بهداشت در قرآن
واژهشناسی
این واژه، مصدر مرکب مرخّم و از دو کلمه فارسی «به» و «داشت» ساخته شده است. [۱] بهداشت به نگاه داشتن تندرستی و حفظ صحت، معنا شده است.[۲] به وسایل و ابزارهای نگاهداری سلامت نیز بهداشت گفته میشود.[۳]
در اصطلاح علمی به مجموعه قابلیتهای فیزیکی، احساسی، روانی و اجتماعی که انسان را با محیط زندگی خود هماهنگ میسازد بهداشت گفته میشود که با مفهوم سلامت پیوند نزدیک معنایی دارد، [۴] از این رو بهداشت در دامنهای بسیار گسترده، همه قلمروهای زندگی انسان را پوشش داده، به دو شاخه اصلی «زیست محیطی» و «انسانی» تقسیم میشود که در بخش نخست، بهداشت هوا و جوّ، آبها، گیاهان، جانوران و به طور کلی بهداشت محیط طبیعی زندگی بشر را شامل میشود و در بخش دوم، بهداشت محیط انسانی زندگی بشر در دو بخش فردی و اجتماعی و از سوی دیگر جسمی و روانی از قبیل نظافت بدن، پوشاک و مسکن، تغذیه،خانواده، محیط شهری، صنعت و فنآوری و بهداشت صوتی و تصویری و... را دربرمیگیرد.[۵].[۶]
بهداشت در قرآن کریم
به این اصطلاح در قرآن تصریح نشده است؛ اما از واژگانی چون ﴿طَيِّبَ﴾، ﴿طَهُورً﴾ و مشتقات آن دو و نیز ﴿شِفَاءٌ﴾ و در نقطه مقابل، ﴿رِجْسٌ﴾، ﴿نَجَسٌ﴾، «خبیث» و دیگر کلید واژههای مقاله پلیدی در کنار کلید واژههای مربوط به مقالات «آرامش» و «اضطراب» که به مبحث بهداشت روانی مربوط میشوند و نیز عموم آیات طبیعت در ارتباط با بهداشت محیط زیست، میتوان دیدگاه قرآن را در این باره جست و جو کرد. طیب به معنای هر چیز خوشایند و پاک از آلودگی،[۷] خبیث به معنای هر چیز مادی و غیر مادی که پست و ناپسند شمرده شود،[۸] رجس و نجس به معنای هرچیز آلوده و کثیف به لحاظ طبیعی، عقلی یا دینی،[۹] طهور مصدر دیگر طهارت که گاه در نقش صفت مشبهه میآید، به معنای پاکیزگی جسمی و روحی[۱۰] و شفاء به معنای رفع بیماری و بازیافتن سلامت است.
در نگاهی کلی به آیات قرآن، بهداشت و پاکیزگی ارزشی دینی شمرده شده و نقطه مقابل آن خبیث و ناپسند نامیده شده است: ﴿قُلْ لَا يَسْتَوِي الْخَبِيثُ وَالطَّيِّبُ﴾[۱۱] و نیز ﴿الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ﴾[۱۲]، از این رو خداوند پاکیزگان را دوست دارد: ﴿وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ﴾[۱۳] و در مواردی به آن سفارش کرده است: ﴿وَطَهِّرْ بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ﴾[۱۴] و در نقطه مقابل از انجام هر کار زیانباری نهی کرده است: ﴿وَلَا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ﴾[۱۵].[۱۶] تکالیف الهی و مسئولیتهای افراد، مشروط به عدم زیان جسمی و روحی گشته: ﴿ لَا تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلَّا وُسْعَهَا لَا تُضَارَّ وَالِدَةٌ بِوَلَدِهَا وَلَا مَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ ﴾[۱۷].[۱۸] که با عنوان قاعده «لاضرر ولا ضرار» در فقه مورد بحث قرار میگیرد.[۱۹] مفهوم محسوس طهارت، در قرآن عمومیت یافته، شامل معنویات و معقولات شده و تعابیری چون قدس و سبحان به این بخش ارتباط دارند.
شریعت اسلام هر دو بخش طهارت را مد نظر قرار داده و در شرع قانونمند ساخته و به احکامی در ارتباط با اجتناب از نجاسات و ناپاکیها و بیان راههای پاکی مانند غسل و وضو اشاره کرده و در رأس همه طهارتها مفهوم توحید و طهارتهای اخلاقی قرار دارد.[۲۰] قرار گرفتن طهارت در کنار توبه: ﴿ُ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ﴾[۲۱] وحدت سیاقی ایجاد کرده است؛ زیرا توبه به معنای رجوع به سوی خداوند و طهارت به معنای جدا شدن از ناپاکی و بازیابی پاکی است و روشن است که این دو معنا در خصوص اوامر و نواهی الهی کاملاً مطابق است، بنابراین تعبیر مطلق آیه نشان میدهد که خداوند تمام انواع پاکیزگی رادوستدارد، پس استغفار و پاکی اعتقادات و شست و شوی جسمی و بدنی و اعمال صالح و علومحق همگی در بهداشت زندگی انسان نقش ایفا میکنند.[۲۲] نکته قابل توجه آنکه تفکیک کامل بهداشت جسمی و روحی از یکدیگر بر اثر نگاه یکپارچه قرآن به انسان و غلبه رویکرد هدایتی بر آن چندان آسان نیست، با این حال امکانبازشناسی دو جنبه مذکور در آیات مربوط منتفی نیست.[۲۳]
بهداشت جسمانی
در آیات متعددی به موضوعاتی مربوط به پاکیزگی و حفظ بهداشت جسمانی پرداخته شده است که در دو دسته نظافت بدن و بهداشت خوراک قابل تنظیم است.
