عصمت
| خداشناسی | |
|---|---|
| توحید | توحید ذاتی • توحید صفاتی • توحید افعالی • توحید عبادی • صفات ذات و صفات فعل |
| فروع | توسل • شفاعت • تبرک • استغاثه |
| عدل الهی | |
| حُسن و قُبح • بداء • امر بین الامرین | |
| نبوت | |
| عصمت پیامبران • خاتمیت • پیامبر اسلام • معجزه • عدم تحریف قرآن | |
| امامت | |
| باورها | عصمت امامان • ولایت تكوینی • علم غیب • خلیفةالله • غیبت • مهدویت • انتظار فرج • ظهور • رجعت |
| امامان | امام علی • امام حسن • امام حسین • امام سجاد • امام باقر • امام صادق • امام کاظم • امام رضا • امام جواد • امام هادی • امام عسکری • امام مهدی |
| معاد | |
| برزخ • معاد جسمانی • حشر • صراط • تطایر کتب • میزان | |
| مسائل برجسته | |
| اهلبیت • چهارده معصوم • کرامت • تقیه • مرجعیت • ولایت فقیه | |
- اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:
- عصمت در لغت - عصمت در قرآن - عصمت در علوم قرآنی - عصمت در حدیث - عصمت در کلام اسلامی - عصمت در تاریخ اسلامی - عصمت در فقه اسلامی - عصمت در فلسفه اسلامی - عصمت در عرفان اسلامی - عصمت در فقه سیاسی - عصمت در معارف و سیره رضوی - عصمت در معارف دعا و زیارات - عصمت در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی - مقام عصمت
- در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل عصمت (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
عصمت به معنای نگهداشتن و محافظت و اجتناب و دوری از گناه و نافرمانی خداوند است، نیروی درونی است برای حفاظت از گناه و مصونیت از اشتباه. عصمت معصوم به سبب موهبت و نیروی الهی و آگاهی از باطن گناهان است و موهبت الهی موجب سلب اختیار از معصوم نخواهد شد، چراکه معصومین با توجه به آگاهی خودشان اراده میکنند که از گناه و خطا دوری نمایند.
مقدمه
- بین فرق اسلامی، شیعه عصمت را یکی از شرایط و خصوصیّات امام میداند و معتقد است امام نیز همچون پیامبر باید از هر گونه اشتباه و خطا و آلودگی مصون باشد. برای یک رهبر که انبوه مسئولیّتهای مکتب و امّت را تحمل میکند، همواره این خطر وجود دارد که دانسته یا ندانسته به انحراف و لغزش کشیده شود و در این صورت اعتبار و شرف و ارزشهای امّتی که تحت زعامت او است به تباهی کشیده خواهد شد و پیامدهای نامطلوب آن دامن جامعه اسلامی را خواهد گرفت؛ امّا عصمت نیروی بازدارنده درونی است که از منبع عظیم ایمان و بینش دقیقه سرچشمه میگیرد و امام و رهبر را در برابر هر نوع گناه و لغزشی بیمه میکند. این صفت نیرومند درونی و نفسانی که از رؤیت باطن و ملکوت و حقیقت جهان هستی حاصل میشود، به گونهای است که انسان را از دست زدن به هر نوع عصیان - چه کوچک و چه بزرگ، چه آشکار و چه نهان - باز میدارد[۱].
معناشناسی عصمت
واژه شناسی لغوی
معنای اصطلاحی
عصمت در اصطلاح بر اساس شخص و شیء معنای متفاوتی پیدا میکند، به این بیان که اگر بخواهیم عصمت را نسبت به شخص معنا کنیم باید بگوییم عصمت یک نیروی درونی حفاظت از گناه و مصونیت از اشتباه است که مایۀ اعتماد و اطمینان پیروان به درستی گفتهها و اعمال پیامبر و امام و انطباق آنها با دین حق و دین خداست و چون معصومین به خاطر قابلیت و لطف الهی میتوانند چنین نیرویی داشته باشند و از هر خطا و گناه مصون بمانند به ایشان معصوم میگویند[۴]. تمامی مسلمین نسبت به عصمت پیامبران اتفاق نظر دارند اما شیعیان دوازده امامی معتقدند چنین عصمتی برای اهل بیت پیامبر خاتم هم وجود دارد[۵]. اما اگر درصدد بیان عصمت برای غیر از شخصیت معصومین مانند قرآن کریم باشیم، عصمت به معنای عدم راهیابی باطل، کژی و تحریف در ساحت مقدس این کلام است[۶].
