حضرت ابراهیم و اسماعیل [[فرمان]] داده است تا [[مسجد الحرام]] را برای طواف کنندگان و [[نمازگزاران]] و [[اعتکاف]] کنندگان در آن [[تطهیر]] کنند:{{متن قرآن|وَعَهِدْنَآ إِلَىٰٓ إِبْرَٰهِـۧمَ وَإِسْمَـٰعِيلَ أَن طَهِّرَا بَيْتِىَ لِلطَّآئِفِينَ وَٱلْعَـٰكِفِينَ وَٱلرُّكَّعِ ٱلسُّجُودِ}}<ref>سوره بقره، آیه ۱۲۵.</ref>؛ همچنین در ادامه [[آیه]] یاد شده به آن حضرت فرمان داده شده است<ref>جامع البیان، ج ۱۷، ص۱۸۹؛ مجمع البیان، ج ۷، ص۱۴۵.</ref> تا همه جهانیان را از راه دور و نزدیک به [[حج]] و طواف کعبه فراخوان {{متن قرآن|وَأَذِّن فِى ٱلنَّاسِ بِٱلْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًۭا وَعَلَىٰ كُلِّ ضَامِرٍۢ يَأْتِينَ مِن كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍۢ *...وَلْيَطَّوَّفُوا۟ بِٱلْبَيْتِ ٱلْعَتِيقِ}}<ref> «و در میان مردم به حجّ بانگ بردار تا پیاده و سوار بر هر شتر تکیده‌ای که از هر راه دوری می‌رسند، نزد تو آیند * سپس باید آلایش‌های خود را بپیرایند و نذرهاشان را بجای آورند و خانه دیرین (کعبه) را طواف کنند» سوره حج، آیه۲۷و۲۹.</ref> [[عرب جاهلی]] به [[پیروی]] از [[سنت]] ابراهیمی، [[حج]] می‌گزارد و پیرامون [[کعبه]] [[طواف]] می‌کرد، لیکن آن را به [[خرافات]] و [[اعمال]] [[باطل]] [[آلوده]] بود؛ از جمله برخی از [[قبایل]] آنان با بدن برهنه طواف می‌کردند و این عمل خود را [[فرمان خدا]] می‌شمردند<ref>جامع البیان، ج ۸، ص۲۰۱؛ التبیان، ج ۴، ص۳۸۲.</ref>: {{متن قرآن|وَإِذَا فَعَلُوا۟ فَـٰحِشَةًۭ قَالُوا۟ وَجَدْنَا عَلَيْهَآ ءَابَآءَنَا وَٱللَّهُ أَمَرَنَا بِهَا}}<ref>سوره اعراف، آیه ۲۸.</ref>. به گفته [[مفسران]]، قبایل حُمْس ([[قریش]]، [[کنانه]] و [[جدیله]])<ref>التبیان، ج ۴، ص۳۸۲؛ مجمع البیان، ج ۴، ص۲۳۹.</ref> یا برخی [[قبایل یمن]]<ref>جامع البیان، ج ۸، ص۲۰۱؛ الدر المنثور، ج ۳، ص۷۷.</ref> می‌پنداشتند که حجگزار باید همانند روزی که از مادر زاده شده طواف کند، از این رو در لباسی که شخص در آن [[گناه]] کرده، طواف جایز نیست. در مقابل، بسیاری از مفسران دیگر گفته‌اند در میان [[اعراب جاهلی]] تنها قبایل حمس با [[لباس]] خود طواف می‌کردند و قبایل دیگر در صورت دستیابی به لباس حمس با آن طواف می‌کردند وگرنه با بدن برهنه طواف می‌کردند، از این رو [[زنان]] بدون لباس بیشتر شب‌ها برای طواف می‌رفتند<ref>تفسیر ابن کثیر، ج ۲، ص۲۱۷؛ تفسیر قرطبی، ج ۷، ص۱۸۹.</ref>. برخی برآن‌اند که آنان به این عمل فال [[نیک]] زده و می‌گفتند همان‌گونه که از لباس خود خارج می‌شویم امیدواریم از گناهانمان نیز بیرون رویم<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۴، ص۶۰.</ref>. در [[حدیثی]] از [[امام صادق]] نیز آمده است که اعراب جاهلی پیش از [[اسلام]] به دو گروه [[اهل]] حِلّ و [[اهل حرم]] که منحصر در حمس و قبایل زیرمجموعه آن از جمله قریش بودند قسمت می‌شدند و هریک از اهل حِلّ که با فردی از اهل حرم مراوده داشت، با لباس او طواف می‌کرد و در صورت نداشتن ارتباط با اهل حرم، برهنه طواف می‌کرد؛ از جمله [[عیاض بن حمار]] مجاشعی که [[قاضی]] اهالی [[عکاظ]] بود، با [[رسول خدا]] که [[اهل حرم]] بود مراوده داشت، از این رو هرگاه به [[مکه]] وارد می‌شد، لباس‌های خود را بیرون می‌آورد و با لباس‌های [[رسول خدا]] [[طواف]] می‌کرد<ref> الکافی، ج ۵، ص۱۴۲؛ بحار الانوار، ج ۲۲، ص۲۹.</ref>. در پی افترای یادشدۀ [[اعراب جاهلی]]، [[قرآن]] خطاب به آنان اعلام کرد که [[خداوند]] هیچ‌گاه به [[فحشاء]] [[فرمان]] نداده و ادعای یادشده سخن بدون [[علم]] است:{{متن قرآن|قُلْ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَأْمُرُ بِٱلْفَحْشَآءِ أَتَقُولُونَ عَلَى ٱللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ}}<ref>سوره اعراف، آیه ۲۸.</ref>. سپس در آیاتی دیگر، آنان را به [[پوشیدن لباس]] در هرمسجد، از جمله هنگام [[طواف]] فرمان داد<ref>مجمع البیان، ج ۴، ص۲۴۴؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۴، ص۶۰.</ref>:{{متن قرآن|خُذُوا۟ زِينَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍۢ}}<ref> سوره اعراف، آیه ۳۱.</ref> و آنان را بدان جهت که زینت‌های [[الهی]] و [[لباس]] را بر خود [[حرام]] کرده‌اند [[سرزنش]] کرد<ref>جامع البیان، ج ۹، ص۳۱۸؛ [[اسباب النزول]]، ص۲۲۸-۲۲۹.</ref>: {{متن قرآن|قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ ٱللَّهِ ٱلَّتِىٓ أَخْرَجَ لِعِبَادِهِۦ وَٱلطَّيِّبَـٰتِ مِنَ ٱلرِّزْقِ قُلْ هِىَ لِلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ فِى ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا خَالِصَةًۭ يَوْمَ ٱلْقِيَـٰمَةِ كَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ ٱلْـَٔايَـٰتِ لِقَوْمٍۢ يَعْلَمُونَ}}<ref> «بگو: چه کسی زیوری را که خداوند برای بندگانش پدید آورده و (نیز) روزی‌های پاکیزه را، حرام کرده است؟ بگو: آن (ها) در زندگی این جهان برای کسانی است که ایمان آورده‌اند، در روز رستخیز (نیز) ویژه (ی مؤمنان) است؛ این چنین ما آیات خود را برای گروهی که دانشورند روشن می‌داریم» سوره اعراف، آیه ۳۲.</ref>. در ادامه [[آیه]] یادشده نیز قرآن از [[حرمت]] [[فواحش]] آشکار و پنهان و ادعاهای غیرعالمانه درباره [[خدا]] یاد کرده است: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّىَ ٱلْفَوَٰحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ...وَأَن تَقُولُوا۟ عَلَى ٱللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ}}<ref>«بگو جز این نیست که پروردگارم زشتکاری‌های آشکار و پنهان و گناه و افزونجویی ناروا را حرام کرده است و (نیز) اینکه برای خداوند چیزی را که برهانی بر آن فرو نفرستاده است شریک آورید و اینکه درباره خداوند چیزی بگویید که نمی‌دانید» سوره اعراف، آیه ۳۳.</ref>. برخی [[مفسران]]، فواحش پنهان را [[زنا]] و فواحش آشکار را طواف با بدن برهنه دانسته‌اند و برخی دیگر فواحش آشکار را طواف مردان برهنه در [[روز]] و فواحش پنهان را [[طواف]] [[زنان]] برهنه در شب دانسته‌اند<ref>جامع البیان، ج ۸، ص۲۱؛ مجمع البیان، ج ۴، ص۲۴۷.</ref>. از مصادیق قول به‌غیرعلم در [[آیه]] نیز انتساب جواز [[طواف]] با بدن برهنه به [[خدا]] از سوی [[اعراب جاهلی]] دانسته شده است<ref>زبدة التفاسیر، ج ۲، ص۵۱۶؛ التفسیر الکاشف، ج ۳، ص۳۲۳.</ref>. از دیگر [[انحرافات]] [[عرب جاهلی]] آن بود که در حال طواف [[خانه خدا]] سوت و کف می‌زد<ref>جامع البیان، ج ۹، ص۳۱۸؛ مجمع البیان، ج ۴، ص۴۶۳.</ref>: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ صَلَاتُهُمْ عِندَ ٱلْبَيْتِ إِلَّا مُكَآءًۭ وَتَصْدِيَةًۭ فَذُوقُوا۟ ٱلْعَذَابَ بِمَا كُنتُمْ تَكْفُرُونَ}}<ref>«و نماز آنان نزد خانه (ی کعبه) جز سوت کشیدن و کف زدن نبود پس عذاب را برای کفری که می‌ورزیدید بچشید!» سوره انفال، آیه ۳۵.</ref>. از [[مجاهد]] نقل شده است که [[قریش]] برای معارضه با [[پیامبر]] و استهزای آن حضرت چنین کاری می‌کردند<ref>جامع البیان، ج ۹، ص۳۱۸؛ [[التفسیر الکبیر]]، ج ۱۵، ص۱۶۰.</ref>؛ همچنین آنان بت‌هایی در اطراف [[کعبه]] [[نصب]] کرده بودند و هنگام طواف، در برابر آنها [[سجده]] می‌کردند<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۶، ص۸؛ زبدة التفاسیر، ج ۳، ص۸۷.</ref> که [[قرآن]] این عمل را [[گواهی]] آنان بر [[کفر]] و عملشان را حبط و آنان را شایسته [[عذاب]] شمرد:{{متن قرآن|شَـٰهِدِينَ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِم بِٱلْكُفْرِ أُو۟لَـٰٓئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَـٰلُهُمْ وَفِى ٱلنَّارِ هُمْ خَـٰلِدُونَ}}<ref>سوره توبه، آیه ۱۷.</ref>. [[عقاید]] و [[اعمال]] [[باطل]] اعراب جاهلی درباره [[مناسک حج]] و طواف تا سال نهم یا دهم ادامه داشت، تا اینکه با [[نزول آیات]] آغازین [[سوره]] [[برائت]] در این سال، ضمن [[اعلان بیزاری]] خدا از عقاید و اعمال [[مشرکان]] به آنان ۴ ماه [[فرصت]] داده شد تا آزادانه در [[مکه]] و پیرامون آن حضور داشته باشند<ref>{{متن قرآن|بَرَآءَةٌۭ مِّنَ ٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦٓ إِلَى ٱلَّذِينَ عَـٰهَدتُّم مِّنَ ٱلْمُشْرِكِينَ * فَسِيحُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍۢ وَٱعْلَمُوٓا۟ أَنَّكُمْ غَيْرُ مُعْجِزِى ٱللَّهِ وَأَنَّ ٱللَّهَ مُخْزِى ٱلْكَـٰفِرِينَ}}«(این) بیزاری خداوند و پیامبر اوست از مشرکانی که با آنان پیمان بسته‌اید * چهار ماه در این سرزمین (آزاد) بگردید و بدانید که شما خداوند را به ستوه نمی‌توانید آورد و خداوند رسواگر کافران است» سوره توبه، آیه ۱-۲.</ref>. پس از [[نزول]] این [[آیات]]، [[پیامبر اکرم]] به [[فرمان خدا]] علی را برای [[ابلاغ]] آیات یادشده همراه با پیامی خاص به [[مکه]] فرستاد و به [[مشرکان]] اعلام کرد که از این پس هیچ [[زن]] و مردی نباید با بدن برهنه [[طواف]] کند و هیچ مشرکی نباید وارد [[مسجد الحرام]] شده و در آن طواف کند<ref>جامع البیان، ج ۱۰، ص۸۵-۸۲؛ البرهان، ج ۲، ص۷۳۰.</ref>. اعلام عدم ورود مشرکان به مسجد الحرام و طواف در آن در [[آیه]] ۲۸ [[سوره توبه]] نیز آمده است<ref>نمونه، ج ۷، ص۳۴۸.</ref>: {{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِنَّمَا ٱلْمُشْرِكُونَ نَجَسٌۭ فَلَا يَقْرَبُوا۟ ٱلْمَسْجِدَ ٱلْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ}}<ref>سوره توبه، آیه ۲۸.</ref>. برپایه برخی [[روایات]]، علی [[پیام]] یادشده را [[روز عرفه]] و شب مُزْدَلَفَه و [[روز عید قربان]] و همه ایام تشریق برای [[حجگزاران]] اعلام کرد<ref> وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص۴۰۰-۴۰۱؛ بحار الانوار، ج ۲۱، ص۲۷۳.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[طواف (مقاله)|مقاله «طواف»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۸۰.</ref>
==[[طواف]] در [[اسلام]]==
در اسلام نیز همانند [[شرایع]] [[توحیدی]] پیشین [[مناسک]] [[عبادی]] [[حج]] و [[عمره]] و طواف [[تشریع]] شد. درباره [[زمان]] تشریع [[مناسک حج]] در اسلام دیدگاه‌های متعددی مانند پیش از [[هجرت]] و هر یک از سال‌های سوم تا [[دهم هجری]] نقل شده است<ref>احکام القرآن، جصاص، ج ۳، ص۳۰۲؛ الصحیح من سیرة النبی، ج ۱۴، ص۲۷-۲۸.</ref>. [[مسلمانان]] پیش از [[هجرت به مدینه]] در حجگزاری و طواف و [[نماز]] در [[مسجد الحرام]] [[آزاد]] نبودند و از سوی [[مشرکان]] با موانع و آزارهای فراوانی روبه‌رو می‌شدند، چنان‌که نقل شده است که مشرکان گاه با [[حرکت]] پشت سر [[پیامبر]] در طواف، آن حضرت را مسخره می‌کردند<ref> التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص۱۵۹؛ فتح القدیر، ج ۲، ص۳۰۷.</ref>؛ همچنین آنان با این [[استدلال]] که سرپرستان و [[متولیان]] مسجد الحرام هستند مانع ورود مسلمانان به [[مسجدالحرام]] برای طواف و نماز می‌شدند که [[قرآن]] این ادعای آنان را [[باطل]] و [[اهل تقوا]] و مسلمانان را متولیان [[واقعی]] [[مسجد]] شمرده است<ref>مجمع البیان، ج ۷، ص۱۴۴؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص۱۵۹.</ref>:{{متن قرآن|هُمْ يَصُدُّونَ عَنِ ٱلْمَسْجِدِ ٱلْحَرَامِ وَمَا كَانُوٓا۟ أَوْلِيَآءَهُۥٓ إِنْ أَوْلِيَآؤُهُۥٓ إِلَّا ٱلْمُتَّقُونَ وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>سوره انفال، آیه ۳۴.</ref>. در آیه‌ای دیگر نیز ضمن اشاره به عمل یادشده، همه افراد مسافر و مقیم در بهره‌مندی از این مسجد مساوی دانسته شده و مشرکان به [[کیفر الهی]] [[تهدید]] شده‌اند: {{متن قرآن|إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَٱلْمَسْجِدِ ٱلْحَرَامِ ٱلَّذِى جَعَلْنَـٰهُ لِلنَّاسِ سَوَآءً ٱلْعَـٰكِفُ فِيهِ وَٱلْبَادِ وَمَن يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحَادٍۭ بِظُلْمٍۢ نُّذِقْهُ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍۢ}}<ref>«بی‌گمان به کسانی که کفر ورزیده‌اند و (مردم را) از راه خداوند و از مسجد الحرام- که آن را برای بومی و غیر بومی یکسان قرار داده‌ایم- باز می‌دارند و (نیز) به هر کس که در آن از سر ستم آهنگ کژروی کند، از عذابی دردناک می‌چشانیم» سوره حج، آیه ۲۵.</ref>. در [[سال ششم هجری]] نیز که [[پیامبر اکرم]] [[و]] مسلمانان با همراه داشتن [[قربانی]] برای انجام [[عمره]] قصد ورود به [[مکه]] و [[مسجد الحرام]] را داشتند، [[کافران]] [[قریش]] در منطقه [[حدیبیه]] مانع ورود آنان به مکه شدند<ref>جامع البیان، ج ۲۶، ص۱۲۴؛ التبیان، ج ۹، ص۳۳۱.</ref>:{{متن قرآن|إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَٱلْمَسْجِدِ ٱلْحَرَامِ...}}<ref>سوره حج، آیه ۲۵.</ref> <ref>مجمع البیان، ج ۷، ص۱۴۴؛ التفسیر الکبیر، ج ۲۳، ص۲۳. </ref> پس از منع [[مشرکان]] و انجام مذاکراتی میان [[مسلمانان]] و مشرکان، [[صلح حدیبیه]] میان آنان منعقد شد و از بندهای توافق یادشده آن بود که مسلمانان [[اجازه]] یافتند در سال بعد سه [[روز]] وارد مکه و مسجد الحرام شوند و [[مناسک]] [[عمره]] و [[طواف]] [[خانه خدا]] را به‌جا آورند. طبق گزارش‌های [[تاریخی]] و [[روایات]]، [[پیامبر اکرم]] پیش از [[حرکت]] از [[مدینه]] یا در حدیبیه در [[عالم رؤیا]] دید که با سرهای تراشیده و مو و ناخن‌های کوتاه‌شده همراه با [[اصحاب]] وارد [[مسجدالحرام]] می‌شوند<ref>الکافی، ج ۶، ص۴۸۶؛ مجمع البیان، ج ۹، ص۲۱۱. </ref> و طواف می‌کنند<ref>جامع البیان، ج ۲۶، ص۱۳۹؛ احکام القرآن، ابن عربی، ج ۴، ص۱۳۹. </ref>؛ اما پس از منع مشرکان در حدیبیه، [[منافقان]] به مسلمانان درباره عدم ورود به مسجد الحرام و انجام [[مناسک حج]] [[طعنه]] می‌زدند که [[آیه]] نازل شد و ضمن صادق دانستن رؤیای [[پیامبر]]، به آنان [[وعده]] داد که با سرهای تراشیده و مو و ناخن‌های کوتاه شده و با [[امنیت]] وارد مسجدالحرام خواهند شد<ref>جامع البیان، ج ۲۶، ص۱۳۹؛ مجمع البیان، ج ۹، ص۲۱۱. </ref>: {{متن قرآن|لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيَا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُءُوسَكُمْ وَمُقَصِّرِينَ لَا تَخَافُونَ}}<ref>«خداوند، به حق رؤیای پیامبرش را راست گردانیده است؛ شما اگر خداوند بخواهد با ایمنی، در حالی که سرهای خود را تراشیده و موها را کوتاه کرده‌اید، بی‌آنکه بهراسید به مسجد الحرام وارد می‌شوید بنابراین او چیزی را می‌دانست که شما نمی‌دانید، از این رو پیش از آن پیروزی نزدیکی پدید آورد» سوره فتح، آیه ۲۷.