فدک در معارف و سیره فاطمی
فدک روستایی آباد و حاصلخیز در ۱۳۰ کیلومتری مدینه بود که در سال ۷ هجری بدون خونریزی به دست پیامبر(ص) فتح شد و براساس آیات قرآن به عنوان، "فیئ" و ملک شخصی پیامبر(ص) بود و حضرت به دستور خداوند آن را به حضرت زهرا(س) بخشید. اما بعد از ایشان خلیفه اول براساس اهداف سیاسی آن را غصب کرد و در برابر استدلالات و بینه حضرت حاضر به پس دادن آن نشد. غصب فدک نمادی از مظلومیت اهل بیت(ع) است.
مقدمه
یکی از وقایع مهم دیگر، که پس از پیامبر(ص) درباره حضرت فاطمه(س) به وقوع پیوست، ماجرای باغ فدک بود. روزی پیامبر اکرم(ص) نزد حضرت فاطمه(س) رفت و به او فرمود: "دخترم! خدا فدک را به پدرت بخشیده و به او اختصاص داده است و مسلمانان در آن سهمی ندارند. هر چه میخواهی درباره آن انجام بده. چون مهریه مادرت خدیجه، هنوز بر عهده من است. فدک را عوض مهر مادرت به تو میدهم تا از آنِ تو و فرزندانت باشد". بعد تکه پوستی را خواست و به علی(ع) فرمود: "بنویس: رسول خدا(ص) فدک را به دخترش فاطمه(س) بخشید". علی(ع)، غلام پیامبر(ص) و ام ایمن شاهد این جریان بودند. پیامبر اکرم(ص) درباره ام ایمن فرمود: "ام ایمن اهل بهشت است".
همچنین نقل شده، پس از تصرف فدک، اهل فدک نزد پیامبر(ص) آمدند و با آن حضرت، با پرداخت بیست و چهار هزار دینار در سال، صلح کردند[۱]. در این هنگام جبرئیل نازل شد و به پیامبر(ص) گفت: "خداوند به شما امر میکند که حقوق خویشاوندان خود را بدهید و آنها را از خود راضی کنید". حضرت رسول(ص) از او پرسید: ای جبرئیل! چه کسانی خویشاوندان من هستند و حقوق آنان چیست؟ جبرئیل گفت: "مقصود از خویشاوند، فاطمه(س) است؛ اینک باغهای فدک را به او ببخشید زیرا خدا و رسول در آن، حقی ندارند". سپس پیامبر(ص) فاطمه(س) را طلبید و با نوشتن گواهی، فدک را به وی تسلیم کرد[۲].[۳]
پس از رحلت خاتم انبیا(ص) جناح مخالف با این دلیل که ارث به فرزندان پیامبران تعلق نمیگیرد، این منطقه را از حضرت فاطمه گرفت؛ از این رو بخشی از تلاش دختر رسول خدا(ص)، ارائه دلایل برای اثبات ارثیۀ خود و بازستاندن فدک در کنار سایر اقدامات ایشان بود[۴].[۵]
فدک بین پیامبر(ص) و حضرت زهرا(س)
خدای متعال فرمود: ﴿فَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ ذَلِكَ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ﴾[۶]. ملاحظه میکنیم این آیه شریف از ناحیه خدای عزّوجلّ خطاب به پیامبر اکرم(ص) است که به او فرمان میدهد حق نزدیکان را ادا کند، نزدیکان کیانند؟ و چه حقی دارند؟ به اتفاق همه مفسّران، ذو القربی، نزدیکان رسول اکرم(ص) و عبارت از علی و فاطمه و حسن و حسین(ع)اند، بنابراین، معنای آیه شریف چنین است که حق نزدیکان خود را ادا نما.
در تفسیر در المنثور سیوطی از ابو سعید خدری روایت شده که گفت: وقتی آیه شریف ﴿فَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ...﴾[۷] نازل شد، رسول خدا(ص) فاطمه زهرا(س) را خواست و فدک را به او بخشید[۸].
ابن حجر عسقلانی در صواعق المحرقه میگوید: عمر گفت: سخن من در اینباره با شما این است که خداوند در این غنیمت چیزی را به پیامبر خویش اختصاص داده که به دیگران عطا نکرده است و سپس این آیه را خواند: ﴿وَمَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمَا أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَلَا رِكَابٍ وَلَكِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ...﴾[۹].
