سوره ق در علوم قرآنی
مقدمه
پنجاهمین سوره قرآن و سی و چهارمین آن به ترتیب نزول، نازل شده در مکه با موضوع محوری معاد و مسائل پیرامون آن، پاسخ به شبهات امکان رستاخیز. نام سوره از آیه اول آن اخذ شده است. ﴿ق وَالْقُرْآنِ الْمَجِيدِ﴾[۱]. نام دیگر آن «باسقات» (جمع باسقه)، به معنای درختان بلند ﴿وَالنَّخْلَ بَاسِقَاتٍ لَهَا طَلْعٌ نَضِيدٌ﴾[۲] است.
بیست و هشتمین سوره از سورههای بیست و نُه گانهای است که با حروف مقطعه (در اینجا ق = قاف) آغاز میگردد و ششمین سوره از سورههای بیست و سه گانهای است که با سوگند آغاز میشود و این سوره بعد از حروف مقلعه با سوگند به قرآن افتتاح میشود. دارای ۴۵ آیه و۳۷۳ کلمه است. از نظر حجم از سورههای «مفصلات» قرآن و در این مجموعه نیز از نوع «طوال» است و در حدود نیم حزب قرآن است.
از رسول خدا (ص) روایت شده است: هر کس سوره ق را قرائت کند خداوند سختیها و سکرات مرگ را بر وی آسان میکند[۳]. جهت وسعت رزق، روزی سه بار خواندن آن رو به قبله، اثری عجیب دارد.
این سوره از امکان معاد و این که انسانها چگونه بعد از مردن و پوسیده شدن دوباره زنده میشوند سخن میگوید، استدلال بر امکان معاد از راه توجه دادن به نظام آفرینش و زنده ساختن زمین مرده با فرود آمدن باران زندگی بخش، استدلال به امکان معاد از راه توجه دادن به آغاز آفرینش، توجه دادن به ضبط و ثبت گفتارها و عملکردها برای روز رستاخیز از نشانههای توحید و قدرت الهی دانستن آنها و چند دستور اخلاقی، عرفانی و اجتماعی به رسول خدا و در پایان، خداوند به رسول الله و مؤمنین دستور میدهد که پروردگار خود را با تسبیح حق عبادت کنید.
ساختار
سوره ق دارای ۵ بخش است. آیات ﴿ق وَالْقُرْآنِ الْمَجِيدِ بَلْ عَجِبُوا أَن جَاءَهُمْ مُنذِرٌ مِّنْهُمْ فَقَالَ الْكَافِرُونَ هَذَا شَيْءٌ عَجِيبٌ أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا ذَلِكَ رَجْعٌ بَعِيدٌ قَدْ عَلِمْنَا مَا تَنقُصُ الأَرْضُ مِنْهُمْ وَعِندَنَا كِتَابٌ حَفِيظٌ بَلْ كَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمَّا جَاءَهُمْ فَهُمْ فِي أَمْرٍ مَّرِيجٍ أَفَلَمْ يَنظُرُوا إِلَى السَّمَاء فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْنَاهَا وَزَيَّنَّاهَا وَمَا لَهَا مِن فُرُوجٍ وَالأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ تَبْصِرَةً وَذِكْرَى لِكُلِّ عَبْدٍ مُّنِيبٍ وَنَزَّلْنَا مِنَ السَّمَاء مَاء مُّبَارَكًا فَأَنبَتْنَا بِهِ جَنَّاتٍ وَحَبَّ الْحَصِيدِ وَالنَّخْلَ بَاسِقَاتٍ لَّهَا طَلْعٌ نَّضِيدٌ رِزْقًا لِّلْعِبَادِ وَأَحْيَيْنَا بِهِ بَلْدَةً مَّيْتًا كَذَلِكَ الْخُرُوجُ كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَأَصْحَابُ الرَّسِّ وَثَمُودُ وَعَادٌ وَفِرْعَوْنُ وَإِخْوَانُ لُوطٍ وَأَصْحَابُ الأَيْكَةِ وَقَوْمُ تُبَّعٍ كُلٌّ كَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ وَعِيدِ أَفَعَيِينَا بِالْخَلْقِ الأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِّنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ ﴾[۴] (بخش اول، پاسخ به شبهه امکان باز زنده کردن انسان در قیامت).
