جز
جایگزینی متن - 'وحدانیت خدا' به 'وحدانیت خدا'
جز (جایگزینی متن - 'وحدانیت خدا' به 'وحدانیت خدا') |
|||
| خط ۴۱: | خط ۴۱: | ||
==نقش ولایت در [[اسلام]]== | ==نقش ولایت در [[اسلام]]== | ||
*یکی از [[ارکان اسلام]]، ولایت است که [[حقیقت اسلام]] با آن کامل و تمام میگردد: {{متن قرآن|الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلامَ دِينًا }}<ref>امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم؛ سوره مائده، آیه: ۳.</ref> این [[آیه]] که درباره [[واقعه غدیر]] است ولایت را عامل کمال و تمام [[دین]] میداند. واژه "کمال" در مواردی بهکار میرود که مجموعهای دارای اجزای مختلف باشد و هر جزء آن اثری خاص داشته باشد و پیدا شدن همه اجزای مقصود و غرض اصلی از مجموعه پیدا میشود؛ مانند [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|وَلِتُكْمِلُواْ الْعِدَّةَ}}<ref> سوره بقره، آیه:۱۸۵.</ref> در مقابل، واژه "تمام" در مواردی است که اجزا بهصورت جدا اثری ندارد و با جمع همه آنها اثر مورد نظر یافت میشود؛ نظیر [[آیه]] {{متن قرآن|أَتِمُّواْ الصِّيَامَ إِلَى اللَّيْلِ }}<ref> سوره بقره، آیه: ۱۸۷.</ref> بر اساس [[آیه]] ۳ سوره [[مائده]] ولایت همانند [[سایر]] [[ارکان اسلام]] در کمال این [[دین]] نقش دارد و بدون آن این مجموعه ناقص است. از سوی دیگر [[اسلام]] بهعنوان [[نعمت الهی]] هنگامی اثر واقعی خود را مییابد که همراه ولایت باشد و به بیان دیگر، [[اسلام]] بدون ولایت در [[حقیقت اسلام]] نیست<ref>المیزان، ج۵، ص۱۷۹ـ۱۸۱.</ref>. سرّ اهمیت ولایت هنگامی [[آشکار]] میگردد که به [[شئون]] گوناگون [[دین اسلام]] ـ که دارای ابعاد [[اجتماعی]] و عمومی، آن هم در سطح جهانی و در همه زمانهاست ـ توجه کنیم. با نگاهی به وقایع تاریخ [[اسلام]] پس از [[رحلت]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و اهمال مسئله ولایت از سوی [[مسلمانان]] و مشکلات و آسیبهایی که از این [[ناحیه]] به [[جامعه اسلامی]] رسید اهمیت این مسئله روشنتر میگردد. به [[عقیده]] [[علامه طباطبایی]] ولایت همچون [[سایر]] اصول و [[فروع]] [[اسلام]] با [[فطرت]] هماهنگ است و ولایت و [[انتصاب]] شخصی برای [[اداره]] امور [[جامعه]] از بدیهیات [[فطرت]] است که هیچ [[اجتماعی]] در هیچ شرایطی از آن بینیاز نیست<ref>المیزان، ج۶، ص۴۸.</ref>. این [[وظیفه]] و امر مهم در زمان حیات [[رسول اکرم]]{{صل}} بر عهده خود آن [[حضرت]] بود. [[انتصاب]] [[والی]]، اعزام مبلغ و [[مأمور]] مالیاتی و دیگر [[شئون]] ولایت از اموری است که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به عنوان [[ولی امر]] [[مسلمانان]] عهدهدار [[اداره]] آن بودند<ref>المیزان، ص۴۹.</ref>. به [[عقیده شیعه]] پس از [[رسول اکرم]]{{صل}}، امیرالمؤمنین علی{{ع}} برای این [[مقام]] [[برگزیده]] شدهاند و پس از ایشان ۱۱ نفر از [[اولاد]] گرامی ایشان برای این [[مقام]] تعیین گردیدهاند<ref>المیزان، ج۵، ص۱۷۶ـ۱۸۱.