</ref>، از این رو در [[سال هفتم هجری]] و بر پایه [[قرارداد]] با [[مشرکان]]، [[پیامبر]] و [[مسلمانان]] برای انجام [[عمره]] مفرده (مشهور به [[عمرة القضاء]])<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص۲۱۱؛ التفسیر الکبیر، ج ۸، ص۱۶۱. </ref> به مدت سه [[روز]] وارد [[مکه]] شدند. [[پیامبر]] پیش از ورود به [[مسجدالحرام]]، برای نشان دادن [[قدرت]] و [[شوکت]] [[مسلمانان]] به [[اصحاب]] خود [[فرمان]] داد تا شانه‌ها را از [[لباس]] [[احرام]] خارج کنند و با حالت هَرْوَلَه [[خانه کعبه]] را [[طواف]] کنند و مسلمانان درحالی که [[عبدالله بن رواحه]] جلوی پیامبر [[رجز]] می‌خواند با حالت یادشده طواف خانه کعبه را به‌جا آوردند و [[مکیان]] از دور و نزدیک آنان را تماشا می‌کردند<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص۲۱۲؛ البدایة والنهایه، ج ۴، ص۲۶۱.</ref>. برخی سبب [[فرمان پیامبر]] به هروله در حال طواف را پندار [[ضعف]] مسلمانان بر اثر گرمای این [[سرزمین]] در نگاه [[مشرکان]] دانسته‌اند که پس از [[مشاهده]] حالت یادشده از مسلمانان، اعتراف کردند که مسلمانان از آنها قوی‌ترند<ref>سنن ابی داود، ج ۱، ص۴۲۱؛ الصحیح من سیرة النبی، ج ۱۹، ص۱۷۷-۱۷۸. </ref>. بر پایه برخی [[روایات]]، [[پیامبر اکرم]] در این روز خانه کعبه را سواره طواف کرد و هرگاه به حجر‌الاسود می‌رسید با [[عصا]] آن را استلام می‌کرد<ref>السیرة النبویه، ج ۳، ص۴۳۲؛ الصحیح من سیرة النبی، ج ۱۹، ص۱۵۶. </ref> و پس از طواف، شتر را خواباند و [[نماز]] طواف گزارد<ref>مسند احمد، ج ۱، ص۳۰۴؛ سنن ابی داود، ج ۱، ص۴۲۰. </ref>. بر اساس روایاتی دیگر، پس از [[نزول آیات]] ۲۷ - ۲۹ [[سوره]] [[حجّ]] که در آن پیامبر اکرم فرمان یافت تا مسلمانان را به [[حج]] و طواف [[خانه خدا]] فراخواند، آن حضرت همراه شمار فراوانی از مسلمانان عازم [[حجة الوداع]] شدند و پس از احرام در [[مسجد شجره]] و ورود به مکه و [[مسجد الحرام]]، ۷ شوط طواف [[کعبه]] و سعی [[صفا و مروه]] را به جا آوردند و پس از [[اعمال]] [[عرفات]] و [[منا]] در روز [[عید]] به مکه بازگشتند و طواف [[زیارت]] را به‌جا آوردند و سپس به منا بازگشتند [[و]] پس از ایام تشریق بدون ورود به [[مسجد الحرام]] و انجام [[طواف]]، راهی [[مدینه]] شدند<ref>الکافی، ج ۴، ص۲۴۸-۲۴۵؛ تهذیب الاحکام، ج ۵، ص۴۵۷-۴۵۴.</ref>. در [[روایات اهل سنت]] نیز نقل شده است که [[پیامبر]] در این [[سفر]]، [[طواف]] [[خانه خدا]] و سعی میان [[صفا و مروه]] را سوار بر شتر انجام داد تا [[مردم]] آن حضرت را ببینند و سؤالات خود را از او بپرسند؛ همچنین آن حضرت در حال [[طواف]] سواره، پس از استلام [[حجر الاسود]] با [[عصا]] انتهای آن را می‌بوسید<ref>صحیح مسلم، ج ۴، ص۶۷-۶۸؛ سنن ابن ماجه، ج ۲، ص۹۸۳. </ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[طواف (مقاله)|مقاله «طواف»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۸۳.</ref>
==اهمیت [[طواف]]==
طواف در [[شرایع الهی]] و [[اسلام]] اهمیت و جایگاهی والا دارد. بر پایه [[آیات قرآن]] و [[روایات]]، [[خداوند]] برای [[پذیرش توبه]] [[فرشتگان]] و [[انسان‌ها]] آنها را [[مأمور]] کرده است تا بر گرد [[بیت المعمور]] در [[آسمان]] چهارم و [[خانه کعبه]] در [[زمین]] طواف کنند<ref>الکافی، ج ۴، ص۱۸۷-۱۸۸؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۱۷۸.</ref>. در آیه‌ای دیگر [[قرآن کریم]] [[فلسفه]] [[بنای کعبه]] را [[رجوع]] مکرر [[مردم]] به این [[خانه]] دانسته است: {{متن قرآن|وَإِذْ جَعَلْنَا ٱلْبَيْتَ مَثَابَةًۭ لِّلنَّاسِ}}<ref> سوره بقره، آیه ۱۲۵.</ref>. {{متن قرآن|مَثَابَةًۭ}} در [[آیه]] به طواف [[تفسیر]] شده یا طواف مصداق بارز آن شمرده شده است<ref>احکام القرآن، جصاص، ج ۱، ص۸۹. سند العروة الوثقی، ج ۳، ص۳۵۵.</ref>. در آیه‌ای دیگر نیز یکی از اهداف عمده فراخواندن [[بندگان]] از راه‌های دور و نزدیک به [[حج]]، طواف بر گرد [[خانه خدا]] دانسته شده است:{{متن قرآن|وَأَذِّن فِى ٱلنَّاسِ بِٱلْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًۭا وَعَلَىٰ كُلِّ ضَامِرٍۢ يَأْتِينَ مِن كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍۢ *...وَلْيَطَّوَّفُوا۟ بِٱلْبَيْتِ ٱلْعَتِيقِ}}<ref> «و در میان مردم به حجّ بانگ بردار تا پیاده و سوار بر هر شتر تکیده‌ای که از هر راه دوری می‌رسند، نزد تو آیند * سپس باید آلایش‌های خود را بپیرایند و نذرهاشان را بجای آورند و خانه دیرین (کعبه) را طواف کنند» سوره حج، آیه۲۷و۲۹.</ref>؛ همچنین خداوند پس از نشان دادن مکان [[کعبه]] به [[حضرت ابراهیم]]، آن حضرت را مأمور کرد تا خانه یادشده و پیرامون آن را برای طواف کنندگان و [[نمازگزاران]] [[پاک]] کند: {{متن قرآن|وَإِذْ بَوَّأْنَا لِإِبْرَٰهِيمَ مَكَانَ ٱلْبَيْتِ أَن لَّا تُشْرِكْ بِى شَيْـًۭٔا وَطَهِّرْ بَيْتِىَ لِلطَّآئِفِينَ وَٱلْقَآئِمِينَ وَٱلرُّكَّعِ ٱلسُّجُودِ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که ابراهیم را در خانه (کعبه) مستقر ساختیم (و گفتیم) که هیچ چیز را شریک من قرار مده و خانه مرا برای طواف‌کنندگان و قیام‌کنندگان و رکوع‌کنندگان سجده‌گزار پاکیزه بدار!» سوره حج، آیه ۲۶.</ref>. در آیه‌ای دیگر از [[عهد]] مؤکد خود با آن حضرت و فرزندش اسماعیل برای [[تطهیر]] این خانه برای طواف کنندگان، [[اعتکاف]] کنندگان و [[نمازگزاران]] یاد کرده است<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص۳۸۲؛ التفسیر الکبیر، ج ۴، ص۵۷.</ref>:{{متن قرآن|وَعَهِدْنَآ إِلَىٰٓ إِبْرَٰهِـۧمَ وَإِسْمَـٰعِيلَ أَن طَهِّرَا بَيْتِىَ لِلطَّآئِفِينَ وَٱلْعَـٰكِفِينَ وَٱلرُّكَّعِ ٱلسُّجُودِ}}<ref>سوره بقره، آیه ۱۲۵.</ref>. [[مأمور]] شدن دو [[پیامبر]] بزرگ [[خدا]] برای [[تطهیر]] جایگاه [[طواف]]، نشان از [[عظمت]] این عمل و طواف کنندگان آن در پیشگاه خدا دارد. افزون بر این، مقدم شدن طواف کنندگان بر دو گروه دیگر در این [[آیات]]، نشان [[برتری]] طواف بر [[نماز]] و [[اعتکاف]] در [[مسجد الحرام]] است<ref>کنز العرفان، ج ۱، ص۳۱۰.</ref>. [[روایات اهل بیت]] نیز مؤید این معنایند؛ از جمله در احادیثی از [[رسول خدا]]<ref>مجمع الزوائد، ج ۳، ص۲۹۲؛ الدر المنثور، ج ۱، ص۱۳۶.</ref> و [[امام صادق]]<ref>الکافی، ج ۴، ص۲۴۰؛ من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص۲۰۷.</ref> آمده است که [[خداوند]] در اطراف [[خانه خدا]] ۱۲۰ درجه [[رحمت]] قرار داده است که ۶۰ درجه برای طواف کنندگان، ۴۰ درجه برای [[نمازگزاران]] و ۲۰ درجه برای بینندگان [[کعبه]] است؛ همچنین [[قرآن]] در [[آیه]] ۲۹ [[سوره]] [[حجّ]] از انجام طواف با صیغه [[مبالغه]] {{متن قرآن|وَلْيَطَّوَّفُوا۟}} یاد کرده است که نشان از طواف فراوان و [[استحباب]] تکرار آن دارد<ref>التفسیر الکاشف، ج ۵، ص۳۲۴؛ زهرة التفاسیر، ج ۱، ص۴۴۷-۴۴۸.</ref>. در روایات اهل بیت نیز افزون بر تکرار فراوان این عمل بدون ذکر شماری خاص<ref>مستدرک الوسائل، ج ۹، ص۳۶۴، ۳۷۷؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۱۱، ص۳۶۸.</ref>، [[زائران]] خانه خدا به انجام ۳۶۰ طواف و در صورت [[ناتوانی]] به انجام ۳۶۰ شوط به عدد ایام سال و در صورت ناتوانی به اندازه توان شخص [[ترغیب]] شده‌اند<ref>تهذیب الاحکام، ج ۵، ص۴۷۱؛ وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص۳۰۸.</ref>؛ همچنین [[قرآن کریم]] پس از امر به طواف در آیه یادشده، «[[تعظیم]] حُرُمات [[الهی]]» را برای [[مؤمنان]] خیر دانسته است: {{متن قرآن|وَلْيَطَّوَّفُوا۟ بِٱلْبَيْتِ ٱلْعَتِيقِ * ذَٰلِكَ وَمَن يُعَظِّمْ حُرُمَـٰتِ ٱللَّهِ فَهُوَ خَيْرٌۭ لَّهُۥ عِندَ رَبِّهِۦ}}<ref>سوره حج، آیه۲۹و۳۰.</ref>. مراد از حُرُمات الهی در آیه، [[مناسک حج]]، به ویژه طواف است<ref>تفسیر قرطبی، ج ۱۲، ص۵۴؛ المیزان، ج ۱۴، ص۳۷۱.</ref> که بزرگ شمردن و انجام دادن آنها سبب برخورداری از [[خیرات]] و [[پاداش‌های الهی]] می‌شود؛ از جمله در روایتی [[پاداش]] ۷ شوط [[طواف]] دور [[کعبه]]، برخورداری از ۶۰۰۰ [[حسنه]] و محو ۶۰۰۰ [[گناه]] و بالارفتن ۶۰۰۰ درجه شمرده شده است<ref>تهذیب الاحکام، ج ۵، ص۱۲۰؛ وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص۳۰۲.</ref>. در [[حدیثی]] دیگر، پاداش ۷ شوط طواف و [[اقامه نماز]] آن در [[حج]]، برخورداری از ۷۰۰۰۰ حسنه و محو ۷۰۰۰۰ گناه و بالارفتن ۷۰۰۰۰ درجه و [[شفاعت]] درباره ۷۰۰۰۰ [[حاجت]] و برخورداری از پاداش [[آزادی]] ۷۰۰۰۰ برده دانسته شده است<ref>الکافی، ج ۴، ص۴۱۱؛ وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص۳۰۲-۳۰۳.</ref>. در روایتی دیگر پاداش هرگام طواف در هنگام زوال [[خورشید]] و با سر و پای برهنه و [[اشتغال]] زبان به [[ذکر الهی]] و اجتناب از [[آزار دیگران]]، برخورداری از ۷۰۰۰۰ حسنه و محو ۷۰۰۰۰ گناه و بالارفتن ۷۰۰۰۰ درجه و پاداش [[آزاد]] کردن ۷۰۰۰۰ برده و برخورداری از [[حق]] شفاعت درباره ۷۰ نفر از [[اهل]] طواف کننده و برآورده شدن ۷۰۰۰۰ حاجت در [[دنیا]] یا [[آخرت]] دانسته شده است<ref>الکافی، ج ۴، ص۴۱۲؛ من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص۲۰۶-۲۰۷.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[طواف (مقاله)|مقاله «طواف»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۸۵.</ref>
==[[فلسفه]] [[طواف]]==
[[حکمت]] اصلی [[تشریع]] طواف برپایه آیاتی از [[قرآن کریم]] و [[روایات]]، [[پاک]] شدن طواف کنندگان از آلودگی‌ ‎‌ها و [[گناهان]] است. در روایاتی از [[اهل بیت]] آمده است که پیش از [[آفرینش آدم]] [[خداوند]] از [[خلقت]] [[جانشینی]] برای خود در [[زمین]] به [[فرشتگان]] خبر داد؛ ولی فرشتگان گفتند مخلوق یادشده در زمین [[فساد]] کرده و [[خون]] می‌ریزد؛ ولی آنان پیوسته [[خدا]] را [[تسبیح]] و [[تقدیس]] می‌کنند. خداوند در پاسخ از [[علم]] خویش و [[جهل]] آنان به این امر خبر داد: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَـٰٓئِكَةِ إِنِّى جَاعِلٌۭ فِى ٱلْأَرْضِ خَلِيفَةًۭ قَالُوٓا۟ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ ٱلدِّمَآءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّىٓ أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: می‌خواهم جانشینی در زمین بگمارم، گفتند: آیا کسی را در آن می‌گماری که در آن تباهی می‌کند و خون‌ها می‌ریزد در حالی که ما تو را با سپاس، به پاکی می‌ستاییم و تو را پاک می‌شمریم؛ فرمود: من چیزی می‌دانم که شما نمی‌دانید» سوره بقره، آیه۳۰.</ref> <ref>الکافی، ج ۴، ص۱۸۷-۱۸۸؛ وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص۲۹۶-۲۹۷.</ref>. بر پایه [[حدیثی]] دیگر، فرشتگان بدان سبب که [[اهل]] [[خونریزی]] و فساد نیستند، خود را شایسته‌تر از [[آدم]] برای [[خلیفه خدا]] بودن دانستند<ref>علل الشرایع، ج ۱، ص۱۰۵؛ ج ۲، ص۴۰۲.</ref>. در حدیثی از [[امام سجاد]] نیز آمده است که پس از [[خلقت آدم]] و [[تعلیم اسماء]] به آن حضرت، فرشتگان بر آدم [[سجده]] کردند: {{متن قرآن|وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَـٰٓئِكَةِ ٱسْجُدُوا۟ لِـَٔادَمَ فَسَجَدُوٓا۟}}<ref>سوره بقره، آیه ۳۴.</ref>؛ ولی هنگام سجده در [[نهان]] خویش، خود را خزانه‌داران [[الهی]] و [[مقربان]] درگاه او شمردند و گفتند [[گمان]] نمی‌کردیم نزد خدا مخلوقی گرامی‌تر از ما باشد که خداوند در پاسخ، از علم خود به گفتار آشکار و نهان آنان خبر داد:{{متن قرآن|إِنِّىٓ أَعْلَمُ غَيْبَ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ}}<ref>سوره بقره، آیه۳۳.</ref> <ref>مستدرک الوسائل، ج ۹، ص۳۲۵؛ بحار الانوار، ج ۹۶، ص۲۰۵.</ref>. در پی این امر، [[خداوند]] بر آنان [[غضب]] کرد و از آنان روی گردانید<ref>الکافی، ج ۴، ص۱۸۷-۱۸۸؛ بحار الانوار، ج ۱۱، ص۱۲۰.</ref> و میان [[نور]] خود و [[فرشتگان]] حجابی قرار داد<ref>وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص۲۹۶؛ بحار الانوار، ج ۱۱، ص۱۱۰.</ref>. پس از محجوب شدن [[نور الهی]] از فرشتگان، آنان به خطای خود پی بردند<ref>علل الشرایع، ج ۲، ص۴۰۳؛ وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص۲۹۶.</ref> و از عمل خود پشیمان شده و با [[پناه بردن]] به [[عرش الهی]] از خداوند [[آمرزش]] خواستند<ref>الکافی، ج ۴، ص۱۸۷-۱۸۸؛ عیون اخبار الرضا، ج ۲، ص۹۸.</ref>، از این رو خداوند به آنان [[فرمان]] داد تا در [[آسمان]] چهارم [[بیت المعمور]] را بنا کنند تا با [[طواف]] بر گرد آن [[توبه]] آنان پذیرفته شود<ref>الکافی، ج ۴، ص۱۸۷-۱۸۸؛ مستدرک الوسائل، ج ۹، ص۳۷۰.</ref>. سپس خداوند به برخی فرشتگان فرمود تا در محاذات بیت المعمور در [[زمین]] نیز خانه‌ای بسازند تا [[آدمیان]] [[گناهکار]] همانند فرشتگان پیرامون آن طواف کنند و خداوند همانند فرشتگان از آنان نیز [[راضی]] شود<ref>مستدرک الوسائل، ج ۹، ص۳۲۵؛ بحار الانوار، ج ۵۵، ص۵۹.</ref>، از این رو پس از ارتکاب [[خطا]] ([[ترک اولی]]) از سوی [[آدم]]، آن حضرت برای پذیرش توبه‌اش نزد [[کعبه]] آمد و پس از طواف بر گرد آن، در [[مستجار]] از خداوند [[بخشایش]] خواست و [[خدا]] توبه‌اش را پذیرفت<ref>تفسیر عیاشی، ج ۱، ص۳۱؛ مستدرک الوسائل، ج ۹، ص۳۷۰، ۳۸۶.</ref>. در روایتی از [[رسول خدا]] [[حکمت]] [[تشریع]] طواف، اقامه [[ذکر الهی]] شمرده شده است<ref>مسند احمد، ج ۶، ص۶۴، ۱۳۹؛ عوالی اللئالی، ج ۱، ص۳۲۴.</ref>. بر پایه برخی [[روایات]]، سبب ۷ شوط بودن طواف نیز آن است که فرشتگان برای [[پذیرش توبه]] خود به ۷۰۰۰ سال طواف بر گرد بیت المعمور [[مأمور]] شدند. در مقابل، [[انسان‌ها]] نیز برای بخشایش گناهانشان در برابر هر ۱۰۰۰ سال فرشتگان به یک شوط مأمور شدند، از این رو هفت شوط [[واجب]] شد<ref>علل الشرایع، ج ۲، ص۴۰۷؛ وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص۳۳۲.</ref>. در [[حدیثی]] از [[رسول خدا]] نیز آمده است که در [[جاهلیت]] عدد خاصی برای [[طواف]] نبود و [[عبدالمطلب]] ۷ شوط را برای طواف [[سنت]] کرد و [[خداوند]] نیز سنت یادشده را در [[اسلام]] [[امضا]] کرد<ref>من لایحضره الفقیه، ج ۴، ص۳۶۵؛ وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص۳۳۱.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[طواف (مقاله)|مقاله «طواف»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۸۶.</ref>
