شرح‌های نهج البلاغه

موضوع مرتبط ندارد - مدخل مرتبط ندارد - پرسش مرتبط ندارد

سیری در شروح نهج‌البلاغه

معارف ژرف نهج‌البلاغه که در واژگانی فاخر جای گرفته بود، از همان آغاز توجه اندیشمندان، ادیبان و... را به خود جلب کرد و حتی گردآورنده آن سید رضی، نیز از توضیح مختصر کلمات ناآشنای آن غافل نماند. چنین رویکردی به نهج‌البلاغه، مجموعه ارزشمندی از آثار توضیحی را فرا روی ما نهاده است. توضیحات نهج‌البلاغه چنانچه گسترده باشد، شرح نامیده می‌شود که امروزه شمار آن از دویست شرح افزون است[۱] و اگر به توضیحی مختصر در پاره‌ای از موارد اکتفا شود نام تعلیق به خود می‌گیرد و اگر بازگردانی از عربی باشد ترجمه نامیده می‌شود. نکته‌ای که در مطالعه هر شرح بایسته است، رویکرد نویسنده و روشی است که برای شرح خود برگزیده است. رویکرد و روش، دو عنصر تعیین‌کننده در متمایز شمردن شروح از یکدیگر است؛ برای نمونه برخی شارحان با رویکردی ادبی به شرح نهج‌البلاغه پرداخته‌اند و برخی با رویکردی اجتماعی و برخی با رویکرد عرفانی و فلسفی کلمات امیر مؤمنان را شرح داده‌اند. گروهی روش ترتیبی را برای شرح برگزیده‌اند و از ابتدای نهج‌البلاغه به توضیح گسترده آن پرداخته‌اند و اندکی نیز موضوعات خاصی را انتخاب و همان موضوع را در سراسر نهج‌البلاغه پی‌جویی و تدوین کرده‌اند و از این رهگذر کوشیده‌اند تا نظر امام را در موضوعات مختلف مانند توحید، عدل و غیره فرا روی خوانندگان قرار دهند و بدین‌سان شرحی موضوعی از نهج‌البلاغه را فراهم آورده‌اند. در این فصل به بررسی برخی شروح نهج‌البلاغه می‌پردازیم و در پایان منابعی را برای مطالعه بیشتر معرفی می‌کنیم[۲].

نخستین شرح

چندین شخصیت اولین شارحان نهج‌البلاغه شناخته شده‌اند که عبارت‌اند از:

  1. سید رضی مؤلف نهج‌البلاغه[۳]؛
  2. علی بن ناصر[۴]؛
  3. أحمد بن محمد خوارزمی مشهور به امام وبری[۵]؛
  4. سید فضل الله راوندی.

و اینک بررسی نخستین شرح: قطب‌الدین کیدری (زنده در ۵۷۶ق) و قطب‌الدین راوندی (م ۵۷۳ق) دو تن از شارحان کلام علوی در ذیل برخی کلمات نهج‌البلاغه، تفسیرهایی از سید رضی آورده‌اند که در نهج‌البلاغه‌های موجود به چشم نمی‌خورد. بر همین اساس محقق ارجمند، جناب شیخ عزیز الله عطاردی، معتقد است که ناسخان نخستین نهج‌البلاغه تمام حواشی و تعلیقات سید رضی را بازگو نکرده‌اند و با استناد به آنچه آمده، سید رضی خود نخستین شارح آن است[۶]؛ اما با توجه به تعاریفی که در ابتدای فصل آورده‌ایم حاشیه‌ها و تعلیق‌های سید رضی را نمی‌توان شرح نامید و بنابراین سید رضی نخستین شارح محسوب نمی‌شود.

مرحوم علامه امینی، صاحب کتاب گران‌سنگ الغدیر، و علامه سید محسن امین، نویسنده کتاب سترگ اعیان الشیعه، علی بن ناصر را نخستین شارح می‌دانند. وی کتابی به نام «أعلام نهج‌البلاغه» دارد که گویند کهن‌ترین شرح نهج‌البلاغه است. این اشتباه نیز از آنجا شکل گرفته است که علی بن ناصر را معاصر سید رضی دانسته‌اند؛ حال آن‌که وی از عالمان قرن هفتم است و در کتاب دیگرش، «زبدة التاریخ»، تاریخ مرگ اتابک ازبک را که در سال ۶۲۲ اتفاق افتاده یاد کرده است[۷]. افزون بر آن، هر چند علی بن ناصر را مؤلف اعلام نهج‌البلاغه معرفی کرده‌اند، ولی دانشمندان در درستی این انتساب، همداستان نیستند[۸]. به هر روی اعلام نهج‌البلاغه شرحی لفظی و لغوی است که دیگران از آن بهره جسته‌اند، اما نمی‌توان آن را نخستین شرح دانست. امام وبری متکلم زبردستی است که او را نخستین شارح دانسته و برخی شارحان مانند بیهقی (م ۵۶۵ق) و کیدری بارها از شرح او بهره برده‌اند؛ و از همین روی بعید نیست که کهن‌ترین شرح از آن امام وبری باشد؛ اما شواهد نشان دهنده آن است که شرح وی با دیدگاه کلامی بر بخشی از نهج‌البلاغه بوده است و بر همین اساس بیهقی با آن‌که از آن استفاده می‌کند شرح خود را نخستین شرح نهج‌البلاغه معرفی می‌کند[۹].

