عصمت
| خداشناسی | |
|---|---|
| توحید | توحید ذاتی • توحید صفاتی • توحید افعالی • توحید عبادی • صفات ذات و صفات فعل |
| فروع | توسل • شفاعت • تبرک • استغاثه |
| عدل الهی | |
| حُسن و قُبح • بداء • امر بین الامرین | |
| نبوت | |
| عصمت پیامبران • خاتمیت • پیامبر اسلام • معجزه • عدم تحریف قرآن | |
| امامت | |
| باورها | عصمت امامان • ولایت تكوینی • علم غیب • خلیفةالله • غیبت • مهدویت • انتظار فرج • ظهور • رجعت |
| امامان | امام علی • امام حسن • امام حسین • امام سجاد • امام باقر • امام صادق • امام کاظم • امام رضا • امام جواد • امام هادی • امام عسکری • امام مهدی |
| معاد | |
| برزخ • معاد جسمانی • حشر • صراط • تطایر کتب • میزان | |
| مسائل برجسته | |
| اهلبیت • چهارده معصوم • کرامت • تقیه • مرجعیت • ولایت فقیه | |
- اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:
- در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل عصمت (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
عصمت: مصونیت از گناه و اشتباه، حالتی در انسان که به سبب معرفت و بینش قوی و شناخت خدا و عواقب و آثار و زشتی معصیت، گناه نمیکند. کسی که این حالت را داشته باشد "معصوم" نام دارد، یعنی از آلودگی و گناه، محفوظ و مصون است. عصمت یکی از شرایط پیامبران و امامان است، چون آنان حجت خدایند و حرفها و عملهایشان برای بشر، حجت و الگو و سند است، نباید خطا و اشتباه و گناه داشته باشند. خداوند به معصومین(ع) این عنایت را داشته، تا بتوانند هدایتگر مردم باشند و به همین سبب اطاعت از آنان را واجب ساخته است. عصمت با اختیار منافات ندارد، یعنی چنان نیست که پیامبران و امامان نتوانند گناه کنند، بلکه به خاطر نورانیت دل و معرفت و شناختی که دارند، گناه نمیکنند، حتی فکر گناه هم در ذهن آنان خطور نمیکند. عقیده به عصمت پیامبر و امام، یکی از اعتقادات شیعه است[۱].
واژهشناسی لغوی
- واژه "عصمت" از ریشه "عصم" در عربی به معنای منع و امساک است و چون شخص معصوم، از خطا و گناه بازداشته میشود، به او معصوم میگویند[۲].
- پیرامون معنای اصطلاحی عصمت، برخی حقیقت عصمت را لطف و تفضل الهی و عدهای، آرا قوه عاقله و دستهای، ملکه نفسانی و گروهی، حیثیت ویژه دانستهاند[۳].
- حق مطلب آن است که در تحقق ملکه عصمت، قابلیت قوه عاقله معصوم و لطف الهی، مؤثری باشند[۴].
- پیشوایان معصوم، قابلیت دریافت عصمت اعطایی از خداوند متعال را در دوره عالم ذر دریافت کردهاند، لذا عصمت پیامبران و امامان، قبل از بعثت و امامت و حتی قبل از جهان دنیوی اثبات میگردد[۵].
- برای عصمت در بیان لغویان معانیای چون منع از گناه، حفظ از گناه، نگهداری و امساک بیان شده است.
- عصمت از ریشه "عصم یَعصِم" و بهمعنای حفظ، همراه با دفاع و با ملاحظه همین دو قید (حفظ و دفاع) در قرآن کریم بهکار رفته است: ﴿وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ﴾[۶]، ﴿قُلْ مَنْ ذَا الَّذِي يَعْصِمُكُمْ مِنَ اللَّهِ إِنْ أَرَادَ بِكُمْ سُوءًا أَوْ أَرَادَ بِكُمْ رَحْمَةً وَلَا يَجِدُونَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا﴾[۷][۸]. از اینرو "معصوم" کسی است که از وی در راستای حفظ او از خطر یا عیب دفاع میشود.