</ref> [[شیعه]] برای اثبات این [[عقیده]] خود در برابر [[اهل سنت]] که این [[حقیقت]] را نمیپذیرند، به [[دلایل عقلی]] و نیز [[آیات قرآن]] و [[اخبار]] [[متواتر]] که از طریق [[شیعه]] و [[سنی]] [[نقل]] شده [[تمسک]] جستهاند<ref>المیزان، ص۱۶۷ـ۲۰۱.</ref><ref>[[حسین دیبا|دیبا، حسین]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۳، ص۲۳۷ - ۲۶۰.</ref>. | *یکی از [[ارکان اسلام]]، ولایت است که [[حقیقت اسلام]] با آن کامل و تمام میگردد: {{متن قرآن|الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلامَ دِينًا }}<ref>امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم؛ سوره مائده، آیه: ۳.</ref> این [[آیه]] که درباره [[واقعه غدیر]] است ولایت را عامل کمال و تمام [[دین]] میداند. واژه "کمال" در مواردی بهکار میرود که مجموعهای دارای اجزای مختلف باشد و هر جزء آن اثری خاص داشته باشد و پیدا شدن همه اجزای مقصود و غرض اصلی از مجموعه پیدا میشود؛ مانند [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|وَلِتُكْمِلُواْ الْعِدَّةَ}}<ref> سوره بقره، آیه:۱۸۵.</ref> در مقابل، واژه "تمام" در مواردی است که اجزا بهصورت جدا اثری ندارد و با جمع همه آنها اثر مورد نظر یافت میشود؛ نظیر [[آیه]] {{متن قرآن|أَتِمُّواْ الصِّيَامَ إِلَى اللَّيْلِ }}<ref> سوره بقره، آیه: ۱۸۷.</ref> بر اساس [[آیه]] ۳ سوره [[مائده]] ولایت همانند [[سایر]] [[ارکان اسلام]] در کمال این [[دین]] نقش دارد و بدون آن این مجموعه ناقص است. از سوی دیگر [[اسلام]] بهعنوان [[نعمت الهی]] هنگامی اثر واقعی خود را مییابد که همراه ولایت باشد و به بیان دیگر، [[اسلام]] بدون ولایت در [[حقیقت اسلام]] نیست<ref>المیزان، ج۵، ص۱۷۹ـ۱۸۱.</ref>. سرّ اهمیت ولایت هنگامی [[آشکار]] میگردد که به [[شئون]] گوناگون [[دین اسلام]] ـ که دارای ابعاد [[اجتماعی]] و عمومی، آن هم در سطح جهانی و در همه زمانهاست ـ توجه کنیم. با نگاهی به وقایع تاریخ [[اسلام]] پس از [[رحلت]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و اهمال مسئله ولایت از سوی [[مسلمانان]] و مشکلات و آسیبهایی که از این [[ناحیه]] به [[جامعه اسلامی]] رسید اهمیت این مسئله روشنتر میگردد. به [[عقیده]] [[علامه طباطبایی]] ولایت همچون [[سایر]] اصول و [[فروع]] [[اسلام]] با [[فطرت]] هماهنگ است و ولایت و [[انتصاب]] شخصی برای [[اداره]] امور [[جامعه]] از بدیهیات [[فطرت]] است که هیچ [[اجتماعی]] در هیچ شرایطی از آن بینیاز نیست<ref>المیزان، ج۶، ص۴۸.</ref>. این [[وظیفه]] و امر مهم در زمان حیات [[رسول اکرم]]{{صل}} بر عهده خود آن [[حضرت]] بود. [[انتصاب]] [[والی]]، اعزام مبلغ و [[مأمور]] مالیاتی و دیگر [[شئون]] ولایت از اموری است که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به عنوان [[ولی امر]] [[مسلمانان]] عهدهدار [[اداره]] آن بودند<ref>المیزان، ص۴۹.