==[[احکام فقهی]] [[طواف]]==
طواف [[احکام]] و شرایطی دارد که برخی از آنها از [[آیات قرآن]] برداشت شده‌اند؛ مانند:
===[[وجوب]] طواف===
به نظر [[فقیهان]] [[شیعه]] و [[اهل سنت]]، طواف، [[واجب]] است؛ زیرا در [[آیات]] ۲۷ و ۲۹ [[سوره]] [[حجّ]] [[مسلمانان]] به انجام [[مناسک حج]] و طواف بر گرد [[کعبه]] [[مأمور]] شده‌اند<ref>تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۱۲۶؛ الاقناع، ج ۱، ص۲۳۳.</ref>:{{متن قرآن|وَأَذِّن فِى ٱلنَّاسِ بِٱلْحَجِّ.... *...وَلْيَطَّوَّفُوا۟ بِٱلْبَيْتِ ٱلْعَتِيقِ}}<ref> «و در میان مردم به حجّ بانگ بردار تا پیاده و سوار بر هر شتر تکیده‌ای که از هر راه دوری می‌رسند، نزد تو آیند * سپس باید آلایش‌های خود را بپیرایند و نذرهاشان را بجای آورند و خانه دیرین (کعبه) را طواف کنند» سوره حج، آیه۲۷و۲۹.</ref>؛ با این [[استدلال]] که {{متن قرآن|وَلْيَطَّوَّفُوا۟}} امر است و امر بر وجوب دلالت دارد<ref>احکام القرآن، جصاص، ج ۳، ص۳۱۲؛ مجمع البیان، ج ۷، ص۱۴۷.</ref>؛ همچنین وجوب طواف از [[آیه]] ۱۹۶ [[سوره بقره]] که در آن از اِتمام [[حج]] و [[عمره]] یاد شده: {{متن قرآن|وَأَتِمُّوا۟ ٱلْحَجَّ وَٱلْعُمْرَةَ لِلَّهِ}} نیز استفاده شده است؛ با این استدلال که آیه بر وجوب حج و عمره دلالت دارد، از این رو طواف که جزء [[اعمال]] یاد شده است نیز واجب خواهد بود<ref>تقریرات الحج، گلپایگانی، ج ۲، ص۵۰؛ التهذیب فی مناسک الحج والعمره، ج ۳، ص۸.</ref>. اما درباره مراد از طواف در آیه ۲۹ سوره حجّ آرای فقیهان متفاوت است: برخی از [[فقیهان امامیه]] و اهل سنت مراد از آن را طواف حج و [[زیارت]] دانسته‌اند<ref>المبسوط، ج ۴، ص۳۴؛ تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۱۲۶.</ref>؛ زیرا آیه پس از امر به «قضای تَفَث» که به حلق و [[رمی]] [[تفسیر]] شده<ref>الکافی، ج ۴، ص۵۰۳-۵۰۴؛ مستدرک الوسائل، ج ۹، ص۳۷۹.</ref>، به طواف [[فرمان]] داده است و طوافِ پس از حلق و رمی، طواف زیارت است<ref>الام، ج ۲، ص۱۹۶؛ التفسیر الکبیر، ج ۲۳، ص۳۰.</ref>. در مقابل، بیشتر فقیهان امامیه با استناد به [[روایات تفسیری]] [[اهل بیت]] مراد از طواف در آیه را [[طواف]] [[نساء]] دانسته‌اند<ref>مسالک الافهام، کاظمی، ج ۲، ص۱۲۸؛ الحدائق، ج ۱۷، ص۲۸۱.</ref>. برخی نیز [[طواف]] یادشده را [[طواف]] [[وداع]] دانسته‌اند<ref>الام، ج ۲، ص۱۹۶؛ جامع البیان، ج ۱۷، ص۲۰۰.</ref>. در مقابل، برخی طواف در [[آیه]] را عام دانسته‌اند که همه طواف‌های [[حج]] و [[عمره]] را دربرمی‌گیرد<ref>کنز العرفان، ج ۱، ص۲۷۱؛ فقه القرآن، ج ۱، ص۲۸۱، ۲۸۸.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[طواف (مقاله)|مقاله «طواف»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۸۷.</ref>
===شرایط طواف===
طواف شرایطی دارد که [[رعایت]] آنها لازم است؛ مانند [[ستر]] عورت. دلیل این امر آیه ۳۱ [[سوره اعراف]] است که در آن [[مسلمانان]] به همراه داشتن [[زینت]] در هرمسجد [[فرمان]] داده شده‌اند:{{متن قرآن| خُذُوا۟ زِينَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍۢ}}؛ با این توضیح که مراد از زینت در آیه، [[پوشش]] عورت هنگام [[نماز]] و طواف است<ref> ذکری، ج ۳، ص۵؛ مسالک الافهام، کاظمی، ج ۱، ص۱۷۴.</ref>. [[شأن نزول آیه]] نیز مؤید دیدگاه یادشده است<ref>المجموع، ج ۸، ص۱۹؛ مسالک الافهام، کاظمی، ج ۱، ص۱۷۴.</ref>. آیه ۲۸ سوره اعراف که در آن [[مشرکان]] از طواف با بدن برهنه [[نهی]] شده‌اند نیز بر [[لزوم]] پوشش عورت در طواف دلالت دارد<ref>مجمع البیان، ج ۴، ص۲۳۹؛ المجموع، ج ۳، ص۱۶۵.</ref>. به [[روایات]] منقول از [[رسول خدا]] که در آن [[پیامبر]] پس از [[نزول]] [[سوره]] [[برائت]]، علی را به [[مکه]] فرستاد و مشرکان را از طواف برهنه نهی کرد نیز بر [[وجوب]] این شرط استناد شده است<ref>المجموع، ج ۸، ص۱۴؛ الحدائق، ج ۱۶، ص۹۳-۹۴.</ref>. شرط دیگر طواف، [[طهارت]] از [[حدث]] اکبر و اصغر است. دلیل این امر [[احادیث]] منقول از رسول خدا و [[صحابه]] است<ref>تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۸۳؛ المجموع، ج ۸، ص۱۴.</ref>. در مقابل، [[ابوحنیفه]] و پیروانش با استناد به آیه {{متن قرآن|وَلْيَطَّوَّفُوا۟ بِٱلْبَيْتِ}}<ref>سوره حج، آیه ۲۹.</ref> طهارت در طواف را شرط نمی‌دانند؛ با این [[استدلال]] که آیه همگان را به‌گونه عام به طواف فرمان داده است و عموم یادشده طواف بی‌طهارت را نیز دربر می‌گیرد. افزون بر این، طهارت در دیگر [[اعمال]] حج شرط نیست. بنا بر این در طواف هم نباید شرط باشد<ref>المبسوط، ج ۴، ص۳۸؛ المجموع، ج ۸، ص۱۷.</ref>؛ همچنین [[فقیهان]] با استناد به [[احادیث]]، [[طهارت]] بدن و [[لباس]] [[طواف]] کننده، [[مباح]] بودن لباس و غصبی نبودن آن و نیز [[ختنه]] بودن مردان را از دیگر شرایط [[طواف]] دانسته‌اند<ref>فقه الامام جعفر الصادق، ج ۲، ص۱۹۱؛ مناسک الحج، گلپایگانی، ص۱۰۹.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[طواف (مقاله)|مقاله «طواف»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۸۸.</ref>
===[[واجبات]] طواف===
در طواف چند عمل [[واجب]] شمرده شده است:
#[[نیت]]<ref>مستند الشیعه، ج ۱۲، ص۶۹؛ جواهر الکلام، ج ۱۹، ص۲۸۵.</ref>. در نیت، طواف کننده باید نوع طواف از جهت [[حج]] یا [[عمره]] بودن، طواف حج یا [[نساء]] بودن و واجب یا [[مستحب]] بودن آن را تعیین کند. افزون بر این، باید طواف را به [[قصد قربت]] به‌جا آورد<ref>ایضاح الفوائد، ج ۱، ص۲۹۷؛ الدروس الشرعیه، ج ۱، ص۳۹۶-۳۹۷.</ref>؛ زیرا طواف [[عبادت]] است و [[عبادات]] باید با قصد قربت باشند<ref> تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۳۱۸؛ مجمع الفائده، ج ۷، ص۷۴.</ref>: {{متن قرآن|وَمَآ أُمِرُوٓا۟ إِلَّا لِيَعْبُدُوا۟ ٱللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ}}<ref> سوره بینه، آیه ۵.</ref>. به روایاتی در این باره نیز استناد شده است<ref>تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۳۱۸.</ref>.
#بیرون بودن همه بدن از [[خانه خدا]]<ref>الحدائق، ج ۱۶، ص۱۰۲؛ تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۹۰.</ref>. پس طواف بر روی شاذروان (برآمدگی اطراف [[کعبه]]) که جزو [[خانه]] است جایز نیست؛ زیرا [[قرآن]] طواف را بر گرد خانه واجب شمرده است: {{متن قرآن|وَلْيَطَّوَّفُوا۟ بِٱلْبَيْتِ}}<ref>سوره حج، آیه ۲۹.</ref> و طواف بر روی بخش یادشده، طواف بر گرد کعبه نیست<ref>تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۹۰؛ الفقه علی المذاهب الخمسه، ج ۱، ص۲۳۵.</ref>. افزون بر این، به نظر [[فقیهان امامیه]] و بیشتر [[فقیهان]] [[اهل سنت]]، طواف باید بر گرد [[حجر اسماعیل]] باشد<ref>الام، ج ۲، ص۱۹۲؛ تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۹۱.</ref>. دلیل این امر، افزون بر [[روایات اهل بیت]]<ref>تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۹۱؛ الحدائق، ج ۱۶، ص۱۰۶.</ref>، روایاتی از [[رسول]] خداست که در آنها حجر اسماعیل از [[خانه کعبه]] یا در [[حکم]] آن دانسته شده است، از این رو بر پایه [[آیه]] یادشده، طواف باید بر گرد آن انجام شود<ref>الام، ج ۲، ص۱۹۲؛ کشاف القناع، ج ۲، ص۵۶۰.</ref>. همچنین فقیهان با استناد به [[روایات]]، اموری دیگر، مانند آغاز و ختم طواف به [[حجرالاسود]]، چرخیدن از جانب چپ به دور [[کعبه]]، کامل کردن ۷ شوط، [[طواف]] میان کعبه و [[مقام ابراهیم]] (به نظر مشهور) و [[موالات]] میان اشواط را از دیگر [[واجبات]] این عمل شمرده‌اند<ref>فتح الوهاب، ج ۱، ص۲۴۳-۲۴۴؛ مستند الشیعه، ج ۱۲، ص۷۷-۶۹.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[طواف (مقاله)|مقاله «طواف»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۸۹.</ref>
===[[زمان]] [[طواف]]===
[[قرآن کریم]] در [[آیات]] ۲۷ - ۲۹ [[سوره]] [[حجّ]] [[مؤمنان]] را به طواف [[خانه خدا]] در [[حج]] پس از [[ذکر خدا]] در روزهایی معلوم و ادای «تَفَث» و [[وفا]] به «نذور» [[فرمان]] داده است: {{متن قرآن|وَأَذِّن فِى ٱلنَّاسِ بِٱلْحَجِّ * لِّيَشْهَدُوا۟ مَنَـٰفِعَ لَهُمْ وَيَذْكُرُوا۟ ٱسْمَ ٱللَّهِ فِىٓ أَيَّامٍۢ مَّعْلُومَـٰتٍ عَلَىٰ مَا رَزَقَهُم مِّنۢ بَهِيمَةِ ٱلْأَنْعَـٰمِ * ثُمَّ لْيَقْضُوا۟ تَفَثَهُمْ وَلْيُوفُوا۟ نُذُورَهُمْ وَلْيَطَّوَّفُوا۟ بِٱلْبَيْتِ ٱلْعَتِيقِ}}<ref>سوره حج، آیه۲۷-۲۹.</ref>. مراد از روزهای معلوم در [[آیه]]، بر پایه [[روایات]] و کلمات [[مفسران]]، ایام تشریق (روزهای ۱۱ تا ۱۳ [[ذیحجه]]) است<ref>مجمع البیان، ج ۷، ص۱۴۶؛ [[وسائل الشیعه]]، ج ۱۴، ص۲۷۰.</ref> و مقصود از {{متن قرآن|لْيَقْضُوا۟ تَفَثَهُمْ}} تراشیدن سر و کوتاه کردن مو و ناخن و برطرف کردن دیگر آلودگی‌هاست<ref>الکافی، ج ۴، ص۵۰۳-۵۰۴، ۵۴۹؛ وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص۲۱۲-۲۱۳.</ref> و مراد از وفا به [[نذر]] نیز انجام دادن [[مناسک حج]] دانسته شده که در [[روز عید قربان]] انجام می‌شود<ref>الکافی، ج ۴، ص۵۴۹؛ معانی الاخبار، ص۳۴۰.</ref>، از این رو زمان طواف یادشده پس از [[اعمال]] [[روز]] [[عید]] خواهد بود. بیشتر [[فقیهان]] نیز مقصود از طواف یادشده را طواف [[زیارت]] یا طواف [[نساء]]<ref>المغنی، ج ۳، ص۴۶۵؛ مغنی المحتاج، ج ۱، ص۵۱۳؛ الحدائق، ج ۱۷، ص۲۸۱.</ref> و با استناد به روایات و [[سیره پیامبر]] و [[اهل‌بیت]]، زمان این دو طواف را پس از اعمال روز عید دانسته‌اند؛ اما درباره پایان [[وقت]] جواز انجام این دو طواف [[اختلاف]] نظر دارند<ref>الحدائق، ج ۱۷، ص۲۷۳-۲۷۴؛ جواهر الکلام، ج ۱۹، ص۲۶۶-۲۶۴.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[طواف (مقاله)|مقاله «طواف»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۸۹.</ref>
===مکان طواف===
جایگاه طواف، پیرامون [[کعبه]] است<ref>بدائع الصنایع، ج ۲، ص۱۳۱.</ref>:{{متن قرآن|وَلْيَطَّوَّفُوا۟ بِٱلْبَيْتِ}}<ref>سوره حج، آیه ۲۹.</ref>. فقیهان [[اهل‌سنت]] گفته‌اند: آیه یادشده عام است و طواف بر گرد [[خانه کعبه]] را دربر می‌گیرد؛ طواف کننده به کعبه دور باشد یا نزدیک<ref>بدائع الصنایع، ج ۲، ص۱۳۱.</ref> و مانعی میان وی و [[کعبه]] باشد یا نباشد؛ نیز [[طواف]] در پشت بام [[مسجد]] را شامل می‌شود؛ در صورتی که بام مسجد کوتاه‌تر از [[خانه کعبه]] باشد<ref>فتح العزیز، ج ۷، ص۳۰۱؛ المجموع، ج ۸، ص۳۹.</ref>. برخی از آنان نیز طواف بر بام [[مسجد الحرام]] را در صورتی که بلندتر از بام کعبه باشد نیز جایز دانسته‌اند<ref>المجموع، ج ۸، ص۳۹؛ نهایة المحتاج، ج ۳، ص۲۸۳.</ref>. در مقابل، در روایاتی از [[اهل بیت]] مطاف در [[عصر رسول خدا]] فاصله میان کعبه و [[مقام ابراهیم]] دانسته شده و از طواف در خارج از این محدوده منع شده است<ref>الکافی، ج ۴، ص۴۱۳؛ تهذیب الاحکام، ج ۵، ص۱۰۸.</ref>. مشهور [[فقیهان]] متقدم و برخی فقیهان متأخر [[امامیه]] نیز بر پایه [[روایات]] یادشده، حد مطاف را محدوده یادشده دانسته‌اند<ref>الحدائق، ج ۱۶، ص۱۱۰؛ تحریر الوسیله، ج ۱، ص۴۳۳.</ref>؛ اما در مقابل، [[ابن جنید]] و بسیاری از فقیهان متأخر طواف در محدوده خارج از [[مقام]] را در صورت [[ضرورت]] یا به طور مطلق جایز دانسته‌اند<ref>فتاوی ابن جنید، ص۱۳۶؛ مناسک الحج، ص۱۵۶.</ref>؛ همچنین [[فقیهان امامیه]] طواف در طبقات بالایی [[مسجدالحرام]] را که بالاتر از سطح کعبه است صحیح نمی‌دانند<ref>استفتائات، سیستانی، ص۳۸۸.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[طواف (مقاله)|مقاله «طواف»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۹۰.</ref>
===[[نماز]] طواف===
پس از طواف، بر حجگزار [[واجب]] است دو رکعت نماز نزد مقام ابراهیم بگزارد<ref>المبسوط، ج ۴، ص۱۱۲؛ تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۹۴.</ref>:{{متن قرآن|وَٱتَّخِذُوا۟ مِن مَّقَامِ إِبْرَٰهِـۧمَ مُصَلًّۭى}}<ref>سوره بقره، آیه ۱۲۵.</ref>؛ با این [[استدلال]] که {{متن قرآن|وَٱتَّخِذُوا۟}} امر است و امر بر [[وجوب]] دلالت دارد<ref>مسالک الافهام، کاظمی، ج ۲، ص۲۴۰؛ الحدائق، ج ۱۶، ص۱۳۴.</ref> در روایتی نیز آمده است که [[پیامبر اکرم]] پس از طواف دو رکعت نماز گزارد و سپس [[آیه]] یادشده را [[تلاوت]] کرد و [[مسلمانان]] دانستند که آیه یادشده درباره نماز طواف است<ref>بدائع الصنایع، ج ۲، ص۱۴۸؛ جواهر الکلام، ج ۱۹، ص۳۰۱.</ref>. بیشتر [[روایات اهل‌بیت]] نیز مؤید این دیدگاه‌اند<ref>تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۹۴؛ الحدائق، ج ۱۶، ص۱۳۴.</ref>. در مقابل، شماری از [[فقیهان امامیه]] و بیشتر [[فقیهان]] [[اهل سنت]] این [[نماز]] را [[مستحب]] شمرده‌اند<ref>مختلف الشیعه، ج ۴، ص۱۸۴؛ المجموع، ج ۸، ص۴۹؛ مواهب الجلیل، ج ۴، ص۱۵۶.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[طواف (مقاله)|مقاله «طواف»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۹۰.</ref>
===منع از [[طواف]]===
منع [[حجگزاران]] و دیگران از ورود به [[مسجد الحرام]] و طواف [[خانه خدا]] [[حرام]] است. و منع کنندگان از طواف<ref>تفسیر بغوی، ج ۲، ص۲۴۶؛ التفسیر الوسیط، ج ۶، ص۹۲.</ref> و [[عبادت]]<ref>التفسیر الوسیط، ج ۶، ص۹۲.</ref> در این [[مسجد]] به [[عذاب الهی]] [[تهدید]] شده‌اند: {{متن قرآن|وَمَا لَهُمْ أَلَّا يُعَذِّبَهُمُ ٱللَّهُ وَهُمْ يَصُدُّونَ عَنِ ٱلْمَسْجِدِ ٱلْحَرَامِ}}<ref>سوره انفال، آیه ۳۴.</ref>. [[قرآن کریم]] در آیه‌ای دیگر همگان را در عبادت و [[نماز]] و طواف در مسجد الحرام برابر شمرده و ظلم‌کنندگان در این مکان را [[مستحق عذاب]] [[الهی]] دانسته است<ref>فقه القرآن، ج ۱، ص۳۱۸؛ الوجیز فی تفسیر القرآن العزیز، ج ۱، ص۳۳۸-۳۳۹.</ref>:{{متن قرآن| وَٱلْمَسْجِدِ ٱلْحَرَامِ ٱلَّذِى جَعَلْنَـٰهُ لِلنَّاسِ سَوَآءً ٱلْعَـٰكِفُ فِيهِ وَٱلْبَادِ وَمَن يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحَادٍۭ بِظُلْمٍۢ نُّذِقْهُ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍۢ}}<ref>سوره حج، آیه ۲۵.</ref>. در روایتی نیز [[پیامبر]] [[متولیان]] مسجد الحرام را از منع دیگران از طواف و نماز در هر ساعتی از شب یا [[روز]] برحذر داشته است<ref>مسند احمد، ج ۴، ص۸۰؛ عوالی اللئالی، ج ۱، ص۲۰۱.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[طواف (مقاله)|مقاله «طواف»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۹۱.</ref>


