مرجعیت علمی اهل بیت در تفسیر و علوم قرآنی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقدمه

مرجعیت علمی و دینی بعد از پیامبر اکرم(ص) از مسائلی است که در بین فِرَق اسلامی همواره مورد اختلاف بوده است. پیروان مکتب اهل بیت معتقدند ائمه(ع) با توجه به دارا بودن مقام عصمت و علم لدنی (که در جای خود با براهین عقلی و نقلی اثبات شده است) تنها مرجع علمی بعد از پیامبر اعظم(ص) هستند که برای فهم درست کتاب و سنت باید به ایشان مراجعه کرد برای این ادعا علاوه بر ادله عقلی به آیات و روایاتی استدلال می‌کنند. از جمله آیاتی که به آن استدلال کردند آیه ۴٣ سوره نحل است که در سوره انبیا آیه ٧ با تفاوت اندکی تکرار شده است. خداوند متعال می‌فرماید: ﴿وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ[۱].

واژۀ «اهل»

«أهل‌» به معنای خانواده و خاندان آمده است أَهْلُ الرَّجُلِ در اصل کسانی‌اند که با او در یک خانه زندگی می‌کنند، بعد به طور مجاز به کسانی که آنها را یک نسب جمع می‌کند اهل بیت آن مرد گفته‌اند. اهل مرد، عشیره و اقربای اوست و أهل الامر والیان امرند، اهل خانه، ساکنان آن‌اند و اهل مذهب، عقیده‌مندان آن. اهل در صورتی استعمال می‌شود که میان افراد، پیوند جامعی بوده باشد. به همین جهت در قرآن مجید آمده: ﴿أَهْلِ الْكِتَابِ، ﴿أَهْلُ الْإِنْجِيلِ، ﴿أَهْلَ الْقُرَى، ﴿أَهْلِ الْمَدِينَةِ، ﴿أَهْلَ الْبَيْتِ، ﴿أَهْلَ الذِّكْرِ، ﴿أَهْلِ هَذِهِ الْقَرْيَةِ، ﴿أَهْلِ النَّارِ، ﴿أَهْلُ التَّقْوَى وَأَهْلُ الْمَغْفِرَةِ[۲].

قرآن کریم آنان را که با پیغمبری هم‌عقیده باشند و به او ایمان آورند، اهل او و ذریه او می‌داند و کسانی را که فرزند نسبی وی باشند در صورت ایمان نیاوردن، از اهل او بیرون می‌داند. درباره حضرت نوح(ع) آمده است: نوح بعد از طوفان و غرق شدن پسرش گفت: ﴿رَبِّ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي وَإِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ[۳]؛ یعنی خدایا، پسرم از اهل من است و وعده تو حق است وعده داده بودی که اهل مرا از غرق نجات دهی. پس چرا پسرم غرق شد؟ خدا در جواب فرمود ﴿إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ[۴]؛ او حتما از اهل تو نیست. او عمل غیر صالح است. بنابراین، اهل ذکر به کسانی که در مسئله ذکر با یکدیگر اشتراک دارند اطلاق می‌شود[۵].

واژۀ «ذکر‌»

معنای ذکر در لغت عبارت است از حفظ و یادآوری چیزی. راغب اصفهانی می‌گوید: گاهی مراد از ذکر هیئت نفسانی است که شخص به واسطه آن می‌تواند آنچه را از دانایی به دست آورده حفظ کند و آن مانند حفظ است إِلّا آنکه حفظ به اعتبار نگه داشتن و ذکر به اعتبار حاضر کردن آن در ذهن است. و گاهی به حضور شیء در قلب و هکذا به قول اطلاق می‌شود. تذکره به معنای پند دادن و چیزی را به یاد کسی آوردن است. تذکر از باب تفعل به معنای یادآوری است. و یاد کردن، خواه با زبان باشد یا با قلب و هر دو خواه بعد از نسیان باشد یا ادامه حفظ[۶].

مؤلفان العین و لسان العرب[۷] نیز این واژه را همانند مفردات تعریف کرده‌اند، اما تعریف راغب اصفهانی جامع‌تر است[۸].

ذکر در اصطلاح قرآن

واژه ذکر در قرآن کریم در معانی مختلفی به کار رفته است:

  1. یاد کردن و یادآوری: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا * وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا[۹]. در این آیه، بحث از کثرت و کمیت ذکر است؛ چنان‌که باز می‌خوانیم: ﴿فَإِذَا قَضَيْتُمْ مَنَاسِكَكُمْ فَاذْكُرُوا اللَّهَ كَذِكْرِكُمْ آبَاءَكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْرًا[۱۰]. این آیه کیفیت ذکر را یادآوری می‌کند. ﴿وَذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرَى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ[۱۱]. تذکر در این آیات و نظایر آنها به معنای یاد آوری و پند دادن است.
  2. معارف الهی: ﴿أَوَعَجِبْتُمْ أَنْ جَاءَكُمْ ذِكْرٌ مِنْ رَبِّكُمْ عَلَى رَجُلٍ مِنْكُمْ لِيُنْذِرَكُمْ وَلِتَتَّقُوا وَلَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ[۱۲].
  3. قرآن: ﴿إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ[۱۳].
  4. وحی: ﴿أَأُلْقِيَ الذِّكْرُ عَلَيْهِ مِنْ بَيْنِنَا بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌ[۱۴].
  5. رسول خدا(ص): ﴿... قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْرًا * رَسُولًا يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِ اللَّهِ مُبَيِّنَاتٍ لِيُخْرِجَ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ...[۱۵].[۱۶]

واژه «اهل ذکر»

ترکیب «اهل ذکر‌» جز در آیات مذکور (سوره‌های نحل و انبیاء) در قرآن کریم یا اصطلاح اهل لغت نیامده است. از این‌رو، در اینکه مصداق اهل ذکر چه کسانی هستند اختلاف وجود دارد. در اینجا اقوال مفسران را بررسی می‌کنیم.

مصداق اهل ذکر از منظر مفسران

عده‌ای از مفسران، بر اساس سیاق آیات، مصداق اهل ذکر را اهل کتاب می‌دانند، اما در مقابل برخی از مفسران بر اساس تجزیه و تحلیل آیات مذکور و روایات، مصداق آن را اهل بیت پیامبر(ص) می‌دانند و عده‌ای هم مطلق اهل علم را مصداق اهل ذکر معرفی می‌کنند. در اینجا اقوال سه‌گانه فوق را با مستندات آنها بررسی می‌کنیم.