بنابراین، (فدک) ملک خالص رسول خداست. از روایات تاریخی استفاده میشود که فدک در اختیار فاطمه زهرا(س) بوده و آن مخدّره در آن ملک، تصرف میکردند و با استناد به سخنان صریح امام علی(ع) در نامهای که به عثمان بن حنیف انصاری فرماندار خود در بصره فرستاد، فدک در اختیار خاندان پیامبر اکرم(ص) قرار داشته است آنجا که فرمود: «بَلَى كَانَتْ فِي أَيْدِينَا فَدَكٌ مِنْ كُلِّ مَا أَظَلَّتْهُ السَّمَاءُ فَشَحَّتْ عَلَيْهَا نُفُوسُ قَوْمٍ وَ سَخَتْ عَنْهَا نُفُوسُ قَوْمٍ آخَرِينَ وَ نِعْمَ الْحَكَمُ اللَّهُ...»[۱۰]؛ آری، تنها از آنچه آسمان بر آن سایه افکنده، فدک در اختیار ما بود ولی گروهی بر آن بخل ورزیدند و گروهی دیگر سخاوتمندانه از آن چشم پوشیدند و بهترین داور خداست.
برخی از روایات بیانگر این است وقتی خلافت ابوبکر سر و سامان یافت، فدک را از فاطمه گرفت[۱۱]، معنای این سخن این است که فدک در اختیار فاطمه، و از دوران پدر بزرگوارش در تصرف آن بزرگ بانو بوده و ابوبکر آن را از وی به زور ستانده است.
در روایت علامه مجلسی آمده است: رسول اکرم(ص) پس از ظفر یافتن بر فدک هنگام ورود به مدینه بر فاطمه وارد شد و فرمود: دخترم! خداوند فدک را از (یهودیان) به پدرت بازگردانده است و آن را به وی اختصاص داده و ملک ویژه پدر توست و مسلمانان در آن حقی ندارند، و من هر گونه بخواهم میتوانم در آن تصرف نمایم [زهرا جان!] من بابت مهریهای که از مادرت خدیجه بر عهدهام بود، فدک را به تو پیشکش نموده و آن را به تو و فرزندان بعدیات میبخشم. سپس رسول خدا(ص) قطعه پوستی دباغی شده را خواست و علی(ع) راطلبید و بدو فرمود: «اكْتُبْ لِفَاطِمَةَ بِفَدَكَ نِحْلَةً مِنْ رَسُولِ اللَّهِ...»؛ بنویس، رسول خدا فدک را به فاطمه پیشکش نمود و علی بن ابی طالب(ع) و غلامی آزاد شده از رسول خدا(ص) و امّ ایمن بر آن نوشته گواه بودند[۱۲].[۱۳]
غصب فدک
پس از به خلافت رسیدن ابوبکر بعد از رحلت رسول اکرم(ص) و پس از گذشت ده روز که کار وی سر و سامان یافت مأموری را به فدک فرستاد تا وکیل فاطمه زهرا(س) دخت رسول خدا(ص) را از آن بیرون کند.
روایت شده: زهرای مرضیه(س) کسی را نزد ابوبکر فرستاد و بدو فرمود: از ابوبکر بپرس تو از رسول خدا(ص) ارث میبری یا خانوادهاش؟ ابوبکر در پاسخ گفت: البته خانواده وی؛ فاطمه(س) فرمود: بنابراین، سهمیه ارث رسول خدا(س) چه میشود؟ ابوبکر گفت: من از رسول خدا(ص) شنیدم میفرمود: « إن الله أطعم نبيه طعمة »؛ خداوند تا رسولش زنده بود اموالی را در اختیار او قرار داد و پس از رحلت وی آن را برای جانشین پس از او مقرر داشت و اکنون که من پس از او به خلافت رسیدهام آن را به مسلمانان برخواهم گرداند.