آب در آیات قرآن، نعمتی الهی برای پاکیزگی انسان شمرده شده است: ﴿وَأَنْزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً طَهُورًا﴾[۲۴] و نیز ﴿إِذْ يُغَشِّيكُمُ النُّعَاسَ أَمَنَةً مِنْهُ وَيُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً لِيُطَهِّرَكُمْ بِهِ وَيُذْهِبَ عَنْكُمْ رِجْزَ الشَّيْطَانِ وَلِيَرْبِطَ عَلَى قُلُوبِكُمْ وَيُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدَامَ﴾[۲۵] ساختار صیغه مبالغه در واژه طهور، تأکیدی بر این کارکرد آب شمرده شده است،[۲۶] گرچه برخی آن را صفت مشبهه به معنای پاک یا اسم ابزار به معنای وسیله پاکی دانستهاند. [۲۷]
کارکرد بهداشتی آب در تفاسیر علمی نیز مورد توجه قرار گرفته و آیات مربوط با کمک قوانین علمی تبیین و تفسیر شدهاند،[۲۸] چنان که اشاره به نقش آب در زنده کردن طبیعت و سیراب کردن انسانها و حیوانات در آیه بعدی: ﴿لِنُحْيِيَ بِهِ بَلْدَةً مَيْتًا وَنُسْقِيَهُ مِمَّا خَلَقْنَا أَنْعَامًا وَأَنَاسِيَّ كَثِيرًا﴾[۲۹] به خاصیت گندزدایی و پاکیزگی آب ارتباط داده شده است.[۳۰] در برخی آیات نیز به شست و شوی لباس و پوشاک فرمان داده شده است: ﴿وَثِيَابَكَ فَطَهِّرْ﴾[۳۱] در برخی روایات منظور از تطهیر لباس، کوتاه گرفتن آن برای پرهیز از آلودگی دانستهشده است.[۳۲]
نقش آب در آیینهای عبادی اسلام به نوعی دیگر نشان از توجه به بهداشت دارد؛ در سوره مائده به مسلمانان فرمان داده شده است که پیش از هر نماز به شست و شوی دست و صورت خود و مسح سر و پا بپردازند: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ وَإِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا وَإِنْ كُنْتُمْ مَرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ مِنْهُ مَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَلَكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ﴾[۳۳] و در صورت جنابت، بدن خود را به طور کامل شست و شو دهند: ﴿وَإِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا ﴾ و در صورت نبود آب، تیمم با خاک پاک جایگزین وضو و غسل میشود: ﴿فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا ﴾ گرچه وضو و غسل دو واجب تعبدی به شمار رفته، اهداف تشریع آنها به طور کامل برای ما روشن نیست؛ اما احتمال توجه به پاکیزگی جسمانی در تشریع این گونه احکام منتفی نیست، چنان که برخی آیه ﴿فِيهِ رِجَالٌ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ﴾[۳۴] را در ستایش گروهی دانستهاند که پس از قضای حاجت به شست و شوی خود با آب اهتمام میورزیدند.[۳۵] نظیر این شأن نزول، ذیل آیه ﴿ُ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ﴾[۳۶] نیز بیان شدهاست؛[۳۷] همچنین نزدیکی جنسی با زنان حایض تنها پس از پاکی آنها روا دانسته شده: ﴿ِ وَلَا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ﴾[۳۸] که برخی منظور از آن را افزون بر پایان یافتن دوره ماهانه، شست و شو و غسل دانستهاند.[۳۹] مفسران به زیانهای بهداشتی آمیزش در این دوره نیز توجه کرده و به بحث در این باره پرداختهاند.[۴۰] در برخی روایات تاریخی نیز آیه ﴿إِذْ يُغَشِّيكُمُ النُّعَاسَ أَمَنَةً مِنْهُ وَيُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً لِيُطَهِّرَكُمْ بِهِ وَيُذْهِبَ عَنْكُمْ رِجْزَ الشَّيْطَانِ وَلِيَرْبِطَ عَلَى قُلُوبِكُمْ وَيُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدَامَ﴾[۴۱]
درباره نزول باران در جنگ بدر جهت شست و شوی یاران پیامبر برای رفع آلودگی جنابت دانسته شده است.[۴۲]. تأکید خداوند بر نزول آب از آسمان در آیاتی که از نقش تطهیری آب یاد شده، موجب طرح این پرسش شده که آیا آبهای دیگر نیز این نقش را دارند[۴۳] و در همین راستا پرهیز برخی صحابه از وضو با آب دریا گزارش شده است.[۴۴] در نقطه مقابل، در برخی روایات نبوی به «طهور» بودن آب دریا تصریح شده است.[۴۵] اختصاص این ویژگی به آب یا قابلیت تعمیم آن بر دیگر مایعات نیز مورد توجه فقیهان قرار گرفته است؛[۴۶] همچنین آلوده شدن آب و از دست رفتن ویژگی تطهیری آن نیز از مباحث مورد توجه فقیهان است.[۴۷] نقش درمانی برخی آبها نیز در شماری از آیات قرآن مورد توجه قرار گرفته است. در روایتی از امیرمؤمنان، علی(ع) ذیل آیه ﴿وَيُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً لِيُطَهِّرَكُمْ ﴾ نقل شده: نوشیدن آب آسمان بدن را پاک و مرضها را دفع میکند.[۴۸]
در ماجرای ابتلای حضرت ایوب(ع) نیز از شفای وی با شست و شو و نوشیدن از آبی که خداوند برایش فراهم آورده یاد شده است: ﴿ارْكُضْ بِرِجْلِكَ هَذَا مُغْتَسَلٌ بَارِدٌ وَشَرَابٌ﴾[۴۹] در ذیل آیه ﴿فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ﴾[۵۰]. آب زمزم از مصادیق «آیات بینات» دانسته شده[۵۱] و در برخی روایات به تأثیر درمانی و شفابخشی آب این چاه اشاره شده است.[۵۲] توجه به بهداشت در آیینهای عبادی اسلام به کارکرد تطهیری آب اختصاص ندارد. در اعمالحج نیز از کوتاه کردن مو و ناخن با تعبیرِ ﴿ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ﴾[۵۳] یاد شده که به معنای زدودن چرک و کثافت دانسته شده است.[۵۴] در ماجرای قابیل و هابیل نیز از دفن مردگان یاد شدهاست ﴿فَبَعَثَ اللَّهُ غُرَابًا يَبْحَثُ فِي الْأَرْضِ لِيُرِيَهُ كَيْفَ يُوَارِي سَوْءَةَ أَخِيهِ قَالَ يَا وَيْلَتَا أَعَجَزْتُ أَنْ أَكُونَ مِثْلَ هَذَا الْغُرَابِ فَأُوَارِيَ سَوْءَةَ أَخِي فَأَصْبَحَ مِنَ النَّادِمِينَ﴾[۵۵] که حکمت آن در برخی روایات، پنهان کردن آلودگی و فساد جسد و پرهیز از آزار مردمان دانسته شده است.[۵۶]
