جز
جایگزینی متن - ']] صفحه' به ']]، ص'
جز (جایگزینی متن - '''']].' به '''']]') |
جز (جایگزینی متن - ']] صفحه' به ']]، ص') |
||
| خط ۱۸: | خط ۱۸: | ||
* '''[[طه حسين]]:''' طه حسين نویسنده مشهور مصری است که در کودکی نابینا شده و مدتی در مکتبهای قدیم درس خوانده است و برای ادامه تحصیل به اروپا رفته و تحصیلات خود را تکمیل کرده است. کتابهای او در جهان عرب شهرت فراوان دارد. او در کتاب علی و پسرانش بخشی از جنگ صفین را ترسیم کرده است که یکی از افراد از رویارویی اصحاب [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}}، [[امام علی]] {{ع}}، عمار یاسر، [[اویس قرنی]] و [[طلحه]]، [[زبير]] و [[عایشه]] در برابر یکدیگر متعجب و در تشخیص حق و باطل حیرتزده شده بود. [[امام علی|امیرمؤمنان على]] {{ع}} او را راهنمایی کرده و فرمودند: حق و باطل را نباید با معیار شخصیتها و افراد شناخت. افراد مقیاس حق و باطل نیستند، بلکه حق و باطل معیار ارزیابی افراد هستند. طه حسين پس از نقل کلام [[امام علی|علی]] {{ع}} میگوید: من پس از [[وحی]] و سخن خداوند، پاسخی شیواتر و با جلالتر از این کلام ندیدهام.<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[سیری در نهج البلاغه (کتاب)|سیری در نهج البلاغه]]، مجموعه آثار، ج ۱۶، صص ۳۰۸-۳۶۶.</ref> | * '''[[طه حسين]]:''' طه حسين نویسنده مشهور مصری است که در کودکی نابینا شده و مدتی در مکتبهای قدیم درس خوانده است و برای ادامه تحصیل به اروپا رفته و تحصیلات خود را تکمیل کرده است. کتابهای او در جهان عرب شهرت فراوان دارد. او در کتاب علی و پسرانش بخشی از جنگ صفین را ترسیم کرده است که یکی از افراد از رویارویی اصحاب [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}}، [[امام علی]] {{ع}}، عمار یاسر، [[اویس قرنی]] و [[طلحه]]، [[زبير]] و [[عایشه]] در برابر یکدیگر متعجب و در تشخیص حق و باطل حیرتزده شده بود. [[امام علی|امیرمؤمنان على]] {{ع}} او را راهنمایی کرده و فرمودند: حق و باطل را نباید با معیار شخصیتها و افراد شناخت. افراد مقیاس حق و باطل نیستند، بلکه حق و باطل معیار ارزیابی افراد هستند. طه حسين پس از نقل کلام [[امام علی|علی]] {{ع}} میگوید: من پس از [[وحی]] و سخن خداوند، پاسخی شیواتر و با جلالتر از این کلام ندیدهام.<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[سیری در نهج البلاغه (کتاب)|سیری در نهج البلاغه]]، مجموعه آثار، ج ۱۶، صص ۳۰۸-۳۶۶.</ref> | ||
* '''[[محمود عقاد]]:''' او نیز از اندیشمندان معاصر مصری است. وی در کتاب عبقريّة الامام در توصیف [[امام علی]] {{ع}} چنین گفته است: من کلید شخصیت [[امام علی|علی]] {{ع}} را در فروسیت پیدا کردم. فروسیت یعنی مردانگی و مردانگی بالاتر از شجاعت است. علی {{ع}} مردی است که در سراسر زندگی او روح مردانگی وجود دارد؛ چه در میدان جنگ، چه در محیط خانواده، چه در محراب عبادت، و چه در مسند حکومت و در هر جای دیگر.<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[حماسه حسینی (کتاب)|حماسه حسینی]]، مجموعه آثار، ج ۱۷، ص ۴۴.</ref> | * '''[[محمود عقاد]]:''' او نیز از اندیشمندان معاصر مصری است. وی در کتاب عبقريّة الامام در توصیف [[امام علی]] {{ع}} چنین گفته است: من کلید شخصیت [[امام علی|علی]] {{ع}} را در فروسیت پیدا کردم. فروسیت یعنی مردانگی و مردانگی بالاتر از شجاعت است. علی {{ع}} مردی است که در سراسر زندگی او روح مردانگی وجود دارد؛ چه در میدان جنگ، چه در محیط خانواده، چه در محراب عبادت، و چه در مسند حکومت و در هر جای دیگر.<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[حماسه حسینی (کتاب)|حماسه حسینی]]، مجموعه آثار، ج ۱۷، ص ۴۴.</ref> | ||
