مقاتل قرن چهاردهم
مقاتل قرن چهاردهم
یکی از مباحث مرتبط به تاریخنگاری عاشورا و مقتلنگاری است. مقتلنگاری نوعی از تاریخنگاری است که به طور خاص به شرح و بسط جزئیات شهادت امام حسین(ع) و یارانش در واقعه کربلا میپردازد. روایتها و گزارشهای شاهدان عینی و امامان معصوم در بازگویی جزئیات واقعه عاشورا در گذر زمان از شکل شفاهی خارج شد و به صورت مکتوب در آمد. این آثار که با عنوان «مقتل الحسین» شناخته میشوند، شامل روایتهایی از اصل رویداد و پیامدهای آن بودند. سه قرن هشتم، نهم و دهم، دوره افول مقتلنویسی و عاشورانگاری است اما اوج مقتلنویسی در این دوره، مربوط به قرن چهاردهم است. برخی از مقاتل نگاشته شده این دوره حاوی گزارشهایی ضعیف و فاقد اعتبار تاریخی هستند. این امر به دلیل اتکای نویسندگان این آثار به منابع نامعتبر و عدم بررسی دقیق روایات و وقایع مرتبط با واقعه عاشورا است. از سویی دیگر، در این دوره دو قرائت عمده از واقعه عاشورا در ادبیات عاشورایی شکل میگیرد: قرائت احساسی صرف و قرائت احساسی - سیاسی. مقتل مقرم، مقتل شیخ عباس قمی، مقتل سید محسن امین، مقتل تذکرة الشهدا و مقتل معالی السبطین برخی از مهمترین مقاتل این دوره هستند.
مقدمه
مقتلنگاری نوعی از تاریخنگاری است که به طور خاص به شرح و بسط جزئیات شهادت امام حسین(ع) و یارانش در واقعه کربلا میپردازد. این روایتها که در ابتدا به صورت شفاهی نقل میشدند، بعدها به صورت مکتوب نیز ثبت و ضبط شده و به عنوان «مقتل الحسین» شناخته میشوند. مقتلنویسی و عاشورانگاری در دورههای سهگانه هشتم، نهم و دهم هجری قمری روندی نزولی را تجربه میکند، به طوری که این دورهها به عنوان دوره افول این نوع از نگارش شناخته میشوند. با این وجود، در قرن چهاردهم هجری شاهد اوجگیری مجدد مقتلنویسی هستیم. در این دوره، برخی از مقاتل نگاشته شده حاوی گزارشهایی ضعیف و فاقد اعتبار تاریخی هستند. این امر به دلیل اتکای نویسندگان این آثار به منابع نامعتبر و عدم بررسی دقیق روایات و وقایع مرتبط با واقعه عاشورا است. از سویی دیگر، در این دوره دو قرائت عمده از واقعه عاشورا در ادبیات عاشورایی شکل میگیرد: قرائت احساسی صرف و قرائت احساسی - سیاسی. ویژگی برجسته نگاشتههای این عصر، آن است که در کنار برداشت تراژیک و عاطفی و احساسی که هم میراث نگاشتههای گذشته است و هم مقتضای این واقعه بزرگ، برداشت سیاسی از حرکت امام(ع) و توجه به بعد ظلمستیزی واقعه عاشورا، نیز محل تأکید گروهی از نویسندگان و مورخان تاریخ عاشورا قرار گرفته که یکی از مهمترین عوامل این اقبال، درگیر شدن شیعیان با سیاست و در نتیجه، مبارزه و ظلمستیزی آنان با حاکمان وقت بوده است. در این قرن نگاشتههای مربوط به این واقعه، متأثر از شرایط و مقتضیات حاکم، به ویژه جنبش عدالتخواهی و مشروطهطلبی - که روح بیداری و آزادمنشی را در ایرانیان دمید - برداشت سیاسی از واقعه عاشورا را رقم زد و این برداشت، به ویژه در محافل مذهبی تجددخواه و نوگرا، جایگاه خاصی یافت و از آن زمان تاکنون، این برداشت با برداشت تراژیک یا حزن برانگیز و عاطفی - احساسی از این حادثه، دو قرائت مهم از حادثه عاشورا به حساب میآیند. قرائت احساسی صرف، بر جنبههای حزنانگیز و عاطفی واقعه عاشورا تمرکز دارد در مقابل، قرائت احساسی - سیاسی، ضمن تأکید بر جنبههای حزنانگیز واقعه، به پیامها و آموزههای سیاسی و اجتماعی آن نیز توجه دارد. این قرائت، امام حسین(ع) را به عنوان الگوی مبارزه علیه ظلم و ستم معرفی میکند و قیام ایشان را حرکتی در راستای احیای عدالت و آزادی میداند.