در بخش تغذیه نیز افزون بر تأکید کلی قرآن بر استفاده از خوراکهای پاک و پرهیز از ناپاکیها: ﴿يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ﴾[۵۷] از مواردی نیز به طور خاص یاد شده است. خداوند شیر چارپایان را در میان چرک و خون به طور خالص و پاک و تمیز خارج کرده و آن را گوارا و مناسب برای هضم بدن قرار داده است: ﴿وَإِنَّ لَكُمْ فِي الْأَنْعَامِ لَعِبْرَةً نُسْقِيكُمْ مِمَّا فِي بُطُونِهِ مِنْ بَيْنِ فَرْثٍ وَدَمٍ لَبَنًا خَالِصًا سَائِغًا لِلشَّارِبِينَ﴾[۵۸] عسل برون آمده از زنبورها را نیز شفای مردمان قرار داده است: ﴿يَخْرُجُ مِنْ بُطُونِهَا شَرَابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِيهِ شِفَاءٌ لِلنَّاسِ﴾[۵۹] فرآوردههای گیاهی نیز غذایی نیک شمرده شدهاند: ﴿وَمِنْ ثَمَرَاتِ النَّخِيلِ وَالْأَعْنَابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَكَرًا وَرِزْقًا حَسَنًا إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ﴾[۶۰] یاد کرد از میوههای گوناگون در قرآن با هدف امتنان یا سوگند که در هر دو صورت از اهمیت آنها در زندگی انسان خبر میدهد بیارتباط با فواید بهداشتی هر کدام نیست. از سوی دیگر برخی خوردنیها و آشامیدنیها مانند مردار و شراب، پلید و ناپسند شمرده شده و به این سبب حرام شمرده شدهاند: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالْأَنْصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ﴾[۶۱]، ﴿مَيْتَةً أَوْ دَمًا مَسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنْزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ ﴾[۶۲] در آیهای دیگر پس از شمارش غذاهای حرام در پاسخ به این پرسش که چه چیزهایی حلال است، همه خوراکهای پاک،حلال شمرده شدهاند که نشان دهنده ناپاک بودن غذاهای حرام است: ﴿يَسْأَلُونَكَ مَاذَا أُحِلَّ لَهُمْ قُلْ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ﴾[۶۳] در روایات تفسیری، حکمت تحریم برخی خوراکیها زیانهای جسمانی آنها دانسته شده است.[۶۴] در ذیل آیه اسراف: ﴿كُلُوا وَاشْرَبُوا وَلَا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ﴾[۶۵] نیز روایت شده که منظور از اسراف، مصرف هر چیزی است که به بدن آسیب و زیان رساند [۶۶] و نیز مفسران در ذیل آیه به زیانهای پرخوری اشاره کرده و درباره حکم شرعی آنکه کراهت یا حرمت است بحث کردهاند.[۶۷] در آیه دیگری در وصف حال بهشتیان، تنها دو وعده غذایی برای آنها یاد شده است: ﴿وَلَهُمْ رِزْقُهُمْ فِيهَا بُكْرَةً وَعَشِيًّا﴾[۶۸] و در برخی روایات به این سنت غذایی، سفارش و خوردن وعده سوم در بین دو وعده مذکور زیانبار وصف شده است.[۶۹]تأکید بر اینکه شیردهی کامل به فرزندان، دو سال است: ﴿وَالْوَالِدَاتُ يُرْضِعْنَ أَوْلَادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كَامِلَيْنِ﴾[۷۰] به جنبهای دیگر از دستورهای بهداشتی قرآن اشاره دارد که در روایات تفسیری تبیین شده است. [۷۱] در برخی روایات، سفارشهای بهداشتی فراوان دیگری در بخشهای گوناگون زندگی فردی و اجتماعی یاد شده است.[۷۲].[۷۳]
بهداشت روانی و اجتماعی
نقش دین در دستیابی به سلامت روحی در مکاتب روانشناسی معاصر، غیر قابل انکار شمرده میشود.[۷۴] ویلیام جیمز، کارل یونگ، هنری لینک و بسیاری دیگر از روانشناسان معاصر درباره تأثیر ایمان در دستیابی به آرامش روانی، اعتماد نفس و قدرت روحی بحث کردهاند.[۷۵] خداوند، آدمی را تکریم: ﴿وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ﴾[۷۶] و بر اختیار و اراده آزاد وی تأکید کرده: ﴿لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ﴾[۷۷]، حسّ مسئولیتپذیری را در او تقویت میکند: ﴿مَنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ أَسَاءَ فَعَلَيْهَا وَمَا رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ﴾[۷۸] و زندگی او را هدفمند میسازد: ﴿رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ﴾[۷۹] چنین انسانی همواره امید به زندگی را در خود یافته، احساس نومیدی به خود راه نمیدهد: ﴿يَا بَنِيَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ يُوسُفَ وَأَخِيهِ وَلَا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لَا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ﴾[۸۰] و فراز و فرودهای زندگی، تعادل شخصیتی او را بر هم نمیزند: ﴿لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ﴾[۸۱] و تعادل رفتاری خود را در هر حال حفظ میکند: ﴿وَالَّذِينَ إِذَا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذَلِكَ قَوَامًا﴾[۸۲].[۸۳] ایمان به خدا در قرآن، عامل آرامش و احساس امنیت شمرده شده:﴿الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولَئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ﴾[۸۴] و هدایت الهی به سوی راههای سلامت دانسته شده است: «یَهدی بِهِ اللّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضونَهُ سُبُلَ السَّلـم».(مائده / ۵، ۱۶) خداوند مؤمنان را یاری رسانده، آرامشی از سوی خویش بر دلهایشان فرومیفرستد: ﴿هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدَادُوا إِيمَانًا مَعَ إِيمَانِهِمْ وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا﴾[۸۵] و در موقعیتهای دشوار، دلهای مؤمنان را استوار ساخته، به آنان روحیه و معنویت میبخشد [۸۶] و این تنها یاد خداست که روان آدمی را معتدل ساخته، به شخصیت وی ثبات میبخشد: ﴿الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ﴾[۸۷].[۸۸] در نقطه مقابل، رویگردانی از خداوند، زندگی را بر انسان سخت و دشوار میسازد: ﴿وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى﴾[۸۹]، افزون بر این، نگاه کلی به مقوله سلامت روانی، سفارش به مجموعهای وسیع از اصول اخلاقی مانند صبر،توکل،تقوا،توبه، مهرورزی و برخی تشریعات چون نماز و حج و نیز توجه به برخی عوامل طبیعی مانند آرامششب و کانون خانواده در قرآن به چشم میخورد که نقش آنها در دستیابی به سلامت روانی قابل مطالعه است.
