نصب الهی امام علی در قرآن

آیات ظاهر در نصب

قرآن کریم با آیات متعددی بر انتصابی بودن امامت حضرت علی(ع) دلالت می‌کند که به برخی اشاره می‌شود.

نخست: آیه انذار

دو وصف مُنذر «بیم دهنده» و هادی «هدایت کننده» از اوصاف پیامبران است که در قرآن نیز مورد تأکید قرار گرفته است: ﴿إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ[۱].

در روایات متعدد فریقیین از پیامبر(ص) گزارش شده است که آن حضرت خود را «منذر» و حضرت علی(ع) را «هادی» امت بعد از خود توصیف می‌‌کرد: «أَنْتَ الْهَادِي يَا عَلِيُّ بِكَ يَهْتَدِي مِنْ بَعْدِي»[۲].

وصف «هادی» در آیات قرآن و از جمله در این آیه شریفه در مقام والایی مانند پیامبران استعمال شده است. اطلاق وصف فوق به علی(ع) توسط پیغمبری که با معنا و حقیقت آن آشناست، دلیل اتصاف آن حضرت به وصف «هادی» است وگرنه کذب و اغراء به جهل لازم می‌‌آید. نفس اطلاق می‌‌توانست دلیل بر نبوت حضرت علی(ع) باشد، از آنجا که اسلام آیین خاتم است، اما به چنین مقامی نایل نخواهد آمد، اما مطابق صریح آیه و تفسیر و تطبیق پیامبر(ص)، حضرت علی(ع) مقام «هادی» و دیگر صفات لازم مقام هدایت و نبوت به استثنای وحی را داراست.

بعد از نزول آیه شریفه ﴿إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ[۳]، پیامبر(ص) خودش را منذر و با اشاره به علی(ع) فرمود: «أَنْتَ الْهَادِي يَا عَلِيُّ بِكَ يَهْتَدِي الْمُهْتَدُونَ بَعْدِي»[۴].

پیامبر(ص) در جریان معراج خویش نقل می‌کند که آیه فوق به گوشم خورد و از خداوند پرسیدم که هادی کیست؟ خداوند فرمود: «ذَلِكَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ غَايَةُ الْمُهْتَدِينَ وَ إِمَامُ الْمُتَّقِينَ وَ قَائِدُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِينَ»[۵].

پیامبر(ص) در روایات مختلف و متعدد علی(ع) را مبیّن دین و مرجع حل نهایی اختلاف‌های امت اسلام معرفی می‌کند: «أَنْتَ تُبَيِّنُ لِأُمَّتِي مَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنْ بَعْدِي»[۶]؛ «يَا عَلِيُّ أَنْتَ الَّذِي تُبَيِّنُ لِأُمَّتِي مَا يَخْتَلِفُونَ فِيهِ بَعْدِي وَ تَقُومُ فِيهِمْ مَقَامِي قَوْلُكَ قَوْلِي وَ أَمْرُكَ أَمْرِي وَ طَاعَتُكَ طَاعَتِي وَ طَاعَتِي طَاعَةُ اللَّهِ وَ مَعْصِيَتُكَ مَعْصِيَتِي وَ مَعْصِيَتِي مَعْصِيَةُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ»[۷].

درباره علم حضرت علی(ع) روایات متعددی در فریقین وارد شده که پیامبر(ص) فرمود: «أَنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِيٌّ بَابُهَا»[۸]. نکته گفتنی اینکه گوهر امامت نه مقام ظاهری حکومت و سیاست، بلکه مقام باطنی و معنوی (خلافة الله و برگزیدگی و دیگر صفات مثل علم لدنی، عصمت، الهام) است که کاربرد آن در شئونی مثل: مرجعیت علمی، دینی، قضاوت و حکومت متجلی و ظاهر می‌شود. آیات فوق و روایات ذیل آن بر گوهر فوق دلالت دارند، اما بعد سیاسی و حاکمیت آن لازمه وصف فوق و نیز از ظاهر ادله دیگر مستفاد می‌شود[۹].

دوم: آیه ولایت

﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ[۱۰].