آخرین نظر از آن محقق سخت‌کوش سید عبد العزیز طباطبایی است او می‌نویسد: نخستین شارح نهج‌البلاغه ضیاءالدین ابوالرضا فضل‌الله بن علی راوندی است. راوندی از عالمان قرن ششم هجری است که در بغداد به نسخه‌ای از نهج‌البلاغه به خط سید رضی دست می‌یابد و از روی آن نسخه، نسخه‌ای برای خود می‌نویسد و آن را روایت می‌کند، نقل آن را اجازه داده، حاشیه‌هایی بر آن می‌نگارد و مواردی از آن را شرح می‌کند[۱۰]. آخرین سخن آن‌که خواه امام وبری نخستین شارح باشد یا فضل‌الله راوندی، کهن‌ترین شرح نهج‌البلاغه در قرن ششم سامان یافته است و همین امر نشان‌دهنده اهمیت نهج‌البلاغه است که در فاصله اندکی از نگارش آن مورد توجه محققان قرار گرفت[۱۱].

معرفی شرح‌های مهم

پس از بحث درباره نخستین شرح نهج‌البلاغه به بررسی شروح مهم آن می‌پردازیم. از آنجا که شرح‌های این کتاب ارزشمند متعدد است، تنها ویژگی‌های برخی شروح کهن و معاصری که امروزه در اختیار دانش‌پژوهان است بررسی می‌شود و در پایان فهرست گروهی از شرح‌ها خواهد آمد.

معارج نهج‌البلاغه

کهن‌ترین شرح موجود و مطبوع، معارج نهج‌البلاغه به زبان عربی است. مؤلف آن ابوالحسن علی بن زید بیهقی (م ۵۶۵ ه‍) است که آن را به خواهش برخی دانشمندان روزگار خود فراهم آورد. او در این شرح با صراحت می‌نویسد که کسی پیش از وی نهج‌البلاغه را شرح نکرده است[۱۲]؛ هر چند در موارد متعددی از شرح امام وبری بهره می‌برد.

ویژگی‌های معارج

  1. نکات ادبی: نکته‌های دقیق ادبی از ویژگی‌های مهم شرح بیهقی است. او در توضیح سرق الحریر[۱۳] می‌نویسد: «مفرد سرق، سرقه است که همان سره فارسی و معنای آن دیبای نیکو را می‌رساند».
  2. علوم بلاغی: برای اثبات بلاغت نهج‌البلاغه در ابتدا علم بدیع را توضیح می‌دهد و این روشی است که پس از او کیدری، ابن‌میثم و... همین شیوه را ادامه دادند و در دیباچه شرح خود به گونه‌ای گسترده مباحث آیین بلاغت را مطرح کردند.
  3. سند متصل: بیهقی در ابتدای معارج، سند متصلی تا سید رضی می‌آورد؛ زیرا نهج‌البلاغه را نزد حسن بن یعقوب بن احمد قاری به سال ۵۱۶ قرائت کرده و او آن را از جعفر بن محمد بن احمد دوریستی، که از راویان سید رضی است، روایت و نیز به واسطه پدرش از دوریستی نقل می‌کند. بنابراین با توجه به نزدیک بودن به زمان سید رضی و ذکر سند خود تا مؤلف، بر اتقان کتاب خویش می‌افزاید.
  4. پاسخ به شبهات: بیهقی با نشان دادن چند هنر بدیع در کلام امام علی(ع)، به شبهاتی که نهج‌البلاغه را پرداخته سید رضی می‌دانند پاسخ می‌دهد و می‌گوید: «چگونه می‌شود سخن رضی که خود آبگیری است از آن دریا و پرتوی است از آن ماه درخشنده، با سخنان امیر مؤمنان همانند باشد؟ سراب کجا و شراب ناب کجا؟ ابر کجا و مه کجا؟ نور چراغ کجا و درخشش ماه کجا؟»[۱۴].
  5. شرح تطبیقی: روش معارج تا اندازه‌ای مقایسه‌ای است و برای تبیین کلمات مولا از سخن پیشینیان ایران‌زمین گواه می‌آورد، مانند توضیحی که در شرح «أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا أَنْتُمْ فِي هَذِهِ الدُّنْيَا غَرَضٌ»[۱۵] می‌نویسد: مَنْقُولٌ عَنْ مَنُوچِهَرِ الْمَلِكِ فِي الْكُتُبِ الْقَدِيمَةِ، وَ التَّوَارُدُ يَتَّفِقُ فِي الْأَشْعَارِ وَ الْحِكَمِ وَ الْمَوَاعِظِ[۱۶].

جملاتی از اشارات ابن‌سینا و نیز سخنانی از سیبویه، مبرد، خجندی، اصفهانی و... در شرح معارج دیده می‌شود. در این شرح، بحث‌های ادبی، فقهی، نجومی، طبی و فلسفی به مناسبت ذکر شده است و با روش تحقیقی جملات مولا تبیین شده است[۱۷].

منهاج البراعة (راوندی)

منهاج البراعة عنوان مشترکی است که دو تن از شارحان نهج‌البلاغه برای شرح خود برگزیده‌اند: قطب‌الدین راوندی (م ۵۷۳) و میرزا حبیب‌الله هاشمی خویی (م ۱۳۲۴). اکنون شرح منهاج البراعة راوندی را بررسی می‌کنیم: ابوالحسن سعید بن هبة‌الله راوندی معروف به قطب‌الدین راوندی از دانشمندان قرن ششم هجری است که شرح خود را در سال ۵۵۶ هجری به پایان رسانیده است. این شرح همواره مورد توجه عالمان بوده و ابن ابی‌الحدید با همه انتقاداتی که به منهاج البراعة دارد از شرح وی بسیار بهره برده است[۱۸]. مرحوم بحرانی انتقادات ابن ابی‌الحدید را در کتاب سلاسل الحدید فی تقیید ابن ابی‌الحدید پاسخ گفته است.