- واژهشناسان دو معنا برای واژه "عصمت" آوردهاند:
- عالمان و اندیشمندان دینی، تعاریف گوناگونی برای عصمت بیان کردهاند که از این میان به دو تعریف از عالمان شیعی بسنده میشود:
- فاضل مقداد در تعریف عصمت مینویسد: "عصمت لطف الهی است که خدا در حق مکلف انجام میدهد بهگونهای که با وجود این لطف، وقوع گناه از آن مکلف، محال است زیرا از سویی، انگیزهای برای گناه ندارد و از طرفی عامل منصرف کنندهای پیرامون او وجود دارد و این عامل، مانع قدرت او برای گناه نیست، و با وجود این قدرت، انجام گناه از او ممکن است و با وجود عدم انگیزه و عامل مصرفکننده، انجام گناه از وی محال است"[۱۱].
- علامه طباطبائی در تعریف عصمت آورده است: "عصمت، وجود امری است در انسان معصوم، بهگونهای که انسان را از واقع شدن در آنچه جایز نیست از خطا و گناه، نگهداری میکند"[۱۲].
- بر پایه تعاریف بالا، چند نکته به دست میآید:
- عصشت نوعی لطف و موهبت الهی در حق انسان معصوم است.
- انسان معصوم بر انجام گناه توانایی دارد.
- در انسان معصوم، برای محافظت وی از خطا و گناه دو عامل هست: درونی و بیرونی. به دیگر سخن، انسان معصوم، هم انگیزهای برای انجام گناه ندارد و هم عاملی بیرونی، از نزدیک شدن بدی به او جلوگیری میکند، مانند آنچه در جریان حضرت یوسف(ع) آمده است: ﴿كَذَلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ﴾[۱۳] و یا آنچه درباره اهل بیت(ع) در آیه تطهیر است: ﴿لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ﴾[۱۴]. در این آیه، ﴿عَنْكُمُ﴾ بر ﴿الرِّجْسَ﴾ مقدم شده است. از این تقدیم به دست میآید، خدای متعال، رجس را از اهل بیت(ع) دور کرده، نه اینکه آنان را از رجس دور کرده باشد[۱۵].
عصمت در اصطلاح
- عصمت لطفی است از جانب خداوند متعال که در پرتو آن، بنده با اختیار خود، از کار زشت دوری میجوید. عصمت، ملکه نفسانی قدرتمندی است که همواره در وجود انسان معصوم، حضور و ظهور دارد و هیچ نیرویی چون غضب، شهوت و... موجب زوال آن نمیشود. جامعترین تعریف، از فاضل مقداد است زیرا عصمت را لطف الهی و ملکه نفسانی تعریف کرده است. البته نیروی درونیای که علامه طباطبائی گفتهاند، در حقیقت زمینهساز اعطای لطف الهی است و اشکال عدم برتری، فضیلت انبیا بر سایه مردم را رفع میکند. که در بخشهای آغازین دعای ندبه به آن اشاره شده است که میفرماید: تو با آنها شرط کردی زهد را و دانستی وفا کردن ایشان به آن شرط را، پس آنان را مقرب خویش قراردادی و با وحی خویش آنان را گرامی داشتی[۱۶].
- عصمت قوه یا ملکهای از سوی خدای متعال است که وجود آن در هرکسی مانع صدور خطا و گناه از او میشود.امام نیز باید هم از گناه علمی و هم از خطا در امور دینی زیرا امامت استمرار نبوت است[۱۷].
مقدمه
- یکی از ویژگیهای امام، عصمت است. از نگاه شیعه، امام نیز همانند پیامبر باید معصوم باشد[۱۸].
- امام صادق(ع) میفرمایند: "برای انبیا و اوصیاء آنها گناهی نیست زیرا آنان معصوم و پاکاند"[۱۹]. در بیان امام سجاد(ع) آمده است: "امام از ما خانواده، باید معصوم باشد"[۲۰].