آیات ﴿ وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيَانِ عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمَالِ قَعِيدٌ مَا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلاَّ لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ وَجَاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذَلِكَ مَا كُنتَ مِنْهُ تَحِيدُ وَنُفِخَ فِي الصُّورِ ذَلِكَ يَوْمُ الْوَعِيدِ وَجَاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَّعَهَا سَائِقٌ وَشَهِيدٌ لَقَدْ كُنتَ فِي غَفْلَةٍ مِّنْ هَذَا فَكَشَفْنَا عَنكَ غِطَاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ وَقَالَ قَرِينُهُ هَذَا مَا لَدَيَّ عَتِيدٌ أَلْقِيَا فِي جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٍ مَّنَّاعٍ لِّلْخَيْرِ مُعْتَدٍ مُّرِيبٍ الَّذِي جَعَلَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ فَأَلْقِيَاهُ فِي الْعَذَابِ الشَّدِيدِ ﴾[۵] (بخش دوم، پاسخ به شبهات امکان ثبت اعمال انسان).
آیات ﴿قَالَ قَرِينُهُ رَبَّنَا مَا أَطْغَيْتُهُ وَلَكِن كَانَ فِي ضَلالٍ بَعِيدٍ قَالَ لا تَخْتَصِمُوا لَدَيَّ وَقَدْ قَدَّمْتُ إِلَيْكُم بِالْوَعِيدِ مَا يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ وَمَا أَنَا بِظَلاَّمٍ لِّلْعَبِيدِ يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَتَقُولُ هَلْ مِن مَّزِيدٍ وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ بَعِيدٍ هَذَا مَا تُوعَدُونَ لِكُلِّ أَوَّابٍ حَفِيظٍ مَنْ خَشِيَ الرَّحْمَن بِالْغَيْبِ وَجَاءَ بِقَلْبٍ مُّنِيبٍ ادْخُلُوهَا بِسَلامٍ ذَلِكَ يَوْمُ الْخُلُودِ لَهُم مَّا يَشَاؤُونَ فِيهَا وَلَدَيْنَا مَزِيدٌ ﴾[۶] (بخش ۳، فرجام گنهکاران جهنم و فرجام متقیان بهشت است).
آیات ﴿ وَكَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّن قَرْنٍ هُمْ أَشَدُّ مِنْهُم بَطْشًا فَنَقَّبُوا فِي الْبِلادِ هَلْ مِن مَّحِيصٍ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَذِكْرَى لِمَن كَانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَهُوَ شَهِيدٌ وَلَقَدْ خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَمَا مَسَّنَا مِن لُّغُوبٍ فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ الْغُرُوبِ ﴾[۷] (بخش ۴، هشدار به منکران معاد).
آیات ﴿وَمِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَأَدْبَارَ السُّجُودِ وَاسْتَمِعْ يَوْمَ يُنَادِ الْمُنَادِ مِن مَّكَانٍ قَرِيبٍ يَوْمَ يَسْمَعُونَ الصَّيْحَةَ بِالْحَقِّ ذَلِكَ يَوْمُ الْخُرُوجِ إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي وَنُمِيتُ وَإِلَيْنَا الْمَصِيرُ يَوْمَ تَشَقَّقُ الأَرْضُ عَنْهُمْ سِرَاعًا ذَلِكَ حَشْرٌ عَلَيْنَا يَسِيرٌ نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَقُولُونَ وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِجَبَّارٍ فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَن يَخَافُ وَعِيدِ ﴾[۸] (بخش ۵، دعوت رسول الله به صبر و تذکر دادن به وسیله قرآن نسبت به کسانی که از خدای ندیده میترسند).
سوره ق پاسخ به شبهات منکران رستاخیز و دستور سیر الی الله است.