از عایشه منقول است که: فاطمه زهرا(س) کسی را نزد ابوبکر فرستاد تا در مورد میراثی که در مدینه و فدک و باقیمانده خمس خیبر از رسول خدا(ص) به وی تعلق داشت از ابوبکر پرسش نماید، ابوبکر در پاسخ گفت: رسول خدا(ص) فرمود: ما پیامبران چیزی به ارث نمینهیم، آنچه پس از ما باقی بماند صدقه است و خاندان رسول خدا(ص) نیز باید از همین طریق، گذران زندگی کنند، به خدا سوگند! من در صدقات پیامبر اکرم(ص) هیچگونه تغییری نخواهم داد و آنها را به همان صورتیکه در زمان آن حضرت بودهاند، رها خواهم ساخت و همانگونه که حضرت در ارتباط با آنها عمل کردند من نیز عمل خواهم نمود. بدین ترتیب، ابو بکر حاضر نشد از آن اموال چیزی به فاطمه(س) بازگرداند[۱۴].
از امام باقر(ع) روایت شده که علی(ع) به فاطمه زهرا(س) فرمود: [زهرا جان!] خود رهسپار شو و میراث پدر بزرگوارت رسول خدا(ص) را درخواست نما، فاطمه(س) نزد ابوبکر آمد و فرمود: چرا مرا از میراث پدرم محروم و وکیلم را از فدک بیرون راندی، در صورتیکه پیامبر(ص) به فرمان خدای متعال آن را به من بخشیده بود؟ ابوبکر در پاسخ گفت: هرچه شما بگویی ان شاء الله که صحیح است، ولی باید بر ادعای خود شاهد بیاوری.
امّ ایمن برای دادن گواهی نزد ابوبکر آمد و بدو گفت: ای ابوبکر! تا در مورد سخن رسول خدا(ص) با تو به احتجاج نپردازم، گواهی نخواهم داد، تو را به خدا، آیا به یاد نداری رسول خدا(ص) فرمود: امّ ایمن از زنان بهشتی است. ابوبکر گفت: درست است. امّ ایمن گفت: بنابراین، من گواهی میدهم که خدای عزّوجلّ به رسول خود سفارش فرمود: ﴿فَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ﴾ و پیامبر پس از نزول این آیه شریف فدک را به عنوان حق زهرا(س) به او بخشید، علی(ع) نیز همینگونه شهادت داد و ابوبکر سند فدک را نوشت و به فاطمه سپرد که عمر از راه رسید و پرسید: این نوشته چیست؟ ابوبکر گفت: فاطمه مدعی فدک شده و امّ ایمن و علی بر آن گواهی دادند و من سند فدک را برایش نوشتم. عمر نوشته را از فاطمه گرفت و آب دهان بر آن ریخت و پاره کرد و فاطمه(س) گریان از آنجا بیرون رفت.
روایت شده: امام علی(ع) در مسجد، نزد ابوبکر آمد و به او فرمود: ابوبکر! چرا فاطمه را از ارث پدرش رسول خدا(ص) محروم کردی؟ فدک در زمان حیات پدر بزرگوارش به ملکیّت زهرا در آمده بود. ابو بکر در پاسخ گفت: این غنیمت، مربوط به مسلمانان است، اگر فاطمه گواه بیاورد که رسول خدا(ص) فدک را به او اختصاص داده، از آن اوست وگر نه هیچگونه حقی در آن ندارد.
امیر مؤمنان(ع) به ابوبکر فرمود: ابوبکر! میان ما بر خلاف آنچه خداوند درباره مسلمانان قضاوت کرده، داوری میکنی؟ گفت: خیر. حضرت از او پرسید: اگر مسلمانان مالک چیزی باشند و من مدعی آن مال شوم، تو از چه کسی شاهد میخواهی؟ ابوبکر گفت: از شما که مدعی هستی شاهد خواهم خواست.
حضرت فرمود: بنابراین، تو چرا از فاطمه که فدک در اختیار وی، و در زمان حیات رسول خدا(ص) و پس از رحلت وی به ملکیت فاطمه(س) درآمده بود، شاهد خواستی و از مسلمانان که مدعی آن بودند شاهد نخواستی، همانگونه که از من در ادعایم بر مال مسلمانان، درخواست شاهد و گواه مینمایی؟ عمر گفت: علی! دست از سر ما بردار، ما در برابر دلایل شما توان مقاومت نداریم، اگر شاهدان عادلی آوردی که فدک از آن زهراست که در اینصورت از آن اوست وگرنه غنیمت مسلمانان است و تو و فاطمه هیچگونه حقی در آن ندارید. امام علی(ع) فرمود: ابوبکر! قرآن خواندهای؟ گفت: آری؛ پرسید: آیه شریفه ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا﴾[۱۵] درباره ما نازل شده یا دیگران؟ گفت: درباره شما.
