بحث:دیدگاههای دانشمندان مسلمان در باره علم غیب چیست؟ (پرسش)
پاسخ اجمالی
فِرَق اسلامی و علم غیب داشتن معصوم
- تمام فرق اسلامی نمونههای فراوانی را از علم غیب پیامبر اکرم(ص) یا ائمه(ع) نقل کردهاند و اینکه بعضی مسألۀ علم غیب را به شیعه نسبت داده و یا گفتهاند شیعه عقیده دارد اهل بیت(ع) در این صفت با خدا شریک هستند اشتباه بزرگی است[۱] زیرا:
- اولاً هیچ یک از علمای شیعه، هیچ انسانی را نه پیامبر و نه امامان(ع) را در هیچ صفت، شبیه خدا نمیدانند، و اگر اعتقاد به علم غیب درباره آنها دارند همان مصداق: «تَعَلُّمٌ مِنْ ذِی عِلْم» است.[۲]
- ثانیاً آگاهی بر غیب برای انبیاء و اولیاء چیزی است که علاوه بر آیات قرآنی در روایات نیز به طور گسترده به چشم میخورد و در کتب اهل سنت علاوه بر پیامبر اسلام(ص) جمعی از صحابه و غیر صحابه را ذکر کردهاند که به تمام اسرار غیب! یا بخشی از آن، آگاهی داشتهاند.[۳]
دیدگاه علمای شیعی دربارۀ علم غیب معصوم
- باید توجه داشت فلاسفه و متکلمان، مفسران و عرفا أعم از شیعه و سنی و دانشمندان علوم تجربی و علوم انسانی خصوصاً روانشناسان دربارۀ امکان علم غیب برای انسانها، مخصوصاً انبیاء و اوصیاء نظرات ارزشمند و استدلالهای محکمی دارند که به برخی از آنها اشاره میشود:
- ابوعلی سینا:[۴] "هر گاه بشنوی که عارفی از غیب خبر میدهد و بشارت یا انذاری که قبلاً داده است درست درآمد، پس باور کردن آن برای تو دشوار نیاید، زیرا این امر در قوانین طبیعت علل و اسباب معینی دارد". وی برای گفته خود چنین استدلال میکند: "تجربه و قیاس(برهان) هماهنگ هستند که نفس انسانی به گونهإی است که در حالت خواب به غیب دسترسی پیدا میکند، پس مانعی ندارد که این دسترسی در حالت بیداری نیز روی دهد مگر آنکه مانعی محقق شود که زوال یا ارتفاع آن ممکن نباشد".[۵]
- خواجه نصیر طوسی نیز میگوید:[۶] "قیاسی که دلالت میکند بر امکان اطلاع انسان از غیب، در حالت خواب و بیداری بر دو مقدمه استوار است:
- ملاصدرا معتقد است[۸] نفس انسانی دارای دو صورت است، یک صورت رو به عالم غیب دارد و یک صورت آن رو به عالم شهادت و دنیاست، پس اگر آن صورت قدسی غلبه پیدا کند، برای او حقیقت برخی اشیاء ظاهر میشود و آن صورتی که رو به عالم غیب دارد مدخل الهام و وحی است.[۹]
- علامه طباطبایی میفرمایند:[۱۰] "از اخبار کثیرهای که از رسول اکرم(ص) و امامان(ع) رسیده بر میآید که خداوند: "علم ما کان و ما یکون و ما هو کائن" را به رسول گرامی اسلام داده و ائمه هدی هم همان علم را از آن حضرت به ارث بردهاند".[۱۱]
- علامه جعفری در تفسیر نهج البلاغه مینویسد:[۱۲] "کسی در امکان آگاهیهای اشراقی و شهودی و الهامی تردیدی نکرده است. و بسیاری از اکتشافات و اختراعات نیازی به طی کردن مقدمات علمی و عقلی نداشته است و چه بسیار دانشمندان زبر دست که اکتشافاتی انجام ندادهأند بلکه نوعی الهام و امری نامعلوم بوده است". وی در ادامه میگوید: با توجه به آیه إرتضا که امکان تعلیم علم غیب را به رسول گوشزد میکند بعید دانستن یا امکان ناپذیر بودن علم غیب برای غیر خدا، اجتهاد در مقابل نص است".[۱۳] و....[۱۴]
دیدگاه علمای سنی دربارۀ علم غیب معصوم
- فخر رازی میگوید:[۱۵] "نفس انسان هرگاه کاملاً قوی شود...، بعید نیست چنین نفسی بتواند آنچه برایش از ارتباط و اتصال با مبادی غیر مادی در حالت خواب پیش میآید، در حالت بیداری نیز برایش پیش آید و از عالم غیر مادی در چنین نفسی چیزهایی وارد شود و بعضی از امور غیبی مربوط به گذشته یا آینده را درک نماید".[۱۶]
- آلوسی از علمای اهل سنت مدعی است اکثر اهل سنت بر این عقیده هستند که، ولی به واسطۀ کرامت از غیب آگاهی مییابد.[۱۷] ابن حجر عسقلانی نیز در شرح حدیث مشهور: "مازال عبدی یتقرب الی بالنوافل" از ابن عطا اسکندری که از بزرگان علماء و عرفاء اهل سنت است نقل میکند:[۱۸] "جواز آگاهی ولی بر غیب به وسیله خداوند دلالت دارد".[۱۹]
- معتزلیان[۲۰] علم غیب را با مقدماتی که بیان نمودند، فقط در مورد پیامبران قبول دارند و درباره غیر پیامبران بر این باور بودند که دلیلی یا جایگزین دلیل عقلی بر غیب دانی آنها نمیتوان ارائه کرد.[۲۱]
- اشاعره[۲۲] بر خلاف معتزله، غیب دانی بر غیر انبیا را بلامانع دانستند، اگر چه مخالف باور امامیه دربارۀ علم غیب امام هستند، اما با مبانی و مقدماتی که ارائه کردند غیب دانی امامان(ع) را به صورت غیر مستقیم در حد غیب دانی دیگر اولیاء الهی و کسانی که بر اثر جدّ و جهد خویش توانستهاند زمینههای دریافت از غیب را فراهم آورند، به اثبات رساندند.[۲۳]
- البته باید توجه داشت بسیاری از اهل سنت قائلند در هر شرایطی کسی به جز خداوند علم غیب نمیداند مانند: محمد بن عبدالوهاب، احسان الهی ظهیر، بن باز و....[۲۴]
تقسیمی دیگر دربارۀ دیدگاه بزرگان
- تقسیم دیگری برای بیان نظریات دربارۀ علم غیب داشتن معصوم صورت گرفته است بدین صورت که:
- الف) بزرگانی که قائل بودند علم غیب معصوم در محدودۀ نیازهای تبلیغی و رسالتی است.[۲۵] شیخ مفید،[۲۶] سید مرتضی[۲۷] و شیخ طوسی[۲۸] قائل بودند: امام باید به تمامی احکام دینی و مسائل مورد نیاز و سؤال مردم علم داشته باشد، ولی دلیلی بر آگاهی امامان(ع) از تمامی حوادث گذشته، حال و آینده وجود ندارد. بنابراین، ائمه اجمالاً و به طور سربسته از امور آینده و از جمله سرنوشت خویش آگاه بودند.[۲۹]
- ب) بزرگانی که قائل به علم گسترده و نامحدود امام با استثناء علم مخصوص واجب تعالی مثل علم به ذات خودش هستند، مانند: ملامهدی نراقی، مرحوم مظفر، علامه طباطبایی و....[۳۰]
- ج) کسانی که در علم محدود و نامحدود امام تردید دارند، مانند: شیخ انصاری، شهید مطهری و....[۳۱]
پاسخ تفصیلی
فرق اسلامی و علم غیب داشتن معصوم
- تمام فرق اسلامی نمونههای فراوانی را از علم غیب پیامبر اکرم(ص) یا ائمه(ع) نقل کردهاند و اینکه بعضی از ناآگاهان مسألۀ علم غیب را به شیعه نسبت داده و یا گفتهاند شیعه عقیده دارد اهل بیت(ع) در این صفت با خدا شریک هستند اشتباه بزرگی است[۳۲] زیرا:
- اولاً هیچ یک از علمای شیعه، هیچ انسانی را نه پیامبر و نه امامان(ع) را در هیچ صفت، شبیه خدا نمیدانند، و اگر اعتقاد به علم غیب درباره آنها دارند همان مصداق: «تَعَلُّمٌ مِنْ ذِی عِلْم» است. به تعبیر دیگر همان گونه که همه چیز ما از سوی خداست و در تمام شئون هستی خود نیازمند و وابسته به او هستیم، همچنین علم غیب پیامبر(ص) و امامان(ع) از سوی خدا و وابسته به علم او است.[۳۳]
- ثانیاً آگاهی بر غیب برای انبیاء و اولیاء چیزی است که علاوه بر آیات قرآنی در روایات نیز به طور گسترده به چشم میخورد و در کتب اهل سنت علاوه بر پیامبر اسلام(ص) جمعی از صحابه و غیر صحابه را ذکر کردهاند که به تمام اسرار غیب! یا بخشی از آن، آگاهی داشتهاند. مثلاً مرحوم علامه امینی در الغدیر به نقل از حذیفه چنین آورده است:[۳۴] «وَاللهِ اِنّی لاَعْلَمُ النّاسِ بِکُّلِ فِتْنَه هِیَ کَائِنَهٌ فِیمَا بَیْنی وَ بَیْنَ السَّاعَهِ»[۳۵]»[۳۶]
- در حدیث دیگری از صحیح مسلم میخوانیم که ابو زید یعنی "عمرو بن اخطب" میگوید:[۳۷] پیامبر اکرم(ص) نماز صبح را خواند سپس بالای منبر رفت و خطبه خواند، خطبهای که تا ظهر ادامه پیدا کرد، بعد نماز ظهر را بجا آورد؛ سپس منبر رفت تا موقع نماز عصر؛ سپس پایین آمد و نماز عصر بجا آورد؛ باز منبر رفت و خطبه خواند تا غروب آفتاب، او به ما خبر داد از آنچه واقع شده و واقع خواهد شد و آگاهترین ما کسی است که حفظ او از همه بیشتر است"[۳۸].[۳۹]
دیدگاه علمای شیعی دربارۀ علم غیب معصوم
- باید توجه داشت فلاسفه و متکلمان، مفسران و عرفا أعم از شیعه و سنی و دانشمندان علوم تجربی و علوم انسانی خصوصاً روانشناسان دربارۀ امکان علم غیب برای انسانها، مخصوصاً انبیاء و اوصیاء نظرات ارزشمند و استدلالهای محکمی دارند که به برخی از آنها اشاره میشود:
- ابوعلی سینا:[۴۰] در رابطه با امکان اطلاع انسانها از غیب میگوید: "هر گاه بشنوی که عارفی از غیب خبر میدهد و بشارت یا انذاری که قبلاً داده است درست درآمد، پس باور کردن آن برای تو دشوار نیاید، زیرا این امر در قوانین طبیعت علل و اسباب معینی دارد". وی برای گفته خود چنین استدلال میکند: "تجربه و قیاس(برهان) هماهنگ هستند که نفس انسانی به گونهإی است که در حالت خواب به غیب دسترسی پیدا میکند، پس مانعی ندارد که این دسترسی در حالت بیداری نیز روی دهد مگر آنکه مانعی محقق شود که زوال یا ارتفاع آن ممکن نباشد". ایشان در ادامه میگوید: "نفس تو بر حسب استعداد و زوال مانع میتواند نقش عالم عقلی را در خود مرتسم سازد. پس نقش بستن برخی امور غیبی از عالم غیب، در نفس خود را بعید مدان و استنکار نداشته باش".[۴۱]
- خواجه نصیر طوسی نیز میگوید:[۴۲] "قیاسی که دلالت میکند بر امکان اطلاع انسان از غیب، در حالت خواب و بیداری بر دو مقدمه استوار است: مبادی عالیه به صور موجودات قبل از تحقق آنها در خارج علم دارند و انسان میتواند نقش آن صور را از مبادی عالیه بگیرد، در نتیجه انسان قبل از وقوع حادثهإی میتواند با گرفتن صورت آن از مبادی عالیه به آن عالم شود و از وقوع آن خبر دهد.[۴۳]
- شیخ شهاب الدین سهروردی میگوید:[۴۴] "هرگاه شواغل حواس ظاهری انسان کم میشود قهراً از مشغول بودن به تخیل خلاص میشود و بر امور غیبی اطلاع پیدا میکند شاهد این مطلب خوابهای صادق انسان است".[۴۵]
- ملاصدرا معتقد است[۴۶] نفس انسانی دارای دو صورت است، یک صورت رو به عالم غیب دارد و یک صورت آن رو به عالم شهادت و دنیاست، پس اگر آن صورت قدسی غلبه پیدا کند، برای او حقیقت برخی اشیاء ظاهر میشود و آن صورتی که رو به عالم غیب دارد مدخل الهام و وحی است. ایشان در جای دیگر درباره اقسام علم میگوید: "علم گاهی به واسطه استدلال و تعلم به دست میآید این مختص علماء است و گاهی هجوم میآورد به انسان بدون کسب و تعلم و این دو صورت دارد و گاهی انسان نمیداند از کجا و چگونه حاصل شد این را الهام و نفث فی الروع گویند و گاهی سبب آن را میداند و ملک را مشاهده میکند این وحی است.[۴۷]
- علامه طباطبایی: ایشان در ذیل آیۀ شریفۀ: ﴿وَلَا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِي خَزَائِنُ اللَّهِ وَلَا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلَا أَقُولُ إِنِّي مَلَكٌ وَلَا أَقُولُ لِلَّذِينَ تَزْدَرِي أَعْيُنُكُمْ لَنْ يُؤْتِيَهُمُ اللَّهُ خَيْرًا اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا فِي أَنْفُسِهِمْ إِنِّي إِذًا لَمِنَ الظَّالِمِينَ﴾[۴۸] بر امکان علم غیب برای انسانها چنین استدلال میکند: "نیاز در ذات و آثار ذاتی موجودات ممکن، ساری است و چون نیاز به خدا در مقام ذات موجودات است پس مطلقاً استقلال و جدائی از خدا محال است. بنابراین، وجود، حیات، قدرت و علمی که یک موجود ممکن دارد در اصل وجود خود وابسته به خدا است و چون همیشه خصیصۀ عدم استقلال در این موجود محفوظ است دیگر فرقی بین کم و زیاد نیست پس مانعی ندارد موجود ممکنی فرض کنیم که همه چیز بداند یا به همه چیز قدرت داشته یاشد یا برای همیشه زنده بماند بر اینکه موجود ممکن وجودش مستقل از خدا نیست هر چه دارد از خدا دارد.[۴۹] ایشان در جای دیگر میفرمایند:[۵۰] "از اخبار کثیرهای که از رسول اکرم(ص) و امامان(ع) رسیده بر میآید که خداوند: "علم ما کان و ما یکون و ما هو کائن" را به رسول گرامی اسلام داده و ائمه هدی هم همان علم را از آن حضرت به ارث بردهاند".[۵۱]
- علامه جعفری در تفسیر نهج البلاغه مینویسد:<refترجمه و تفسیر نهج البلاغه، ج۱۰، ص۲۴۷</ref> "کسی در امکان آگاهیهای اشراقی و شهودی و الهامی تردیدی نکرده است. و بسیاری از اکتشافات و اختراعات نیازی به طی کردن مقدمات علمی و عقلی نداشته است و چه بسیار دانشمندان زبر دست که اکتشافاتی انجام ندادهاند بلکه نوعی الهام و امری نامعلوم بوده است". وی در ادامه میگوید: با توجه به آیه إرتضا که امکان تعلیم علم غیب را به رسول گوشزد میکند بعید دانستن یا امکان ناپذیر بودن علم غیب برای غیر خدا، اجتهاد در مقابل نص است". و همه ما چه در گذشته و چه در دوران معاصر با اشخاصی فراوان روبرو گشتهإیم که به جهت ریاضتهای مناسب از درون مردم و آینده آنان و حوادثی که بعدها به وقوع خواهد پیوست اخبار کاملاً مطابق واقع میدهند.[۵۲]