== منابع ==
== منابع ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۱ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۳:۱۶

طواف به معنای چرخیدن به دور خانه خدا با احکام و آدابی خاص.

معناشناسی

«طواف» از ریشه «ط – و - ف» و در لغت به معنای چرخیدن[۱] و راه رفتن به دور چیزی است[۲]، از همین رو به نگهبانان دور خانه‌ها و خدمت‌گزاران اطراف مهمان‌ها «طائف» گفته شده است[۳]. برخی اصل این ماده را به معنای حرکت در اطراف چیزی دانسته‌اند؛ اعم از اینکه حرکت یادشده معنوی یا مادی و نیز پسندیده یا ناپسند باشد[۴]. در اصطلاح فقه به ۷ دور چرخیدن متوالی دور کعبه با نیت و قصد قربت، طواف گفته می‌شود[۵]. طواف ۴ قسم دارد: طواف قدوم، طواف حج، طواف نساء و طواف وداع. «طواف قدوم» نخستین طواف واجب یا مستحب زائر پس از ورود به مکه است[۶] و به آن «طواف تحیّت» نیز گفته شده است[۷]. اهل سنت از این طواف با عناوین «طواف قادم»، «طواف ورود یا وارد» و «طواف لقاء» نیز یاد کرده و آن را مستحب می‌دانند[۸]. «طواف حج» به طواف خانه خدا پس از اعمال منا گفته می‌شود و از این‌رو بدین نام نامیده شده که از ارکان اصلی اعمال حج است که با ترک عمدی آن حج باطل می‌شود و در صورت ترک سهوی باید قضای آن به‌جا آورده شود[۹]. به آن «طواف اِفاضه» نیز گفته شده؛ زیرا حجگزار برای آن از منا به مکه افاضه (کوچ) می‌کند. «طواف زیارت» نیز نامیده شده، چون حجگزار منا را ترک و با آن، خانه را زیارت می‌کند[۱۰]. نامگذاری آن به «طواف صدر» نیز از این‌روست که حجگزار برای انجام دادن آن پس از انجام اعمال منا به مکه باز می‌گردد یا پس از این طواف به وطن خود مراجعت می‌کند[۱۱]. (صدر در لغت به معنای رجوع ایست)[۱۲] «طواف نساء» به طواف دوم حج تمتع، حج قِران، حج اِفراد و عمره مفرده گفته می‌شود و بدان سبب بدین نام نامیده شده است که با ترک آن، جنس مخالف بر حجگزار یا عمره‌گزار حرام می‌شود[۱۳]. «طواف وداع» به آخرین طواف مستحب حجگزار هنگام وداع خانه خدا و ترک مکه گفته می‌شود[۱۴]. در مقابل، بیشتر فقهای اهل سنت به طوافی که حجگزار پس از مناسک منا انجام می‌دهد طواف وداع گفته و آن را واجب شمرده‌اند[۱۵]. طواف از جهت حکم شرعی نیز به طواف واجب، مستحب و حرام قسمت شده است[۱۶]. طواف واجب جزئی از مناسک عمره یا حج است[۱۷] که شامل ۴ طوافِ عمره مفرده، عمره تمتع، طواف حج و طواف نساء می‌شود، یا طوافی مستقل است که با نذر و قسم واجب می‌گردد[۱۸] و طواف مستحب جزء عملی دیگر نیست، بلکه همانند نماز مستحب، عملی مستقل است[۱۹] و طواف حرام طواف واجبی است که به گونه قِران (انجام پیاپی دو طواف یا بیشتر، بدون فاصله شدن نماز میان آنها)[۲۰] انجام شود که به نظر مشهور فقیهان امامیه حرام است[۲۱]. به هر دور کامل چرخیدن به دور خانه کعبه «شَوْط»[۲۲] و به شخص طواف کننده «طائف»[۲۳] و به جای طواف «مَطاف» گفته می‌شود[۲۴]. طواف در قرآن [۲۵] [۲۶]. روایات[۲۷] و منابع فقه[۲۸] بر سعی میان صفا و مروه نیز اطلاق شده است؛ ولی مراد از طواف در این مقاله، طواف بر گرد خانه خداست.

«طواف» و مشتقات آن در آیات متعددی از قرآن به‌کار رفته‌اند که در برخی آیات، مقصود از آن، طواف به معنای لغوی (چرخیدن) است؛ مانند آیه ۵۸ سوره نور و نیز آیه ۴۴ سوره الرحمن و آیه ۱۷سوره واقعه و در یک آیه مراد از آن، سعی (میان صفا و مروه) است[۲۹] و در آیاتی مراد از آن طواف دور خانه خداست؛ مانند ﴿وَطَهِّرْ بَيْتِىَ لِلطَّآئِفِينَ[۳۰] و ﴿ وَلْيَطَّوَّفُوا۟ بِٱلْبَيْتِ ٱلْعَتِيقِ[۳۱]. در آیه‌ای دیگر از اعمال حج با عنوان «مناسک» یاد شده است: ﴿وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا[۳۲] که از مصادیق بارز آن طواف است[۳۳]. در آیه‌ای دیگر نیز از رجوع مکرر مردم به کعبه یاد شده است: ﴿وَإِذْ جَعَلْنَا ٱلْبَيْتَ مَثَابَةًۭ لِّلنَّاسِ[۳۴] که برخی «مَثَابَةً» را به طواف تفسیر کرده‌اند[۳۵]. در آیاتی نیز از منع از مسجدالحرام یاد شده است:﴿صَدُّوكُمْ عَنِ ٱلْمَسْجِدِ ٱلْحَرَامِ[۳۶] که مقصود، منع از طواف و نماز در آن است[۳۷]. در این آیات و مانند آنها از مباحثی مانند طواف در شرایع پیشین و عصر جاهلی، طواف در اسلام، اهمیت طواف و برخی احکام فقهی طواف یاد شده است.[۳۸]