در استدلال به آیه نکات زیر قابل توجه است:

  1. معنای «ولیّ» هرچند مختلف مانند دوستی، نزدیکی است، اما با توجه با اینکه در آیه شریفه از ادات حصر «انّما» استفاده شده و معنایش این است که آیه در صدد حصر ولیّ مؤمنان به تعداد محصور و محدود (الله، پیامبر و زکات دهنده در حال رکوع) بوده است، لازمه آن اراده معنای سرپرستی و حاکم از معنای «ولی» است؛ چراکه حصر معنی «ولی» به موارد فوق معنا ندارد؛ مثلاً اینکه شما فقط خدا، پیامبر و زکات دهنده در حال رکوع را دوست بدارید یا با آنها رابطه برقرار کنید یا فقط آنها را یاری کنیم؛ پس معنای حاکم و سرپرستی با حصر کاملاً منطبق و سازگار است؛ چراکه آیه شریفه در صدد بیان سرپرست مسلمانان است که نخست خداوند و رسولش، بعد فرد زکات دهنده در حال رکوع است که خواهیم گفت تنها حضرت علی(ع) است.
  2. نکته دیگر اینکه از آنجا که ولی بودن الله و رسولش به معنای زعامت و صاحب امر و اختیار بودن است، چون ولایت علی(ع) در آیه مزبور به ولایت الله و رسولش عطف شده، سیاق ادبی آیه مقتضی است که ولایت در هر سه مورد یکی باشد.
  3. اگر معنای غیر امامت و حکومت برای «ولی» در آیه لحاظ شود، تفسیر و ترجمه آیه در بخش ﴿وَهُمْ رَاكِعُونَ مشکل خواهد شد؛ مثلاً گفته شود همانا دوست یا کمک کننده شما، خدا و رسولش و نیز آن دسته از مؤمنان است که در حال رکوع زکات می‌دهند. پرسش این است که مگر مؤمنان در غیر حالت رکوع دوست و یاور مسلمانان نیستند، اصلاً آیه چرا «ولی» را به حالت خاص رکوع تقیید و تهدید کرده است[۱۱].[۱۲]

سوم: آیه أولی الأمر

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ[۱۳].

آیه شریفه فوق از مؤمنان خواسته از الله، پیامبر و صاحبان امر «حاکمان» اطاعت کنند، شیعه معتقد است، «أولی الأمر» بر عصمت و امامت حضرت علی(ع) دلالت می‌‌کند که آن را با توجه به نکات زیر می‌‌توان استنتاج کرد:

  1. اینکه «أولی الأمر» بر «الرسول» عطف شده، از آن برمی‌‌آید اطاعت أولی الأمر مانند اطاعت رسول خداست. از این نکته می‌‌توان استفاده کرد «أولی الأمر» باید مانند پیامبر(ص) معصوم بوده باشد تا خداوند به صورت مطلق به اطاعت از وی در آیه امر کرده باشد. فخر رازی در تفسیرش به این نکته اذعان می‌کند لکن معصوم را نه اشخاص خاص، بلکه امت تفسیر می‌کند، در این باره باید گفت پیش‌تر روایت عصمت گزارش شد که بر حسب آنها چنین شخصی در عصر پیامبر(ص) جز علی(ع) شخص دیگری نبوده است.
  2. از آنجا که مشهور اهل سنت به نصب هیچ فردی معتقد نیستند، یا باید بپذیرند مصداق «أولی الأمر» علی(ع) و یازده امام از نسل وی می‌باشد یا اینکه به عدم مصداق آیه در أولی الأمر قایل باشند و این - العیاذ بالله- لغویت آیه و امر الهی به اطاعت از اولی الامر را می‌‌رساند.
  3. درباره تطبیق عصمت بر امت - که فخر رازی مدعی بود- باید گفت اولاً «أولی الأمر» حسب نص آیه نه امت، بلکه جزء امت «منکم»، است و ثانیاً معنای أولی الأمر (صاحبان امر و حکومت) بر امت تناسبت ندارد تا بر آن تطبیق شود، ثالثاً آیه می‌خواهد از «أولی الأمر» اطاعت مطلق شود، در حالی که امت باید مطیع و أولی الأمر مطاع گردد، اما در توجیه رازی جای مطیع و مطاع عوض می‌شود[۱۴].