- آیت الله سبحانی:[۵۳] ایشان برای انسان سه نوع آگاهی میشمارد حس آگاهی یا راه حس، خرد آگاهی یا راه عقل و دل آگاهی یا راه الهام. وی درباره آگاهی نوع سوم میفرماید: این راه، واقعیتشناسی سومی است که در وراء دستگاه حس و تعقل قرار دارد، یک نوع واقعیتشناسی نوی است که امکان آن از نظر علم و دانش قابل انکار نیست.[۵۴]
- شهرستانی در مورد علم غیب میگوید:[۵۵] "اما سوم، دربارۀ ادراک علم غیب در حال بیداری، همانا برخی نفوس چنان قوی میشوند که حواس، آنان را مشغول نمیکند بلکه چنان سعهای پیدا میکند که به عالم غیب مطلع میشود و برای او برخی امور آشکار میشود مثل برق خاطف".[۵۶]
- شیخ حر عاملی مینویسد:[۵۷] "احادیثی که مفاد آن این است که خداوند به پیامبر(ص) و امامان(ع) علم گذشته و آینده را تعلیم کرده است متواتر است". و نیز میگوید: "پیامبر(ص) و امامان(ع) بسیاری از غیبها را به تعلیم الهی میدانستند و هر گاه اراده میکردند چیزی را بدانند میدانستند و از طریق خدا به آنان تعلیم میشد".[۵۸]
- ابن شهر آشوب مازندرانی نیز میگوید:[۵۹] "خبرهای غیبی وجود دارد که خداوند رسول اکرم(ص) را از آنها آگاه ساخته و رسول خدا(ص) هم در پنهانی حضرت علی(ع) را بر آن آگاه کرده است".[۶۰] و در کتاب "متشابهات القرآن" مینویسد: "ممکن است پیامبر(ص) و امام(ع) به تعلیم الهی به قسمتی از چیزهایی که غایب است و بخشی از حوادث گذشته و آینده، آگاهی داشته باشند".[۶۱]
- ابن عربی معتقد است ولایت خاتمه پیدا نکرده، اولیا میتوانند با عالم غیب در ارتباط باشند؛ او مینویسد: نبوت تشریعی و رسالت به پایان رسید اما ولایت هرگز منقطع نخواهد شد. ابنعربی در جاهای متعدد از کتاب "فتوحات" به مسئلۀ ارتباط با عالم غیب از طریق الهام پرداخته است (...)، ابنعربی نه تنها حکم به جواز ارتباط با غیب را میپذیرد بلکه میگوید چنین امری واقع شده است. وی معتقد است خداوند میتواند به همه موجودات وحی کند. البته این نکته مورد توجه است و نباید غفلت شود که ابنعربی قائل به انقطاع وحی تشریعی است؛ در نظر ابن عربی، آنچه میتواند بر موجودات وحی شود وحی الهامی است که با انقطاع نبوت منقطع نگردید. آنچه از کلمات ابنعربی استفاده میشود آن است که با انقطاع نبوت تشریعی ارتباط با غیب و ماورا قطع نگردیده بلکه این ارتباط میتواند به صورت الهام به اولیا اعم از اولیای خاص یا عام، یا به صورت مکاشفه برقرار گردد.[۶۲]
- ابوالفتح محمد بن علی کراجکی در رسالۀ اعتقادات مینویسد: "از اعتقادات شیعه این است که پس از پیامبر خدا(ص)، علی(ع) و یازده فرزند معصوم او امام هستند و امامت آنها از جانب خدای تعالی تعیین شده است و خدا برای اثبات امامت آنها معجزاتی به دست آنها ظاهر ساخته و آنان را بر بسیاری از غیبها و موضوعات و حوادث آینده آگاه نموده است.[۶۳] ایشان در جای دیگری مینویسد: "خداوند بسیاری از اسرار غیبی و رویدادهای آینده را به قدری که صلاح دانسته، به امامان(ع) آموخته است؛ نه بیشتر. امامان(ع) از همۀ اسرار درونی انسانها و دیگر امور غیبی همیشه آگاه نیستند، و به همه آنچه خدا آگاه است، احاطه ندارند.[۶۴]
- مرحوم طبرسی مینویسد: "همانطور که یکی از معجزات حضرت مسیح(ع) این بود که از غیب خبر میداد و میگفت: ﴿وَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ﴾[۶۵] از معجزههای رسول گرامی اسلام(ص) خبرهای غیبی آن حضرت بود. همین طور از معجزات و دلیلهای امامت علی(ع) خبرهای غیبی اوست که همه مطابق با واقع در آمده است.[۶۶] در جای دیگر در پاسخ به کسانی که شیعه را متهم میکنند بر اینکه آنها معتقدند امامان علم غیب میدانند مینویسد: "خبرهای غیبی فراوانی که شیعه و سنّی از علی(ع) و دیگر امامان(ع) نقل کردهاند، همگی اطلاعاتی است که از رسول خدا(ص) به آنان انتقال یافته و پیامبر هم از خداوند متعال آموخته است". "ما کسی از مسلمانان را نمیشناسیم که یکی از انسانها را دارای صفت علم غیب بداند و هرکس در مخلوقی به این صفت باور داشته باشد، از دین جدا شده است؛ و شیعۀ امامیه از این عقیده مبراست".[۶۷]
- دانشمند بزرگ شیعه مرحوم فاضل مقداد در کتاب "ارشاد الطالبین" تعدادی از خبرهای غیبی علی(ع) را نقل کرده و مینویسد: "خبرهای غیبی آن حضرت بیش از آن است که به شماره آید و همین آگاهی آن حضرت از غیب یکی از دلایل افضلیت او بر دیگران و امامت او است.[۶۸]
- سید علی قزوینی در حاشیۀ کتاب "قوانین الاصول" مینویسد: "از روایات مستفیض استفاده میشود که آگاهی امام از گذشته و حال و آینده بخشی از موضوعات و حوادث از نشانههای امامت اوست و میتوان گفت این مطلب از اعتقادات و ضروریات مذهب شیعه است.[۶۹]
- علامه میرزا محمد حسن آشتیانی نیز مینویسد: "حق این است که امامان(ع) از گذشته و حال و آینده آگاهی دارند و هیچ چیز از آنان پنهان نیست جز آنچه علم به آن، مختص به خدای تبارک و تعالی است.[۷۰]
- شیخ صدوق میگوید:[۷۱] خداوند متعال اسم اعظم خود را در آغاز سورههای قرآن و در حروف مقطعه آن، نهان ساخته است و تنها خاندان عصمت و طهارت را از این اسم آگاه کرده و به معرفت آن مفتخر ساخته است. جهتش این است که اگر خدای تعالی این اسم را به همۀ مردم میآموخت و آن را برای همه آشکار مینمود، عدهای از آن اسم سوء استفاده میکردند و آن را در برابر پیامبران و امامان به کار میبردند. بر این اساس، علم مزبور را به کسانی اختصاص داد که حجتهای او بر مردماند تا بتوانند در مواقع لزوم به وسیله آن، دلیلها و معجزاتی را برای اثبات حقانیت خود بیاورند.[۷۲]