پیشینه طواف

بر پایه برخی آیات و روایات، پیشینه طواف خانه خدا به دوران آغاز خلقت بشر و حتی پیش از آن باز می‌گردد. قرآن کریم در آیه ۴ سوره طور از سوگند به «البیت المعمور» یاد کرده است: «وَالْبَیْتِ الْمَعْمُورِ». در روایات متعدد، البیت المعمور خانه‌ای در آسمان چهارم[۳۹] یا ششم[۴۰] یا هفتم[۴۱] دانسته شده است که خداوند آن را برای طواف فرشتگان قرار داده است. بر اساس برخی روایات، در هر روز ۷۰۰۰۰ فرشته برای طواف بر گرد بیت معمور وارد آن می‌شوند و این گروه تا روز قیامت به آن باز نمی‌گردند[۴۲]. در احادیث تفسیریِ آیات ۳۰ - ۳۳ سوره بقره نیز آمده است که پس از بنای خانه یاد شده و طواف فرشتگان بر گرد آن، خداوند به فرشتگان فرمان داد تا در محاذات بیت معمور خانه‌ای در زمین بنا نهند تا انسان‌ها نیز پیرامون آن طواف کنند[۴۳]. بر پایه برخی روایات، پس از بنای کعبه در زمین، جبرئیل و دیگر فرشتگان الهی ۲۰۰۰[۴۴] یا ۳۰۰۰ سال[۴۵] پیش از حضرت آدم بر گرد آن طواف کرده‌اند. در حدیثی دیگر آمده است که در هر روز ۷۰۰۰۰ فرشته به زمین فرود آمده و پس از طواف کعبه و قبر پیامبر اکرم و امام حسین به آسمان عروج می‌کنند[۴۶]. پس از تجدید بنای کعبه به دست حضرت آدم، آن حضرت نخستین انسان بود که با تعلیم جبرئیل همه مناسک حج از جمله طواف حج و طواف نساء را به‌جای آورد[۴۷]؛ همچنین در روایاتی دیگر از انجام ۱۰۰۰ بار حج و عمره و طواف آن حضرت گرد این خانه یاد شده است[۴۸]. پس از حضرت آدم دیگر پیامبران الهی و پیروان آنان نیز طواف و دیگر مناسک حج را به‌جای آوردند: در روایاتی از حجگزاری حضرت نوح و طواف آن حضرت بر گرد این خانه یاد شده است[۴۹]. حضرت ابراهیم نیز پس از بنای کعبه از خدا خواست تا مناسک حج یا مواضع اعمال آن را برای آن حضرت معرفی کند[۵۰]:﴿ وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا[۵۱]. در پی این درخواست، خداوند با ارسال جبرئیل مناسک حج را به ابراهیم آموخت[۵۲] و آن حضرت همراه با جبرئیل و فرزندش اسماعیل پس از احرام و آمدن نزد کعبه و استلام حجرالاسود، ۷ دور کعبه را طواف کرده و در پی آن نماز طواف گزاردند[۵۳]. بر پایه نقلی، حضرت ابراهیم و اسماعیل در هر دور از طواف، همه ارکان کعبه را استلام می‌کردند[۵۴]. در آیاتی دیگر، قرآن به حضرت ابراهیم و اسماعیل فرمان داده است تا مسجد الحرام را برای طواف کنندگان و نمازگزاران و اعتکاف کنندگان در آن تطهیر کنند:﴿وَعَهِدْنَآ إِلَىٰٓ إِبْرَٰهِـۧمَ وَإِسْمَـٰعِيلَ أَن طَهِّرَا بَيْتِىَ لِلطَّآئِفِينَ وَٱلْعَـٰكِفِينَ وَٱلرُّكَّعِ ٱلسُّجُودِ[۵۵]؛ همچنین در ادامه آیه یاد شده به آن حضرت فرمان داده شده است[۵۶] تا همه جهانیان را از راه دور و نزدیک به حج و طواف کعبه فراخوان ﴿وَأَذِّن فِى ٱلنَّاسِ بِٱلْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًۭا وَعَلَىٰ كُلِّ ضَامِرٍۢ يَأْتِينَ مِن كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍۢ *...وَلْيَطَّوَّفُوا۟ بِٱلْبَيْتِ ٱلْعَتِيقِ[۵۷] عرب جاهلی به پیروی از سنت ابراهیمی، حج می‌گزارد و پیرامون کعبه طواف می‌کرد، لیکن آن را به خرافات و اعمال باطل آلوده بود؛ از جمله برخی از قبایل آنان با بدن برهنه طواف می‌کردند و این عمل خود را فرمان خدا می‌شمردند[۵۸]: ﴿وَإِذَا فَعَلُوا۟ فَـٰحِشَةًۭ قَالُوا۟ وَجَدْنَا عَلَيْهَآ ءَابَآءَنَا وَٱللَّهُ أَمَرَنَا بِهَا[۵۹]. به گفته مفسران، قبایل حُمْس (قریش، کنانه و جدیله)[۶۰] یا برخی قبایل یمن[۶۱] می‌پنداشتند که حجگزار باید همانند روزی که از مادر زاده شده طواف کند، از این رو در لباسی که شخص در آن گناه کرده، طواف جایز نیست. در مقابل، بسیاری از مفسران دیگر گفته‌اند در میان اعراب جاهلی تنها قبایل حمس با لباس خود طواف می‌کردند و قبایل دیگر در صورت دستیابی به لباس حمس با آن طواف می‌کردند وگرنه با بدن برهنه طواف می‌کردند، از این رو زنان بدون لباس بیشتر شب‌ها برای طواف می‌رفتند[۶۲]. برخی برآن‌اند که آنان به این عمل فال نیک زده و می‌گفتند همان‌گونه که از لباس خود خارج می‌شویم امیدواریم از گناهانمان نیز بیرون رویم[۶۳]. در حدیثی از امام صادق نیز آمده است که اعراب جاهلی پیش از اسلام به دو گروه اهل حِلّ و اهل حرم که منحصر در حمس و قبایل زیرمجموعه آن از جمله قریش بودند قسمت می‌شدند و هریک از اهل حِلّ که با فردی از اهل حرم مراوده داشت، با لباس او طواف می‌کرد و در صورت نداشتن ارتباط با اهل حرم، برهنه طواف می‌کرد؛ از جمله عیاض بن حمار مجاشعی که قاضی اهالی عکاظ بود، با رسول خدا که اهل حرم بود مراوده داشت، از این رو هرگاه به مکه وارد می‌شد، لباس‌های خود را بیرون می‌آورد و با لباس‌های رسول خدا طواف می‌کرد[۶۴]. در پی افترای یادشدۀ اعراب جاهلی، قرآن خطاب به آنان اعلام کرد که خداوند هیچ‌گاه به فحشاء فرمان نداده و ادعای یادشده سخن بدون علم است:﴿قُلْ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَأْمُرُ بِٱلْفَحْشَآءِ أَتَقُولُونَ عَلَى ٱللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ[۶۵]. سپس در آیاتی دیگر، آنان را به پوشیدن لباس در هرمسجد، از جمله هنگام طواف فرمان داد[۶۶]:﴿خُذُوا۟ زِينَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍۢ[۶۷] و آنان را بدان جهت که زینت‌های الهی و لباس را بر خود حرام کرده‌اند سرزنش کرد[۶۸]: ﴿قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ ٱللَّهِ ٱلَّتِىٓ أَخْرَجَ لِعِبَادِهِۦ وَٱلطَّيِّبَـٰتِ مِنَ ٱلرِّزْقِ قُلْ هِىَ لِلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ فِى ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا خَالِصَةًۭ يَوْمَ ٱلْقِيَـٰمَةِ كَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ ٱلْـَٔايَـٰتِ لِقَوْمٍۢ يَعْلَمُونَ[۶۹]. در ادامه آیه یادشده نیز قرآن از حرمت فواحش آشکار و پنهان و ادعاهای غیرعالمانه درباره خدا یاد کرده است: ﴿قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّىَ ٱلْفَوَٰحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ...وَأَن تَقُولُوا۟ عَلَى ٱللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ[۷۰]. برخی مفسران، فواحش پنهان را زنا و فواحش آشکار را طواف با بدن برهنه دانسته‌اند و برخی دیگر فواحش آشکار را طواف مردان برهنه در روز و فواحش پنهان را طواف زنان برهنه در شب دانسته‌اند[۷۱]. از مصادیق قول به‌غیرعلم در آیه نیز انتساب جواز طواف با بدن برهنه به خدا از سوی اعراب جاهلی دانسته شده است[۷۲]. از دیگر انحرافات عرب جاهلی آن بود که در حال طواف خانه خدا سوت و کف می‌زد[۷۳]: ﴿وَمَا كَانَ صَلَاتُهُمْ عِندَ ٱلْبَيْتِ إِلَّا مُكَآءًۭ وَتَصْدِيَةًۭ فَذُوقُوا۟ ٱلْعَذَابَ بِمَا كُنتُمْ تَكْفُرُونَ[۷۴]. از مجاهد نقل شده است که قریش برای معارضه با پیامبر و استهزای آن حضرت چنین کاری می‌کردند[۷۵]؛ همچنین آنان بت‌هایی در اطراف کعبه نصب کرده بودند و هنگام طواف، در برابر آنها سجده می‌کردند[۷۶] که قرآن این عمل را گواهی آنان بر کفر و عملشان را حبط و آنان را شایسته عذاب شمرد:﴿شَـٰهِدِينَ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِم بِٱلْكُفْرِ أُو۟لَـٰٓئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَـٰلُهُمْ وَفِى ٱلنَّارِ هُمْ خَـٰلِدُونَ[۷۷]. عقاید و اعمال باطل اعراب جاهلی درباره مناسک حج و طواف تا سال نهم یا دهم ادامه داشت، تا اینکه با نزول آیات آغازین سوره برائت در این سال، ضمن اعلان بیزاری خدا از عقاید و اعمال مشرکان به آنان ۴ ماه فرصت داده شد تا آزادانه در مکه و پیرامون آن حضور داشته باشند[۷۸]. پس از نزول این آیات، پیامبر اکرم به فرمان خدا علی را برای ابلاغ آیات یادشده همراه با پیامی خاص به مکه فرستاد و به مشرکان اعلام کرد که از این پس هیچ زن و مردی نباید با بدن برهنه طواف کند و هیچ مشرکی نباید وارد مسجد الحرام شده و در آن طواف کند[۷۹]. اعلام عدم ورود مشرکان به مسجد الحرام و طواف در آن در آیه ۲۸ سوره توبه نیز آمده است[۸۰]: ﴿يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِنَّمَا ٱلْمُشْرِكُونَ نَجَسٌۭ فَلَا يَقْرَبُوا۟ ٱلْمَسْجِدَ ٱلْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ[۸۱]. برپایه برخی روایات، علی پیام یادشده را روز عرفه و شب مُزْدَلَفَه و روز عید قربان و همه ایام تشریق برای حجگزاران اعلام کرد[۸۲].[۸۳]

طواف در اسلام

در اسلام نیز همانند شرایع توحیدی پیشین مناسک عبادی حج و عمره و طواف تشریع شد. درباره زمان تشریع مناسک حج در اسلام دیدگاه‌های متعددی مانند پیش از هجرت و هر یک از سال‌های سوم تا دهم هجری نقل شده است[۸۴]. مسلمانان پیش از هجرت به مدینه در حجگزاری و طواف و نماز در مسجد الحرام آزاد نبودند و از سوی مشرکان با موانع و آزارهای فراوانی روبه‌رو می‌شدند، چنان‌که نقل شده است که مشرکان گاه با حرکت پشت سر پیامبر در طواف، آن حضرت را مسخره می‌کردند[۸۵]؛ همچنین آنان با این استدلال که سرپرستان و متولیان مسجد الحرام هستند مانع ورود مسلمانان به مسجدالحرام برای طواف و نماز می‌شدند که قرآن این ادعای آنان را باطل و اهل تقوا و مسلمانان را متولیان واقعی مسجد شمرده است[۸۶]:﴿هُمْ يَصُدُّونَ عَنِ ٱلْمَسْجِدِ ٱلْحَرَامِ وَمَا كَانُوٓا۟ أَوْلِيَآءَهُۥٓ إِنْ أَوْلِيَآؤُهُۥٓ إِلَّا ٱلْمُتَّقُونَ وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ[۸۷]. در آیه‌ای دیگر نیز ضمن اشاره به عمل یادشده، همه افراد مسافر و مقیم در بهره‌مندی از این مسجد مساوی دانسته شده و مشرکان به کیفر الهی تهدید شده‌اند: ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَٱلْمَسْجِدِ ٱلْحَرَامِ ٱلَّذِى جَعَلْنَـٰهُ لِلنَّاسِ سَوَآءً ٱلْعَـٰكِفُ فِيهِ وَٱلْبَادِ وَمَن يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحَادٍۭ بِظُلْمٍۢ نُّذِقْهُ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍۢ[۸۸]. در سال ششم هجری نیز که پیامبر اکرم و مسلمانان با همراه داشتن قربانی برای انجام عمره قصد ورود به مکه و مسجد الحرام را داشتند، کافران قریش در منطقه حدیبیه مانع ورود آنان به مکه شدند[۸۹]:﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَٱلْمَسْجِدِ ٱلْحَرَامِ...[۹۰] [۹۱] پس از منع مشرکان و انجام مذاکراتی میان مسلمانان و مشرکان، صلح حدیبیه میان آنان منعقد شد و از بندهای توافق یادشده آن بود که مسلمانان اجازه یافتند در سال بعد سه روز وارد مکه و مسجد الحرام شوند و مناسک عمره و طواف خانه خدا را به‌جا آورند. طبق گزارش‌های تاریخی و روایات، پیامبر اکرم پیش از حرکت از مدینه یا در حدیبیه در عالم رؤیا دید که با سرهای تراشیده و مو و ناخن‌های کوتاه‌شده همراه با اصحاب وارد مسجدالحرام می‌شوند[۹۲] و طواف می‌کنند[۹۳]؛ اما پس از منع مشرکان در حدیبیه، منافقان به مسلمانان درباره عدم ورود به مسجد الحرام و انجام مناسک حج طعنه می‌زدند که آیه نازل شد و ضمن صادق دانستن رؤیای پیامبر، به آنان وعده داد که با سرهای تراشیده و مو و ناخن‌های کوتاه شده و با امنیت وارد مسجدالحرام خواهند شد[۹۴]: ﴿لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيَا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُءُوسَكُمْ وَمُقَصِّرِينَ لَا تَخَافُونَ[۹۵]، از این رو در سال هفتم هجری و بر پایه قرارداد با مشرکان، پیامبر و مسلمانان برای انجام عمره مفرده (مشهور به عمرة القضاء)[۹۶] به مدت سه روز وارد مکه شدند. پیامبر پیش از ورود به مسجدالحرام، برای نشان دادن قدرت و شوکت مسلمانان به اصحاب خود فرمان داد تا شانه‌ها را از لباس احرام خارج کنند و با حالت هَرْوَلَه خانه کعبه را طواف کنند و مسلمانان درحالی که عبدالله بن رواحه جلوی پیامبر رجز می‌خواند با حالت یادشده طواف خانه کعبه را به‌جا آوردند و مکیان از دور و نزدیک آنان را تماشا می‌کردند[۹۷]. برخی سبب فرمان پیامبر به هروله در حال طواف را پندار ضعف مسلمانان بر اثر گرمای این سرزمین در نگاه مشرکان دانسته‌اند که پس از مشاهده حالت یادشده از مسلمانان، اعتراف کردند که مسلمانان از آنها قوی‌ترند[۹۸]. بر پایه برخی روایات، پیامبر اکرم در این روز خانه کعبه را سواره طواف کرد و هرگاه به حجر‌الاسود می‌رسید با عصا آن را استلام می‌کرد[۹۹] و پس از طواف، شتر را خواباند و نماز طواف گزارد[۱۰۰]. بر اساس روایاتی دیگر، پس از نزول آیات ۲۷ - ۲۹ سوره حجّ که در آن پیامبر اکرم فرمان یافت تا مسلمانان را به حج و طواف خانه خدا فراخواند، آن حضرت همراه شمار فراوانی از مسلمانان عازم حجة الوداع شدند و پس از احرام در مسجد شجره و ورود به مکه و مسجد الحرام، ۷ شوط طواف کعبه و سعی صفا و مروه را به جا آوردند و پس از اعمال عرفات و منا در روز عید به مکه بازگشتند و طواف زیارت را به‌جا آوردند و سپس به منا بازگشتند و پس از ایام تشریق بدون ورود به مسجد الحرام و انجام طواف، راهی مدینه شدند[۱۰۱]. در روایات اهل سنت نیز نقل شده است که پیامبر در این سفر، طواف خانه خدا و سعی میان صفا و مروه را سوار بر شتر انجام داد تا مردم آن حضرت را ببینند و سؤالات خود را از او بپرسند؛ همچنین آن حضرت در حال طواف سواره، پس از استلام حجر الاسود با عصا انتهای آن را می‌بوسید[۱۰۲].[۱۰۳]