- امیرمؤمنان(ع) فرمودند: "همانا اطاعت مخصوص خداوند و پیامبرش و اولیالامر است. اینکه خداوند به اطاعت از پیامبر(ص) فرمان داده، برای آن است که او معصوم و پاک است، هرگز به معصیت خدا فرمان نمیدهد و اینکه به اطاعت از اولیالامر فرمان داده، برای آن است که آنها نیز معصوم و پاکاند و هرگز به معصیت خدا فرمان نمیدهند"[۲۱].
- امام رضا(ع) نیز در پاسخ مأمون نوشت: "خداوند هرگز اطاعت کسی را واجب نمینماید با اینکه میداند، از مردم را گمراه میکند و باعث اغوای ایشان میگردد و او را به مقام پیامبری نیز نخواهد رساند و هرگز کسی را که میداند به خدا و پرستش او کافر میشود و شیطانپرست میگردد بر نخواهد گزید"[۲۲][۲۳].
- از معتقدات شیعه دربارۀ پیامبران و امامان، عصمت است، به این معنی که این حجتهای الهی چون هادیان بشر و پیشوایان امّتاند و امام کسی است که به گفتار و کردار او اقتدا میشود و این تبعیت در همۀ شؤون است، ناچار باید مصون از هرخطا و خلاف و گناه باشد.
- عصمت، یک نیروی درونی حفاظت از گناه و مصونیت از اشتباه است که مایۀ اعتماد و اطمینان پیروان به درستی گفتهها و اعمال پیامبر و امام و انطباق آنها با حق و دین خداست. برای اثبات آن به آیاتی از قرآن نیز استدلال شده است، همچون آیۀ ﴿ وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا﴾[۲۴] و ﴿وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى﴾[۲۵]
- حدیث ثقلین و احادیث دیگر نیز مستند این عقیده است، چون ائمه و عترت، همتای قرآن قرار داده شدهاند و قرآن هم معصوم و مصون از خطاست و امر به تمسّک به هردو شده است، اگر خطا در ائمه بود، مثل قرآن امر به تمسّک به آنان نمیشد. معنای تمسّک این است که حرفها و کارهایشان حجت است و اگر معصوم نباشند، امر به تمسّک موجب گمراهی مردم میشود[۲۶].
- عقیده به عصمت امامان و حضرت زهرا(ع) مورد اتفاق علمای شیعه است. شیخ مفید میگوید: همۀ امامیه معتقدند که پیشوای دین نمیتواند کسی جز معصوم از مخالفت با خدا و دانای به همۀ علوم دین و کامل در فضیلت و برتر از همه باشد.[۲۷].
- یکی از تفاوتهای امام با مردم عادی، برخورداری او از عصمت است. در توقیعی که حضرت مهدی(ع) در پاسخنامۀ احمد بن اسحاق اشعری نوشت، ضمن برشمردن صفات ائمه و اوصیای پیامبر تأکید فرمود که فرق میان امام و مأموم، همین عصمت از گناهان و پاکی از عیبها و آلودگیها و منزّه بودن از اشتباه است و امامان خزانهداران علم الهی و امین حکمت و راز خداوندند و اگر چنین نبود، آنان با مردم فرقی نداشتند و حق و باطل شناخته نمیشد و هرکس به دروغ ادعای امامت میکرد: «بِأَنْ عَصَمَهُمْ مِنَ الذُّنُوبِ وَ بَرَّأَهُمْ مِنَ الْعُيُوبِ وَ طَهَّرَهُمْ مِنَ الدَّنَسِ وَ نَزَّهَهُمْ مِنَ اللَّبْسِ وَ جَعَلَهُمْ خُزَّانَ عِلْمِهِ وَ مُسْتَوْدَعَ حِكْمَتِهِ وَ مَوْضِعَ سِرِّهِ وَ أَيَّدَهُمْ بِالدَّلَائِلِ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَكَانَ النَّاسُ عَلَى سَوَاءٍ »[۲۸]. رسول خدا(ص) امامان از نسل حسین بن علی(ع) را امین و معصوم دانسته است: «الْأَئِمَّةُ بَعْدِي اثْنَا عَشَرَ تِسْعَةٌ مِنْ صُلْبِ الْحُسَيْنِ أُمَنَاءُ مَعْصُومُونَ »[۲۹] و اینگونه روایات، بسیار است[۳۰].