در آیاتی دیگر از برخی عوامل یاد شده که بهداشت روانی انسان را به خطر میاندازند؛ شراب و قمار، بین مردم دشمنی و کینه پدید آورده، آنها را از یاد خدا دور میسازند: ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ وَيَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَعَنِ الصَّلَاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ﴾[۹۰]؛ همچنین نهی از صفات ناپسند اخلاقی مانند دروغ، غیبت، تهمت، تجسس، سخنچینی و تفاخر در راستای دستیابی به سلامت روانی قابل مطالعه است. سفارش به اجرای عدالت ﴿لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ﴾[۹۱]، نیکوکاری و روابط خویشاوندی ﴿إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ وَإِيتَاءِ ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ﴾[۹۲]،امر به معروف ونهی ازمنکر ﴿وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ﴾[۹۳]، تعاون و همیاری اجتماعی ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُحِلُّوا شَعَائِرَ اللَّهِ وَلَا الشَّهْرَ الْحَرَامَ وَلَا الْهَدْيَ وَلَا الْقَلَائِدَ وَلَا آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنْ رَبِّهِمْ وَرِضْوَانًا وَإِذَا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُوا وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَنْ صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَنْ تَعْتَدُوا وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ﴾[۹۴] و نهی از خیانت ﴿إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُمْ بِهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ سَمِيعًا بَصِيرًا﴾[۹۵]، قتل و جنایت ﴿مِنْ أَجْلِ ذَلِكَ كَتَبْنَا عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا وَلَقَدْ جَاءَتْهُمْ رُسُلُنَا بِالْبَيِّنَاتِ ثُمَّ إِنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ بَعْدَ ذَلِكَ فِي الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ﴾[۹۶]، آزار و اذیت ﴿وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُبِينًا﴾[۹۷] و شمردن جنگ از مصادیق فساد ﴿وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُوا بِمَا قَالُوا بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشَاءُ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا وَأَلْقَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ كُلَّمَا أَوْقَدُوا نَارًا لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ﴾[۹۸] به تقویت سلامت اجتماعی میانجامد.[۹۹].[۱۰۰]
بهداشت خانواده
تنوع روابط بین افراد خانواده به هر دو بخش بهداشت جسمی و روانی امتداد مییابد؛ اما اهمیت ویژه آن در دنیای امروز موجب شده تا مستقلا مورد بحث قرار گیرد. قرآن با نهی از گونههای مختلف روابط نامشروع مانند زنا: «ولا تَقرَبُوا الزِّنی اِنَّهُ کانَ فـحِشَةً و ساءَ سَبیلا»(اسراء / ۱۷، ۳۲) و همجنس بازی: «اَتَأتونَ الذُّکرانَ مِنَ العــلَمین»(شعراء / ۲۶، ۱۶۵) از ابتلا به بیماریهای مقاربتی و بحرانهای روانی پیشگیری کرده است. نهی از نگاه ناپاک: «قُل لِلمُؤمِنینَ یَغُضّوا مِن اَبصـرِهِم ویَحفَظوا فُروجَهُم ذلِکَ اَزکی لَهُم..».(نور / ۲۴، ۳۰) و سفارش به ایجاد فضایی اخلاقی در روابطزن و مرد(نور / ۲۴، ۳۱) در همین راستا قابل شناخت است؛ همچنین در انتخاب همسر به گزینش همسران باایمان و پاک سفارش کرده: «ولاََمَةٌ مُؤمِنَةٌ خَیرٌ مِن مُشرِکَة... و لَعَبدٌ مُؤمِنٌ خَیرٌ مِن مُشرِک..».(بقره / ۲، ۲۲۱ و نیز نک: مائده / ۵، ۵) که در سلامت خانواده مؤثر است.
برقراری عدالت در روابط حقوقی بین زن و شوهر نیز مورد تصریح آیات قرآن قرار گرفته (نساء / ۴، ۳ ـ ۴ قس: ۱۲۵) و در مواقع بروز اختلاف به تلاش جهت آشتی و بازیابی مهر زناشویی سفارش شده است. (نساء / ۴، ۱۲۸) در ارتباط با فرزندان نیز به پنهان ساختن روابط زناشویی از مقابل دید آنان دستور داده شده است: «واِذا بَلَغَ الاَطفـلُ مِنکُمُ الحُلُمَ فَلیَستَـذِنوا..».(نور / ۲۴، ۵۹)؛ همچنین سفارش فراوان به لزوم احترام به پدر و مادر و احسان به آنها: «و بالوالدین احسانا» و اطاعت و شکرگزاری از آنها: «اَنِ اشکُر لی ولِولِدَیکَ * و اِن جـهَداکَ عَلی..».(لقمان / ۳۱، ۱۴ـ۱۵) حریم خانواده را از درگیری و تشنجهای روانی مصون نگه میدارد. [۱۰۱]
بهداشت محیط زیست
قرآن از دو زاویه به مسئله بهداشت زیستمحیطی توجه کرده است: پارهای آیات با ترسیم جهانبینی قرآنی، گونهای خاص از روابط را میان انسان و طبیعت تنظیم میکنند و دستهای دیگر از آیات با بیان مجموعهای از گزارههای اخلاقی، رفتارهای زیستمحیطی بشر را به کنترل درمیآورند.