اهمیت طواف

طواف در شرایع الهی و اسلام اهمیت و جایگاهی والا دارد. بر پایه آیات قرآن و روایات، خداوند برای پذیرش توبه فرشتگان و انسان‌ها آنها را مأمور کرده است تا بر گرد بیت المعمور در آسمان چهارم و خانه کعبه در زمین طواف کنند[۱۰۴]. در آیه‌ای دیگر قرآن کریم فلسفه بنای کعبه را رجوع مکرر مردم به این خانه دانسته است: ﴿وَإِذْ جَعَلْنَا ٱلْبَيْتَ مَثَابَةًۭ لِّلنَّاسِ[۱۰۵]. ﴿مَثَابَةًۭ در آیه به طواف تفسیر شده یا طواف مصداق بارز آن شمرده شده است[۱۰۶]. در آیه‌ای دیگر نیز یکی از اهداف عمده فراخواندن بندگان از راه‌های دور و نزدیک به حج، طواف بر گرد خانه خدا دانسته شده است:﴿وَأَذِّن فِى ٱلنَّاسِ بِٱلْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًۭا وَعَلَىٰ كُلِّ ضَامِرٍۢ يَأْتِينَ مِن كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍۢ *...وَلْيَطَّوَّفُوا۟ بِٱلْبَيْتِ ٱلْعَتِيقِ[۱۰۷]؛ همچنین خداوند پس از نشان دادن مکان کعبه به حضرت ابراهیم، آن حضرت را مأمور کرد تا خانه یادشده و پیرامون آن را برای طواف کنندگان و نمازگزاران پاک کند: ﴿وَإِذْ بَوَّأْنَا لِإِبْرَٰهِيمَ مَكَانَ ٱلْبَيْتِ أَن لَّا تُشْرِكْ بِى شَيْـًۭٔا وَطَهِّرْ بَيْتِىَ لِلطَّآئِفِينَ وَٱلْقَآئِمِينَ وَٱلرُّكَّعِ ٱلسُّجُودِ[۱۰۸]. در آیه‌ای دیگر از عهد مؤکد خود با آن حضرت و فرزندش اسماعیل برای تطهیر این خانه برای طواف کنندگان، اعتکاف کنندگان و نمازگزاران یاد کرده است[۱۰۹]:﴿وَعَهِدْنَآ إِلَىٰٓ إِبْرَٰهِـۧمَ وَإِسْمَـٰعِيلَ أَن طَهِّرَا بَيْتِىَ لِلطَّآئِفِينَ وَٱلْعَـٰكِفِينَ وَٱلرُّكَّعِ ٱلسُّجُودِ[۱۱۰]. مأمور شدن دو پیامبر بزرگ خدا برای تطهیر جایگاه طواف، نشان از عظمت این عمل و طواف کنندگان آن در پیشگاه خدا دارد. افزون بر این، مقدم شدن طواف کنندگان بر دو گروه دیگر در این آیات، نشان برتری طواف بر نماز و اعتکاف در مسجد الحرام است[۱۱۱]. روایات اهل بیت نیز مؤید این معنایند؛ از جمله در احادیثی از رسول خدا[۱۱۲] و امام صادق[۱۱۳] آمده است که خداوند در اطراف خانه خدا ۱۲۰ درجه رحمت قرار داده است که ۶۰ درجه برای طواف کنندگان، ۴۰ درجه برای نمازگزاران و ۲۰ درجه برای بینندگان کعبه است؛ همچنین قرآن در آیه ۲۹ سوره حجّ از انجام طواف با صیغه مبالغه ﴿وَلْيَطَّوَّفُوا۟ یاد کرده است که نشان از طواف فراوان و استحباب تکرار آن دارد[۱۱۴]. در روایات اهل بیت نیز افزون بر تکرار فراوان این عمل بدون ذکر شماری خاص[۱۱۵]، زائران خانه خدا به انجام ۳۶۰ طواف و در صورت ناتوانی به انجام ۳۶۰ شوط به عدد ایام سال و در صورت ناتوانی به اندازه توان شخص ترغیب شده‌اند[۱۱۶]؛ همچنین قرآن کریم پس از امر به طواف در آیه یادشده، «تعظیم حُرُمات الهی» را برای مؤمنان خیر دانسته است: ﴿وَلْيَطَّوَّفُوا۟ بِٱلْبَيْتِ ٱلْعَتِيقِ * ذَٰلِكَ وَمَن يُعَظِّمْ حُرُمَـٰتِ ٱللَّهِ فَهُوَ خَيْرٌۭ لَّهُۥ عِندَ رَبِّهِۦ[۱۱۷]. مراد از حُرُمات الهی در آیه، مناسک حج، به ویژه طواف است[۱۱۸] که بزرگ شمردن و انجام دادن آنها سبب برخورداری از خیرات و پاداش‌های الهی می‌شود؛ از جمله در روایتی پاداش ۷ شوط طواف دور کعبه، برخورداری از ۶۰۰۰ حسنه و محو ۶۰۰۰ گناه و بالارفتن ۶۰۰۰ درجه شمرده شده است[۱۱۹]. در حدیثی دیگر، پاداش ۷ شوط طواف و اقامه نماز آن در حج، برخورداری از ۷۰۰۰۰ حسنه و محو ۷۰۰۰۰ گناه و بالارفتن ۷۰۰۰۰ درجه و شفاعت درباره ۷۰۰۰۰ حاجت و برخورداری از پاداش آزادی ۷۰۰۰۰ برده دانسته شده است[۱۲۰]. در روایتی دیگر پاداش هرگام طواف در هنگام زوال خورشید و با سر و پای برهنه و اشتغال زبان به ذکر الهی و اجتناب از آزار دیگران، برخورداری از ۷۰۰۰۰ حسنه و محو ۷۰۰۰۰ گناه و بالارفتن ۷۰۰۰۰ درجه و پاداش آزاد کردن ۷۰۰۰۰ برده و برخورداری از حق شفاعت درباره ۷۰ نفر از اهل طواف کننده و برآورده شدن ۷۰۰۰۰ حاجت در دنیا یا آخرت دانسته شده است[۱۲۱].[۱۲۲]

فلسفه طواف

حکمت اصلی تشریع طواف برپایه آیاتی از قرآن کریم و روایات، پاک شدن طواف کنندگان از آلودگی‌ ‎‌ها و گناهان است. در روایاتی از اهل بیت آمده است که پیش از آفرینش آدم خداوند از خلقت جانشینی برای خود در زمین به فرشتگان خبر داد؛ ولی فرشتگان گفتند مخلوق یادشده در زمین فساد کرده و خون می‌ریزد؛ ولی آنان پیوسته خدا را تسبیح و تقدیس می‌کنند. خداوند در پاسخ از علم خویش و جهل آنان به این امر خبر داد: ﴿وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَـٰٓئِكَةِ إِنِّى جَاعِلٌۭ فِى ٱلْأَرْضِ خَلِيفَةًۭ قَالُوٓا۟ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ ٱلدِّمَآءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّىٓ أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ[۱۲۳] [۱۲۴]. بر پایه حدیثی دیگر، فرشتگان بدان سبب که اهل خونریزی و فساد نیستند، خود را شایسته‌تر از آدم برای خلیفه خدا بودن دانستند[۱۲۵]. در حدیثی از امام سجاد نیز آمده است که پس از خلقت آدم و تعلیم اسماء به آن حضرت، فرشتگان بر آدم سجده کردند: ﴿وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَـٰٓئِكَةِ ٱسْجُدُوا۟ لِـَٔادَمَ فَسَجَدُوٓا۟[۱۲۶]؛ ولی هنگام سجده در نهان خویش، خود را خزانه‌داران الهی و مقربان درگاه او شمردند و گفتند گمان نمی‌کردیم نزد خدا مخلوقی گرامی‌تر از ما باشد که خداوند در پاسخ، از علم خود به گفتار آشکار و نهان آنان خبر داد:﴿إِنِّىٓ أَعْلَمُ غَيْبَ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ[۱۲۷] [۱۲۸]. در پی این امر، خداوند بر آنان غضب کرد و از آنان روی گردانید[۱۲۹] و میان نور خود و فرشتگان حجابی قرار داد[۱۳۰]. پس از محجوب شدن نور الهی از فرشتگان، آنان به خطای خود پی بردند[۱۳۱] و از عمل خود پشیمان شده و با پناه بردن به عرش الهی از خداوند آمرزش خواستند[۱۳۲]، از این رو خداوند به آنان فرمان داد تا در آسمان چهارم بیت المعمور را بنا کنند تا با طواف بر گرد آن توبه آنان پذیرفته شود[۱۳۳]. سپس خداوند به برخی فرشتگان فرمود تا در محاذات بیت المعمور در زمین نیز خانه‌ای بسازند تا آدمیان گناهکار همانند فرشتگان پیرامون آن طواف کنند و خداوند همانند فرشتگان از آنان نیز راضی شود[۱۳۴]، از این رو پس از ارتکاب خطا (ترک اولی) از سوی آدم، آن حضرت برای پذیرش توبه‌اش نزد کعبه آمد و پس از طواف بر گرد آن، در مستجار از خداوند بخشایش خواست و خدا توبه‌اش را پذیرفت[۱۳۵]. در روایتی از رسول خدا حکمت تشریع طواف، اقامه ذکر الهی شمرده شده است[۱۳۶]. بر پایه برخی روایات، سبب ۷ شوط بودن طواف نیز آن است که فرشتگان برای پذیرش توبه خود به ۷۰۰۰ سال طواف بر گرد بیت المعمور مأمور شدند. در مقابل، انسان‌ها نیز برای بخشایش گناهانشان در برابر هر ۱۰۰۰ سال فرشتگان به یک شوط مأمور شدند، از این رو هفت شوط واجب شد[۱۳۷]. در حدیثی از رسول خدا نیز آمده است که در جاهلیت عدد خاصی برای طواف نبود و عبدالمطلب ۷ شوط را برای طواف سنت کرد و خداوند نیز سنت یادشده را در اسلام امضا کرد[۱۳۸].[۱۳۹]

احکام فقهی طواف

طواف احکام و شرایطی دارد که برخی از آنها از آیات قرآن برداشت شده‌اند؛ مانند:

وجوب طواف

به نظر فقیهان شیعه و اهل سنت، طواف، واجب است؛ زیرا در آیات ۲۷ و ۲۹ سوره حجّ مسلمانان به انجام مناسک حج و طواف بر گرد کعبه مأمور شده‌اند[۱۴۰]:﴿وَأَذِّن فِى ٱلنَّاسِ بِٱلْحَجِّ.... *...وَلْيَطَّوَّفُوا۟ بِٱلْبَيْتِ ٱلْعَتِيقِ[۱۴۱]؛ با این استدلال که ﴿وَلْيَطَّوَّفُوا۟ امر است و امر بر وجوب دلالت دارد[۱۴۲]؛ همچنین وجوب طواف از آیه ۱۹۶ سوره بقره که در آن از اِتمام حج و عمره یاد شده: ﴿وَأَتِمُّوا۟ ٱلْحَجَّ وَٱلْعُمْرَةَ لِلَّهِ نیز استفاده شده است؛ با این استدلال که آیه بر وجوب حج و عمره دلالت دارد، از این رو طواف که جزء اعمال یاد شده است نیز واجب خواهد بود[۱۴۳]. اما درباره مراد از طواف در آیه ۲۹ سوره حجّ آرای فقیهان متفاوت است: برخی از فقیهان امامیه و اهل سنت مراد از آن را طواف حج و زیارت دانسته‌اند[۱۴۴]؛ زیرا آیه پس از امر به «قضای تَفَث» که به حلق و رمی تفسیر شده[۱۴۵]، به طواف فرمان داده است و طوافِ پس از حلق و رمی، طواف زیارت است[۱۴۶]. در مقابل، بیشتر فقیهان امامیه با استناد به روایات تفسیری اهل بیت مراد از طواف در آیه را طواف نساء دانسته‌اند[۱۴۷]. برخی نیز طواف یادشده را طواف وداع دانسته‌اند[۱۴۸]. در مقابل، برخی طواف در آیه را عام دانسته‌اند که همه طواف‌های حج و عمره را دربرمی‌گیرد[۱۴۹].[۱۵۰]

شرایط طواف

طواف شرایطی دارد که رعایت آنها لازم است؛ مانند ستر عورت. دلیل این امر آیه ۳۱ سوره اعراف است که در آن مسلمانان به همراه داشتن زینت در هرمسجد فرمان داده شده‌اند:﴿ خُذُوا۟ زِينَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍۢ؛ با این توضیح که مراد از زینت در آیه، پوشش عورت هنگام نماز و طواف است[۱۵۱]. شأن نزول آیه نیز مؤید دیدگاه یادشده است[۱۵۲]. آیه ۲۸ سوره اعراف که در آن مشرکان از طواف با بدن برهنه نهی شده‌اند نیز بر لزوم پوشش عورت در طواف دلالت دارد[۱۵۳]. به روایات منقول از رسول خدا که در آن پیامبر پس از نزول سوره برائت، علی را به مکه فرستاد و مشرکان را از طواف برهنه نهی کرد نیز بر وجوب این شرط استناد شده است[۱۵۴]. شرط دیگر طواف، طهارت از حدث اکبر و اصغر است. دلیل این امر احادیث منقول از رسول خدا و صحابه است[۱۵۵]. در مقابل، ابوحنیفه و پیروانش با استناد به آیه ﴿وَلْيَطَّوَّفُوا۟ بِٱلْبَيْتِ[۱۵۶] طهارت در طواف را شرط نمی‌دانند؛ با این استدلال که آیه همگان را به‌گونه عام به طواف فرمان داده است و عموم یادشده طواف بی‌طهارت را نیز دربر می‌گیرد. افزون بر این، طهارت در دیگر اعمال حج شرط نیست. بنا بر این در طواف هم نباید شرط باشد[۱۵۷]؛ همچنین فقیهان با استناد به احادیث، طهارت بدن و لباس طواف کننده، مباح بودن لباس و غصبی نبودن آن و نیز ختنه بودن مردان را از دیگر شرایط طواف دانسته‌اند[۱۵۸].[۱۵۹]

واجبات طواف

در طواف چند عمل واجب شمرده شده است:

  1. نیت[۱۶۰]. در نیت، طواف کننده باید نوع طواف از جهت حج یا عمره بودن، طواف حج یا نساء بودن و واجب یا مستحب بودن آن را تعیین کند. افزون بر این، باید طواف را به قصد قربت به‌جا آورد[۱۶۱]؛ زیرا طواف عبادت است و عبادات باید با قصد قربت باشند[۱۶۲]: ﴿وَمَآ أُمِرُوٓا۟ إِلَّا لِيَعْبُدُوا۟ ٱللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ[۱۶۳]. به روایاتی در این باره نیز استناد شده است[۱۶۴].
  2. بیرون بودن همه بدن از خانه خدا[۱۶۵]. پس طواف بر روی شاذروان (برآمدگی اطراف کعبه) که جزو خانه است جایز نیست؛ زیرا قرآن طواف را بر گرد خانه واجب شمرده است: ﴿وَلْيَطَّوَّفُوا۟ بِٱلْبَيْتِ[۱۶۶] و طواف بر روی بخش یادشده، طواف بر گرد کعبه نیست[۱۶۷]. افزون بر این، به نظر فقیهان امامیه و بیشتر فقیهان اهل سنت، طواف باید بر گرد حجر اسماعیل باشد[۱۶۸]. دلیل این امر، افزون بر روایات اهل بیت[۱۶۹]، روایاتی از رسول خداست که در آنها حجر اسماعیل از خانه کعبه یا در حکم آن دانسته شده است، از این رو بر پایه آیه یادشده، طواف باید بر گرد آن انجام شود[۱۷۰]. همچنین فقیهان با استناد به روایات، اموری دیگر، مانند آغاز و ختم طواف به حجرالاسود، چرخیدن از جانب چپ به دور کعبه، کامل کردن ۷ شوط، طواف میان کعبه و مقام ابراهیم (به نظر مشهور) و موالات میان اشواط را از دیگر واجبات این عمل شمرده‌اند[۱۷۱].[۱۷۲]

زمان طواف

قرآن کریم در آیات ۲۷ - ۲۹ سوره حجّ مؤمنان را به طواف خانه خدا در حج پس از ذکر خدا در روزهایی معلوم و ادای «تَفَث» و وفا به «نذور» فرمان داده است: ﴿وَأَذِّن فِى ٱلنَّاسِ بِٱلْحَجِّ * لِّيَشْهَدُوا۟ مَنَـٰفِعَ لَهُمْ وَيَذْكُرُوا۟ ٱسْمَ ٱللَّهِ فِىٓ أَيَّامٍۢ مَّعْلُومَـٰتٍ عَلَىٰ مَا رَزَقَهُم مِّنۢ بَهِيمَةِ ٱلْأَنْعَـٰمِ * ثُمَّ لْيَقْضُوا۟ تَفَثَهُمْ وَلْيُوفُوا۟ نُذُورَهُمْ وَلْيَطَّوَّفُوا۟ بِٱلْبَيْتِ ٱلْعَتِيقِ[۱۷۳]. مراد از روزهای معلوم در آیه، بر پایه روایات و کلمات مفسران، ایام تشریق (روزهای ۱۱ تا ۱۳ ذیحجه) است[۱۷۴] و مقصود از ﴿لْيَقْضُوا۟ تَفَثَهُمْ تراشیدن سر و کوتاه کردن مو و ناخن و برطرف کردن دیگر آلودگی‌هاست[۱۷۵] و مراد از وفا به نذر نیز انجام دادن مناسک حج دانسته شده که در روز عید قربان انجام می‌شود[۱۷۶]، از این رو زمان طواف یادشده پس از اعمال روز عید خواهد بود. بیشتر فقیهان نیز مقصود از طواف یادشده را طواف زیارت یا طواف نساء[۱۷۷] و با استناد به روایات و سیره پیامبر و اهل‌بیت، زمان این دو طواف را پس از اعمال روز عید دانسته‌اند؛ اما درباره پایان وقت جواز انجام این دو طواف اختلاف نظر دارند[۱۷۸].[۱۷۹]