مقتل معتمدالدوله
یکی از مقاتل این عصر، کتابی با نام قمقام زخاز و صمصام بتار اثر فرهاد میرزای قاجار، ملقب به معتمدالدوله متوفای ۱۳۰۵ه. ق میباشد. این کتاب به زبان فارسی و در دو جلد سامان یافته و به لحاظ اعتبار و استناد، از جمله مقاتل برجسته این دوره به شمار میرود.
- معرفی مؤلف: فرهاد میرزای قاجار، ملقب به معتمدالدوله، فرزند پانزدهم عباس میرزا و نوه فتحعلیشاه قاجار از دولتمردان عصر ناصری بوده است. فرهاد میرزا علاوه بر مناصب حکومتی، دارای شخصیت علمی و فرهنگی بوده و تألیفات چندی از خود به جای گذاشته و خدماتی از جمله اقدامات عمرانی چشمگیری در آستان کاظمین به عمل آورده است. وی سرانجام به سال ۱۳۰۵ه. ق در تهران از دنیا رفت و در مقبره فرهادیه در باب المراد آستان کاظمین(ع)، به خاک سپرده شد.
- معرفی کلی: از فرهاد میرزا، چند تألیف علمی و ادبی بهجا مانده است که از مهمترین آنها، میتوان به کتاب قمقام زَخّار و صمصام تَبّار اشاره کرد. تاریخ آغاز تألیف کتاب، ۱۳۰۳ قمری و پایان آن، ذی الحجه ۱۳۰۴ قمری است[۱] این اثر به فارسی نگاشته شده است و مؤلف آن به سبب تفالی که به قرآن زده و نذری که کرده بود، کتاب را نوشته است[۲]. وی تألیف خود را قمقام زخار و صمصام بتار، (دریای آکنده و شمشیر برنده)، نام نهاده است، که البته عنوانی است غریب و ناآشنا. این نگاشته، از مقتلهای مهم است؛ زیرا چنان که خود نویسنده گفته، در نگارش این اثر، تتبع و تحقیق بسیار کرده و از آثار نگاشته شده پس از قرن یازدهم (به سبب عدم اعتبار آنها) استفاده نکرده است[۳]. از اینرو نگاشته وی، نسبت به نگاشتههای معاصر و حتی پیش از خود، از اعتبار خاصی برخوردار است.
- ساختار و محتوا: این کتاب در دو جلد سامان یافته است. جلد نخست آن، شامل زندگی امام حسین(ع) و مباحثی همانند قیام مسلم بن عقیل و حوادث مربوط به قیام امام حسین(ع) از آغاز تا شهادت اصحاب در روز عاشوراست. جلد دوم به مباحثی از قبیل شهادت بنی هاشم و امام و حوادث پس از شهادت حضرت از قبیل اسارت اهل بیت و بردن آنان به کوفه و شام و بازگرداندن آنان به مدینه، عقوبت کشندگان امام(ع)، قیام توابین و مختار و بیان اشعاری در سوگ امام اختصاص دارد. از نکات برجسته و تحقیقی این کتاب، ضبط درست اسامی اشخاص و مکانها و ترجمه و توضیح صحیح معانی نامها، مکانها، لغات، اشعار و امثال در بسیاری از موارد، و در مواردی، معرفی و بیان شرح حال کوتاه برخی از افراد است.[۴]
مقتل تذکرة الشهدا
از جمله مقاتل این دوره، کتابی با نام تذکرة الشهداء نگاشته ملاحبیب الله شریف کاشانی متوفای ۱۳۴۰ق میباشد. علیرغم دقت و عمق علمی آثار آیتالله شریف کاشانی، کتاب تذکرة الشهداء ایشان، که در سال ۱۳۰۶ قمری به رشته تحریر درآمده است، از این قاعده مستثنی بوده و شامل برخی گزارشهای ضعیف و مخدوش است. وی هدف از نگارش این اثر را ارائه منبعی مناسب برای مرثیهخوانان، مداحان و توده مردم در ایام عزاداری ذکر میکند.
