گرایش فکری همسران امامان

زیست مشترک هدفی دارد که زندگی را تفسیر و مدیریت می‌کند و انسان برای به دست آوردن آن می‌کوشد و برنامه‌های خود را سامان می‌دهد. این هدف می‌تواند در دو گرایش صورت پذیرد:

  1. کرامت انسانی و معنویت‌گرایی بدین معنا که دل‌خوشی آدمی در زندگی جلب رضای الهی در برنامه‌ها باشد: در این فرض، امور دیگر در حاشیه جای می‌گیرند و بود و نبود آنها نقش چندانی در تصمیم‌گیری‌ها ندارد. در چنین فرضی، آدمی امور دیگر را مدیریت می‌کند و آنها را مانع زندگی نمی‌داند.
  2. امتیازهای دنیایی در این فرض، گزینه‌هایی مانند مسائل مالی، تیپ اجتماعی، نگاه مردم، جلب نظر آنان و اموری از این دست رکن زندگی است و بدون آنها حقیقت زندگی شکل نمی‌گیرد.

امامان چون گرایش نخست را مایه خوشبختی و سعادت آدمی می‌دانستند، در انتخاب همسر و تعامل با آنان اعم از آزاد و کنیز جلب رضای الهی را در نظر می‌گرفتند و به گرایش‌های فکری آنان نگاهی ویژه داشتند؛ بنابراین با توجه به نشانه‌هایی که در منابع آمده است، اعتقاد به نظارت الهی در بعد فکری و تقواپیشگی و خلق و خوی ایمانی در بعد رفتاری دو ویژگی محوری در خصلت‌های همسران امامان بود که ابعاد شخصیتی آنان را در دو بعد فردی و اجتماعی شکل می‌داد.

در همان حال برخی همسران امامان(ع) از دیگر همسران فکر و دانش و تقوای برتری داشتند و این امتیازی ویژه شمرده می‌شد؛ چنان‌که اُمامه دختر ابوالعاص، ام‌البنین دختر حزام، اسماء بنت عمیس همسران امیرمؤمنان(ع)، رباب (-۶۲ق) دختر امرءالقیس بن عدی همسر امام حسین(ع)، ام‌عبدالله مادر امام باقر(ع)، ام‌فروه مادر امام صادق(ع)، حُمیده مصفاة مادر امام کاظم(ع)، نجمه طاهره مادر امام رضا(ع)، ام‌احمد[۱] همسر دیگر امام کاظم(ع)، خیزران مادر امام جواد(ع)، سوسن مادر امام هادی(ع)، ام‌الحسن مادر امام عسکری(ع) و نرجس مادر امام زمان(ع) چنین موقعیتی داشتند برخی از اینان راوی حدیث بودند و نامشان در ردیف راویان از امامان جای دارد[۲].[۳]

گرایش‌های فکری

ممکن است گفته شود، ازدواج امامان با تکیه بر معیارهای اعتقادی و تقواپیشگی بود تا این همسران بتوانند نقش خود در تولید فرزندان صالح را به درستی ایفا کنند. با این حال چگونه امامان گاهی کنیزانی را انتخاب می‌کردند که تازه به دامن اسلام آمده یا حتی هنوز مسلمان نشده بودند؟ آیا اساساً با کنیز کافر نکاح و آمیزشی داشتند؟

پاسخ این پرسش این است، اولاً ازدواج با زن تازه مسلمان نه‌تنها عیب نیست، بلکه نقطه مثبت است؛ چراکه دین‌مداری آنان با این ازدواج افزایش می‌یابد؛ چنان‌که پیامبر(ص) با جویریه دختر حارث یهودی[۴] - که در جنگ بنی‌مصطلق اسیر شده بود - و صفیه دختر حُیی بن اخطب از بزرگان خیبر[۵] پس از آزادکردن و مسلمان شدن آنان با رضایتشان ازدواج کرده بود و اینان در خانه پیامبر(ص) رشد یافتند[۶]؛ ثانیاً دختری که با اختیار خود تازه به دامن اسلام آمده، زمینه بهتری برای تربیت اسلامی دارد. چه بسا تربیت درست او مایه تربیت افرادی بشود که برای اسلام مفیدند و اینان اگر تربیت صحیحی می‌یافتند، می‌توانستند در افراد فراوانی تأثیر بگذارند. گزارش‌ها درباره تربیت رباب[۷] همسر سیدالشهدا(ع) چنین است؛ ثالثاً ورود این کنیزان به خانه امامان با اجرای مراحل مقدماتی تربیت اسلامی؛ یعنی قرار گرفتن در یک دوره آموزشی و خوگرفتن با آداب اسلامی و پذیرش ایمان به خدا و دلدادگی و حب به اهل‌بیت(ع) همراه بود[۸]؛ بنابراین نکاح امامان با کنیزان کافر بی‌معناست. به هر روی همسران امامان از منظر گرایش‌های فکری به سه گروه قابل تقسیم‌اند:

یکم، همسرانی که گرایش آنان به خاندان پیامبر(ص) روشن است و آمار آنان چنین است:

  1. امامه دختر ابوالعاص؛
  2. ام‌البنین دختر حزام؛
  3. اسماء بنت عمیس؛
  4. خوله دختر ایاس بن جعفر؛
  5. لیلا دختر مسعود؛
  6. محیاة دختر امرءالقیس کلبی همسران (آزاد) امیرمؤمنان(ع)؛
  7. خوله دختر منظور بن ریان؛
  8. زینب دختر إمرءالقیس کلبی، همسران (آزاد) امام مجتبی(ع)؛
  9. لیلا دختر ابومره؛
  10. مادر امام سجاد(ع)؛
  11. رباب (-۶۲ق) دختر امرءالقیس بن عدی کلبی همسران (آزاد) امام حسین(ع)؛
  12. ام‌عبدالله دختر امام مجتبی(ع) و مادر امام باقر(ع)؛
  13. حیدان مادر زید کنیز امام سجاد(ع)؛
  14. ام‌ولدی که قبلاً کنیز حضرت علی‌اکبر شهید کربلا بود و سپس همسر آزاد امام سجاد(ع) شد؛
  15. ام‌فروه دختر قاسم بن محمد؛
  16. ام‌کلثوم دختر حسن مثنی همسران (آزاد) امام باقر(ع)؛
  17. ام‌اسماعیل همسر آزاد امام صادق(ع)؛
  18. حمیده مصفاة مادر امام کاظم(ع) که ام‌ولد امام صادق(ع) بود؛
  19. نجمه مادر امام رضا(ع) که ام‌ولد امام کاظم(ع) بود؛
  20. ام احمد همسر آزاد امام کاظم(ع)؛
  21. دخترعموی امام کاظم(ع) که نامی از او و پدرش در منابع نیامده و همسر آزاد امام بوده که به دلیل بداخلاقی مطلقه شد؛
  22. نجیه یا حبیبه کنیز امام کاظم(ع)؛
  23. خیزران مادر امام جواد(ع) ام‌ولد امام رضا(ع)؛
  24. سوسن یا سُمانه مادر امام هادی(ع) ام‌ولد امام جواد(ع)؛
  25. سمانه مکنا به ام‌الحسن، مادر امام عسکری(ع)؛ ام‌ولد امام هادی(ع)؛
  26. نرجس مادر امام زمان(ع)، ام‌ولد امام عسکری(ع).

دوم، همسرانی که گرایش فکری آنان روشن نیست و این نیز یا به جهت سکوت منابع در این باره است یا به این دلیل که گرایش‌ها در آن دوره مرزبندی روشنی نداشت، هرچند اصل ازدواج این بانوان با امام معصوم می‌تواند نشانه‌ای از گرایش فکری آنان به خاندان پیامبر(ص) باشد. آمار آنان چنین است:

  1. ام‌سعید دختر عروة بن مسعود همسر (آزاد) امیرمؤمنان(ع)؛
  2. ام‌حبیب دختر ربیعة بن بجیر تغلبی کنیز ایشان و همچنین برخی کنیزان دیگر ایشان؛
  3. ام‌بشر دختر ابومسعود، همسر (آزاد) امام مجتبی(ع)؛
  4. ام‌اسحاق دختر طلحة بن عبیدالله تیمی، همسر (آزاد) امام مجتبی(ع) و سپس امام حسین(ع) و همچنین برخی کنیزان ایشان؛
  5. زنی از خاندان شیبان همسر (آزاد) امام سجاد(ع) و همچنین «امهات اولاد» امام سجاد(ع) و امام باقر(ع) و امام صادق(ع)؛
  6. ام‌فروه دختر اسحاق همسر آزاد امام کاظم(ع)؛
  7. ام‌حبیب دختر یا خواهر مأمون همسر (آزاد) امام رضا(ع)؛
  8. کنیز اهدایی مأمون به امام رضا(ع)؛ یعنی مادربزرگ پدری صولی[۹]؛ ۹. برخی کنیزان امام جواد(ع).