قرآن، ملکیت جهان را از آنِ خداوند دانسته: «لِلَّهِ ما فِیالسَّمـوتِ و ما فِی الاَرض» و بشر را جانشین او در زمین معرفی کرده: «هُوَ الَّذی جَعَلَکُم خَلـئِفَ فِی الاَرض..».(فاطر / ۳۵، ۳۹) و اختیار تصرف و بهرهبرداری از آن را به او سپرده: «اَلَمتَرَوا اَنَّ اللّهَ سَخَّرَ لَکُم ما فِی السَّمـوتِ وما فِی الاَرضِ واَسبَغَ عَلَیکُم نِعَمَه..».(لقمان / ۳۱، ۲۰) و او را آبادگر زمین میشناساند: «هُوَ اَنشَاَکُم مِنَ الاَرضِ واستَعمَرَکُم فیها..».(هود / ۱۱، ۶۱) و همه این اختیارات را امانتی الهی میشمرد: «اِنّاعَرَضنَا الاَمانَة... و حَمَلَهَا الاِنسـن..»..(احزاب / ۳۳، ۷۲) از سوی دیگر خداوند آفرینش جهان را حکیمانه و هدفمند وصف کرده: «و ما خَلَقنَا السَّمـوتِ والاَرضَ و ما بَینَهُما اِلاّ بِالحَقِّ..».(حجر / ۱۵، ۸۵) و هر پدیده را در جهان به اندازه و شایسته شمرده: «... و خَلَقَ کُلَّ شَیء فَقَدَّرَهُ تَقدیرا»(فرقان/ ۲۵، ۲)، هر عبث و خللی را از آن نفی میکند: «وماخَلَقنَا السَّماءَ والاَرضَ وما بَینَهُما بـطِلاً».(ص / ۳۸، ۲۷) همه پدیدههای این جهان، مدلول و معنایی نشانه شناختی داشته، گیاهان و باد و خاک و آب و... پدیدههایی مفید برای حیات معرفی میشوند: «اِنَّفی خَلقِ السَّمـوتِ والاَرضِ واختِلـفِ الَّیلِ والنَّهارِ والفُلکِ الَّتی تَجری فِی البَحرِ بِما یَنفَعُ النّاسَ و ما اَنزَلَ اللّهُ مِنَ السَّماءِ مِن ماء فَاَحیا بِهِ الاَرضَ بَعدَ مَوتِهاوبَثَّ فیها مِن کُلِّ دابَّة و تَصریفِ الرِّیـح... لاَیـت لِقَوم یَعقِلون».(بقره / ۲، ۱۶۴) حیوانات نیز امتهایی همانند آدمیان شمرده شده: «و ما مِن دابَّة فِیالاَرضِ ولا طئِر یَطیرُ بِجَناحَیهِ اِلاّ اُمَمٌ اَمثالُکُم»(انعام / ۶، ۳۸) و حتی نوح(ع) نیز در کنار نجات مؤمنان، موظف به حفظ نسل گونههای مختلف حیوانات میشود: «قُلنَا احمِل فیها مِن کُلّ زَوجَینِ اثنَین».(هود / ۱۱، ۴۰) خداوند،زمین را برای زندگی انسان مهیا ساخته: «ولَکُم فِی الاَرضِ مُستَقَرٌّ ومَتـعٌ اِلی حین»(بقره / ۲، ۳۶) و همه نیازمندیهایش را از خوراک و پوشاک و آب و... برای او در زمین نهاده است: «والاَرضَ مَدَدنـها واَلقَینا فیها رَوسِیَ واَنبَتنا فیها مِن کُلِّ شَیء مَوزون * و جَعَلنا لَکُم فیها مَعـیِش».(حجر / ۱۵، ۱۹ ـ ۲۰) این جهانبینی به انسان اجازه هرگونه تصرف و ایجاد خلل در نظام آفرینش را نداده، به جای تغییر روند آن ـ که زندگی خود او را نیز به خطر میاندازد ـ به همراهی با آن و آبادانی و حفظ و بقای آن برای بهرهبرداری بیشتر دعوت میکند.(۱) قرآن در ادامه این نگاه جهانشمول، چارهجویی اخلاقی را برای زندگی دنیویانسان ترسیم میکند. او باید شکرگزار نعمتهای خدا باشد و دست به اسراف و تبذیر نزده، به نابودی و خرابی زمین اقدام نورزد، با این حال گاه انسان در برابر این نعمتها از در ناسپاسی درآمده، به تخریب محیط زیست خود و نابود ساختن جانداران میپردازد: «سَعیفِیالاَرضِ لِیُفسِدَ فیها و یُهلِکَ الحَرثَ والنَّسلَ واللّهُ لایُحِبُّ الفَساد».(بقره / ۲، ۲۰۵)(۲) این آیه بر این نکته دلالت داردکه یکی از مصادیق مفهوم قرآنی فساد که در آیات فراوانی به عنوان مفهوم جامع ارزشهای منفی از آن یاد شده، تخریب محیط زیست است:(۳) «ظَهَرَ الفَسادُ فِیالبَرِّ والبَحرِ بِما کَسَبَت اَیدِی النّاس..»..(روم / ۳۰، ۴۱)(۴) از سوی دیگر این شیطان است که به دخل و تصرف در آفرینش و برهم زدن نظام طبیعی آن دعوت میکند: «ولاَُضِلَّنَّهُم و لاَُمَنِّیَنَّهُم ولاََمُرَنَّهُم فَلَیُبَتِّکُنَّ ءاذانَ الاَنعـمِ ولاََمُرَنَّهُم فَلَیُغَیِّرُنَّ خَلقَ اللّهِ و مَن یَتَّخِذِ الشَّیطـنَ ولِیـًّا مِن دونِ اللّهِ فَقَد خَسِرَ خُسرانـًا مُبینـا».(نساء / ۴، ۱۱۹) مفسران یکی از مصادیق تغییر آفرینش الهی را اَخْته کردن حیوانات دانسته،(۵) آن را قابل تعمیم بر هرگونه تغییر در آفرینش طبیعی حیوانات و انسانها و هرگونه شکنجه و آزار جانوران شمردهاند؛(۶) همچنین نهی از کشتن هر جانداری در منطقه حرم مکه و نیز در دوره حج در کنار مقاصد تعبدی میتواند ناظر به آموزشبشر برای همزیستی با حیات پیرامون خود در قالب ایجاد نوعی منطقه حفاظت شده باشد.(۷) در کنار این دو دسته آیات، قرآن در موارد بسیاری از تنوع زیستی جهان از وجود گیاهان گوناگون (رعد / ۱۳، ۳ ـ ۴) و کوههای رنگارنگ (فاطر / ۳۵، ۲۷ ـ ۲۸)، آبهای شور و شیرین (فاطر / ۳۵، ۱۲) و آبهای زیرزمینی (مؤمنون / ۲۳، ۱۸)، درختان و جنگلها (نمل / ۲۷، ۶۰)، باد و باران (اعراف / ۷، ۵۷)، چرخه زندگی و مرگ (انعام / ۶، ۹۵) و... در مقام امتنان بر بندگان خبر داده که نشان از اهمیت و لزوم حفظ آن دارد.(۸) توجه به نگهداری محیط زیست در روایات نیز در قالب سفارش به آبادانی زمینهای لمیزرع (۹) و پرهیز از بریدن بیدلیل درختان و کشتن بیدلیل حیوانات (۱۰) و توجه به عمومی بودن منابع آب و مراتع و جنگلها (۱۱) و... به چشم میخورد. ۱. [۱۰۲] ۲. [۱۰۳] ۳. [۱۰۴] ۴. [۱۰۵] ۵. [۱۰۶] ۶. [۱۰۷] ۷. [۱۰۸] ۸.[۱۰۹] ۹. [۱۱۰] ۱۰.[۱۱۱] ۱۱. [۱۱۲] [۱۱۳]
منابع
- بخش معارف و مفاهیم، مقاله «بهداشت»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۶
پانویس
- ↑ لغت نامه، ج ۳، ص۴۴۳۸، «بهداشت».
- ↑ فرهنگ فارسی، ج ۱، ص۶۱۱، «بهداشت».
- ↑ لغت نامه، ج ۳، ص۴۴۳۸.
- ↑ Britannica: Health.
- ↑ قضایا البیئة من منظور اسلامی، ۱۲ ـ ۱۹.
- ↑ بخش معارف و مفاهیم، مقاله «بهداشت»، دائرة المعارف قرآن کریم، ج۶، ص 350.
- ↑ مفردات، ص۵۲۷، «طیب».
- ↑ مفردات، ص۲۷۲، «خبث».
- ↑ مفردات، ص۳۴۲، ۷۹۱؛ لسان العرب، ج ۵، ص۱۴۷؛ ج ۱۴، ص۵۳ ـ ۵۴.