- معرفی مؤلف: ملا حبیبالله شریف کاشانی (۱۲۶۲-۱۳۴۰ق)، مفسر، عارف و از عالمان و فقیهان شیعه اهل کاشان در قرن سیزدهم و چهاردهم هجری قمری بوده است. کتاب «منتقد المنافع فی شرح المختصر النافع» مهمترین اثر علمی اوست. وی پس از حدود هشتاد سال عمر سرانجام در سال ۱۳۴۰ق در شهر کاشان دار فانی را وداع گفت.
- وضعیت کلی: ملا حبیبالله آثار متعددی در موضوعات و علوم مختلف نگاشته که بیش از ۲۰۰ اثر برای او شمردهاند. یکی از آثار او کتاب تذکرة الشهداء بوده است. برخلاف سایر آثار علمی آیتالله شریف کاشانی که نوعا از دقت و عمق علمی برخوردارند. تذکرة الشهداء دارای برخی گزارشهای ضعیف و مخدوش است. گویا علت عدم دقت برخی از بزرگان علمی در نقل اخبار مربوط به مقتل، تسامح آنان در این مقوله بوده که مثل سایر علوم و مقولهها، آن را در خور دقت و بررسی علمی نمیدانستند. بر اساس گفته مؤلف، او این کتاب را در سال ۱۳۰۶ قمری، یعنی در۴۴ سالگی، برای مرثیه خوانان، مداحان و توده مردم نگاشته است[۵].
- گزارشهای غیر معتبر: این کتاب حاوی برخی اخبار و گزارشهای غیرمعتبر و ضعیف است که در ادامه به برخی اشاره میشود:
- حضور چهارصد نفر از مفتیهایی که فتوا به قتل امام حسین(ع) داده بودند در کربلا؛ از جمله ظفر بن ملجم، و انداختن عصا به سوی امام(ع) به جای استفاده از نیزه و شمشیر[۶]؛
- نشان دادن سپر خونین حضرت عباس به مادرش ام البنین توسط حضرت زینب، و بیهوش شدن وی در مدینه[۷].
- درخواست سکینه از پدرش امام حسین(ع) به هنگام وداع، که از اسب پیاده شود و او را همانند یتیمان نوازش کند که حضرت پذیرفت و او را در میان خیمهگاه و میدان در آغوش نشاند و نوازش کرد[۸]؛ در حالی که این داستان در هیچ یک از منابع قدیمی نیامده است؛
- دادن یک رشته مروارید از سوی امام حسین(ع) به یکی از لشکریان دشمن، به این سبب که هنگام بیرون آمدنش از خانه، دختر آن دشمن به او گفته بود که از این سفر برایش سوغات بیاورد[۹]؛
- خودداری ذو الجناح از راه رفتن، هنگام سوار شدن امام برآن، و حرکت با این شرط که حضرت در قیامت بر او سوار شده، امت گناهکار را شفاعت کند[۱۰] پاره کردن بند قنداق توسط طفل شیرخوار و خود را از گهواره به زمین انداختن، هنگام شنیدن صدای یاری خواستن امام حسین[۱۱] هیچ یک از این موارد، مستند تاریخی ندارد.[۱۲]
مقتل شیخ عباس قمی
یکی مقاتل این دوره، کتابی با نام نفس المهموم فی مصیبة سیدنا الحسین نگاشته شیخ عباس قمی متوفای (۱۳۵۹ق/ ۱۳۱۹ش) میباشد. این اثر به زبان عربی نوشته شده و نویسنده تلاش کرده تا با استفاده از منابع معتبر، کتابی دقیق و موثق ارائه دهد با این وجود برخی از روایتهای ضعیف در کتاب راه یافتهاند. کتاب نفس المهموم بیشتر شامل نقل قولها است و تحلیل و بررسی عمیقی در آن دیده نمیشود.
- معرفی مؤلف: شیخ عباس قمی از عالمان، محدثان، مورخان و خطیبان شیعه در قرن چهارده هجری قمری بوده است. وی در تاریخ، رجال، تراجم، علوم قرآن، اخلاق، عقاید و علم حدیث تألیفات بسیاری دارد و کتابهای مفاتیح الجنان، منتهی الآمال، سفینة البحار و نفس المهموم از مشهورترین تألیفات ایشان است. شیخ عباس سرانجام در سال ۱۳۵۹ هجری قمری در نجف درگذشت و در حرم امام علی(ع) به خاک سپرده شد.