مکان طواف

جایگاه طواف، پیرامون کعبه است[۱۸۰]:﴿وَلْيَطَّوَّفُوا۟ بِٱلْبَيْتِ[۱۸۱]. فقیهان اهل‌سنت گفته‌اند: آیه یادشده عام است و طواف بر گرد خانه کعبه را دربر می‌گیرد؛ طواف کننده به کعبه دور باشد یا نزدیک[۱۸۲] و مانعی میان وی و کعبه باشد یا نباشد؛ نیز طواف در پشت بام مسجد را شامل می‌شود؛ در صورتی که بام مسجد کوتاه‌تر از خانه کعبه باشد[۱۸۳]. برخی از آنان نیز طواف بر بام مسجد الحرام را در صورتی که بلندتر از بام کعبه باشد نیز جایز دانسته‌اند[۱۸۴]. در مقابل، در روایاتی از اهل بیت مطاف در عصر رسول خدا فاصله میان کعبه و مقام ابراهیم دانسته شده و از طواف در خارج از این محدوده منع شده است[۱۸۵]. مشهور فقیهان متقدم و برخی فقیهان متأخر امامیه نیز بر پایه روایات یادشده، حد مطاف را محدوده یادشده دانسته‌اند[۱۸۶]؛ اما در مقابل، ابن جنید و بسیاری از فقیهان متأخر طواف در محدوده خارج از مقام را در صورت ضرورت یا به طور مطلق جایز دانسته‌اند[۱۸۷]؛ همچنین فقیهان امامیه طواف در طبقات بالایی مسجدالحرام را که بالاتر از سطح کعبه است صحیح نمی‌دانند[۱۸۸].[۱۸۹]

نماز طواف

پس از طواف، بر حجگزار واجب است دو رکعت نماز نزد مقام ابراهیم بگزارد[۱۹۰]:﴿وَٱتَّخِذُوا۟ مِن مَّقَامِ إِبْرَٰهِـۧمَ مُصَلًّۭى[۱۹۱]؛ با این استدلال که ﴿وَٱتَّخِذُوا۟ امر است و امر بر وجوب دلالت دارد[۱۹۲] در روایتی نیز آمده است که پیامبر اکرم پس از طواف دو رکعت نماز گزارد و سپس آیه یادشده را تلاوت کرد و مسلمانان دانستند که آیه یادشده درباره نماز طواف است[۱۹۳]. بیشتر روایات اهل‌بیت نیز مؤید این دیدگاه‌اند[۱۹۴]. در مقابل، شماری از فقیهان امامیه و بیشتر فقیهان اهل سنت این نماز را مستحب شمرده‌اند[۱۹۵].[۱۹۶]

منع از طواف

منع حجگزاران و دیگران از ورود به مسجد الحرام و طواف خانه خدا حرام است. و منع کنندگان از طواف[۱۹۷] و عبادت[۱۹۸] در این مسجد به عذاب الهی تهدید شده‌اند: ﴿وَمَا لَهُمْ أَلَّا يُعَذِّبَهُمُ ٱللَّهُ وَهُمْ يَصُدُّونَ عَنِ ٱلْمَسْجِدِ ٱلْحَرَامِ[۱۹۹]. قرآن کریم در آیه‌ای دیگر همگان را در عبادت و نماز و طواف در مسجد الحرام برابر شمرده و ظلم‌کنندگان در این مکان را مستحق عذاب الهی دانسته است[۲۰۰]:﴿ وَٱلْمَسْجِدِ ٱلْحَرَامِ ٱلَّذِى جَعَلْنَـٰهُ لِلنَّاسِ سَوَآءً ٱلْعَـٰكِفُ فِيهِ وَٱلْبَادِ وَمَن يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحَادٍۭ بِظُلْمٍۢ نُّذِقْهُ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍۢ[۲۰۱]. در روایتی نیز پیامبر متولیان مسجد الحرام را از منع دیگران از طواف و نماز در هر ساعتی از شب یا روز برحذر داشته است[۲۰۲].[۲۰۳]