بهعبارت دیگر عصمت، یعنی مصونیت از گناه و از اشتباه؛ یعنی معصومین نه تحت تأثیر هواهای نفسانی قرار میگیرند و مرتکب گناه میشوند و نه در کار خود دچار خطا و اشتباه میشوند و عصمت حدّ اعلای قابلیّت اعتماد را به آنها میدهد[۷]. عصمت نهایت درجه ایمان است که هر اندازه ایمان زیادتر باشد عصمت از گناه هم زیادتر خواهد شد[۸].
باید توجه داشت عصمت از گناه، عصمت نسبی است یعنی مراتب و درجات دارد[۹]. اگر درجه ایمان به حدّ شهود برسد، به حدّی که آدمی حالت خود را در حین ارتکاب گناه حالت شخصی ببیند که میخواهد خود را از کوه پرت کند و یا زهر کشندهای را بنوشد، در اینجا احتمال اختیار گناه به صفر میرسد؛ یعنی هرگز به طرف گناه نمیرود. چنین حالی را “عصمت از گناه” مینامیم[۱۰].[۱۱]
منشأ عصمت (عوامل و اسباب)
- دو منشأ برای عصمت بیان شده است:
- قوه یا ملکهای از سوی خداوند است که مانع از صدور خطا و گناه میشود. براساس این دلیل عصمت از گناه یک عمل قهری و جبری است و نشان دهدۀ قوه و ملکۀ خدادادی است که موجب چنین عصمتی شده است و سبب میشود انگیزه و داعی برای گناه کردن معصومین از بین برود.
- معصومین برای محافظت از خودشان از گناه، خطا و اشتباه، یک نیروی درونی و بیرونی دارند. نیروی درونی یعنی انگیزهای برای انجام دادن معصیت در وجود آنها نیست و نیروی بیرونی، یعنی مانعی که نزدیک شدن به گناه را از معصومین میگیرد، چنانکه در جریان حضرت یوسف از این نیرو استفاده شد: ﴿كَذَلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ﴾[۱۲].
ضرورت عصمت
امکان عقلی عصمت
ادعای استحاله عصمت
ضرورت عقلی عصمت
- عصمت یک عمل خارقالعاده نیست، بلکه با شناخت زیربنای عصمت میتوان فهمید عصمت، مقولۀ عقلی است. عصمت عنایت خداوند برای عده ای از افراد است که به اوج قلۀ معرفت و تقوا رسیده باشند و خداوند متعال به همین دلیل به آنها چنین عنایت کرده که بتوانند باطن و زشتی گناه را ببینند و دیدن چنین زشتیهایی سبب شده است این افراد نه تنها به گناه نزدیک نشوند بلکه به فکر گناه هم نیفتند. مصداق بارز این افراد براساس آیات و روایات امامان معصومند[۱۳].
ضرورت نقلی عصمت
رابطه قول به عصمت با غلو
اختیاری بودن عصمت
- عصمت عملی جبری نیست؛ چون در این صورت معصوم از زمره انسانهای عادّی خارج بوده و عدم ارتکاب گناه هیچگونه افتخاری برایش محسوب نمیشود و او حجّت و مقتدای مردم نخواهد بود؛ امّا در مورد عصمت علمی هیچ اشکالی وجود ندارد که امکان هر نوع اشتباه در بینش و اعتقاد و دریافت و اجرای پیام الهی منفی باشد و این امر با اراده و عنایت خاصّ الهی تحقّق مییابد؛ یعنی معصوم با اراده خاصّ الهی و توسّط مأموران آسمانی در این زمینه محافظت میشود[۱۴].
ادعای جبری بودن عصمت
- برخی با توجه به تعاریف عصمت و دلایل آن قایل شدهاند عصمت زاییدۀ اختیار معصوم نیست و معتقداند عصمت آنان به خاطر عامل قهری و جبری است که از ناحیۀ خدا در ذات معصومین نهادینه شده است؛ حتی عده ای پا را فراتر گذاشته و معتقدند چنین عصمتی به هیچ عنوان واقع نمیشود، چراکه در ماهیت تمام انسانها امیال و شهوات نفسانی وجود دارد و اگر معتقد شویم معصومین چنین امیال و دواعی شهوانی را ندارند باید ملتزم شویم آنها از دایرۀ انسانیت خارجند، در حالی که چنین ادعایی نزد هیچکس پذیرفته نیست[۱۵].