- وضعیت کتاب: شیخ عباس قمی این کتاب را به زبان عربی، نگاشته است. وی در این کتاب بنا بر گفته خود کوشیده است تا بر اساس کتابهای معتبر گذشتگان، کتابی معتبر بنگارد. (چنان که خود گفته است: جمعته من الکتب المعتبرة الی علیه الاعتماد و ال کون والاستناد)[۱۳] بیشتر مطالب این اثر، نقل قولهاست و مباحث تحلیلی و نقد و بررسی در آن، چندان به چشم نمیخورد. به پیوست نفس المهموم، کتاب «نفثه المصدور فیما یتجدد به حزن یوم العاشور» از همین مؤلف است که در آن بیشتر به مناقب امام حسین و یارانش پرداخته شده است. خاتمه این کتاب، اندرزهایی است که مؤلف به پیروی از استادش، محدث نوری در کتاب لؤلؤ و مرجان، به اهل منبر و تعزیهخوانان داده است. تاریخ پایان نگارش کتاب، یازدهم ذی قعده ۱۳۴۲ قمری (سالروز ولادت امام رضا(ع)) میباشد[۱۴].
- ساختار کتاب: این کتاب دارای یک مقدمه، پنج باب که هر باب دارای فصلهای متعدد است و یک خاتمه است. مقدمه کتاب، کوتاه و درباره ولادت امام حسین(ع) شده است.
- باب نخست درباره مناقب امام حسین(ع)، پاداش گریستن بر او، لعن کشندگان او و اخباری درباره شهادت اوست.
- باب دوم، که مفصلترین باب کتاب است، درباره قیام آن حضرت و شهادت او و یاران و خاندانش است و در آن، وقایع روز تاسوعا و عاشورا با تفصیل بیشتر بیان شده است.
- باب سوم درباره حوادث پس از شهادت آن حضرت است؛ مانند ربودن جامه شهدا، غارت خیمهها، دفن اجساد شهدا، ورود اهل بیت(ع) به کوفه، خطبه حضرت زینب در این شهر، و فرستادن سرهای شهدا به شام.
- باب چهارم درباره حوادث خارقالعادهای است که پس از شهادت حضرت، روی داده است؛ همانند گریستن آسمان و زمین و مردم و فرشتگان در عزای حضرت و اشعاری که در سوگ وی سروده شده است.
- باب پنجم به فرزندان و همسران امام و پاداش زیارت او و تعرض و ستم خلفا به قبر حضرت، اختصاص یافته است. خاتمه درباره شرح حال توابین، قیام مختار و کشتن کشندگان امام حسین(ع) و مرگ یزید است.
- گزارشهای غیر معتبر: با وجود آنکه محدث قمی کوشش بسیار کرده است که اخبار و گزارشهای غیرمعتبر و ضعیف را در این کتاب نیاورد، برخی از آنها به این کتاب نیز راه یافته است. برای نمونه، گزارش چگونگی به میدان رفتن و نبرد حضرت عباس[۱۵]، گزارش وداع امام(ع) با زنان اهل بیت(ع)[۱۶] جریان رفتن امام حسین(ع) با اسبش کنار شریعه فرات و تعارف کردن آب به یکدیگر[۱۷]، گزارش وداع دوم امام،(ع)[۱۸] نقل گزارش ابن شهر آشوب درباره کشته شدن ۱۹۵۰ نفر به دست امام(ع)[۱۹] و جریان مسلم جصاص (گچکار) و نان و خرما دادن کوفیان به کودکان اهل بیت(ع)[۲۰]، از گزارشهای ضعیف و نامعتبر این کتاب، به حساب میآید.
- انتشار کتاب: نفس المهموم، در دهههای اخیر، با مقدمه محقق محترم سید احمد حسینی و تحقیق آیتالله رضا استادی، چاپ شده است. همچنین این اثر به فارسی ترجمه شده است. نخستین ترجمه آن با حواشی و تعلیقات ارزشمند، به خامه آیتالله ابوالحسن شعرانی با عنوان «دمع السجوم ترجمة نفس المهموم» چاپ شده است. ترجمه دیگر این کتاب و نیز کتاب «نفثة المصدور» به قلم آیتالله محمد باقر کمرهای با نام «رموز الشهادة» ترجمه کامل نفس المهموم و نفثة المصدور، چاپ شده است. افزون بر این، ترجمه اخیر با عنوان «در کربلا چه گذشت» نیز عرضه شده است.[۲۱]
مقتل سید محسن امین
یکی از مقاتل این قرن، کتابی با نام لواعج الاشجان فی مقتل الحسین نگاشته سید محسن امین حسینی عاملی متوفای ۱۳۷۱ق میباشد. این اثر به زبان عربی و در قالب یک مقدمه، سه مقصد و یک خاتمه نگاشته شده است. شیوه نگارش کتاب، به جز یک فصل از خاتمه، کاملا توصیفی و عاری از هرگونه تحلیل و تفسیر است. این کتاب با وجود ارائه روایتی دقیق و جزئیاتنگر از واقعه کربلا، به دلیل فقدان تحلیل و تفسیر عمیق، در زمره آثار تحلیلی این واقعه محسوب نمیشود. لازم به ذکر است که این مقتل دارای ترجمههایی به زبان فارسی است.