- ↑ مفردات، ص۵۲۶.
- ↑ «بگو ناپاک و پاک برابر نیستند » سوره مائده، آیه ۱۰۰.
- ↑ «همان کسان که از فرستاده پیامآور درس ناخوانده پیروی میکنند، همان که (نام) او را نزد خویش در تورات و انجیل نوشته مییابند؛ آنان را به نیکی فرمان میدهد و از بدی باز میدارد و چیزهای پاکیزه را بر آنان حلال و چیزهای ناپاک را بر آنان حرام میگرداند و بار (تکلیف) های گران و بندهایی را که بر آنها (بسته) بود از آنان برمیدارد، پس کسانی که به او ایمان آورده و او را بزرگ داشته و بدو یاری رساندهاند و از نوری که همراه وی فرو فرستاده شده است پیروی کردهاند رستگارند» سوره اعراف، آیه ۱۵۷.
- ↑ «و خداوند پاکیزگان را دوست میدارد» سوره توبه، آیه ۱۰۸.
- ↑ «خانه مرا برای طوافکنندگان و قیامکنندگان و رکوعکنندگان سجدهگزار پاکیزه بدار!» سوره حج، آیه ۲۶.
- ↑ «و در راه خداوند هزینه کنید و با دست خویش خود را به نابودی نیفکنید و نیکوکار باشید که خداوند نیکوکاران را دوست میدارد» سوره بقره، آیه ۱۹۵.
- ↑ المبسوط، ج ۶، ص۲۸۵؛ التبیان، ج ۲، ص۱۵۱.
- ↑ « بر هیچ کس جز به اندازه توانش تکلیف نیست، نه مادر باید به خاطر فرزندش زیان بیند و نه صاحب فرزند به خاطر فرزندش» سوره بقره، آیه ۲۳۳.
- ↑ مجمعالبیان، ج ۲، ص۵۸۷؛ المیزان، ج ۲، ص۲۴۱.
- ↑ القواعد الفقهیه، ج ۱، ص۲۱۱.
- ↑ المیزان، ج ۲، ص۲۰۹ ـ ۲۱۰.
- ↑ «بیگمان خداوند توبه کاران و شستوشوکنندگان را دوست میدارد» سوره بقره، آیه ۲۲۲.
- ↑ المیزان، ج ۲، ص۲۱۱ ـ ۲۱۲.
- ↑ بخش معارف و مفاهیم، مقاله «بهداشت»، دائرة المعارف قرآن کریم، ج۶، ص 351.
- ↑ «و اوست که بادها را نویدبخشی پیشاپیش رحمت خویش فرستاد و از آسمان، آبی پاک فرو فرستادیم» سوره فرقان، آیه ۴۸.
- ↑ «(یاد کن) آنگاه را که (خداوند) خوابی سبک را بر شما فرا میپوشاند تا از سوی او آرامشی (برای شما) باشد و از آسمان آبی فرو میباراند تا شما را بدان پاکیزه گرداند و پلیدی شیطان را از شما بزداید و دلهایتان را نیرومند سازد و گامها (یتان) را بدان استوار دارد» سوره انفال، آیه ۱۱.
- ↑ احکام القرآن، جصاص، ج ۳، ص۴۹۲؛ احکام القرآن، ابنعربی، ج ۳، ص۱۴۱۶؛ البحر المحیط، ج ۸، ص۱۱۵.
- ↑ الکشاف، ج ۳، ص۲۸۴؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۳، ص۲۹.
- ↑ من علوم الارض القرآنیه، ص۹۳.
- ↑ «تا با آن سرزمینی مرده را زنده گردانیم و (نیز) آن را به چارپایان و آدمیان بسیاری که آفریدهایم بنوشانیم» سوره فرقان، آیه ۴۹.
- ↑ مطهرات در اسلام، ص۲۲ ـ ۲۵.
- ↑ «و جامهات را پاکیزه گردان» سوره مدثر، آیه ۴.
- ↑ نورالثقلین، ج ۵، ص۴۵۴.
- ↑ «ای مؤمنان! چون برای نماز برخاستید چهره و دستهایتان را تا آرنج بشویید و بخشی از سرتان را مسح کنید و نیز پاهای خود را تا برآمدگی روی پا و اگر جنب بودید غسل کنید و اگر بیمار یا در سفر بودید و یا از جای قضای حاجت آمدید یا با زنان آمیزش کردید و آبی نیافتید به خاکی پاک تیمّم کنید، با آن بخشی از چهره و دستهای خود را مسح نمایید، خداوند نمیخواهد شما را در تنگنا افکند ولی میخواهد شما را پاکیزه گرداند و نعمت خود را بر شما تمام کند باشد که سپاس گزارید» سوره مائده، آیه ۶.
- ↑ « در آن مردانی هستند که پاکیزه کردن (خود) را دوست میدارند و خداوند پاکیزگان را دوست میدارد» سوره توبه، آیه ۱۰۸.
- ↑ جامع البیان، مج ۷، ج ۱۱، ص۴۰ ـ ۴۳؛ الدرالمنثور، ج ۴، ص۲۸۹ ـ ۲۹۱.
- ↑ « بیگمان خداوند توبه کاران و شستوشوکنندگان را دوست میدارد» سوره بقره، آیه ۲۲۲.
- ↑ البرهان، ج ۲، ص۸۴۹.
- ↑ « پس در حیض از زنان کناره گیرید و با آنان آمیزش نکنید تا پاک شوند» سوره بقره، آیه ۲۲۲.
- ↑ مجمع البیان، ج ۲، ص۵۶۳؛ تفسیر قرطبی، ج ۳، ص۵۹.
- ↑ المیزان، ج ۲، ص۲۰۷.
- ↑ «(یاد کن) آنگاه را که (خداوند) خوابی سبک را بر شما فرا میپوشاند تا از سوی او آرامشی (برای شما) باشد و از آسمان آبی فرو میباراند تا شما را بدان پاکیزه گرداند و پلیدی شیطان را از شما بزداید و دلهایتان را نیرومند سازد و گامها (یتان) را بدان استوار دارد» سوره انفال، آیه ۱۱.
- ↑ مجمع البیان، ج ۴، ص۸۰۸؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۲، ص۳۰۴؛ کنزالعرفان، ج ۱، ص۴۱.
- ↑ التنقیح، ج ۱، ص۲۳.
- ↑ تفسیر قرطبی، ج ۱۳، ص۳۶.
- ↑ تفسیر قرطبی، ج ۱۳، ص۳۶.
- ↑ التفسیر الکبیر، ج ۱۳، ص۳۶؛ ج ۲۴، ص۹۰؛ تفسیر قرطبی، ج۱۳، ص۳۵؛ فقه القرآن، ج ۱، ص۶۲.