- ابن طاووس معتقد است علم ائمه(ع) از قبیل علم لدنی است یعنی آنان بدون تعلّم و شاگردی کردن نزد کسی عالم شدهاند. به نظر او امامان شیعه حتی نزد پدران خود نیز علم نیاموختهاند. وی در این باره میگوید:[۷۳] "علوم ائمه(ع) که خود نشانهای الهی و معجزهای ربانی است، مهمترین دلیل بر امامت ایشان است، زیرا آنان هرگز نزد معلم و استادی زانو نزده و از کسی نیاموختهاند و هیچ کس از دوستان و دشمنان ندیده و نشنیده است که این دانشها را مانند دیگران نزد کسی، حتی پدران خود آموخته باشند یا در کتابی خوانده و مطالب آن را حفظ کرده باشند، بلکه هرگاه امامی از دنیا میرفت، امام بعدی که به نصب امام پیشین جانشین او بود، علم و همۀ کمالاتی را که برای مقام امامت بدان نیاز داشت وارث میشد".[۷۴] ابن طاووس معتقد است[۷۵] علم غیب ذاتی، مخصوص خداوند است و هیچ انسان سلیم العقل و با بصیرت نمیگوید که بشر علم غیب ذاتی دارد. آنچه برخی از عالمان شیعه میگویند، این است که خدای متعال بر اساس مصالح اگر بخواهد، انبیا و اولیای خاص خودش را در صورت نیاز آنها از امور پنهانی آگاه میسازد و اگر هم مصلحت نباشد، آنها را بر آنان میپوشاند. دلیل این سخن شواهدی است از عقل و نقل، مبنی بر اینکه بسیاری از انبیا و اولیا و اوصیا از بسیاری امور غیبی و پنهانی آگاه بودهاند.[۷۶]
- ابن میثم شارح نهج البلاغه امکان اخبار از غیب و امور پنهانی را مستدل میسازد و چنین میگوید:[۷۷] "شناخت امور غیبی در خواب ممکن است. بنابراین، در بیداری نیز ممکن است" (...)وی در ادامه علت اطلاع بر امور غیبی را توضیح میدهد و مینویسد: علت اطلاع بر امور غیبی در حال خواب روشن است، چرا که در علوم اعتقادی ثابت شده است تمامی امور گذشته و آینده برای خداوند آشکار است و نیز به اثبات رسیده است که از ویژگیهای نفس انسانی قابلیت اتصال به محضر ربوبی است و تنها حالتی که نفس را از این اتصال باز میدارد، غرق شدن نفس در تدبیر بدن است. بنابراین، هرگاه برای نفس مختصر فراغتی پیش آید، چنانکه در حال خواب پیش میآید، درهای حواس ظاهری بسته شده و نفس به سرشت اول خود که اتصال به حضرت حق است برمیگردد، لذا اموری که به نوعی با نفس انسان سروکار دارد مانند اهل و عیال و آنچه انسان به آنها بها میدهد، در نفس او نقش میبندد و سپس قوه خیال که از شأن آن صورتسازی معانی کلی است آنها را جمع کرده و به صورتهایی جزئی درمیآورد و بر لوح خیال ترسیم میکند و در حس مشترک ظاهر میشود. در این صورت اگر خواب مناسبت کامل با امور روزمره انسان داشته باشد تفسیر میشود و اگر به صورت ضد امور ظاهری و لوازم آن آشکار شود، نیازمند تعبیر است و اگر هیچ مناسبتی بین خواب و امور زندگی وجود نداشته باشد، رؤیای پریشان و بدون تعبیر خواهد بود. اما علت اطلاع بر امور غیبی در بیداری این است که هرگاه نفس ناطقۀ انسان، نیرومند شود و برای حفظ جوانب امور آماده شود و ادارۀ بدن مانعی برای دیدن مبدأ و پیوندش به ذات حق نشود و قوه خیال نیز به اندازهای توانا شود که از فرمان حس مشترک رهایی یابد، قابلیت دریافت صور کلی از جانب خدا را پیدا میکند. در این حال اگر برای دریافت حوادث گذشته و آینده متوجه حق تعالی گردد، صورتهای کلی آن امور از جانب خدا به وی افاضه میشود. پس نفس در حفظ این امور از قوه خیال کمک میگیرد، و به وسیله آن، معانی دریافت شده را به امور محسوس مشابه آن برمیگرداند و در گنجینه خیال نگهداری میکند. در این حالت است که برای حواس ظاهری قابل ادراک میشوند. آنگاه اگر تفاوتی میان آن معانی دریافتی و این صور جزئی نباشد آن معانی وحی صریح و الهام خواهد بود و گرنه نیاز به تأویل دارد.[۷۸]
- علامۀ حلی در پاسخ این پرسش که چرا حضرت علی(ع) با اینکه میدانست در آن شب کشته خواهد شد، به مسجد رفت؟ سه احتمال را طرح میکند:[۷۹] یکی اینکه امیرالمؤمنین(ع) میدانست در آن شب کشته میشود، لکن زمان دقیق آن را نمیدانست. دوّم اینکه امام، مکان قتل را که آیا مسجد است یا جای دیگر نمیدانست. احتمال سوّم هم اینکه حضرت، زمان و مکان قتل را دقیقاَ میدانست اما تکلیف امام با تکلیف سایر مردم مغایرت دارد و آن حضرت مکلّف بود خون شریفش را در راه خدا بذل کند، مثل مجاهدی که در جبهۀ جنگ موظف است ایستادگی و پایداری کند ولو این مقاومت به شهادت او بیانجامد.[۸۰]
- فیض کاشانی دربارۀ آگاهی امامان(ع) از امور غیبی و همۀ اشیا مینویسد:[۸۱] خبرها در مورد کرامات ائمه(ع)، از اطلاع و آگاهی آنان از ضمایر و اسرار درونی افراد و امور پنهانی دیگر و آشنایی آن حضرات به زبانهای مختلف و زبان پرندگان و حیوانات و شفای فوری و سریع بیمارانی که گرفتار بیماریهای سخت و غیر قابل علاج بودند و زنده کردن مردهها و...، به قدری است که از شمارش بیرون است و این اخبار در کتابهای مخالف و موافق آمدهاند.[۸۲]
- علامه مجلسی در مورد آگاهی امام از حوادث گذشته و آینده، میگوید:[۸۳] "اخبار زیادی دلالت میکند بر اینکه پیامبر اکرم(ص) از همۀ حوادث گذشته و آینده و نیز جمیع شریعتها و احکام آگاهی داشت و تمام آن را به حضرت علی(ع) تعلیم داد و آن حضرت نیز همۀ آن دانشها را به امام حسن(ع) آموخت و این کار به همینگونه تا امام دوازدهم ادامه یافت، یعنی هر امامی در آخرین لحظات زندگی خود علم امامت را به امام پس از خود سپرد".[۸۴]
دیدگاه علمای سنی دربارۀ علم غیب معصوم
- فخر رازی میگوید:[۸۵] "نفس انسان هرگاه کاملاً قوی شود...، بعید نیست چنین نفسی بتواند آنچه برایش از ارتباط و اتصال با مبادی غیر مادی در حالت خواب پیش میآید، در حالت بیداری نیز برایش پیش آید و از عالم غیر مادی در چنین نفسی چیزهایی وارد شود و بعضی از امور غیبی مربوط به گذشته یا آینده را درک نماید". ایشان در تفسیر خویش، از غزالی نقل میکند: قوای مدرکۀ انسانی پنج تاست که پنجمی آنها قوۀ قدسی است که مخصوص انبیاء و برخی اولیاء است که لوایح غیب و اسرار ملکوت در آن متجلی میشود و این آیه شریفه ﴿كَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا﴾[۸۶]به آن اشاره دارد.[۸۷]
