فساد در قرآن: تفاوت میان نسخهها
←خصلت، فسادگری انسان
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۹۹: | خط ۹۹: | ||
بنابراین از مشخصات فاسد شدن و یا فاسد بودن هر چیزی آن است که آن چیز از حالت استوا و اعتدال خود خارج شده و بر خلاف مقتضای [[طبیعت]] خود در آمده باشد.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[روانشناسی مفسدان و زمینه و آثار آن (مقاله)|روانشناسی مفسدان و زمینه و آثار آن]]</ref> | بنابراین از مشخصات فاسد شدن و یا فاسد بودن هر چیزی آن است که آن چیز از حالت استوا و اعتدال خود خارج شده و بر خلاف مقتضای [[طبیعت]] خود در آمده باشد.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[روانشناسی مفسدان و زمینه و آثار آن (مقاله)|روانشناسی مفسدان و زمینه و آثار آن]]</ref> | ||
== | ==[[خصلت]]، فسادگری [[انسان]]== | ||
انسان همانگونه که میتواند موجودی [[فاسد]] باشد و [[نفس انسانی]] از حالت [[اعتدال]] و استوایی که [[خداوند]] وی را بر آن [[آفریده]] است ([[شمس]]، [[آیه]] ۷ و انفطار، آیه ۷) خارج شود، همچنین میتواند انسان مفسدی باشد. خصلت فسادگری در انسان مسأله ای است که حتی از سوی [[فرشتگان]] در هنگام [[آفرینش]] [[حضرت آدم]]{{ع}} مطرح میشود و خداوند در برابر آن [[سکوت]] میکند که علامت [[تأیید]] است؛ زیرا هر گاه خداوند در [[قرآن]] نقل قولی از دیگران داشته باشد در صورت بطلان و نادرستی سخن، به نقد آن میپردازد و نادرستی آن و یا حتی وجه نادرستی و بطلان آن را بیان میکند. | |||
فرشتگان چنان که خداوند در آیه ۳۰ [[سوره بقره]] نقل میکند با چنان اطمینانی از فسادگری و [[خونریزی]] [[بشر]]، پیش از آفرینش[[سخن]] میگویند که خود بیانگر [[علم]] آنان به خصلت طبیعی [[بشر]] در این مسأله میباشد. فرشتگان بر اساس همین خصلت است که وی را [[شایسته]] [[خلافت]] بر [[کائنات]] نمیدانند و در برابرش حاضر به [[سجده]] [[تکوینی]] نمیشوند که به معنای پذیرش [[تسخیر]] بشر بر آنان و [[ربوبیت]] طولی وی میباشد. | |||
فرشتگان | البته خداوند برای فرشتگان تبیین میکند که فسادگری بشر، به سبب زمینههای کمالی که در وی به [[جعل]] و [[تعلیم]] [[اسمای الهی]] انجام شده، جبران شده است. از این روست که فرشتگان پس از [[آگاهی]] به این موضوع، در برابر [[فرمان]] [[سجده]] مقاومتی نمیکنند و آن را میپذیرند و انجام میدهند تا این گونه خلافت را به شکل کامل پذیرا باشند. البته مقاومتهای نخستین فرشتگان که به شکل [[مجادله]] و گفت و گو با خداوند بروز و ظهور کرد، به سبب [[ناآگاهی]] آنان به ارزشهایی والای [[انسانی]] بود که به سبب جلوه گری شدید مسأله خصلت فسادگری انسان موجب شده بود تا خلافت و [[سلطه]] انسان را نپذیرند. | ||
خداوند در [[آیات]] دیگر قرآن از جمله [[سوره شمس]] تبیین میکند که [[گرایش]] به سوی [[فجور]] و [[تعدی]] و [[تجاوز]] موجب میشود تا [[انسانها]] نتوانند در مسیر [[صلاح]] و [[اعتدال]] گام بردارند.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[روانشناسی مفسدان و زمینه و آثار آن (مقاله)|روانشناسی مفسدان و زمینه و آثار آن]]</ref> | |||
خداوند در آیات دیگر قرآن از جمله سوره شمس تبیین میکند که گرایش به سوی فجور و تعدی و تجاوز موجب میشود تا انسانها نتوانند در مسیر صلاح و اعتدال گام بردارند. | |||
==زمینههای فساد در انسان== | ==زمینههای فساد در انسان== | ||