از جمله "مردن با عزت از زندگی در ذلت بهتر است و بر آن ترجیح دارد". و نیز جمله معروف ایشان "هَیهَاتَ مِنَّا الذِّلَّة"[۲] در واقع مبتنی بر اصل عدم پذیرش سلطهکافران است.
آیات و روایات بسیاری وجود دارد که هرگونه ارتباط و داد و ستدی که موجب سلطه بیگانگان بر مسلمان شود، اعم از سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی، نارواست و جایز نیست. فقها از این مطلب تحت عنوان قاعده "نفی سبیل" یاد میکنند.
امام خمینی مینویسد: در همه حال، شعار ما قطع ایادی اجانب راست و چپ از کشور است... و هر کس در هر مقامی و به هر صورتی اجازه دخالت اجانب را در وطن عزیز ما چه با صراحت و چه به وسیله طرحهایی که لازمهاش ادامه تسلط اجنبی یا ایجاد تسلط تازهای باشد خائن به اسلام و کشور است[۶].
قرآن کریم تأکید میکند که جامعه اسلامی با جامعهکفر، در دو نقطه متقابل هستند و اهدافشان کاملاً با یکدیگر تضاد دارد. از اینرو نمیتوانند با هم رابطه دوستانه داشته باشند، ... دوستی با کفار، انسان را به نفاق میکشاند. اگر کسی از مسلمانان با آنان رابطه دوستانه داشته باشد، از آنها خواهد بود و در جرگه ولایت آنان قرار خواهد گرفت[۹][۱۰].
امام سجاد (ع) در دعای چهل و هشتم و در عبارت چهاردهم آن میفرمایند: "بارخدایا بر محمد و آل او درود فرست؛ و عده و شمارش (جماعت و گروه) ایشان را بسیار فرما؛ و سلاحها (ابزار جنگ مانند شمشیر و نیزه و تیر) آنان را تیز و بران نما؛ و حدود و اطراف ایشان را نگهداری کن؛ و اطراف را محکم گردان؛ و گروهشان را پیوند و آشنایی ده؛ و کارشان را شایسته فرما؛ و آذوقههاشان را پی در پی برسان؛ و سختیهایشان را به تنهایی کارگزاری کن؛ و ایشان را به یاری کردن و کمک و به شکیباییهمراهی و در مکر و فریب (ایشان به دشمنانشان) دقت نظر عطا فرما"[۱۵]
امام (ع) در دعای بیست و هفتم و در عبارت پانزدهم آن میفرمایند: "پس هرگاه با دشمن تو و دشمن خود (کفار که قصد جنگیدن و تباه ساختن او را دارند) روبهرو شود آنان را در پیش چشمش اندک نما؛ و مقامشان را در دلش کوچک ساز؛ و او را بر ایشان غلبه ده و آنها را بر او چیره مگردان؛ پس اگر زندگانیاش را به نیکبختی پایان داده، شهادت (کشته شدن در راه حق) را برایش مقدر نمودی، شهادتش پس از آن باشد که دشمنت را به کشتن هلاک و تباه کند؛ و پس از آن باشد که اسیری و دستگیری آنها را به رنج افکند، و پس از آن باشد که در مرزهای مسلمانان (یا در طوایف ایشان) ایمنی و آرامش برقرار شود؛ و پس از آن باشد که دشمنانت (به میدان جنگ) پشت کرده، شکست خورده برگردند"[۱۶][۱۷].
امام (ع) در دعای بیست و یکم و در عبارت یازدهم آن میفرمایند: "و تقوی و ترس از کیفر خود را از دنیا (برای سفر آخرت) توشهام؛ و سفر مرا به سوی رحمتت؛ و ورود مرا (روز رستاخیز) در خشنودیت، و جایم را در بهشتت گردان؛ و مرا توانایی بخش که با آن، همه خشنودی تو را بردارم؛ و گریزم را به سوی خود، و خواهشم را در آنچه نزد تو است قرار ده؛ و دلم را از بدیهای خلق خویش (گناهکاران) برهان، و خو گرفتن به خود و دوستانت (پیغمبران و اوصیا) و پیروانت (مؤمنین) را به من ببخش"[۱۸][۱۹].
امام (ع) در دعای بیست و یکم و در عبارت دوازدهم آن میفرمایند: "بارخدایا مرا چنان قرار ده که هنگام اضطرار به کمک و یاری تو بر دشمن حمله آورم، و هنگام نیازمندی از تو بخواهم، و هنگام درویشی (یا ذلت و خواری) به درگاه تو زاری کنم، و مرا چون بیچاره شوم به یاری خواستن از غیر خود و چون فقیر گردم به فروتنی برای درخواست از غیر خویش و چون بترسم به زاری کردن پیش غیر خود آزمایش (یا گمراه) مفرما که به آن سبب، سزاوار خواری و بازداشتن (از رحمت) و روی گردانیدن (کیفر) تو شوم، ای بخشندهترین بخشندگان"[۲۰]؛
امام (ع) در دعای بیستم و در عبارت یازدهم آن میفرمایند: "بارخدایا بر محمد و آل او درود فرست؛ و فراخترین روزیات را بر من هنگام پیری و قویترین تواناییت را در من هنگامی که به رنج افتم قرار ده؛ و مرا به کاهلی و سستی در بندگیات و کوری (گمراهی) از راهت (دین خود) و درخواست خلاف دوستیات (رضا و خشنودیات) و گرد آمدن با کسی که از تو دوری گزیده (پیرو فرمان تو نیست) و پراکندگی از کسی که از تو جدا نگردیده (فرمانبردار تو است) گرفتار مکن"[۲۲]؛
امام (ع) در این عبارت از خداوند میخواهد که ایشان را با کسی که از خدا دوری گزیده همنشین نکند و از کسی که پیرو احکام خدا و دین اوست، دور نکند. مسلم است، کسانی که از خدا دوری گزیدهاند، همان کفار هستند که حضرت حتی همنشینی با آنان را نمیخواهد تا چه رسد به دوستی و تسلط آنان.