- آلوسی از علمای اهل سنت مدعی است اکثر اهل سنت بر این عقیده هستند که، ولی به واسطۀ کرامت از غیب آگاهی مییابد.[۸۸] ابن حجر عسقلانی نیز در شرح حدیث مشهور: "مازال عبدی یتقرب الی بالنوافل" از ابن عطا اسکندری که از بزرگان علماء و عرفاء اهل سنت است نقل میکند:[۸۹] "جواز آگاهی ولی بر غیب به وسیله خداوند دلالت دارد".[۹۰]
- معتزلیان[۹۱] علم غیب را با مقدماتی که بیان نمودند، فقط در مورد پیامبران قبول دارند و درباره غیر پیامبران بر این باور بودند که دلیلی یا جایگزین دلیل عقلی بر غیب دانی آنها نمیتوان ارائه کرد. علاوه اینکه آنها به صراحت با غیب دانی امام مخالفت کردند.[۹۲]
- اشاعره[۹۳] بر خلاف معتزله، غیب دانی بر غیر انبیا را بلامانع دانستند، اگر چه مخالف باور امامیه دربارۀ علم غیب امام هستند، اما با مبانی و مقدماتی که ارائه کردند غیب دانی امامان(ع) را به صورت غیر مستقیم در حد غیب دانی دیگر اولیاء الهی و کسانی که بر اثر جدّ و جهد خویش توانستهاند زمینههای دریافت از غیب را فراهم آورند، به اثبات رساندند.[۹۴]
- البته باید توجه داشت بسیاری از اهل سنت قائلند در هر شرایطی کسی به جز خداوند علم غیب نمیداند
- ابن قیم میگوید: "اسماء حسنای الهی داخل در حصر و حد نمیشود و اسماء الهی متأثر در علم غیبی است که هیچکس حتی ملک مقرب و نبی مرسل نیز از آن هیچ اطلاعی ندارد".[۹۵]
- محمد بن عبدالوهاب میگوید: "هرکه ادعای علم غیب دارد حتی در یک مورد، طاغوت است". او همچنین میگوید: خدای متعال میفرماید: ﴿قُلْ لَا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِي خَزَائِنُ اللَّهِ وَلَا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلَا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمَى وَالْبَصِيرُ أَفَلَا تَتَفَكَّرُونَ﴾[۹۶] این آیه صریح است در بیزاری جستن از کسی که ادعای علم غیب کند.[۹۷]
- دهلوی نیز میگوید: اعتقاد شیعیان به اینکه امام(ع) باید علم غیب داشته باشد، برگرفته از نصاری است.[۹۸]
- احسان الهی ظهیر قائل است: آگاهی امامان(ع) از چیزهای که دیگران نمیدانند، اندیشه یهودی است.[۹۹]
- بن باز از مفتیان وهابیت: کسی که ادعای علم غیب کند، از او خواسته میشود توبه کند. اگر توبه نکرد، به جرم اینکه کافر شده است، کشته میشود، غسل و نماز ندارد و در قبرستان مسلمانان دفن نمیشود؛ زیرا غیبf را جز خدا نمیداند.[۱۰۰]
تقسیمی دیگر دربارۀ دیدگاه بزرگان
- تقسیم دیگری برای بیان نظریات دربارۀ علم غیب داشتن معصوم صورت گرفته است بدین صورت که:
- الف) بزرگانی که قائل بودند علم غیب معصوم در محدودۀ نیازهای تبلیغی و رسالتی است.[۱۰۱] مانند:
- شیخ مفید[۱۰۲] بر این باور است که امامان(ع) گاهی از دل برخی از مردم خبر داشتند و رویدادها را پیش از وقوع میدانستند، ولی این از ویژگیهای ضروری و از شرایط امامت نیست، بلکه بدین وسیله خداوند آنان را گرامی داشته و داناترین مردم قرار داده است تا وسیلۀ پیروی و اطاعت از آنان باشد. امّا شایسته نیست به کسانی که علم آنان به وسیلۀ دیگری آموزش داده شده یا افاضه گردیده است، عالِم به غیب گفته شود؛ زیرا صفت عالم به غیب سزاوار کسی است که ذاتاً و بدون استمداد از دیگری به حقایق امور و جهان هستی دانا و آشنا باشد. این سخن، دیدگاه بسیاری از علمای شیعه است، مگر تعداد کمی از مفوّضه و کسانی که غلوّ کنندگان به آنان پیوستهاند. ایشان سخن خود را چنین ادامه میدهد: "آگاهی امامان به همۀ فنون و زبانها ناشدنی نیست، ولی از نظر عقل و قیاس، اعتقاد بدان واجب نیست. خبرهایی از افراد مورد اعتمادی رسیده که امامان: از این مسائل آگاهی داشتند. در صورت صحیح بودن آنها، موضوع قطعیت خواهد داشت، ولی قطعیت آن از نظر من مورد تردید است.... مفوّضه و غلات موافق این سخناناند. شیخ مفید در پاسخ به این پرسشها که چرا امیرالمؤمنین(ع) با وجود آگاهی از کشته شدنش به سوی مسجد رفت؟ و... چنین پاسخ میگوید: هرگز علمای شیعه اجماع نکردهاند که امام همۀ حوادث آینده را بدون استثنا میداند و اگر کسی بگوید امام همۀ حوادث را بدون استثنا میداند، اینرا قبول نداریم و گوینده آن را که سخن بدون دلیلی میگوید، تصدیق نمیکنیم.[۱۰۳]
- سید مرتضی قائل است:[۱۰۴] "معاذ الله که بگوییم واجب است امام همۀ علوم را بداند. آری، علومی را که لازمۀ زمامداری است و نیز احکام شرعی را باید بداند، ولی علم غیب نه لازمۀ زمامداری است و نه مربوط به احکام شرعی است. پس لازم نیست امام غیب بداند". آن بزرگوار در پاسخ به ایراد دیگری به شیعه مینویسد: میگویند: بنا به دیدگاه شیعه، امامان باید در مقام داوری، از باطن افراد و تمام صنایع و حرفهها خبر داشته باشند تا بتوانند قضاوت درست انجام داده و موجب تضییع حقوق صاحبان حق نگردند. از آنان باید پرسید: آیا بر اساس احکام اسلامی، آگاهی از بواطن امور، معیار قضاوت شرعی است تا امام را مکلف به آن بدانیم؟ یعنی آنچه ملاک قضاوت شرعی است، همان داوری بر مبنای ظواهر و شواهد است، نه آگاهی از بواطن افراد، هرچند که حکم صادر شده مطابق با واقعیت نباشد. اعتقاد ما غیر از این نیست.[۱۰۵]
- شیخ طوسی نیز مینویسد: "ما لازم نمیدانیم امام غیر از احکام، چیزهای دیگر را که مربوط به احکام شرعی نیست، بداند"[۱۰۶] و در جای دیگر مینویسد: "امام باید به تمامی احکام دینی و مسائل مورد نیاز و سؤال مردم علم داشته باشد، ولی دلیلی بر آگاهی امامان(ع) از تمامی حوادث گذشته، حال و آینده وجود ندارد. بنابراین، ائمه اجمالاً و به طور سربسته از امور آینده و از جمله سرنوشت خویش آگاه بودند".[۱۰۷]
- و افراد دیگری نیز دارای این نظریه بودند مانند کراجکی، شیخ طبرسی، ابن شهرآشوب و....[۱۰۸]
- ب) بزرگانی که قائل به علم گسترده و نامحدود امام با استثناء علم مخصوص واجب تعالی مثل علم به ذات خودش هستند، مانند:
- ملامهدی نراقی: ایشان میگوید: امام دارای عقل بالفعل است و عقل بالفعل آن است که صاحب آن به همۀ حقایق اشیاء، بالفعل علم داشته باشد، به نحوی که گویا آنها را مشاهده میکند و هیچ یک از آنها از ذهن او زائل نشوند؛ و این معنی برای حضرت علی(ع) ثابت بود.[۱۰۹]
- مرحوم مظفر: کتابی مستقل و تا حدودی مفصل که نخستین بار در علم امام نگارش یافته و از علم فعلی و مطلق در معصومان جانبداری کرده است، مربوط به ایشان است که در سال ۱۳۸۵ق در نجف اشرف به چاپ رسیده است. بنا به دیدگاه این اندیشمند: امام علم حضوری به همۀ جزئیات حوادث حتی قیامت دارد. هر چیزی را که خدا میداند، او هم میداند. تنها تفاوتی که علم خدا با علم امام دارد، در این است که علم غیب در پروردگار ذاتی، و در ائمه(ع) عرضی است».[۱۱۰]
- علامه طباطبایی: ایشان در رسالۀ علم امام، از دانش نامحدود در پیامبر(ص) و امام(ع) دفاع نموده و بیشتر با نگاه روایی آن را پذیرفته است. مینویسد: امام به حقایق جهان هستی در هرگونه شرایطی که وجود داشته باشند، به اذن خدا واقف است؛ اعم از آنها که تحت حس قرار دارند و آنها که بیرون از دایره حس هستند. مانند موجودات آسمانی و حوادث گذشته و وقایع آینده.[۱۱۱]
- آیت الله جوادی آملی: اولیای الهی میتوانند بر اثر درجات گوناگونی که دارند، هر کدام به بعضی از درجات غیب آگاهی پیدا کنند؛ ولی انسان کامل که ولیالله مطلق و مظهر اسم اعظم است، به همۀ مخازن غیبی آگاهی دارد. به نظر ایشان معصومان به عنوان انسانهای کامل و مظاهر اسمای الهی، مَحرم اسرار خداوندی بوده و چیزی در عالم کون از علم آنان پوشیده نیست.[۱۱۲]
- شیخ انصاری: ایشان مینویسد: اما در مورد گسترۀ دانستههای امام و چگونگی آن،... از روایات گوناگونی که وجود دارد، چیز مطمئنی به دست نمیآید؛ پس بهتر آن است که علم آن را به خود ایشان واگذاریم.[۱۱۳]
- شهید مطهری: ایشان که میتوان گفت در مسائل مذهبی روز، چیزی را هرچند به اجمال و گذرا فروگذار نکرده است، اما بهرغم ورود در مباحث امامت و حادثۀ عاشورا و غیره، از ورود به این بحث پرهیز نموده و با سکوت تمام از کنار آن رد شده است. تنها مطلبی که از ایشان دیده میشود، عبارت زیر در کتاب حماسه حسینی است: امام، انسان مافوق است، نه مافوق انسان؛ و به همین دلیل میتواند سرمشق بشود، اگر مافوق انسان میبود، به هیچوجه سرمشق نبود. لهذا به هر نسبت که ما شخصیتها و حادثهها را جنبه اعجازآمیز و مافوق انسانی بدهیم، از مکتب بودن و از رهبر بودن خارج کردهایم.[۱۱۴]
پانویس
- ↑ ر.ک. مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن، ج ۵، ص ۳۸۸
- ↑ ر.ک. مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن، ج ۵، ص ۳۸۸
- ↑ ر.ک. مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن، ج ۵، ص ۳۸۸
- ↑ الاشارات والتبیهات، ج۴، نمط ۱۰، فصل ۷، ص۱۱۹ ـ ۱۲۵
- ↑ ر.ک. مهدی فر، حسن، علوم اهل بیت ویژگیها ابعاد و مبادی آن، ص ۳۶
- ↑ شرح اشارات و التنبیهات، ج ۴، نمط دهم، فصل نهم، ص ۱۲۱
- ↑ ر.ک. مهدی فر، حسن، علوم اهل بیت ویژگیها ابعاد و مبادی آن، ص ۳۶
- ↑ المبدأ والمعاد، ص۵۹۴
- ↑ ر.ک. مهدی فر، حسن، علوم اهل بیت ویژگیها ابعاد و مبادی آن، ص ۳۶
- ↑ رساله علم الامام ص ۶
- ↑ ر.ک. رضایی اصفهانی، محمد علی، پرسشهای قرآنی جوانان، صفحه؟؟؟؛ صالحی مالستانی، حسین، علم غیب و علم لدنی پیامبر از منظر امام خمینی، فصلنامه حضور، ش ۸۸، ص ۴۰ تا ۷۰
- ↑ ترجمه و تفسیر نهج البلاغه، ج۱۰، ص۲۴۷
- ↑ ر.ک. مهدی فر، حسن، علوم اهل بیت ویژگیها ابعاد و مبادی آن، ص ۳۶
- ↑ ر.ک. مهدی فر، حسن، علوم اهل بیت ویژگیها ابعاد و مبادی آن، ص ۳۶؛ رضایی اصفهانی، محمد علی، پرسشهای قرآنی جوانان، صفحه؟؟؟؛ کردفیروزجایی، اسدالله، علم غیب از دیدگاه حکما و شریعت اسلامی، فصلنامه آیین حکمت، شماره ۱۰، ص ۱۲۹ و ۱۳۰ و ۱۳۱؛ خوش باور، داوود، علم غیب از دیدگاه فریقین، ص ۱۰۳ ـ ۱۰۵؛ رهبری، حسن، علم پیامبر و امام در تفسیر "من وحی القرآن"، دانشنامه موضوعی قرآن؛ عظیمی، محمد صادق، سیر تطور گستره علم امام در کلام اسلامی، ص ۸۹ ـ ۱۶۵؛ جهانبخش، جویا، علم امامان در اصول الکافی، مجموعه مقالات فارسی کنگره بین المللی ثقة الاسلام کلینی، ص ۴۳۸
- ↑ المباحث المشرقیة فی علم الالهیات و الطبیعیات، فصل هفتم، ص۴۲۲
- ↑ ر.ک. مهدی فر، حسن، علوم اهل بیت ویژگیها ابعاد و مبادی آن، ص ۳۶
- ↑ روح المعانی، ج ۲۷، ص ۹۷
- ↑ فتح الباری، ج ۱۱، ص ۲۹۱ی
- ↑ ر.ک. مهدی فر، حسن، علوم اهل بیت ویژگیها ابعاد و مبادی آن، ص ۳۶
- ↑ نک: الشریف المرتضی علی بن الحسین الموسوی، الشافی فی الامامه، تحقیق سید عبد الزهرا حسینی، مؤسسة الصادق للطباعة و النشر، طهران، ۱۴۰۷ه - ١٩٨١ م، ج ١٠، ص ۲۶؛ فی علم الکلام، ج١، ص ۲۶۲
- ↑ نک: الشریف المرتضی علی بن الحسین الموسوی، الشافی فی الامامه، تحقیق سید عبد الزهرا حسینی، مؤسسة الصادق للطباعة و النشر، طهران، ۱۴۰۷ه - ١٩٨١ م، ج ١٠، ص ۲۶؛ فی علم الکلام، ج١، ص ۲۶۲
- ↑ نک: السید محمود الآلوسی البغدادی، روح المعانی فی تفسیر القرآن الکریم و السّبع المثانی، دار احیاء التراث العربی، بیروت، بیتا، ج٢٠، ص ١٠-١٢
- ↑ ر.ک. نادم، محمد حسن، علم غیب از نگاه عقل و وحی، ص ۳۲۵
- ↑ ر.ک. خوش باور، داوود، علم غیب از دیدگاه فریقین، ص ۱۰۳ ـ ۱۰۵
- ↑ ر.ک. باقری، سید محمد فائز، بررسی علم اولیای الهی، ص ۷۹ ـ ۹۱
- ↑ المسائل العکبریة، ج۶، ص ۶۹-۷۱
- ↑ تنزیه الأنبیاء، ج۴، ص۱۹۰
- ↑ تنزیه الأنبیاء، ج۱، ص ۲۵۲
- ↑ ر.ک. رنجبر، محسن، بررسی علم امام حسین به شهادت، فصلنامه کلام اسلامی، ش ۵۲، ص ۱۰۱؛ خوش باور، داوود، علم غیب از دیدگاه فریقین، ص ۱۰۳ ـ ۱۰۵؛ نصیری، محمد حسین، گستره علم امام از دیدگاه آیات و روایات، صفحه؟؟؟؛ باقری، سید محمد فائز، بررسی علم اولیای الهی، ص ۷۹ ـ ۹۱؛ علی پور، ابراهیم، کلانتری، سکینه، علم امام از دیدگاه شیخ مفید و علامه طباطبایی، فصلنامه نامه جامعه، ش ۱۱۶، ص ۷۵ ـ ۷۹؛ موسوی حصینی، سید عبدالرحیم، آگاهی امامان از غیب، ص ۱۰۳؛ رهبری، حسن، علم پیامبر و امام در تفسیر "من وحی القرآن"، دانشنامه موضوعی قرآن؛ جمعی از نویسندگان، علم امام در دیدگاه شیخ مفید و شاگردان وی، دو فصلنامه حوزه، ش ۵۴، صفحه؟؟؟؛ عظیمی، محمد صادق، سیر تطور گستره علم امام در کلام اسلامی، ص ۸۹ ـ ۱۶۵؛ جهانبخش، جویا، علم امامان در اصول الکافی، مجموعه مقالات فارسی کنگره بین المللی ثقة الاسلام کلینی، ص ۴۳۸