چهارم: آیه تبلیغ

﴿يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ[۱۵].[۱۶]

این آیه شریفه در روز غدیر خم یا نهایت چند روز پیش از آن بر پیامبر(ص) نازل شد که از مأموریت اساسی و کلیدی پیامبر در آخرین روزهای حیات آن بزرگوار خبر می‌دهد. این امر مهم همان ابلاغ امامت حضرت علی(ع) است که نکات زیر نیز آن را روشن می‌کند:

  1. آنچه تاریخ از تعالیم و آموزه‌های دینی پیامبر اسلام(ص) در آخرین ایام حیات شریفش ثبت و ضبط کرده است، امر مهم و اساسی‌تر از جریان غدیر خم یافت نمی‌شود. بر این اساس یا پیامبر(ص) - العیاذ بالله- ابلاغ امر مهم را با این همه تأکید بیان نکرده یا آن همان پیام غدیر است، فرض اول با توجه به مقام والا و عصمت پیامبر(ص) معنا ندارد، افزون بر اینکه آیه به اکمال دین - که توضیح آن خواهد آمد - از ابلاغ پیام مهم آسمانی توسط پیامبر خبر می‌دهد. پس فرض دوم، یعنی توصیه خداوند به پیامبر درباره امامت حضرت علی(ع) در روز غدیر تنها فرضیه موجود می‌باشد.
  2. این امر مهم و اساسی نمی‌تواند صرف توصیه به دوستی حضرت علی(ع) یا معرفی حضرت علی(ع) به عنوان صرف ناصر و یاور پیامبر(ص) باشد؛ چراکه بین آن دو و محتوای آیه که عدم ابلاغ آن به منزله ترک رسالت الهی معرفی شده، تناسب و سنخیت وجود ندارد.
  3. صریح آیه شریفه فوق دلالت دارد که پیامبر(ص) از ابلاغ پیام آیه خوف و واهمه داشت و گویا در ابلاغ آن نیز نوعی تأخیر داشت؛ پیام آیه چنان بااهمیت و خطیر و مسئله‌ساز برای گروهی بود که حضرت خطر و نوعی ناامنی برای دین یا جامعه اسلامی را حس می‌کرد. روشن است چنین پیامی با صرف معرفی حضرت علی(ع) به عنوان یاور یا توصیه به دوستی حضرت تناسب و سنخیت نمی‌تواند داشته باشد و با این فرض برای خوف پیامبر(ص) نیز مجالی باقی نمی‌ماند، اما با تفسیر پیام آیه به امامت حضرت علی(ع) فرضیه‌های فوق عینیت پیدا می‌کنند.

معنا ندارد در یک روز گرم پیامبر حدود صدهزار حج‌گزار را بعد از اتمام مراسم و تحمل رنج و تعب سفرهای قدیمی در یک بیابان سوزان نگه دارد و تنها به آنان توصیه کند علی(ع) را دوست دارید یا آن حضرت را یاری دهنده خود در طول ۲۳ سال معرفی کند؛ چنان که اهل سنت چنین قرائتی از غدیر خم ارائه می‌دهند[۱۷].

قراین و شواهد دلالت آیه بر مدعا

معروف‌ترین دلیل در این موضوع حدیث غدیر خم است که پیامبر اسلام در جریان برگشت از آخرین حج خویش «حجة الوداع» بر اساس وحی الهی حضرت علی(ع) را به عنوان مولی و اولی به همه مردم معرفی نمود: «أَيُّهَا النَّاسُ! مَنْ أَوْلَى النَّاسِ بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ؟ قَالُوا: اللهُ وَ رَسُولُهُ أَعْلَمُ! قَالَ: إِنَّ اللهَ مَوْلَايَ وَ أَنَا مَوْلَى المُؤْمِنِينَ، وَ أَنَا أَوْلَى بِهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ، فَمَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ».

از جهت سندی این حدیث شریف مورد پذیرش و اتفاق اهل سنت و شیعه قرار گرفته است. به گونه‌ای که ۱۱۰ صحابی و ۸۴ تابعین آن را گزارش کرده‌اند[۱۸]. هر چند برخی کوشیدند با نقل ناقص حدیث مزبور و حذف صدر آن - «مَنْ أَوْلَى النَّاسِ بِالْمُؤْمِنِينَ» - در دلالت حدیث بر امامت و حکومت حضرت تردید کنند، لکن صدر حدیث شریف در بعض منابع اهل سنت نیز آمده است[۱۹].

