مباهله: تفاوت میان نسخه‌ها

۸ بایت حذف‌شده ،  ‏۸ نوامبر ۲۰۲۲
خط ۵۳: خط ۵۳:


==مباهله==
==مباهله==
در بیست و چهارم [[ذی حجه]] [[سال نهم هجری]] [[حادثه مباهله]] رخ داد<ref>یوسفی غروی، موسوعة التاریخ الاسلامی، ج۳، ص۵۴۵.</ref>. [[مسیحیان نجران]]، پس از [[تسلیم]] قبائل [[عرب]] به [[دولت]] [[مدینه]] و در پی نامه‌ای که [[رسول خدا]]{{صل}} به آنان فرستاد، همراه هیئتی که بزرگان آن [[ابوحارثه]]، عاقب، [[سید]] و عبدالمسیح بودند به مدینه آمده و با رسول خدا{{صل}} درباره [[حضرت مسیح]]{{ع}} [[مجادله]] و [[مناظره]] کردند، آن [[حضرت]] بر اینکه حضرت مسیح{{ع}} مخلوق و [[بنده]] خداست تأکید کرد، اما [[مسیحیان]] با [[استدلال]] بر اینکه حضرت مسیح [[پدر]] ندارد، این مسئله را نپذیرفتند، [[پیامبر]]{{صل}} (بر اساس [[آیه]] ۵۹ [[سوره آل عمران]]) موضوع حضرت مسیح{{ع}} را همانند [[حضرت آدم]]{{ع}} دانست که بدون پدر و با [[اراده الهی]] [[آفریده]] شده است، اما آنان بر مواضع خویش پافشاری کردند و بنا شد در این باره [[مباهله]] صورت گیرد و از [[خداوند]] بخواهند، [[راستگو]] از [[دروغ‌گو]] تمایز یافته و [[لعن]] و [[عذاب]] بر دروغ‌گو روا شود. در سوره آل عمران به این حادثه اشاره شده است: هر کس پس از این [[آگاهی]] که بر تو رسید [درباره [[عیسی]]] با تو مجادله کند، بگو: «بیایید [[فرزندان]] و [[زنان]] و خودمان را به مباهله بخوانیم و [[نفرین]] [[خدا]] را بر [[دروغ‌گویان]] قرار دهیم»<ref>{{متن قرآن|فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ}} «بنابراین، پس از دست یافتن تو به دانش، به هر کس که با تو به چالش برخیزد؛ بگو: بیایید تا فرزندان خود و فرزندان شما و زنان خود و زنان شما و خودی‌های خویش و خودی‌های شما را فرا خوانیم آنگاه (به درگاه خداوند) زاری کنیم تا لعنت خداوند را بر دروغگویان نهیم» سوره آل عمران، آیه ۶۱.</ref>.
در بیست و چهارم [[ذی حجه]] [[سال نهم هجری]] [[حادثه مباهله]] رخ داد<ref>یوسفی غروی، موسوعة التاریخ الاسلامی، ج۳، ص۵۴۵.</ref>. [[مسیحیان نجران]]، پس از [[تسلیم]] قبائل [[عرب]] به [[دولت]] [[مدینه]] و در پی نامه‌ای که [[رسول خدا]]{{صل}} به آنان فرستاد، همراه هیئتی که بزرگان آن [[ابوحارثه]]، عاقب، [[سید]] و عبدالمسیح بودند به مدینه آمده و با رسول خدا{{صل}} درباره [[حضرت مسیح]]{{ع}} [[مجادله]] و [[مناظره]] کردند، آن [[حضرت]] بر اینکه حضرت مسیح{{ع}} مخلوق و [[بنده]] خداست تأکید کرد، اما [[مسیحیان]] با [[استدلال]] بر اینکه حضرت مسیح [[پدر]] ندارد، این مسئله را نپذیرفتند، [[پیامبر]]{{صل}} (بر اساس [[آیه]] ۵۹ [[سوره آل عمران]]) موضوع حضرت مسیح{{ع}} را همانند [[حضرت آدم]]{{ع}} دانست که بدون پدر و با [[اراده الهی]] [[آفریده]] شده است، اما آنان بر مواضع خویش پافشاری کردند و بنا شد در این باره مباهله صورت گیرد و از [[خداوند]] بخواهند، [[راستگو]] از [[دروغ‌گو]] تمایز یافته و [[لعن]] و [[عذاب]] بر دروغ‌گو روا شود. در سوره آل عمران به این حادثه اشاره شده است: هر کس پس از این [[آگاهی]] که بر تو رسید [درباره [[عیسی]]] با تو مجادله کند، بگو: «بیایید [[فرزندان]] و [[زنان]] و خودمان را به مباهله بخوانیم و [[نفرین]] [[خدا]] را بر [[دروغ‌گویان]] قرار دهیم»<ref>{{متن قرآن|فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ}} «بنابراین، پس از دست یافتن تو به دانش، به هر کس که با تو به چالش برخیزد؛ بگو: بیایید تا فرزندان خود و فرزندان شما و زنان خود و زنان شما و خودی‌های خویش و خودی‌های شما را فرا خوانیم آنگاه (به درگاه خداوند) زاری کنیم تا لعنت خداوند را بر دروغگویان نهیم» سوره آل عمران، آیه ۶۱.</ref>.