اهل کتاب مصداق اهل ذکرند

عده‌ای از مفسران برآن‌اند که مقصود از اهل ذکر اهل کتاب و بالأخص یهودی‌ها می‌باشند‌؛ زیرا آیه ۴٣ سوره نحل بیانگر کیفیت ارسال رسل و انزال کتب آسمانی است، چون مشرکان معتقد بودند که بشر نمی‌تواند پیامبر باشد: ﴿فَقَالُوا أَبَشَرٌ يَهْدُونَنَا فَكَفَرُوا وَتَوَلَّوْا[۱۷]. ﴿وَقَالُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ[۱۸].

یا اینکه می‌گفتند: ﴿وَقَالُوا مَالِ هَذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعَامَ وَيَمْشِي فِي الْأَسْوَاقِ لَوْلَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ فَيَكُونَ مَعَهُ نَذِيرًا[۱۹]. خلاصه سخن مشرکان این است که بشر نمی‌تواند پیامبر باشد.

این گروه از مفسران می‌گویند با دقت در سخنان مشرکان و سیاق آیات سوره نحل معلوم می‌شود که رسالت در بشر عادی محقق می‌شود جز اینکه آن بشر مورد وحی الهی قرار می‌گیرد، و رسالت آنان همراه معجزات و بیان معارف الهی است. اگر قبول ندارید، ﴿فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ؛ «از اهل کتاب بپرسید». چرا؟ چون مشرکان با علمای اهل کتاب رابطه صمیمی داشتند و مورد احترام آنان بودند و به برتری آنان ایمان داشتند؛ مخصوصاً با در نظر داشتن اینکه یهودی‌ها دشمن رسول خدا بودند و نبوتش را رد می‌کردند.

از طرف دیگر یهودی‌ها از مشرکان حمایت می‌کردند و می‌گفتند: ﴿وَيَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا هَؤُلَاءِ أَهْدَى مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلًا[۲۰]. در بیان علمای اهل سنت کسانی هستند که می‌گویند اهل ذکر یهود و نصاری هستند[۲۱]؛ علمای شیعه نیز این مطلب را آورده‌اند‌[۲۲].

مفسران شیعه اضافه می‌کنند: اگر ﴿فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ را به تنهایی در نظر بگیریم، با توجه به اینکه مورد مخصِّص نیست، آیه شریفه قاعده کلی بیان می‌کند که هم سائل و هم مسئول و هم مسئول‌عنه عام است، یعنی هر جاهلی هرچه را نمی‌داند باید از عالم به آن بپرسد. این طایفه از مفسران روایاتی که رسول گرامی اسلام(ص) را ذکر و اهل بیت(ع) را اهل ذکر معرفی می‌کنند یکی از مصادیق آیه می‌دانند و می‌گویند آیه بیانگر قاعده عمومی رجوع جاهل به عالم است[۲۳].

اشکالات تفسیر اهل ذکر به اهل کتاب

اولاً، اینکه از سیاق آیات کمک گرفته شده که مخاطب در ﴿فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ مشرکان و منظور از اهل ذکر اهل کتاب هستند، با توجه به محذوراتی که دارد نمی‌تواند حجت باشد. علاوه بر اینکه مواردی در قرآن وجود دارد که آیه در شأن اهل بیت(ع) است اما از سیاق آیه استفاده نمی‌شود مانند آیه تطهیر ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا[۲۴]؛ و آیه بلاغ: ﴿يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ[۲۵] و آیه اکمال: ﴿الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا[۲۶].

با بررسی و دقت در صدر و ذیل آیات شریفه معلوم می‌گردد که این‌گونه آیات جدای از آیات قبل و بعد از خود هستند و خدای متعال به دلیل اهمیت جایگاه اهل بیت(ع) آیات مربوط به آن ذوات مقدسه را به صورت جمله معترضه در جای جای قرآن قرار داده است.

بنابراین، با استناد به سیاق نمی‌توان روایات را کنار گذاشت. چنان‌که امام محمد باقر(ع) می‌فرماید: «إِنَّ الْآيَةَ لَتَكُونُ أَوَّلُهَا فِي شَيْ‏ءٍ وَ آخِرُهَا فِي شَيْ‏ءٍ وَ هُوَ كَلَامٌ مُتَّصِلٌ يُتَصَرَّفُ عَلَى وُجُوهٍ»[۲۷]؛ همانا اول آیه در مورد چیزی است و پایان آیه چیز دیگر و آن کلام متصلی است که بر وجوه مختلف حمل می‌شود.

ثانیاً، خداوند تبارک و تعالی در هیچ آیه‌ای از اهل کتاب به اهل ذکر تعبیر نفرموده است، بلکه در ٢۴ مورد از یهود و نصاری به ﴿أَهْلِ الْكِتَابِ و در یک مورد به ﴿أَهْلُ الْإِنْجِيلِ[۲۸] و در یک مورد به ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ هَادُوا[۲۹] یاد کرده است و در یک مورد فرموده است: ﴿وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى وَهَارُونَ الْفُرْقَانَ وَضِيَاءً وَذِكْرًا لِلْمُتَّقِينَ[۳۰].

ممکن است گفته شود چون در این آیه شریفه عنوان ذکر بر تورات صادق است، پس یهودی‌ها اهل ذکر هستند. در پاسخ می‌گوییم: ذکر وصفی است که همه کتب آسمانی را می‌توان به آن توصیف کرد و منحصر به تورات نیست، مانند آیه ﴿إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ وَقُرْآنٌ مُبِينٌ[۳۱]. چنان‌که بر رسول گرامی اسلام(ص) هم اطلاق می‌شود ﴿قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْرًا * رَسُولًا يَتْلُو...[۳۲]. بنابراین، از مطالعه آیات قرآن به دست می‌آید که خداوند متعال از یهود و نصاری با عنوان ﴿يَا أَهْلَ الْكِتَابِ و یا ﴿أَهْلُ الْإِنْجِيلِ و ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ هَادُوا یاد می‌کند و هرگز از واژگانی چون اهل ذکر که بار ارزشی فراوانی دارند یاد نمی‌کند. ائمه(ع) که عدل قرآن هستند با کسانی که اهل ذکر را به اهل کتاب تفسیر می‌نمودند به شدت مخالفت می‌کردند. نمونه‌هایی از روایات در بخش پایانی مقاله ارائه گردیده است.