این سوره، به مسئله دعوت اسلام و به آنچه در این دعوت است اشاره میکند، یعنی انذار به معاد و انکار مشرکین به معاد و تعجبی که از آن داشتند که بعد از مردن و بطلان شخصیت آدمی و خاک شدنش چگونه دوباره زنده میشود و به همان صورت و وضعی که قبل از مرگ داشت برمیگردد؟ آنگاه تعجب آنان را رد میکند به این که علم الهی محیط به ایشان است و کتاب حفیظ که هیچ یک از احوال خلقش و هیچ (خرد و کلان) حرکت و سکون آنها از قلم آن کتاب نیفتاده نزد او است. آنگاه این منکرین را تهدید میکند به اینکه اگر به راه نیایند بر سرشان همان خواهد آمد که بر سر امتهای هلاک شده گذشته آمد. و آنگاه برای بار دوم باز به علم و قدرت خدای تعالی پرداخته از راه تدبیری که در خلقت آسمانها و آراستن آن با ستارگان بیحرکت و با حرکت و تدابیر دیگری که به کار برده و نیز تدبیری که در خلقت زمین به کار برده و آن را گسترده و کوههای ریشهدار در آن جایگزین ساخته و گیاهان نر و ماده در آن رویانیده و نیز به این که آب را از آسمان فرستاده و ارزاق بندگان را تأمین نموده و زمین را با آن آب زنده کرده است، علم و قدرت او را اثبات میکند. همچنین و به همین منظور، به بیان حال انسان میپردازد که از اولین روزی که خلق شده و تا زنده است تحت مراقبت شدید و دقیق قرار دارد، به گونهای که یک کلمه نمیگوید یا یک خاطره به دلش خطور نمیدهد، مگر آنکه همهاش را ثبت میکنند. آنگاه بیان میکند که وقتی انسان از دنیا رفت با او چه معاملهای میشود و بعد از زنده شدنش برای حساب، همچنان در تحت مراقبت هست تا آنکه از حساب فارغ شود و در نتیجه، یا به آتش درآید (اگر از تکذیب کنندگان حق باشد) و یا به بهشت و قرب پروردگار نائل شود؛ اگر از متقین باشد.
افتتاح و اختتام سوره با نام قرآن، حق و ذکر معاد است که به خوبی تقارن کلامی و مفهومی این دو بخش را نشان میدهد با این تفاوت که در بخش آخر تأکید میکند که قرآن مشکل گشای کسانی است که دغدغه فلسفه حیات و فرجام زندگی را دارند. بخش آخر تفریع و نتیجهگیری از همه مطالب گذشته است. از آن جمله: مسئله انکار معاد از ناحیه مشرکین، سخن از جزئیات معاد و استدلال بر آن، تهدید منکرین و تکذیب کنندگان نبوت خاتم الانبیاء، تهدید آنان به این که سرنوشتشان همان است که تکذیب کنندگان از امتهای گذشته بدان مبتلا شدند. بخش ۲ و بخش ۴ در تقارن توضیحی هستند. در بخش ۲، ادله اثبات معاد تبیین شده است و در بخش ۴، هشدار داده شده است که در صورت عدم توجه به اصل معاد در زندگی دنیوی، در آخرت با عواقب وخیم اعمال زشت دنیوی خود روبهرو میشوید.
بخش سوم سوره، حاوی پیام مرکزی سوره «ق» است که فرجام حیات ابدی گنهکاران و متقین را روشن میسازد و آدمی را با این یادآوری شوکآور دعوت به کار خیر در زندگی دنیوی مینماید. اصل مرگ آگاهی و فرجام باوری، نخ تسبیح آیات این سوره است. در اختتام سوره خدا، رسول خود را به عنوان انسان کامل که اسوه برتر سالکان است دعوت به صبر، ذکر و انجام نوافل برای سیر الی الله امر کرده است. خامهگر و طباطبایی سوره «ق» را به سه بخش متفاوت از جهت آیات مندرج تقسیم کردهاند[۹].