- ↑ تفسیر قرطبی، ج ۱۳، ص۳۰؛ وسائلالشیعه، ج ۱، ص۱۳۷ ـ ۱۴۱.
- ↑ الخصال، ص۶۳۶؛ تفسیر قرطبی، ج ۱، ص۲۸۷؛ بحارالانوار، ج ۶۳، ص۴۵۳.
- ↑ «(بدو گفتیم) با پای خود (بر زمین) بکوب! اینک شستنگاهی سرد و نوشیدنییی (نوشین) است» سوره ص، آیه ۴۲.
- ↑ «در آن نشانههایی روشن (چون) مقام ابراهیم وجود دارد و هر که در آن در آید در امان است و حجّ این خانه برای خداوند بر عهده مردمی است که بدان راهی توانند جست؛ و هر که انکار کند (بداند که) بیگمان خداوند از جهانیان بینیاز است» سوره آل عمران، آیه ۹۷.
- ↑ مجمع البیان، ج ۲، ص۷۹۸؛ تفسیر قرطبی، ج ۱، ص۲۸۷.
- ↑ بحارالانوار، ج ۵۷، ص۴۵؛ ج ۵۹، ص۲۸۶.
- ↑ «سپس باید آلایشهای خود را بپیرایند و نذرهاشان را بجای آورند و خانه دیرین (کعبه) را طواف کنند» سوره حج، آیه ۲۹.
- ↑ مفردات، ص۱۶۵، «تفث».
- ↑ «خداوند کلاغی را برانگیخت که زمین را میکاوید تا بدو نشان دهد چگونه کالبد برادرش را در خاک کند؛ گفت: وای بر من! آیا ناتوان بودم که چون این کلاغ باشم تا کالبد برادرم را در خاک کنم؟ و از پشیمانان شد» سوره مائده، آیه ۳۱.
- ↑ وسائل الشیعه، ج ۳، ص۱۴۱.
- ↑ «چیزهای پاکیزه را بر آنان حلال و چیزهای ناپاک را بر آنان حرام میگرداند » سوره اعراف، آیه ۱۵۷.
- ↑ «و به یقین در چارپایان برای شما پندی (نهفته) است؛ از آنچه در شکم دارند از میان سرگین و خون، شیری ناب به شما مینوشانیم که گوارای نوشندگان است» سوره نحل، آیه ۶۶.
- ↑ «از شکمش شهدی با رنگهای گوناگون برمیآید که در آن برای مردم درمانی است» سوره نحل، آیه ۶۹.
- ↑ «و از میوههای خرمابن و انگورها شراب و روزی نیکویی به دست میآورید، به راستی در این (کار) نشانهای است برای گروهی که خرد میورزند» سوره نحل، آیه ۶۷.
- ↑ «ای مؤمنان! جز این نیست که شراب و قمار و انصاب و ازلام ، پلیدی (و) کار شیطان است پس، از آنها دوری گزینید باشد که رستگار گردید» سوره مائده، آیه ۹۰.
- ↑ «مردار و یا خون ریخته یا گوشت خوک که پلید است » سوره انعام، آیه ۱۴۵.
- ↑ «از تو میپرسند که چه بر آنها حلال است؟ بگو (همه) چیزهای پاکیزه بر شما حلال است » سوره مائده، آیه ۴.
- ↑ نورالثقلین، ج ۱، ص۱۵۳.
- ↑ « بخورید و بیاشامید و گزافکاری نکنید که او گزافکاران را دوست نمیدارد» سوره اعراف، آیه ۳۱.
- ↑ البرهان، ج ۲، ص۵۳۲.
- ↑ تفسیر قرطبی، ج ۷، ص۱۹۱ ـ ۱۹۲؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۲، ص۲۱۹.
- ↑ «در آنجا هیچ سخن یاوهای نمیشنوند؛ تنها درود میشنوند و در آن، پگاهان و در پایان روز روزی خود را دارند» سوره مریم، آیه ۶۲.
- ↑ الکافی، ج ۶، ص۲۸۸.
- ↑ «و مادران فرزندان خود را دو سال کامل شیر میدهند» سوره بقره، آیه ۲۳۳.
- ↑ الصافی، ج ۱، ص۲۶۱.
- ↑ ر. ک: السنن الکبری، ج ۳، ص۳۹۰ ـ ۴۱۴، ۴۴۵ ـ ۴۵۰؛ ج ۴، ص۴۸۴ ـ ۵۳۴؛ الکافی، ج ۶، ص۲۴۲ ـ ۴۲۷.
- ↑ بخش معارف و مفاهیم، مقاله «بهداشت»، دائرة المعارف قرآن کریم، ج۶، ص 352.
- ↑ دین و روان، ۱۷۸؛ آرامش بیکران، ۸۷ ـ ۱۵۵.
- ↑ قرآن و روانشناسی، ص۳۳۵ ـ ۳۳۶.
- ↑ «و به راستی ما فرزندان آدم را ارجمند داشتهایم» سوره اسراء، آیه 70.
- ↑ «در (کار) دین هیچ اکراهی نیست که رهیافت از گمراهی آشکار است » سوره بقره، آیه ۲۵۶.
- ↑ «هر کس کاری نیک انجام دهد به سود خویش و هر که بد کند به زیان خویش کرده است و پروردگارت بر بندگان ستمکار نیست» سوره فصلت، آیه ۴۶.
- ↑ «پروردگارا! این (ها) را بیهوده نیافریدهای، پاکا که تویی! ما را از عذاب آتش (دوزخ) باز دار» سوره آل عمران، آیه ۱۹۱.
- ↑ «ای فرزندان من! بروید و از یوسف و برادرش خبر گیرید و از رحمت خداوند نومید نگردید که جز گروه کافران (کسی) از رحمت خداوند نومید نمیگردد» سوره یوسف، آیه ۸۷.
- ↑ «تا بر آنچه از دست شما رفت دریغ نخورید و بر آنچه به شما دهد شادی نکنید و خداوند هیچ خود پسند خویشتن ستایی را دوست نمیدارد» سوره حدید، آیه ۲۳.
- ↑ «و آنان که چون بخشش کنند نه گزافکاری میکنند و نه تنگ میگیرند و (بخشش آنها) میانگینی میان این دو، است» سوره فرقان، آیه ۶۷.
- ↑ قرآن و روانشناسی، ص۳۳۵ ـ ۳۳۶؛ اسلام و بهداشت روانی، ج ۲، ص۱۰۵ ـ ۲۱۱.
- ↑ «آنان که ایمان آوردهاند و ایمانشان را به هیچ ستمی نیالودهاند، امن (و آرامش) دارند و رهیافتهاند» سوره انعام، آیه ۸۲.