- در زیارت جامعه کبیره نیز میخوانیم: «عَصَمَكُمُ اللَّهُ مِنَ الزَّلَلِ وَ آمَنَكُمْ مِنَ الْفِتَنِ وَ طَهَّرَكُمْ مِنَ الدَّنَسِ وَ أَذْهَبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَكُمْ تَطْهِيراً» نیز با عنوان «الْمَهْدِيُّونَ الْمَعْصُومُون» در همین دعا از امامان یاد شده است. برای رهروی در مسیر حق، اقتدا به پیشوایان صالح که از هر لغزش و گناهی معصومند، شرط رسیدن به مقصود است و این عقیدۀ مترقّی دربارۀ پیامبران و امامان مایۀ فخر شیعه است که کسانی را به امامت پذیرفتهاند که نهتنها معصیت نمیکنند، حتی فکر گناه هم در ذهن آنان خطور نمیکند.
- امام سجاد(ع) فرمود: «الْإِمَامُ مِنَّا لَا يَكُونُ إِلَّا مَعْصُوماً »[۳۱] امام از ما اهل بیت، جز معصوم نمیباشد و عصمت امری نیست که در ظاهر خلقت باشد و از ظاهر شناخته شود، بلکه باید از روی نصّ و دلیل خاصّ باشد و معصوم، یعنی آنکه به ریسمان الهی یعنی قرآن چنگ بزند و خود را با آن قرین سازد و امام و قرآن از یکدیگر جدا نمیشوند، امام به سوی قرآن هدایت میکند و قرآن به سوی امام. ز امام صادق(ع) پرسیدند: معنای عصمت در امام چیست؟ فرمود: معصوم کسی است که با توفیق الهی از همۀ محرّمات خدا پرهیز میکند[۳۲].
- لزوم اطاعت از معصوم نیز به اطاعت از خدا منتهی میشود، چون امام معصوم، هدایتگر انسان به سوی خداوند است و به فرمودۀ امام علی(ع)، خداوند از آن رو به اطاعت اولی الأمر در کنار خدا و رسول فرمان داد، چونکه آنان معصوم و پاکند و به نافرمانی خدا امر نمیکنند: «...إِنَّمَا أَمَرَ بِطَاعَةِ أُولِي الْأَمْرِ لِأَنَّهُمْ مَعْصُومُونَ مُطَهَّرُونَ لَا يَأْمُرُونَ بِمَعْصِيَتِهِ»[۳۳] مرحوم صدوق تصریح میکند: اعتقاد ما دربارۀ پیامبران و امامان این است که آنان معصوم و پاک از هرآلودگیاند و هرگز گناه نمیکنند، نه صغیره نه کبیره، در امر خدا نافرمانی نمیکنند و آنچه را فرمان یافتهاند اطاعت میکنند، هرکس عصمت را از آنان نفی کند حتی در حالی از حالاتشان از آنان نفی کند، آنان را نشناخته است و دربارۀ آنان بر این باوریم که ایشان موصوف به کمال و تمام و علماند، از آغاز کارشان تا پایان و در هیچ حالی به هیچ نقص و عصیان و جهل متّصف نمیشوند.[۳۴] این از بزرگترین عنایتها و موهبتهای الهی به انسانهاست که رهبران آنان را دارای عصمت قرار دهد و از درخشانترین ابعاد اعتقادی شیعه است که در پیامبران و امامان، عصمت را شرط میدانند و این عقیده، حدّ اعلای قابلیت اعتماد به رهبران الهی را تضمین و فراهم میکند. به تعبیر شهید مطهری: پیامبران از درون خود با واقعیّت هستی ارتباط و اتّصال دارند و در متن واقعیّت هرگز اشتباه معنی ندارد. انسانهایی که از نظر آگاهیها در متن جریان واقعیت قرار میگیرند و با بن هستی و ریشۀ وجود و جریانها متّصل و یکجا میشوند، دیگر از هرگونه اشتباه، مصون و معصوم خواهند بود.[۳۵] اعتقاد به عصمت، درواقع ارزش نهادن به انسان است و انسان را تا حدّی بالا میبرد که تنها و تنها از خدا و یا کسی که خداوند به او عصمت داده اطاعت میکند و زیر بار هرکسی نرود، و چه اهتمامی بالاتر از این برای مقام انسان[۳۶].