حضرت فرمود: اگر عدهای گواهی دهند که فاطمه دخت رسول اکرم(ص) کار خلاف اخلاقی انجام داده، در مورد او چگونه داوری میکنی؟ گفت: مانند سایر زنان بر او حدّ جاری خواهم ساخت.
علی(ع) فرمود: اگر چنین کنی در پیشگاه خداوند در زمره کافران خواهی بود. ابوبکر گفت: چرا؟ امام علی(ع) فرمود: زیرا تو در این صورت، شهادت و گواهی خدا را بر پیراستگی و طهارت فاطمه مردود و گواهی مردم را بر او پذیرا شدهای، چنانکه در مورد فدک نیز حکم خدا و رسول را زیر پا نهادی و گفتی فدک از اموال مسلمانان است، با اینکه رسول اکرم(ص) فرموده بود، مدعی باید شاهد اقامه کند و منکر باید سوگند یاد نماید. مردم از شنیدن این سخن مراتب خشم و انزجار خویش را نسبت به ابوبکر ابراز و برخی، بعضی دیگر را مورد اعتراض قرار داده و گفتند: به خدا! علی راست میگوید[۱۶].[۱۷]
خطبه فدکیه
رمز سیاسی فدک
تلاش اصلاحگرانهای که امام علی(ع) و فاطمه زهرا(س) برای بازگرداندن خلافت اسلامی، از مسیر انحرافی آن انجام دادند از اشکال و انواع متعددی برخوردار بود. جبهه سیاسی علنی را در این راستا فاطمه زهرا(س) رهبری میکرد و مطالبه حق خلافت امام علی(ع) از جمله درخواست فدک، شیوههای گوناگونی داشت و همین مطالبه نیز دارای شکلهای مختلفی بود کسی که با دقت جنبههای گوناگون این نزاع و کشمکش و تغییر و تحولات و شکلهایی را که به خود گرفت، مورد بررسی قرار دهد، پی خواهد برد که مسأله، صرفاً جنبه درخواست و مطالبه زمین نبوده است، بلکه از مفهومی گستردهتر از آن برخوردار بوده و در اعماق خود هدف راسخی را پی میگیرد تا انقلابی پدید آورده و حقوق غصب شده و به یغما رفته را باز ستاند و ارج و احترام از دست رفته را بازگرداند و روند حرکت امتی را که پس از پیامبر واپسگرایی اختیار کردند، به اصلاح و اعتدال آورد و حزب حاکم با پی بردن به این موضوع در جهت مبارزه و مقاومت در برابر این حرکت، تمام توش و توان خود را به کار گرفت.
اگر در مباحث تاریخی مربوط به فدک به کنکاش بپردازیم، در آنها به موارد نزاع و کشمکشی مادی و یا اختلافی پیرامون فدک به معنا و مفهوم محدود آن، برنخواهیم خورد، بلکه ماجرای مطالبه فدک قیام و خروشی بر ضدّ اصل و پایه و ارکان حکومت منحرف تلقی میشد و فریاد بلندی بود که حضرت زهرا(س) در صدد رسیدن طنین آن به سراسر گیتی بود تا به واسطه آن سنگ بنایی را که اساسش در سقیفه نهاده شده بود، از جا برکند.
برای اثبات این معنا کافی است خطابهای را که فاطمه زهرا(س) در مسجد رسول خدا و در برابر خلیفه و انبوه مهاجر و انصار ایراد فرمود دقیقا مورد بررسی قرار دهیم که اغلب فرازهای آن در مدح و ثنای امام علی(ع) بوده و ستایش عرصههای جهاد و مبارزه ناب آن حضرت در جهت خدمت به اسلام و اثبات حق اهل بیت(ع) به چشم میخورد. آن مخدره در خطابهاش اهل بیت را وسیلههای میان خدا و آفریدگانش دانست و آنان را برگزیدگان و جایگاه پاکیها و حجّت الهی و در خلافت و حکومت، وارثان پیامبران خدا توصیف فرمود.
فاطمه زهرا(س) کوشید تا به مسلمانان هشدار دهد و گزینش شتابزده و واپسگرایی آنان را پس از هدایتشان به آنها گوشزد نماید و به آنان بفهماند به غیر سرچشمه زلالی که کام عطشانشان را سیراب میساخت، روی آوردند و خلافت را به نااهلان سپردند و در دام فتنه گرفتار آمدند و انگیزههایی را که موجب شد از کتاب خدا فاصله بگیرند و در مسأله خلافت و امامت، با دستورات آن به مخالفت برخیزند، برایشان روشن ساخت.