- ↑ ر.ک. باقری، سید محمد فائز، بررسی علم اولیای الهی، ص ۷۹ ـ ۹۱؛ علی پور، ابراهیم، کلانتری، سکینه، علم امام از دیدگاه شیخ مفید و علامه طباطبایی، فصلنامه نامه جامعه، ش ۱۱۶، ص ۷۵ ـ ۷۹
- ↑ ر.ک. باقری، سید محمد فائز، بررسی علم اولیای الهی، ص ۷۹ ـ ۹۱
- ↑ ر.ک. مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن، ج ۵، ص ۳۸۸
- ↑ ر.ک. مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن، ج ۵، ص ۳۸۸
- ↑ الغدیر، جلد ۵، صفحه ۵۹ تا ۶۲ (با تلخیص)
- ↑ به خدا سوگند من از همه مردم آگاهترم به هر فتنهای که از امروز تا قیامت واقع میشود؛ مسند احمد، جلد ۵، صفحه ۳۸۸
- ↑ ر.ک. مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن، ج ۵، ص ۳۸۸
- ↑ الغدیر، جلد ۵، صفحه ۵۹ تا ۶۲ (با تلخیص)
- ↑ صحیح مسلم، جلد ۴، صفحه ۲۲۱۷، باب: «اخبار النبی فیما یکون الی قیام الساعة» از کتاب الفتن، از این حدیث معلوم میشود یک روز تمام از طلوع فجر تا غروب آفتاب مشغول بیان اخبار غیب برای اصحابش بود
- ↑ ر.ک. مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن، ج ۵، ص ۳۸۸
- ↑ الاشارات والتبیهات، ج۴، نمط ۱۰، فصل ۷، ص۱۱۹ ـ ۱۲۵
- ↑ ر.ک. مهدی فر، حسن، علوم اهل بیت ویژگیها ابعاد و مبادی آن، ص ۳۶
- ↑ شرح اشارات و التنبیهات، ج ۴، نمط دهم، فصل نهم، ص ۱۲۱
- ↑ ر.ک. مهدی فر، حسن، علوم اهل بیت ویژگیها ابعاد و مبادی آن، ص ۳۶
- ↑ ر.ک "المبدأ والمعاد"، ص۵۹۴
- ↑ ر.ک. مهدی فر، حسن، علوم اهل بیت ویژگیها ابعاد و مبادی آن، ص ۳۶؛ کردفیروزجایی، اسدالله، علم غیب از دیدگاه حکما و شریعت اسلامی، فصلنامه آیین حکمت، شماره ۱۰، ص ۱۲۹ و ۱۳۰ و ۱۳۱
- ↑ المبدأ والمعاد، ص۵۹۴
- ↑ ر.ک. مهدی فر، حسن، علوم اهل بیت ویژگیها ابعاد و مبادی آن، ص ۳۶
- ↑ «و من به شما نمیگویم که گنجینههای خداوند نزد من است؛ و غیب نمیدانم، و نمیگویم که من فرشتهام و درباره کسانی که در چشم شما خوارند نمیگویم که خداوند هیچگاه به آنان خیری نمیرساند، خداوند از درون آنان آگاهتر است (اگر جز این بگویم) در آن صورت از ستمگر» سوره هود، آیه 31.
- ↑ ر.ک. مهدی فر، حسن، علوم اهل بیت ویژگیها ابعاد و مبادی آن، ص ۳۶
- ↑ رساله علم الامام ص ۶
- ↑ ر.ک. رضایی اصفهانی، محمد علی، پرسشهای قرآنی جوانان، صفحه؟؟؟؛ صالحی مالستانی، حسین، علم غیب و علم لدنی پیامبر از منظر امام خمینی، فصلنامه حضور، ش ۸۸، ص ۴۰ تا ۷۰
- ↑ ر.ک. مهدی فر، حسن، علوم اهل بیت ویژگیها ابعاد و مبادی آن، ص ۳۶
- ↑ آگاهی سوم یا علم غیب، ص۴۴
- ↑ ر.ک. مهدی فر، حسن، علوم اهل بیت ویژگیها ابعاد و مبادی آن، ص ۳۶
- ↑ "الملل والنحل"، ج ۲، ص ۲۲۹
- ↑ ر.ک. مهدی فر، حسن، علوم اهل بیت ویژگیها ابعاد و مبادی آن، ص ۳۶
- ↑ وسایل الشیعه جلد ۱۳ ص ۹۲
- ↑ ر.ک. رضایی اصفهانی، محمد علی، پرسشهای قرآنی جوانان، صفحه؟؟؟؛ خوش باور، داوود، علم غیب از دیدگاه فریقین، ص ۱۰۳ ـ ۱۰۵
- ↑ مناقب ج ۲ ص ۱۱۲
- ↑ ر.ک. رضایی اصفهانی، محمد علی، پرسشهای قرآنی جوانان، صفحه؟؟؟؛ خوش باور، داوود، علم غیب از دیدگاه فریقین، ص ۱۰۳ ـ ۱۰۵
- ↑ ر.ک. خوش باور، داوود، علم غیب از دیدگاه فریقین، ص ۱۰۳ ـ ۱۰۵؛ رهبری، حسن، علم پیامبر و امام در تفسیر "من وحی القرآن"، دانشنامه موضوعی قرآن؛ جهانبخش، جویا، علم امامان در اصول الکافی، مجموعه مقالات فارسی کنگره بین المللی ثقة الاسلام کلینی، ص ۴۳۸
- ↑ ر.ک. کردفیروزجایی، اسدالله، علم غیب از دیدگاه حکما و شریعت اسلامی، فصلنامه آیین حکمت، شماره ۱۰، ص ۱۲۹ و ۱۳۰ و ۱۳۱
- ↑ ر.ک. خوش باور، داوود، علم غیب از دیدگاه فریقین، ص ۱۰۳ ـ ۱۰۵
- ↑ ر.ک. رهبری، حسن، علم پیامبر و امام در تفسیر "من وحی القرآن"، دانشنامه موضوعی قرآن
- ↑ «و به پیامبری به سوی بنی اسرائیل (میفرستد، تا بگوید) که من برای شما نشانهای از پروردگارتان آوردهام؛ من برای شما از گل، (انداموارهای) به گونه پرنده میسازم و در آن میدمم، به اذن خداوند پرندهای خواهد شد و به اذن خداوند نابینای مادرزاد و پیس را شفا خ» سوره آل عمران، آیه 49.
- ↑ ر.ک. خوش باور، داوود، علم غیب از دیدگاه فریقین، ص ۱۰۳ ـ ۱۰۵
- ↑ ر.ک. رهبری، حسن، علم پیامبر و امام در تفسیر "من وحی القرآن"، دانشنامه موضوعی قرآن
- ↑ ر.ک. خوش باور، داوود، علم غیب از دیدگاه فریقین، ص ۱۰۳ ـ ۱۰۵
- ↑ ر.ک. خوش باور، داوود، علم غیب از دیدگاه فریقین، ص ۱۰۳ ـ ۱۰۵
- ↑ ر.ک. خوش باور، داوود، علم غیب از دیدگاه فریقین، ص ۱۰۳ ـ ۱۰۵
- ↑ صدوق، محمد، کمالالدین و تمام النعمه، ج ۲، ص ۵۳۹
- ↑ ر.ک. عظیمی، محمد صادق، سیر تطور گستره علم امام در کلام اسلامی، ص ۸۹
- ↑ ابن طاووس، علی، سعد السعود، ص ۲۸۴؛ الطرائف فی معرفه مذاهب الطوایف، ص ۱۳۶
- ↑ ر.ک. عظیمی، محمد صادق، سیر تطور گستره علم امام در کلام اسلامی، ص ۱۱۲
- ↑ کشف المحجه لثمره المهجه، ص ۹۱
- ↑ ر.ک. عظیمی، محمد صادق، سیر تطور گستره علم امام در کلام اسلامی، ص ۱۱۳
- ↑ شرح نهج البلاغه، ج ۱، ص ۱۹۶؛ مترجمان، قربان علی محمدی مقدم و علی اصغر نوابی یحیی زاده
- ↑ ر.ک. عظیمی، محمد صادق، سیر تطور گستره علم امام در کلام اسلامی، ص ۱۱۹
- ↑ اجوبه المسائل المهنائیه، ص ۱۴۸
- ↑ ر.ک. عظیمی، محمد صادق، سیر تطور گستره علم امام در کلام اسلامی، ص ۱۲۲
- ↑ علم الیقین فی اصول الدین، ج ۲، ص ۷۳۱ – ۷۳۳
- ↑ ر.ک. عظیمی، محمد صادق، سیر تطور گستره علم امام در کلام اسلامی، ص ۱۳۵
- ↑ مرآه العقول، ج ۳، ص ۱۲۹ و بحارالانوار، ج ۲۶، ص ۱۰۳ و ص ۱۰۹ و ص ۱۹۳ و ج ۲۷، ص ۲۷۳ و...