- در جواب گفته شده است عصمت معصومین به واسطۀ دو امر حاصل میشود:
- امر موهبتی که همان ملکه و قوه و یا علم خدادادی است، چنانکه امام صادق(ع) فرمودند: «معصوم به واسطۀ لطف الهی از جمیع محارم الهی مصون و معصوم است چنانکه خداوند فرموده: ﴿وَ مَنْ يَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلى صِراطٍ مُسْتَقيمٍ﴾[۱۶].[۱۷] در واقع چنین موهبتی قبل از خلقت جهان مادی در عالم ذر برای آنان حاصل شد[۱۸].
- امر اکتسابی یعنی اختیار و اراده برای جلوگیری از هر گناه و اشتباهی: به این بیان که ملکه و علم موهبتی خداوند سبب تامه برای عصمت معصومین نیست و چنین عصمتی تنها با علم خدادادی و بدون اراده و اختیار معصوم حاصل نمیشود، زیرا علم موهبتی و لطف الهی قدرت برای گناه کردن را در معصوم معدوم نمیکند، به عبارتی علم موهبتی فقط ابزاری برای گناه نکردن معصومین است و نمیتواند اراده و اختیار معصومین برای گناه کردن و یا نکردن را از آنها سلب کند، اما اگر این علم موهبتی، قویتر و شدیدتر شود ارادۀ اکتسابی معصومین به مقتضای علمشان، قویتر خواهد شد و با همین اختیار و اراده معصیت نمیکنند[۱۹].
- اینکه عوامل گناه در معصوم وجود ندارد و احتمال ارتکاب عصیان در او صفر است، به این معنی نیست که به اراده الهی یک نیروی جبری او را از آلودگی به گناه باز میدارد، طوری که توان انجام هر نوع معصیت را از او سلب میکند بلکه در عین برخورداری از آزادی عمل و اختیار، با ایمان واقعی به اینکه همواره در حضور پروردگار است و یقین به خطر عظیم و قبح فاحش گناه، معصوم، حتّی تصور انجام گناه را نیز نمیکند و از طرفی انگیزه ارتکاب گناه نیز در او نیست.
- محمّد بن ابی عمیر میگوید: "از هشام - شاگرد برجسته امام صادق(ع)- پرسیدم: آیا امام از مقام عصمت برخوردار است؟ پاسخ داد: آری! گفتم: برای من چگونگی عصمت را بیان کن. گفت: چند عامل منشأ عصیان است: حرص، حسد، شهوت و خشم. از این عوامل هیچ یک در وجود امام رخنه نمیکند. چگونه حرص داشته باشد، در حالی که امکانات بسیاری در اختیار او است. و حتّی بیت المال مسلمانان را در دست دارد، حسد نمیورزد؛ زیرا کسی حسد میورزد که بالاتر از خود نتواند دید و عالیتر از امامت چه مقامی میتوان تصوّر کرد؟ ممکن نیست امام در امور دنیا خشمگین گردد؛ زیرا پروردگار اجرای حدود الهی را به او سپرده است؛ امّا در ارتباط با جهان آخرت که خشم و غضب ناپسند نیست. امام هرگز در دام شهوات و هوسها گرفتار نخواهد شد؛ چه به خوبی آگاه است که لذّات و خواستهای این دنیای گذرا، در برابر نعمتهای بیحساب و پاداش خداوندی در روز رستاخیر - که ویژه پاکان حقپرست است - بسیار ناچیز است و اصولاً به حساب نمیآید[۲۰].
- خلاصه، نوع علم، بینش امام و ایمان و یقین و تقوا و وارستگی او زمینه و انگیزه هر نوع انحراف و گناهی را در او از بین میبرد[۲۱].