امام (ع) در دعای بیست و یکم و در عبارت سیزدهم آن میفرمایند: "خدایا بر محمد و آل او درود فرست؛ و مرا با ایشان همنشین (پیرو) و یاری کننده به آنان گردان؛ و به شوق و دلباختگی به خود و به انجام آنچه دوست داری و خشنود میگردی بر من منت گذار (توفیق عطا فرما) زیرا تو بر هر چیز توانایی؛ و خواسته من برای تو آسان است"[۲۳][۲۴].
امام (ع) در دعای بیست و سوم و در عبارت ششم آن میفرمایند: "و من و فرزندانم را از شیطانرانده شده (از رحمت) و از شر و بدی جانور زهردار نکشنده (مانند زنبور و کژدم) و جانور زهردار کشنده (مانند مار) و همه جانوران و چشم زخم؛ و از شر هر شیطانسرکشی (تباهکاران و گمراه کنندگان) و از شر هر پادشاهستمگری؛ و از شر هر فرورفته در ناز و نعمت که خدمتگزارانش او را تعظیم نموده فرمانهایش را زود انجام میدهند؛ و از شر (گفتار و کردار) هر ناتوان و توانایی؛ و از شر هر بزرگوار و پستی؛ و از شر هر خرد و بزرگی؛ و از شر هر نزدیک و دوری (خویشان و بیگانگان) و از شر هر که از جن و انس برای پیغمبرت و خاندانش (حضرت زهرا و ائمه اطهار (ع)) جنگی (دشمنی) برپا کرده و آشکار ساخته؛ و از شر هر حیوان که تو موی جلو سر آنها را گیرندهای (که بر آنها تسلط داری) پناه ده؛ زیرا تو بر راه عدل و راستی هستی (پس کسی که به تو پناه برد تباه نمیگردد؛ و کسی که ستم کند از چنگ تو نمیرهد)"[۲۵][۲۶].
امام (ع) در دعای بیستم و در عبارت دوازدهم آن میفرمایند: "بارخدایا مرا چنان قرار ده که هنگام اضطرار به (کمک و یاری) تو (بر دشمن) حمله آورم، و هنگام نیازمندی از تو بخواهم، و هنگام درویشی (یا ذلت و خواری) به درگاه تو زاری کنم، و مرا چون بیچاره شوم به یاری خواستن از غیر خود و چون فقیر گردم به فروتنی برای درخواست از غیر خویش و چون بترسم به زاری کردن پیش غیر خود آزمایش (یا گمراه) مفرما که به آن سبب، سزاوار خواری و بازداشتن (از رحمت) و روی گردانیدن (کیفر) تو شوم، ای بخشندهترین بخشندگان"[۲۷]؛
امام (ع) در این عبارت از خداوند میخواهد که ایشان را از بدعتگزاران و کسانی که رأی و اندیشه جدیدی از پیش خود میسازند دور نماید. به روشنی میدانیم کسانی که در دین بدعتگزاری میکنند و اندیشه جدیدی غیر از دین و راه مستقیم میآورند، همان کفارند.
میتوان تمام کسانی را که از مسیر فرمان خداوند بیرون هستند جزء افرادی دانست که از دوستی و همصحبتی با آنها نهی شده است و چنین افرادی همان بندگان گنهکارند که به "شرار خلق" تعبیر شدهاند[۳۰][۳۱].
↑این قاعده در کتابهای مهم و معتبر شیعی نظیر سرائر، انوار الفقاهه، الکافی، الغنیه، المقنعه، المراسم، النهایه، شرایع الاسلام، قواعد الاحکام، جواهر الکلام، تحت عنوان عدم سلطه کفار بر مسلمانان آمده است.
↑اخلاق در قرآن، ج۳، ص۱۰۸ و ۱۱۰. در قرآن کریم آمده است: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءَكُمْ مِنَ الْحَقِّ يُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَإِيَّاكُمْ أَنْ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّكُمْ إِنْ كُنْتُمْ خَرَجْتُمْ جِهَادًا فِي سَبِيلِي وَابْتِغَاءَ مَرْضَاتِي تُسِرُّونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَأَنَا أَعْلَمُ بِمَا أَخْفَيْتُمْ وَمَا أَعْلَنْتُمْ وَمَنْ يَفْعَلْهُ مِنْكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاءَ السَّبِيلِ﴾ «ای مؤمنان! اگر برای جهاد در راه من و به دست آوردن خرسندی من (از شهر خود) بیرون میآیید، دشمن من و دشمن خود را دوست مگیرید که به آنان مهربانی ورزید در حالی که آنان به آنچه از سوی حق برای شما آمده است کفر ورزیدهاند؛ پیامبر و شما را (از شهر خود) بیرون میکنند که چرا به خداوند -پروردگارتان- ایمان دارید، پنهانی به آنان مهربانی میورزید و من به آنچه پنهان و آنچه آشکار میدارید داناترم و از شما هر کس چنین کند به یقین، راه میانه را گم کرده است» سوره ممتحنه، آیه ۱.