- معرفی مؤلف: سید محسن امین حسینی عاملی (۱۲۸۴-۱۳۷۱ق)، از فقهاء، ادیبان، شرححالنگاران و علمای شیعه جبل عامل در قرن سیزدهم و چهاردهم هجری قمری که نسبش به زید بن علی فرزند امام سجاد(ع) میرسد. کتاب اعیان الشیعه مهمترین اثر او در معرفی علما و بزرگان شیعه است. سرانجام سید محسن امین پس از مدتی بیماری در سال ۱۳۷۱ق دار فانی را وداع گفت.
- ساختار کتاب: از سید محسن امین حدود ۱۰۰ جلد کتاب و رساله بر جای مانده که یکی از مهمترین آثار وی کتاب لواعج الاشجان فی مقتل الحسین است. این کتاب دارای یک مقدمه، سه مقصد و یک خاتمه است. در مقدمه، فضایل امام حسین(ع)، پیشگویی پیامبر(ص) درباره شهادت آن حضرت، پاداش گریستن بر او، خطبه و چند شعر از حضرت ذکر شده است. مقصد نخست درباره گزارش قیام حضرت تا ورود به کربلاست. مقصد دوم درباره وقایع کربلا تا شهادت امام حسین(ع) و یارانش است. مقصد سوم درباره وقایع پس از شهادت، از جمله برخی از حوادث عجیب و خارقالعاده و نیز رفتن اسرا به کوفه و شام و خطبههای امام سجاد، حضرت زینب و دیگران میباشد. خاتمه، دارای دو فصل است. فصل اول درباره محل دفن سر امام حسین(ع) است که نویسنده هفت قول را در این باره بیان کرده است. فصل دوم، که تنها بحث تحلیلی کتاب است، ابتدا سه پرسش را مطرح کرده و سپس به آنها پاسخ گفته است. نکته دیگر آنکه دو کتاب دیگر به نامهای اصدق الاخبار فی قصة الاخذ بالثار از همین نویسنده و نصاریات که مشتمل بر مرثیههای شیخ محمد نصار عراقی است، با صفحات مستقل، ضمیمه این کتاب هستند.
- گزارش محتوا: مؤلف، این کتاب را بر اساس کتابهای مورد اطمینان و روایات درخور اعتماد نزد علما، نوشته است[۲۲]؛ اما منابع خود را بیان نکرده است. بنا بر ادعای مؤلف، این کتاب مانندی ندارد و هر منصفی، امتیاز آن را نسبت به سایر کتابها میداند[۲۳]. شیوه نگارش کتاب، به جز یک فصل از خاتمه، کاملا توصیفی و عاری از هرگونه تحلیل و تفسیر است. مؤلّف بعد از ذکر مقدمه ای در فضل گریه بر امام حسین(ع) احادیثی از پیامبر(ص) در فضیلت و جایگاه والای حضرت نزد پیامبر و خداوند، آورده است. سپس به پاره ای از اوصاف امام حسین(ع) اشاره و با ذکر نسب امام(ع) و ذکر شهرها به مناسبت بحث اشاره و به بیعت نکردن امام حسین(ع) و دوره معاویه به طور مفصل اشاره کرده و با وقایع مرتبط با جریان شهادت امام، ادامه مییابد. در ذکر شهادت حضرت مسلم بن عقیل، بحث جامع و مفصّلی را انجام داده به وقایع بعد از شهادت امام نیز اشاره میکند.
- تاریخ انتشار: سید محسن امین عاملی (۱۳۷۱ق) این کتاب را در سال ۱۳۲۹ قمری به زبان عربی نگاشته و در سال ۱۳۲۹ قمری در دمشق به چاپ رسانده است[۲۴].
