بدون خلاصۀ ویرایش
(←پانویس) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
یکی از ارزشهای [[حقوقی]] و [[اجتماعی]] [[اسلام]] در [[مقام]] [[دفاع]]، حقخواهی، مهار [[سرکشی]] متمردان و [[تنبیه]] متخلفان، اصل | یکی از ارزشهای [[حقوقی]] و [[اجتماعی]] [[اسلام]] در [[مقام]] [[دفاع]]، حقخواهی، مهار [[سرکشی]] متمردان و [[تنبیه]] متخلفان، اصل «مقابله به مثل» است و [[تأمل]] در [[فلسفه]] [[تشریع]] آن حکیمانه بودنش را [[مبرهن]] میسازد. این قاعده در مواردی برای کنترل و تنبیه متخلفان و ناقضان حدود و [[قوانین]] موضوعیت مییابد و [[اعمال]] آن در منابع حقوقی به شرایط ویژهای [[مقید]] شده است. [[علامه طباطبایی]] در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|الشَّهْرُ الْحَرَامُ بِالشَّهْرِ الْحَرَامِ وَالْحُرُمَاتُ قِصَاصٌ فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ}}<ref>«(این) ماه حرام در برابر (آن) ماه حرام است و حرمت شکنیها قصاص دارد پس هر کس بر شما ستم روا داشت همانگونه که با شما ستم روا داشته است با وی ستم روا دارید، و از خداوند پروا کنید و بدانید که خداوند با پرهیزگاران است» سوره بقره، آیه ۱۹۴.</ref> مینویسد: [[اعتداء]] و [[تجاوز]] وقتی [[مذموم]] است که در مقابل اعتدای دیگران واقع نشده باشد و تجاوز ابتدایی باشد و اما اگر در مقابل تجاوز دیگران باشد، در عین اینکه تجاوز است، دیگر مذموم نیست چون عنوان [[رهایی]] از [[ذلت]] و [[خواری]] به خود میگیرد و اینکه جامعهای بخواهد از زیر بار [[ستم]] و استبعاد و خواری در آید خود [[فضیلت]] بزرگی است. همان طور که [[تکبر]] با اینکه از [[رذائل]] است در مقابل [[متکبر]] از [[فضایل]] میشود<ref>[[سید محمد حسین طباطبایی|طباطبایی، سید محمد حسین]]، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۹۲.</ref>. وی در تفسیر آیه {{متن قرآن|وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref>«و شما را ای خردمندان در قصاص، زندگانی (نهفته) است؛ باشد که شما پرهیزگاری ورزید» سوره بقره، آیه ۱۷۹.</ref> نیز در اهمیت [[قصاص]] مینویسد: معنای جمله این است که [[عفو]] هر چند [[تخفیف]] و رحمتی به [[قاتل]] است (و [[رحمت]] خود یکی از [[فضایل]] [[انسانی]] است)، لکن [[مصلحت]] عموم تنها با [[قصاص]] تأمین میشود، قصاص است که [[حیات]] را ضمانت میکند؛ نه [[عفو]] و دیه گرفتن و نه هیچ چیز دیگر و این [[حکم]] - هر [[انسان]] - دارای [[عقلی]] است<ref>[[سید محمد حسین طباطبایی|طباطبایی، سید محمد حسین]]، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۶۵۷.</ref>. | ||