مصادیق عصمت
دلایل عصمت
منابع
جستارهای وابسته
- عصمت مطلق
- عصمت نسبی
- عصمت از خطا
- عصمت از گناه
- عصمت در احکام
- عصمت در اعتقاد
- عصمت در افعال
- عصمت در تبلیغ
- عصمت علمی
- عصمت عملی
- عصمت امرای امام
- عصمت انبیا
- عصمت اهل اجماع
- عصمت اهل بیت
- عصمت اولوالامر
- عصمت غیر انبیا
- عصمت ملائکه
- عصمت نواب امام
- آیات عصمت
- اسباب عصمت
- اعتراف معصومین به گناه
- انسان معصوم
- زمان عصمت
- علم به مثالب معاصی
- علم به مناقب طاعات
- مقام عصمت
- وجوب عصمت
منبعشناسی جامع عصمت
جستارهای وابسته
پانویس
- ↑ محدثی، جواد، فرهنگنامه دینی، ص۱۵۲-۱۵۳.
- ↑ ر.ک. عبدالحسین خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص ۳۵۹ - ۳۶۲.
- ↑ ر.ک. عبدالحسین خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص ۳۵۹ - ۳۶۲.
- ↑ ر.ک. عبدالحسین خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص ۳۵۹ - ۳۶۲.
- ↑ ر.ک. عبدالحسین خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص ۳۵۹ - ۳۶۲.
- ↑ «و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه میگیرد» سوره مائده، آیه ۶۷.
- ↑ «بگو: کیست که شما را از خداوند اگر برای شما گزند یا بخشایشی خواسته باشد نگه دارد؟ و آنان (هیچ گاه) برای خود در برابر خداوند یار و یاوری نمییابند» سوره احزاب، آیه ۱۷.
- ↑ ر.ک: التحقیق، ج۸، ص۱۵۴، "عصم".
- ↑ والعصمة: إسم مصدر بمعنی تحقّق المحفوظیة و الدفاع عنه. (التحقیق، ج۸، ص۱۵۴، "عصم").
- ↑ مقاییس اللغة، ج۴، ص۳۳۲: والعصمة: کل شیء اعتصمت به.
- ↑ هو لطف یفعله الله بالمکلف بحیث یمتنع منه وقوع المعصیة، لانتفاء داعیه و وجود صارفه مع قدرته علیها و وقوع المعصیة ممکن؛ نظرا إلی قدرته و ممتنع نظرا إلی عدم الداعی و وجود الصارف؛ اللوامع الإلهیة فی المباحث الکلامیة، ص۲۴۳.
- ↑ وجود أمر فی الإنسان المعصوم یصونه عن الوقوع فیما لا یجوز من الخطا أو المعصیة؛ المیزان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۱۳۴.
- ↑ «بدین گونه (بر آن بودیم) تا از او زشتی و پلیدکاری را بگردانیم» سوره یوسف، آیه ۲۴.
- ↑ «جز این نیست که خداوند میخواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید» سوره احزاب، آیه ۳۳.
- ↑ مقامی، مهدی،درسنامه امامشناسی، ص:۳۹-۴۱.
- ↑ ر.ک. احمدی، رحمتالله، پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی، ص ۲۰۴-۲۰۷.
- ↑ ر.ک.الهی راد، صفدر، انسانشناسی، ص ۲۰۳.