مراتب عصمت
آیا عصمت مفهومی دارای مراتب است؟
اقسام عصمت
عصمت واجب و عصمت غیر واجب
عصمت موهبتی و عصمت اکتسابی
عصمت استحقاقی و عصمت تفضلی
گستره عصمت (قلمرو)
- وسعت عصمت معصومین شامل امور فردی، امور اجتماعی، امور دینی و امور غیر دینی میشود، به نحوی که میتوان گفت امامت امامان معصوم زیر سایۀ عصمت آنان توسط خداوند جعل شده است. در فرمایشی از امام رضا(ع) درباره چنین تلازمی (امامت و عصمت) آمده است: «فَهُوَ مَعْصُومٌ مُؤَیَّدٌ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ قَدْ أَمِنَ مِنَ الْخَطَایَا وَ الزَّلَلِ وَ الْعِثَارِ یَخُصُّهُ اللَّهُ بِذَلِکَ لِیَکُونَ حُجَّتَهُ عَلَی عِبَادِهِ وَ شَاهِدَهُ عَلَی خَلْقِهِ وَ ذَلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ»[۲۲]«فَهَلْ یَقْدِرُونَ عَلَی مِثْلِ هَذَا فَیَخْتَارُونَهُ أَوْ یَکُونُ مُخْتَارُهُمْ بِهَذِهِ الصِّفَةِ فَیُقَدِّمُونَهُ»[۲۳].[۲۴]
گستره زمانی
گستره متعلق (ابعاد عصمت)
نخست: عصمت عقیدتی
دوم: عصمت در دریافت و حفظ و ابلاغ وحی
سوم: عصمت عملی
عصمت از گناه
عصمت از اشتباه و خطا
عصمت از سهو نسیان
مصادیق عصمت
عصمت وحی
- عصمت وحی به معنای مصونیت، سلامت و خطاناپذیری وحی است[۲۵]. در این زمینه پیامبران الهی باید دارای صفت عصمت باشند تا حقایق وحیانی سالم به دست انسانها برسد. همچنین به دلیل آنکه خداوند درصدد هدایت انسان هاست و ارسال وحی باید از هرگونه خطایی مصون باشد، علاوه بر عصمت پیامبران، ملائکه ایی هم که وحی را از طرف خداوند برای پیامبران نازل میکنند نیز باید از عصمت برخوردار باشند[۲۶]. بنابراین مقتضای علم و قدرت و حکمت الهی و لازمۀ هدایت انسانها آن است که وحی الهی بدون هیچگونه خطا و اشتباهی به دست مردم برسد[۲۷].
عصمت قرآن
- عصمت در قرآن به معنای عدم راهیابی باطل، کژی و تحریف در ساحت مقدس این کلام است[۲۸]. این عصمت دارای مراحلی است: عصمت از ناحیۀ (خداوند)؛ عصمت از ناحیه حاملان وحی؛ عصمت در دریافت وحی؛ عصمت در نگهداری وحی و ...[۲۹]. عصمت قرآن هم عصمت معنوی است، یعنی عصمت در تبیین و تفسیر قرآن و هم عصمت لفظی یعنی مصونیت قرآن از به کار گرفتن واژگان و ترکیبات نادرست از ناحیۀ صادر کننده و نیز محفوظ ماندن از هرگونه تحریف لفظی در مراحل پس از صدور[۳۰].
عصمت پیامبر
- عصمت پیامبران یعنی پیامبران به وسیلۀ قوه یا ملکهای که خداوند در وجوشان نهادینه کرده از صدور هرگونه گناه، خطا و اشتباهی مصون هستند[۳۱]. این عصمت مرکب از امر اکتسابی و امر موهبتی است؛ موهبتی است به این دلیل که ملکه عصمت محصول صفای فطرت و علم ویژه پیامبر به صفات خداوند و پیامدهای اعمال است که هرگز میل به گناه در او پدیدار نخواهد شد و اکتسابی است، چراکه نزدیک نشدن ایشان به گناه و خطا به خاطر اراده و اختیارشان برای مقابله با گناه است[۳۲] و این عصمت با اختیار آنان منافات ندارد زیرا عصمت پیامبران ناشی از آگاهی نسبت به باطن گناه و خطا است و عصمتی که زاییدۀ علم و آگاهی باشد، نمیتواند منافاتی با مقولۀ اختیار داشته باشد، چراکه پیامبر باید از ارادهای قوی برخوردار باشد تا در انتقال پیام الهی تحت تأثیر هوای نفس و شیطان قرار نگیرد[۳۳].
عصمت اولوالامر
- عصمت اولو الامر به معنای دوری از خطا و گناه است. این عصمت موجب اعتماد و اطمینان پیروان به درستی گفتهها و اعمال ایشان و انطباق آنها با دین حق و دین خداست و چون اولو الامر به خاطر قابلیت و لطف الهی میتوانند چنین نیرویی را داشته باشند به ایشان معصوم میگویند[۳۴].