[[تفسیر نمونه]] نیز در توضیح [[آیه]] مینویسد: آیه مفهوم وسیعی دارد و به مسئله قصاص در مقابل [[قتل]] یا جنایات دیگر منحصر نیست، بلکه [[امور مالی]] و سایر [[حقوق]] را نیز شامل میشود. باز مفهوم این سخن این نیست که اگر کسی [[خانه]] شخصی را [[آتش]] زد، خانه او را آتش بزنند، بلکه مفهومش این است که معادل قیمت خانه را از او بگیرند<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]] و دیگران، تفسیر نمونه، ج۲، ص۳۴.</ref>؛ البته در صورتی که [[ظالم]] و متخلف از مرکب [[شیطان]] پایین آمده و به [[اشتباه]] خود اعتراف کند و در صدد جبران بر آید یا با قرائنی احراز شود که [[عفو و گذشت]] و کوتاه آمدن در مقابل او، [[راه]] مناسبی برای آگاهانیدن او است و آثار [[تربیتی]] مثبتی در [[روح]] او و سایرین بر جای میگذارد، در این صورت، مقابله به مثل توجیه [[اخلاقی]] نخواهد داشت؛ همچنین این مقابله نباید به غیر متعدیان تسری پیدا کند. گفتنی است ما در برخورد با [[گناهان]] و [[انحرافهای اخلاقی]] دیگران مجاز به [[ارتکاب گناه]] مشابه در مورد آنها نیستیم؛ برای نمونه، نمیتوان با استناد به [[ادله]] جواز مقابله به مثل به فحاشان، [[فحش]] نثار کرد<ref>برای آگاهی بیشتر از قاعده مقابله به مثل، موارد کاربرد، ضرورت و منطق توجیهی آن، ر. ک: [[محمد حسین اسکندری|اسکندری، محمد حسین]]، قاعده مقابله به مثل در حقوق بین الملل از دیدگاه اسلام، ص۱۳-۱۶۹.</ref>.<ref>[[سید حسین شرفالدین|شرفالدین، سید حسین]]، [[ارزشهای اجتماعی از منظر قرآن کریم (کتاب)|ارزشهای اجتماعی از منظر قرآن کریم]]، ص ۲۶۵.</ref> | [[تفسیر نمونه]] نیز در توضیح [[آیه]] مینویسد: آیه مفهوم وسیعی دارد و به مسئله قصاص در مقابل [[قتل]] یا جنایات دیگر منحصر نیست، بلکه [[امور مالی]] و سایر [[حقوق]] را نیز شامل میشود. باز مفهوم این سخن این نیست که اگر کسی [[خانه]] شخصی را [[آتش]] زد، خانه او را آتش بزنند، بلکه مفهومش این است که معادل قیمت خانه را از او بگیرند<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]] و دیگران، تفسیر نمونه، ج۲، ص۳۴.</ref>؛ البته در صورتی که [[ظالم]] و متخلف از مرکب [[شیطان]] پایین آمده و به [[اشتباه]] خود اعتراف کند و در صدد جبران بر آید یا با قرائنی احراز شود که [[عفو و گذشت]] و کوتاه آمدن در مقابل او، [[راه]] مناسبی برای آگاهانیدن او است و آثار [[تربیتی]] مثبتی در [[روح]] او و سایرین بر جای میگذارد، در این صورت، مقابله به مثل توجیه [[اخلاقی]] نخواهد داشت؛ همچنین این مقابله نباید به غیر متعدیان تسری پیدا کند. گفتنی است ما در برخورد با [[گناهان]] و [[انحرافهای اخلاقی]] دیگران مجاز به [[ارتکاب گناه]] مشابه در مورد آنها نیستیم؛ برای نمونه، نمیتوان با استناد به [[ادله]] جواز مقابله به مثل به فحاشان، [[فحش]] نثار کرد<ref>برای آگاهی بیشتر از قاعده مقابله به مثل، موارد کاربرد، ضرورت و منطق توجیهی آن، ر. ک: [[محمد حسین اسکندری|اسکندری، محمد حسین]]، قاعده مقابله به مثل در حقوق بین الملل از دیدگاه اسلام، ص۱۳-۱۶۹.</ref>.<ref>[[سید حسین شرفالدین|شرفالدین، سید حسین]]، [[ارزشهای اجتماعی از منظر قرآن کریم (کتاب)|ارزشهای اجتماعی از منظر قرآن کریم]]، ص ۲۶۵.</ref> | ||