همسران امام حسین: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
خط ۱۴: خط ۱۴:
[[لیلا]] دختر [[ابومرة بن عروة بن مسعود بن معتب ثقفی]]<ref>این لیلا برادر زاده ام‌سعید است و ام‌سعید دختر عروة بن مسعود همسر امیرمؤمنان{{ع}} است (در این باره به عنوان «همسران امیرمؤمنان»، شماره ۴ رجوع کنید).</ref> مادر حضرت اکبر [[شهید]] کربلاست که این نام را غالب مورخان ثبت کرده‌اند<ref>ابن‌قتیبه، المعارف، ص۲۱۳؛ علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۸۱؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۳۴۰؛ محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۳۵؛ ابن عساکر، ترجمة الامام زین العابدین من تاریخ مدینة دمشق، تحقیق محمدباقر محمودی، ص۱۳-۱۴؛ سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص، ص۲۵۴. ابومره و پدرش عروه از یاران پیامبر{{صل}} بودند (ابن‌حجر عسقلانی، الاصابه، ج۷، ص۳۰۶، ترجمة أبومرة) و عروة بن مسعود از بزرگان مکه و طائف شمرده می‌شد و مشرکان قریش می‌گفتند چرا قرآن بر او نازل نشده است {{متن قرآن|لَوْلَا نُزِّلَ هَذَا الْقُرْآنُ عَلَى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ}} [«و گفتند: چرا این قرآن بر مردی سترگ از این دو شهر (مکّه و طائف) فرو فرستاده نشد؟» سوره زخرف، آیه ۳۱] (ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۳، ص۱۰۶۶؛ ابن‌حجر عسقلانی، الاصابه، ج۴، ص۴۰۶).</ref>.” [[خلیفة بن خیاط]] (-۲۴۰ق) هم نام وی را «لیلا» یا «لبنی» ثبت کرده<ref>خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۱۴۵.</ref>؛ ولی [[مصعب بن عبدالله زبیری]] (-۲۳۶ق) نام مادر علی‌اکبر را با تردید [[آمنه]] یا لیلا ثبت کرده<ref>مصعب بن عبدالله زبیری، نسب قریش، ص۵۷.</ref>. [[ابن‌سعد]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱۰، ص۳۶۹.</ref> و در پی او خوارزمی و [[سبط ابن‌جوزی]] نام او را آمنه دختر [[ابومره]] ذکر کرده‌اند<ref>موفق بن احمد خوارزمی، مقتل الحسین، ج۱، ص۲۰۹؛ سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص، ص۲۷۷.</ref>. [[ابن شهرآشوب]] نیز نام او را برّه بنت عروه آورده است<ref>ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۸۵.</ref> و به نظر می‌رسد چون [[ابومرة بن عروه]] نام پدرش بوده، نسخه‌بردار به [[اشتباه]] آن را «بره بنت عروه» ثبت کرده است. به گفته گروهی از مورخان<ref>مصعب بن عبدالله زبیری، نسب قریش، ص۵۷؛ خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۱۴۵؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۳۴۳ (دارالکتب العلمیه)؛ موفق بن احمد خوارزمی، مقتل الحسین، ج۱، ص۲۰۹؛ سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص، ص۲۷۷؛ ابن‌حجر عسقلانی، الاصابه، ج۷، ص۳۰۶. ذیل «ابومره».</ref>، مادر [[لیلا]] میمونه دختر [[ابوسفیان بن حرب بن امیه]] است؛ ولی به گفته [[ابن‌سعد]]<ref>ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۴۰.</ref>، [[میمونه دختر ابوسفیان]] [[همسر]] [[عروة بن مسعود]] و مادر ابومره بوده است؛ یعنی میمونه مادر بزرگ پدری لیلا بود. به هر روی لیلا از سوی پدر به [[خاندان]] [[ثقیف]] و از سمت مادر یا مادربزرگ به [[بنی‌امیه]] انتساب دارد.
[[لیلا]] دختر [[ابومرة بن عروة بن مسعود بن معتب ثقفی]]<ref>این لیلا برادر زاده ام‌سعید است و ام‌سعید دختر عروة بن مسعود همسر امیرمؤمنان{{ع}} است (در این باره به عنوان «همسران امیرمؤمنان»، شماره ۴ رجوع کنید).</ref> مادر حضرت اکبر [[شهید]] کربلاست که این نام را غالب مورخان ثبت کرده‌اند<ref>ابن‌قتیبه، المعارف، ص۲۱۳؛ علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۸۱؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۳۴۰؛ محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۳۵؛ ابن عساکر، ترجمة الامام زین العابدین من تاریخ مدینة دمشق، تحقیق محمدباقر محمودی، ص۱۳-۱۴؛ سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص، ص۲۵۴. ابومره و پدرش عروه از یاران پیامبر{{صل}} بودند (ابن‌حجر عسقلانی، الاصابه، ج۷، ص۳۰۶، ترجمة أبومرة) و عروة بن مسعود از بزرگان مکه و طائف شمرده می‌شد و مشرکان قریش می‌گفتند چرا قرآن بر او نازل نشده است {{متن قرآن|لَوْلَا نُزِّلَ هَذَا الْقُرْآنُ عَلَى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ}} [«و گفتند: چرا این قرآن بر مردی سترگ از این دو شهر (مکّه و طائف) فرو فرستاده نشد؟» سوره زخرف، آیه ۳۱] (ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۳، ص۱۰۶۶؛ ابن‌حجر عسقلانی، الاصابه، ج۴، ص۴۰۶).</ref>.” [[خلیفة بن خیاط]] (-۲۴۰ق) هم نام وی را «لیلا» یا «لبنی» ثبت کرده<ref>خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۱۴۵.</ref>؛ ولی [[مصعب بن عبدالله زبیری]] (-۲۳۶ق) نام مادر علی‌اکبر را با تردید [[آمنه]] یا لیلا ثبت کرده<ref>مصعب بن عبدالله زبیری، نسب قریش، ص۵۷.</ref>. [[ابن‌سعد]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱۰، ص۳۶۹.</ref> و در پی او خوارزمی و [[سبط ابن‌جوزی]] نام او را آمنه دختر [[ابومره]] ذکر کرده‌اند<ref>موفق بن احمد خوارزمی، مقتل الحسین، ج۱، ص۲۰۹؛ سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص، ص۲۷۷.</ref>. [[ابن شهرآشوب]] نیز نام او را برّه بنت عروه آورده است<ref>ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۸۵.</ref> و به نظر می‌رسد چون [[ابومرة بن عروه]] نام پدرش بوده، نسخه‌بردار به [[اشتباه]] آن را «بره بنت عروه» ثبت کرده است. به گفته گروهی از مورخان<ref>مصعب بن عبدالله زبیری، نسب قریش، ص۵۷؛ خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۱۴۵؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۳۴۳ (دارالکتب العلمیه)؛ موفق بن احمد خوارزمی، مقتل الحسین، ج۱، ص۲۰۹؛ سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص، ص۲۷۷؛ ابن‌حجر عسقلانی، الاصابه، ج۷، ص۳۰۶. ذیل «ابومره».</ref>، مادر [[لیلا]] میمونه دختر [[ابوسفیان بن حرب بن امیه]] است؛ ولی به گفته [[ابن‌سعد]]<ref>ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۴۰.</ref>، [[میمونه دختر ابوسفیان]] [[همسر]] [[عروة بن مسعود]] و مادر ابومره بوده است؛ یعنی میمونه مادر بزرگ پدری لیلا بود. به هر روی لیلا از سوی پدر به [[خاندان]] [[ثقیف]] و از سمت مادر یا مادربزرگ به [[بنی‌امیه]] انتساب دارد.


لیلا با لیاقت و پاکیزگی‌اش افتخار همسری [[امام حسین]]{{ع}} نصیبش شد و [[تربیت]] [[فرزندی]] مانند علی‌اکبر شهید کربلا از [[ایمان]] و شایستگی همه‌جانبه او حکایت می‌کند؛ چنان‌که وصف معاویه درباره [[زیبایی]] علی‌اکبر که آن را به [[ارث]] بردن از [[بنی‌ثقیف]] دانسته<ref>علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۸۶.</ref>، می‌تواند کنایه از زیبایی ظاهری مادرش لیلا باشد<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره همسرداری امامان معصوم (کتاب)|سیره همسرداری امامان معصوم]]، ص ۱۵۲-۱۶۵.</ref>.
لیلا با لیاقت و پاکیزگی‌اش افتخار همسری [[امام حسین]]{{ع}} نصیبش شد و [[تربیت]] [[فرزندی]] مانند علی‌اکبر شهید کربلا از [[ایمان]] و شایستگی همه‌جانبه او حکایت می‌کند؛ چنان‌که وصف معاویه درباره [[زیبایی]] علی‌اکبر که آن را به [[ارث]] بردن از [[بنی‌ثقیف]] دانسته<ref>علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۸۶.</ref>، می‌تواند کنایه از زیبایی ظاهری مادرش لیلا باشد<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره همسرداری امامان معصوم (کتاب)|سیره همسرداری امامان معصوم]]، ص ۱۵۲-۱۵۴.</ref>.