ثالثاً، خداوند متعال اهل ذکر را به طور مطلق و بدون هیچ قید و شرطی مرجع علمی قرار داده است. یعنی هرچه اهل ذکر بیان کردند آن را بپذیرید. این پذیرش نسبت به اهل کتاب صحیح نیست زیرا مرجع علمی باید دارای دو شاخصه صدق خبری و صدق مخبری باشد. به شهادت آیات متعدد در قرآن، اهل کتاب فاقد هر دو ویژگی بودند، مانند: ﴿يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ[۳۳]؛ ﴿وَقَالَتْ طَائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ آمِنُوا بِالَّذِي أُنْزِلَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهَارِ وَاكْفُرُوا آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ[۳۴]؛ ﴿وَدَّتْ طَائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يُضِلُّونَكُمْ وَمَا يُضِلُّونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ[۳۵].

آیا صحیح است که خدای سبحان مشرکان را به کسانی ارجاع دهد که سیره مستمره آنها مشوه جلوه دادن حق و کتمان حق باشد؟! آیا درست است که خدای متعال مشرکان را به کسانی ارجاع دهد که هم ضال و هم مضل بودند؟!

قرآن کریم از اهل کتاب نکوهش کرده است مانند: ﴿وَلَمَّا جَاءَهُمْ كِتَابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَهُمْ وَكَانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَمَّا جَاءَهُمْ مَا عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكَافِرِينَ[۳۶]؛ ﴿الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ وَإِنَّ فَرِيقًا مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ[۳۷]؛ ﴿إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنْزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَى مِنْ بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ أُولَئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ[۳۸].

کسانی که پیامبر گرامی اسلام را مانند فرزندان خود می‌شناختند و می‌دانستند که فرستاده خداست ولی باز کتمان حق می‌کردند، آیا می‌توانستند مرجع علمی برای مشرکان مکه باشند؟ آنان هرگز نمی‌توانستند گزارشگر صادق باشند. اساساً اهل کتاب منتظر بعثت آخرین فرستاده خداوند بودند، اما با بعثت رسول گرامی اسلام(ص) به ایشان ایمان نیاوردند تنها عاملی که باعث می‌شد مشرکان با اهل کتاب متحد باشند دشمنی با رسول گرامی اسلام(ص) بود نه داوری در بشری بودن انبیا.

ممکن است کسی بگوید در بعضی از آیات قرآن کریم از اهل کتاب به عظمت یاد شده است مانند: ﴿لَيْسُوا سَوَاءً مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ أُمَّةٌ قَائِمَةٌ يَتْلُونَ آيَاتِ اللَّهِ آنَاءَ اللَّيْلِ وَهُمْ يَسْجُدُونَ[۳۹]؛ ﴿يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَأُولَئِكَ مِنَ الصَّالِحِينَ[۴۰]؛ ﴿وَإِنَّ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَمَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ خَاشِعِينَ لِلَّهِ لَا يَشْتَرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ ثَمَنًا قَلِيلًا أُولَئِكَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ[۴۱]؛ ﴿وَلَوْ أَنَّهُمْ أَقَامُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَمِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ مِنْهُمْ أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ سَاءَ مَا يَعْمَلُونَ[۴۲].

در جواب می‌گوییم: آیات مذکور در مقام تعریف اهل کتاب در حالی که یهودی یا مسیحی بودند نیست. مراد از ﴿مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ أُمَّةٌ قَائِمَةٌ کسانی‌اند که پیش‌تر یهودی یا مسیحی بوده و اکنون اسلام آورده‌اند، یعنی تعبیر ﴿أَهْلِ الْكِتَابِ مانند مشتقی است که اِنْقَضَى عَنْهُ الْمَبْدَأُ، نظیر ﴿وَآتُوا الْيَتَامَى أَمْوَالَهُمْ... که اطلاق یتیم بر بالغ کنونی به لحاظ گذشته است. یعنی اینان که دارای اوصاف هشت‌گانه و از صالحان‌اند بیش‌تر اهل کتاب بوده و اکنون اسلام آورده‌اند‌[۴۳]. «اهل کتاب با وصف اهل کتاب نمی‌توانند در زمان بعثت رسول گرامی اسلام صالح باشند چون در هر عصر و زمانی عمل همان معصوم معیار است‌»[۴۴].

پس از بعثت رسول گرامی اسلام(ص) اهل کتاب انسان‌های صالح نبودند، چون طبق شریعت حضرت عمل نمی‌کردند.

اما آیه ۶۶ سوره مائده که برکات آسمانی را منوط به اقامه تورات و انجیل کرده نمی‌تواند بیانگر عظمت اهل کتاب در زمان بعثت رسول گرامی اسلام باشد؛ زیرا اقامه تورات و انجیل وقتی صحیح است که نسخ نشده باشند و با بعثت رسول گرامی اسلام‌(ص) تورات و انجیل نسخ شده است، پس اقامه آن صحیح نیست. این آیه بیانگر اوصاف اهل کتاب قبل از بعثت رسول گرامی اسلام(ص) است. یعنی اگر در آن زمان اقامه تورات و انجیل می‌کردند، خداوند برکات را بر آنها نازل می‌کرد. کما اینکه قرآن کریم می‌فرماید: ﴿وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ[۴۵]. این‌گونه آیات می‌فرماید: ایمان و اعمال انسان‌ها در عنایات و الطاف الهی تأثیر دارد. هر قدر ایمان و عمل خالص‌تر باشد، عنایات و توجهات خداوند بیشتر می‌شود. بنابراین، مقصود از اهل ذکر نمی‌تواند اهل کتاب باشد[۴۶].

مطلق اهل علم اهل ذکرند

اگر آیه ﴿فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ را جدای از آیات قبل و بعد در نظر بگیریم و بگوییم آیه از سه حیث سائل و مسئول و مسئول‌عنه عام است، محذوری که دارد این است که اگر پرسش از اهل ذکر واجب است اعتماد به جواب نیز باید واجب باشد. اما قبول این مطلب مشکل است. تنها در صورتی می‌توان آیه را به طور مطلق پذیرفت که مسئول معصوم و دارای علم لدنی باشد. برای این امر نیز مصداقی غیر از اهل بیت وجود ندارد و با توجه به روایاتی که درباره جایگاه علمی و دینی اهل بیت داریم، مرجعیت علمی اهل بیت برای پاسخ‌گویی به پرسش‌های دینی قطعی خواهد بود[۴۷].