* '''[[على الوردی]]:''' او عراقی و استاد دانشگاه است. گرچه شیعه است، اما تمایلهای مارکسیستی نیز دارد. او سلوک عملی [[امام علی]] {{ع}} را نقضکننده یکی از اصول مارکسیسم میداند. مارکسیسم بر آن است که در برابر شرایط اجتماعی و اقتصادی بهویژه موقعیت طبقاتی، اصالتی برای فکر و عقیده و ایمان وجود ندارد. انسان نمیتواند در شرایط مختلف یکسان فکر کند. انسان منطق ثابت ندارد؛ در کاخ و کوخ، دو منطق عملی متفاوت دارد. علی الوردی در کتاب مهزلة العقل البشری با اشاره به این اصل مارکسیسم میگوید: علی {{ع}} در زندگی خود این اصل مارکس را نقض کرد. تاریخ [[امام علی|علی]] {{ع}} خلاف این مطلب را ثابت کرد؛ چرا که شیوه [[امام علی|علی]] {{ع}} در دو وضع اجتماعی و طبقاتی مختلف ذرهای تغییر نکرد؛ یعنی روزی که به عنوان سرباز ساده و فقیر برای قنات جاری کردن، درخت کاشتن، زراعت و ... زحمت میکشد و مزد میگیرد و روزی که پول و ثروت به جامعه اسلامی سرازیر شد، ذرهای تغییر نکرد. در حالی که ثروت، ایمان صدها نفر از مسلمانان مانند طلحه و زبیر را از بین برد. رفتار [[امام علی|علی]] {{ع}} هنگام [[خلافت]] همانگونه بود که هنگام کارگری. علی {{ع}} نشان داد انسان میتواند منطق ثابت عملی داشته باشد.<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[جهانبینی توحیدی (کتاب)|جهانبینی توحیدی]]، مجموعه آثار، ج۲، ص ۱۷۳؛ ج ۱۶، ص ۶۱؛ ج ۲۳، ص ۱۷۹.</ref><ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[امیر مؤمنان علی (کتاب)|امیر مؤمنان علی؛ چلچراغ حکمت]] | * '''[[على الوردی]]:''' او عراقی و استاد دانشگاه است. گرچه شیعه است، اما تمایلهای مارکسیستی نیز دارد. او سلوک عملی [[امام علی]] {{ع}} را نقضکننده یکی از اصول مارکسیسم میداند. مارکسیسم بر آن است که در برابر شرایط اجتماعی و اقتصادی بهویژه موقعیت طبقاتی، اصالتی برای فکر و عقیده و ایمان وجود ندارد. انسان نمیتواند در شرایط مختلف یکسان فکر کند. انسان منطق ثابت ندارد؛ در کاخ و کوخ، دو منطق عملی متفاوت دارد. علی الوردی در کتاب مهزلة العقل البشری با اشاره به این اصل مارکسیسم میگوید: علی {{ع}} در زندگی خود این اصل مارکس را نقض کرد. تاریخ [[امام علی|علی]] {{ع}} خلاف این مطلب را ثابت کرد؛ چرا که شیوه [[امام علی|علی]] {{ع}} در دو وضع اجتماعی و طبقاتی مختلف ذرهای تغییر نکرد؛ یعنی روزی که به عنوان سرباز ساده و فقیر برای قنات جاری کردن، درخت کاشتن، زراعت و ... زحمت میکشد و مزد میگیرد و روزی که پول و ثروت به جامعه اسلامی سرازیر شد، ذرهای تغییر نکرد. در حالی که ثروت، ایمان صدها نفر از مسلمانان مانند طلحه و زبیر را از بین برد. رفتار [[امام علی|علی]] {{ع}} هنگام [[خلافت]] همانگونه بود که هنگام کارگری. علی {{ع}} نشان داد انسان میتواند منطق ثابت عملی داشته باشد.<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[جهانبینی توحیدی (کتاب)|جهانبینی توحیدی]]، مجموعه آثار، ج۲، ص ۱۷۳؛ ج ۱۶، ص ۶۱؛ ج ۲۳، ص ۱۷۹.</ref><ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[امیر مؤمنان علی (کتاب)|امیر مؤمنان علی؛ چلچراغ حکمت]]، ص ۲۶ تا ۳۳.</ref> | ||
==از دیدگاه غیر مسلمانان== | ==از دیدگاه غیر مسلمانان== | ||
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
