ناشکیبایی: تفاوت میان نسخه‌ها

۶ بایت اضافه‌شده ،  ‏۳ دسامبر ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۳۹: خط ۳۹:
نمونه دیگر، روشی است که [[قوم]] [[فرعون]] در پیش گرفتند. آنان هرچند مورد [[تحقیر]] و استخفاف [[فرعون]] بودند، امّا باز به [[اطاعت]] از او می‌پرداختند و [[حکومت]] او را بر خویشتن می‌پذیرفتند؛ چه [[سبک‌سری]] آنان را از مقابله با [[سختی‌ها]] و نیز شهوات بازداشته بود: {{متن قرآن|فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ}}<ref>«آنگاه قوم خود را سبکسار کرد (و از راه به در برد) و آنان از او فرمان بردند» سوره زخرف، آیه ۵۴.</ref>
نمونه دیگر، روشی است که [[قوم]] [[فرعون]] در پیش گرفتند. آنان هرچند مورد [[تحقیر]] و استخفاف [[فرعون]] بودند، امّا باز به [[اطاعت]] از او می‌پرداختند و [[حکومت]] او را بر خویشتن می‌پذیرفتند؛ چه [[سبک‌سری]] آنان را از مقابله با [[سختی‌ها]] و نیز شهوات بازداشته بود: {{متن قرآن|فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ}}<ref>«آنگاه قوم خود را سبکسار کرد (و از راه به در برد) و آنان از او فرمان بردند» سوره زخرف، آیه ۵۴.</ref>