- ↑ «اوست که آرامش را در دل مؤمنان فرو فرستاد تا ایمانی بر ایمانشان بیفزایند و سپاهیان آسمانها و زمین از آن خداوند است و خداوند دانایی فرزانه است» سوره فتح، آیه ۴.
- ↑ نک: آلعمران، / ۳، ۱۲۳ ـ ۱۲۶؛انفال / ۸، ۱۰ ـ ۱۱.
- ↑ «همان کسانی که ایمان آوردهاند و دلهای ایشان با یاد خداوند آرام میگیرد؛ آگاه باشید! با یاد خداوند دلها آرام مییابد» سوره رعد، آیه ۲۸.
- ↑ التوقیف، ص۲۲۸.
- ↑ «و هر که از یادکرد من روی برتابد بیگمان او را زیستنی تنگ خواهد بود و روز رستخیز وی را نابینا بر خواهیم انگیخت» سوره طه، آیه ۱۲۴.
- ↑ «شیطان، تنها بر آن است تا با شراب و قمار میان شما دشمنی و کینه افکند و از یاد خداوند و از نماز بازتان دارد؛ اکنون آیا دست میکشید؟» سوره مائده، آیه ۹۱.
- ↑ «ما پیامبرانمان را با برهانها (ی روشن) فرستادیم و با آنان کتاب و ترازو فرو فرستادیم تا مردم به دادگری برخیزند و (نیز) آهن را فرو فرستادیم که در آن نیرویی سخت و سودهایی برای مردم است و تا خداوند معلوم دارد چه کسی در نهان، (دین) او و پیامبرانش را یاری میکند؛ بیگمان خداوند توانمندی پیروزمند است» سوره حدید، آیه ۲۵.
- ↑ «به راستی خداوند به دادگری و نیکی کردن و ادای (حقّ) خویشاوند، فرمان میدهد و از کارهای زشت و ناپسند و افزونجویی، باز میدارد؛ به شما اندرز میدهد باشد که شما پند گیرید» سوره نحل، آیه 90.
- ↑ «و باید از میان شما گروهی باشند که (مردم را) به نیکی فرا میخوانند و به کار شایسته فرمان میدهند و از کار ناشایست باز میدارند و اینانند که رستگارند» سوره آل عمران، آیه ۱۰۴.
- ↑ «ای مؤمنان! (حرمت) شعائر خداوند را و نیز (حرمت) ماه حرام و قربانیهای بینشان و قربانیهای دارای گردنبند و (حرمت) زیارتکنندگان بیت الحرام را که بخشش و خشنودی پروردگارشان را میجویند؛ نشکنید و چون از احرام خارج شدید میتوانید شکار کنید و نباید دشمنی با گروهی که شما را از (ورود به) مسجد الحرام باز داشتند، وادارد که به تجاوز دست یازید؛ و یکدیگر را در نیکی و پرهیزگاری یاری کنید و در گناه و تجاوز یاری نکنید و از خداوند پروا کنید، بیگمان خداوند سخت کیفر است» سوره مائده، آیه ۲.
- ↑ «خداوند به شما فرمان میدهد که امانتها را به صاحب آنها باز گردانید و چون میان مردم داوری میکنید با دادگری داوری کنید؛ بیگمان خداوند به کاری نیک اندرزتان میدهد؛ به راستی خداوند شنوایی بیناست» سوره نساء، آیه ۵۸.
- ↑ «به همین روی بر بنی اسرائیل مقرر داشتیم که هرکس تنی را -جز به قصاص یا به کیفر تبهکاری در روی زمین- بکشد چنان است که تمام مردم را کشته است و هر که آن را زنده بدارد چنان است که همه مردم را زنده داشته است؛ و بیگمان پیامبران ما برای آنان برهانها (ی روشن) آوردند آنگاه بسیاری از ایشان از آن پس، در زمین گزافکارند» سوره مائده، آیه ۳۲.
- ↑ «و آنان که مردان و زنان مؤمن را بیآنکه کاری (ناپسند) کرده باشند آزار میکنند بیگمان بار بهتان و گناهی آشکار را بر دوش دارند» سوره احزاب، آیه ۵۸.
- ↑ «و یهودیان گفتند که دست خداوند بسته است، دستشان بسته باد و بر آنچه گفتهاند لعنت بر ایشان باد بلکه دستهای او باز است و هرگونه بخواهد میبخشد و بیگمان آنچه به سوی تو از سوی پروردگارت فرو فرستاده شده است بر سرکشی و کفر بسیاری از آنان میافزاید؛ و میان آنان تا رستخیز دشمنی و کینهجویی افکندیم؛ هر بار که آتشی را برای جنگ بر افروختند خداوند آن را خاموش گردانید؛ و در زمین به تباهی میکوشند و خداوند تبهکاران را دوست نمیدارد» سوره مائده، آیه ۶۴.
- ↑ قضایا البیئه من منظور اسلامی، ص۲۰۴ ـ ۲۴۲.
- ↑ بخش معارف و مفاهیم، مقاله «بهداشت»، دائرة المعارف قرآن کریم، ج۶، ص 355.
- ↑ بخش معارف و مفاهیم، مقاله «بهداشت»، دائرة المعارف قرآن کریم، ج۶، ص 351.
- ↑ ر. ک: مبانی حفاظت محیط زیست در اسلام.
- ↑ تفسیر منسوب به امام عسکری(ع)، ص۶۱۷؛ جامعالبیان، مج۲، ج ۲، ص۴۳۲ ـ ۴۳۴؛ الصافی، ج ۱، ص۲۴۰.
- ↑ معانی القرآن، ج ۱، ص۱۵۰ ـ ۱۵۱.
- ↑ المیزان، ج ۸، ص۱۹۶ ـ ۱۹۷؛ البیئة مشاکلها و قضایاها رویة اسلامیه، ص۳۱.
- ↑ تفسیر عبدالرزاق، ج ۱، ص۱۷۳؛ جامع البیان، مج ۴، ج ۵، ص۳۸۷ ـ ۳۸۸؛ التبیان، ج ۳، ص۳۳۴.
- ↑ الصافی، ج ۱، ص۵۰۱؛ تفسیر قرطبی، ج ۵، ص۲۵۰.
- ↑ قضایا البیئه من منظور اسلامی، ص۴۸.
- ↑ ر. ک. النظام البیئی فی الاسلام.
- ↑ مسند احمد، ج ۱، ص۴۷۲.
- ↑ السنن الکبری، ج ۹، ص۸۵ ـ ۸۶.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج ۱۷، ص۱۱۴.
- ↑ بخش معارف و مفاهیم، مقاله «بهداشت»، دائرة المعارف قرآن کریم، ج۶، ص 351.