- عصمت عنایت خداوند برای عده ای از افراد است که به اوج قلۀ معرفت و تقوا رسیده باشند و خداوند متعال به همین دلیل به آنها چنین عنایت کرده که بتوانند باطن و زشتی گناه را ببینند[۳۵]. عصمت، ناشی از کثرت علم است و معصوم به زشتی و قبح گناه، علم دارد و با توجه به این علم، ارتکاب معصیت، محال است و این علم، موجب سلب اختیار نخواهد شد[۳۶].
عصمت امام
- عصمت امام به معنای دوری امام از خطا و گناه است. این عصمت موجب اعتماد و اطمینان پیروان به درستی گفتهها و اعمال امام و انطباق آنها با دین حق و دین خداست و چون ائمه به خاطر قابلیت و لطف الهی میتوانند چنین نیرویی را داشته باشند به ایشان معصوم میگویند[۳۷].
- عصمت عنایت خداوند برای عده ای از افراد است که به اوج قلۀ معرفت و تقوا رسیده باشند و خداوند متعال به همین دلیل به آنها چنین عنایت کرده که بتوانند باطن و زشتی گناه را ببینند[۳۸]. عصمت، ناشی از کثرت علم است و معصوم به زشتی و قبح گناه، علم دارد و با توجه به این علم، ارتکاب معصیت، محال است و این علم، موجب سلب اختیار نخواهد شد[۳۹].
عصمت اهل بیت
- عصمت اهل بیت به معنای دوری از خطا و گناه است. این عصمت موجب اعتماد و اطمینان پیروان به درستی گفتهها و اعمال اهل بیت و انطباق آنها با دین حق و دین خداست و چون اهل بیت به خاطر قابلیت و لطف الهی میتوانند چنین نیرویی را داشته باشند به ایشان معصوم میگویند[۴۰].
- عصمت عنایت خداوند برای عده ای از افراد است که به اوج قلۀ معرفت و تقوا رسیده باشند و خداوند متعال به همین دلیل به آنها چنین عنایت کرده که بتوانند باطن و زشتی گناه را ببینند[۴۱]. عصمت، ناشی از کثرت علم است و معصوم به زشتی و قبح گناه، علم دارد و با توجه به این علم، ارتکاب معصیت، محال است و این علم، موجب سلب اختیار نخواهد شد[۴۲].
عصمت حضرت فاطمه
عصمت حضرت مریم
عصمت فرشته
دلایل عصمت (اثبات عصمت)
آثار و کارکردهای عصمت
کارکردهای عصمت برای معصوم
کارکردهای عصمت برای افراد
کارکردهای عصمت برای جامعه
کارکردهای اخروی
منابع
جستارهای وابسته
- عصمت مطلق
- عصمت نسبی
- عصمت از خطا
- عصمت از گناه
- عصمت در احکام
- عصمت در اعتقاد
- عصمت در افعال
- عصمت در تبلیغ
- عصمت علمی
- عصمت عملی
- عصمت وحی
- عصمت قرآن
- عصمت پیامبر
- عصمت پیامبر خاتم
- عصمت اولو الامر
- عصمت امام
- عصمت اهل بیت
- عصمت حضرت فاطمه
- عصمت غیر انبیا
- انسان معصوم
- عصمت ملائکه
- عصمت امرای امام
- عصمت انبیا
- عصمت اهل اجماع
- عصمت نواب امام
- آیات عصمت
- اسباب عصمت
- اعتراف معصومین به گناه
- زمان عصمت
- علم به مثالب معاصی
- علم به مناقب طاعات
- مقام عصمت
- وجوب عصمت
منبعشناسی جامع عصمت
جستارهای وابسته
پانویس
- ↑ محمدی، رضا، امامشناسی، ص:۴۹.
- ↑ لسان العرب، ج۱۲، ص۴۰۴؛ مفردات، ص۵۶۹ و ... .
- ↑ فرهنگ شیعه، ص ۳۴۱؛ محدثی، جواد، فرهنگنامه دینی، ص۱۵۲-۱۵۳؛ شاکرین، حمید رضا، عصمت تام قرآن و برون دادهای آن؛ ص ۴؛ خسروپناه، عبدالحسین، کلام نوین اسلامی، ص ۳۵۹ ـ ۳۶۲؛ مقامی، مهدی، درسنامه امامشناسی، ص:۳۹-۴۱.
- ↑ ر.ک: خسروپناه، عبدالحسین، کلام نوین اسلامی، ص ۳۵۹ - ۳۶۲؛ .الهی راد، صفدر، انسانشناسی، ص ۲۰۳
- ↑ فرهنگ شیعه، ص ۳۴۱.