ویژگی‌های منهاج البراعة (راوندی)

  1. مباحث ادبی و واژه‌شناختی: مباحث ادبی و شناخت واژه‌ها بیش از دیگر موضوعات در منهاج البراعة نمایان است هر چند از مباحث فقهی، اخلاقی و تفسیری نیز بی‌بهره نیست.
  2. استناد به آیات قرآن: در برخی موارد با استناد به آیات قرآن، عبارات نهج‌البلاغه را توضیح می‌دهد که خود نمایانگر رابطه میان قرآن و نهج‌البلاغه است. برای نمونه به این خطبه توجه کنید: «وَ خَلَّفَ فِيكُمْ مَا خَلَّفَتِ الْأَنْبِيَاءُ فِي أُمَمِهَا، إِذْ لَمْ يَتْرُكُوهُمْ هَمَلًا بِغَيْرِ طَرِيقٍ وَاضِحٍ وَ لَا عَلَمٍ قَائِمٍ: كِتَابَ رَبِّكُمْ فِيكُمْ: مُبَيِّناً حَلَالَهُ وَ حَرَامَهُ، وَ فَرَائِضَهُ وَ فَضَائِلَهُ، وَ نَاسِخَهُ وَ مَنْسُوخَهُ»[۱۹]؛ «رسول خدا(ص) نیز در میان امت خود چیزهایی را به ودیعت نهاد که دیگر پیامبران در میان امت خود به ودیعت نهاده بودند؛ زیرا هیچ پیامبری امت خویش را بعد از خود سرگردان رها نکرد بی‌آنکه راهی روشن پیش پایشان گشوده باشد یا نشانه‌ای صریح و آشکار برای هدایتشان قرار داده باشد. (آری او(ص)) کتابی را که از سوی پروردگارتان بر وی نازل شده بود، در میان شما نهاد، کتابی که احکام حلال و حرام، و واجب و مستحب و ناسخ و منسوخش را روشن ساخته بود». قطب‌الدین راوندی پس از توضیح مفردات خطبه، نمونه‌هایی از آیات قرآن را می‌آورد و می‌نویسد: حلال و حرام مانند آیه ﴿أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا[۲۰]. و ﴿أُحِلَّتْ لَكُمْ بَهِيمَةُ الْأَنْعَامِ[۲۱]. اما فضایل که بجا آوردن آن بهتر است؛ مانند آیه ﴿وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَكَ[۲۲]. و نمونه‌های بسیار دیگری که می‌توانید به اینجا مراجعه نمایید[۲۳]
  3. استفاده از احادیث: راوندی در تبیین برخی از متون نهج‌البلاغه از احادیث سود می‌جوید و با توجه به کهن بودن شرح منهاج البراعة، احادیث آن نیز در خور توجه است. او در شرح «وَ لَا يُحْصِي نَعْمَاءَهُ الْعَادُّونَ»[۲۴] می‌نویسد: «این جمله اشاره‌ای است به آنچه از پیامبر(ص) روایت شده است که به امام علی(ع) فرمود: «مَا أَوَّلُ مَا أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْكَ؟ فَقَالَ: أَنْ خَلَقَنِي حَيّاً قَادِراً مُشْتَهِياً. فَقَالَ: وَ مَا الثَّانِيَةُ؟ قَالَ: أَنْ عَرَّفَنِي نَفْسَهُ وَ مَكَّنَنِي مِنْ طَاعَتِهِ وَ لَطَفَ مَعِي تَوْفِيقاً وَ عِصْمَةً. فَقَالَ النَّبِيُّ... وَ مَا الثَّالِثَةُ؟ فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ ﴿وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لَا تُحْصُوهَا[۲۵]. فَقَالَ: مُلِئْتَ عِلْماً وَ حِكْمَةً»[۲۶]. پس از آوردن حدیث می‌گوید: «امام در اینجا سخن خود را از قرآن برگرفته است ولی اجمال آن را تفصیل، اطلاق آن را تقیید و مفرد آن را به صورت جمع آورده است».
  4. نکات بلاغی: نمونه‌های متعددی وجود دارد[۲۷] که راوندی به نکات زیبای بلاغی اشاره کرده است و بی‌تردید دوستداران علم بلاغت و شیوا سخن‌گویی از مراجعه به آن بی‌نیاز نیستند. وی کتاب را با مباحثی در زمینه بلاغت به پایان می‌رساند.
  5. ایجاز: در شرح منهاج البراعة، ایجاز و اختصار به چشم می‌آید و مؤلف تنها مواردی را شرح می‌دهد که نیازمند توضیح باشد و در مواردی که مفهوم عبارت، کاملاً گویا است از شرح آن چشم می‌پوشد و بر همین اساس نامه‌های متعددی[۲۸] را شرح نمی‌دهد[۲۹].

شرح نهج‌البلاغة ابن ابی‌الحدید

عزالدین عبدالحمید بن هبة الله، مشهور به ابن ابی‌الحدید، از دانشمندان سنی معتزلی مذهب قرن ششم و هفتم هجری است که نهج‌البلاغه را به گونه‌ای گسترده شرح کرد و به شرح ابن ابی‌الحدید معروف شد؛ هر چند خود تنها نام شرح نهج‌البلاغه بر آن نهاده بود. او نهج‌البلاغه را براساس خواهش ابن علقمی، وزیر المستعصم بالله، خلیفه عباسی، در چهار سال و هشت ماه[۳۰] شرح کرد. ذوق و علاقه وی به همراه کتابخانه و امکاناتی که برای وی مهیا شد سبب شد تا شرح گسترده او همواره مورد توجه عالمان و شارحان قرار گیرد و در میان شروح متعدد نهج‌البلاغه جایگاهی ویژه بیابد. علامه محمد‌تقی شوشتری که خود با نوآوری و زیبایی نهج‌البلاغه را شرح کرده است، درباره آن می‌نویسد: «گسترده‌ترین و استوارترین شرح نهج‌البلاغه، شرح ابن ابی‌الحدید است»[۳۱].