اهل ذکر اهل بیت(ع) هستند

عده‌ای از مفسران بر اساس روایات منقول از پیامبر اکرم(ص) و ائمه(ع) مصداق اهل ذکر را اهل بیت می‌دانند[۴۸].

تعداد روایاتی که در هر یک از کتب روایی شیعه و سنی دراین باره آمده چنین است: بصائر الدرجات ٢٨ روایت[۴۹]؛ اصول کافی ٩ روایت[۵۰]؛ البرهان فی تفسیر القرآن ۲۲ روایت؛ تفسیر نور الثقلین ١٧ روایت[۵۱]؛ تفسیر کنزالدقائق و بحر الغرائب ١۴ روایت؛ بحارالانوار ۶۴ روایت در مجلدات مختلف؛ شواهد التنزیل ٨ روایت[۵۲]؛ وسائل الشیعه ۴٣‌ روایت؛ مناقب الإمام أمیر المؤمنین(ع) سه روایت؛ تفسیر الثعلبی یک روایت[۵۳] نقل کرده‌اند.

مجموع این روایات که از پیامبر اسلام(ص) و ائمه(ع) رسیده، اگر به حد تواتر نرسند، در حدّ استفاضه هستند و می‌توان به آنها اعتماد کرد[۵۴].

طبقه‌بندی روایات

این نوع روایات که شمار آنها در کتب متعدد حدیثی به ده‌ها عدد می‌رسد، حول چهار محور قابل دسته‌بندی هستند:

  1. روایاتی که پیامبر را ذکر و اهل بیت(ع) را اهل ذکر معرفی می‌کند.
  2. روایاتی که قرآن را ذکر و اهل بیت(ع) را اهل ذکر معرفی می‌نماید.
  3. روایاتی که می‌گوید یهود و نصاری اهل ذکر نیستند.
  4. روایاتی که شأن نزول آیه را بیان می‌کنند.

در اینجا نمونه‌هایی از روایات را از منابع حدیثی شیعه و سنی نقل می‌کنیم:

۱. روایاتی که رسول گرامی اسلام را ذکر و ائمه را اهل ذکر معرفی می‌نماید: امام باقر(ع) درباره آیه ﴿فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ فرمود: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) الذِّكْرُ أَنَا وَ الْأَئِمَّةُ أَهْلُ الذِّكْرِ...»[۵۵]؛ ابن کثیر می‌گوید: از امام صادق(ع) درباره ﴿فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ پرسیدم. «قَالَ: الذِّكْرُ مُحَمَّدٌ(ص) وَ نَحْنُ أَهْلُهُ الْمَسْئُولُونَ. قَالَ: قُلْتُ قَوْلُهُ ﴿وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَلِقَوْمِكَ وَسَوْفَ تُسْأَلُونَ[۵۶] قَالَ: إِيَّانَا عَنَى وَ نَحْنُ أَهْلُ الذِّكْرِ وَ نَحْنُ الْمَسْئُولُونَ»[۵۷]؛ از امام باقر(ع) درباره آیه شریفه ﴿فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ سؤال شد فرمود: «هُمُ الْأَئِمَّةُ مِنْ عِتْرَةِ رَسُولِ اللَّهِ(ص)، وَ تَلَا وَ أَنْزَلْنَا عَلَيْكُمْ ذِكْراً رَسُولًا»[۵۸].

روایات فراوانی با این مضمون در منابع شیعه و سنی وارد شده است و ما به همین سه روایت اکتفا کردیم. درباره این نوع روایات، این نکته ادبی مهم است که معرفه بودن خبر، دلیل بر منحصر بودن مبتدا در خبر است. در روایات مذکور جملات این چنین هستند. وقتی رسول خدا(ص) می‌فرماید: «الذِّكْرُ أَنَا»، معنایش این است که من تنها مصداق ذکر هستم.

در «وَ الْأَئِمَّةُ أَهْلُ الذِّكْرِ» باز سخن از حصر و انحصار است، چون اگر پیامبر(ص) می‌خواست فقط بفرماید ائمه هم مانند دیگران اهل ذکر هستند، می‌فرمود: وَ الْأَئِمَّةُ مِنْ أَهْلِ الذِّكْرِ، یعنی اهل ذکر مصادیق فراوانی دارد و یک گروه آن ائمه اطهار می‌باشند و حال آنکه پیامبر فرمود: «وَ الْأَئِمَّةُ أَهْلُ الذِّكْرِ». وقتی امام جعفر صادق(ع) می‌فرماید: «إِيَّانَا عَنَى وَ نَحْنُ أَهْلُ الذِّكْرِ وَ نَحْنُ الْمَسْئُولُونَ» از صدر و ساقه این سخنان گهربار حصر استفاده می‌شود، چون هم سیاق این‌گونه روایات انحصار را بیان می‌کند و هم سیاق کلمات و جملات این‌گونه است.

این تفسیر برای اهل ذکر، با الهام از قرآن کریم است که رسول خدا را ذکر و اهل بیت را اهل ذکر معرفی نموده‌اند. در سوره طلاق آیه ١٠ و ١١ از رسول گرامی اسلام(ص) به ذکر تعبیر شده است.

۲. روایاتی که قرآن را ذکر و ائمه را اهل ذکر معرفی می‌نمایند: از امام صادق‌(ع) درباره آیه ﴿فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ سؤال شد، فرمود: «الذِّكْرُ الْقُرْآنُ وَ آلُ رَسُولِ اللَّهِ أَهْلُ الذِّكْرِ وَ هُمُ الْمَسْئُولُونَ». همچنین امام جعفر صادق(ع) می‌فرماید: «الْكِتَابُ الذِّكْرُ، وَ أَهْلُهُ آلُ مُحَمَّدٍ(ص)، أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ و جَلَّ بِسُؤَالِهِمْ، و لَمْ يُؤْمَرُوا بِسُؤَالِ الْجُهَّالِ، وَ سَمَّى اللَّهُ عَزَّ و جَلَّ الْقُرْآنَ ذِكْراً، فَقَالَ تَبَارَكَ و تَعَالى‏: ﴿وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ»[۵۹].[۶۰]؛ «أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ رِبْعِيٍّ عَنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) فِي قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى ﴿وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَلِقَوْمِكَ وَسَوْفَ تُسْأَلُونَ[۶۱] قَالَ: الذِّكْرُ الْقُرْآنُ وَ نَحْنُ قَوْمُهُ وَ نَحْنُ الْمَسْئُولُونَ»[۶۲].