سوم، همسرانی که گرایش فکری مخالف داشتند و آمار حداقلی دارند؛ مانند:

  1. جَعده دختر اشعث بن قیس؛
  2. عایشه خثعمیه همسران (آزاد) امام مجتبی(ع) که عایشه خثعمیه به دلیل داشتن عقیده خوارج مطلقه شد؛
  3. زنی از خاندان شیبان که همسر امام سجاد(ع) بود و به دلیل روشن شدن عقیده خوارجی او مطلقه شد؛
  4. ام‌حکیم دختر اُسَید ثقفی همسر (آزاد) امام باقر(ع) که به دلیل تبری از امیرمؤمنان(ع) مطلقه شد. این سه تن یعنی جعده، عایشه خثعمیه و ام‌حکیم تفکر خوارج داشتند؛
  5. ام‌الفضل دختر مأمون همسر (آزاد) امام جواد(ع) که از عباسیان و بر اندیشه آنان بود.

همسران امامان(ع) اعم از آزاد و کنیز به لحاظ نسب و قبیله و اماکن تولد از قبایل و اماکن مختلفی بودند که در اینجا در دو قسمت به این نام‌ها اشاره می‌شود:

  1. نام‌های پیش رو درباره قبیله آنان ثبت شده که به ترتیب الفبا چنین است: قبایلی مانند انصاری خزرجی، بنی‌تمیم، بنی‌زراره، بنی‌کلاب، بنی‌هاشم، تغلبی، تیمی، ثقفی، حنفی، خثعمی، شاهزاده ایرانی، شاهزاده رومی، شیبانی، فزاری، قبیله طی، قریشی، کَلبی، کِندی و هَمدانی.
  2. نام‌های پیش رو درباره اماکن تولد آنان آمده است؛ تعبیرها و اماکنی مانند اندلس، ایران، بصره، حبشه، حجاز (مدینه و مکهروم، سِند (پاکستان)، عراق (شامل بصره و کوفه)، نوبه (برخی اماکن آفریقا) و یمن[۱۰].

ازدواج ائمه معصوم(ع)

ویژگی اصلی و برجسته همسران امامان به خصوص بانوان محترمی که بعدها مقام والای مادری ائمه معصوم(ع) زیبنده آنان شد، ایمان، دین‌داری و پرهیزکاری ایشان بوده است. به همین دلیل، آنان در طول تاریخ در بسیاری از زمینه‌ها سرمشق بانوان مسلمان‌اند. مقام دینی و ایمانی والای آنان به اندازه‌ای است که اهل‌بیت(ع) از ایشان اغلب تمجید و تعریف کرده‌اند.

یادآوری این نکته لازم است که مقصود بررسی اجمالی زندگی بانوان محترمی است که دو ویژگی مهم دارند: نخست، اینکه افتخار همسری امامان معصوم(ع) را داشته‌اند؛ دوم اینکه افتخار مادری آن بزرگواران را دارا بوده‌اند. به همین دلیل از بررسی زندگی بزرگوارانی که تنها افتخار همسری امامان معصوم را داشته‌اند معذوریم؛ بزرگوارانی چون: ام‌البنین، اسماء بنت عمیس و ام‌لیلی، همسران گرامی امیرمؤمنان رباب و لیلی، همسران امام حسین(ع) و...[۱۱].

فاطمه بنت الحسن، همسر امام زین‌العابدین(ع)

فاطمه بنت الحسن، همسر امام زین‌العابدین(ع) و مادر امام محمد باقر(ع) است. درباره ایمان و دینداری این بانوی جلیل‌القدر گفته شده است که فرزند بزرگوارشان امام باقر(ع) ایشان را مستجاب‌الدعوه دانسته‌اند[۱۲] و امام صادق(ع) ایشان را بانویی راستگو و دارای بالاترین مقام و منزلت میان بازماندگان امام حسن مجتبی(ع) می‌دانستند[۱۳].[۱۴]

ام‌فروه، همسر امام محمد باقر(ع)

ام‌فروه، همسر گرامی امام محمد باقر و مادر امام صادق(ع)، فرزند قاسم بن محمد ابی‌بکر عمم است[۱۵]. محدث کبیر، مرحوم کلینی درباره مقام علمی و عملی ام‌فروه و پایبندی ایشان به سنن دینی، نقل کرده است: او در پاسخ به اعتراض شخصی که به عملش در طواف و استلام حجر ایراد گرفته بود با شجاعت و متانت علمی چنین پاسخ داد: «ما تربیت یافتگان خاندان نبوت در آگاهی از سنت رسول خدا(ص) از آنچه شما می‌دانید و بدان عمل می‌کنید بی‌نیازیم»[۱۶].

در شأن و جایگاه والای ایشان همین بس که امام معصوم و بزرگواری چون امام صادق(ع) از ایشان با عنوان بانویی مؤمن پرهیزکار و نیکوکار یاد کرده است[۱۷].

همچنین ایشان از راویان و ناقلان موثق و معتمد در نقل احادیث اهل‌بیت بوده است. امام صادق به واسطهٔ ایشان از پدر بزرگوارشان امام باقر(ع) روایاتی را نقل فرموده‌اند؛ از جمله آن روایات، حدیث معروفی است که در آن حضرت به وصف فضایل شیعیان پرداخته‌اند[۱۸].[۱۹]

همسران و مادران ائمه(ع)، کارگزاران خداوند در زمین[۲۰]

برخی از همسران ائمه، بانوانی بوده‌اند که پیش از ازدواج با ایشان به ظاهر حتی مسلمان نیز نبوده‌اند. اما. پس از آشنایی با این خاندان پاک و محشور شدن با فضای معنوی و الهی ایشان به درجات بالایی از خلوص در ایمان و دین‌داری و پرهیزکاری باریافته‌اند. بانوان بزرگواری چون: شهربانو همسر امام حسین و مادر امام زین‌العابدین، حمیده همسر امام صادق و مادر امام موسی بن جعفر، نجمه خاتون همسر امام موسی بن جعفر و مادر امام رضا، خیزران همسر امام رضا و مادر امام جوادالائمه، سمانه همسر امام جواد و مادر امام هادی، سلیل (سوسن) همسر امام هادی و مادر امام حسن عسکری و نرجس خاتون همسر امام عسکری و مادر گرامی امام عصر(ع).

برای پی بردن به مقام و جایگاه آن عده از مادران بزرگوار امامان معصوم که در آغاز اسیر و کنیز بوده‌اند و پس از آزادی به دست ائمه به همسری برای خود یا فرزندان بزرگوارشان برگزیده می‌شدند به اختصار گوشه‌ای از تاریخ زندگی پرافتخار آنان را بیان می‌کنیم[۲۱].

شهربانو، همسر امام حسین(ع)

به بیان امام محمد باقر، حضرت علی(ع) خود سراغ اسرای ایرانی رفتند و شهربانو دختر پادشاه ایران را برای فرزند بزرگوارشان امام حسین(ع)، به همسری برگزیدند[۲۲]. شهربانو، پس از رهایی از دست لشکریان مسلمان و ازدواج با امام حسین(ع)، با گزارشی از رخدادهای پیش از اسارت از جمله مسلمان شدنشان را به دست مبارک حضرت فاطمه زهرا(ع)، این‌گونه بیان فرمودند: «فاطمه زهرا(س) را در خواب دیدم که نزد من آمدند و دین مقدس اسلام را بر من عرضه کردند. و من مسلمان شدم.»..[۲۳].

حضرت امیر خطاب به فرزند بزرگوارشان امام حسین(ع) درباره شهربانو فرمودند: «... حسین جان، از او مراقبت کن؛ زیرا در آینده فرزندی برای تو به دنیا خواهد آورد که در زمان خود و پس از تو بهترین انسان روی زمین خواهد بود و او مادر اوصیای الهی و ذریه پاک خواهد بود...»[۲۴].[۲۵]

حمیده، همسر امام جعفر صادق(ع)

حمیده، همسر امام جعفر صادق و مادر امام موسی بن جعفر(ع)، کنیزی پاک‌دامن و اهل اندلس یا بربر بوده است[۲۶]. امام محمدباقر(ع) ایشان را خریدند و سپس در راه خدا آزاد کردند. پس از آزادی نیز ایشان را به فرزند بزرگوارشان امام صادق(ع) تزویج کردند[۲۷].