=== ===
=== ===

نسخهٔ ‏۵ نوامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۳:۰۰

مقدمه

نام و تبار همسران امام حسین(ع) چنین است:

لیلا دختر ابومره ثقفی

لیلا دختر ابومرة بن عروة بن مسعود بن معتب ثقفی[۱] مادر حضرت اکبر شهید کربلاست که این نام را غالب مورخان ثبت کرده‌اند[۲].” خلیفة بن خیاط (-۲۴۰ق) هم نام وی را «لیلا» یا «لبنی» ثبت کرده[۳]؛ ولی مصعب بن عبدالله زبیری (-۲۳۶ق) نام مادر علی‌اکبر را با تردید آمنه یا لیلا ثبت کرده[۴]. ابن‌سعد[۵] و در پی او خوارزمی و سبط ابن‌جوزی نام او را آمنه دختر ابومره ذکر کرده‌اند[۶]. ابن شهرآشوب نیز نام او را برّه بنت عروه آورده است[۷] و به نظر می‌رسد چون ابومرة بن عروه نام پدرش بوده، نسخه‌بردار به اشتباه آن را «بره بنت عروه» ثبت کرده است. به گفته گروهی از مورخان[۸]، مادر لیلا میمونه دختر ابوسفیان بن حرب بن امیه است؛ ولی به گفته ابن‌سعد[۹]، میمونه دختر ابوسفیان همسر عروة بن مسعود و مادر ابومره بوده است؛ یعنی میمونه مادر بزرگ پدری لیلا بود. به هر روی لیلا از سوی پدر به خاندان ثقیف و از سمت مادر یا مادربزرگ به بنی‌امیه انتساب دارد.

لیلا با لیاقت و پاکیزگی‌اش افتخار همسری امام حسین(ع) نصیبش شد و تربیت فرزندی مانند علی‌اکبر شهید کربلا از ایمان و شایستگی همه‌جانبه او حکایت می‌کند؛ چنان‌که وصف معاویه درباره زیبایی علی‌اکبر که آن را به ارث بردن از بنی‌ثقیف دانسته[۱۰]، می‌تواند کنایه از زیبایی ظاهری مادرش لیلا باشد[۱۱].

۲. همسر دیگر ایشان مادر امام سجاد(ع) است که گزارش‌ها درباره نام و نژاد ایشان متفاوت است. نام او را با اختلاف، حرار[۱۲]، غزاله[۱۳]، سلامه[۱۴]، سُلافه[۱۵]، خوله[۱۶]، شاه‌زنان[۱۷]، جهان‌شاه[۱۸]، شهربانو[۱۹]، شهربانویه[۲۰]، جهان بانویه[۲۱]، جدا[۲۲]، حُلوه[۲۳]، شاه‌آفرید[۲۴]، ام‌ولد سِندیه[۲۵] و کیهان‌بانویه[۲۶] ذکر کرده‌اند که این آخرین نام به معنای «بزرگ زنان دنیا و آخرت» است و چون این تعبیر برای حضرت فاطمه دختر پیامبر(ص) به کار می‌رفت اسم مادر امام سجاد را «سیدة البلد» گفته‌اند که به فارسی به معنای شهربانو است[۲۷].

در اینجا به سه نوع گزارش که وی را دختر یزدگرد سوم دانسته به صورت کوتاه اشاره می‌شود؛ چنان که شیخ صدوق هم آن را نقل کرده است[۲۸]. ابن شهرآشوب نیز با ثبت دو گزارش درباره این زن که یکی او را دختر یزدگرد دانسته و دیگری وی را «برّه دختر نوشجان» معرفی کرده، نقل دوم را صحیح ندانسته است و در تأیید سخنش گزارشی را از زمخشری در ربیع الابرار به نقل از امام سجاد(ع) آورده، مبنی بر اینکه آن حضرت بی‌آنکه از مادرش نام ببرد او را دختر یزدجرد پادشاه ایران دانسته است[۲۹]. اکنون سه نوع گزارش:

یکم، ایشان دختر یزدگرد سوم بوده و اسارت وی در فتوحات نخستین مسلمانان در ایران و تیسفون (مدائن) در زمان خلافت عمر و فرار یزدگرد سوم از تیسفون به داخل ایران بوده است. این گزارش مشهور است و در منابع فراوانی[۳۰] هم آمده است؛ ولی با نشانه‌های تاریخی - که بیان خواهد شد - هماهنگ نیست[۳۱].

دوم، او دختر یزدگرد سوم بود و اسارت او در دوره عثمان رخ داد؛ به این صورت که یزدگرد توانسته بود با جمع کردن سربازان پراکنده ساسانی آنان را برای آخرین بار به منظور درگیری با مسلمانانی که در تعقیب او بودند، مدیریت کند و در نتیجه در اطراف خراسان بزرگ با یکدیگر درگیر شدند که به شکست و قتل یزدگرد سوم انجامید[۳۲] و برخی همراهیان او از جمله دو دختر او به دست عرب‌های مسلمان اسیر و به مدینه نزد عثمان فرستاده شدند و او نیز یکی را به نکاح حسین بن علی(ع) درآورد. شیخ صدوق این نقل را با سند قابل اعتبار[۳۳] گزارش کرده است[۳۴].

سوم، ایشان در دوره خلافت ظاهری امیرمؤمنان(ع) به این صورت به دست آمده که آن حضرت حکومت قسمتی از مشرق را به حریث بن جابر حنفی[۳۵] سپرد و حُریث با دستیابی به دختران یزدجرد آنان را برای آن حضرت فرستاد و ایشان شهربانو را به امام حسین(ع) بخشید که مادر امام سجاد(ع) شد[۳۶].

این نقل یا نقل دوم را می‌توان با برخی نشانه‌های تاریخی هماهنگ دانست؛ چراکه از یک سو تولد امام سجاد(ع) در سال ۳۸ هجرت در دوره خلافت ظاهری امیرمؤمنان(ع) رخ داده است[۳۷]. از سوی دیگر فتح خراسان در حاکمیت عثمان تا حدود سال ۳۵ هجرت ادامه داشت[۳۸]. از جانب سوم فرزندان یزدگرد پس از قتلش اگر به اسارت درآمدند در همین شرایط بوده؛ چراکه در دوره عمر که یزدگرد از مدائن گریخته بود به فارس رفت پس از چهار سال سکونت در آنجا به کرمان رفت و پس از دو یا سه سال توقف در آنجا به سیستان رفت و پس از حدود پنج سال زندگانی در آنجا به خراسان و مرو گریخت و در تمام این مراحل خانواده‌اش همراه او بودند[۳۹]، هرچند قتل یزدگرد را به سال ۲۹[۴۰] یا ۳۱[۴۱] هجری گزارش کرده‌اند؛ بنابراین اسارت فرزندان یزدگرد اگر برابر یکی از این دو نقل باشد، پس از سال ۳۱ قمری است و در این صورت فاصله تولد امام سجاد(ع) با ازدواج مادرش بین دو تا شش سال خواهد بود که فاصله‌ای متعارف و پذیرفتنی است[۴۲]. به هر روی از این نقل‌ها برمی‌آید که پدر این زن یزدگرد یا یکی از سرشناسان آن خاندان بوده که در آن مناطق حاکمیت داشت.

از مجموع روایاتی که درباره چگونگی ازدواج این زن با امام حسین(ع) آمده ـ مبنی بر اینکه امیرمؤمنان(ع) به هنگام ازدواج وی بر پایه حدیث نبوی «أَكْرِمُوا كَرِيمَ كُلِّ قَوْمٍ»[۴۳] پیشنهاد دادند که ایشان در انتخاب همسر آزاد گذاشته شود یا آزاد شود[۴۴] ـ برمی‌آید که این ازدواج با آزادی و انتخاب وی بوده است. در روایات فقهی نیز به بخشی از مضمون آن برای نفوذ سکوت دختر در جواز ازدواج استدلال شده[۴۵] که این حاکی از اعتبار محتوای روایت است.

شاید بتوان گفت رویکرد امیرمؤمنان(ع) در اینکه پیشنهاد دادند این زن در انتخاب همسر آزاد باشد روان‌شناسانه بوده است؛ به این بیان که افراد در تلاطم زندگی که از عوامل و شرایط متفاوت ریشه می‌گیرد، در پی فرصتی هستند تا بتوانند به آن پناه ببرند. اگر این افراد یک زوج باشند، در این تلاطم به یکدیگر پناه می‌برند و آرامش و آسایش می‌یابند. این احساس همان‌گونه که مرد را در کشاکش زندگی مردانه به سمت همسری می‌برد که به او عشق می‌ورزد و در کنار اوست و با او احساس یگانگی می‌کند، در زن نیز به لحاظ عاطفی بودنش بیشتر و ویژه است و او در پی یافتن شوهری است که بتواند در بخش‌های گوناگون زندگی به او اطمینان داشته باشد و بر او تکیه کند؛ چنان‌که این زن برابر با گزارش‌هایی در این‌باره[۴۶] با نگاه به امام حسین(ع) این ویژگی را در او بهتر یافت و وی را انتخاب کرد تا لحظه‌های آسایش و آرامش مورد انتظار زندگی را دریابد. این نکته نشان دهنده سبک امامان(ع) در گزینش همسر و آزاد گذاشتن آنان حتی در شرایط ویژه است.