منابع

پانویس

  1. معجم مقاییس اللغه، ج ۳، ص۴۳۲؛ التحقیق، ج ۷، ص۱۴۱، «طوف».
  2. مفردات، ص۳۱۱؛ التحقیق، ج ۷، ص۱۴۲، «طوف».
  3. مفردات، ص۳۱۱؛ لسان العرب، ج ۹، ص۲۲۶، «طوف».
  4. التحقیق، ج ۷، ص۱۴۲.
  5. معجم المصطلحات، ج ۲، ص۴۴۱؛ فرهنگ فقه، ج ۵، ص۲۱۷، «طواف».
  6. مسالک الافهام، شهید،‌ ج ۲، ص۳۴۳؛ جواهر الکلام، ج ۱۹، ص۳۵۲.
  7. معجم الفاظ الفقه، ص۲۷۳؛ الفقه علی المذاهب الخمسه، ج ۱، ص۲۲۹.
  8. المبسوط، ج ۴، ص۳۵؛ المجموع، ج ۸، ص۱۲؛ المغنی، ج ۳، ص۴۶۹.
  9. الفقه علی المذاهب الخمسه، ج ۱، ص۲۲۹؛ معجم الفاظ الفقه، ص۲۷۳.
  10. تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۳۴۷؛ معجم الفاظ الفقه، ص۲۷۳.
  11. معجم المصطلحات، ج ۲، ص۴۴۱؛ فرهنگ فقه، ج ۵، ص۲۲۹-۲۳۰.
  12. تاج العروس، ج ۷، ص۸۰، «صدر».
  13. معجم الفاظ الفقه، ص۲۷۳؛ التهذیب فی مناسک العمرة والحج، ج ۳، ص۲۸۸.
  14. الفقه علی المذاهب الخمسه، ج ۱، ص۲۲۹؛ معجم الفاظ الفقه، ص۲۷۳.
  15. المبسوط، ج ۴، ص۲۴؛ المغنی، ج ۳، ص۴۸۶.
  16. مسالک الافهام، شهید، ج ۲، ص۳۲۸؛ فرهنگ فقه، ج ۵، ص۲۱۷.
  17. التهذیب فی مناسک العمرة والحج، ج ۳، ص۳۸.
  18. کتاب الحج، ج ۳، ص۴۶۲.
  19. التهذیب فی مناسک العمرة والحج، ج ۳، ص۳۸.
  20. المهذب البارع، ج ۲، ص۲۰۶؛ ریاض المسائل، ج ۶، ص۵۴۹.
  21. الحدائق، ج ۱۶، ص۱۹۶-۱۹۲؛ مستند الشیعه، ج ۱۲، ص۱۵۲.
  22. معجم الفاظ الفقه، ص۲۴۹؛ فرهنگ فقه، ج ۵، ص۲۱۷.
  23. المجموع، ج ۸، ص۳۹؛ جواهر الکلام، ج ۱۹، ص۲۹۸.
  24. معجم الفاظ الفقه، ص۳۹۴؛ معجم المصطلحات، ج ۲، ص۴۴۰.
  25. ﴿إِنَّ ٱلصَّفَا وَٱلْمَرْوَةَ مِن شَعَآئِرِ ٱللَّهِ فَمَنْ حَجَّ ٱلْبَيْتَ أَوِ ٱعْتَمَرَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِ أَن يَطَّوَّفَ بِهِمَا وَمَن تَطَوَّعَ خَيْرًۭا فَإِنَّ ٱللَّهَ شَاكِرٌ عَلِيمٌ«بی‌گمان صفا و مروه از نشانه ‌های (بندگی) خداوند است پس هر کس حج خانهکعبه) بجای آورد یا عمره بگزارد بر او گناهی نیست که میان آن دو را بپیماید و هر که خود خواسته کاری نیک انجام دهد، خداوند سپاسگزاری داناست» سوره بقره، آیه ۱۵۸.
  26. احکام الفرآن، جصاص، ج ۱، ص۱۱۶؛ فقه القرآن، ج ۱، ص۲۷۴.
  27. الکافی، ج ۴، ص۲۴۹، ۴۲۱، ۴۲۵؛ تهذیب الاحکام، ج ۵، ص۱۲۹، ۱۳۸.
  28. الام، ج ۲، ص۱۷۸-۱۷۹؛ تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۱۱۶.
  29. ﴿إِنَّ ٱلصَّفَا وَٱلْمَرْوَةَ مِن شَعَآئِرِ ٱللَّهِ فَمَنْ حَجَّ ٱلْبَيْتَ أَوِ ٱعْتَمَرَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِ أَن يَطَّوَّفَ بِهِمَا وَمَن تَطَوَّعَ خَيْرًۭا فَإِنَّ ٱللَّهَ شَاكِرٌ عَلِيمٌ«بی‌گمان صفا و مروه از نشانه ‌های (بندگی) خداوند است پس هر کس حج خانه (ی کعبه) بجای آورد یا عمره بگزارد بر او گناهی نیست که میان آن دو را بپیماید و هر که خود خواسته کاری نیک انجام دهد، خداوند سپاسگزاری داناست» سوره بقره، آیه ۱۵۸.
  30. سوره حج، آیه ۲۶.
  31. سوره حج، آیه ۲۹.
  32. سوره بقره، آیه ۱۲۸.
  33. جامع البیان، ج ۱، ص۷۶۹؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۳۹۲.
  34. سوره بقره، آیه ۱۲۵.
  35. التفسیر الکبیر، ج ۴، ص۵۱؛ سند العروة الوثقی، ج ۳، ص۳۵۵.
  36. سوره مائده، آیه ۲. ﴿هُمُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ وَصَدُّوكُمْ عَنِ ٱلْمَسْجِدِ ٱلْحَرَامِ وَٱلْهَدْىَ مَعْكُوفًا أَن يَبْلُغَ مَحِلَّهُۥ وَلَوْلَا رِجَالٌۭ مُّؤْمِنُونَ وَنِسَآءٌۭ مُّؤْمِنَـٰتٌۭ لَّمْ تَعْلَمُوهُمْ أَن تَطَـُٔوهُمْ فَتُصِيبَكُم مِّنْهُم مَّعَرَّةٌۢ بِغَيْرِ عِلْمٍۢ لِّيُدْخِلَ ٱللَّهُ فِى رَحْمَتِهِۦ مَن يَشَآءُ لَوْ تَزَيَّلُوا۟ لَعَذَّبْنَا ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ مِنْهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا«آنانند که کفر ورزیدند و شما را از مسجد الحرام باز داشتند و نگذاشتند قربانی بازداشته به قربانگاه خود برسد و اگر مردان و زنان مؤمنی که آنان را نمی‌شناسید (در میان آنان) نبودند- که بیم می‌رود پایمالشان کنید و ندانسته خونبهایی از ایشان به گردن شما افتد- (فرمان حمله به مکّه را می‌دادیم) تا خداوند هر که را خواهد در بخشایش خویش درآورد؛ اگر (مؤمنان و کافران) از هم جدا می‌بودند، کافران از آنان را عذابی دردناک می‌کردیم» سوره فتح، آیه ۲۵.
  37. التفسیر الکبیر، ج ۶، ص۳۵-۳۶؛ فقه القرآن، ج ۱، ص۳۱۸-۳۱۹.
  38. صادقی فدکی، سید جعفر، مقاله «طواف»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۵۷۸.
  39. علل الشرایع، ج ۲، ص۴۰۶؛ بحار الانوار، ج ۶، ص۹۷.
  40. الکافی، ج ۴، ص۱۸۷؛ وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص۲۹۷.
  41. صحیح مسلم، ج ۱، ص۱۰۰-۱۰۱.
  42. صحیح مسلم، ج ۱، ص۱۰۱؛ کنز الدقائق، ج ۱۲، ص۴۴۴.
  43. مستدرک الوسائل، ج ۹، ص۳۲۵؛ بحار الانوار، ج ۹۶، ص۴۷.
  44. کنز العمال، ج ۱۴، ص۱۰۶؛ مستدرک الوسائل، ج ۸، ص۱۱.
  45. علل الشرایع، ج ۲، ص۴۰۷؛ وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص۳۳۲.
  46. وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص۳۷۵؛ مستدرک الوسائل، ج ۱۰، ص۲۱۳.
  47. الکافی، ج ۴، ص۱۹۱؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۲۲۹- ۲۲۶.
  48. من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص۲۲۹؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۱۲۸.
  49. الکافی، ج ۲، ص۱۲۴؛ من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص۲۳۰.
  50. تفسیر قرطبی، ج ۲، ص۱۲۸-۱۲۹؛ کنز العرفان، ج ۱، ص۳۳۹.
  51. سوره بقره، آیه ۱۲۸.
  52. تفسیر ابن کثیر، ج ۱،‌ ص۱۸۹؛ تقریب القرآن،‌ ج ۱، ص۱۷۸.
  53. الکافی، ج ۴، ص۲۰۲؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۲۲۹ -۲۳۰.
  54. اخبار مکه، ج ۱، ص۶۶؛ تفسیر قرطبی، ج ۲، ص۱۲۸-۱۲۹.
  55. سوره بقره، آیه ۱۲۵.
  56. جامع البیان، ج ۱۷، ص۱۸۹؛ مجمع البیان، ج ۷، ص۱۴۵.
  57. «و در میان مردم به حجّ بانگ بردار تا پیاده و سوار بر هر شتر تکیده‌ای که از هر راه دوری می‌رسند، نزد تو آیند * سپس باید آلایش‌های خود را بپیرایند و نذرهاشان را بجای آورند و خانه دیرین (کعبه) را طواف کنند» سوره حج، آیه۲۷و۲۹.
  58. جامع البیان، ج ۸، ص۲۰۱؛ التبیان، ج ۴، ص۳۸۲.
  59. سوره اعراف، آیه ۲۸.
  60. التبیان، ج ۴، ص۳۸۲؛ مجمع البیان، ج ۴، ص۲۳۹.
  61. جامع البیان، ج ۸، ص۲۰۱؛ الدر المنثور، ج ۳، ص۷۷.
  62. تفسیر ابن کثیر، ج ۲، ص۲۱۷؛ تفسیر قرطبی، ج ۷، ص۱۸۹.
  63. التفسیر الکبیر، ج ۱۴، ص۶۰.
  64. الکافی، ج ۵، ص۱۴۲؛ بحار الانوار، ج ۲۲، ص۲۹.
  65. سوره اعراف، آیه ۲۸.
  66. مجمع البیان، ج ۴، ص۲۴۴؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۴، ص۶۰.
  67. سوره اعراف، آیه ۳۱.
  68. جامع البیان، ج ۹، ص۳۱۸؛ اسباب النزول، ص۲۲۸-۲۲۹.
  69. «بگو: چه کسی زیوری را که خداوند برای بندگانش پدید آورده و (نیز) روزی‌های پاکیزه را، حرام کرده است؟ بگو: آن (ها) در زندگی این جهان برای کسانی است که ایمان آورده‌اند، در روز رستخیز (نیز) ویژه (ی مؤمنان) است؛ این چنین ما آیات خود را برای گروهی که دانشورند روشن می‌داریم» سوره اعراف، آیه ۳۲.
  70. «بگو جز این نیست که پروردگارم زشتکاری‌های آشکار و پنهان و گناه و افزونجویی ناروا را حرام کرده است و (نیز) اینکه برای خداوند چیزی را که برهانی بر آن فرو نفرستاده است شریک آورید و اینکه درباره خداوند چیزی بگویید که نمی‌دانید» سوره اعراف، آیه ۳۳.
  71. جامع البیان، ج ۸، ص۲۱؛ مجمع البیان، ج ۴، ص۲۴۷.
  72. زبدة التفاسیر، ج ۲، ص۵۱۶؛ التفسیر الکاشف، ج ۳، ص۳۲۳.
  73. جامع البیان، ج ۹، ص۳۱۸؛ مجمع البیان، ج ۴، ص۴۶۳.
  74. «و نماز آنان نزد خانه (ی کعبه) جز سوت کشیدن و کف زدن نبود پس عذاب را برای کفری که می‌ورزیدید بچشید!» سوره انفال، آیه ۳۵.
  75. جامع البیان، ج ۹، ص۳۱۸؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص۱۶۰.
  76. التفسیر الکبیر، ج ۱۶، ص۸؛ زبدة التفاسیر، ج ۳، ص۸۷.
  77. سوره توبه، آیه ۱۷.
  78. ﴿بَرَآءَةٌۭ مِّنَ ٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦٓ إِلَى ٱلَّذِينَ عَـٰهَدتُّم مِّنَ ٱلْمُشْرِكِينَ * فَسِيحُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍۢ وَٱعْلَمُوٓا۟ أَنَّكُمْ غَيْرُ مُعْجِزِى ٱللَّهِ وَأَنَّ ٱللَّهَ مُخْزِى ٱلْكَـٰفِرِينَ«(این) بیزاری خداوند و پیامبر اوست از مشرکانی که با آنان پیمان بسته‌اید * چهار ماه در این سرزمین (آزاد) بگردید و بدانید که شما خداوند را به ستوه نمی‌توانید آورد و خداوند رسواگر کافران است» سوره توبه، آیه ۱-۲.
  79. جامع البیان، ج ۱۰، ص۸۵-۸۲؛ البرهان، ج ۲، ص۷۳۰.
  80. نمونه، ج ۷، ص۳۴۸.
  81. سوره توبه، آیه ۲۸.
  82. وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص۴۰۰-۴۰۱؛ بحار الانوار، ج ۲۱، ص۲۷۳.
  83. صادقی فدکی، سید جعفر، مقاله «طواف»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۵۸۰.
  84. احکام القرآن، جصاص، ج ۳، ص۳۰۲؛ الصحیح من سیرة النبی، ج ۱۴، ص۲۷-۲۸.
  85. التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص۱۵۹؛ فتح القدیر، ج ۲، ص۳۰۷.
  86. مجمع البیان، ج ۷، ص۱۴۴؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص۱۵۹.
  87. سوره انفال، آیه ۳۴.
  88. «بی‌گمان به کسانی که کفر ورزیده‌اند و (مردم را) از راه خداوند و از مسجد الحرام- که آن را برای بومی و غیر بومی یکسان قرار داده‌ایم- باز می‌دارند و (نیز) به هر کس که در آن از سر ستم آهنگ کژروی کند، از عذابی دردناک می‌چشانیم» سوره حج، آیه ۲۵.
  89. جامع البیان، ج ۲۶، ص۱۲۴؛ التبیان، ج ۹، ص۳۳۱.
  90. سوره حج، آیه ۲۵.
  91. مجمع البیان، ج ۷، ص۱۴۴؛ التفسیر الکبیر، ج ۲۳، ص۲۳.
  92. الکافی، ج ۶، ص۴۸۶؛ مجمع البیان، ج ۹، ص۲۱۱.
  93. جامع البیان، ج ۲۶، ص۱۳۹؛ احکام القرآن، ابن عربی، ج ۴، ص۱۳۹.
  94. جامع البیان، ج ۲۶، ص۱۳۹؛ مجمع البیان، ج ۹، ص۲۱۱.
  95. «خداوند، به حق رؤیای پیامبرش را راست گردانیده است؛ شما اگر خداوند بخواهد با ایمنی، در حالی که سرهای خود را تراشیده و موها را کوتاه کرده‌اید، بی‌آنکه بهراسید به مسجد الحرام وارد می‌شوید بنابراین او چیزی را می‌دانست که شما نمی‌دانید، از این رو پیش از آن پیروزی نزدیکی پدید آورد» سوره فتح، آیه ۲۷.
  96. مجمع البیان، ج ۹، ص۲۱۱؛ التفسیر الکبیر، ج ۸، ص۱۶۱.
  97. مجمع البیان، ج ۹، ص۲۱۲؛ البدایة والنهایه، ج ۴، ص۲۶۱.
  98. سنن ابی داود، ج ۱، ص۴۲۱؛ الصحیح من سیرة النبی، ج ۱۹، ص۱۷۷-۱۷۸.
  99. السیرة النبویه، ج ۳، ص۴۳۲؛ الصحیح من سیرة النبی، ج ۱۹، ص۱۵۶.
  100. مسند احمد، ج ۱، ص۳۰۴؛ سنن ابی داود، ج ۱، ص۴۲۰.
  101. الکافی، ج ۴، ص۲۴۸-۲۴۵؛ تهذیب الاحکام، ج ۵، ص۴۵۷-۴۵۴.
  102. صحیح مسلم، ج ۴، ص۶۷-۶۸؛ سنن ابن ماجه، ج ۲، ص۹۸۳.
  103. صادقی فدکی، سید جعفر، مقاله «طواف»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۵۸۳.
  104. الکافی، ج ۴، ص۱۸۷-۱۸۸؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۱۷۸.
  105. سوره بقره، آیه ۱۲۵.
  106. احکام القرآن، جصاص، ج ۱، ص۸۹. سند العروة الوثقی، ج ۳، ص۳۵۵.
  107. «و در میان مردم به حجّ بانگ بردار تا پیاده و سوار بر هر شتر تکیده‌ای که از هر راه دوری می‌رسند، نزد تو آیند * سپس باید آلایش‌های خود را بپیرایند و نذرهاشان را بجای آورند و خانه دیرین (کعبه) را طواف کنند» سوره حج، آیه۲۷و۲۹.
  108. «و (یاد کن) آنگاه را که ابراهیم را در خانه (کعبه) مستقر ساختیم (و گفتیم) که هیچ چیز را شریک من قرار مده و خانه مرا برای طواف‌کنندگان و قیام‌کنندگان و رکوع‌کنندگان سجده‌گزار پاکیزه بدار!» سوره حج، آیه ۲۶.
  109. مجمع البیان، ج ۱، ص۳۸۲؛ التفسیر الکبیر، ج ۴، ص۵۷.
  110. سوره بقره، آیه ۱۲۵.
  111. کنز العرفان، ج ۱، ص۳۱۰.
  112. مجمع الزوائد، ج ۳، ص۲۹۲؛ الدر المنثور، ج ۱، ص۱۳۶.
  113. الکافی، ج ۴، ص۲۴۰؛ من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص۲۰۷.
  114. التفسیر الکاشف، ج ۵، ص۳۲۴؛ زهرة التفاسیر، ج ۱، ص۴۴۷-۴۴۸.
  115. مستدرک الوسائل، ج ۹، ص۳۶۴، ۳۷۷؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۱۱، ص۳۶۸.
  116. تهذیب الاحکام، ج ۵، ص۴۷۱؛ وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص۳۰۸.
  117. سوره حج، آیه۲۹و۳۰.
  118. تفسیر قرطبی، ج ۱۲، ص۵۴؛ المیزان، ج ۱۴، ص۳۷۱.
  119. تهذیب الاحکام، ج ۵، ص۱۲۰؛ وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص۳۰۲.
  120. الکافی، ج ۴، ص۴۱۱؛ وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص۳۰۲-۳۰۳.
  121. الکافی، ج ۴، ص۴۱۲؛ من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص۲۰۶-۲۰۷.
  122. صادقی فدکی، سید جعفر، مقاله «طواف»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۵۸۵.
  123. «و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: می‌خواهم جانشینی در زمین بگمارم، گفتند: آیا کسی را در آن می‌گماری که در آن تباهی می‌کند و خون‌ها می‌ریزد در حالی که ما تو را با سپاس، به پاکی می‌ستاییم و تو را پاک می‌شمریم؛ فرمود: من چیزی می‌دانم که شما نمی‌دانید» سوره بقره، آیه۳۰.
  124. الکافی، ج ۴، ص۱۸۷-۱۸۸؛ وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص۲۹۶-۲۹۷.
  125. علل الشرایع، ج ۱، ص۱۰۵؛ ج ۲، ص۴۰۲.
  126. سوره بقره، آیه ۳۴.
  127. سوره بقره، آیه۳۳.
  128. مستدرک الوسائل، ج ۹، ص۳۲۵؛ بحار الانوار، ج ۹۶، ص۲۰۵.
  129. الکافی، ج ۴، ص۱۸۷-۱۸۸؛ بحار الانوار، ج ۱۱، ص۱۲۰.
  130. وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص۲۹۶؛ بحار الانوار، ج ۱۱، ص۱۱۰.
  131. علل الشرایع، ج ۲، ص۴۰۳؛ وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص۲۹۶.
  132. الکافی، ج ۴، ص۱۸۷-۱۸۸؛ عیون اخبار الرضا، ج ۲، ص۹۸.
  133. الکافی، ج ۴، ص۱۸۷-۱۸۸؛ مستدرک الوسائل، ج ۹، ص۳۷۰.
  134. مستدرک الوسائل، ج ۹، ص۳۲۵؛ بحار الانوار، ج ۵۵، ص۵۹.
  135. تفسیر عیاشی، ج ۱، ص۳۱؛ مستدرک الوسائل، ج ۹، ص۳۷۰، ۳۸۶.
  136. مسند احمد، ج ۶، ص۶۴، ۱۳۹؛ عوالی اللئالی، ج ۱، ص۳۲۴.
  137. علل الشرایع، ج ۲، ص۴۰۷؛ وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص۳۳۲.
  138. من لایحضره الفقیه، ج ۴، ص۳۶۵؛ وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص۳۳۱.
  139. صادقی فدکی، سید جعفر، مقاله «طواف»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۵۸۶.
  140. تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۱۲۶؛ الاقناع، ج ۱، ص۲۳۳.
  141. «و در میان مردم به حجّ بانگ بردار تا پیاده و سوار بر هر شتر تکیده‌ای که از هر راه دوری می‌رسند، نزد تو آیند * سپس باید آلایش‌های خود را بپیرایند و نذرهاشان را بجای آورند و خانه دیرین (کعبه) را طواف کنند» سوره حج، آیه۲۷و۲۹.
  142. احکام القرآن، جصاص، ج ۳، ص۳۱۲؛ مجمع البیان، ج ۷، ص۱۴۷.
  143. تقریرات الحج، گلپایگانی، ج ۲، ص۵۰؛ التهذیب فی مناسک الحج والعمره، ج ۳، ص۸.
  144. المبسوط، ج ۴، ص۳۴؛ تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۱۲۶.
  145. الکافی، ج ۴، ص۵۰۳-۵۰۴؛ مستدرک الوسائل، ج ۹، ص۳۷۹.
  146. الام، ج ۲، ص۱۹۶؛ التفسیر الکبیر، ج ۲۳، ص۳۰.
  147. مسالک الافهام، کاظمی، ج ۲، ص۱۲۸؛ الحدائق، ج ۱۷، ص۲۸۱.
  148. الام، ج ۲، ص۱۹۶؛ جامع البیان، ج ۱۷، ص۲۰۰.
  149. کنز العرفان، ج ۱، ص۲۷۱؛ فقه القرآن، ج ۱، ص۲۸۱، ۲۸۸.
  150. صادقی فدکی، سید جعفر، مقاله «طواف»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۵۸۷.
  151. ذکری، ج ۳، ص۵؛ مسالک الافهام، کاظمی، ج ۱، ص۱۷۴.
  152. المجموع، ج ۸، ص۱۹؛ مسالک الافهام، کاظمی، ج ۱، ص۱۷۴.
  153. مجمع البیان، ج ۴، ص۲۳۹؛ المجموع، ج ۳، ص۱۶۵.
  154. المجموع، ج ۸، ص۱۴؛ الحدائق، ج ۱۶، ص۹۳-۹۴.
  155. تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۸۳؛ المجموع، ج ۸، ص۱۴.
  156. سوره حج، آیه ۲۹.
  157. المبسوط، ج ۴، ص۳۸؛ المجموع، ج ۸، ص۱۷.
  158. فقه الامام جعفر الصادق، ج ۲، ص۱۹۱؛ مناسک الحج، گلپایگانی، ص۱۰۹.
  159. صادقی فدکی، سید جعفر، مقاله «طواف»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۵۸۸.
  160. مستند الشیعه، ج ۱۲، ص۶۹؛ جواهر الکلام، ج ۱۹، ص۲۸۵.
  161. ایضاح الفوائد، ج ۱، ص۲۹۷؛ الدروس الشرعیه، ج ۱، ص۳۹۶-۳۹۷.
  162. تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۳۱۸؛ مجمع الفائده، ج ۷، ص۷۴.
  163. سوره بینه، آیه ۵.
  164. تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۳۱۸.
  165. الحدائق، ج ۱۶، ص۱۰۲؛ تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۹۰.
  166. سوره حج، آیه ۲۹.
  167. تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۹۰؛ الفقه علی المذاهب الخمسه، ج ۱، ص۲۳۵.
  168. الام، ج ۲، ص۱۹۲؛ تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۹۱.
  169. تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۹۱؛ الحدائق، ج ۱۶، ص۱۰۶.
  170. الام، ج ۲، ص۱۹۲؛ کشاف القناع، ج ۲، ص۵۶۰.
  171. فتح الوهاب، ج ۱، ص۲۴۳-۲۴۴؛ مستند الشیعه، ج ۱۲، ص۷۷-۶۹.
  172. صادقی فدکی، سید جعفر، مقاله «طواف»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۵۸۹.
  173. سوره حج، آیه۲۷-۲۹.
  174. مجمع البیان، ج ۷، ص۱۴۶؛ وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص۲۷۰.
  175. الکافی، ج ۴، ص۵۰۳-۵۰۴، ۵۴۹؛ وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص۲۱۲-۲۱۳.
  176. الکافی، ج ۴، ص۵۴۹؛ معانی الاخبار، ص۳۴۰.
  177. المغنی، ج ۳، ص۴۶۵؛ مغنی المحتاج، ج ۱، ص۵۱۳؛ الحدائق، ج ۱۷، ص۲۸۱.
  178. الحدائق، ج ۱۷، ص۲۷۳-۲۷۴؛ جواهر الکلام، ج ۱۹، ص۲۶۶-۲۶۴.
  179. صادقی فدکی، سید جعفر، مقاله «طواف»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۵۸۹.
  180. بدائع الصنایع، ج ۲، ص۱۳۱.
  181. سوره حج، آیه ۲۹.
  182. بدائع الصنایع، ج ۲، ص۱۳۱.
  183. فتح العزیز، ج ۷، ص۳۰۱؛ المجموع، ج ۸، ص۳۹.
  184. المجموع، ج ۸، ص۳۹؛ نهایة المحتاج، ج ۳، ص۲۸۳.
  185. الکافی، ج ۴، ص۴۱۳؛ تهذیب الاحکام، ج ۵، ص۱۰۸.
  186. الحدائق، ج ۱۶، ص۱۱۰؛ تحریر الوسیله، ج ۱، ص۴۳۳.
  187. فتاوی ابن جنید، ص۱۳۶؛ مناسک الحج، ص۱۵۶.
  188. استفتائات، سیستانی، ص۳۸۸.
  189. صادقی فدکی، سید جعفر، مقاله «طواف»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۵۹۰.
  190. المبسوط، ج ۴، ص۱۱۲؛ تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۹۴.
  191. سوره بقره، آیه ۱۲۵.
  192. مسالک الافهام، کاظمی، ج ۲، ص۲۴۰؛ الحدائق، ج ۱۶، ص۱۳۴.
  193. بدائع الصنایع، ج ۲، ص۱۴۸؛ جواهر الکلام، ج ۱۹، ص۳۰۱.
  194. تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۹۴؛ الحدائق، ج ۱۶، ص۱۳۴.
  195. مختلف الشیعه، ج ۴، ص۱۸۴؛ المجموع، ج ۸، ص۴۹؛ مواهب الجلیل، ج ۴، ص۱۵۶.
  196. صادقی فدکی، سید جعفر، مقاله «طواف»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۵۹۰.
  197. تفسیر بغوی، ج ۲، ص۲۴۶؛ التفسیر الوسیط، ج ۶، ص۹۲.
  198. التفسیر الوسیط، ج ۶، ص۹۲.
  199. سوره انفال، آیه ۳۴.
  200. فقه القرآن، ج ۱، ص۳۱۸؛ الوجیز فی تفسیر القرآن العزیز، ج ۱، ص۳۳۸-۳۳۹.
  201. سوره حج، آیه ۲۵.
  202. مسند احمد، ج ۴، ص۸۰؛ عوالی اللئالی، ج ۱، ص۲۰۱.
  203. صادقی فدکی، سید جعفر، مقاله «طواف»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۵۹۱.