حمیده با آموزش و پرورش در مکتب همسر گرامی‌اش امام صادق(ع)، به درجات بالایی از بندگی و عبودیت و علوم و معارف اهل‌بیت(ع) دست یافت؛ تا آنجا که امام صادق آموزش مسائل دینی را به زنان به ایشان واگذار کردند و در مواردی پاسخ به مسائل و احکام شرعی را به ایشان ارجاع می‌دادند[۲۸]. همچنین ایشان از راویان موثق و مورد اعتماد احادیث اهل‌بیت(ع) بوده‌اند و ایشان روایت‌هایی از امامان معصوم(ع) نقل کرده‌اند[۲۹].

نکته روشن و پرافتخار دیگر در زندگی حمیده خاتون آن است که امام صادق(ع) در دوران حساس اقتدار اموی، ایشان را به منزله وصی خویش معرفی فرمودند تا جان شریف فرزند برومندشان امام موسی بن جعفر(ع) از گزند دشمنان و کید حسودان در امان بماند[۳۰].

همه آنچه از زندگی پرافتخار حمیده خاتون نقل شده است به ویژه ارجاع افراد برای یافتن پاسخ به پرسش‌های شرعی و دینی از سوی امام صادق به ایشان نشان مقام والای این بانوی بزرگوار در ایمان و دین‌داری، علم و معرفت، پرهیزکاری و سرانجام سرسپردگی ایشان به مقام عظمای ولایت و امامت است. هم ازاین‌روست که خداوند افتخار همسری و مادری برای اولیای الهی را برای ایشان مقدر کرده است[۳۱].[۳۲]

نجمه خاتون، همسر امام موسی بن جعفر(ع)

نجمه خاتون همسر گرامی امام موسی بن جعفر و مادر امام علی بن موسی الرضا(ع)، نیز تاج افتخار همسری و مادری ائمه هدی(ع) را بر سر داشت. رسول خدا و اهل‌بیت(ع) ایشان عنایت ویژه داشته‌اند. در گزارش‌های تاریخی آمده که رسول خدا(ص) درباره ایشان سفارش‌ها و توصیه‌هایی را فرموده‌اند. از حمیده خاتون، مادر گرامی امام موسی بن جعفر(ع) نقل است که فرموده‌اند: «رسول خدا(ص) را در رؤیا دیدم که درباره نجمه به من فرمودند: «نجمه همسر فرزندت موسی است و در آینده برای او فرزندی به دنیا خواهد آورد که بهترین انسان روی زمین است»»[۳۳].

درباره ایمان، دینداری و ویژگی‌های نیکوی انسانی و الهی ایشان نقل شده است که نجمه خاتون از همه زنان عصر خویش دین‌دارتر و عاقل‌تر بوده است. او با اطرافیانش به ویژه مولای خود حمیده خاتون بسیار با احترام و اکرام برخورد می‌کرد و به احترام او هیچگاه هنگام صحبت کردن مقابلش نمی‌نشست...[۳۴].

نجمه خاتون اهل عبادت و راز و نیاز با حضرت حق بوده است. او چنان با عبادت و تهجد مأنوس بود که به هیچ‌روی اجازه نمی‌داد چیزی، حتی شیر دادن به فرزند عزیزش او را از این حالات خوش معنوی باز دارد[۳۵].[۳۶]

خیزران، همسر امام علی بن موسی الرضا(ع)

خیزران، همسر گرامی امام رضا و مادر گرامی امام جوادالائمه(ع) است. ایشان از اهالی منطقه نوبه در افریقاست. نوبه همان منطقه‌ای است که ماریه قبطیه، همسر گرامی رسول خدا و مادر ابراهیم فرزند رسول خدا(ص) از آنجاست[۳۷]. مقام والا و جلالت شأن ایشان در تجلیل و تقدیر رسول خدا و امامان معصوم(ع) از ایشان به خوبی پیداست. علی بن جعفر می‌گوید: پس از روشن شدن مطلب برای ما، من برخاستم و دهان مبارک امام جوادالائمه(ع) را بوسیدم. در این حال امام رضا(ع) متأثر شدند و به گریه افتادند. آن‌گاه در جمع عموها و عموزادگان، خطاب به من فرمودند: «... عموجان، آیا تو از پدرم نشنیده‌ای که می‌فرمودند: رسول خدا(ص) فرمودند: «پدرم فدای آن کنیز نوبه‌ای باد که بهترین کنیزها و پاک و نجیب و پاکدامن است؟» وای بر آنان که به ما اهل‌بیت تهمت می‌‌زنند. خدایشان لعنت کند و...»[۳۸].

همچنین شخصیت بزرگوار و امام معصومی چون حضرت موسی بن جعفر(ع) به آن بانوی با فضیلت سلام رسانده‌اند[۳۹] و فرزند بزرگوارشان امام رضا(ع) او را چون حضرت مریم(س) بانویی مقدس و پاک نامیدند[۴۰].

از دیگر افتخارات این بانوی محترم آنکه مادر امامان معصوم پس از امام رضا، از جمله امام عصر(ع) است؛ زیرا تنها فرزند امام رضا جوادالائمه(ع) هستند که مادر ایشان نیز خیزران بوده و همه نوادگان ایشان، از جمله امام هادی، امام عسکری و امام عصر(ع)، از نسل ایشان‌اند[۴۱].[۴۲]

سمانه، همسر امام جوادالائمه(ع)

سمانه، همسر گرامی امام جوادالائمه و مادر گرامی امام هادی(ع) است. امام جواد چون دیگر امامان معصوم(ع) برای شکستن امتیازهای کاذب موجود بین افراد، با کنیزی از بلاد مغرب به نام سمانه ازدواج کردند. سمانه را پرهیزکارترین بانوان عصر خویش خوانده‌اند و جلالت شأن ایشان از لقب «سیده» به خوبی پیداست. فضل و بزرگی این بانوی بزرگوار موجب شد اهل‌بیت(ع) او را به کنیه «ام‌الفضل» (مادر فضیلت و برتری‌ها) مفتخر سازند[۴۳].

امام هادی(ع) درباره مقام بلند علمی و تقوای مادر بزرگوارشان فرموده‌اند: مادرم بانویی دانشمند و عارف به حق من (امامت) است. او از بانوان بهشتی است و شخصیتی است که شیطان سرکش جرئت نزدیک شدن به او را ندارد. او از مکر و نیرنگ دشمنان ستم‌پیشه در امان است و کانون توجه و تحت حفاظت و الطاف خداوندی است که خواب ندارد. مادرم از راه و روش مادران انسان‌های صادق و صالح تخلف نورزیده است[۴۴].[۴۵]

سلیل (سوسن)، همسر امام هادی(ع)

«سلیل»، «حدیث» یا «حریبه»[۴۶]، نام‌های مبارک همسر گرامی امام هادی و مادر امام حسن عسکری(ع) است[۴۷]. او بانویی عفیف و پرهیزکار بود. راویان تاریخ ایشان را شخصیتی عارف به علوم اهل‌بیت(ع) و بانویی صالح، پارسا و پاکدامن معرفی کرده‌اند[۴۸]. در عظمت مقام ایشان گفته‌اند که پس از شهادت امام حسن عسکری(ع) پناهگاه بسیاری از نیازمندان و شیعیان بوده است.

مقام والاتر و بالاتر این بانوی بزرگوار وصایت ایشان از فرزند بزرگوارشان امام حسن عسکری(ع)، در امور و مسائل مربوط به امامت بوده است. در دوران خفقان عباسیان، بنابر تقدیر الهی لازم بود تا وجود نازنین امام عصر(ع) در پس پرده غیبت قرار گیرد. به همین دلیل مسلمانان به ویژه شیعیان از زیارت مستقیم امام زمانشان محروم بودند و کسی را برای مراجعه‌ها و نیازهای خویش نمی‌یافتند. برای جبران بخشی از این خسارت بزرگ، امام عسکری(ع) پیش از شهادت، مادر گرامی خویش را وصی، و در ظاهر جانشین خویش و پاسخگوی شیعیان معرفی کردند[۴۹]. به بیان مرحوم شیخ طوسی، امام حسن عسکری مادرشان را وصی خویش قرار دادند تا وجود مبارک امام عصر(ع) از دشمن مخفی ماند و جان شریفشان مصون باشد. همچون امام صادق که برای حفظ جان شریف فرزندشان امام موسی بن جعفر(ع)، همسرشان حمیده را وصی خویش قرار دادند[۵۰].[۵۱]

نرجس خاتون، همسر امام حسن عسکری(ع)

نرجس خاتون همسر گرامی امام حسن عسکری و مادر حضرت ولی‌عصر(ع) است. نام مبارک او «ملیکه» بوده است که در خانواده امام عسکری(ع) به «نرجس» معروف و به لقب زیبای «سیده» مزین شدند[۵۲]. نرجس خاتون پیش از اسارت به وسیله لشکر اسلام چون شهربانو همسر امام حسین(ع)، به دست مبارک فاطمه زهرا(س) مسلمان شد. او این رخداد را برای امام هادی(ع) و برخی از یاران ایشان به تفصیل بازگفته است[۵۳]. وقتی امام هادی ازدواج با فرزند بزرگوارشان امام حسن عسکری را به او بشارت دادند، با ذوق و شوقی فوق‌العاده از آن استقبال کرد[۵۴]. حکیمه خاتون، خواهر امام هادی(ع) به دستور ایشان، حضرت نرجس را نزد خود بردند و واجبات دین و آداب و سنن اسلامی را به ایشان آموختند[۵۵].