البته این خانم برابر با برخی گزارش‌ها در زمان زایمان یا نزدیک به آن پس از تولد امام سجاد(ع) درگذشت[۴۷].

گفتنی است تولد امام سجاد(ع) از مادری از شاهزادگان ساسانی، در دوره‌های اخیر با این رویکرد مورد نقد است که ممکن است مخالفان تشیع با استناد به این ازدواج امام حسین(ع) گسترش تشیع در ایران را به سبب انتساب امامان به ساسانیان بدانند؛ از این‌رو تلاش کردند ازدواج امام حسین(ع) با شاهزاده ایرانی را نپذیرند؛ ولی به فرض صحت این انتساب انتشار تشیع در ایران نمی‌تواند بر این عوامل و احتمال‌ها مبتنی باشد بلکه عوامل آن در جای خود مشخص و درخور بررسی است.

۳. ام‌اسحق نام همسر دیگر سیدالشهدا(ع) است که دختر طلحة بن عبیدالله تیمی مادر فاطمه بنت الحسین است[۴۸]. وی پیش‌تر همسر امام مجتبی(ع) بود[۴۹] و پس از شهادت آن حضرت و پایان عده وفات با سیدالشهدا(ع) ازدواج کرد[۵۰]. در آن زمان ازدواج دوباره همسرانِ همسر از دست داده اعم از زن و مرد امر رایجی بود؛ چنان‌که حضرت فاطمه زهرا به امیرمؤمنان(ع) توصیه کرده بود به منظور نگه‌داری فرزندان خردسال او با دختر خواهرش امامه ازدواج کند[۵۱] و آن حضرت نیز چنین کرد[۵۲]. به نقلی نیز ام‌اسحاق پس از امام حسین با عبدالله پسر محمد بن عبدالرحمن ازدواج کرده[۵۳]؛ ولی این نقل در منبع معتبری به دست نیامده است. از درگذشت وی هم اطلاعی در دست نیست.

۴. رباب (-۶۲ق) دختر امرءالقیس بن عدی کلبی[۵۴] همسر دیگر امام حسین(ع) است که امرءالقیس از قبیله کلب شام شمرده می‌شد. مادر رباب، هند دختر ربیع بن مسعود کلبی نام داشت و به نقل بلاذری[۵۵] و ابوالفرج اصفهانی[۵۶]، پدر و مادر رباب از یک قبیله یعنی کلب بودند و این قبیله از خاندان معروف عرب بود و امرءالقیس نیز از بزرگان آن به‌شمار می‌آمد. او پیش از اسلام نصرانی بود و در دوره عمر بن خطاب اسلام آورد و از سوی او مأموریت یافت که رهبری مسلمانان طائفه قضاعه در شام ـ که کلب از آن بوده ـ را بر عهده گیرد[۵۷].

بلاذری در نقل دیگری پدر رباب را اُنَیف بن عُبید کلبی معرفی کرده است[۵۸]؛ اما نقل نخست مشهور و روایتش پرشمار است. وانگهی رباب دختر انیف همسر زبیر بن عوام و مادر مُصعب بن زبیر بود[۵۹] و چون هر دو از قبیله کلب بودند، به اشتباه رباب همسر امام حسین(ع) در گزارش دیگر او دختر انیف خوانده شد. امیرمؤمنان(ع) رباب را از پدرش إمرءالقیس برای امام حسین(ع) خواستگاری کرد. درباره چگونگی این خواستگاری چنین نقل شده است: در دوره حاکمیت عمر، امرءالقیس کلبی با اختیار خود به مسجد رفت و اسلام آورد و پس از خروج از مسجد، امیرمؤمنان(ع) نیز با حسنین از مسجد بیرون آمدند و با معرفی خود و نوادگان رسول خدا پیشنهاد پیوند خود و حسنین با او را در میان گذاشت. امرءالقیس با پذیرش این پیشنهاد و دامادی هر سه گفت: «دخترم محیاة را به ازدواج تو و زینب را به همسری حسن و رباب را به همسری حسین درآوردم»[۶۰]. بر پایه این نقل می‌توان گفت ازدواج امام حسین(ع) با رباب نخستین ازدواج امام بوده است.

رباب زنی فاضل، هوشمند، باایمان و مقاوم بود[۶۱] که تا آخرین لحظه زندگی امام حسین(ع) او را همراهی کرد. از وی اشعاری نیز درباره سیدالشهدا(ع) نقل شده است[۶۲] و پس از امام اندوه شدید او به گونه‌ای بود که تا پایان عمر وی ادامه داشت[۶۳]. وقتی جلسه ماتم زنانه تشکیل می‌داد، به گونه‌ای برای آن حضرت گریه می‌کرد که اشک چشم او و زنان خشک می‌شد[۶۴].

به نقل سبط ابن‌جوزی رباب در مجلس ابن‌زیاد در کوفه دید، او به لبان امام حسین چوب می‌زند. رباب از میان زن‌های اسیر برخاست و با کنار زدن جمعیت خود را به کنار تخت ابن‌زیاد رسانید. همگان دیدند دست برد و سر امام حسین را برداشت و به سینه چسبانید و با صدای بلند چنین سرود: واحسینا، اگر امروز می‌بینم به لب‌هایت چوب می‌زنند، فراموش نمی‌کنم که در کربلا تو را با لب تشنه کشتند، آن وقت که نیزه‌های دشمنان آهنگ او کرد، با او غدر کردند و او را به شهادت رساندند؛ خدا زمین کربلا را هرگز سیراب نگرداند[۶۵].

گفته‌اند پس از امام حسین(ع) اشراف قریش از رباب خواستگاری کردند؛ ولی ایشان با رد این پیشنهادها گفت: من پس از امام حسین(ع) احدی را شایسته همسری نمی‌دانم و پس از پیامبر پدرشوهری برنمی‌گزینم[۶۶]. رباب در خانه امام حسین(ع) فرزندانی به نام عبدالله و سکینه[۶۷] داشت. به نقل سبط ابن‌جوزی، او پس از شهادت امام تنها یک سال زنده ماند و در سال ۶۲ قمری از غصه درگذشت[۶۸].

گفتنی است زنی به نام قُضاعیه در آمار همسران امام حسین(ع) ثبت شده که به نقل شیخ مفید[۶۹] و طبرسی[۷۰] مادر جعفر بن الحسین است (جعفر در زمان پدر درگذشت). این قضاعیه به گزارش ابن‌سعد[۷۱] نامش سلافه از خاندان بلی بن عمرو بن الحاف بن قضاعه است؛ ولی به نظر می‌رسد این قضاعیه همین رباب کلبی است، نه همسری دیگر؛ زیرا اولاً ابن‌سعد نام پدر و مادر سلافه را ذکر نکرده است؛ ثانیاً در منابع مختلف واژه «سلافه» یکی از نام‌های مادر امام سجاد ذکر شده. پس این سلافه در گزارش ابن‌سعد می‌تواند مادر امام سجاد باشد؛ ثالثاً قبیله کلب که رباب از آن است، یکی از قبایل قضاعیه در شام بوده است[۷۲].[۷۳]

انتساب‌های تردیدی

برای امام حسین(ع) همسران دیگری نقل شده که به عللی واقعیت ندارد:

۱. هند دختر عبدالله بن عامر بن کریز - که به هنگام ورود اسیران کربلا به شام همسر یزید بوده[۷۴] - برابر با نقل خوارزمی از ابومخنف، همسر پیشین امام حسین(ع) بوده است[۷۵]. مجلسی نیز همین عبارت را از ایشان نقل کرده است[۷۶]؛ اما این نقل صحیح نیست؛ چراکه منبع نقل منتسب به ابومخنف تاریخ طبری است و در گزارش طبری تعبیر وَ كَانَتْ تَحْتَ يَزِيدَ بْنِ مُعَاوِيَةَ آمده، نه بیش از آن[۷۷]؛ بنابراین در فضای فکری گزارشگر این حادثه واژه «حسین» با واژه «یزید» جابه‌جا شده و تعبیر تَحْتَ الْحُسَيْنِ را به خطا به جای «تَحْتَ یزید» ثبت کرده است.

احتمال دیگر قابل طرح در اینجا این است که این هند همان هند بنت سهیل همسر عبدالله بن عامر بوده، نه دختر او که به اشتباه به جای هند بنت سهیل نام هند بنت عبدالله بن عامر همسر حسین دانسته شد. اگر این احتمال درست باشد واژه «حسین» به خطا به جای «حسن» ثبت شده است. هند بنت سهیل هم زنی بوده که معاویه با حیله‌ای سبب طلاق او شده بود و در بررسی نام همسران امام حسن(ع)[۷۸] آمده که به امام مجتبی(ع) نسبت داده شده که برای ازدواج با وی اقدام کرده و به فرض صحت این ازدواج، انگیزه او این بوده که بتواند این زن را به خانه شوهر قبلی برگرداند و به نقل ابن شهرآشوب و حسینی کرکی، این زن به زندگی با عبدالله بن عامر بازگشت[۷۹].