بنابراین، ماجرای درخواست فدک جز به همان اندازه که به موضوع هدف بلند آن حضرت ارتباط داشت، مسأله تقسیم میراث و یا بازپسگیری هدیه و پیشکش و درخواست ملک و خانه نبود، بلکه این قضیه از نگاه زهرا(س) مسأله اسلام و کفر و ایمان و نفاق و تصریح پیامبر به جانشینی خود و شورایی کردن آن تلقّی میشد و همین هدف بلند سیاسی را در سخنانش با زنان مهاجر و انصار که به دیدار آن مخدّره آمده بودند، به روشنی بیان فرمود و برایشان تشریح کرد که خلافت، با روی کار آمدن حزب حاکم و تکیه زدن بر مسند حکومت، از مسیر صحیح خود منحرف شده است، و اظهار داشت: کسی تصور نکند بیان این واقعیتها، واکنشی عاطفی و یا حقد و کینههای نهانی است که فاطمه بهانهای برای ابراز آنها یافته باشد. اگر مسلمانان خلافت را در جایگاهی که خدا و رسولش فرمان داده بودند، قرار داده و زمام رهبری را به امام(ع) سپرده بودند، به رضا و خشنودی خدا و سعادت دنیا و آخرت دست مییافتند.
به گمان قوی، صدیقه طاهره(س) میتوانست میان آن دسته از پیروان امام(ع) و یاران برگزیدهاش که در صداقت و راستگویی زهرا(س) هرگز تردیدی نداشتند، افرادی بیابد که با گواهی خود، تأییدی بر گواهی امام(ع) باشند و بدینوسیله گواهانی که خلیفه در موضوع فدک، از فاطمه درخواست کرده بود، کامل گردد.
این موضوع خود، بهترین دلیل بر این است که هدف والای حضرت زهرا(س) اثبات هدیه و پیشکش و میراث نبود و این را مخالفان وی بهخوبی میدانستند بلکه حرکت آن حضرت در راستای محو و نابودی آثار سقیفه انجام میپذیرفت و چنین هدفی با آوردن گواه و شاهد در موضوع فدک، عملی نمیشد و حضرت دست به چنین کاری نزد زیرا در اینصورت ماجرای فدک، به همین قضیه محدود میگشت، بلکه وی با اقامه بیّنه در برابر دیدهگان همه، خواست شاهد زندهای از خطاکاری و انحراف مردم ارائه دهد شاید بر سر عقل آیند و با گزینش صحیح، در مقام اصلاح مسیر انحرافی خود برآیند.
با بررسی پاسخ خلیفه پس از پایان سخنرانی حضرت زهرا(س) و خروج آن مخدّره از مسجد، پی میبریم که هیئت حاکمه تا چه پایه از این ماجرا بیمناک بوده و با پافشاری بر موضع خود میکوشید مردم را همچنان با تزویر و نیرنگ بفریبد و همین موضوع، پایه و اساس نزاع و کشمکش حضرت زهرا(س) را با خلیفه نمودار میسازد؛ زیرا خلیفه پی برد که اعتراض فاطمه(س) پیرامون ارثیه و هدیه پیامبر نبوده بلکه جنگی سیاسی و تمام عیار و در راستای دادخواهی حق امام علی(ع) و آشکار کردن نقش برجسته وجود بابرکت آن حضرت میان امت بوده، که خلیفه و هوادارانش میخواستند او را از مقام و منزلت طبیعی وی در جهان اسلام، محروم سازند.
ملاحظه میکنیم که خلیفه با موضعی تهاجمی در پاسخ خود به امام علی(ع)، آن بزرگوار را کانون فتنه خوانده و وی را به روباهی تشبیه میکند که فاطمه دم اوست و در این پاسخ به موضوع میراث و هدیه حضرت زهرا(س) هیچگونه اشارهای نکرده است.