نکات: واژه «مجید» از ریشه «مجد» به مفهوم بزرگوار و باعظمت و صاحب شرافت و مجد آمده است. ﴿وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ﴾[۱۰]. کلمه «ورید» به معنای رگی است که از قلب جدا شده و در تمامی بدن منتشر میشود و خون در آن جریان دارد. بعضی هم گفتهاند: به معنای رگ گردن و حلق است. به هر حال، در آیه شریفه آن را طناب (ورید) ذکر کرده است؛ شاید به دلیل این که شبیه به طناب است. اضافه حبل به «ورید» اضافه بیانیه است. و معنای جمله این است که: ما به انسان از رگ وریداش که در تمامی اعضاء بدن انسان جریان یافته است به او نزدیکتریم، آن وقت چگونه به او و به آنچه در دل او میگذرد آگاه نیستیم؟ این جمله میخواهد مقصود را با عبارتی ساده و همه کس فهم اداء کرده باشد وگرنه مسئله نزدیکی خدا به انسان، مهمتر از این و خدای سبحان بزرگتر از آن است، برای این که خدای تعالی، کسی است که نفس آدمی را آفریده و آثاری برای آن قرار داده است. پس خدای تعالی بین نفس آدمی و خود نفس و بین نفس آدمی و آثار و افعالش واسطه است. در نتیجه خدا از هر جهتی که فرض شود و حتی از خود انسان به انسان نزدیکتر است و چون این معنا، معنای دقیقی است که تصورش برای فهم بیشتر مردم دشوار است؛ لذا خدای تعالی به اصطلاح دست کم را گرفته که همه بفهمند و به این حد اکتفا کرده که بفرماید: «ما از طناب ورید به او نزدیکتریم». و یا در جای دیگر قریب به این معنا را آورده بفرماید: ﴿أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ﴾[۱۱].
متقین اهل بهشت در حالی که در بهشتند، مالک و صاحب اختیار هر چیزی هستند که مشیت و ارادهشان به آن تعلق بگیرد. و خلاصه هر چه را بخواهند در اختیارشان قرار میگیرد، بدون هیچ قیدی و استثنائی. پس هر چیزی که ممکن باشد اراده و مشیت انسان به آن تعلق بگیرد، آن را دارند.
کلمه «قلب» در آیات ﴿مَنْ خَشِيَ الرَّحْمَنَ بِالْغَيْبِ وَجَاءَ بِقَلْبٍ مُنِيبٍ﴾[۱۲] و ﴿إِنَّ فِي ذَلِكَ لَذِكْرَى لِمَنْ كَانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَهُوَ شَهِيدٌ﴾[۱۳] به معنای آن نیرویی است که آدمی به وسیله آن تعقل میکند و حق را از باطل تمیز میدهد و خیر را از شر جدا میکند و بین سودمند و مضر فرق میگذارد و اگر تعقل نکند و چنین تشخیص و جداسازی نداشته باشد، در حقیقت وجود او مثل عدمش خواهد بود، چون چیزی که اثر ندارد وجود و عدمش برابر است و معنای «القاء سمع» همان گوش دادن است. گویا انسان در هنگام گوش دادن به سخن کسی، گوش خود را در اختیار او میگذارد تا گوینده هر چه خواست به او بفهماند. و کلمه «شهید» در آیه ﴿إِنَّ فِي ذَلِكَ لَذِكْرَى لِمَنْ كَانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَهُوَ شَهِيدٌ﴾[۱۴] به معنای حاضر و مشاهده کننده است و معنای آیه این است که: در آنچه از حقائق که از آن خبر دادیم و آنچه از داستانهای امتهای هلاک شده که بدان اشاره نمودیم تذکری است که هر کس تعقل کند با آن متذکر میگردد و آنچه خیر و نفعش در آن است انتخاب مینماید و هر کس که گوش بدهد و آن را بشنود و اشتغالات غیر حق، او را از شنیدن حق مشغول نکرده باشد و در عین حال حاضر به شنیدن و فرا گرفتن شنیدههای خود باشد از آن متذکر میشود. در این آیه، بین کسی که قلب دارد و کسی که گوش دهد در حالی که شاهد هم باشد، به طور تردید آمده و فرموده یا آن یا این. این تردید، به لحاظ آن است که مؤمن به حق دو جور است، یا کسی است که دارای عقل است و میتواند حق را دریابد و بگیرد و در آن تفکر کند و بفهمد حق چیست و به آن اعتقاد پیدا کند و یا کسی است که تفکرش نیرومند نیست، تا حق و خیر و سودمند را از باطل و شر و مضر تمیز دهد. چنین کسی باید از دیگران بپرسد و پیروی کند و اما کسی که نه نیروی تعقل دارد و نه حاضر است از گواهان، سخن حق را بشنود، هر چند آن گواه و شاهد رسالت داشته باشد و او را انذار کند، چنین کسی جاهلی است لجباز، نه قلب دارد و نه گوش، همچنان که در جای دیگر قرآن میبینیم که میفرماید ﴿وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ﴾[۱۵].[۱۶]
رسول خدا (ص) فرمود: چون روز قیامت شود، خدای تعالی به من و به علی (ع) فرمان میدهد که: هر کس شما را به خشم آورده در آتش افکنید و هر کس (خوشنودتان کرده و) دوستتان داشته، داخل بهشت سازید، این است معنا و یا تأویل آیه ﴿أَلْقِيَا فِي جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٍ﴾[۱۷].[۱۸]
آیات مشهور
﴿نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ﴾[۱۹].