در این روایات از کتاب الله به عنوان ذکر یاد شده و فرزندان معصوم حضرت رسول اکرم(ص) به عنوان کسانی که مردم باید به پیشگاه آنها بروند و معارف دینی را از آنها اخذ کنند، اهل ذکر معرفی شده‌اند.

اینکه بعضی روایات پیامبر اکرم(ص) و بعضی از روایات قرآن را ذکر دانسته‌اند با هم منافات ندارد، چون رسول اعظم(ص) و قرآن کریم یادآور خدای متعال هستند و اهل بیت هم اهل رسول اکرم‌(ص) و هم اهل قرآن هستند.

۳. روایاتی که می‌گوید اهل کتاب اهل ذکر نیستند: محمد بن مسلم از امام باقر(ع) نقل می‌کند که از امام باقر(ع) پرسیدم: «إِنَّ مَنْ عِنْدَنَا يَزْعُمُونَ أَنَّ قَوْلَ اللَّهِ ﴿فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ أَنَّهُمُ الْيَهُودُ وَ النَّصَارَى. فَقَالَ: إِذاً يَدْعُونَكُمْ إِلَى دِينِهِمْ، قَالَ: ثُمَّ قَالَ بِيَدِهِ إِلَى صَدْرِهِ: نَحْنُ أَهْلُ الذِّكْرِ وَ نَحْنُ الْمَسْئُولُونَ، وَ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ(ع): الذِّكْرُ الْقُرْآنُ»[۶۳].

در مجلسی که عده‌ای از علما در حضور مأمون عباسی بودند امام رضا(ع) فرمود: «فَنَحْنُ أَهْلُ الذِّكْرِ الَّذِينَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ﴿فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ فَنَحْنُ أَهْلُ الذِّكْرِ فَاسْأَلُونَا إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ فَقَالَتِ الْعُلَمَاءُ: إِنَّمَا عَنَى اللَّهُ بِذَلِكَ الْيَهُودَ وَ النَّصَارَى. فَقَالَ أَبُو الْحَسَنِ(ع) سُبْحَانَ اللَّهِ وَ هَلْ يَجُوزُ ذَلِكَ إِذاً يَدْعُونَّا إِلَى دِينِهِمْ وَ يَقُولُونَ إِنَّهُ أَفْضَلُ مِنْ دِينِ الْإِسْلَامِ؟ فَقَالَ الْمَأْمُونُ: فَهَلْ عِنْدَكَ فِي ذَلِكَ شَرْحٌ بِخِلَافِ مَا قَالُوهُ يَا أَبَا الْحَسَنِ؟ فَقَالَ أَبُو الْحَسَنِ: نَعَمْ، الذِّكْرُ رَسُولُ اللَّهِ وَ نَحْنُ أَهْلُهُ وَ ذَلِكَ بَيِّنٌ فِي كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَيْثُ يَقُولُ فِي سُورَةِ الطَّلَاقِ ﴿فَاتَّقُوا اللَّهَ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ الَّذِينَ آمَنُوا قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْرًا * رَسُولًا يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِ اللَّهِ مُبَيِّنَاتٍ[۶۴] فَالذِّكْرُ رَسُولُ اللَّهِ(ص) وَ نَحْنُ أَهْلُهُ»[۶۵].

این طایفه از روایات بیانگر این است که ائمه اطهار‌(ع) با طرز تفکری که اهل ذکر را اهل کتاب می‌داند، به شدت مبارزه می‌کردند و در فرصت‌های مناسب، به عبارات مختلف بیان می‌کردند که منظور از اهل الذکر در قرآن کریم آنها هستند.

۴. روایت شأن نزول: دسته آخر روایتی است که شأن نزول آیه را بیان می‌کند: «قَالَ ابْنُ شَهْرِ آشُوبَ نُقِلَ فِي تَفْسِيرِ يُوسُفَ الْقَطَّانِ عَنْ وَكِيعٍ الثَّوْرِيِّ عَنِ السُّدِّيِّ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ إِذْ أَقْبَلَ كَعْبُ بْنُ الْأَشْرَفِ وَ مَالِكِ بْنِ الصَّيْفِيِّ وَ حَيِّ بْنِ أَخْطَبَ، فَقَالُوا: إِنَّ فِي كِتَابِكُمْ ﴿وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ[۶۶]، إِذَا كَانَ سَعَةُ جَنَّةٍ وَاحِدَةٍ كَسَبْعِ سَمَاوَاتٍ وَ سَبْعِ أَرَضِينَ، فَالْجِنَانُ كُلُّهَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَيْنَ تَكُونُ؟ فَقَالَ عُمَرُ: لَا أَعْلَمُ، فَبَيْنَمَا هُمْ فِي ذَلِكَ إِذْ دَخَلَ عَلِيٌّ(ع)، فَقَالَ: فِي أَيِّ شَيْ‏ءٍ أَنْتُمْ؟ فَأَلْقَى الْيَهُودُ الْمَسْأَلَةَ عَلَيْهِ، فَقَالَ(ع) لَهُمْ: خَبِّرُونِي أَنَّ النَّهَارَ إِذَا أَقْبَلَ اللَّيْلُ أَيْنَ يَكُونُ وَ اللَّيْلِ إِذَا أَقْبَلَ النَّهَارُ أَيْنَ يَكُونُ؟ قَالُوا لَهُ: فِي عِلْمِ اللَّهِ تَعَالَى يَكُونُ، فَقَالَ عَلِيٌّ(ع): كَذَلِكَ الْجِنَانُ تَكُونُ فِي عِلْمِ اللَّهِ، فَجَاءَ عَلِيٌّ(ع) إِلَى النَّبِيِّ(ص) وَ أَخْبَرَهُ بِذَلِكَ فَنَزَلَ ﴿فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ»[۶۷].