  1. واژه «أولی»: پیامبر(ص) خود قبل از بیان مولی بودن حضرت علی(ع)، معنای مولی را به «أَوْلَى النَّاسِ بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ» تفسیر کرده است[۲۰]. این اولولیت یاری یا دوست داشتن نیست، بلکه تقدم و سیطره فرد مولی بر مولی‌علیه است به گونه‌ای که مولی از خود شخص نیز بر امور مولی‌علیه أولی و مقدم‌تر است. پس مولی بودن حضرت علی(ع) به این معناست که آن حضرت بر همه امور مردم، حتی بر نفوسشان نیز از خودشان اولی و مقدّم است.
  2. خوف پیامبر از ابلاغ پیام: مطابق روایت فریقین پیامبر(ص) بر حسب وحی الهی به تبلیغ و ابلاغ امری مأمور بود که از بیان آن خوف داشت؛ اما با تأکید وحی الهی و وعده نگه‌داری حضرت از گزند مخالفان و نیز تهدید آیه مبنی بر عدم ابلاغ رسالت الهی در صورت عدم رساندن امر ویژه به مردم، پیامبر(ص) پیام آسمانی را به مردم ابلاغ نمود. عالمان فریقین نقل کردند که آیه شریفه مزبور در جریان غدیر خم نازل شد[۲۱]. روشن است اگر مقصود آیه از ابلاغ پیام آسمانی همان محبت و دوست داشتن علی(ع) بود، برای خوف پیامبر از ابلاغ وجهی وجود نداشت، عدم ابلاغ آن به معنای عدم ابلاغ کل رسالت پیامبر تلقی نمی‌شد، پس مقصود بالاتر از محبت علی(ع) و آن همانا امامت حضرت است که با ابلاغ آن، این خوف وجود داشت برخی از پذیرش امامت آن حضرت به بهانه‌های مختلف مثل انگیزه‌های قبیله‌ای، جوان بودن حضرت، کشته شدن اقوام نزدیک برخی از مسلمانان در صدر اسلام توسط علی(ع) امتناع ورزیده و وحدت مسلمانان خدشه‌دار شود.
  3. یأس کفار و اکمال دین: قرینه سوم بر تفسیر «مولی» بر امامت، آیه اکمال است که در ادامه خواهد آمد.
  4. تبریک شخصیت‌ها: قرینه دیگر تبریک‌های شخصیت‌های سیاسی و اجتماعی صحابه، بعد از ابلاغ پیامبر(ص) است. عمر خلیفه دوم بعد از اتمام حدیث غدیر خطاب به حضرت علی(ع) گفت: هَنِيئاً لَكَ يَا ابْنَ أَبِي طَالِبٍ! أَصْبَحْتَ وَ أَمْسَيْتَ مَوْلَى كُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ[۲۲]. در برخی گزارش‌ها[۲۳] به اول کلام عمر عبارت بَخٍ بَخٍ اضافه شده که مبالغه در تبریک و فخر است. آیا اگر مقصود صرف توصیه دوستی بود، برای این‌گونه پیام‌های تبریک مجالی بود؟! علاوه آیا «مولی» در عبارت خلیفه دوم که می‌‌گوید: «یا علی بر تو گوارا باد که مولی هر مؤمن مرد و زن شدی» صرف دوست داشتن بود یا مقصود عمر اشاره به مقام امامت و خلافت حضرت بود که در جریان غدیر به صورت رسمی از طرف پیامبر اعلام شد؟
  5. فهم حاضران و شاعران: قرینه دیگر قرینه ادبی است. حاضران در غدیر به درستی می‌توانستند مقصود پیامبر(ص) را متوجه شوند. یکی از حضار شاعر مشهور عرب، یعنی حسان بن ثابت بود که بعد از اتمام حدیث غدیر از پیامبر اجازه خواست شعری در این باره بسراید، در آن سروده است: إِلَهُكَ مَوْلَانَا وَ أَنْتَ نَبِيُّنَا *** وَ لَمْ تَلْقَ مِنَّا فِي الْوَلَايَةِ عَاصِيًا *** فَقَالَ لَهُ: قُمْ يَا عَلِيُّ فَإِنَّنِي *** رَضِيتُكَ مِنْ بَعْدِي إِمَاماً وَ هَادِياً[۲۴] خدای تو مولی ما و تو ولیّ ما هستی - در مردم برای این امرت متخلفی پیدا نخواهی کرد. پیامبر(ص) به علی(ع) گفت که برخیز که همانا من از رضای دل تو را امام و هادی بعد از خودم قرار دادم. حسان در این شعر مولی را نه صرف دوست‌داشتنی، بلکه به امام و هادی تفسیر نموده و شعر خود را به پیامبر(ص) و صحابه خوانده و آنان نیز هیچ اعتراضی بر آن نداشتند[۲۵].
  6. برخی عالمان اهل سنت مانند ابن جوزی و حافظ ابوالفرج یحیی ثقفی نیز بر معنای اولویت «مولی» اعتراف کرده‌اند[۲۶].
  7. واژه بعدی: حدیث غدیر در بعض روایات اهل سنت با کلمه «بعدی» آمده است: «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَإِنَّ عَلِيًّا بَعْدِي مَوْلَاهُ»[۲۷]. در شعر اخیر حسان نیز مِنْ بَعْدِي إِمَاماً گویای مدعاست. روشن است معنای دوست داشتن یا یاری رساندن علی(ع) توصیه مطلق و در هر زمانی است و لازم نبود پیامبر(ص) آن را به بعد خود اختصاص دهد، اما اینکه چنین نمود، از آن پیداست که مقصود خلافت و حکومت است که با کلمه «بعدی» تناسبت دارد[۲۸].