از نشانه‌های بزرگی و عظمت مقام شامخ نرجس خاتون، چون دیگر مادران امامان(ع)، افزون بر طهارت باطنی، طهارت و پاکی ظاهریشان بوده است. نقل است که او هنگام تولد فرزند بزرگوارش حضرت امام عصر(ع)، از هر نوع خونی که زنان هنگام تولد فرزند به آن گرفتارند، پاک بوده است[۵۶]. همچنین نرجس خاتون علاقه‌ای فوق‌العاده به خانواده همسر گرامیشان امام حسن عسکری، به ویژه خود ایشان و فرزند بزرگوارشان امام عصر(ع) داشت. به همین دلیل، پس از باخبر شدن از مصیبت‌هایی که در آینده بر سر آنان خواهد آمد بسیار نگران شدند و به واسطه همسرشان از خداوند طلب مرگ کردند. در نتیجه پیش از شهادت همسرشان از دنیا رفتند[۵۷]. از میان مادران بزرگوار امامان معصوم(ع) تنها برای فاطمه زهرا و فاطمه بنت اسد و نرجس خاتون(ع) زیارت‌نامه مخصوص صادر شده است[۵۸].[۵۹]

منابع

پانویس

  1. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۸۱ - ۳۸۲، ح۶ (سند روایت حسن است)؛ محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۴، ص۲۴۱.
  2. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۷۲، ح۱ («... قَالَتْ أُمِّي: قَالَ أَبِي: يَا أُمَّ فَرْوَةَ إِنِّي لَأَدْعُو اللَّهَ لِمُذْنِبِي شِيعَتِنَا فِي الْيَوْمِ وَ اللَّيْلَةِ أَلْفَ مَرَّةٍ...»).
  3. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۲۱۵ ـ ۲۱۶.
  4. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۴۵؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۲۰، ص۲۹۶.
  5. محمد بن حسین حر عاملی، وسائل الشیعه ج۲۱، ص۹۸، ح۲۶۶۲۸ («... عَنْ كِنَانَةَ، عَنْ صَفِيَّةَ، قَالَتْ: أَعْتَقَنِي رَسُولُ اللَّهِ(ص) وَ جَعَلَ عِتْقِي صَدَاقِي»).
  6. محمد حسن نجفی، جواهر الکلام، ج۲۹، ص۱۲۵.
  7. ر.ک: علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۶، ص۸۹-۹۲.
  8. ابن طاووس، اقبال بالاعمال الحسنه، ج۱، ص۴۴۴-۴۴۵؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۰، ص۳۱۷، ح۱۳۵۰۲.
  9. ابوبکر محمد بن یحیی صولی (۳۳۵ یا ۳۳۶ق) از دانشمندان نیمه نخست قرن چهارم در بغداد بوده که نیاکان او از ملوک جرجان شمرده می‌شدند او در رشته‌های ادبیات، اشعار، کتاب‌شناسی، آداب و رسوم‌شناسی به ویژه اخبار حاکمان و شاعران تخصص داشت و در این‌باره کتاب‌هایی از جمله کتاب الاوراق را بنگاشت. او حافظه‌ای سرشار و مقبولیتی عمومی داشت؛ از این‌رو نام او در ردیف راویان پرنقل حدیث و اخبار ملوک جای دارد. افزون بر آنکه وی معلم دربار خلفای عباسی در عصر خود نیز شمرده می‌شد (احمد بن علی خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۳، ص۴۲۷-۴۳۲). مادربزرگ او با عمری حدود یکصد سال در تاریخ ۲۷۰ ق درگذشت (شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا(ع)، ج۲، ص۷۹، ح۳).
  10. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص۲۱۶ ـ ۲۲۰.
  11. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۱۰۰.
  12. «كَانَتْ أُمِّي قَاعِدَةً عِنْدَ جِدَارٍ فَتَصَدَّعَ الْجِدَارُ وَ سَمِعْنَا هَدَّةً شَدِيدَةً فَقَالَتْ بِيَدِهَا لَا وَ حَقِّ الْمُصْطَفَى مَا أَذِنَ اللَّهُ لَكَ فِي السُّقُوطِ فَبَقِيَ مُعَلَّقاً فِي الْجَوِّ حَتَّى جَازَتْهُ فَتَصَدَّقَ أَبِي عَنْهَا بِمِائَةِ دِينَارٍ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۱، ص۴۶٩؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴۶، ص٣۶۶؛ شیخ عباس قمی، منتهی الآمال، ج۲، ص۱۷۳).
  13. «ذَكَرَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع) جَدَّتَهُ أُمَّ أَبِيهِ يَوْماً فَقَالَ: كَانَتْ صِدِّيقَةً لَمْ تُدْرَكْ فِي آلِ الْحَسَنِ امْرَأَةٌ مِثْلُهَا» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۱، ص۴۶٩؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴۶، ص٣۶۶؛ شیخ عباس قمی، منتهی الآمال، ج۲، ص۱۷۳).
  14. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۱۰۱.
  15. احمد بن علی الطبرسی، الإحتجاج، ج۲، ص۳۷۳؛ محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، کمال الدین، ج۲، ص۳۰۵؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج٢۶، ص١٩٣.
  16. «مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَى قَالَ: رَأَيْتُ أُمَّ فَرْوَةَ تَطُوفُ بِالْكَعْبَةِ عَلَيْهَا كِسَاءٌ مُتَنَكِّرَةً فَاسْتَلَمَتِ الْحَجَرَ بِيَدِهَا الْيُسْرَى فَقَالَ لَهَا رَجُلٌ مِمَّنْ يَطُوفُ: يَا أَمَةَ اللَّهِ أَخْطَأْتِ السُّنَّةَ. فَقَالَتْ: إِنَّا لَأَغْنِيَاءُ عَنْ عِلْمِكَ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۴، ص۴٢٨).
  17. «عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ جَرِيرٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع):... وَ كَانَتْ أُمِّي مِمَّنْ آمَنَتْ وَ اتَّقَتْ وَ أَحْسَنَتْ ﴿وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۱، ص۴٧٢؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٧، ص٧).
  18. «عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ جَرِيرٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع):... وَ قَالَتْ أُمِّي: قَالَ أَبِي: يَا أُمَّ فَرْوَةَ! إِنِّي لَأَدْعُو اللَّهَ لِمُذْنِبِي شِيعَتِنَا فِي الْيَوْمِ وَ اللَّيْلَةِ أَلْفَ مَرَّةٍ لِأَنَّا نَحْنُ فِيمَا يَنُوبُنَا مِنَ الرَّزَايَا نَصْبِرُ عَلَى مَا نَعْلَمُ مِنَ الثَّوَابِ وَ هُمْ يَصْبِرُونَ عَلَى مَا لَا يَعْلَمُونَ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۱، ص۴٧٢؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٧، ص٧).
  19. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۱۰۱.
  20. امیرمؤمنان(ع)، زنان مؤمن و پاکدامنی که شرایط لازم و کافی زوجیت و همسری مؤمنان را داشته و عامل به وظایفشان باشند، کارگزاران خداوند روی زمین می‌دانند: «عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا(ع) قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع): خَيْرُ نِسَائِكُمُ الْخَمْسُ. قِيلَ: يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ! وَ مَا الْخَمْسُ؟ قَالَ: الْهَيِّنَةُ اللَّيِّنَةُ الْمُؤَاتِيَةُ الَّتِي إِذَا غَضِبَ زَوْجُهَا لَمْ تَكْتَحِلْ بِغُمْضٍ حَتَّى يَرْضَى وَ إِذَا غَابَ عَنْهَا زَوْجُهَا حَفِظَتْهُ فِي غَيْبَتِهِ فَتِلْكَ عَامِلٌ مِنْ عُمَّالِ اللَّهِ وَ عَامِلُ اللَّهِ لَا يَخِيبُ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۳۲۵).