از این روایت چند نکته استفاده می‌شود: اولاً: این روایت دلالت می‌کند که آیه در شأن امیرالمؤمنین(ع) نازل شده است؛ ثانیاً: حضرت علی(ع) را اهل ذکر می‌داند؛ ثالثاً: خطاب در ﴿فَاسْأَلُوا را مخصوص گروه خاصی مانند مشرکان نکرده است و همه باید معارف را از اهل ذکر بگیرند.

مقدار دلالت حدیث، اثبات اهل ذکر برای امیرالمؤمنین(ع) است و نفی اهل ذکر بودن دیگران را نمی‌کند، اما با اضافه کردن این نوع روایات به بقیهٔ روایات خدشه‌ای به دلالت این روایت وارد نمی‌شود[۶۸]. عده‌ای از علمای شیعه این روایات را حداقل در حد مستفیض می‌دانند[۶۹].

برخی از علمای اهل سنت با نقل این روایات بر اهمیت آنها صحه گذاشته‌اند.

حافظ محمد بن موسی شیرازی از ابن عباس نقل کرده است، مقصود از اهل ذکر در آیه ﴿فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ هُوَ مُحَمَّدٌ وَ عَلِيٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ هُمْ أَهْلُ الذِّكْرِ وَ الْعِلْمِ وَ الْعَقْلِ وَ الْبَيَانِ، وَ هُمْ أَهْلُ بَيْتِ النُّبُوَّةِ وَ مَعْدِنُ الرِّسَالَةِ وَ مُخْتَلَفُ الْمَلَائِكَةِ، وَ اللَّهِ مَا سُمِّيَ الْمُؤْمِنُ مُؤْمِنًا إِلَّا كَرَامَةً لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ[۷۰].

علامه طبری می‌گوید: «حَدَّثَنَا ابْنُ وَكِيعٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا ابْنُ يَمَانٍ، عَنْ إِسْرَائِيلَ، عَنْ جَابِرٍ، عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ: ﴿فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ قَالَ: نَحْنُ أَهْلُ الذِّكْرِ»[۷۱].

علامه ثعلبی نقل می‌کند جابر جعفی گفت: هنگامی که آیۀ ﴿فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ نازل شد علی(ع) فرمود: «نَحْنُ أَهْلُ الذِّكْرِ». علامه ابن کثیر در تفسیرش از امام جعفر صادق(ع) نقل می‌کند که فرمود: «نَحْنُ أَهْلُ الذِّكْرِ»[۷۲]. علامه قطان در تفسیرش روایت کرده که آیه در مورد علی(ع) نازل شده است[۷۳].

علامه آلوسی از جابر و محمد بن مسلم از امام محمد باقر(ع) نقل کرده است: «اِخْتِصَاصُ أَهْلِ الذِّكْرِ بِأَئِمَّةِ أَهْلِ الْبَيْتِ»[۷۴]؛ «رَوَى ابْنُ مَرْدَوَيْهِ عَنْ أَنَسٍ قَالَ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ(ص) يَقُولُ: إِنَّ الرَّجُلَ لَيُصَلِّي وَ يَصُومُ وَ يَحُجُّ وَ يَعْتَمِرُ وَ إِنَّهُ لَمُنَافِقٌ. قِيلَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ بِمَاذَا دَخَلَ عَلَيْهِ النِّفَاقُ؟ قَالَ: يَطْعَنُ عَلَى إِمَامِهِ، وَ إِمَامُهُ مَنْ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى فِي كِتَابِهِ: ﴿فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ»[۷۵].

حاکم حسکانی در شواهد التنزیل هشت روایت نقل کرده است که منظور از اهل الذکر، اهل بیت عصمت و طهارت می‌باشند[۷۶].

از آنچه گذشت، روشن شد تفسیر اهل ذکر به اهل کتاب، گرچه با سیاق آیه سازگار است، دارای اشکالاتی است. اولاً، در هیچ آیه‌ای خداوند متعال اهل کتاب را اهل ذکر نخوانده است؛ ثانیاً، خداوند متعال اهل ذکر را در آیات مذکور به طور مطلق و بدون هیچ قید و شرطی، مرجع علمی قرار داده است. یعنی هرچه اهل ذکر بیان کردند، باید آن را پذیرفت و این پذیرش، نسبت به اهل کتاب صحیح نیست؛ زیرا مرجع علمی باید دارای دو شاخصه صدق خبری و صدق مخبری باشد و به شهادت آیات متعدد در قرآن، اهل کتاب فاقد هر دو ویژگی بودند. همچنین روشن شد آیه ﴿فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ از سه حیث سائل و مسئول و مسئول‌عنه نمی‌تواند عام باشد؛ زیرا محذورش این است که اعتماد و عمل به پاسخ هر کسی لازم باشد و این حکیمانه نیست. بنابراین، بهترین تفسیر همان است که روایات بیان کردند و آن رجوع به اهل بیت‌(ع) است.

بنابراین، با دقت در آیه ۴٣ سوره نحل مشخص می‌شود که آیه در صدد ارجاع مردم به پیامبر و جانشینان معصوم اوست، و به نحوی مرجعیت علمی اهل بیت(ع) را تأیید می‌کند[۷۷].