علامه طباطبایی سه آیه بعد را، به عنوان آیات برجسته و مشهور سوره ق در تفسیر المیزان معرفی کرده است:
﴿لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هَذَا فَكَشَفْنَا عَنْكَ غِطَاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ﴾[۲۰]؛
﴿يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَتَقُولُ هَلْ مِنْ مَزِيدٍ﴾[۲۱]؛
منابع
پانویس
- ↑ «قاف، سوگند به قرآن بلند جایگاه» سوره ق، آیه ۱.
- ↑ «و خرمابنهای بالا بلند را که شکوفههای بر هم نهاده (و انبوه) دارند» سوره ق، آیه ۱۰.
- ↑ مجمع البیان.
- ↑ «قاف، سوگند به قرآن بلند جایگاه. بلکه کافران از اینکه بیمدهندهای از میان خودشان برای آنان آمد به شگفتی افتادند و گفتند:این چیزی شگرف است. آیا چون مردیم و خاک شدیم (باز زنده میشویم)؟ این بازگشتی دور (از باور) است. همانا ما میدانیم که زمین از آنان چه خواهد کاست و نزد ما کتابی نگهدارنده (ی همه چیز) است. بلکه، حقّ را چون نزدشان آمد دروغ انگاشتند پس، در کاری پیچ در پیچ افتادند. آیا در آسمان بر فراز سرشان ننگریستهاند که چگونه آن را ساختیم و آراستیم و هیچ رخنهای ندارد؟ و زمین را گستردیم و در آن کوهسارهایی گماردیم و در آن از هر گونه زیبا گیاهی رویاندیم. برای دیدهور کردن و یادکرد هر بنده اهل بازگشت. و از آسمان، آبی خجسته فرو فرستادیم آنگاه با آن بوستانها و دانه درویدنی رویاندیم. و خرمابنهای بالا بلند را که شکوفههای بر هم نهاده (و انبوه) دارند. تا روزی بندگان شود و با آن (آب)، سرزمین مرده را بارور کردیم؛ رستخیز (نیز) همین گونه است. پیش از آنان قوم نوح و اصحاب رسّ و ثمود دروغانگاری کردند. و عاد و فرعون و قوم لوط نیز. و اصحاب ایکه و قوم تبّع همگی پیامبران را دروغزن خواندند آنگاه بیم دادن من (بر آنان) به حقیقت پیوست. پس آیا در آفرینش نخستین وامانده بودیم؟ نه، بلکه آنان از آفرینش تازه در تردیدند» سوره ق، آیه ۱-۱۵.
- ↑ «و همانا ما انسان را آفریدهایم و آنچه درونش به او وسوسه میکند میدانیم و ما از رگ گردن به او نزدیکتریم. (آدمی باید یاد کند) هنگامی را که دو فرشته فراگیرنده که از راست و چپ (او) نشستهاند، (کارهای او را) فرا میگیرند. هیچ سخنی بر زبان نمیآورد مگر آنکه نزد او فرشته مراقبی حاضر است (تا آن سخن را بنویسد). و مستی مرگ، حقیقت را (پیش چشم) میآورد؛ این همان است که از آن کناره میکردی و در صور میدمند، این روز وعده عذاب است. و با هر کسی که میآید گسیلکننده و گواهی است. به راستی تو از این غافل بودی پس ما پرده را از (پیش چشم) تو کنار زدیم و امروز چشمت تیزنگر است. و (فرشته) همنشین وی میگوید: این چیزی است که نزد من آماده است. هر ناسپاس ستیزهجو را در دوزخ افکنید! هر بازدارنده از کار نیک، تجاوزکار دو دل را. همان که با خداوند، خدایی دیگر نهاد پس او را در عذاب سخت افکنید» سوره ق، آیه ۱۶-۲۶.