- ↑ برای آشنایی بیشتر، ر.ک: إحقاق الحق و إزهاق الباطل، ج۲، ص۲۹۲؛ الألفین، ج۱، ص۱۱۷؛ بدایة المعارف الإلهیة فی شرح عقائد الإمامیة، ج۲، ص۳۹: البراهین القاطعة فی شرح تجرید العقائد الساطعة، ج۳، ص۲۲۵؛ الحاشیة علی الهیات الشرح الجدید للتجرید، ص۲۰۳؛ حتی الیقین، ص۱۸؛ دلائل الصدق، ج۴، ص۲۰۵؛ عبقات الأنوار فی إثبات إمامة الأئمة الأطهار، ج۱، ص۲۱۶؛ عقائد الإمامیة، ص۶۷؛ محاضرات فی الإلهیات، ص۳۵۴؛ نفحات الأزهار، ج۶، ص۱۱۲؛ النکت الاعتقادیة، ص۳۷؛ نهج الحق و کشف الصدق، ص۱۶۴.
- ↑ «الْأَنْبِيَاءُ وَ أَوْصِيَاؤُهُمْ لَا ذُنُوبَ لَهُمْ لِأَنَّهُمْ مَعْصُومُونَ مُطَهَّرُونَ...»؛ بحارالأنوار، ج۱۰، ص۲۲۷.
- ↑ «الْإِمَامُ مِنَّا لَا يَكُونُ إِلَّا مَعْصُوماً...»بحارالأنوار، ج۲۵، ص۱۹۴.
- ↑ «إِنَّمَا الطَّاعَةُ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِوُلَاةِ الْأَمْرِ وَ إِنَّمَا أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِطَاعَةِ الرَّسُولِ لِأَنَّهُ مَعْصُومٌ مُطَهَّرٌ لَا يَأْمُرُ بِمَعْصِيَتِهِ وَ إِنَّمَا أَمَرَ بِطَاعَةِ أُولِي الْأَمْرِ لِأَنَّهُمْ مَعْصُومُونَ مُطَهَّرُونَ لَا يَأْمُرُونَ بِمَعْصِيَتِهِ»؛ خصال، ج۱، ص۱۳۰.
- ↑ «لَا يَفْرِضُ اللَّهُ تَعَالَى طَاعَةَ مَنْ يَعْلَمُ أَنَّهُ يُضِلُّهُمْ وَ يُغْوِيهِمْ وَ لَا يَخْتَارُ لِرِسَالَتِهِ وَ لَا يَصْطَفِي مِنْ عِبَادِهِ مَنْ يَعْلَمُ أَنَّهُ يَكْفُرُ بِهِ وَ بِعِبَادَتِهِ وَ يَعْبُدُ الشَّيْطَانَ دُونَهُ»؛عیون أخبار الرضا، ج۲، ص۱۲۵.
- ↑ مقامی، مهدی،درسنامه امامشناسی، ص:۳۸-۳۹.
- ↑ و در خانههایتان آرام گیرید و چون خویشآرایی دوره جاهلیت نخستین خویشآرایی مکنید و نماز بپا دارید و زکات بپردازید و از خداوند و فرستاده او فرمانبرداری کنید؛ جز این نیست که خداوند میخواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند؛ سوره احزاب، آیه:۳۳.
- ↑ و از سر هوا و هوس سخن نمیگوید؛ سوره نجم، آیه:۳.
- ↑ اعیان الشیعه ج ۱ ص ۳۷۰ دربارۀ عصمت از جمله ر. ک: «العصمة، حقیقتها، ادلّتها» مرکز الرساله
- ↑ اوائل المقالات، مفید، ص ۴۷
- ↑ بحار الأنوار، ج ۲۵ص ۱۸۲
- ↑ بحار الأنوار، ج ۳۶ص ۲۹۱
- ↑ ر. ک: «بحار الأنوار» ج ۲۵ ص ۱۹۱، «اصول کافی» ج ۱، «التنبیه بالمعلوم» شیخ حر عاملی، «احقاق الحق» قاضی نور اللّه، ج ۲ ص ۲۸۶
- ↑ بحار الأنوار: ج ۲۵ ص ۱۹۴
- ↑ بحار الأنوار: ج ۲۵ ص ۱۹۴
- ↑ بحار الأنوار: ج ۲۵ ص ۲۰۰ حدیث ۱۱
- ↑ اعتقادات صدوق، ص ۱۰۸ به نقل از بحار الأنوار، ج ۲۵ ص ۲۱۱
- ↑ وحی و نبوّت، ص ۱۳
- ↑ محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۳۹۲.