- ترجمههای کتاب: کتاب لواعج الاشجار با عنوان امام حسین(ع) و حماسه کربلا به قلم ناصر پاکپرور به فارسی ترجمه، و در سال ۱۳۶۶ شمسی چاپ شده است. همچنین این کتاب به تازگی با عنوان اشک و ماتم در سوگ سبط خاتم به قلم عباس جلالی و تصحیح سید منذر حکیم به فارسی برگردانده شده و انتشارات فقه آن را به چاپ رسانده است. افزون بر این، مؤلف به مناسبت پرداختن به شرح حال امامان(ع) که در کتاب اعیان الشیعة[۲۵]، بخشی از این نگاشته را به زندگینامه امامان(ع) و از جمله زندگی و قیام امام حسین(ع) اختصاص داده است. وی گزارشی نسبتا جامع درباره زندگی و مناقب امام حسین(ع) و شرح قیام آن حضرت، حوادث روز عاشورا و پس از شهادت و بحثی درباره محل دفن سر امام(ع) و سرهای برخی دیگر از شهدا و برخی از مباحث دیگر، ارائه کرده است. همچنین این بخش از زندگینامه امامان از اعیان الشیعه به صورت مستقل با عنوان فی رحاب ائمه اهل البیت(ع) در قالب یک مجموعه دوجلدی چاپ شده که با عنوان سیره معصومان(ع) به فارسی برگردانده شده و بیش از نیمی از جلد پنجم آن (بیش از صدوپنجاه صفحه) درباره امام حسین(ع) است[۲۶].[۲۷]
مقتل مقرم
یکی از مقاتل این دوره، کتابی با نام مقتل الحسین(ع) نگاشته سید عبدالرزاق موسوی مقرم متوفای ۱۳۹۱ ق میباشد. این اثر به زبان عربی و در قالب چهار بخش نگاشته شده است. با وجود استقبال محافل و مجالس روضهخوانی از این کتاب و برخورداری از ساختاری منظم، گزارشهای ضعیف و نامعتبر نیز در آن یافت میشود. لازم به ذکر است که مقتل مقرم دارای ترجمههایی به زبان فارسی است.
- معرفی مؤلف: سید عبدالرزاق موسوی مقرم (۱۳۱۶-۱۳۹۱ ه. ق)، که سلسله نسب او به امام موسی بن جعفر(ع) میرسد از علمای شیعی قرن چهاردهم بوده است. او علوم عقلی و نقلی را در محضر بزرگان فراگرفت و در اصول، فقه، حدیث، ادبیات، فلسفه، درایه و حکمت صاحبنظر گشت. از او تألیفات زیادی درباره زندگی اهل بیت بر جای مانده است که مشهورترین آنها مقتل مقرم است. سید مقرم سرانجام در سال ۱۳۹۱ ه. ق به رحمت ایزدی پیوست.
- ساختار کتاب: سید عبدالرزاق موسوی مقرم کتاب مقتل الحسین(ع) را به زبان عربی در چهار بخش نگاشته است. از جمله مباحث بخش اول که تنها بخش تحلیلی کتاب است میتوان به این موارد اشاره کرد: لعن بر یزید، علم امام حسین(ع) به شهادت خود و عدم منافات آن با آیه تهلکه، پیروز شدن آن حضرت، بقای شریعت به وجود او، گریه بر او و سجده بر تربت وی، علت آنکه حضرت، زنان و فرزندانش را همراه خود به کربلا برد. در بخش دوم به حوادثی از جمله مرگ معاویه و بیعتخواهی یزید از امام حسین(ع)، خروج آن حضرت از مدینه و اقامت در مکه، اعزام مسلم به کوفه و قیام وی، خروج آن حضرت از مکه و حرکت به سوی کوفه و منازل و حوادث بین راه تا رسیدن به کربلا و حوادث روزهای اقامت در کربلا و نیز شب عاشورا، پرداخته شده است. بخش سوم به حوادث روز عاشورا و مبارزه و نبرد اصحاب امام حسین(ع) و بنی هاشم و در نهایت مبارزه و شهادت حضرت و غارت لباس امام(ع) اختصاص داده شده است. بخش چهارم، به حوادث پس از شهادت امام(ع) اختصاص دارد؛ از جمله برخی از حوادث خارقالعاده، غارت خیمهگاه، اسب تاختن بر بدن مطهر امام(ع)، فرستادن سرهای شهدا به کوفه، حرکت اسرا به سوی کوفه، خطبههای اهل بیت(ع) در کوفه، دفن پیکر امام(ع)، اسرا در دارالاماره کوفه تا رفتن اهل بیت(ع) به شام و حوادث بین راه، حوادث شام و دربار یزید تا بازگشت اهل بیت(ع) از شام و حضور آنان در اربعین شهادت حضرت در کربلا و سرانجام بازگشت آنان به مدینه.