ویژگی‌های شرح ابن ابی‌الحدید

  1. شرح واژگان دشواریاب و بیان مثل‌های عرب؛
  2. مباحث ادبی: مانند صرف و نحو و نیز نکات بلاغی؛
  3. نسب‌شناسی یا علم انساب: این علم درباره خاندان و اجداد افراد سخن می‌گوید و در شناخت اعلامی که در نهج‌البلاغه از آنان نام برده شده بسیار مؤثر است. ابن ابی‌الحدید در جلد اول، تبار امام علی(ع) و سید رضی را معرفی می‌کند و به فراخور بحث، در موارد گوناگون به این علم می‌پردازد[۳۲]؛
  4. گزارش رویدادهای تاریخی: از ویژگی‌های برجسته شرح ابن ابی‌الحدید گزارش رویدادهای تاریخی است؛ هر چند در گزارش‌های آن، بنا بر تعبیر علامه شوشتری، افراط و تفریط مشاهده می‌شود؛ اما به دلیل گزارش بخش عظیمی از کتاب‌های بزرگ، مهم و نقش‌آفرین در تاریخ اسلام مانند الاحداث مدائنی و السقیفه جوهری که امروزه در اختیار نیستند کتاب وی فوق‌العاده ارزشمند است[۳۳]. افزون بر آن، شناخت جریان‌ها، چگونگی حادثه‌ها، معرفی رجال صدر اسلام و... شرح وی را در زمینه مباحث تاریخی، کم‌نظیر ساخته است. جناب آقای مهدوی دامغانی مباحث تاریخی ابن ابی‌الحدید را به فارسی ترجمه و با عنوان جلوه تاریخ در شرح نهج‌البلاغه ابن ابی‌الحدید در ۸ جلد منتشر کرده است؛
  5. استناد به آیات قرآن: ابن ابی‌الحدید در تبیین کلمات امام به آیات قرآن استناد می‌کند و در موارد بسیاری از اشعار شاعران عرب نیز بهره می‌برد[۳۴]؛
  6. حکمت‌های منسوب: در جلد بیست شرح نهج‌البلاغه حدود هزار جمله با عنوان الْحِكَمُ الْمَنْسُوبَةُ نقل شده است که به گفته ابن ابی‌الحدید در میان مردم شهرت دارد که از بیانات امام علی(ع) است. این جملات در نهج‌البلاغه نیست و در مصادر دیگر نیز کمتر یافت می‌شود؛ بنابراین نمی‌توان به آن اعتماد کرد.

البته چنین نیست که تمامی مباحث ابن ابی‌الحدید در شرح نهج‌البلاغه پذیرفته شود. مباحث تاریخی - کلامی او همواره با نقد روبه‌رو بوده است. نمونه‌ای از آن، تفسیرهای کلامی اوست که عالمان شیعی افکار اعتزالی او را نقد کرده‌اند. برای نمونه ابن ابی‌الحدید در توضیح عبارت «وَ لَمْ يُخْلِ اللَّهُ سُبْحَانَهُ خَلْقَهُ مِنْ نَبِيٍّ مُرْسَلٍ أَوْ كِتَابٍ مُنْزَلٍ أَوْ حُجَّةٍ لَازِمَةٍ أَوْ مَحَجَّةٍ قَائِمَةٍ»[۳۵] با رد نظریه شیعه مبنی بر لزوم حجت در هر زمان، مراد امام از حجت لازمه را عقل می‌داند و آن را دلیل حجیت عقل می‌شمرد. اگرچه عقل در نزد شیعه در محدوده هدایت و روشنگری فطری حجت است، ولی با توجه به سیاق جمله، که تمامی مصادیق حجت ظاهری یعنی پیامبران، کتاب‌های آسمانی و سنت پیامبر را در ردیف یکدیگر می‌آورد، نظر شیعه مبنی بر اینکه حجت لازمه، همان امام معصوم است کاملاً پذیرفتنی و همگون است؛ در حالی که اگر حجت لازمه، عقل باشد، حجت باطنی خواهد بود و این‌چنین نباید در میان حجت‌های آشکار با واو عطف شود[۳۶].[۳۷].[۳۸]

شرح نهج‌البلاغه ابن میثم

کمال‌الدین میثم بن علی بن میثم بحرانی، مشهور به ابن میثم، از عالمان و متکلمان قرن هفتم هجری است که به درخواست عطاملک جوینی شرح مفصلی بر نهج‌البلاغه نگاشت و به شرح کبیر معروف شد. او شرح کبیر خود را دو بار خلاصه کرد و آن را شرح متوسط و صغیر نامید. شرح ابن‌میثم از جهت توجه به معانی جملات و نیز بحث‌های فلسفی - کلامی دارای اهمیت است[۳۹].