  21. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۱۰۲.
  22. «رُوِيَ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ(ع) قَالَ: لَمَّا قَدِمَتِ ابْنَةُ يَزْدَجَرْدَ بْنِ شَهْرِيَارَ آخِرِ مُلُوكِ الْفُرْسِ وَ خَاتِمَتِهِمْ عَلَى عُمَرَ وَ أُدْخِلَتِ الْمَدِينَةَ...» (قطب الدین راوندی، الخرائج و الجرائح، ج۲، ص۷۵۰؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴۶، ص١٠؛ میرزاحسین النوری الطبرسی، مستدرک الوسائل، ج۱۳ ص۳۷۷). این روایت به تفصیل در بخش‌های پیشین گذشت. در نقل‌های دیگر آمده: افرادی را مأمور فرمودند تا شهربانو را از جمع اسرای ایرانی تحویل بگیرند و نزد ایشان بیاورند (علی بن عیسی الإربلی، کشف الغمة، ج۲، ص۹۱؛ محمد بن شهرآشوب مازندرانی، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۴٨؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴۵، ص٣٣٠).
  23. «... إِنَّمَا اخْتَارَتِ الْحُسَيْنَ(ع) لِأَنَّهَا رَأَتْ فَاطِمَةَ(س) وَ أَسْلَمَتْ قَبْلَ أَنْ يَأْخُذَهَا عَسْكَرُ الْمُسْلِمِينَ وَ لَهَا قِصَّةٌ وَ هِيَ أَنَّهَا قَالَتْ رَأَيْتُ فِي النَّوْمِ قَبْلَ وُرُودِ عَسْكَرِ الْمُسْلِمِينَ كَأَنَّ مُحَمَّداً رَسُولَ اللَّهِ(ص) دَخَلَ دَارَنَا وَ قَعَدَ مَعَ الْحُسَيْنِ(ع) وَ خَطَبَنِي لَهُ وَ زَوَّجَنِي مِنْهُ فَلَمَّا أَصْبَحْتُ كَانَ ذَلِكَ يُؤَثِّرُ فِي قَلْبِي وَ مَا كَانَ لِي خَاطِرٌ غَيْرُ هَذَا فَلَمَّا كَانَ فِي اللَّيْلَةِ الثَّانِيَةِ رَأَيْتُ فَاطِمَةَ بِنْتَ مُحَمَّدٍ(ص) قَدْ أَتَتْنِي وَ عَرَضَتْ عَلَيَّ الْإِسْلَامَ فَأَسْلَمْتُ ثُمَّ قَالَتْ إِنَّ الْغَلَبَةَ تَكُونُ لِلْمُسْلِمِينَ وَ إِنَّكِ تَصِلِينَ عَنْ قَرِيبٍ إِلَى ابْنِي الْحُسَيْنِ سَالِمَةً لَا يُصِيبُكِ بِسُوءٍ أَحَدٌ قَالَتْ وَ كَانَ مِنَ الْحَالِ أَنِّي خَرَجْتُ إِلَى الْمَدِينَةِ مَا مَسَّ يَدِي إِنْسَانٌ» (قطب الدین راوندی، الخرائج و الجرائح، ج۲، ص۷۵۰؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج، ۴۶، ص۱۰؛ میرزاحسین النوری الطبرسی، مستدرک الوسائل، ج۱۳، ص۳۷۷).
  24. «رُوِيَ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ(ع) قَالَ: لَمَّا قَدِمُوا بِبِنْتِ يَزْدَجَرْدَ بِنْتِ شَهْرِيَارَ آخِرِ مُلُوكِ الْفُرْسِ وَ خَاتِمِهِمْ عَلَى عُمَرَ وَ أُدْخِلَتِ الْمَدِينَةَ اسْتَشْرَفَتْ لَهَا عَذَارَى الْمَدِينَةِ وَ أَشْرَقَ الْمَجْلِسُ بِضَوْءِ وَجْهِهَا وَ رَأَتْ عُمَرَ فَقَالَتْ آهْ بِيرُوزْ بَادْ هُرْمُزَ! فَغَضِبَ عُمَرُ وَ قَالَ شَتَمَتْنِي هَذِهِ الْعِلْجَةُ وَ هَمَّ بِهَا فَقَالَ لَهُ عَلِيٌّ(ع): لَيْسَ لَكَ إِنْكَارٌ عَلَى مَا لَا تَعْلَمُهُ فَأَمَرَ أَنْ يُنَادِيَ عَلَيْهَا فَقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع): لَا يَجُوزُ بَيْعُ بَنَاتِ الْمُلُوكِ وَ إِنْ كُنَّ كَافِرَاتٍ وَ لَكِنِ اعْرِضِ عَلَيْهَا أَنْ تَخْتَارَ رَجُلًا مِنَ‏ الْمُسْلِمِينَ حَتَّى تَتَزَوَّجَ مِنْهُ وَ تَحْسُبَ صَدَاقَهَا عَلَيْهِ مِنْ عَطَائِهِ مِنْ بَيْتِ الْمَالِ يَقُومُ مَقَامَ الثَّمَنِ فَقَالَ عُمَرُ أَفْعَلُ وَ عَرَضَ عَلَيْهَا أَنْ تَخْتَارَ فَجَالَتْ فَوَضَعَتْ يَدَهَا عَلَى مَنْكِبِ الْحُسَيْنِ(ع) فَقَالَ چه نام دارى اى كنيزك يَعْنِي مَا اسْمُكِ يَا صَبِيَّةُ قَالَتْ جَهَانْشَاهُ فَقَالَ بَلْ شَهْرَبَانُوَيْهِ قَالَتْ تِلْكَ أُخْتِي قَالَ راست گفتى أَيْ صَدَقْتِ ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَى الْحُسَيْنِ فَقَالَ احْتَفِظْ بِهَا وَ أَحْسِنْ إِلَيْهَا فَسَتَلِدُ لَكَ خَيْرَ أَهْلِ الْأَرْضِ فِي زَمَانِهِ بَعْدَكَ وَ هِيَ أُمُّ الْأَوْصِيَاءِ الذُّرِّيَّةِ الطَّيِّبَةِ فَوَلَدَتْ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ زَيْنَ الْعَابِدِينَ(ع)...» (قطب الدین راوندی، الخرائج و الجرائح، ج۲، ص۷۵۰؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴۶، ص۱۰؛ میرزاحسین النوری، الطبرسی، مستدرک الوسائل، ج۱۳، ص۳۷۷).
  25. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۱۰۳.
  26. «أُمُّهُ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ حَمِيدَةُ الْمُصَفَّاةُ ابْنَةُ صَاعِدٍ الْبَرْبَرِيِّ وَ يُقَالُ إِنَّهَا أَنْدُلُسِيَّةٌ أُمُّ وَلَدٍ تُكَنَّى لُؤْلُؤَةَ» (محمد بن شهرآشوب مازندرانی، مناقب آل ابی طالب، ج۴، ص۳۲۳؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٨، ص۶).
  27. ابن‌عکاشه از سوی امام محمدباقر(ع) مأمور خریدن کنیزی برای ایشان شدند او می‌گوید: کنیز را به همان قیمتی که حضرت فرموده بودند خریدم و نزد امام محمد باقر بردم. در همان حال فرزند بزرگوارشان امام صادق(ع) نیز نزد ایشان ایستاده بودند. پس از گزارش جریان خریدن کنیز به ایشان. امام باقر(ع) حمد و ثنای الهی را به جای آوردند و سپس خطاب به آن کنیز فرمودند: «مَا اسْمُكِ؟ قَالَتْ: حَمِيدَةُ، فَقَالَ: حَمِيدَةٌ فِي الدُّنْيَا مَحْمُودَةٌ فِي الْآخِرَةِ أَخْبِرِينِي عَنْكِ أَ بِكْرٌ أَنْتِ أَمْ ثَيِّبٌ؟ قَالَتْ: بِكْرٌ. قَالَ: وَ كَيْفَ وَ لَا يَقَعُ فِي أَيْدِي النَّخَّاسِينَ شَيْ‏ءٌ إِلَّا أَفْسَدُوهُ؟ فَقَالَتْ: قَدْ كَانَ يَجِيئُنِي فَيَقْعُدُ مِنِّي مَقْعَدَ الرَّجُلِ مِنَ الْمَرْأَةِ فَيُسَلِّطُ اللَّهُ عَلَيْهِ رَجُلًا أَبْيَضَ الرَّأْسِ وَ اللِّحْيَةِ فَلَا يَزَالُ يَلْطِمُهُ حَتَّى يَقُومَ عَنِّي فَفَعَلَ بِي مِرَاراً وَ فَعَلَ الشَّيْخُ بِهِ مِرَاراً. فَقَالَ(ع): يَا جَعْفَرُ! خُذْهَا إِلَيْكَ. فَوَلَدَتْ خَيْرَ أَهْلِ الْأَرْضِ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ(ع)» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۱، ص۴٧۶).