آیه اکمال دین

﴿الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا[۲۹].[۳۰]

این آیه شریفه نیز در تکمیل آیه پیشین به امامت حضرت علی(ع) در جریان غدیر خم ناظر است که ظاهر آیه مؤید آن است. با وجود این در تقریر استدلال به نکاتی نیز اشاره می‌شود:

  1. جمع زیادی از عالمان اهل سنت آیه فوق را بر جریان غدیر خم ناظر می‌دانند[۳۱].
  2. توصیف آیه از پیام ابلاغی به یأس کفار، اکمال دین و اتمام نعمت با حمل پیام غدیر به دوستی یا یاور بودن علی(ع) تناسب و سنخیت ندارد، بلکه این صفات باید بر امر اساسی و کلیدی مترتب باشد که تنها فرضیه موجود در روزهای آخر عمر پیامبر(ص) همان مسئله حضرت علی(ع) است[۳۲].

منابع

پانویس

  1. «تو، تنها بیم‌دهنده‌ای و هر گروهی رهنمونی دارد» سوره رعد، آیه ۷.
  2. ابن کثیر، تفسیر ابن کثیر، ج۲، ص۵۰۳؛ طبری، تفسیر طبری، ج۱۳، ص۱۰۸؛ محمود بن عبدالله آلوسی، تفسیر روح المعانی، ج۱۳، ص۱۰۸؛ ثعلبی، تفسیر ثعلبی، ج۵، ص۲۷۲؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۳۵۹.
  3. «تو، تنها بیم‌دهنده‌ای و هر گروهی رهنمونی دارد» سوره رعد، آیه ۷.
  4. طبری، تفسیر طبری، ج۸، جزء ۱۳، ص۱۰۸؛ فخر رازی، تفسیر کبیر، ج۱۹، ص۱۵؛ جلال الدین سیوطی، الدر المنثور، ج۴، ص۶۰۸.
  5. فراتی، تفسیر فرات، و شواهد التنزیل ذیل آیه ۷ رعد.
  6. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۱۷۹.
  7. علی بن حسام متقی، کنز العمال، ج۱۱، ص۶۱۵؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۳۸۷.
  8. ترمذی، صحیح ترمذی، ج۵، ص۶۳۷؛ حاکم، المستدرک، ج۳، صص ۱۲۷ و ۱۳۶؛ غزالی، احیاء العلوم، ج۲، ص۱۹۰؛ ابوسعید سمعانی، الأنساب، ج۱۳، ص۴۰۴؛ ابن جوزی، المنتظم، ج۱۱، ص۲۴۳؛ زرلکی، الأعلام، ج۵، ص۱۷.
  9. قدردان قراملکی، محمد حسن، قرآن و علم کلام، ص ۳۴۲.
  10. «سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آورده‌اند، همان کسان که نماز برپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند» سوره مائده، آیه ۵۵.
  11. ر.ک: فیروزآبادی، فضائل الخمسة من الصحاح السته و غیرها، ج۲، ص۱۸؛ ر.ک: محمد ری‌شهری، موسوعة الامام علی(ع)، ج۲، ص۲۰۲؛ تفسیرهای مختلف، ذیل آیه ۵ مائده.
  12. قدردان قراملکی، محمد حسن، قرآن و علم کلام، ص ۳۴۴.
  13. «ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید» سوره نساء، آیه ۵۹.
  14. قدردان قراملکی، محمد حسن، قرآن و علم کلام، ص ۳۴۵.
  15. «ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان و اگر نکنی پیام او را نرسانده‌ای؛ و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه می‌گیرد» سوره مائده، آیه ۶۷.
  16. برای توضیح بیشتر از این آیه و آیه بعدی (اکمال)؛ ر.ک: مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۴، ص۸۸ - ۹۰۷.
  17. قدردان قراملکی، محمد حسن، قرآن و علم کلام، ص ۳۴۶.