منابع

پانویس

  1. «و ما پیش از تو جز مردانی را که به آنها وحی می‌کردیم نفرستادیم؛ اگر نمی‌دانید از اهل ذکر (آگاهان) بپرسید» سوره نحل، آیه ۴۳.
  2. راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ج١، ص٩٩؛ قرشی، قاموس قرآن، ج٢، ص١٣۵.
  3. «پروردگارا! پسرم از خاندان من است و بی‌گمان وعده تو راستین است» سوره هود، آیه ۴۵.
  4. «او از خاندان تو نیست» سوره هود، آیه ۴۶.
  5. عبدالمحمدی بنچناری، حسین، بررسی تطبیقی دلالت آیه فاسئلوا أهل الذکر بر مرجعیت علمی اهل بیت، ص ۴۰.
  6. راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ج١، ص٣٢٨.
  7. فراهیدی، العین، ج۵، ص٣۴١؛ ابن منظور، لسان العرب، ج۴، ص٣٠٨.
  8. عبدالمحمدی بنچناری، حسین، بررسی تطبیقی دلالت آیه فاسئلوا أهل الذکر بر مرجعیت علمی اهل بیت، ص ۴۱.
  9. «ای مؤمنان! خداوند را بسیار یاد کنید * و او را پگاه و دیرگاه عصر به پاکی بستأیید» سوره احزاب، آیه ۴۱-۴۲.
  10. «پس چون آیین‌های ویژه حجّتان را انجام دادید خداوند را یاد کنید چونان یادکردتان از پدرانتان یا یادکردی بهتر» سوره بقره، آیه ۲۰۰.
  11. «و یادآوری کن که یادآوری مؤمنان را سودمند است» سوره ذاریات، آیه ۵۵.
  12. «آیا شگفت می‌دارید که از سوی پروردگارتان بر (زبان) مردی از شما پندی آمده باشد تا هشدارتان دهد؟ و تا پرهیزگاری ورزید و باشد که بر شما رحمت آورند» سوره اعراف، آیه ۶۳.
  13. «بی‌گمان ما خود قرآن را فرو فرستاده‌ایم و به یقین ما نگهبان آن خواهیم بود» سوره حجر، آیه ۹.
  14. «آیا در میان ما کتاب آسمانی را تنها بر او فرو افکنده‌اند؟ (خیر)، بلکه او دروغزنی خویشتن‌خواه است» سوره قمر، آیه ۲۵.
  15. «... خداوند برای شما یادکردی فرستاده است * پیامبری که بر شما آیات روشنگر خداوند را می‌خواند تا کسانی را که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند به سوی روشنایی، از تیرگی‌ها بیرون آورد...» سوره طلاق، آیه ۱۰-۱۱.
  16. عبدالمحمدی بنچناری، حسین، بررسی تطبیقی دلالت آیه فاسئلوا أهل الذکر بر مرجعیت علمی اهل بیت، ص ۴۱.
  17. «... ولی آنان گفتند: آیا بشری ما را راهنمایی کند؟ پس کفر ورزیدند و پشت کردند» سوره تغابن، آیه ۶.
  18. «و گفتند: چرا بر او فرشته‌ای فرو فرستاده نشد؟» سوره انعام، آیه ۸.
  19. «و گفتند: چگونه پیغمبری است این، که خوراک می‌خورد و در بازارها راه می‌رود؟! چرا به سوی او فرشته‌ای فرو نفرستاده‌اند تا بیم‌دهنده‌ای همراه او باشد؟» سوره فرقان، آیه ۷.
  20. «و درباره کافران می‌گویند که اینان رهیافته‌تر از مؤمنانند؟!» سوره نساء، آیه ۵۱.
  21. نک: بیضاوی، انوار التنزیل و اسرار التأویل، ج٣، ص٢٢٧؛ سمرقندی، بحرالعلوم، ج٢، ص٢٧۵؛ سیوطی، تفسیر جلالین، ج١، ص٢٧۵؛ ابن کثیر دمشقی، تفسیر القرآن العظیم، ج۴، ص۴٢٩‌؛ طنطاوی، التفسیر الوسیط للقرآن الکریم، ج٨، ص١۵٧؛ حقی بروسوی، تفسیر روح البیان، ج۵، ص٣٨؛ نیشابوری، تفسیر غرائب القرآن و رغائب الفرقان، ج۴، ص٢۶۴؛ سیوطی، الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج۴، ص١١٨؛ ابن خبری غرناطی، کتاب التسهیل لعلوم التنزیل؛ زمخشری، الکشاف عن حقایق غوامض التنزیل.
  22. طباطبایی، تفسیر المیزان، ج١٢، ص۴٢٨ و ١٢‌؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج١١، ص١۴۴؛ کاشانی، زبدة التفاسیر؛ کاشفی سبزواری، مواهب علّیه، ص۵٨٣.
  23. عبدالمحمدی بنچناری، حسین، بررسی تطبیقی دلالت آیه فاسئلوا أهل الذکر بر مرجعیت علمی اهل بیت، ص ۴۲.
  24. «جز این نیست که خداوند می‌خواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند» سوره احزاب، آیه ۳۳.
  25. «ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان و اگر نکنی پیام او را نرسانده‌ای؛ و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه می‌گیرد، خداوند گروه کافران را راهنمایی نمی‌کند» سوره مائده، آیه ۶۷.
  26. «امروز کافران از دین شما نومید شدند پس، از ایشان مهراسید و از من بهراسید! امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم» سوره مائده، آیه ۳.
  27. مجلسی، بحار الانوار، ج٨٩، ص٩۵.
  28. «پیروان انجیل» سوره مائده، آیه ۴۷.
  29. «ای یهودیان!» سوره جمعه، آیه ۶.
  30. «و به راستی به موسی و هارون فرقان و روشنایی و یادکردی برای پرهیزگاران دادیم» سوره انبیاء، آیه ۴۸.
  31. «این (کتاب) جز پند و قرآنی روشن نیست» سوره یس، آیه ۶۹.
  32. «خداوند برای شما یادکردی فرستاده است * پیامبری که بر شما آیات روشنگر خداوند را می‌خواند» سوره طلاق، آیه ۱۰-۱۱.
  33. «ای اهل کتاب! چرا حقّ را با باطل می‌آمیزید و حقپوشی می‌کنید با آنکه خود می‌دانید؟» سوره آل عمران، آیه ۷۱.
  34. «و دسته‌ای از اهل کتاب گفتند: در آغاز روز به آنچه بر مؤمنان فرو فرستاده شده است، ایمان آورید و در پایان آن بدان کفر ورزید باشد که آنان (از ایمان خود) بازگردند» سوره آل عمران، آیه ۷۲.
  35. «دسته‌ای از اهل کتاب گمراه کردن شما را دوست دارند امّا جز خود را گمراه نمی‌کنند و درنمی‌یابند» سوره آل عمران، آیه ۶۹.