  28. «عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(ع) وَ كُنَّا تِلْكَ السَّنَةَ مُجَاوِرِينَ وَ أَرَدْنَا الْإِحْرَامَ يَوْمَ التَّرْوِيَةِ فَقُلْتُ: إِنَّ مَعَنَا مَوْلُوداً صَبِيّاً. فَقَالَ(ع): مُرُوا أُمَّهُ فَلْتَلْقَ حَمِيدَةَ فَلْتَسْأَلْهَا كَيْفَ تَفْعَلُ بِصِبْيَانِهَا، قَالَ: فَأَتَتْهَا فَسَأَلَتْهَا فَقَالَتْ لَهَا: إِذَا كَانَ يَوْمُ التَّرْوِيَةِ فَجَرِّدُوهُ وَ غَسِّلُوهُ كَمَا يُجَرَّدُ الْمُحْرِمُ ثُمَّ أَحْرِمُوا عَنْهُ ثُمَّ قِفُوا بِهِ فِي الْمَوَاقِفِ فَإِذَا كَانَ يَوْمُ النَّحْرِ فَارْمُوا عَنْهُ وَ احْلِقُوا رَأْسَهُ ثُمَّ زُورُوا بِهِ الْبَيْتَ ثُمَّ مُرُوا الْخَادِمَ أَنْ يَطُوفَ بِهِ الْبَيْتَ وَ بَيْنَ الصَّفَا وَ الْمَرْوَةِ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۴، ص۳۰۰؛ ابوجعفر محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۵، ص۴١٠؛ محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج١١، ص٢٨۶).
  29. از جمله آن روایات، حدیث معروف وصیت امام صادق(ع) درباره اهمیت دادن به نماز است: «عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أُمِّ حَمِيدَةَ أُعَزِّيهَا بِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع)، فَبَكَتْ وَ بَكَيْتُ لِبُكَائِهَا ثُمَّ قَالَتْ: يَا أَبَا مُحَمَّدٍ! لَوْ رَأَيْتَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(ع) عِنْدَ الْمَوْتِ لَرَأَيْتَ عَجَباً فَتَحَ عَيْنَيْهِ ثُمَّ قَالَ: اجْمَعُوا إِلَيَّ كُلَّ مَنْ بَيْنِي وَ بَيْنَهُ قَرَابَةٌ. قَالَتْ: فَلَمْ نَتْرُكْ أَحَداً إِلَّا جَمَعْنَاهُ، فَنَظَرَ(ع) إِلَيْهِمْ ثُمَّ قَالَ: إِنَّ شَفَاعَتَنَا لَا تَنَالُ مُسْتَخِفّاً بِالصَّلَاةِ» (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص٢٠۶؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴۷، ص۲؛ محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج۴، ص٢۶).
  30. «عَنْ أَبِي أَيُّوبَ النَّحْوِيِّ، قَالَ: بَعَثَ إِلَيَّ أَبُو جَعْفَرٍ الْمَنْصُورُ فِي جَوْفِ اللَّيْلِ فَأَتَيْتُهُ فَدَخَلْتُ عَلَيْهِ وَ هُوَ جَالِسٌ عَلَى كُرْسِيٍّ وَ بَيْنَ يَدَيْهِ شَمْعَةٌ وَ فِي يَدِهِ كِتَابٌ، قَالَ: فَلَمَّا سَلَّمْتُ عَلَيْهِ رَمَى بِالْكِتَابِ إِلَيَّ وَ هُوَ يَبْكِي، فَقَالَ لِي: هَذَا كِتَابُ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَيْمَانَ يُخْبِرُنَا أَنَّ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ(ع) قَدْ مَاتَ فَإِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ ثَلَاثاً وَ أَيْنَ مِثْلُ جَعْفَرٍ ثُمَّ قَالَ لِي: اكْتُبْ، فَكَتَبْتُ صَدْرَ الْكِتَابِ. ثُمَّ قَالَ: اكْتُبْ إِنْ كَانَ أَوْصَى إِلَى رَجُلٍ وَاحِدٍ بِعَيْنِهِ فَقَدِّمْهُ وَ اضْرِبْ عُنُقَهُ، قَالَ: فَرَجَعَ إِلَيْهِ الْجَوَابُ: أَنَّهُ قَدْ أَوْصَى إِلَى خَمْسَةٍ. وَ أَحَدُهُمْ أَبُو جَعْفَرٍ الْمَنْصُورُ وَ مُحَمَّدُ بْنُ سُلَيْمَانَ وَ عَبْدُ اللَّهِ وَ مُوسَى وَ حَمِيْدَةُ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۱، ص۳۱۰؛ ابوجعفر محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۵، ص۱۰؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٧، ص٢۴١).
  31. «عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: حَجَجْنَا مَعَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) فِي السَّنَةِ الَّتِي وُلِدَ فِيهَا ابْنُهُ مُوسَى(ع)، فَلَمَّا نَزَلْنَا الْأَبْوَاءَ، وَضَعَ لَنَا الْغَدَاءَ وَ كَانَ إِذَا وَضَعَ الطَّعَامَ لِأَصْحَابِهِ أَكْثَرَ وَ أَطَابَ. قَالَ: فَبَيْنَا نَحْنُ نَأْكُلُ إِذْ أَتَاهُ رَسُولُ حَمِيدَةَ فَقَالَ لَهُ: إِنَّ حَمِيدَةَ تَقُولُ: قَدْ أَنْكَرْتُ نَفْسِي وَ قَدْ وَجَدْتُ مَا كُنْتُ أَجِدُ إِذَا حَضَرَتْ وِلَادَتِي وَ قَدْ أَمَرْتَنِي أَنْ لَا أَسْتَبِقَكَ بِابْنِكَ هَذَا، فَقَامَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع) فَانْطَلَقَ مَعَ الرَّسُولِ. فَلَمَّا انْصَرَفَ قَالَ لَهُ أَصْحَابُهُ: سَرَّكَ اللَّهُ وَ جَعَلَنَا فِدَاكَ فَمَا أَنْتَ صَنَعْتَ مِنْ حَمِيدَةَ؟ قَالَ: سَلَّمَهَا اللَّهُ وَ قَدْ وَهَبَ لِي غُلَاماً وَ هُوَ خَيْرُ مَنْ بَرَأَ اللَّهُ فِي خَلْقِهِ وَ لَقَدْ أَخْبَرَتْنِي حَمِيدَةُ عَنْهُ بِأَمْرٍ ظَنَّتْ أَنِّي لَا أَعْرِفُهُ وَ لَقَدْ كُنْتُ أَعْلَمَ بِهِ مِنْهَا، فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ، وَ مَا الَّذِي أَخْبَرَتْكَ بِهِ حَمِيدَةُ عَنْهُ؟ قَالَ: ذَكَرَتْ أَنَّهُ سَقَطَ مِنْ بَطْنِهَا حِينَ سَقَطَ وَاضِعاً يَدَيْهِ عَلَى الْأَرْضِ رَافِعاً رَأْسَهُ إِلَى السَّمَاءِ فَأَخْبَرْتُهَا أَنَّ ذَلِكَ أَمَارَةُ رَسُولِ اللَّهِ(ص) وَ أَمَارَةُ الْوَصِيِّ مِنْ بَعْدِهِ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۱، ص۳۸۵؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۲۵، ص۴٢).
  32. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۱۰۴.
  33. «عَنْ عَلِيِّ بْنِ مِيثَمٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: لَمَّا اشْتَرَتْ حَمِيدَةُ أُمُّ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ(ع) أُمَّ الرِّضَا(ع) نَجْمَةَ ذَكَرَتْ حَمِيدَةُ أَنَّهَا رَأَتْ فِي الْمَنَامِ رَسُولَ اللَّهِ(ص) يَقُولُ لَهَا: يَا حَمِيدَةُ هِيَ نَجْمَةُ لِابْنِكَ مُوسَى فَإِنَّهُ سَيُولَدُ لَهُ مِنْهَا خَيْرُ أَهْلِ الْأَرْضِ فَوَهَبَتْهَا لَهُ، فَلَمَّا وَلَدَتْ لَهُ الرِّضَا(ع)، سَمَّاهَا الطَّاهِرَةَ وَ كَانَتْ لَهَا أَسْمَاءٌ مِنْهَا نَجْمَةُ وَ أَرْوَى وَ سَكَنُ وَ سِمَانُ وَ تُكْتَمُ وَ هُوَ آخِرُ أَسَامِيهَا» (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، عیون أخبار الرضا، ج۱، ص١۶؛ محمد بن محمد بن نعمان عکبری بغدادی (شیخ مفید)، الاختصاص، ص۱۹۶؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴۵، ص٧).