- ↑ ر.ک. عظیمی، محمد صادق، سیر تطور گستره علم امام در کلام اسلامی، ص ۱۲۸
- ↑ المباحث المشرقیة فی علم الالهیات و الطبیعیات، فصل هفتم، ص۴۲۲
- ↑ «و بدینگونه ما روحی از امر خویش را به تو وحی کردیم؛ تو نمیدانستی کتاب و ایمان چیست ولی ما آن را نوری قرار دادیم که بدان از بندگان خویش هر که را بخواهیم راهنمایی میکنیم و بیگمان تو، به راهی راست راهنمایی میکنی» سوره شوری، آیه 52.
- ↑ ر.ک. مهدی فر، حسن، علوم اهل بیت ویژگیها ابعاد و مبادی آن، ص ۳۶
- ↑ روح المعانی، ج ۲۷، ص ۹۷
- ↑ فتح الباری، ج ۱۱، ص ۲۹۱
- ↑ ر.ک. مهدی فر، حسن، علوم اهل بیت ویژگیها ابعاد و مبادی آن، ص ۳۶
- ↑ نک: الشریف المرتضی علی بن الحسین الموسوی، الشافی فی الامامه، تحقیق سید عبد الزهرا حسینی، مؤسسة الصادق للطباعة و النشر، طهران، ۱۴۰۷ه - ١٩٨١ م، ج ١٠، ص ۲۶؛ فی علم الکلام، ج١، ص ۲۶۲
- ↑ ر.ک. نادم، محمد حسن، علم غیب از نگاه عقل و وحی، ص ۳۲۵
- ↑ نک: السید محمود الآلوسی البغدادی، روح المعانی فی تفسیر القرآن الکریم و السّبع المثانی، دار احیاء التراث العربی، بیروت، بیتا، ج٢٠، ص ١٠-١٢
- ↑ ر.ک. نادم، محمد حسن، علم غیب از نگاه عقل و وحی، ص ۳۲۵
- ↑ ر.ک. خوش باور، داوود، علم غیب از دیدگاه فریقین، ص ۱۰۳ ـ ۱۰۵
- ↑ «بگو: من به شما نمیگویم که گنجینههای خداوند نزد من است و غیب نمیدانم و به شما نمیگویم که من فرشتهام؛ جز از آنچه به من وحی میشود پیروی نمیکنم؛ بگو:» سوره انعام، آیه 50.
- ↑ ر.ک. خوش باور، داوود، علم غیب از دیدگاه فریقین، ص ۱۰۳ ـ ۱۰۵
- ↑ ر.ک. خوش باور، داوود، علم غیب از دیدگاه فریقین، ص ۱۰۳ ـ ۱۰۵
- ↑ ر.ک. خوش باور، داوود، علم غیب از دیدگاه فریقین، ص ۱۰۳ ـ ۱۰۵
- ↑ ر.ک. خوش باور، داوود، علم غیب از دیدگاه فریقین، ص ۱۰۳ ـ ۱۰۵
- ↑ ر.ک. باقری، سید محمد فائز، بررسی علم اولیای الهی، ص ۷۹ ـ ۹۱
- ↑ المسائل العکبریة، ج۶، ص ۶۹-۷۱
- ↑ ر.ک. باقری، سید محمد فائز، بررسی علم اولیای الهی، ص ۷۹ ـ ۹۱؛ رنجبر، محسن، بررسی علم امام حسین به شهادت، فصلنامه کلام اسلامی، ش ۵۲، ص ۱۰۱؛ خوش باور، داوود، علم غیب از دیدگاه فریقین، ص ۱۰۳ ـ ۱۰۵؛ علی پور، ابراهیم، کلانتری، سکینه، علم امام از دیدگاه شیخ مفید و علامه طباطبایی، فصلنامه نامه جامعه، ش ۱۱۶، ص ۷۵ ـ ۷۹؛ موسوی حصینی، سید عبدالرحیم، آگاهی امامان از غیب، ص ۱۰۳؛ رهبری، حسن، علم پیامبر و امام در تفسیر "من وحی القرآن"، دانشنامه موضوعی قرآن؛ عظیمی، محمد صادق، سیر تطور گستره علم امام در کلام اسلامی، ص ۸۹ ـ ۱۶۵؛ جهانبخش، جویا، علم امامان در اصول الکافی، مجموعه مقالات فارسی کنگره بین المللی ثقة الاسلام کلینی، ص ۴۳۸
- ↑ تنزیه الأنبیاء، ج۴، ص۱۹۰
- ↑ ر.ک. باقری، سید محمد فائز، بررسی علم اولیای الهی، ص ۷۹ ـ ۹۱؛ رنجبر، محسن، بررسی علم امام حسین به شهادت، فصلنامه کلام اسلامی، ش ۵۲، ص ۱۰۱؛ نصیری، محمد حسین، گستره علم امام از دیدگاه آیات و روایات، صفحه؟؟؟؛ رهبری، حسن، علم پیامبر و امام در تفسیر "من وحی القرآن"، دانشنامه موضوعی قرآن؛ عظیمی، محمد صادق، سیر تطور گستره علم امام در کلام اسلامی، ص ۸۹ ـ ۱۶۵
- ↑ ر.ک. باقری، سید محمد فائز، بررسی علم اولیای الهی، ص ۷۹ ـ ۹۱
- ↑ ر.ک. باقری، سید محمد فائز، بررسی علم اولیای الهی، ص ۷۹ ـ ۹۱؛ رنجبر، محسن، بررسی علم امام حسین به شهادت، فصلنامه کلام اسلامی، ش ۵۲، ص ۱۰۱؛ موسوی حصینی، سید عبدالرحیم، آگاهی امامان از غیب، ص ۱۰۳؛ رهبری، حسن، علم پیامبر و امام در تفسیر "من وحی القرآن"، دانشنامه موضوعی قرآن؛ جمعی از نویسندگان، علم امام در دیدگاه شیخ مفید و شاگردان وی، دو فصلنامه حوزه، ش ۵۴، صفحه؟؟؟
- ↑ ر.ک. باقری، سید محمد فائز، بررسی علم اولیای الهی، ص ۷۹ ـ ۹۱؛ خوش باور، داوود، علم غیب از دیدگاه فریقین، ص ۱۰۳ ـ ۱۰۵؛ رهبری، حسن، علم پیامبر و امام در تفسیر "من وحی القرآن"، دانشنامه موضوعی قرآن؛ جمعی از نویسندگان، علم امام در دیدگاه شیخ مفید و شاگردان وی، دو فصلنامه حوزه، ش ۵۴، صفحه؟؟؟
- ↑ ر.ک. باقری، سید محمد فائز، بررسی علم اولیای الهی، ص ۷۹ ـ ۹۱
- ↑ ر.ک. باقری، سید محمد فائز، بررسی علم اولیای الهی، ص ۷۹ ـ ۹۱
- ↑ ر.ک. باقری، سید محمد فائز، بررسی علم اولیای الهی، ص ۷۹ ـ ۹۱؛ علی پور، ابراهیم، کلانتری، سکینه، علم امام از دیدگاه شیخ مفید و علامه طباطبایی، فصلنامه نامه جامعه، ش ۱۱۶، ص ۷۵ ـ ۷۹؛ علی پور، ابراهیم، کلانتری، سکینه، علم امام از دیدگاه شیخ مفید و علامه طباطبایی، فصلنامه نامه جامعه، ش ۱۱۶، ص ۷۵ ـ ۷۹
- ↑ ر.ک. باقری، سید محمد فائز، بررسی علم اولیای الهی، ص ۷۹ ـ ۹۱
- ↑ ر.ک. باقری، سید محمد فائز، بررسی علم اولیای الهی، ص ۷۹ ـ ۹۱
- ↑ ر.ک. باقری، سید محمد فائز، بررسی علم اولیای الهی، ص ۷۹ ـ ۹۱