- گزارش محتوا: با اینکه این کتاب از نظر ارائه بحث و ترتیب حوادث، از آثاری است که در چند دهه اخیر، مورد توجه و اعتنای محافل و مجالس وعظ و روضهخوانی قرار گرفته است، ولی مانند بسیاری از آثار دیگر این قرن هرچند کمتر از آفت اعتماد به گزارشهای ضعیف و نامعتبر مصون نمانده است؛ چنان که گزارشهایی همانند انتساب یک نیایش به امام حسین(ع) در هنگام شهادت[۲۸]، انتساب تعبیر الظلیمة الظلیمة، من امة قتلت ابن بنت نبیها به اسب امام حسین(ع) از زبان امام باقر(ع)[۲۹]، گزارش فریاد و ناله شیر در کنار بدن مطهر امام[۳۰]، بر روی دست قرار دادن بدن امام(ع) توسط حضرت زینب و نسبت دادن این سخن: الهی تقبل منا هذا القربان به حضرت زینب هنگام عبور اسرا از کنار اجساد شهدا[۳۱]، و جریان نان و خرما و گردو دادن کوفیان به کودکان اهل بیت(ع)[۳۲] از گزارشهای ضعیف و نامعتبر این اثر است.
- ترجمههای کتاب: این کتاب نخستین بار به کوشش محقق گرانمایه عزیزالله عطاردی با عنوان «چهره خونین حسین سیدالشهدا(ع) یا داستان کربلا» در سال ۱۳۵۱ شمسی به فارسی ترجمه و چاپ شده است و بار دیگر، با عنوان «سالار کربلا حسین بن علی(ع)» به قلم مرتضی فهیم کرمانی و بار سوم با عنوان «مقتل مقرم یا روز واقعه» توسط محمد مهدی عزیزاللهی کرمانی، ترجمه و چاپ شده است.[۳۳]
مقتل معالی السبطین
یکی دیگر از مقاتل قرن چهارده، کتابی با نام معالی السبطین فی احوال السبطین نگاشته محمد مهدی حائری مازندرانی متوفای ۱۳۸۵ق میباشد. کتاب مورد بحث، با وجود تمرکز بر شرح حال امام حسن(ع) و امام حسین(ع)، بیشتر به زندگی امام حسین(ع) پرداخته و نویسنده در نگارش این اثر از منابع ضعیف و غیرقابل اعتمادی بهره برده که منجر به ورود تحریفات متعددی به این اثر شده است.
- محتوای کتاب: محمد مهدی حائری مازندرانی (۱۳۰۰-۱۳۸۵ق) مؤلف کتاب معالی السبطین فی احوال السبطین الحسن و الحسین(ع)، هر چند این کتاب را در شرح حال امام حسن(ع) و امام حسین(ع) نگاشته، بیشتر آن را به زندگی امام حسین اختصاص داده است. او در نگارش این اثر، از منابع ضعیف و غیر قابل اعتماد، از جمله روضة الشهداء، منتخب طریحی، مقتل ابومخنف، مدینه المعاجز، ناسخ التواریخ، اسرار الشهادات، تظلم الزهراء و… بهره برده و ناگزیر تحریفات بسیاری در نگاشته او راه یافته است.
- گزارشهای غیر معتبر:
- نسبت دادن سخن لیتنی کنت قبل هذا الیوم عمیاء… به حضرت زینب هنگام روبه رو شدن با جنازه حضرت علی اکبر[۳۴]؛
- حضور لیلا در کربلا و خارج شدن وی از خیمه با پا و سر برهنه هنگام شهادت علی اکبر[۳۵] در صورتی که هیچ سند تاریخی قدیمی درباره حضور او در کربلا وجود ندارد؛
- اینکه شمر سر امام(ع) را از قفا برید؛ چون حضرت به شمر گفت که شمشیر جای بوسیدن پیامبر را نخواهد برید، و چون شمر هر رگ و استخوانی را از سر حضرت قطع میکرد، امام میگفت: «واجداه، وا ابالقاسماه…»[۳۶].
- قصه ساربان امام و جنایت او نسبت به بدن مطهر حضرت در شب یازدهم محرم[۳۷].[۳۸]
منابع
پانویس
- ↑ معتمدالدوله، فرهاد میرزا، قمقام زخاز وصمصام بتار، ص۴؛ ص۸، مقدمه مؤلف؛ ص۸۵۳.