  34. «الْبَيْهَقِيُّ عَنِ الصَّوْلِيِّ عَنْ عَوْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْكِنْدِيِّ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ عَلِيَّ بْنَ مِيثَمٍ يَقُولُ: مَا رَأَيْتُ أَحَداً قَطُّ أَعْرَفَ بِأَمْرِ الْأَئِمَّةِ(ع) وَ أَخْبَارِهِمْ‏ وَ مَنَاكِحِهِمْ مِنْهُ. قَالَ: اشْتَرَتْ حَمِيدَةُ الْمُصَفَّاةُ وَ هِيَ أُمُّ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَ كَانَتْ مِنْ أَشْرَافِ الْعَجَمِ، جَارِيَةً مُوَلِّدَةً وَ اسْمُهَا تُكْتَمُ وَ كَانَتْ مِنْ أَفْضَلِ النِّسَاءِ فِي عَقْلِهَا وَ دِينِهَا وَ إِعْظَامِهَا لِمَوْلَاتِهَا حَمِيدَةَ الْمُصَفَّاةِ، حَتَّى أَنَّهَا مَا جَلَسَتْ بَيْنَ يَدَيْهَا مُنْذُ مَلَكَتْهَا إِجْلَالًا لَهَا. فَقَالَتْ لِابْنِهَا مُوسَى(ع): يَا بُنَيَّ! إِنَّ تُكْتَمَ جَارِيَةٌ مَا رَأَيْتُ جَارِيَةً قَطُّ أَفْضَلَ مِنْهَا وَ لَسْتُ أَشُكُّ أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى سَيُطَهِّرُ نَسْلَهَا إِنْ كَانَ لَهَا نَسْلٌ وَ قَدْ وَهَبْتُهَا لَكَ فَاسْتَوْصِ بِهَا خَيْراً...» (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، عیون أخبار الرضا، ج١، ص١۴؛ محمد بن محمد بن نعمان عکبری بغدادی (شیخ مفید)، الاختصاص، ص١٩۶؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٩، ص۴؛ الفضل بن الحسن الطبرسی، أعلام الوری، ص۳۱۳).
  35. «فَلَمَّا وَلَدَتْ لَهُ الرِّضَا(ع) سَمَّاهَا الطَّاهِرَةَ. قَالَ فَكَانَ الرِّضَا(ع) يَرْتَضِعُ كَثِيراً وَ كَانَ تَامَّ الْخَلْقِ. فَقَالَتْ: أَعِينُونِي بِمُرْضِعَةٍ فَقِيلَ لَهَا: أَ نَقَصَ الدَّرُّ؟ فَقَالَتْ: لَا أَكْذِبُ وَ اللَّهِ مَا نَقَصَ وَ لَكِنْ عَلَيَّ وِرْدٌ مِنْ صَلَاتِي وَ تَسْبِيحِي وَ قَدْ نَقَصَ مُنْذُ وَلَدْتُ...» (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، عیون اخبار الرضا، ج۱، ص١۴؛ محمد بن محمد بن نعمان عکبری بغدادی (شیخ مفید)، الاختصاص، ص١٩۶؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٩، ص۴؛ فضل بن حسن طبرسی، أعلام الوری، ص۳۱۳).
  36. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۱۰۶.
  37. «وَ أُمُّهُ أُمُّ وَلَدٍ يُقَالُ لَهَا سَبِيكَةُ نُوبِيَّةٌ وَ قِيلَ أَيْضاً إِنَّ اسْمَهَا كَانَ خَيْزُرَانَ وَ رُوِيَ أَنَّهَا كَانَتْ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ مَارِيَةَ أُمِّ إِبْرَاهِيمَ بْنِ رَسُولِ اللَّهِ(ص)» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۱، ص۴٩٢؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۵۰، ص۱).
  38. «... قَالَ عَلِيُّ بْنُ جَعْفَرٍ: فَقُمْتُ فَمَصَصْتُ رِيقَ أَبِي جَعْفَرٍ(ع) ثُمَّ قُلْتُ لَهُ: أَشْهَدُ أَنَّكَ إِمَامِي عِنْدَ اللَّهِ. فَبَكَى الرِّضَا(ع) ثُمَّ قَالَ: يَا عَمِّ! أَ لَمْ تَسْمَعْ أَبِي وَ هُوَ يَقُولُ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): بِأَبِي ابْنُ خِيَرَةِ الْإِمَاءِ ابْنُ النُّوبِيَّةِ الطَّيِّبَةِ الْفَمِ الْمُنْتَجَبَةِ الرَّحِمِ؟ وَيْلَهُمْ لَعَنَ اللَّهُ...» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۱، ص۳۲۲).
  39. «عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عُمَارَةَ الْجَرْمِيُّ عَنْ يَزِيدَ بْنِ سَلِيطٍ قَالَ: لَقِيتُ أَبَا إِبْرَاهِيمَ(ع)وَ نَحْنُ نُرِيدُ الْعُمْرَةَ فِي بَعْضِ الطَّرِيقِ... ثُمَّ قَالَ لِي: يَا يَزِيدُ! وَ إِذَا مَرَرْتَ بِهَذَا الْمَوْضِعِ وَ لَقِيتَهُ وَ سَتَلْقَاهُ فَبَشِّرْهُ أَنَّهُ سَيُولَدُ لَهُ غُلَامٌ أَمِينٌ مَأْمُونٌ مُبَارَكٌ وَ سَيُعْلِمُكَ أَنَّكَ قَدْ لَقِيتَنِي فَأَخْبِرْهُ عِنْدَ ذَلِكَ أَنَّ الْجَارِيَةَ الَّتِي يَكُونُ مِنْهَا هَذَا الْغُلَامُ جَارِيَةٌ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ مَارِيَةَ جَارِيَةِ رَسُولِ اللَّهِ(ص) أُمِّ إِبْرَاهِيمَ فَإِنْ قَدَرْتَ أَنْ تُبَلِّغَهَا مِنِّي السَّلَامَ فَافْعَلْ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۱، ص٣١۵).
  40. «عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ كَلِيمِ بْنِ عِمْرَانَ قَالَ: قُلْتُ لِلرِّضَا(ع): ادْعُ اللَّهَ أَنْ يَرْزُقَكَ وَلَداً فَقَالَ: إِنَّمَا أُرْزَقُ وَلَداً وَاحِداً وَ هُوَ يَرِثُنِي. فَلَمَّا وُلِدَ أَبُو جَعْفَرٍ(ع) قَالَ الرِّضَا(ع) لِأَصْحَابِهِ: قَدْ وُلِدَ لِي شَبِيهُ مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ فَالِقِ الْبِحَارِ وَ شَبِيهُ عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ قُدِّسَتْ أُمٌّ وَلَدَتْهُ قَدْ خُلِقَتْ طَاهِرَةً مُطَهَّرَةً...» (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۵۰، ص١۵).
  41. «... فَقَالَ(ع): إِنَّمَا أُرْزَقُ وَلَداً وَاحِداً وَ هُوَ يَرِثُنِي...» (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۵۰، ص١۵).
  42. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۱۰۸.
  43. «أُمُّهُ أُمُّ وَلَدٍ يُقَالُ لَهَا سَمَانَةُ الْمَغْرِبِيَّةُ وَ يُقَالُ إِنَّ أُمَّهُ الْمَعْرُوفَةُ بِالسَّيِّدَةِ أُمِّ الْفَضْلِ» (محمد بن شهرآشوب مازندرانی، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۴٠١؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۵٠، ص١١۴).
  44. «عَلِيُّ بْنُ مَهْزِيَارَ، عَنِ السَّيِّدِ(ع) أَنَّهُ قَالَ: أُمِّي عَارِفَةٌ بِحَقِّي، وَ هِيَ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ، لَا يَقْرَبُهَا شَيْطَانٌ مَارِدٌ، وَ لَا يَنَالُهَا كَيْدُ جَبَّارٍ عَنِيدٍ، وَ هِيَ مَكْلُوءَةٌ بِعَيْنِ اللَّهِ الَّتِي لَا تَنَامُ، وَ لَا تَتَخَلَّفُ عَنْ أُمَّهَاتِ الصِّدِّيقِينَ وَ الصَّالِحِينَ» (محمد بن جریر الطبری، دلائل الإمامة، ص۲۱۷).
  45. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۱۰۹.
  46. «وَ أُمُّهُ أُمُّ وَلَدٍ يُقَالُ لَهَا حريبة...» (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۵٠، ص٢٢٧).
  47. شیخ عباس قمی، الأنوار البهیة، ص۴٧٣.