  18. ر.ک: حاکم، المستدرک، ج۳، ص۱۰۹؛سنن ترمنی، ج۵، ص۲۹۷؛ ابن کثیر، البدایة والنهایة، ج۷، ص۴ - ۳۷۱؛ امینی، الغدیر، ج۱، ص۴۱ به بعد.
  19. تاریخ ابن خلدون، ج۲، ص۴۸۱؛ ابن کثیر، البدایة والنهایة، ج۷، ص۴-۳۷۱؛ سلیمان طبرانی، المعجم الکبیر، ج۵، ص۱۹۴.
  20. ر.ک: امینی، الغدیر، ج۱، ص۶۵۱؛ تاریخ ابن خلدون، ج۲، ص۴۸۱؛ ابن کثیر، البدایة والنهایة، ج۷، ص۴ - ۳۷۱.
  21. ر.ک: ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، صص ۲۱۳ و ۲۳۷؛ حاکم حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، صص ۲۴۸ و ۲۵۴؛ متقی، کنز العمال، ج۱۳، ص۱۴۰، ش ۳۶۴۴۱.
  22. مسند ابن حنبل، ج۶، ص۴۰۱؛ ابن حنبل، فضائل الصحابه، ج۲، ص۵۹۶؛ ابن کثیر، البدایة والنهایة، ج۷، ص۴ - ۳۷۱؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۲۲۰؛ امینی، الغدیر، ج۱، ص۵۰۸.
  23. ر.ک: ابن اثیر، النهایة، ج۱، ص۱۰۱.
  24. امینی، الغدیر، ج۲، ص۳۴؛ علامه امینی در همین منبع از دوازده راوی سنی گزارش می‌کند که شعر فوق را در آثارشان آوردند.
  25. مولی در لغت عرب بسیار به معنای اولی به تصرف به کار رفته است که علامه طهرانی از منابع ادبی معاصر اسلام مانند معلقات سبعه شواهد آن را آورده است (سید محمد حسینی طهرانی، امام‌شناسی، ج۷، ص۲۴۲ - ۳۹۳).
  26. ر.ک: ابن جوزی، تذکرة الخواص، ص۳۷، با مقدمه سید محمدصادق بحر العلوم، طبع بیروت.
  27. ابن کثیر، البدایة والنهایة، ج۷، ص۳۴۹؛ علی حسینی میلانی، خلاصة عبقات الأنوار، ج۹، ص۹۳.
  28. قدردان قراملکی، محمد حسن، قرآن و علم کلام، ص ۳۴۷.
  29. «امروز کافران از دین شما نومید شدند پس، از ایشان مهراسید و از من بهراسید! امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم» سوره مائده، آیه ۳.
  30. مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۴، ص۸۸۷.
  31. ر.ک: جلال‌الدین سیوطی، الدر المنثور، ج۱، ص۲۰۰؛ ابراهیم جوینی خراسانی، فرائد السمطین، ج۱، ب ۲۲، ج۳۹ و ب ۸۲، ج۴۰؛ ابن کثیر، البدایة والنهایة، ج۵، ص۲۱۳؛ برخی از اهل سنت آیه را نازل در روز عرفه تفسیر و بر آن نیز روایاتی را گزارش کردند که به همین مضمون نیز روایات شیعی وارد شده است (محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج۱، ص۲۹۰؛ عیاشی، تفسیر عیاشی، ج۱، ص۳۳۳)؛ در این باره باید گفت دو فرض زمان مختلف برای آیه قابل جمع است، به این صورت که چنان که از ظاهر آیه تبلیغ برمی‌‌آمد اصل پیام غدیر قبلاً بر پیامبر نازل شده بود، اما حضرت از ابلاغ آن واهمه داشت، روایاتی که مبدأ نزول آیه فوق را روز عرفه (نهم ذیحجه) یعنی هشت روز جلوتر از غدیر خم توصیف کردند، به اصل صدور و روایاتی که مبدأ آیه را غدیر وصف کردند به روز ابلاغ آن ناظر است. (سید محمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۵، ص۱۹۶؛ سید محمد حسینی طهرانی، امام‌شناسی، ج۸، ص۵۳).
  32. قدردان قراملکی، محمد حسن، قرآن و علم کلام، ص ۳۵۰.