۲. عایشه دختر عثمان بن عفان - که همسر عبدالله بن زبیر بود[۸۰] - برابر گزارش ابن شهرآشوب پس از عبدالله بن زبیر به ازدواج امام حسین(ع) درآمد[۸۱]؛ ولی این نقل درست نیست؛ زیرا اولاً نقل‌ها درباره زوجیت این زن پراکنده است. بلاذری ایشان را همسر عبدالله بن زبیر دانسته[۸۲] و طبری وی را همسر مروان ذکر کرده که از او پسری به نام ابان داشت[۸۳] و عبدالله بن زبیر و مروان هم سال‌ها پس از امام حسین(ع) زنده بودند؛ ثانیاً گزارشی در دست نیست که حکایت کند ابن‌زبیر یا مروان در دوران امام حسین(ع) عایشه را طلاق داده باشند؛ ثالثاً ابن‌حبیب که نام دامادهای عثمان را آورده، نام سیدالشهدا را در آن شمار نیاورده است[۸۴]. افزون بر آن زمینه نداشتن این پیوند میان امویان و هاشمیان نیز دور از نظر نیست؛ چنان‌که مروان مانع ازدواج امام حسن(ع) با عایشه شد و خواستگاری از دختر حضرت زینب برای یزید بن معاویه نیز پا نگرفت[۸۵] که به آن اشاره شده است[۸۶].

۳. حفصه دختر عبدالرحمن بن ابی‌بکر بن ابی‌قحافه به نقل محمد بن سعد نخست به ازدواج منذر بن زبیر درآمد و از او فرزندانی داشت و پس از منذر با امام حسین(ع) ازدواج کرد[۸۷].

ولی انتساب ازدواج او با امام حسین(ع) پس از منذر پذیرفتنی نیست؛ زیرا این نقل را تنها محمد بن سعد آورده و گزارش وی اگر تنها باشد، قابل اعتماد نیست؛ چراکه اولاً نوع گزارش‌هایش بر پایه سبک حدیثی و با سند است؛ ولی برخی گزارش‌های او درباره اهل‌بیت(ع) از جمله این گزارش بی‌سند است؛ ثانیاً، به گفته ابن‌ندیم (نوع) آثار او برگرفته از آثار واقدی است[۸۸]؛ ولی این نقل را حتی واقدی نیز نیاورده است. پس این گزارش ابن‌سعد قابل اعتماد نیست.

۴. اُرَینِب دختر اسحاق از قبایل قریش که در عراق می‌زیست، نسبتش ناشناخته است. ابن‌قتیبه دینوری داستان ازدواج وی با امام حسین(ع) را نقل کرده است و چگونگی این نقل شبیه داستان ازدواج هند بنت سهیل بن عمرو با امام حسن(ع) است. در این گزارش، اُرَینب همسر شخصی به نام عبدالله بن سلام معرفی شده که یزید عاشق او شده است. معاویه برای اینکه یزید را به کامش برساند با فریب دادن عبدالله بن سلام به او وعده حکومت عراق و ازدواج با دخترش را داد، مشروط بر اینکه همسرش را طلاق دهد و عبدالله اُرَینب را طلاق داد. پس از پایان یافتن عده طلاق، ابوهریره و ابوالدرداء که صحابی پیامبر(ص) بودند، به نمایندگی معاویه برای خواستگاری اُرَینِب به عراق رفتند. برابر این نقل، امام حسین(ع) نیز در عراق بود و آنان با ورود به عراق از حضور امام(ع) در آنجا آگاه شدند و نزد ایشان رفتند. پس از آگاهی امام(ع) از اهداف سفر، به آنان پیشنهاد کرد نزد اُرَینِب از من نیز نام ببرید. در نهایت نتیجه این شد که این زن امام حسین‌(ع) را انتخاب کرد و عقد ازدواج با او با همان مهری که معاویه پیشنهاد کرده بود، بسته شد.

معاویه که نیرنگ او نتیجه نداد به وعده‌هایی که به عبدالله بن سلام داده بود، وفا نکرد و عبدالله به عراق بازگشت و نزد امام حسین(ع) رفت و از او درخواست کرد که با اُرَینِب ملاقات کند و این درخواست به لحاظ شکل و محتوا همانند درخواست عبدالله بن عامر از امام حسن(ع) برای ملاقات با هند بنت سهیل است. امام نیز او را در یک مجلس سه طلاق داد و آنان به زندگی بازگشتند[۸۹]. بررسی‌های تاریخی نشان می‌دهد این گزارش نابسامانی‌های سندی و متنی دارد که از نادرستی گزارش حکایت می‌کند:

یکم، نابسامانی سندی: ناقل این گزارش تنها ابن‌قتیبه دینوری در کتاب الامامة و السیاسه است و در هیچ منبع متقدمی به دست نیامده است. در کتاب نسب قریش[۹۰] نیز که در آن به نام و نسب و شرح حال زنان و مردان قریش؛ حتی گمنام از آنها پرداخته شده از ارینِب - که در کتاب الامامة و السیاسه از قبایل قریش و در زیبایی شهره عراق دانسته شده - یاد نشده است. گرچه در برخی مصادر متأخر از این داستان به صورت نثر و شعر یاد شده[۹۱]، ریشه تمامی آنها به نقل ابن‌قتیبه باز می‌گردد و ابن‌قتیبه نیز مستندش را نیاورده و انتساب این اثر به ابن‌قتیبه هم نزد برخی نگارندگان مورد تردید است[۹۲].

دوم، نابسامانی متنی گزارش ابن‌قتیبه که موارد آن فراوان است:

  1. خواستگارچی این ازدواج ابودرداست[۹۳] که تاریخ وفات ابودردا با این روایت هماهنگ نیست؛ چراکه درگذشت ابودردا یا در خلافت عثمان در یکی از سال‌های ۳۱ تا ۳۴ قمری در دمشق بوده که قول مشهور همین است یا در سال ۳۸ یا ۳۹ قمری پس از جنگ صفین بوده است[۹۴]. البته بیشتر اهل حدیث قول مشهور را پذیرفته‌اند و شواهدی نیز این قول را تأیید می‌کند[۹۵]. اگر هر یک از این گزارش‌ها درباره تاریخ درگذشت ابودردا پذیرفته شود، باز با نقل ابن‌قتیبه هماهنگ نیست؛ چراکه در بخش نخست نقل ابن‌قتیبه بیان شده که این رخداد پس از بیعت گرفتن برای ولایت‌عهدی یزید یعنی پس از سال ۵۰ قمری و بعد از شهادت امام مجتبی(ع) بوده است و اگر تاریخ وفات ابودردا در سال ۳۹ قمری هم باشد، باز داستان یادشده پس از یازده سال از درگذشت ابودرد است؛ بنابراین گزارش واسطه بودن ابوهریره با ابودردا در این مورد دست کم درباره ابودردا مخدوش است.
  2. به گفته سید جعفر مرتضی عاملی (-۲۸ صفر ١۴۴١ق)[۹۶] با توجه به تاریخ درگذشت ابودردا در یکی از سال‌های ۳۱-٣۴ یا سال ۳۸-۳۹ قمری و با در نظر گرفتن تاریخ تولد یزید در یکی از سال‌های ٢۶[۹۷] یا ۲۷[۹۸] یا ۳۱[۹۹] قمری، باید گفت یزید به هنگام درگذشت ابودردا کودکی یک‌ساله یا چهارساله یا پنج‌ساله یا نوجوانی دوازده‌ساله بوده است. در این فرض چگونه می‌توان گفت یزید پیش از سن بلوغ به فکر ازدواجی عاشقانه آن هم با زنی که قبلاً شوهر داشته، بوده و با پدرش نیز در امور مملکتی مشاورت و مشارکت داشته که در ضمن داستان به آن تصریح شده است؟[۱۰۰]
  3. در کتاب الامامة والسیاسه شوهر ارینِب عبدالله بن سلام قریشی گزارش شده است؛ درحالی‌که فردی به نام عبدالله بن سلام تنها سه تن بودند که دو نفر از آنان پس از زمان حادثه و با فاصله بسیار و در قرن دوم می‌زیستند[۱۰۱]. تنها عبدالله بن سلام یهودی - که نام اصلی او حصین بود - در آغاز تاریخ اسلام می‌زیست که به چند دلیل نمی‌تواند فرد مورد نظر این داستان باشد
    1. وی قریشی نبود، بلکه اسرائیلی و از قبیله بنی‌قینقاع و از عالمان آن و هم‌پیمان با خزرج بود که دو سال مانده به آخر عمر پیامبر مسلمان شد[۱۰۲] و در سال ۴۱ یا ۴۲ یا ۴۳ قمری درگذشت[۱۰۳]؛ درحالی‌که داستان مربوط به یزید بر فرض صحت پس از شهادت امام مجتبی(ع) (۵۰ق) بین سال‌های ۵۰-۶۰ رخ داده است.
    2. امام حسین(ع) پس از سال ۴۱ عراق را ترک کرده بود.
    3. عبدالله بن سلام اسرائیلی به وقت وقوع داستان پیرمردی کهنسال بود و این متفاوت با شرایطی است که داستان از او به عنوان جوان و از همسرش به عنوان جوانی زیبا یاد می‌کند.
    4. از سفر ابن‌سلام یهودی از مدینه به عراق گزارشی در میان نیست و آثار تاریخی و رجالی نیز به آن اشاره‌ای نکرده‌اند[۱۰۴].
  4. در نقل ابن‌قتیبه آمده که عبدالله بن سلام شوهر ارینب از سوی معاویه سمت کارگزاری عراق یا کوفه را داشت؛ درحالی‌که در کتاب‌های تاریخی از نام او در میان کارگزاران معاویه گزارشی به دست نیامد[۱۰۵].
  5. در نقل ابن‌قتیبه آمده که ابودردا در عراق با امام حسین‌(ع) دیدار کرده بود؛ درحالی‌که آن حضرت پس از سال ۴۱ و بعد از شهادت پدرش به فاصله اندکی با برادرش امام حسن(ع) از عراق به مدینه برگشته بود و در عراق نبود که ابودردا به دیدار وی برود[۱۰۶]. سفر دوباره امام حسین(ع) به عراق هم در هیچ منبعی گزارش نشده و دلیلی هم برای چنین سفری نبوده است؛ چون برای زیارت قبر امیرمؤمنان(ع) هم نیست؛ زیرا آنان قبر آن حضرت را پنهان کرده بودند تا خوارج و امویان به آن دست نیابند و این شرایط همچنان تا زمان امام صادق(ع) ادامه داشت[۱۰۷].
  6. این گزارش در واقع همان خبر هند بنت سهیل با عبدالله بن عامر است که به نام اُرینِب نقل شده و چگونگی رخداد حادثه گواه مدعاست؛ اعم از عاشق شدن یزید، حاکمیت عبدالله در عراق، نوید ازدواج با دختر معاویه، حضور ابوهریره و ابودردا به عنوان واسطه کار، درخواست معنادار عبدالله از امام برای دیدار با همسر سابق خود پس از نتیجه ندادن فریب معاویه و جداشدن امام از آن زن و بازگرداندن دو همسر گذشته به ادامه زندگی[۱۰۸]. با این تفاوت که در این داستان نام «حسین» به جای نام «حسن» و نام عبدالله بن سلام به جای نام عبدالله بن عامر ثبت شده است؛ چنان‌که در برخی منابع[۱۰۹] نام «حسین» به عنوان همسر هند بنت سهیل پس از عبدالله بن عامر ذکر شده، با اینکه در بسیاری از منابع نام «حسن» آمده[۱۱۰] و این نیز می‌تواند گواه مدعا باشد.
  7. سه‌طلاقه شدن اُرینب از سوی امام حسین(ع) در یک مجلس مطابق با دیدگاه فقهی سنیان و مغایر با نظر فقهی اهل‌بیت(ع) است و صحیح نیست[۱۱۱]. این نکته حکایت می‌کند از اینکه این داستان ساخته افراد غیر شیعی است.
  8. تعیین مهریه بسیار برای اُرینب از سوی امام حسین(ع) خلاف سیره اهل‌بیت(ع) است؛ چراکه آنان در این موضوع از سیره پیامبر(ص) پیروی می‌کردند و به مهرالسنه پایبند بودند[۱۱۲] و هرچند هدایایی به آنها می‌دادند، اما نه به عنوان مهریه.

سوم، اگر پذیرفته شود این خبر صحیح است - که نیست - اصل این اقدام امام(ع) برای بازگرداندن دو همسر به ادامه زندگی است نه هوسرانی؛ چنان‌که اصل نقل ابن‌قتیبه بر آن تصریح می‌کند.

۵. عاتکه دختر زید بن نفیل عدوی دختر عموی عمر بن خطاب و از زنان بیعت کننده با پیامبر بود که به مدینه هجرت کرد[۱۱۳]. مادر او ام‌کُریز دختر عبدالله بن عمار بن مالک حَضرمی است[۱۱۴]. او نخست با عبدالله پسر ابوبکر و پس از قتل عبدالله در نبرد طائف (در سال ۸ قمری) با عمر بن خطاب و سپس زبیر بن عوام ازدواج کرد و پس از قتل هر یک از آنان در رثای آنها شعری سرود[۱۱۵]. ابوالفرج اصفهانی و در پی او آبی[۱۱۶] افزودند که این زن پس از زبیر با امام حسین(ع) نیز ازدواج کرد و پس از ایشان مروان بن حکم از او خواستگاری کرد؛ ولی او نپذیرفت و گفت: پس از رسول خدا پدرشوهری نمی‌پذیرم[۱۱۷].

این گزارش ابوالفرج و آبی به چند دلیل نادرست است:

  1. در غیر از دو منبع یادشده؛ اعم از منابع شیعیان و سنیان این گزارش به دست نیامده است. وانگهی مستند این گزارش ابوالفرج، مدائنی است و قبلاً بیان شده که گزارش‌های این‌چنینی مدائنی پذیرفتنی نیست[۱۱۸].
  2. منابع مهم سنیان از قبیل ابن‌سعد[۱۱۹]، بلاذُری[۱۲۰]، ابن‌اثیر[۱۲۱]، ابن‌حجر[۱۲۲] و ابن‌کثیر[۱۲۳] شوهران این زن تا زبیر را نقل کرده‌اند؛ ولی از امام حسین نام نبرده‌اند. تنها در کتاب الاستیعاب پس از ذکر نام شوهران او تا زبیر، نام امام مجتبی(ع) نیز به عنوان همسر او در کروشه آمده[۱۲۴] و این‌گونه گزارش حکایت می‌کند از اینکه این قسمت گزارش از ابن‌عبدالبر نیست، بلکه محقق الاستیعاب بی‌ذکر منبعی این نام را افزوده و در واقع تحریف کرده است. پس احدی از منابع سنیان جز ابوالفرج و آبی از این ازدواج نام نبرده، بلکه ابن‌کثیر افزوده که این زن پس از زبیر با احدی ازدواج نکرده است[۱۲۵].
  3. در گزارش ابوالفرج است: «پس از شهادت امام حسین(ع) در سال ۶۱ مروان بن حکم از عاتکه خواستگاری کرد؛ ولی او نپذیرفت و گفت: «پس از رسول خدا پدرشوهری نمی‌پذیرم». این درحالی است که عاتکه در سال ۴۱ در آغاز حکومت معاویه درگذشته بود[۱۲۶] و این سخن که پس از رسول خدا پدرشوهری نمی‌پذیرم» سخن رباب همسر امام حسین(ع) در پاسخ برخی سران قریش از جمله مروان است که پس از شهادت سیدالشهدا(ع) از او خواستگاری کرده بودند[۱۲۷]. همه این نشانه‌ها حکایت می‌کند از اینکه گزارش ازدواج عاتکه با امام حسین(ع) صحیح نیست[۱۲۸].