پیامبر{{صل}} برای مباهله با [[اهل بیت]] خود که علی، [[فاطمه]] و حسن و حسین{{عم}} بودند، خارج شد. مسیحیان نجران که در [[انتظار]] بودند، پیامبر با [[اصحاب]] خویش به [[مباهله]] آید، چون [[پیامبر]] را همراه [[خانواده]] خود دیدند، حاضر به مباهله نشده و [[تسلیم]] شدند، و با [[رسول خدا]]{{صل}} [[صلح]] کردند<ref>یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۳۵۳؛ مفید، الارشاد، ج۱، ص۱۶۶؛ ابونعیم اصفهانی، دلائل، ج۲، ص۳۵۳.</ref>. به [[اتفاق]] [[مفسران]] [[فریقین]]، در [[آیه]] یاد شده مراد از {{متن قرآن|أَبْنَائِنَا}}: [[امام حسن]] و حسین{{عم}}<ref>این آیه خط بطلان صریح و شفافی است بر ادعا و سخن بی‌اساس عباسیان که رسول خدا{{صل}} پسر نداشت و عموی پیامبر یعنی عباس بن عبدالمطلب میراث‌دار آن حضرت بوده است. بر این اساس آنان مدعی خلافت و جانشینی بودند.</ref>، مراد از {{متن قرآن|نِسَاءَنَا}}: [[فاطمه زهرا]]{{س}} و مراد از {{متن قرآن|أَنْفُسَنَا}}: [[امام علی]]{{ع}} و رسول خدا{{صل}} است که در [[حادثه مباهله]] حضور داشتند. تعبیر {{متن قرآن|أَنْفُسَنَا}} در آیه که بر یکسانی پیامبر{{صل}} و امام علی{{ع}} تصریح می‌کند، بیان‌گر اوج [[قرب]] و هم نفسی علی{{ع}} و رسول خدا{{صل}} است و از جمله [[فضائل]] انحصاری [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}} به شمار می‌رود.<ref>[[رمضان محمدی|محمدی]]، [[منصور داداش‌نژاد|داداش‌نژاد]]، [[حسین حسینیان مقدم|حسینیان]]، [[تاریخ اسلام (کتاب)|تاریخ اسلام]] ص ۲۰۶.</ref>
پیامبر{{صل}} برای مباهله با [[اهل بیت]] خود که علی، [[فاطمه]] و حسن و حسین{{عم}} بودند، خارج شد. مسیحیان نجران که در [[انتظار]] بودند، پیامبر با [[اصحاب]] خویش به مباهله آید، چون [[پیامبر]] را همراه [[خانواده]] خود دیدند، حاضر به مباهله نشده و [[تسلیم]] شدند، و با [[رسول خدا]]{{صل}} [[صلح]] کردند<ref>یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۳۵۳؛ مفید، الارشاد، ج۱، ص۱۶۶؛ ابونعیم اصفهانی، دلائل، ج۲، ص۳۵۳.</ref>. به [[اتفاق]] [[مفسران]] [[فریقین]]، در [[آیه]] یاد شده مراد از {{متن قرآن|أَبْنَائِنَا}}: [[امام حسن]] و حسین{{عم}}<ref>این آیه خط بطلان صریح و شفافی است بر ادعا و سخن بی‌اساس عباسیان که رسول خدا{{صل}} پسر نداشت و عموی پیامبر یعنی عباس بن عبدالمطلب میراث‌دار آن حضرت بوده است. بر این اساس آنان مدعی خلافت و جانشینی بودند.</ref>، مراد از {{متن قرآن|نِسَاءَنَا}}: [[فاطمه زهرا]]{{س}} و مراد از {{متن قرآن|أَنْفُسَنَا}}: [[امام علی]]{{ع}} و رسول خدا{{صل}} است که در [[حادثه مباهله]] حضور داشتند. تعبیر {{متن قرآن|أَنْفُسَنَا}} در آیه که بر یکسانی پیامبر{{صل}} و امام علی{{ع}} تصریح می‌کند، بیان‌گر اوج [[قرب]] و هم نفسی علی{{ع}} و رسول خدا{{صل}} است و از جمله [[فضائل]] انحصاری [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}} به شمار می‌رود.<ref>[[رمضان محمدی|محمدی]]، [[منصور داداش‌نژاد|داداش‌نژاد]]، [[حسین حسینیان مقدم|حسینیان]]، [[تاریخ اسلام (کتاب)|تاریخ اسلام]] ص ۲۰۶.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
۸۰٬۱۲۹

ویرایش