اگر میبینیم فاطمه زهرا(س) پس از غصب فدک توسط خلیفه در مورد میراث خود با وی به کشمکش میپردازد به این دلیل است که مردم معمولا در گرفتن و یا ردّ کردن ارثیههای خود به صاحبانش هیچگاه از خلیفه اجازه نمیگرفتند و معاملات و داد و ستدها میان آنان به آسانی و بدون هیچ زحمتی انجام میپذیرفت، بنابراین فاطمه زهرا(س) نیازی نمیدید در این خصوص به خلیفه مراجعه کند و نقطه نظرات خلیفه برای آن حضرت قابل پذیرش نبود؛ زیرا خلیفه از دیدگاه فاطمه(س) فرد ستمکاری تلقی میشد که خلافت را به یغما برده بود. از اینرو، درخواست میراث از خلیفه که با تجاوز به حقوق زهرا(س) آن مخدّره را از ارث پدر محروم و خود بر آن تسلط یافته بود، میبایست از واکنشی بسیار جدّی برخوردار باشد.
همچنین اگر ملاحظه میکنیم حضرت زهرا(س) قبل از آنکه فدک از او غصب شود، به مطالبه حقوق خود اقدام نکرد به خوبی روشن است زمانی حضرت دست به آن کار زد که شرایط مطالبه میراث، مخالفان حکومت را فوق العاده ترغیب میکرد تا مسأله میراث را فرصتی مناسب و غنیمت شمرده و به هدف مقاومت در برابر خلیفه غیرقانونی، آن هم با شیوه مسالمتآمیزی که مصالح مهم اسلام در آن روز اقتضا میکرد، این مسأله را نقطه آغاز حرکت قرار دهند، که در اینصورت این امکان وجود داشت که خلیفه از ناحیه مخالفان به غصب میراث و به بازی گرفتن احکام دین و بیاحترامی به قانون، متهم گردد[۱۸].
جستارهای وابسته
منابع
پانویس
- ↑ الخرائج و الجرائح، قطب راوندی، ج۱، ص۱۱۳.
- ↑ اعلام الوری باعلام الهدی، طبرسی، ص۱۰۰.
- ↑ کرمانی کجور، محمد، مقاله «فاطمه زهرا دختر رسول خدا»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۱، ص:۲۶۷-۲۶۸.
- ↑ شیخ صدوق، علل الشرائع، ج۱، ص۱۹۱؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الأطهار، ج۲۹، ص۱۱۵؛ ابوالحسن مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۳، ص۲۳۷؛ شیخ کلینی، اصول الکافی، ج۱، ص۵۴۳؛ محمد بن جریر طبری، دلائل الإمامة، ص۱۱۸.
- ↑ ر.ک: شریعتجو، منیره، حضرت فاطمه زهرا، فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱، ص۳۱۷-۳۱۹؛ اکبر ذاکری، علی، درآمدی بر سیره معصومان در کتابهای چهارگانه شیعه، ص ۲۳۳.
- ↑ «بنابراین، حقّ خویشاوند و بینوا و در راه مانده را بپرداز که این برای آنان که خواستار خشنودی خداوندند بهتر است و آنانند که رستگارند» سوره روم، آیه ۳۸.
- ↑ «بنابراین، حقّ خویشاوند را بپرداز» سوره روم، آیه ۳۸.
- ↑ درالمنثور، ج۴، ص۱۷۷؛ نظیر آن در کشف الغمه، ج۱، ص۴۷۶ از عطیه نقل شده و حاکم نیشابوری آن را در تاریخ خود یادآور شده است.
- ↑ «و آنچه خداوند به پیامبرش از (دارایی) آنان (به غنیمت) بازگرداند چیزی نبود که شما برای (به دست آوردن) آن، اسبان و شترانی دوانده باشید ولی خداوند پیامبرانش را بر هر کس بخواهد چیره میگرداند» سوره حشر، آیه ۶.
- ↑ نهج البلاغه، نامه ۴۵.
- ↑ صواعق المحرقه، ص۲۵.
- ↑ بحار النوار، ج۱۷، ص۳۷۸.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۳ ص ۱۷۰.
- ↑ شرح نهج البلاغه، ج۱۶، ص۲۱۷.
- ↑ «جز این نیست که خداوند میخواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند» سوره احزاب، آیه ۳۳.
- ↑ احتجاج طبرسی، ج۱، ص۲۳۴؛ کشف الغمه، ج۱، ص۴۷۸؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۱۶، ص۲۷۴.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۳ ص ۱۷۳.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۳ ص ۲۰۹.