  48. «عُيُونُ الْمُعْجِزَاتِ، اسْمُ أُمِّهِ عَلَى مَا رَوَاهُ أَصْحَابُ الْحَدِيثِ «سَلِيلُ» رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا وَ قِيلَ «حَدِيثُ» وَ الصَّحِيحُ «سَلِيلُ» وَ كَانَتْ مِنَ الْعَارِفَاتِ الصَّالِحَاتِ...» (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۰، ص۲۳۸).
  49. «عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِبْرَاهِيمَ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى حَكِيمَةَ بِنْتِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الرِّضَا أُخْتِ أَبِي الْحَسَنِ صَاحِبِ الْعَسْكَرِ(ع)... فَقُلْتُ: إِلَى مَنْ تَفْزَعُ الشِّيعَةُ؟ فَقَالَتْ: إِلَى الْجَدَّةِ أُمِّ أَبِي مُحَمَّدٍ(ع). فَقُلْتُ لَهَا: أَقْتَدِي بِمَنْ وَصِيَّتِهِ إِلَى امْرَأَةٍ؟ فَقَالَتْ: اقْتِدَاءً بِالْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ(ع) وَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ أَوْصَى إِلَى أُخْتِهِ زَيْنَبَ بِنْتِ عَلِيٍّ فِي الظَّاهِرِ وَ كَانَ مَا يَخْرُجُ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ(ع) مِنْ عِلْمٍ يُنْسَبُ إِلَى زَيْنَبَ سَتْراً عَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ(ع)» (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، کمال الدین، ج۲، ص۵۰۱؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴۶، ص١٩).
  50. «فَإِنْ قِيلَ: كَيْفَ يَجُوزُ أَنْ يَكُونَ لِلْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ(ع) وَلَدٌ مَعَ إِسْنَادِهِ وَصِيَّتَهُ فِي مَرَضِهِ الَّذِي تُوُفِّيَ فِيهِ إِلَى وَالِدَتِهِ الْمُسَمَّاةِ بِحَدِيثٍ الْمُكَنَّاةُ بِأُمِّ الْحَسَنِ بِوَقُوفِهِ وَ صَدَقَاتِهِ وَ أَسْنَدَ النَّظَرَ إِلَيْهَا فِي ذَلِكَ وَ لَوْ كَانَ لَهُ وَلَدٌ لَذَكَرَهُ فِي الْوَصِيَّةِ؟ قِيلَ إِنَّمَا فَعَلَ ذَلِكَ قَصْدًا إِلَى تَمَامِ مَا كَانَ غَرَضُهُ فِي إِخْفَاءِ وِلَادَتِهِ وَ سَتْرِ حَالِهِ عَنْ سُلْطَانِ الْوَقْتِ وَ لَوْ ذَكَرَ وَلَدَهُ أَوْ أَسْنَدَ وَصِيَّتَهُ إِلَيْهِ لَنَاقَضَ غَرَضَهُ خَاصَّةً... وَ قَدْ فَعَلَ نَظِيرَ ذَلِكَ الصَّادِقُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ(ع) حِينَ أَسْنَدَ وَصِيَّتَهُ إِلَى خَمْسَةِ نَفَرٍ أَوَّلُهُمْ الْمَنْصُورُ إِذْ كَانَ سُلْطَانَ الْوَقْتِ وَ لَمْ يُفَرِّدْ ابْنَهُ مُوسَى(ع) بِهَا إِبْقَاءً عَلَيْهِ وَ أَشْهَدَ مَعَهُ الرَّبِيعَ وَ قَاضِيَ الْوَقْتِ وَ جَارِيَتَهُ أُمَّ وَلَدِهِ حَمِيدَةَ الْبَرْبَرِيَّةِ وَ خَتَمَهُمْ بِذِكْرِ ابْنِهِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ(ع) لِسَتْرِ أَمْرِهِ وَ حِرَاسَةِ نَفْسِهِ...» (ابوجعفر محمد بن حسن طوسی، الغیبة، ص۱۰۸).
  51. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۱۱۰.
  52. نرجس خاتون از نوادگان شمعون، وصی حضرت عیسی(ع) و نام مبارکشان «ملیکه» بوده است. حضرت نرجس همراه با سپاهیان روم به اسارت مسلمانان درآمد و دست تقدیر وی را به دامان پرمهر اهل‌بیت(ع) رسانید (محمد بن شهرآشوب مازندرانی مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۴۴٠؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۵١، ص۶).
  53. محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، کمال الدین، ج۲، ص۴٠٢؛ محمد بن شهرآشوب مازندرانی، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۴١۴.
  54. «... قَالَ: فَإِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُكْرِمَكِ فَأَيُّمَا أَحَبُّ إِلَيْكِ عَشَرَةُ آلَافِ دِرْهَمٍ أَمْ بُشْرَى لَكِ فِيهَا شَرَفُ الْأَبَدِ؟ قَالَتْ: بَلِ الْبُشْرَى. قَالَ(ع): فَأَبْشِرِي بِوَلَدٍ يَمْلِكُ الدُّنْيَا شَرْقاً وَ غَرْباً وَ يَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً. قَالَتْ: مِمَّنْ؟ قَالَ(ع): مِمَّنْ خَطَبَكِ رَسُولُ اللَّهِ(ص) لَهُ مِنْ لَيْلَةِ كَذَا مِنْ شَهْرِ كَذَا مِنْ سَنَةِ كَذَا بِالرُّومِيَّةِ...» (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، کمال الدین، ج۲، ص۴٠٢؛ محمد بن شهرآشوب مازندرانی، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۴١۴).
  55. «... فَقَالَ أَبُو الْحَسَنِ(ع): يَا كَافُورُ! ادْعُ لِي أُخْتِي حَكِيمَةَ. فَلَمَّا دَخَلَتْ عَلَيْهِ، قَالَ(ع) لَهَا: هَا هِيَهْ، فَاعْتَنَقَتْهَا طَوِيلًا وَ سُرَّتْ بِهَا كَثِيراً. فَقَالَ لَهَا مَوْلَانَا يَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ! أَخْرِجِيهَا إِلَى مَنْزِلِكِ وَ عَلِّمِيهَا الْفَرَائِضَ وَ السُّنَنَ فَإِنَّهَا زَوْجَةُ أَبِي مُحَمَّدٍ وَ أُمُّ الْقَائِمِ(ع)» (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، کمال الدین، ج۲، ص۴٠٢؛ محمد بن شهرآشوب مازندرانی، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۴١۴).
  56. «عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُثْمَانَ الْعَمْرِيِّ قَدَّسَ اللَّهُ رُوحَهُ أَنَّهُ قَالَ: وُلِدَ السَّيِّدُ(ع) مَخْتُوناً وَ سَمِعْتُ حَكِيمَةَ تَقُولُ: لَمْ يُرَ بِأُمِّهِ دَمٌ فِي نِفَاسِهَا وَ هَذَا سَبِيلُ أُمَّهَاتِ الْأَئِمَّةِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ» (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، کمال الدین، ج۲، ص۴٣٣؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج١۶، ص۵١).
  57. «قَالَ أَبُو عَلِيٍّ: فَحَدَّثَتْنِي أَنَّهَا حَضَرَتْ وِلَادَةَ السَّيِّدِ(ع) وَ أَنَّ اسْمَ أُمِّ السَّيِّدِ صَقِيلُ وَ أَنَّ أَبَا مُحَمَّدٍ(ع) حَدَّثَهَا بِمَا يَجْرِي عَلَى عِيَالِهِ. فَسَأَلَتْهُ أَنْ يَدْعُوَ اللَّهَ لَهَا أَنْ يُجْعَلَ مَنِيَّتُهَا قَبْلَهُ. فَمَاتَتْ فِي حَيَاةِ أَبِي مُحَمَّدٍ(ع) وَ عَلَى قَبْرِهَا لَوْحٌ مَكْتُوبٌ عَلَيْهِ هَذَا قَبْرُ أُمِّ مُحَمَّدٍ(ع)...» (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، کمال الدین، ج۲، ص۴٣١؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج٧٩، ص۴٧).
  58. محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۹۹، ص۷۰.
  59. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۱۱۲.