منابع

پانویس

  1. این لیلا برادر زاده ام‌سعید است و ام‌سعید دختر عروة بن مسعود همسر امیرمؤمنان(ع) است (در این باره به عنوان «همسران امیرمؤمنان»، شماره ۴ رجوع کنید).
  2. ابن‌قتیبه، المعارف، ص۲۱۳؛ علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۸۱؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۳۴۰؛ محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۳۵؛ ابن عساکر، ترجمة الامام زین العابدین من تاریخ مدینة دمشق، تحقیق محمدباقر محمودی، ص۱۳-۱۴؛ سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص، ص۲۵۴. ابومره و پدرش عروه از یاران پیامبر(ص) بودند (ابن‌حجر عسقلانی، الاصابه، ج۷، ص۳۰۶، ترجمة أبومرة) و عروة بن مسعود از بزرگان مکه و طائف شمرده می‌شد و مشرکان قریش می‌گفتند چرا قرآن بر او نازل نشده است ﴿لَوْلَا نُزِّلَ هَذَا الْقُرْآنُ عَلَى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ [«و گفتند: چرا این قرآن بر مردی سترگ از این دو شهر (مکّه و طائف) فرو فرستاده نشد؟» سوره زخرف، آیه ۳۱] (ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۳، ص۱۰۶۶؛ ابن‌حجر عسقلانی، الاصابه، ج۴، ص۴۰۶).
  3. خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۱۴۵.
  4. مصعب بن عبدالله زبیری، نسب قریش، ص۵۷.
  5. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱۰، ص۳۶۹.
  6. موفق بن احمد خوارزمی، مقتل الحسین، ج۱، ص۲۰۹؛ سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص، ص۲۷۷.
  7. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۸۵.
  8. مصعب بن عبدالله زبیری، نسب قریش، ص۵۷؛ خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۱۴۵؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۳۴۳ (دارالکتب العلمیه)؛ موفق بن احمد خوارزمی، مقتل الحسین، ج۱، ص۲۰۹؛ سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص، ص۲۷۷؛ ابن‌حجر عسقلانی، الاصابه، ج۷، ص۳۰۶. ذیل «ابومره».
  9. ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۴۰.
  10. علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۸۶.
  11. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۱۵۲-۱۵۴.
  12. احمد بن ابی‌یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۲۴۷؛ ابن‌فندق بیهقی، لباب الأنساب، ج۱، ص۳۴۷.
  13. احمد بن ابی‌یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص٢۴٧؛ ابن‌قتیبه، المعارف، ص۲۱۴؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۶۲۹؛ ابن‌فندق بیهقی، لباب الأنساب، ج۱، ص٣۴٧. این نام را امام حسین(ع) بر او نهاده بود (ابن‌تغری، النجوم الظاهره، ج۱، ص۲۲۹).
  14. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۶۶؛ ابن‌فندق بیهقی، لباب الأنساب، ج۱، ص۳۴۷؛ ابن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۴۱، ص۳۶۱؛ ابن‌تغری، النجوم الظاهره، ج۱، ص۲۲۹.
  15. احمد بن یحیی بلاذری، جمل انساب الأشراف، ج۳، ص۱۴۶؛ ابن‌قتیبه، المعارف، ص۲۱۴ (با تعبیر «و یقال»)؛ سبط ابن‌جوزی، تذکرة الخواص، ص۲۹۱؛ ابن‌فندق بیهقی، لباب الأنساب، ج۱، ص۳۴۷؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۱۸۹؛ ابن‌خلکان، وفیات الاعیان، ج٣، ص۲۶۷.
  16. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۱۸۹.
  17. محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۳۵-۱۳۷؛ همو، المقنعه، ص۴۷۲؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۶، ص۷۷؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۱۸۹؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۲، ص۸۲؛ شهید اول، الدروس الشرعیة فی فقه الامامیه، ج۲، ص۱۲.
  18. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۶۶-۴۶۷.
  19. شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا(ع)، ج۱، ص۴۱.
  20. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۶۶-۴۶٧؛ شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج۱، ص۳۰۷؛ محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۳۷؛ ابن‌فندق بیهقی، لباب الأنساب، ج۱، ص۳۴۷؛ ابن شهرآشوب، مناقب فی آل ابی‌طالب، ج۴، ص۱۷۵.
  21. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب(ع)، ج۴، ص۱۸۹.
  22. ابن‌فندق بیهقی، لباب الأنساب، ج۱، ص۳۴۷.
  23. ابن‌فندق بیهقی، لباب الأنساب، ج۱، ص۳۴۷.
  24. ابن‌فندق بیهقی، لباب الأنساب، ج۱، ص۳۴۷.
  25. ابن‌قتیبه، المعارف، ص۲۱۴ (با تعبیر و «یقال»)؛ ابن‌فندق بیهقی، لباب الأنساب، ج۱، ص۳۴۷؛ ابن‌تغری، النجوم الظاهره، ج۱، ص۲۲۹.
  26. ابن‌فندق بیهقی، لباب الأنساب، ج۱، ص۳۴۷.
  27. ابن‌فندق بیهقی، لباب الأنساب، ج۱، ص۳۴۷.
  28. شیخ صدوق، عیون الأخبار الرضا(ع)، ج۱، ص۴۰، ح۱؛ همو، کمال الدین و تمام النعمه، ج۱، ص۳۰۵-۳۰۷ («أُمُّهُ شَهْرَبَانُويَهْ بِنْتُ يَزْدَجَرْدَ بْنِ شَاهَنْشَاهَ»).
  29. ابن شهر‌آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، صص ۱۸۱ و ۱۸۹ («كَانَ يَقُولُ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ: أَنَا ابْنُ الْخِيَرَتَيْنِ، لِأَنَّ جَدَّهُ رَسُولُ اللَّهِ(ص) وَ أُمَّهُ بِنْتُ يَزْدَجَرْدَ الْمَلِكِ»). ابن خلکان نیز این حدیث را از زمخشری نقل کرده است (وفیات الاعیان، ج۳، ص۲۶۷).
  30. برای نمونه: محمد بن حسن صفار، بصائرالدرجات، ج۱، ص۳۳۵؛ احمد بن ابی‌یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۳۰۳؛ ابراهیم بن محمد ثقفی، الغارات، ج۲، ص۸۲۵؛ ابن ابی الثلج، تاریخ اهل‌البیت، ص۱۲۲؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۶۷، ح۱؛ علی بن حسین مسعودی، اثبات الوصیه، ص۱۷۰؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۵۵؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۲، ص۸۲؛ ابن خلکان، وفیات الاعیان، ج۳، ص۲۶۷-۲۶۸.
  31. مانند اینکه در آغاز درگیری قادسیه، یزدگرد در مدائن بود و سپس به حلوان و از آنجا به اصفهان و اصطخر و کرمان و مرو گریخت. در این عقب‌نشینی‌های تدریجی، وی زنان و خویشاوندان و خزانه خود را به همراه می‌برد؛ حتی آشپزان و تیمارگران را نیز به همراه داشت (ابن‌اثیر، الکامل، ج۲، حوادث سال ۱۷؛ ج۳، ص۱۱۹-۱۲۳، حوادث سال ۳۱)؛ بنابراین دختران یزدگرد در مرحله نخست درگیری اسیر مسلمانان نشدند.
  32. محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، حوادث سال ۳۱؛ ابن‌اثیر، الکامل، ج۳، ص۱۱۹-۱۲۳، حوادث سال ۳۱؛ ابن عبدالبر (۴۶۳ق)، الاستیعاب، ج۳، ص۹۳۳ (وَ قُتِلَ كِسْرَى فِي وَلَايَتِهِ، که به دست آسیابانی کشته شد).
  33. راویان این نقل به ترتیب حسین بن احمد بیهقی مکنّا به ابوعلی حاکم، محمد بن یحیی صولی، عون بن محمد کندی و سهل بن قاسم نوشجانی از امام رضا(ع) است. از حسین بن احمد بیهقی، شیوخ ثلاثه؛ یعنی صدوق، مفید و طوسی روایت کرده‌اند و در منابع رجالی نیز از او مذمت نشده است (علی نمازی شاهرودی، مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۳، ص۸۵) و به گفته فقیه رجالی آیت‌الله شیخ جواد تبریزی راوی‌ای که شناخته شده باشد و رجالیان او را مذمت نکنند، نقل وی معتبر است؛ چراکه اگر زندگی او نقطه ضعفی داشت بازگو می‌شد (درس فقه که نگارنده در آن حضور داشت). محمد بن یحیی صولی نیز نزد رجالیان مذمت نشده، بلکه برخی روایاتش بر حسن و کمال او دلالت می‌کند (مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۷، ص۳۶۹) از عون بن محمد کندی هم در منابع رجالی مذمت نشده (مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۶، ص۱۴۵) و سهل بن قاسم نوشجانی که از یاران امام رضا(ع) است روایاتی از او نقل کرده که از حسن اعتقاد او حکایت می‌کند (مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۴، ص۱۸۲). پس سند این روایت اعتبار دارد.