ویژگی‌های شرح ابن میثم

  1. تبیین قواعد ادبی: در ابتدای شرح، مقدمه گسترده‌ای به بازگویی قواعد ادبی و ویژگی‌های الفاظ اختصاص دارد. خصوصیات لفظ مفرد، مرکب، استعاره، تشبیه و نیز تعریف خطابه و فواید آن و... همگی از مباحث ابتدایی ابن‌میثم است که خوانندگان پیش از ورود به نهج‌البلاغه با آن آشنا می‌شوند.
  2. مباحث کلامی: نهج‌البلاغه مشحون از مباحث اعتقادی مانند مبدأ، معاد و... است و ابن‌میثم متکلمی زبردست است که ژرفای کلام حضرت را شرح می‌دهد، هر چند عده‌ای چنین مباحثی را نپسندیده و نهج‌البلاغه را فارغ از دیدگاه فلاسفه بررسی می‌کنند. به هر حال مطالعه خطبه اول نهج‌البلاغه از شرح ابن‌میثم پیشنهاد می‌شود.
  3. اسباب صدور: کوشش ابن‌میثم بر آن بوده است که علت و زمینه صدور خطبه‌ها و نامه‌های حضرت را تا حد ممکن بیاورد و فضای سخنان امام را بنمایاند.
  4. استنادات قرآنی: استناد به آیات قرآن در دیگر شروح نیز مرسوم بود، اما تلاش ابن‌میثم بر آن است که مبنای سخنان امام را از آیات قرآن بیابد و سخنان حضرت را برگرفته از کلام حق نشان دهد.
  5. تبیین واژه‌ها: شارح پیش از شرح، واژگان دشواریاب را معنا می‌کند و چنانچه به قواعد صرف و نحو یا معانی بیان نیازی باشد آن را توضیح می‌دهد[۴۰].[۴۱]

شرح منهاج البراعة (هاشمی خویی)

میرزا حبیب الله هاشمی خویی از فقیهان و ادیبان اواخر قرن سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم هجری است که شرح مبسوطی بر نهج‌البلاغه با عنوان منهاج البراعة دارد. شرح وی تقریباً با شرح ابن‌میثم همانند است. البته مرحوم خویی نسبت به مباحث فلسفی ابن‌میثم خرده می‌گیرد و شرح خود را روایی می‌داند و مقدمه بسیار مفصلی در صنایع ادبی، دلالت الفاظ و... نگاشته است.

ویژگی‌های منهاج البراعة (هاشمی خویی)

  1. تقسیم‌بندی خطبه‌ها و نامه‌ها: مؤلف، متن خطبه‌ها و نامه‌ها را به بخش‌هایی تقسیم کرده و بخش‌های گزینش شده را «فصل» نامیده است؛
  2. ترجمه: هر فصل از خطبه‌ها و نامه‌ها را به زبان فارسی بازگردانده است؛
  3. تبیین واژه‌ها: اللغه عنوانی است که در آن، واژه‌ها را شرح می‌دهد؛
  4. قواعد صرف و نحو: الاعراب عنوانی است که موقعیت کلمه در جمله را از نظر قواعد ادبی بیان می‌کند.
  5. شرح گسترده: مؤلف پس از عناوین فوق با عنوان المعنی به شرح گسترده کلمات حضرت می‌پردازد؛ البته در برخی موضوعات آن‌چنان بحث می‌کند که ارتباط آن با کلام امام نامشخص است و مباحث غیر مرتبط در آن بسیار مشاهده می‌شود. برای نمونه در توضیح خطبه در نکوهش زنان به داستان‌سرایی و خاطرات طنزگونه و... می‌پردازد که با شأن کلمات علوی ناسازگار است[۴۲].

شرح منهاج البراعة تا خطبه ۲۲۸ به قلم مرحوم خویی است و از خطبه ۲۲۹ (جلد ۱۵) به بعد با همان روش توسط آیت‌الله حسن‌زاده آملی نگاشته شده و شرح کلمات قصار (جلد ۲۱) به قلم مرحوم آیت‌الله شیخ محمد باقر کمره‌ای است[۴۳].[۴۴].[۴۵]

فی ظلال نهج‌البلاغه

یکی از بهترین و متفاوت‌ترین شرح‌های دوران معاصر، شرح فی ظلال نهج‌البلاغه، اثر عالم قرآن‌پژوه و نوآور لبنانی مرحوم محمد جواد مغنیه است. وی پیش از شرح نهج‌البلاغة، کتاب الکاشف را در تفسیر قرآن نگاشت و با همان شیوه به شرح نهج‌البلاغه همت گمارد. مهم‌ترین تفاوت شرح وی، رویکرد زندگی‌محور او در تبیین کلمات امیر مؤمنان(ع) است. بررسی‌های سیاسی اجتماعی است که در سراسر شرح وی مشهود است. او در این اثر جوانان را مخاطب خود می‌داند و با ذوق سرشار و قلم زیبایش، شیوایی‌های کلام مولا را آشکار می‌کند. مرحوم مغنیه در مقدمه‌ای کوتاه، سبک خود را گزارش کرده و تا پایان کتاب به آن وفادار مانده است.