  36. «و چون کتابی از سوی خداوند نزدشان آمد که آنچه را با خود داشتند، راست می‌شمرد؛ با آنکه پیش‌تر، (به مژده آمدن آن) در برابر کافران یاری می‌خواستند؛ همین که آنچه می‌شناختند نزدشان رسید، بدان کفر ورزیدند پس لعنت خداوند بر کافران باد» سوره بقره، آیه ۸۹.
  37. «کسانی که به آنان کتاب (آسمانی) داده‌ایم او را می‌شناسند همان‌گونه که فرزندانشان را می‌شناسند؛ و به راستی دسته‌ای از آنان حق را دانسته پنهان می‌دارند» سوره بقره، آیه ۱۴۶.
  38. «خداوند و لعنت‌کنندگان، کسانی را لعنت می‌کنند که برهان‌ها و رهنمودی را که فرو فرستادیم، پس از آنکه در کتاب (تورات) برای مردم روشن کردیم، پنهان می‌دارند» سوره بقره، آیه ۱۵۹.
  39. «آنان برابر نیستند؛ از اهل کتاب گروهی برخاستگانند که در طول شب آیات خداوند را تلاوت می‌کنند در حالی که سر به سجده دارند» سوره آل عمران، آیه ۱۱۳.
  40. «به خداوند و روز بازپسین ایمان دارند و به کار شایسته فرمان می‌دهند و از کار ناشایست باز می‌دارند و به کارهای خیر می‌شتابند و آنان از شایستگانند» سوره آل عمران، آیه ۱۱۴.
  41. «و بی‌گمان برخی از اهل کتاب کسانی هستند که به خداوند و به آنچه برای شما و برای آنها فرو فرستاده‌اند، ایمان دارند؛ برای خداوند فروتنی می‌ورزند و آیات خداوند را به بهای کم نمی‌فروشند؛ آنانند که پاداششان نزد پروردگار آنهاست» سوره آل عمران، آیه ۱۹۹.
  42. «و اگر آنان تورات و انجیل و آنچه را از پروردگارشان به سوی آنها فرو فرستاده شده است، بر پا می‌داشتند از نعمت‌های آسمانی و زمینی برخوردار می‌شدند؛ برخی از ایشان امتی میانه‌رو هستند و بسیاری از آنان آنچه انجام می‌دهند زشت است» سوره مائده، آیه ۶۶.
  43. جوادی آملی، تسنیم، ج١۵، ص٣٨٩.
  44. جوادی آملی، تسنیم، ج١۴، ص٧٣٩.
  45. «و اگر مردم آن شهرها ایمان می‌آوردند و پرهیزگاری می‌ورزیدند بر آنان از آسمان و زمین برکت‌هایی می‌گشودیم اما (پیام ما را) دروغ شمردند بنابراین برای آنچه می‌کردند آنان را فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۹۶.
  46. عبدالمحمدی بنچناری، حسین، بررسی تطبیقی دلالت آیه فاسئلوا أهل الذکر بر مرجعیت علمی اهل بیت، ص ۴۴.
  47. عبدالمحمدی بنچناری، حسین، بررسی تطبیقی دلالت آیه فاسئلوا أهل الذکر بر مرجعیت علمی اهل بیت، ص ۴۸.
  48. ر.ک: بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج٣، ص۴٢۴؛ فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ج٣، ص١٣۶‌؛ استرآبادی، تأویل الآیات الظاهرة، ص٢۵٩؛ حویزی، تفسیر نور الثقلین، ج٣، ص۵٧.
  49. صفار قمی، بصائر الدجات، ص۵٧.
  50. کلینی، الکافی، ج١، ص٢١٠-٢١١.
  51. حویزی، تفسیر نور الثقلین، ج۴، ص۴۳۲.
  52. حاکم حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۴٣٢.
  53. ثعلبی، تفسیر الثعلبی، ج۶، ص۲۷.
  54. عبدالمحمدی بنچناری، حسین، بررسی تطبیقی دلالت آیه فاسئلوا أهل الذکر بر مرجعیت علمی اهل بیت، ص ۴۸.
  55. کلینی، اصول الکافی، ج١، ص٣٠٣.
  56. «و همانا آن، یادکردی برای تو و قوم توست و زودا که بازخواست شوید» سوره زخرف، آیه ۴۴.
  57. کلینی، اصول الکافی، ج١، ص٣٠۴.
  58. حاکم حسکانی، شواهد التنزیل، ج١، ص۴٣٧.
  59. «و بر تو قرآن را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستاده‌اند روشن گردانی و باشد که بیندیشند» سوره نحل، آیه ۴۴.
  60. صفار قمی، بصائر الدرجات، ص۶٢.
  61. «و همانا آن، یادکردی برای تو و قوم توست و زودا که بازخواست شوید» سوره زخرف، آیه ۴۴.
  62. کلینی، الکافی، ج١، ص٢١٠ - ٢١١.
  63. عیاشی، کتاب التفسیر، ج٢، ص٢۶٠؛ صفار قمی، بصائر الدرجات، ص۶٢؛ صدوق، عیون اخبار الرضا(ع)، ج٢، ص۲۱۶.
  64. «پس ای خردمندان باایمان، از خداوند پروا کنید که خداوند برای شما یادکردی فرستاده است * پیامبری که بر شما آیات روشنگر خداوند را می‌خواند» سوره طلاق، آیه ۱۰-۱۱.
  65. صدوق، عیون اخبار الرضا(ع)، ج١، باب ٢٣، ص٢٣٩؛ حویزی، نور الثقلین، ج٣، ص۵٨.
  66. «و بهشتی به پهنای آسمان‌ها و زمین» سوره آل عمران، آیه ۱۳۳.
  67. ابن شهرآشوب، المناقب، ج٢، ص٣۵٢‌؛ بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج٣، ص۴٢٨.
  68. تستری، شرح احقاق الحق، السید المرعشی، تحقیق: تعلیق: السید شهاب الدین المرعشی النجفی منشورات مکتبۀ آیۀ الله العظمی المرعشی النجفی - قم – ایران.
  69. تستری، احقاق الحق، ج٣، ص۴٨٣؛ انصاری، فرائد الاصول، ج١، ص٢٩١؛ شرف الدین، المراجعات، ص۶٩.
  70. وی این روایت را از تفاسیر دوازده‌گانه‌ای نقل کرده است. تستری، احقاق الحق، ج٣، ص۴٨٣.
  71. طبری، تفسیر طبری، ج١۴، ص٧۵.
  72. ابن کثیر، تفسیر ابن کثیر، ج۲، ص۵۷۰.
  73. ابن قطان، کفایة الخصام، ص٣٣٨.
  74. آلوسی، روح المعانی، ج٧، ص٣٧۶.
  75. تستری، احقاق الحق، ج٣، ص۴٨٣.
  76. حاکم حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۴٣٢.
  77. عبدالمحمدی بنچناری، حسین، بررسی تطبیقی دلالت آیه فاسئلوا أهل الذکر بر مرجعیت علمی اهل بیت، ص ۴۸.