- ↑ ر.ک: شاکرین، حمید رضا، عصمت تام قرآن و برون دادهای آن؛ ص ۴.
- ↑ مجموعه آثار، ج۲، ص۱۶۰.
- ↑ گفتارهای معنوی، ص۸۶.
- ↑ امامت و رهبری، ص۱۷۵.
- ↑ مجموعه آثار، ج۲، ص۶۱.
- ↑ محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، فرهنگ مطهر، ص ۵۵۸.
- ↑ «بدین گونه (بر آن بودیم) تا از او زشتی و پلیدکاری را بگردانیم» سوره یوسف، آیه ۲۴.
- ↑ ر.ک: قربانی، علی، امامتپژوهی، ص۱۶۲.
- ↑ محمدی، رضا، امامشناسی، ص:۵۶.
- ↑ ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۱۴۴؛ الهی راد، صفدر، انسانشناسی، ص ۱۲۸.
- ↑ سوره آل عمران؛ آیه: ۱۰۲.
- ↑ «الْمَعْصُومُ هُوَ الْمُمْتَنِعُ بِاللَّهِ مِنْ جَمِیعِ مَحَارِمِ اللَّهِ وَ قَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی: وَ مَنْ یَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِیَ إِلی صِراطٍ مُسْتَقِیم»؛ معانی الاخبار، ص ۱۳۲.
- ↑ الهی راد، صفدر، انسانشناسی، ص ۱۲۸.
- ↑ ر.ک. قربانی، علی، امامتپژوهی، ص۱۶۲.
- ↑ امالی صدوق، ص۳۷۶.
- ↑ محمدی، رضا، امامشناسی، ص:۴۹-۵۰.
- ↑ سوره حدید، آیه ۲۱.
- ↑ عیون أخبار الرضا(ع)، ج ۱، ص ۲۱۶ باب ۲۰ ما جاء عن الرضا(ع) فی وصف الإمامة و الإمام و ذکر فضل الإمام و رتبته.
- ↑ ر.ک: زهادت، عبدالمجید، معارف و عقاید ۵ ص ۱۲۵-۱۲۹
- ↑ ر.ک: مصباح یزدی، محمد تقی، آموزش عقاید، ص۱۴۱؛ خسروپناه، عبدالحسین، کلام نوین اسلامی، ص ۳۵۹ - ۳۶۲
- ↑ ر.ک: بیابانی اسکویی، محمد،؟؟؟
- ↑ ر.ک: مصباح یزدی، محمد تقی، آموزش عقاید، ص۱۴۱؛ خسروپناه، عبدالحسین، کلام نوین اسلامی، ص ۳۵۹ - ۳۶۲
- ↑ ر.ک: شاکرین، حمید رضا، عصمت تام قرآن و برون دادهای آن آن؛ ص ۴.
- ↑ ر.ک: شاکرین، حمید رضا، عصمت تام قرآن و برون دادهای آن آن؛ ص ۴.
- ↑ ر.ک: شاکرین، حمید رضا، عصمت تام قرآن و برون دادهای آن آن؛ ص ۵.
- ↑ ر.ک: الهی راد، صفدر، انسانشناسی، ص ۱۲۸.
- ↑ ر.ک: خسروپناه، عبدالحسین، کلام نوین اسلامی ج۲، ص ۱۳۷.
- ↑ ر.ک: الهی راد، صفدر، انسانشناسی، ص ۱۲۸.
- ↑ ر.ک: عبدالحسین خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص ۳۵۹ - ۳۶۲.
- ↑ ر.ک: خاتمی، سید احمد، در آستان امامان معصوم، ص۱۴۶.
- ↑ ر.ک: قربانی، علی، امامتپژوهی، ص۱۶۲.
- ↑ ر.ک: عبدالحسین خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص ۳۵۹ - ۳۶۲.
- ↑ ر.ک: خاتمی، سید احمد، در آستان امامان معصوم، ص۱۴۶.
- ↑ ر.ک: قربانی، علی، امامتپژوهی، ص۱۶۲.
- ↑ ر.ک: عبدالحسین خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص ۳۵۹ - ۳۶۲.
- ↑ ر.ک: خاتمی، سید احمد، در آستان امامان معصوم، ص۱۴۶.
- ↑ ر.ک: قربانی، علی، امامتپژوهی، ص۱۶۲.