ویژگی‌های فی ظلال نهج‌البلاغه

  1. تقسیم‌بندی خطبه‌ها و نامه‌ها: خطبه‌ها و نامه‌های بلند نهج‌البلاغه را به فصل‌های کوتاه‌تری تقسیم و با شماره‌گذاری هر فصل، مطالعه آن را آسان کرده است.
  2. عناوین رسا: هر قسمت از عبارات نهج‌البلاغه را با عناوین رسا گزارش کرده است.
  3. تبیین واژه‌ها: عنوان «اللغة»، نخستین عنوان هر بخش است که در آن واژگان دشوار هر فصل را توضیح داده است.
  4. قواعد صرف و نحو: پس از لغت، با عنوان «الاعراب» به تحلیل صرفی و نحوی عبارات نهج‌البلاغه پرداخته است.
  5. تبیین عبارات: «المعنی» عنوان مشترک دیگری است که مغنیه برای توضیح عبارات نهج‌البلاغه برگزیده است. وی جمله‌جمله عبارات را توضیح می‌دهد و می‌کوشد در محدوده ظاهر کلام توقف کند و از مباحث حاشیه‌ای و استطرادی دوری گزیند تا خواننده پیش از هر چیز به مراد امام پی ببرد.
  6. رهنمود: یکی از نوآوری‌های مغنیه اختصاص عنوان لِلْمِنْبَرِ برای مبلغین دین است. وی در این عنوان آنچه را از نهج‌البلاغه که برای منبریان سودمند است می‌آورد تا ایشان با بهره‌گیری از کلمات انسان‌ساز امام، به هدایت جامعه بپردازند و جلسات سخنرانی خود را از مباحث کم‌ارزش پیراسته سازند.
  7. روزآمدی: یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های فی ظلال، روزآمدی توضیحات مغنیه است. او که در مقدمه کتاب خویش، اسلام را دین زندگی می‌شناساند، در جای‌جای شرح خود، سخنان امام را با حوادث امروز جامعه تطبیق می‌دهد. برای نمونه در نخستین خطبه نهج‌البلاغه که خطبه‌ای توحیدی است، در شرح جمله «وَ لَا يُحْصِي نَعْمَاءَهُ الْعَادُّونَ»؛ «و شمارندگان از شمارش نعمت‌هایش درمانند» درباره خطر کفران نعمت هشدار داده و سپس به مسائل سیاسی - اجتماعی عصر حاضر پرداخته و از کاربرد عقل در ساخت اسلحه و تجهیزات جاسوسی و گمراهی، استفاده از ثروت در فساد و سرکشی، بهره‌جویی از سلامت در گناه به عنوان مصادیق کفران نعمت یاد کرده است. آنگاه می‌پرسد که به گمان شما اگر امام(ع) در این زمان می‌بود و جنایات آمریکا و صهیونیست را می‌دید، چه می‌گفت؟»[۴۶]. نمونه‌های فراوان دیگری را از مرحوم مغنیه در شرح نهج‌البلاغه با نگاه زندگی‌محور می‌توان برشمرد؛ از آن جمله: نقد تجهیزات نوین نظامی به بهانه خطبه ۱۲۴[۴۷]، والایی روش امام در حمایت مستضعفان و مقایسه آن با شیوه ناقص و امروزین شکایت در مجامع بین‌المللی و رسانه‌ها[۴۸]، نقش ریاست‌طلبی در استفاده از نیرنگ[۴۹]، معادله قدرت در اسلام[۵۰]، جایگاه ثروت در سیاست[۵۱]، تفکیک دین از عملکرد متدینان[۵۲] و ده‌ها نمونه دیگر[۵۳].

بهج الصباغة

بهج الصباغة فی شرح نهج‌البلاغه اثر علامه محمدتقی شوشتری از دانشمندان سخت‌کوش معاصر است که در سال ۱۳۷۴ شمسی رخ در نقاب خاک کشید. شرح وی با تمامی شروح پیش گفته تفاوت اساسی دارد و در میان شرح‌های نهج‌البلاغه جایگاهی بس بلند دارد.

ویژگی‌های بهج الصباغة:

  1. شرح موضوعی علامه شوشتری مطالب نهج‌البلاغه را در شصت موضوع اصلی طبقه‌بندی نموده و براساس اهمیت از توحید آغاز می‌کند و با عنوان موضوعات مختلفه که بر ۱۰۴ ریز عنوان مشتمل است به پایان می‌برد[۵۴]. تمایز اصلی شرح بهج الصباغة با دیگر شروح در چینش موضوعی آن است و چنانچه خواننده بخواهد شرح خطبه‌ای از نهج‌البلاغه را در این کتاب بیابد، می‌تواند به جدول اختلاف نسخ[۵۵] مراجعه کند.
  2. مباحث لغوی و ادبی: واژه‌های نهج‌البلاغه به گونه‌ای دقیق و عالمانه موشکافی شده است و جمله‌ها در پرتو آن معنا می‌یابند. مباحث تاریخی، کلامی و روایی نیز در سراسر شرح مشهود است. وی با نقد شرح ابن ابی‌الحدید، ابن‌میثم و خویی، به روایات محکم و استدلال‌های استوار استناد می‌کند. بهج الصباغة زیباتر از آن است که در این مختصر، توصیف شود[۵۶].

ترجمه و تفسیر نهج‌البلاغه

ترجمه و تفسیر نهج‌البلاغه، شرح فارسی و گسترده از علامه محمدتقی جعفری است که دریغا ناتمام ماند. این شرح دارای مباحث طولانی و استطرادی فراوانی است.

ویژگی‌های ترجمه و تفسیر نهج‌البلاغه:

  1. تحلیل شخصیت امام علی(ع): جلد اول ترجمه و تفسیر نهج‌البلاغه به معرفی شخصیت بی‌همتای امام(ع) پس از پیامبر(ص)، اختصاص دارد که مشتاقان علوی از خواندن آن بی‌نیاز نیستند؛
  2. ترجمه مفهومی: هر خطبه پس از آن‌که به طور کامل نقل می‌شود، ترجمه‌ای مفهومی به همراه جلوه‌های زیبای متن دارد. به دیگر سخن، بازگردان مفهوم برای علامه از بازگردان واژه‌ها اهمیت بیشتری دارد؛
  3. رابطه قرآن و نهج‌البلاغه: در ترجمه و تفسیر نهج‌البلاغه سعی بر آن است که رابطه قرآن و نهج‌البلاغه با بیان شواهدی از آیات قرآن و اشاراتی که کلام امیر بیان به آیات قرآن دارد، کاملاً مشخص شود. البته در برخی موارد رابطه‌ای که بین قرآن و کلمات امام ترسیم شده است تطابق کامل ندارد و خواننده در ابتدای امر رابطه بین آنها را نمی‌یابد، هر چند با دقت در قرائن و توضیحات به رابطه آن دو پی خواهد برد؛
  4. موضوعات تخصصی: علامه جعفری با علوم گوناگون آشنایی داشت و معتقد بود که موضوعات کلی را باید براساس اهمیت درجه‌بندی و اصول و قوانین مربوط به آنها استخراج کرد و سپس از منابع اسلامی و نیز تحقیقات متفکران خارجی بهره برد تا زیربنای فرهنگی و اجتماعی از سخنان امیر مؤمنان(ع) استخراج شود[۵۷]. همین روش در موضوعات مختلف نمایان است و هر کجا در شرح نهج‌البلاغه فرصتی می‌یابد به گونه‌ای گسترده قلم می‌زند؛ هر چند چنین مباحثی گاه با موضوع کلام امام فاصله دارد، اما برای دانش‌پژوهان علاقه‌مند مفید است؛
  5. زبان فارسی: علامه شرح خود را برخلاف شرح‌های پیشین به زبان فارسی نوشته است تا فارسی‌زبانان بهره بیشتری ببرند؛
  6. اشعار عربی و فارسی: علامه در مواردی برای فهم بهتر، از اشعار بهره می‌برد و در شعر فارسی در موارد متعددی به مثنوی مولوی استناد می‌کند و با توجه به مهارت علامه در شرح مثنوی، ترکیب شرح نهج‌البلاغه و مثنوی وی بسیار دلنشین است[۵۸].

پیام امام

آیت‌الله مکارم شیرازی از عالمان خوش‌ذوق معاصر است که تفسیر قرآن ایشان، تفسیر نمونه، مخاطبین بسیاری در داخل و خارج کشور دارد. آیت‌الله مکارم با همان شیوه تفسیری و همکاری گروهی، شرحی براساس مخاطبین امروزی نهج‌البلاغه به نام پیام امام سامان دادند که تاکنون هشت جلد از این اثر منتشر و تا پایان خطبه‌ها به زبان فارسی شرح شده است.

ویژگی‌های پیام امام:

  1. رابطه قرآن و نهج‌البلاغه: سابقه تفسیری مؤلف سبب شده است تا رابطه قسمت‌های مختلف نهج‌البلاغه با قرآن به خوبی تبیین شود و در موارد گوناگون اشاره جمله‌ای از نهج‌البلاغه را به آیات قرآن روشن می‌سازد؛
  2. تقسیم‌بندی خطبه‌ها: خطبه‌ها به بخش‌های کوچک‌تری تقسیم شده است تا هر بخش جداگانه ترجمه و بررسی شود؛
  3. تصویر کلی: در ابتدای هر خطبه، عنوان «خطبه در یک نگاه» تصویری کلی از خطبه ارائه می‌دهد که چشم‌اندازی زیبا از خطبه است.
  4. نکته‌ها: در پایان هر بخش از خطبه‌ها، نکاتی که به صورت پیام از خطبه فهمیده می‌شود به گونه‌ای منظم ارائه شده است. برای نمونه نکته‌های زیر را در پایان بخش سوم خطبه شانزدهم می‌آورد: جاهل کسی است که قدر خود را نشناسد. اعتدال، صراط مستقیم الهی است[۵۹].
  5. نکات ادبی: نکات ادبی و صرف و نحو در پاورقی‌ها آمده است و خواننده، متن شرح را کاملاً همگون می‌یابد و چنانچه به نکات ادبی علاقه‌مند باشد واژه‌ها را در پاورقی مطالعه می‌کند[۶۰].