[[فرعون]] [[فرزندان]] آنان را می‌کشت و زنانشان را به [[اسارت]] می‌برد، چه برای او [[پیش‌بینی]] کرده بودند که به زودی فرزندی از دامن یکی از این [[مادران]] پدید خواهد آمد، که [[دشمن]] تو بوده تو را به [[قتل]] خواهد رسانید. او امّا در نتیجه نادانی‌اش نخست به [[قتل عام]] [[کودکان]] دست برد، و زان پس آن طفل را در خانه [[محبّت]] خود پرورش داد تا سرانجام [[حکومت]] او را سرنگون سازد: {{متن قرآن|فَالْتَقَطَهُ آلُ فِرْعَوْنَ لِيَكُونَ لَهُمْ عَدُوًّا وَحَزَنًا}}<ref>«آنگاه فرعونیان او را (از آب) گرفتند تا به فرجام، دشمن آنان و مایه اندوهشان گردد» سوره قصص، آیه ۸.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۲۵۶.
[[فرعون]] [[فرزندان]] آنان را می‌کشت و زنانشان را به [[اسارت]] می‌برد، چه برای او [[پیش‌بینی]] کرده بودند که به زودی فرزندی از دامن یکی از این [[مادران]] پدید خواهد آمد، که [[دشمن]] تو بوده تو را به [[قتل]] خواهد رسانید. او امّا در نتیجه نادانی‌اش نخست به [[قتل عام]] [[کودکان]] دست برد، و زان پس آن طفل را در خانه [[محبّت]] خود پرورش داد تا سرانجام [[حکومت]] او را سرنگون سازد: {{متن قرآن|فَالْتَقَطَهُ آلُ فِرْعَوْنَ لِيَكُونَ لَهُمْ عَدُوًّا وَحَزَنًا}}<ref>«آنگاه فرعونیان او را (از آب) گرفتند تا به فرجام، دشمن آنان و مایه اندوهشان گردد» سوره قصص، آیه ۸.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۲۵۶.</ref>
[[حضرت موسی]] {{ع}} نیز پس از آنکه به [[نبوّت]] [[مبعوث]] شد، [[معجزات]] فراوانی به آنان نشان داد، تا روش خویش را تغییر داده به معبود [[حقیقی]] [[گرایش]] یابند. عجیب آنکه ساحران دست از [[کیش]] خویش برداشتند و به [[پروردگار]] [[موسی]] [[گرایش]] یافتند، امّا [[فرعون]] و [[یاران]] سفیهش به تهدید آنان پرداخته [[وعده]] کردند که آنان را با [[رنج]] و [[عذاب]] به [[قتل]] رسانند: {{متن قرآن|قَالَ لَهُمْ مُوسَى أَلْقُوا مَا أَنْتُمْ مُلْقُونَ فَأَلْقَوْا حِبَالَهُمْ وَعِصِيَّهُمْ وَقَالُوا بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ الْغَالِبُونَ فَأَلْقَى مُوسَى عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سَاجِدِينَ قَالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعَالَمِينَ رَبِّ مُوسَى وَهَارُونَ قَالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ لَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلَافٍ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ قَالُوا لَا ضَيْرَ إِنَّا إِلَى رَبِّنَا مُنْقَلِبُونَ}}<ref>«چون جادوگران آمدند موسی به آنان گفت: چیزی را که می‌خواهید بیفکنید، بیفکنید! آنگاه آنان رسن‌ها و چوبدست‌های خود را فرو افکندند و گفتند: سوگند به شکوه فرعون بی‌گمان ماییم که پیروزیم آنگاه، موسی چوبدست خود را فرو افکند که ناگهان هر چه بر می‌ساختند فرو می‌بلعید پس جادوگران به سجده درافتادند گفتند به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم * پروردگار موسی و هارون (فرعون) گفت: آیا پیش از آنکه من به شما اجازه دهم به او گرویدید؟ بی‌گمان او بزرگ شماست که به شما جادوگری آموخته است؛ به زودی خواهید دانست؛ دست‌ها و پاهایتان را از چپ و راست خواهم برید و همه شما را به دار خواهم آویخت گفتند: پروایی نیست، ما به سوی پروردگار خویش باز می‌گردیم» سوره شعراء، آیه ۴۳-۵۰.</ref>
[[حضرت موسی]] {{ع}} نیز پس از آنکه به [[نبوّت]] [[مبعوث]] شد، [[معجزات]] فراوانی به آنان نشان داد، تا روش خویش را تغییر داده به معبود [[حقیقی]] [[گرایش]] یابند. عجیب آنکه ساحران دست از [[کیش]] خویش برداشتند و به [[پروردگار]] [[موسی]] [[گرایش]] یافتند، امّا [[فرعون]] و [[یاران]] سفیهش به تهدید آنان پرداخته [[وعده]] کردند که آنان را با [[رنج]] و [[عذاب]] به [[قتل]] رسانند: {{متن قرآن|قَالَ لَهُمْ مُوسَى أَلْقُوا مَا أَنْتُمْ مُلْقُونَ فَأَلْقَوْا حِبَالَهُمْ وَعِصِيَّهُمْ وَقَالُوا بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ الْغَالِبُونَ فَأَلْقَى مُوسَى عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سَاجِدِينَ قَالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعَالَمِينَ رَبِّ مُوسَى وَهَارُونَ قَالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ لَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلَافٍ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ قَالُوا لَا ضَيْرَ إِنَّا إِلَى رَبِّنَا مُنْقَلِبُونَ}}<ref>«چون جادوگران آمدند موسی به آنان گفت: چیزی را که می‌خواهید بیفکنید، بیفکنید! آنگاه آنان رسن‌ها و چوبدست‌های خود را فرو افکندند و گفتند: سوگند به شکوه فرعون بی‌گمان ماییم که پیروزیم آنگاه، موسی چوبدست خود را فرو افکند که ناگهان هر چه بر می‌ساختند فرو می‌بلعید پس جادوگران به سجده درافتادند گفتند به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم * پروردگار موسی و هارون (فرعون) گفت: آیا پیش از آنکه من به شما اجازه دهم به او گرویدید؟ بی‌گمان او بزرگ شماست که به شما جادوگری آموخته است؛ به زودی خواهید دانست؛ دست‌ها و پاهایتان را از چپ و راست خواهم برید و همه شما را به دار خواهم آویخت گفتند: پروایی نیست، ما به سوی پروردگار خویش باز می‌گردیم» سوره شعراء، آیه ۴۳-۵۰.</ref>


۱۲۹٬۵۶۲

ویرایش