* '''[[جبران خليل جبران]]:''' او مسیحی و اهل لبنان است. در دوازده سالگی به آمریکا رفته و تحصیلات خود را ادامه داده است. او هم هنرمندی نقاش است و هم از نویسندگان بزرگ عرب که به دو زبان عربی و انگلیسی کتاب نوشته است. از شیفتگان [[امام علی|علی]] {{ع}} است و علی {{ع}} و [[حضرت مسیح]] {{ع}} را از بزرگترین شخصیتهای دنیا میداند.<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[اسلام و نیازهای زمان (کتاب)|اسلام و نیازهای زمان]]، مجموعه آثار، ج ۲۱، ص ۱۸۱.</ref> وی درباره [[امام علی|علی]] {{ع}} میگوید: به عقیده من على {{ع}} نخستین عربی است که با روح کلی جهان تماس پیدا کرده و با او سخن گفته است. یعنی [[امام على]] {{ع}} همسایه خدا و همنشین او است و شبها با خدا به سر میبرد. او به [[امام علی|امیرمؤمنان]] {{ع}} حتی از [[پیامبر خاتم|حضرت رسول]] {{صل}} هم بیشتر اظهار علاقه میکند و میگوید: علی {{ع}} مُرد در حالی که نماز بین دو لبش بود. [[امام علی|علی]] {{ع}} پیش از زمان خود بود و من آگاه نیستم که چرا روزگار گاهی افرادی را پیش زمان خودشان به وجود میآورد. یعنی زمان على {{ع}} گنجایش او را نداشت. البته [[امام على]] {{ع}} درباره مردان الهی تعبیری عمیقتر بهکار برده و میگوید: "این گونه اشخاص در هر زمانی متولد شوند پیش از زمان خود هستند" یعنی آنقدر بزرگ هستند که در هر زمان که باشند، زمان خودشان ظرفیت شناخت و معرفی ایشان را ندارد.<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[اسلام و نیازهای زمان (کتاب)|عدل الهی]]، مجموعه آثار، ج ۱، ص ۲۷۶؛ ج ۱۷، ص ۱۶۴.</ref> | * '''[[جبران خليل جبران]]:''' او مسیحی و اهل لبنان است. در دوازده سالگی به آمریکا رفته و تحصیلات خود را ادامه داده است. او هم هنرمندی نقاش است و هم از نویسندگان بزرگ عرب که به دو زبان عربی و انگلیسی کتاب نوشته است. از شیفتگان [[امام علی|علی]] {{ع}} است و علی {{ع}} و [[حضرت مسیح]] {{ع}} را از بزرگترین شخصیتهای دنیا میداند.<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[اسلام و نیازهای زمان (کتاب)|اسلام و نیازهای زمان]]، مجموعه آثار، ج ۲۱، ص ۱۸۱.</ref> وی درباره [[امام علی|علی]] {{ع}} میگوید: به عقیده من على {{ع}} نخستین عربی است که با روح کلی جهان تماس پیدا کرده و با او سخن گفته است. یعنی [[امام على]] {{ع}} همسایه خدا و همنشین او است و شبها با خدا به سر میبرد. او به [[امام علی|امیرمؤمنان]] {{ع}} حتی از [[پیامبر خاتم|حضرت رسول]] {{صل}} هم بیشتر اظهار علاقه میکند و میگوید: علی {{ع}} مُرد در حالی که نماز بین دو لبش بود. [[امام علی|علی]] {{ع}} پیش از زمان خود بود و من آگاه نیستم که چرا روزگار گاهی افرادی را پیش زمان خودشان به وجود میآورد. یعنی زمان على {{ع}} گنجایش او را نداشت. البته [[امام على]] {{ع}} درباره مردان الهی تعبیری عمیقتر بهکار برده و میگوید: "این گونه اشخاص در هر زمانی متولد شوند پیش از زمان خود هستند" یعنی آنقدر بزرگ هستند که در هر زمان که باشند، زمان خودشان ظرفیت شناخت و معرفی ایشان را ندارد.<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[اسلام و نیازهای زمان (کتاب)|عدل الهی]]، مجموعه آثار، ج ۱، ص ۲۷۶؛ ج ۱۷، ص ۱۶۴.</ref> | ||
* '''[[جرج جرداق]]:''' او نیز از نویسندگان مسیحی معاصر است. کتاب مشهوری درباره [[امام علی|علی]] {{ع}} به نام الامام علی بن ابی طالب، صوت العدالة الانسانيه نگاشته و در آن از [[فضایل]] حضرت سخن گفته است. به نظر جرج جرداق، [[امام علی|علی]] {{ع}} مردی الهی و همرتبه [[حضرت مسیح]] {{ع}} است.<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[عدل الهی (کتاب)|عدل الهی]]، مجموعه آثار، ج ۱، ص ۲۷۶.</ref> | * '''[[جرج جرداق]]:''' او نیز از نویسندگان مسیحی معاصر است. کتاب مشهوری درباره [[امام علی|علی]] {{ع}} به نام الامام علی بن ابی طالب، صوت العدالة الانسانيه نگاشته و در آن از [[فضایل]] حضرت سخن گفته است. به نظر جرج جرداق، [[امام علی|علی]] {{ع}} مردی الهی و همرتبه [[حضرت مسیح]] {{ع}} است.<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[عدل الهی (کتاب)|عدل الهی]]، مجموعه آثار، ج ۱، ص ۲۷۶.</ref> | ||