منابع

پانویس

  1. ر.ک: شروح نهج‌البلاغه، حسین جمعه.
  2. غلامعلی، احمد، شناخت‌نامه نهج البلاغه، ص ۱۰۷.
  3. کاوشی در نهج‌البلاغه، جمعی از محققان، ص۲۲۸.
  4. الغدیر فی الکتاب و السنة و الأدب، ج۴، ص۱۸۶؛ أعیان الشیعة، ج۸، ص۲۴۰.
  5. فهرست کتابخانه سپهسالار، ابن یوسف شیرازی، ج۲، ص۱۲۳.
  6. آشنایی با نهج‌البلاغه، ص۵۰.
  7. آشنایی با نهج‌البلاغه، ص۵۱.
  8. ر.ک: استناد نهج‌البلاغه، امتیاز علی‌خان عرشی، ص۱۱۳.
  9. آشنایی با نهج‌البلاغه، ص۵۳.
  10. آشنایی با نهج‌البلاغه، ص۵۲.
  11. غلامعلی، احمد، شناخت‌نامه نهج البلاغه، ص ۱۰۸.
  12. معارج نهج‌البلاغه، ابی‌الحسن علی بن زید بیهقی، ص۴.
  13. معارج نهج‌البلاغه، ابی‌الحسن علی بن زید بیهقی، ص۲۲۰.
  14. معارج نهج‌البلاغه، ابی‌الحسن علی بن زید بیهقی، ص۱۳.
  15. نهج‌البلاغه، خطبه ۱۴۵: ای مردم شما در این دنیا به مثابه آماج هستید.
  16. معارج نهج‌البلاغة، ص۲۳۶.
  17. غلامعلی، احمد، شناخت‌نامه نهج البلاغه، ص ۱۱۰.
  18. آشنایی با نهج‌البلاغه، ص۵۵.
  19. نهج‌البلاغه، خطبه ۱.
  20. «خداوند خرید و فروش را حلال و ربا را حرام کرده است» سوره بقره، آیه ۲۷۵.
  21. «(گوشت) دام‌ها برای شما حلال است» سوره مائده، آیه ۱.
  22. «و پاره‌ای از شب را بدان (نماز شب) بیدار باش که (نمازی) افزون برای توست» سوره اسراء، آیه ۷۹.
  23. منهاج البراعة فی شرح نهج‌البلاغه، قطب‌الدین سعید بن هبة الله راوندی، ج۱، ص۹۱ و۹۲.
  24. نهج‌البلاغه، خطبه ۱: و شمارندگان از شمارش نعمت‌هایش عاجز آیند.
  25. «و اگر نعمت خداوند را بر شمارید نمی‌توانید شمار کرد» سوره ابراهیم، آیه ۳۴.
  26. منهاج البراعة فی شرح نهج‌البلاغه، ج۱، ص۲۵ و۲۶.
  27. ر.ک: منهاج البراعة فی شرح نهج‌البلاغه، ج۱، ص۳۱، ۴۴، ۴۵ و....
  28. ر.ک: منهاج البراعة فی شرح نهج‌البلاغه، ج۳، ص۲۰۸، ۲۴۹ و....
  29. غلامعلی، احمد، شناخت‌نامه نهج البلاغه، ص ۱۱۲.
  30. ابن ابی‌الحدید می‌گوید: این مدت با مدت حکومت امام علی(ع) برابر است.
  31. آشنایی با نهج البلاغه، ص۵۷.
  32. ابن ابی‌الحدید افزون بر شرح نهج البلاغه، برای اثبات اصالت این کتاب نیز کوشیده است. (نک: «استدلال‌های ابن ابی‌الحدید در اثبات اصالت نهج البلاغه»، مجید معارف، فصلنامه مقالات و بررسی‌ها، شماره ۷۶، ۱۳۸۳، ص۱۳۵-۱۵۶).
  33. آشنایی با نهج البلاغه، ص۵۷.
  34. ر.ک: شرح نهج‌البلاغه، ج۱، ص۱۵۲، ۱۷۱ و....
  35. نهج‌البلاغه، خطبه ۱: خداوند بندگان خود را از رسالت پیامبران بی‌نصیب نساخت بلکه همواره بر آنان، کتاب فرو فرستاد و حجت لازمی (که اطاعتش واجب است) را بر ایشان آشکار ساخت و راه راست و روشن را خود در پیش پایشان بگشود.
  36. ر.ک: «نگاهی به تفسیرهای کلامی ابن ابی‌الحدید»، احمد نیلی احمدآبادی، فصلنامه پژوهشی و اطلاع‌رسانی نهج‌البلاغه، سال اول، شماره اول، ۱۳۸۰.
  37. اگرچه عبارت مورد نظر در متون موجود نهج‌البلاغه با «أو» عطف شده است، ولی سیاق جمله و در یک ردیف بودن حجت‌های یاد شده قابل تأمل است.
  38. غلامعلی، احمد، شناخت‌نامه نهج البلاغه، ص ۱۱۴.
  39. برای آگاهی بیشتر دوباره شرح ابن میثم، نک: «ویژگی‌های شرح ابن میثم بحرانی بر نهج‌البلاغه»، منصور پهلوان، دو فصلنامه مقالات و بررسی‌ها، شماره ۸۴، ۱۳۸۶.
  40. برای مطالعه بیشتر، ر.ک: شرح نهج البلاغه، ابن میثم، ترجمه محمدی مقدم و یحیی‌زاده، مقدمه.
  41. غلامعلی، احمد، شناخت‌نامه نهج البلاغه، ص ۱۱۷.
  42. ر.ک: منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة، حبیب الله بن محمد هاشم خویی، ج۵، ص۳۰۸.
  43. آشنایی با نهج‌البلاغه، ص۶۴.
  44. برای آشنایی بیشتر درباره شرح منهاج البراعة، نک: «ویژگی‌های شرح منهاج البراعة خویی»، سید محمد باقر حجتی، فصلنامه مقالات و بررسی‌ها، شماره ۴۷ و۴۸، ۱۳۶۸، ص۴۱-۶۲.
  45. غلامعلی، احمد، شناخت‌نامه نهج البلاغه، ص ۱۱۸.
  46. فی ظلال نهج‌البلاغه، محمد جواد مغنیه، ج۱، ص۱۷.
  47. فی ظلال نهج‌البلاغه، محمد جواد مغنیه، ج۲، ص۲۳۱.
  48. فی ظلال نهج‌البلاغه، محمد جواد مغنیه، ج۱، ص۲۴۱.
  49. فی ظلال نهج‌البلاغه، محمد جواد مغنیه، ج۲، ص۲۲۲.
  50. فی ظلال نهج‌البلاغه، محمد جواد مغنیه، ج۲، ص۳۳۱.
  51. فی ظلال نهج‌البلاغه، محمد جواد مغنیه، ج۲، ص۲۴۰.
  52. فی ظلال نهج‌البلاغه، محمد جواد مغنیه، ج۳، ص۳۲.
  53. غلامعلی، احمد، شناخت‌نامه نهج البلاغه، ص ۱۱۹.
  54. آشنایی با نهج‌البلاغه، ص۶۵.
  55. این جدول در پایان نهج‌البلاغه، نسخة المعجم المفهرس، نشر امام علی(ع) و نیز مؤسسة النشر الاسلامیة وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم آمده است.
  56. غلامعلی، احمد، شناخت‌نامه نهج البلاغه، ص ۱۲۱.
  57. فصلنامه نهج‌البلاغه، مصاحبه منتشر نشده علامه، سال اول، شماره ۱، پاییز ۱۳۸۰.
  58. غلامعلی، احمد، شناخت‌نامه نهج البلاغه، ص ۱۲۲.
  59. پیام امام امیرالمؤمنین(ع)، ج۱، ص۵۶۴.
  60. غلامعلی، احمد، شناخت‌نامه نهج البلاغه، ص ۱۲۴.