  34. شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا(ع)، ج۲، ص۱۳؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۶، ص۸، ح۱۹.
  35. شیخ طوسی (رجال، ص۳۹، ش ۲۶) نام حریث بن جابر حنفی را در ردیف یاران امیرمؤمنان(ع) ثبت کرده و مدح یا ذمی از وی نکرده است و بسیاری از رجالیان نیز به همان سخن شیخ بسنده کرده‌اند (ر.ک: عبدالله مامقانی، تنقیح المقال فی علم الرجال، ج۱۸، ص۱۹۰-۱۹۱، پانوشت). مامقانی درباره او گفت: غیر از سخن شیخ در رجال تعبیری که از مدح او حکایت کند، نیافتم (تنقیح المقال، ص۱۹۰)؛ اما گفتنی است اولاً در اعتبار راوی، مدح وی تنها راه اعتبار او نیست، بلکه اگر معروف باشد و مذمت نشده باشد این هم در اعتبار او کافی است؛ زیرا مذمت نشدن راویِ معروف نشانه مذموم نبودن اوست؛ چراکه اگر نقصی داشت، ذکر می‌شد (درس فقه آیت‌الله تبریزی که این نگارنده در آن حضور داشت)؛ ثانیاً در مواردی از کتاب صفین (نصر بن مزاحم، وقعة الصفین، صص ۲۰۵، ۲۹۹، ۴۸۵ و ۴۸۷) و شرح نهج‌البلاغه ابن ابی‌الحدید (ج۴، ص۲۷؛ ج۵، صص ۲۳۴، ۲۳۶، ۲۴۰-۲۴۱؛ ج۱۶، ص۱۹۷) تعبیرهایی درباره حریث بن جابر آمده که از مدح او حکایت می‌کند. او در جنگ صفین از حق‌به‌جانبی امیرمؤمنان(ع) نیز دفاع گفتاری و رفتاری کرده است (نصر بن مزاحم، وقعة الصفین، ص۴۸۵ ... إِنَّ عَلِيّاً(ع) لَوْ كَانَ خَلَفاً مِنْ هَذَا الْأَمْرِ لَكَانَ الْمَفْزَعُ إِلَيْهِ...). افزون بر آنکه نامش در ردیف منصوبان امیرمؤمنان(ع) در مسئولیت‌های حکومتی ثبت شده است (ر.ک: عبدالله مامقانی، تنقیح المقال فی علم الرجال، ج۱۸، ص۱۹۰، پانوشت).
  36. ابوحنیفه نعمان بن محمد مغربی، شرح الاخبار، ج۳، ص۲۶۶؛ محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۳۷؛ محمد بن حسن فتال، روضة الواعظین، ج۱، ص۲۰۱؛ فضل بن حسن طبرسی، إعلام الوری بأعلام الهدی، ج۱، ص۴۸۰-۴۸۱؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب(ع)، ج۴، ص۵۶؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۲، ص۸۲؛ محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۶، ص۳، ح۱.
  37. یدالله مقدسی، بازپژوهی تاریخ ولادت و شهادت معصومان، ص۳۲۵.
  38. ابن‌اثیر، الکامل، ج۳، ص۱۱۹-۱۲۳، حوادث سال ۳۱.
  39. محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، حوادث سال ۳۱؛ ابن‌اثیر، الکامل، ج۲، حوادث سال ۱۷.
  40. ابن‌الفقیه، البلدان، ص۵۷۰.
  41. محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، حوادث سال ۳۱؛ ابن‌اثیر، الکامل، ج۳، ص۱۱۹-۱۲۳، حوادث سال ۳۱.
  42. برخی محققان بر آن‌اند تنها می‌توان پذیرفت که مادر امام سجاد(ع) زنی وابسته به یکی از خاندان مهمی است که می‌توانسته از خاندان ساسانی باشد؛ چون آنان نوعاً در تمامی مراکز استان‌ها قدرت را در دست داشته‌اند؛ اما اثبات اینکه دختر خود کسرای ایران بوده دشوار است (ر.ک: رسول جعفریان، حیات فکری و سیاسی ائمه، ص۲۵۹).
  43. ابراهیم بن محمد ثقفی، الغارات، ج۲، ص۸۲۵-۸۲۶؛ علی بن یوسف حلی، العدد القویه، ص۵۷؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۳۱، ص۱۳۳.
  44. ابراهیم بن محمد ثقفی، الغارات، ج۲، ص۸۲۵-۸۲۶؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۳۱، ص۱۳۴-۱۳۵ («فَقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع): هَؤُلَاءِ لَا يُكْرَهْنَ عَلَى ذَلِكَ وَ لَكِنْ يُخَيَّرْنَ... فَأَوْمَأَتْ بِيَدِهَا وَ اخْتَارَتِ الْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ(ع)...»).
  45. سید حسین بروجردی، جامع احادیث الشیعه، ج۲۵، ص۳۴۸، ح۴۹۰-۳۶۸۸۹ (... هَلْ أَنْتِ مِمَّنْ يُرِيدُ بَعْلًا؟ فَسَكَتَتْ).
  46. برای نمونه، ر.ک: ابراهیم بن محمد ثقفی، الغارات، ج۲، ص۸۲۵-۸۲۶؛ سیدحسین بروجردی، جامع احادیث الشیعه، ج۲۵، ص۳۴۸، ح۴۹۰-۳۶۸۸۹.
  47. شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا(ع)، ج۲، ص۱۲۸؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۶، ص۸، ح۱۹ («فَمَاتَتَا عِنْدَهُمَا نَفْسَاوَيْنِ»).
  48. ابن‌قتیبه، المعارف، ص۲۱۳؛ حسن بن محمد قمی، تاریخ قم، ص۱۹۶؛ محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۳۵.
  49. محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۲۰. برای اطلاع بیشتر درباره این خانم، ر.ک: عنوان «همسران امام مجتبی(ع)»، عنوان «ام‌اسحاق».
  50. ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۱۴؛ ابن‌قتیبه، المعارف، ص۲۳۳؛ احمد بن یحیی بلاذری، جمل انساب الأشراف، ج۱۰، ص۱۳۰؛ محمد بن بن حبیب بغدادی، المحبر، صص۶۶ و ۴۴۲؛ ابن‌حزم اندلسی، جمهرة انساب العرب، صص ۴۲ و ۱۳۸ (وَ تُوُفِّيَ عَنْهَا فَخَلَفَ عَلَيْهَا الْحُسَيْنُ).
  51. ابن‌اثیر، اسدالغابه، ج۶، ص۲۲؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۳، صص ۱۸۲ و ۲۱۷، ح۴۹.
  52. ر.ک: عنوان «همسران امیرمؤمنان(ع)» عنوان «اُمامه».
  53. محمد بن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۴۲.
  54. ابن‌قتیبه، المعارف، ص۲۱۳؛ محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۳۵؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۲، ص۳۹.
  55. احمد بن یحیی بلاذری، انساب الأشراف، ج۲، ص۱۳۹ (دارالیقظه).
  56. علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۶، ص۸۹-۹۲.
  57. احمد بن یحیی بلاذری، انساب الأشراف، ج۲، ص۱۳۹ (دارالیقظه)؛ علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۶، ص۸۹-۹۲.
  58. احمد بن یحیی بلاذری، انساب الأشراف، ج۲، ص۱۴۰ (دارالیقظه)؛ مجله تراثنا، ش۱۸۷، ص۱۱.
  59. ابن‌سعد، طبقات الکبری، ج۳، ص۱۰۰؛ ج۵، ص۱۸۲-۱۸۶.
  60. احمد بن یحیی بلاذری، انساب الأشراف، ج۲، ص۱۹۴ (دارالیقظه)؛ علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۶، ص۸۹-۹۲.
  61. علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۶، ص۹۱.
  62. علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۶، ص۸۹-۹۲.
  63. ابن‌کثیر، البدایة والنهایه، ج۸، ص۲۱۰.
  64. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۶۶، ح۹ (سند از نگاه مجلسی معتبر است).
  65. وَا حُسَيْناً فَلَا نَسِيتُ حُسَيْنًا *** أَقْصَدْتَهُ أَسِنَّةُ الْأَعْدَاءِ غَادَرُوهُ بِكَرْبَلَاءَ صَرِيعًا *** لَا سَقَى اللَّهُ جَانِبِي كَرْبَلَاءَ (سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص، ص۴۰۸).
  66. علی بن حسین ابو الفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۶، ص۱۴۳؛ سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص، ص۲۶۵ (وَ اللَّهِ لَا كَانَ لِي حَمْواً آخَرَ بَعْدَ ابْنِ رَسُولِ اللَّهِ).
  67. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۵، ص۴۷. اسم سکینه امینه بود که به سکینه معروف شد.
  68. سبط ابن‌جوزی، تذکرة الخواص، ص۲۶۵.
  69. محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۳۶.
  70. فضل بن حسن طبرسی، إعلام الوری بأعلام الهدی، ج۱، ص۴۷۸.