* '''[[ميخائيل نعيمه]]:''' وی مسیحی و اهل لبنان است. وی مقدمه کتاب الامام علی {{ع}}، صوت العدالة الانسانيه اثر جرج جرداق را نوشته است و در آنجا میگوید:على تنها در میدان جنگ قهرمان نبود. در تمام عرصهها قهرمان بود. در صفای دل، پاکی وجدان، جذابیت، بیان سحرآمیز، انسانیت واقعی، حرارت ایمان، آرامش شکوهمند، یاری مظلومان، تسلیم حقیقت بودن، در هر نقطه و هر جا که رخ بنماید قهرمان بود.<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[سیری در نهج البلاغه (کتاب)|سیری در نهج البلاغه]]، مجموعه آثار، ج ۱۶، ص ۳۶۷.</ref> غیر از این افراد، بزرگان بسیاری مجذوب [[فصاحت]] و [[بلاغت]] بینظیر [[امام علی|علی]] {{ع}} شدند و در عظمت گفتار او قلمفرسایی نمودهاند؛ از جمله عبدالحمید کاتب (قرن دوم)، جاحظ (قرن سوم)، ابن ابی الحدید (قرن هفتم)، على الجندی، محمد عبده و شكيب ارسلان که هر سه از بزرگان معاصر ادبیات عرب هستند. شکیب ارسلان که از شدت [[فصاحت]]، ملقب به [[امیر البيان]] است در پاسخ به صاحبنظرانی که فصاحت او را همرتبه فصاحت [[امام علی|علی]] {{ع}} قرار دادهاند میگوید: من کجا و علی کجا؟ من بند کفش على هم بهحساب نمیآیم.<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[سیری در نهج البلاغه (کتاب)|سیری در نهج البلاغه]]، مجموعه آثار، ج ۱۶، صص ۳۶۴-۳۶۸. از آنجا که تفصیل نظر دیگران درباره فصاحت و بلاغت [[امام علی|علی]] {{ع}} در دفتر «گوهری به نام نهج البلاغه» آمده است از ذکر آنها خودداری میکنیم.</ref><ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[امیر مؤمنان علی (کتاب)|امیر مؤمنان علی؛ چلچراغ حکمت]] | * '''[[ميخائيل نعيمه]]:''' وی مسیحی و اهل لبنان است. وی مقدمه کتاب الامام علی {{ع}}، صوت العدالة الانسانيه اثر جرج جرداق را نوشته است و در آنجا میگوید:على تنها در میدان جنگ قهرمان نبود. در تمام عرصهها قهرمان بود. در صفای دل، پاکی وجدان، جذابیت، بیان سحرآمیز، انسانیت واقعی، حرارت ایمان، آرامش شکوهمند، یاری مظلومان، تسلیم حقیقت بودن، در هر نقطه و هر جا که رخ بنماید قهرمان بود.<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[سیری در نهج البلاغه (کتاب)|سیری در نهج البلاغه]]، مجموعه آثار، ج ۱۶، ص ۳۶۷.</ref> غیر از این افراد، بزرگان بسیاری مجذوب [[فصاحت]] و [[بلاغت]] بینظیر [[امام علی|علی]] {{ع}} شدند و در عظمت گفتار او قلمفرسایی نمودهاند؛ از جمله عبدالحمید کاتب (قرن دوم)، جاحظ (قرن سوم)، ابن ابی الحدید (قرن هفتم)، على الجندی، محمد عبده و شكيب ارسلان که هر سه از بزرگان معاصر ادبیات عرب هستند. شکیب ارسلان که از شدت [[فصاحت]]، ملقب به [[امیر البيان]] است در پاسخ به صاحبنظرانی که فصاحت او را همرتبه فصاحت [[امام علی|علی]] {{ع}} قرار دادهاند میگوید: من کجا و علی کجا؟ من بند کفش على هم بهحساب نمیآیم.<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[سیری در نهج البلاغه (کتاب)|سیری در نهج البلاغه]]، مجموعه آثار، ج ۱۶، صص ۳۶۴-۳۶۸. از آنجا که تفصیل نظر دیگران درباره فصاحت و بلاغت [[امام علی|علی]] {{ع}} در دفتر «گوهری به نام نهج البلاغه» آمده است از ذکر آنها خودداری میکنیم.</ref><ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[امیر مؤمنان علی (کتاب)|امیر مؤمنان علی؛ چلچراغ حکمت]]، ص ۲۶ تا ۳۳.</ref> | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||