- ↑ معتمدالدوله، فرهاد میرزا، قمقام زخاز وصمصام بتار، ص۵-۶.
- ↑ معتمدالدوله، فرهاد میرزا، قمقام زخاز وصمصام بتار، ص۸.
- ↑ پیشوایی، مهدی، مقتل جامع سیدالشهداء ج۱ ص ۱۱۱.
- ↑ شریف کاشانی، ملا حبیب الله، تذکرة الشهداء، ص۴۵۳.
- ↑ شریف کاشانی، ملا حبیب الله، تذکرة الشهداء، ص۲۷۹-۲۸۰.
- ↑ شریف کاشانی، ملا حبیب الله، تذکرة الشهداء، ص۴۴۳.
- ↑ شریف کاشانی، ملا حبیب الله، تذکرة الشهداء، ص۳۱۱.
- ↑ شریف کاشانی، ملا حبیب الله، تذکرة الشهداء، ص۳۲۵.
- ↑ شریف کاشانی، ملا حبیب الله، تذکرة الشهداء، ص۳۱۲.
- ↑ شریف کاشانی، ملا حبیب الله، تذکرة الشهداء، ص۲۲۰.
- ↑ پیشوایی، مهدی، مقتل جامع سیدالشهداء ج۱ ص ۱۳۲.
- ↑ قمی، شیخ عباس، نفس المهموم، ص۷.
- ↑ قمی، شیخ عباس، نفس المهموم و نفثة المصدور، ص۶۲۶.
- ↑ قمی، شیخ عباس، نفس المهموم، ص۳۰۷.
- ↑ قمی، شیخ عباس، نفس المهموم، ص۳۴۶.
- ↑ قمی، شیخ عباس، نفس المهموم، ص۳۵۵.
- ↑ قمی، شیخ عباس، نفس المهموم، ص۳۵۵.
- ↑ قمی، شیخ عباس، نفس المهموم، ص۳۲۲.
- ↑ قمی، شیخ عباس، نفس المهموم، ص۳۶۴.
- ↑ پیشوایی، مهدی، مقتل جامع سیدالشهداء ج۱ ص ۱۳۸.
- ↑ امین، سیدمحسن، الواعج الاشجان، ص۳.
- ↑ امین، سیدمحسن، الواعج الاشجان، ص۲۵۸.
- ↑ امین، سیدمحسن، الواعج الاشجان، ص۲۵۸.
- ↑ امین، سیدمحسن، اعیان الشیعة، ج۱، ص۵۷۸-۶۲۹؛ آقابزرگ تهرانی، محمدحسن، الذریعة الی تصانیف الشیعة، ج۲، ص۲۴۸.
- ↑ امین، سید محسن، سیره معصومان، ص۷۱-۲۲۴، ترجمه حسین وجدانی.
- ↑ پیشوایی، مهدی، مقتل جامع سیدالشهداء ج۱ ص ۱۳۸.
- ↑ مقرم، محمدحسین، مقتل الحسین(ع)، ص۲۸۳.
- ↑ مقرم، محمدحسین، مقتل الحسین(ع)، ص۲۸۳.
- ↑ مقرم، محمدحسین، مقتل الحسین(ع)، ص۳۱۸ ۳۱۹.
- ↑ مقرم، محمدحسین، مقتل الحسین(ع)، ص۳۰۷.
- ↑ مقرم، محمدحسین، مقتل الحسین(ع)، ص۳۱۰.
- ↑ پیشوایی، مهدی، مقتل جامع سیدالشهداء ج۱ ص ۱۳۸.
- ↑ حائری مازندرانی، محمدمهدی، معالی السبطین فی احوال السبطین الامامین الحسن والحسین، ج۱، ص٢۵٢.
- ↑ حائری مازندرانی، محمدمهدی، معالی السبطین فی احوال السبطین الامامین الحسن والحسین، ص۲۵۵.
- ↑ حائری مازندرانی، محمدمهدی، معالی السبطین فی احوال السبطین الامامین الحسن والحسین، ج۲، ص۲۴.
- ↑ حائری مازندرانی، محمدمهدی، معالی السبطین فی احوال السبطین الامامین الحسن والحسین، ج۲، ص۳۵-۳۶.
- ↑ پیشوایی، مهدی، مقتل جامع سیدالشهداء ج۱ ص ۱۳۴.