- ↑ «(شیطان) همنشین وی میگوید: پروردگارا! من او را به سرکشی وا نداشتم بلکه (او خود) در گمراهی ژرفی بود. میفرماید: نزد من با هم مستیزید که من به شما وعده عذاب را از پیش داده بودم. سخن نزد من دگرگون نمیگردد و من با بندگان، ستمکاره نیستم. (یاد کنید) روزی (را) که ما به دوزخ میگوییم: سیر شدی؟ و میگوید: آیا بیش هست؟ و بهشت را برای پرهیزگاران نزدیک میآورند چنانکه دور نباشد. این چیزی است که به هر توبهکار خویشتنداری از شما وعده میدادند. همان که از (خداوند) بخشنده در نهان میهراسد و دلی بازگردنده (به درگاه ما) میآورد. بدان با سلامتی درآیید که این روز جاودانگی است. در آن است آنچه بخواهند و نزد ما، بیشتر (نیز) هست» سوره ق، آیه ۲۷-۳۵.
- ↑ «و چه بسیار نسلهای پیش از آنان را نابود کردیم که از آنها سرسختتر بودند و در شهرها راهها باز کردند (تا دریابند که) آیا گریزگاهی هست؟ بیگمان در این، یادکردی است برای آنکه دلی دارد یا (به سخن) گوش میسپارد در حالی که خود گواه است. و ما آسمانها و زمین و آنچه را میان آنهاست در شش روز آفریدیم و هیچ ماندگی به ما نرسید. پس بر آنچه میگویند شکیبا باش و پروردگارت را پیش از برآمدن خورشید و پیش از غروب با سپاس به پاکی بستای!» سوره ق، آیه ۳۶-۳۹.
- ↑ «و در پاسی از شب و به دنبال سجدهها (نیز) او را به پاکی بستای! و به روزی گوش فرا دار که بانگ برآورنده از جایگاهی نزدیک، بانگ برآورد. روزی که بانگ آسمانی راستین را بشنوند، همان، روز رستخیز است. بیگمان ماییم که زنده میگردانیم و میمیرانیم و بازگشت (هر چیز) به سوی ماست. روزی که زمین از آنان که شتابانند، بشکافد؛ این گردآوردنی است که بر ما آسان است. ما به آنچه میگویند داناتریم و تو بر آنان چیره نیستی از این روی هر کس را که از وعده عذاب من میهراسد با قرآن پند بده!» سوره ق، آیه ۴۰-۴۵.
- ↑ ساختار سورههای قرآن، المیزان.
- ↑ «و ما از رگ گردن به او نزدیکتریم» سوره ق، آیه ۱۶.
- ↑ «و بدانید که خداوند میان آدمی و دل او میانجی میشود» سوره انفال، آیه ۲۴.
- ↑ «همان که از (خداوند) بخشنده در نهان میهراسد و دلی بازگردنده (به درگاه ما) میآورد» سوره ق، آیه ۳۳.
- ↑ «بیگمان در این، یادکردی است برای آنکه دلی دارد یا (به سخن) گوش میسپارد در حالی که خود گواه است» سوره ق، آیه ۳۷.
- ↑ «بیگمان در این، یادکردی است برای آنکه دلی دارد یا (به سخن) گوش میسپارد در حالی که خود گواه است» سوره ق، آیه ۳۷.
- ↑ «و میگویند: اگر ما سخننیوش یا خردورز میبودیم در زمره دوزخیان نبودیم» سوره ملک، آیه ۱۰.
- ↑ المیزان.
- ↑ «هر ناسپاس ستیزهجو را در دوزخ افکنید!» سوره ق، آیه ۲۴.
- ↑ مجمع البیان.
- ↑ «و ما از رگ گردن به او نزدیکتریم» سوره ق، آیه ۱۶.
- ↑ «به راستی تو از این غافل بودی پس ما پرده را از (پیش چشم) تو کنار زدیم و امروز چشمت تیزنگر است» سوره ق، آیه ۲۲.
- ↑ «(یاد کنید) روزی (را) که ما به دوزخ میگوییم: سیر شدی؟ و میگوید: آیا بیش هست؟» سوره ق، آیه ۳۰.
- ↑ «در آن است آنچه بخواهند و نزد ما، بیشتر (نیز) هست» سوره ق، آیه ۳۵.
- ↑ صفوی، سید سلمان، مقاله «سوره ق»، دانشنامه معاصر قرآن کریم.