</ref>. به [[عقیده شیعه]] پس از [[رسول اکرم]]{{صل}}، امیرالمؤمنین علی{{ع}} برای این [[مقام]] [[برگزیده]] شدهاند و پس از ایشان ۱۱ نفر از [[اولاد]] گرامی ایشان برای این [[مقام]] تعیین گردیدهاند<ref>المیزان، ج۵، ص۱۷۶ـ۱۸۱.</ref> [[شیعه]] برای اثبات این [[عقیده]] خود در برابر [[اهل سنت]] که این [[حقیقت]] را نمیپذیرند، به [[دلایل عقلی]] و نیز [[آیات قرآن]] و [[اخبار]] [[متواتر]] که از طریق [[شیعه]] و [[سنی]] [[نقل]] شده [[تمسک]] جستهاند<ref>المیزان، ص۱۶۷ـ۲۰۱.</ref><ref>[[حسین دیبا|دیبا، حسین]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۳، ص۲۳۷ - ۲۶۰.</ref>. | ||
*در روایاتی متعدد از [[شیعه]] و [[اهل سنت]] برای [[اسلام]] ارکان دیگری نیز ذکر شده است. [[روایات]] [[اهل سنت]] غالباً به ۵ رکن اشاره دارد: [[توحید]]، برپایی [[نماز]]، پرداخت [[زکات]]، [[روزه]] [[ماه رمضان]] و [[حجّ]]<ref>صحیح البخاری، ج۱، ص۹ـ۱۰؛ صحیح مسلم، ج۱، ص۴۵.</ref> و در بعضی از [[روایات]] [[شهادت]] به [[رسالت]] [[نبی اکرم]]{{صل}} در کنار [[شهادت]] به [[وحدانیت | *در روایاتی متعدد از [[شیعه]] و [[اهل سنت]] برای [[اسلام]] ارکان دیگری نیز ذکر شده است. [[روایات]] [[اهل سنت]] غالباً به ۵ رکن اشاره دارد: [[توحید]]، برپایی [[نماز]]، پرداخت [[زکات]]، [[روزه]] [[ماه رمضان]] و [[حجّ]]<ref>صحیح البخاری، ج۱، ص۹ـ۱۰؛ صحیح مسلم، ج۱، ص۴۵.</ref> و در بعضی از [[روایات]] [[شهادت]] به [[رسالت]] [[نبی اکرم]]{{صل}} در کنار [[شهادت]] به [[وحدانیت خدا]] ذکر شده است<ref>صحیح البخاری، ج۱، ص۱۰.</ref> در برخی از [[روایات شیعه]] نیز [[ارکان اسلام]] همین ۵ رکن شمرده شده<ref>الکافی، ج۲، ص۳۱.</ref> و در غالب روایاتی که از [[اهل بیت]]{{صل}} [[نقل]] شده عنصر "ولایت" از ارکان و مهمترین آنها دانسته شده است: {{عربی|" وَ لَمْ يُنَادَ بِشَيْءٍ كَمَا نُودِيَ بِالْوَلَايَة"}}<ref>الکافی، ص۱۸.</ref> در [[حدیثی]] ولایت به منزله کلید و راه ورود به دیگر ارکان معرفی شده<ref>الکافی، ص۱۸.</ref>، و [[اسلام]] بدون ولایت، [[اسلام]] تهی از [[حقیقت]] شمرده شده است. در برخی از [[روایات]] در [[مقام]] بیان فرق بین ولایت و دیگر ارکان گفته شده: در برخی حالات ممکن است رخصت در ترک [[سایر]] ارکان یعنی [[نماز]]، [[زکات]]، [[روزه]] و [[حجّ]] پیدا شود؛ ولی در ترک ولایت هیچگاه رخصت پیدا نمیشود<ref>بحارالانوار، ج۶۵، ص۳۷۶.</ref>. در برخی [[روایات]] افزون بر ذکر ولایت به صورت کلی، ولایت هر یک از [[امامان معصوم]]{{عم}} به تفصیل مطرح شده است<ref>بحارالانوار، ج۶۶، ص۲.</ref> در برخی دیگر پس از ذکر ولایت گفته شده که بدون [[اعتقاد]] به آن، [[مرگ]] [[انسان]] [[مرگ جاهلی]] است<ref>الکافی، ج۱، ص۳۷۷؛ بحارالانوار، ج۶۵، ص۳۸۷.</ref><ref>[[حسین دیبا|دیبا، حسین]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۳، ص۲۳۷ - ۲۶۰.</ref>. | ||
==ولایت و [[تولی]]== | ==ولایت و [[تولی]]== | ||