  71. ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ج۱۰، ص۳۷۰.
  72. احمد بن یحیی بلاذری، انساب الأشراف، ج۲، ص۱۳۹ (دارالیقظه)؛ علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۶، ص۸۹-۹۲.
  73. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۱۵۲-۱۶۵.
  74. ابومخنف، وقعة الطف، ص۲۶۹-۲۷۰.
  75. موفق بن احمد خوارزمی، مقتل الحسین، ج۲، ص۸۱ (وَ كَانَتْ قَبْلَ ذَلِكَ تَحْتَ الْحُسَيْنِ).
  76. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۵، ص۱۴۲ (وَ ذَكَرَ أَبُو مِخْنَفٍ... هِنْدٌ بِنْتُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرِ بْنِ كُرَيْزٍ امْرَأَةُ يَزِيدَ وَ كَانَتْ قَبْلَ ذَلِكَ تَحْتَ الْحُسَيْنِ).
  77. محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۳۵۶، حوادث سنه ۶۱ (دار التراث).
  78. این انتساب در بخش «همسران امام مجتبی(ع)»، ذیل عنوان «گزارش‌های تردیدی» مورد بررسی قرار گرفته و مورد تشکیک است؛ ولی احتمال مطرح شده در اینجا به فرض صحت انتساب است.
  79. ر.ک: عنوان «همسران امام مجتبی(ع)»، «هند بنت سهیل».
  80. احمد بن یحیی بلاذری، جمل من انساب الأشراف، ج۷، ص۱۴۱. ({{عربی|تَزَوَّجَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ الزُّبَيْرِ... عَائِشَةَ بِنْتَ عُثْمَانَ بْنِ عَفَّانَ...).
  81. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۴۵.
  82. احمد بن یحیی بلاذری، جمل من انساب الأشراف، ج۷، ص۱۴۱.
  83. محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، صص ۳۷۲ و ۳۷۹، حوادث سال ۶۳ (دار التراث).
  84. محمد بن حبیب بغدادی، المحبر، ص۵۵.
  85. این دختر عبدالله بن جعفر و حضرت زینب(س) ام‌کلثوم نام داشت (ر.ک: محمد بن یزید المبرد، الکامل فی اللغة والادب، ج۳، ص۱۱۲۹-۱۱۳۰).
  86. ر.ک: عنوان «خواستگاری و مراسم عقد».
  87. ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۳۴۲-۳۴۳ (ثُمَّ خَلَفَ عَلَيْهَا بَعْدَ الْمُنْذِرِ حُسَيْنُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ).
  88. ابن‌ندیم، الفهرست، ص۱۲۸.
  89. ابن‌قتیبه، الامامة والسیاسه، ج۱، ص۲۲۱-۲۲۳.
  90. ر.ک: مصعب بن عبداالله زبیری، نسب قریش، تصحیح لیفی بروفنسال، ط ۳ و ۴، قاهره: دارالمعارف، ۱۹۹۹م.
  91. این داستان را برخی نگارندگان متأخر نیز آورده‌اند که می‌توان از این افراد نام برد: ابن‌بدرون (بعد از ۶۰۸ق) در شرح بر قصیده ابن‌عبدون (ص۱۷۴-۱۸۳)، ابن‌حجه حموی در ثمرات الاوراق (ص۱۵۳-۱۵۷) به نقل از ابن‌بدرون، ملاحسین واعظ کاشفی (۹۱۰ق) در روضةالشهداء (ص۲۸۸-۲۸۶) بدون ذکر سند، ندیم مشهدی (۱۱۶۳ق) در تسبیح کربلا (ص۲۷۳-۳۰۳) که ترجمه روایت ابن‌حِجِه را به نظم در آورده است. فرهاد میرزا معتمدالدوله (۱۳۰۵ق) در قمقام زخّار (ص۲۱۷- ۲۲۲)، عمر رضا کحاله (اعلام النساء، ج۱، ص۳۴-۴۱)، ذبیح‌الله محلاتی (ریاحین الشریعه، ج۳، ص۳۳۸-۳۴۶) و زین‌العابدین رهنما (زندگانی امام حسین، ج۲، صص۲۲۴ و ۴۳۷) به نقل ابن‌قتیبه آن را تکرار کرده‌اند (برای اطلاع بیشتر، ر.ک: عبدالرحیم قنوات، «خَلط روایات تاریخی افسانه اُرینب»، مجله تاریخ و تمدن اسلامی، س۸، ش۱۵، بهار و تابستان ۱۳۹۱؛ محمد صحتی سردرودی، تحریف‌شناسی عاشورا و تاریخ امام حسین(ع)، ص۱۲۷).
  92. گویا اولین کسی که در درستی انتساب کتاب الامامة والسیاسه به ابن‌قتیبه تردید کرده، پاسکوال دگا یانگوس (P. De Ga yangos) خاورشناس اسپانیایی (۱۸۰۹-۱۸۹۷م) بود (ر.ک: عبدالرحیم قنوات، «خَلط روایات تاریخی افسانه اُرینب»، مجله تاریخ و تمدن اسلامی، س۸، ش۱۵، ص۱۳۹۱).
  93. عویمر بن قیس بن زید یا عویمر بن ثعلبة بن عامر بن زید بن قیس انصاری که به ابودردا مشهور بود و پیش از جنگ خندق اسلام آورد و قاضی دمشق در دوره عثمان بود (ابن‌عبدالبر، الاستیعاب، ج۳، ص۱۲۲۸-۱۲۳۰).
  94. ابن‌عبدالبر، الاستیعاب، ج۳، ص۱۲۲۸.
  95. ابن‌عبدالبر، الاستیعاب، ج۳، ص۱۲۲۸-۱۲۳۰.
  96. سید جعفر مرتضی عاملی، سیرة الامام الحسین فی الحدیث و التاریخ، ج۳، ص۳۲۸.
  97. محمد بن احمد ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۵، ص۲۷۱.
  98. ابن‌کثیر، البدایة والنهایه، ج۸، ص۲۲۶.
  99. علی بن حسین مسعودی، مروج الذهب، ج۳، ص۶۴.
  100. ابن‌قتیبه، الامامة و السیاسه، ج۱، ص۲۱۷.
  101. سید جعفر مرتضی عاملی، سیرة الامام الحسین فی الحدیث و التاریخ، ج۳، ص۳۳۲-۳۳۴.
  102. ابن‌حجر عسقلانی، الاصابه، ج۲، ص۳۲۰؛ سید جعفر مرتضی عاملی، الصحیح من سیرة النبی الاعظم، ج۴، ص۱۴۵.
  103. ابن‌عبدالبر، الاستیعاب، ج۳، ص۹۲۲.
  104. ر.ک: سید جعفر مرتضی عاملی، سیرة الامام الحسین فی الحدیث و التاریخ، ج۳، ص۳۳۲-۳۳۴.
  105. محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، حوادث سال ۴۱-۶۰ (دارالتراث). نام عبدالله بن سلام در میان نام فرمانداران معاویه در این دوره نیست.
  106. برای آگاهی بیشتر در این باره، ر.ک: سید جعفر مرتضی عاملی، سیرة الامام الحسین فی الحدیث و التاریخ، ج۳، ص۳۳۲-۳۳۷.
  107. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۵۶، ح۶؛ ابن طاووس، فرحة الغری، ص۵۵، الباب السادس، ص۹۴.
  108. ر.ک: عنوان «همسران امام حسن(ع)»، «انتساب‌های تردیدی».
  109. مصعب بن عبدالله زبیری، نسب قریش، ص۴۲۰؛ محمدتقی تستری، رسالة فی تواریخ النبی و الآل، ص۷۳ (... هِنْدٍ بِنْتِ سُهَيْلِ بْنِ عَمْرٍو الْعَامِرِيِّ... ثُمَّ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَامِرٍ، ثُمَّ الْحُسَيْنُ(ع)).
  110. ر.ک: «همسران امام مجتبی(ع)»، «گزارش‌های تردیدی»، شماره ۱.
  111. محمد فاضل لنکرانی، القواعد الفقهیه، ص۱۷۱.
  112. محمد بن حسن طوسی، الاستبصار، ج۳، ص۲۳۰، ج۱، با سند معتبر (... لَا يُجَاوَزْ بِحُكْمِهَا مُهُورَ نِسَاءِ آلِ مُحَمَّدٍ اثْنَتَيْ عَشْرَةَ أُوقِيَّةً وَ نَشٌّ وَ هُوَ وَزْنُ خَمْسِمِائَةِ دِرْهَمٍ مِنَ الْفِضَّةِ).
  113. ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۰۸؛ ابن‌عبدالبر، الاستیعاب، ج۴، ص۱۸۷۷.
  114. ابن‌حجر عسقلانی، الاصابه، ج۸، ص۲۲۷.
  115. ابن‌عبدالبر، الاستیعاب، ج۴، ص۱۸۸۰.
  116. منصور بن حسین آبی، نثر الدر فی المحاضرات، ج۴، ص۶۹.
  117. علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۸، ص۱۱-۱۲؛ محمدتقی تستری، رسالة فی تواریخ النبی و الآل، ص۷۲.
  118. ر.ک: عنوان «همسران امام مجتبی(ع)»، «گزارش‌های تردیدی» گزارش مربوط به «حفصه دختر عبدالرحمن».
  119. ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۸۳.
  120. احمد بن یحیی بلاذری، جمل من انساب الأشراف، ج۲، ص۲۶۰؛ ج۳، ص۵۵.
  121. ابن‌اثیر، اسد الغابه، ج۶، ص۱۸۳، ش ۷۰۷۹؛ همو، الکامل، ج۳، ص۵۴.
  122. ابن‌حجر عسقلانی، الاصابه، ج۸، ص۲۲۷.
  123. ابن‌کثیر، البدایة والنهایه، ج۶، ص۳۵۳.
  124. ابن‌عبدالبر، الاستیعاب، ج۴، ص۱۸۸۰ (وَ تَزَوَّجَهَا الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ فَتَوُفِّيَ عَنْهَا، وَ هُوَ آخِرُ مَنْ ذُكِرَ مِنْ أَزْوَاجِهَا).
  125. ابن کثیر، البدایة و النهایه، ج۶، ص۳۵۳ (وَ امْتَنَعَتْ عَنْ التَّزَوُّجِ حَتَّى مَاتَتْ).
  126. ابن کثیر، البدایة و النهایه، ج۸، ص۲۴.
  127. علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۶، ص۱۴۳؛ سبط ابن‌جوزی، تذکرة الخواص، ص۲۶۵.
  128. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۱۶۵-۱۷۵.